امروزه در تجزیه و تحلیل سازمان های دولتی، پرداختن به اخلاق و ارزش های اخلاقی یکی از الزام هایی است که رهبران سازمان برای آن که بتوانندکارکنان شان را برای دستیابی به هدفی مشترک متقاعدسازند، بایدبدون استثنا به اصول پذیرفته شده آن پایبندباشند. هدف این پژوهش، طراحی و تبیین مدل رهبری اخلاقی در صداوسیمای مرکز آذربایجان شرقی است. پژوهش به روش آمیخته انجام شده است. نمونه گیری بخش کیفی پژوهش، با تکنیک گلوله برفی و با ابزار مصاحبه انجام شده است که بر مبنای آن، از میان مدیران ارشدصداوسیمای مرکز آذربایجان شرقی و استادان مدیریت، 10 نفر برای مصاحبه انتخاب شده اند. در بخش کمّی، از میان 320 نفر از کارکنان این مرکز، 230 نفر با استفاده از فرمول کوکران و با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند. داده های کیفی پژوهش با تکنیک تحلیل تم و داده های کمّی با نرم افزار Smart PLS تجزیه و تحلیل شده اند. در بخش کمّی، روایی محتوا و پایایی با محاسبه ضرایب آلفای کرونباخ تاییدشده اند. در بخش کیفی، تصدیق پذیری با راهبردممیزی بیرونی و اتکاپذیری با شیوه پایایی بین دو کدگذار موردتاییدقرار گرفته است. نتایج پژوهش منجر به شناسایی 54 ویژگی و شاخص رهبری اخلاقی، در دو بُعدو پنج مولفه شده است که ابعادشامل بعدفردی و موقعیتی هستندو مولفه ها نیز عبارتنداز اخلاقی، رفتاری، اعتقادی، مدیریتی، و اجتماعی.
مساجد جایگاهی اصیل در تربیت کودکان و نوجوانان دارند. این پژوهش با هدف اولویتبندی راهبردهای کلان در حوزه «تعامل مسجد و کودک و نوجوان» و ارائه توصیههای راهبردی به نهادهای خطمشیگذار در این حوزه شکل گرفت. با توجه به مسئله پژوهش مبنی بر سنجش اهمیت و عملکرد مؤلفههای راهبردی، وضع موجود و مطلوب مؤلفههای راهبردی «تعامل مسجد و کودک و نوجوان» با روش تحلیل اهمیت عملکرد از دید سه دسته از خبرگان (پژوهشگران، فعالان فرهنگی مسجدی، مسئولان ستادی) مورد بررسی قرارگرفته است. براساس نتایج پژوهش میتوان گفت با توجه به شکاف بسیار زیاد وضع موجود و مطلوب، مهمترین عامل در راستای بهبود وضع موجود، پیوند و همافزایی اضلاع تربیتی «مسجد، مدرسه خانواده و محله» است. علاوه بر آن نقشآفرینی بیرونی مسجد به همراه ساخت درونی آن به نسبت دیگر راهبردهای کلان بیشترین اثر را بر تعامل مسجد و کودک و نوجوان خواهد گذاشت. از سوی دیگر توجه همزمان به مؤلفههای رفتاری و ساختاری حائز اهمیت است. علاوه بر آن رویکرد مقبول در ارتقای وضع موجود بهدلیل مردم نهاد بودن مساجد، رویکرد «پایین به بالا» است؛ با وجود این به دلیل اولویت زیاد «نقشآفرینی آموزشوپرورش در استفاده از ظرفیت تربیتی مساجد» باید نسبت به تحقق این هدف، اهتمام ویژهای صورت پذیرد.
امروزه به دلیل لزوم رعایت مسئولیت اجتماعی توسط سازمان ها که موجب حفظ بقای سازمان، دستیابی به اهداف و مشروعیت یافتن عملکرد سازمان می شود، این موضوع و تصمیم گیری های مربوط به آن از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف از انجام این پژوهش شناسایی مسئولیت اجتماعی سازمان ها و عوامل موثر بر آن و رتبه بندی این عوامل بر اساس تکنیک DANP می باشد. تحقیق حاضر در زمره تحقیق کمی قرار می گیرد و از نظر هدف کاربردی و از منظر روش توصیفی است. جهت جمع آوری داده های مورد نیاز از ابزار پرسش نامه و نظرات 7 خبره در شرکت سهامی توزیع نیروی برق شیراز استفاده شده است. طبق نتایج حاصل از این پژوهش، معیار کارکنان با وزن نهایی 0.262 در رتبه نخست این اولویت بندی و پس از آن، عوامل بیرونی سازمان با وزن نهایی 0.253، مدیریت با وزن نهایی 0.244 و عوامل مالی سازمان با وزن نهایی 0.240 در رتبه های بعدی قرار می گیرند. بنابراین به دلیل فراگیر بودن مسئولیت اجتماعی در حوزه های مختلف، مدیران هر سازمان باید صرف نظر از اندازه سازمان و برای کسب منافع مورد نظر خود و ذینفعان سازمان، اهمیت بیشتری را برای این مقوله قائل شوند و اقدامات لازم را برای به اجرا در آوردن آن انجام دهند.
ازآنجاکه ارزیابی مدل های تعالی، به ویژه مدل تعالی EFQM، با رویکرد منطق رادار مبتنی بر قضاوت ذهنی ارزیابان است و در فضای عدم قطعیت رخ می دهد، هدف پژوهش حاضر ارزیابی دقیق تر سازمان ها بر اساس مدل تعالی EFQM با استفاده از منطق نوتروسوفیک در صنعت بانکداری است تا مقادیر برآوردی ارزیابی را به روشی دقیق تر انجام دهد. در این پژوهش ارزیابی سازمان بر اساس مدل تعالی EFQM با استفاده از منطق نوتروسوفیک که یک منطق سه ارزشی در فضای عدم قطعیت است، صورت گرفت. ابتدا یک ابزار ارزیابی برای سنجش با منطق نوتروسوفیک طراحی شد. روایی سازه و محتوای پرسشنامه به دلیل استفاده از چارچوب مدل تعالی EFQMدر طراحی آن و همچنین تأیید خبرگان حوزه ارزیابی، قابل قبول بوده و پایایی آن با روش دستیابی به مشابهت نظر خبرگان و اتفاق نظر آنان بر پایا بودن پرسشنامه تأیید شد؛ سپس سازمان های منتخب که شامل سه بانک دولتی، خصوصی و شبه دولتی بود با استفاده از این ابزار توسط گروه ارزیابان منتخب جایزه ملّی تعالی سازمانی ارزیابی شدند و درنهایت مقایسه ای بین نتایج این ارزیابی با منطق رادار صورت گرفت. بنا بر نظر خبرگان ارزیابی جایزه ملّی تعالی EFQM و همچنین محاسبات انجام شده، ارزیابی سازمان های مورد مطالعه با رویکرد منطق نوتروسوفیک دقیق تر از ارزیابی با رویکرد منطق رادار است.
مصرف کنندگان هم خواهان کالاها و محصولات جدیدند، و هم به محض نوآوری، در برابر محصول و کالای جدید مقاومت نشان می دهند.
از دیگر سو، شرکتها می دانند برای افزایش رقابت پذیری باید ""نوآوری"" در کالا و محصول داشته باشند، و هم پس از نوآوری، با این دغدغه ی کشنده دست به گریبان خواهند شد که آیا مشتری این کالا یا محصول را می پسندد؟
راه برون رفت از این تضادها را در این اثر بخوانید که بخوبی تشریح می کند چگونه می توان و باید هزینه های سنگینی را برای نوآوری اختصاص داد، و هم از مقاومت مصرف کنندگان در رویارویی با کالاها و محصولات تازه کاست و در مرحله ی بالاتر، شیفتگی مشتریان سینه چاک را به راه انداخت.
در این پژوهش، نمونه ای مشتمل بر 126 شرکت تولیدی و 11 شرکت ساختمانی پذیرفته شده در بورس
اوراق بهادار تهران طی سال های 1387 تا 1391 انتخاب و دو فرضیه اصلی مبنی بر ضعیف تر بودن ضریب
واکنش سود در شرکت های ساختمانی پذیرفته شده در بورس تهران در مقایسه با شرکت های تولیدی و
بازرگانی و همچنین عدم وجود تفاوت معنی دار میان سود گزارش شده و قیمت سهام قبل و بعد از مجمع
تدوین گردید و برای افزایش قابلیت اتکای فرضیه های اصلی، دو فرضیه فرعی مبنی بر عدم وجود رابطه
معنی دار بین جریان های نقد عملیاتی و سود عملیاتی شرکت های ساختمانی پذیرفته شده در بورس تهران و
وجود رابطه غیر خطی بین قیمت سهام شرکت های ساختمانی پذیرفته شده در بورس تهران و سود این
شرکت ها، تدوین شد. نتایج آزمون فرضیه اصلی اول نشان داد که ضریب واکنش سود در شرکت های
ساختمانی در مقایسه با ضریب واکنش سود در شرکت های تولیدی ضعیف تراست. بر اساس نتایج آزمون
فرضیه اصلی دوم، در شرکت های ساختمانی قیمت سهام بعد از مجمع با قیمت سهام قبل از مجمع تفاوت
معنی داری ندارد مهمترین نتیجه پژوهش حاضر این است که در قیمت گذاری سهام شرکت های ساختمانی
در بازار اوراق بهادار، باید به عوامل مهم دیگری غیر از سود سهام سالیانه توجه شود. عواملی که نقش آنها
در سایر شرکت ها به مراتب ضعیف تر است
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد پروژه در سازمان های پروژه محور پرداخته شده است. روش تحقیق مورد استفاده از نوع توصیفی واز نوع پیمایشی می باشد. همچنین جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه کارکنان در سازمان های پروژه محور به تعداد 150 نفر می باشند .حجم نمونه 120 نفر تعیین گردید و روش نمونه گیری پژوهش حاضر نمونه گیری تصادفی ساده می باشد. داده های تحقیق با روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده و ابزار مورد استفاده پرسشنامه بوده است. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از روش آلفای کرونباخ 0.892 روایی ابزار با روش محتوایی و سازه مورد تأیید قرار گرفته اند . اطلاعات تحقیق به کمک نرم افزار اس24 SPSS و smartpls2 و با استفاده از آزمونهای آماری، توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج این تحقیق حاکی از آن است که مدیریت دانش بر عملکرد پروژه تاثیر معناداری دارد همچنین نتایج نشان میدهد مدیریت دانش بر ریسک پروژه تاثیر مثبت داشته است بعلاوه نتایج نشان داد تاثیر ریسک پروژه بر ارتقای عملکرد پروژه مثبت بوده است.
دوره کنونی حیات بشری با تحولات و دگرگونی های شگفت انگیزی همراه است. هرچند که در قرن گذشته با ارزش ترین دارایی یک سازمان ابزار تولید بود ولی اکنون سرمایه اصلی موسسات کارکنان آن به عنوان دانشگران هستند. با افزایش نقش دانش در زندگی بشر، به نظر می رسد وابستگی ابعاد و شئون مختلف زندگی به دانش در آینده افزایش خواهد یافت. به همین دلیل چندی است که مبحث مهمی به عنوان مدیریت دانش مطرح شده است. مدیریت دانش فرآیندی است که در آن هر کارمند یا فرد می تواند قسمت سودمند از دانش را در زمان و مکان مناسب، کشف کند، به دست آورد، پرورش دهد، خلق کند، عرضه کند، پخش کند، به اشتراک بگذارد، نگهداری کند، ارزیابی کرده و بکار گیرد. یکی از مهمترین عوامل و فرآیندهای مدیریت دانش که پایه بسیاری از استراتژی های مدیریت دانش است، اشتراک دانش یا تسهیم دانش است. اشتراک دانش، تسهیم داوطلبانه مهارت ها و تجربه های اکتسابی به سایر افراد است. ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ ﺑﺮای اﯾﺠﺎد ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ اﺷﺘﺮاکﮔﺬاری داﻧﺶ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ آن ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺟﻮ ﻫﻤﮑﺎری و ﻣﺸﺎرﮐﺖ را ﺑﻪ وﺟﻮد آورﻧﺪ. از آنجا که دانشگاه ها در صدر سازمان های تولید کننده دانش می باشند انتظار می رود در مدیریت دانش و استقرار آن پیش قدم باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی موانع نظام مدیریت دانش در دانشگاه ها می باشد. روش پژوهش در این مقاله به روش جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و اینترنت می باشد.
هدف پژوهش، تعیین نقش مکانیزم های حاکمیت شرکتی، بر به موقع بودن تجدید ارائه اطلاعات مالی و تأثیر آن بر ارتباط بین به موقع بودن تجدید ارائه اطلاعات و بازده غیرعادی سهام است. برای آزمون فرضیه ها از داده های 160 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی1391-1396 استفاده شده است. مطابق با یافته ها، بین استقلال هیئت مدیره، تغییر مدیرعامل و تغییر حسابرس با به موقع بودن تجدید ارائه، ارتباط مستقیم وجود دارد. ضمن آنکه بین دوگانگی مسئولیت مدیرعامل با به موقع بودن تجدید ارائه، ارتباطی یافت نشد. یافته ها نشان می دهد به موقع بودن تجدید ارائه بر ارتباط بین اطلاعات فصلی پس از تجدید ارائه و بازده غیرعادی سهم موثر بوده است. ولی متغیر سود غیرمنتظره تأثیری بر این رابطه نداشته است. تأثیر تغییر مدیرعامل بر ارتباط بین اطلاعات فصلی پس از تجدید ارائه و بازده غیرعادی سهام می باشد. و در نهایت اینکه تغییر مدیرعامل بر ارتباط بین سود غیرمنتظره و بازده غیرعادی سهام در شرکت هایی که تجدید ارائه را به موقع انجام داده و پس از آن اطلاعات فصلی را گزارش می کنند تأثیر ندارد. این نتیجه در شرکت هایی که تجدید ارئه را به موقع انجام نمی دهند نیز مصداق دارد.
سیاست تقسیم سود یک از مهمترین مباحث مطرح در ادبیات مالی است؛ زیرا سود تقسیمی بیانگر پرداختهای نقدی عمده شرکتها و یکی از مهمترین گزینهها و تصمیمات فراروی مدیران به شمار میرود. این پژوهش به بررسی تأثیر توانایی مدیران بر سیاست تقسیم سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میپردازد. این تحقیق از نوع تحقیقات شبه تجربی در حوزه تحقیقات اثباتی حسابداری است. این پژوهش برای توانایی مدیران از مدل دمیرجیان و همکاران) 2012 ( و سیاست تقسیم سود از نسبت تقسیم سود نقدی به سود هر سهم استفاده می کند. با اعمال شرایط انتخاب نمونه، تعداد 82 شرکت برای دوره زمانی 1386 - 1394 انتخاب شد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که توانایی مدیران دارای رابطه مثبت و معناداری باسیاست تقسیم سود شرکت ها است. مدیران تواناتر سود تقسیمی بیشتری پرداخت می کنند
هدف پژوهش حاضر تحلیل رابطه بین اثربخشی کمیته حسابرسی و مکانیسم های مدیریتی و مالکیتی نظام راهبری شرکتی است. ویژگی های اندازه، استقلال و تخصص مالی اعضای کمیته حسابرسی در ارزیابی اثربخشی آن مورد استفاده قرار گرفته است. ویژگی های هیأت مدیره و ساختار مالکیت نیز به عنوان مکانیسم های راهبری شرکتی منظور شدند. برای بررسی ویژگی های هیأت مدیره از سه معیار تخصص مالی هیأت مدیره، استقلال هیأت مدیره و رهبری هیأت مدیره استفاده گردید. همچنین برای بررسی نوع مالکیت از دو معیار مالکیت نهادی و مالکیت عمده استفاده شد. در راستای آزمون فرضیه های پژوهش از مدل های رگرسیون چند متغیره داده های ترکیبی با اثرات ثابت و روش حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است. با توجه به شرایط غربال جامعه و طبق روش حذف سیستماتیک، تعداد 195 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 6 ساله از 1391 تا 1396 بررسی شده اند. نتایج تحلیل های پژوهش بیانگر این است که از بین ویژگی های مورد بررسی در زمینه هیأت مدیره در این پژوهش تنها رهبری هیأت مدیره تأثیر معنی دار و مستقیم بر اثربخشی کمیته حسابرسی شرکت ها دارد که این موضوع حاکی از برقراری رابطه مکمل بین این دو مؤلفه راهبری شرکتی است؛ اما تخصص مالی اعضای هیأت مدیره و استقلال هیأت مدیره تأثیر معنی داری بر اثربخشی کمیته حسابرسی شرکت ها ندارند. همچنین هر دو معیار ساختار مالکیت شامل مالکیت نهادی و مالکیت عمده تأثیر معنی دار و معکوس بر اثربخشی کمیته حسابرسی شرکت ها دارند که این موضوع حاکی از برقراری رابطه جانشینی بین این مؤلفه های راهبری شرکتی است. نتایج متغیرهای کنترلی بیانگر این است که حسابرس بزرگ، چرخش حسابرس و سودآوری بر اثربخشی کمیته حسابرسی شرکت ها تأثیر معنی دار و معکوس می گذارند؛ اما اندازه و اهرم مالی بر اثربخشی کمیته حسابرسی شرکت ها تأثیر معنی دار و مستقیم می گذارند.
مقدمه: بیمارستان سبز بیمارستانی است که سلامت مردم را با کاهش مداوم پیامدهای زیست محیطی و برطرف کردن اثرات مخرب آن ارتقا دهد. هدف کلی این پژوهش تدوین مدل بیمارستان سبز برای کشور ایران بر اساس معیارها و استانداردهای مختلف موجود در دنیا در راستای رسیدن به استانداردهای بیمارستان سبز در کشور است. روش ها: پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی تطبیقی است که در دو مرحله یعنی استخراج مدل های مختلف بیمارستان سبز بر اساس روش مرور جامع و طراحی و تعیین اعتبار مدل بیمارستان سبز برای کشور ایران با بهره گیری از روش دلفی و آمار توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS16 انجام شده است. یافته ها: بر اساس نتایج حاصل از پژوهش در مرحله مرور جامع، هفت مدل اصلی برای بیمارستان سبز وجود دارد که شامل: بهترین عملکردهای زیست محیطی در بخش سلامت (11 بُعد)، راهنمای سبز برای مراقبت های بهداشتی (شش بُعد)، شورای رهبری ساختمان سبز ایالات متحده در طراحی محیط زیست و انرژی (هفت بُعد)، سازمان بین المللی استاندارد (11 بعد)، ابزار بیمارستان هوشمند (نه بُعد)، سازمان بهداشت پان امریکن (10 بُعد) و جهانی سبز در بیمارستان های سالم (10 بُعد ) می شود. در مرحله دلفی نیز مدل بیمارستان سبز برای کشور ایران با 17 بعد اصلی طی دو مرحله معتبر گردید. نتیجه گیری: در الگوی تعیین اعتبار شده برای کشور ایران، همانند سایر الگوهای معتبر در زمینه بیمارستان سبز، کارایی آب، انرژی و مدیریت پسماند تایید شد. به طور کلی دلایل انتخاب ابعاد تایید شده را می توان ناشی از مواردی نظیر تاکید مدل های مختلف بر این ابعاد، مرتبط بودن ابعاد فوق با چالش هایی که بیمارستان ها معمولا با آن درگیر هستند و اهمیت برخی از ابعاد در اعتبار بخشی و حاکمیت بالینی بیمارستان ها دانست.