هر حوزه ای از دانش مانند دانش تصمیم گیری راهبردی که در پی ورود به واقعیت تجربی برای ایجاد تغییر است، ریشه در جهان بینی حاکم بر آن دارد و نمی تواند بدون توجه به مبانی زاویه فکری خود طراحی و اجرا شود. بدین سان برای دستیابی به دانش تصمیم گیری راهبردی قرآن بنیان، چاره ای جز تنظیم معرفتی آن از سطح مبانی زاویه فکری تا سطح تجربی، مبتنی بر آموزه های وحیانی نیست. در این راستا، در پژوهش پیش رو، مبنی بر سازوکار ترکیبی روش دلالت پژوهی و منطق دلالت در پیشینه علم اصول، با استناد به سوره انفال کوشش شده است تا با استفاده از تحلیل تم و تحلیل محتوا در نرم افزار atlas.ti، نمونه هایی از دلالت های مبتنی بر مبانی معرفت شناسی مرتبط با موضوع تصمیم گیری راهبردی فهم و تبیین شود. حاصل این فرآیند استخراج 192 کد اولیه، 14 مضمون پایه و 6 مضمون سازمان دهنده شامل نقش و کیفیت پیوستگی ادراکات حقیقی، اعتباری و وجدانی در تصمیم گیری راهبردی، تبلور فاعل تصمیم گیرنده از جنبه نظری و کاربردی، دانش گفتمان آفرین تغییر و تحول در تصمیم گیری راهبردی، جایگاه ارزش ها در تصمیم گیری راهبردی، منابع معرفت در تصمیم گیری راهبردی و اعتبار منابع معرفت در تصمیم گیری راهبردی، در ذیل یک مضمون دلالی فراگیر، یعنی نمونه مبانی معرفت شناسی تصمیم گیری راهبردی بوده است. گفتنی است نتایج تحقیق در مبانی معرفت شناسی قرآن بنیان در حوزه تصمیم گیری راهبردی است و این مهم، زمینه ساز تولید، فرآوری تدوین جامع نظریه و دانش تصمیم گیری راهبردی قرآن بنیان از سوی پژوهشگران این حوزه و بدین سان ارائه مدل های کاربردی خودویژه برای مدیران راهبردی، از چشم انداز جریان فکر دینی (قرآنی) در عینیت تحقیق و توسعه ای است.
ساخت و ساز ساختمان و جامعه ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند، تغییر انسان و جامعه به معنای تغییر ارزش ها و هنجارهای اجتماعی است که رفتار و گرایش جامعه و شهر را تغییر می دهد این تغییر باعث تحول دائمی شهر می شود. در این مقاله به بررسی رابطه ی ساخت و ساز، معماری و آرامش اجتماعی پرداخته شد، روش پژوهش بصورت کیفی و بررسی در مقالات، کتابها و پایان نامه ها بود و نتایج نشان دادند که درخصوص ساخت و ساز ساختمان ها نقش آرامش اجتماعی در جامعه بسیار موثر است، سازندگان ساختمانها، طراحان محیط و طراحان شهری، محیط را با هدف تامین فرصت هایی برای روابط شخصی طراحی می کنند. اگر نظام های اجتماعی و اداری استفاده از این محیط ها را حمایت کنند، احتمال بیشتری وجود دارد که از قابلیت های پیش بینی شده محیط استفاده شود. در صورت نبود چنین حمایت، احتمال استفاده از خدمات موجود به میزان قابل توجهی تقلیل می یابد.
این پژوهش با هدف بررسی دیدگاه عملگرایی در اسلام و رابطه آن با تصمیم گیری مدیریتی انجام شده است. دغدغه اصلی پژوهش این بوده است که معلوم کند با توجه به دیدگاه «عملگرایی» در غرب، اسلام در این زمینه چه نظری دارد؟ و این دیدگاه چه رابطه ای با تصمیم گیری به مثابه یکی از فرایندهای مدیریتی دارد؟ برای بررسی این مسئله، پژوهش به شیوه جست وجوی کتابخانه ای و نرم افزاری، به منابع اصیل اسلامی (مانند قرآن و منابع حدیثی معتبر) مراجعه و آیات و روایات مربوط به مسئله را جمع آوری نموده و با استفاده از روش توصیفی و تحلیل اسنادی به این مطلب دست یافته که اسلام دینی است که به عمل گرایش دارد. البته با توجه به مبانی اعتقادی و ارزشی مطرح در اسلام، عملی مقبول این دیدگاه است که بر پایه ایمان، نیت الهی و مطابق با ارزش های ثابت دینی باشد؛ یعنی علاوه بر حسن فعلی، حسن فاعلی نیز داشته باشد. همین نکته موجب تفاوت بین عملگرایی اسلامی و غربی شده است و با توجه به گستره معنایی عمل از دیدگاه اسلام، این دیدگاه بر تصمیم گیری مدیریتی به عنوان یک عمل، اثر مستقیم دارد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی بررسی تأثیر جو سازمانی بر کیفیت حسابرسی، تصمیمات غیراخلاقی و عملکرد حسابرسی به اجرا درآمده است. در این راستا پژوهش حاضر از حیث هدف، با توجه به اهداف پژوهش جزو پژوهش های کاربردی می باشد. از منظر گردآوری داده ها، پژوهش حاضر در مجموعه تحقیقات میدانی و پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه حسابداران رسمی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشند. بر اساس اطلاعات گردآوری شده حسابداران رسمی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران محدود به 3100 نفر می باشند. با توجه به محدود بودن جامعه برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد. بر این اساس تعداد 342 نفر نمونه در سال 1402 برآورد شده است و در نهایت نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه ها با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس نشان می دهد که جو سازمانی بر کیفیت حسابرسی تاثیرگذار است و همچنین جو سازمانی نیز بر تصمیمات غیر اخلاقی حسابرسان اثرگذار بوده است و در نهایت جو سازمانی بر عملکرد حسابرسی تاثیر می گذارد.
هدف از این پژوهش شناسایی و توسعه مدلی برای استراتژی های مسئولانه شرکت ها با روش فراترکیب است. پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه ای، از نظر ماهیت داده ها کیفی و از منظر گردآوری داده ها اسنادی- فراترکیب است. بدین منظور پس از طی گام های این روش و تجزیه و تحلیل مقالات در نهایت ۶۸ مقاله مورد بررسی قرار گرفته و ۵۹۴ کد اولیه استخراج شده است. سپس با بررسی پیشینه ها و مدل های مقالات تایید شده طراحی مدل مفهومی جدید به دست آمد. در مرحله تجزیه وتحلیل یافته ها از فنون تحلیل مضمون بهره گرفته شد. درنهایت پس از تحلیل تمامی مقاله ها، تعداد ۱۰ مفهوم و ۲۹ کد ثانویه استخراج گردید. این مفاهیم عبارت اند از پیشایند های سطح کلان، پیشایند های سطح سازمان، جهت گیری مسئولانه استراتژیک، حاکمیت شرکتی مسئولانه یکپارچه، استراتژی های تنظیم گر، استراتژی های فراگیر (به عنوان مفاهیم محتوایی و زمینه ای استراتژی)؛ پیشران های پیاده سازی، مولفه های نهادینه سازی (به عنوان مفاهیم فرآیندی) و در نهایت پیامد های داخلی و خارجی. در مدل شناسایی شده استراتژی های مسئولانه وجود یک سیستم حاکمیت شرکتی مسئولانه نقش محوری در انتخاب های استراتژیک شرکت ها و متوازن سازی جهت گیری های مسئولانه دارد که در نهایت می توان از طریق پیاده سازی درست و بهینه این استراتژی ها به ارزش هم افزایی دست یافت.
Most real-time speech signals are frequently disrupted by noise such as traffic, babbling, and background noises, among other things. The goal of speech denoising is to extract the clean speech signal from as many distorted components as possible. For speech denoising, many researchers worked on sparse representation and dictionary learning algorithms. These algorithms, however, have many disadvantages, including being overcomplete, computationally expensive, and susceptible to orthogonality restrictions, as well as a lack of arithmetic precision due to the usage of double-precision. We propose a greedy technique for dictionary learning with sparse representation to overcome these concerns. In this technique, the input signal's singular value decomposition is used to exploit orthogonality, and here the ℓ1-ℓ2 norm is employed to obtain sparsity to learn the dictionary. It improves dictionary learning by overcoming the orthogonality constraint, the three-sigma rule-based number of iterations, and the overcomplete nature. And this technique has resulted in improved performance as well as reduced computing complexity. With a bit-precision of Q7 fixed-point arithmetic, this approach is also used in resource-constrained embedded systems, and the performance is considerably better than other algorithms. The greedy approach outperforms the other two in terms of SNR, Short-Time Objective Intelligibility, and computing time.
موسسات حسابرسی ایران برای پایندگی و رشد خود خود ملزم به تامین اهداف عملکردی پیچیده و چندگانه هستند و این امر، ضرورت انجام ارزیابی عملکرد و برنامه ریزی استراتژیک را نمایان می سازد. در این راستا، هدف این پژوهش بررسی ابعاد رویکرد ارزیابی متوازن اثرگذار بر ارزیابی عملکرد شرکت های حسابرسی با استفاده از تحلیل عاملی تائیدی است. در این پژوهش پس از بررسی روای محتوا، جهت بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تائیدی، ماتریس همبستگی و آلفای کرونباخ استفاده شد. اطلاعات مورد نیاز پژوهش به وسیله پرسشنامه از 172 شریک و مدیر موسسات حسابرسی مستقل در ایران جمع آوری شده است تا نظر حسابرسان مستقل در خصوص سنجه های پیشنهادی ارزیابی متوازن مورد ارزیابی قرار گیرد و برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS و لیزرل استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که یک کارت ارزیابی متوازن با پنج بعد یادگیری و رشد، مشتریان ، فرآیندهای داخلی، مالی و منظر اخلاق شرکتی مرتبط با حسابرسی (آئین رفتار حرفه ای) برای ارزیابی و ارتقای عملکرد موسسات حسابرسی موثر است و یک چارچوب جامع و هدفمند برای ارزیابی عملکرد استراتژیک موسسات حسابرسی ایران به دست می دهد. نتایج پژوهش نشان داد که توسعه و بکارگیری سنجه های پیشنهادی ارزیابی متوازن سبب بهبود عملکرد شرکت های حسابرسی می شود و شرکت های حسابرسی با بکارگیری سنجه های ارزبابی متوازن از محرک های اثر گذار بر عملکرد و استراتژی دانش بیشتری کسب می کنند و بدین وسیله مزیت رقابتی ایجاد می شود. نتایج این پژوهش نه تنها برای مؤسسات حسابرسی بلکه برای هیات های نظارت بر حسابرسی و تدوین کنندگان استانداردهای حسابرسی نیز ارزشمند است. آن ها می توانند با درک بیشتر سیستم های عملکردی در موسسات حسابرسی با اندازه های مختلف فرآیندها و ساز و کارهای نظارتی را طراحی نمایند.
هدف از این مطالعه بررسی چگونگی به کارگیری فناوری های نوین برای بهبود فرآیندهای لجستیک و توزیع در کسب وکارهای خرده فروشی است که منجر به افزایش کارایی، کاهش هزینه ها و افزایش رضایت مشتریان می شود. این تحقیق از طراحی کیفی استفاده کرده و بر مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مدیران و کارکنان بخش های لجستیک و توزیع در کسب وکارهای خرده فروشی مختلف متمرکز بود. شرکت کنندگان بر اساس معیارهایی از پیش تعیین شده برای تأمین تنوع در تجربیات و دیدگاه ها انتخاب شدند. چهار مقوله اصلی شناسایی شد: فناوری های نوین، بهبود فرآیندها، تأثیرات اجتماعی-اقتصادی، و چالش ها و راهکارها. هر مقوله شامل زیرمقوله ها و مفاهیم خاصی بود که شامل سیستم های مدیریت انبار، پلتفرم های تجزیه و تحلیل داده، راهکارهای ارتباطی، بهینه سازی توزیع، مدیریت موجودی، افزایش رضایت مشتری، تأثیر بر اشتغال، پایداری زیست محیطی، توسعه اقتصادی، موانع فناورانه، مقاومت سازمانی، و مسائل حقوقی و امنیتی می شود. این مطالعه به این نتیجه رسید که استفاده استراتژیک از فناوری های نوین در لجستیک و توزیع خرده فروشی می تواند به طور چشمگیری به افزایش کارایی و پایداری عملیاتی کمک کند. با این حال، برای غلبه بر چالش های پیاده سازی، تمرکز بر توسعه مهارت ها، تطبیق فرهنگ سازمانی و برنامه ریزی استراتژیک ضروری است.
در عصر کنونی، فناوری نقش محوری در توسعه کسب وکارهای کارآفرینانه ایفا می کند. با این حال، کارآفرینان در مسیر استفاده و ادغام فناوری با چالش های متعددی روبرو هستند که می تواند رشد و پیشرفت آن ها را محدود کند. هدف از این مطالعه شناسایی و تحلیل موانع فناورانه ای است که کارآفرینان در مسیر توسعه کسب وکارهای خود با آن مواجه هستند. این پژوهش از رویکرد کیفی با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با بیست و سه کارآفرین انجام شده است. داده ها از طریق تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها شش موضوع اصلی موانع فناورانه را نشان داد: موانع محیطی، موانع فرهنگی-اجتماعی، موانع تکنولوژیکی، موانع بازار، مهارت ها و دانش، و کارآفرینی مهاجرتی. این موانع شامل چالش های مربوط به قوانین و مقررات، دسترسی به منابع مالی، تفاوت های جنسیتی، و دیگر موضوعات بودند. این مطالعه نشان می دهد که کارآفرینان برای دستیابی به موفقیت و استفاده بهینه از فناوری در کسب وکارهای خود، نیازمند غلبه بر مجموعه ای از موانع فناورانه هستند. توجه به این موانع و طراحی راهکارهایی برای رفع آن ها می تواند به توسعه پایدار کسب وکارهای کارآفرینانه کمک کند.
تنظیم گر خدمات شبکه پرداخت در ایران علاوه بر نظارت بر انطباق فعالیت ها در شبکه پرداخت مطابق با الزامات قانونی اطلاعاتی را از پذیرندگان و تراکنش های آن ها در اختیار دارد که امکان بهره برداری از آن در چاچوب قانون برای نهادهای مرتبط را میسر می سازد. سازمان امور مالیاتی از جمله نهادهایی است که می تواند از این اطلاعات جهت شناسایی و دریافت مالیات استفاده نماید. در این پژوهش اثر بخش بودن اقدامات تنظیم گر شبکه پرداخت در اکوسیستم صنعت پرداخت ایران که وجه مشترک با فعالیت های سازمان امور مالیاتی دارد مورد بررسی قرار گرفت. متغیرهای پنهان مورد بررسی، شامل انطباق اطلاعات اصلی پذیرندگان و مودیان، انطباق محل کسب وکار با پرونده مالیاتی، شناسایی تراکنش، کسر مالیات از تراکنش و ارسال گزارش است. روش این پژوهش از منظر هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی پیمایشی است. نتایج تحلیل اطلاعات استخراج شده از پرسشنامه حاکی از تایید اثربخشی تنظیم گر شبکه پرداخت در شناسایی دقیق و احصاء به لحظه مالیات وجوه خرید از پذیرندگان مشمول مالیات در شبکه پرداخت ایران است.
هدف: زندگی سازمانی، نوعی زندگیِ روایی و تجربه کارکنان در سازمان آغشته با داستان ها و روایت های مثبت و منفی است. تجربه طردشدن از متن سازمان و به حاشیه رفتن، یکی از تجاربی است که در سال های اخیر، روایت های زیادی را در محیط های کاری با خود به دنبال آورده است. هدف این پژوهش، فهم پدیده به حاشیه رانده شدن کارکنان در سازمان با واکاوی روایت و داستان های افرادی است که در یک سازماندولتی این پدیده را تجربه کرده اند.
روش: در گام نخست و مبتنی بر روش نمونه گیریِ هدفمند، مشارکت کنندگان اولیه پژوهش انتخاب و در ادامه با مشارکت و هم فکریِ ایشان، مشارکت کنندگان دیگری با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. روایت های و تجربه زیسته کارکنان با انجام 60 مصاحبه احصا و تحلیل شد. عناصر معنایی مشترک از دل داستان ها و روایت های این مشارکت کنندگان، استخراج و با فن تحلیل مضمون، در قالب پیشایندها، مصادیق و پسایندهای به حاشیه رانده شدن ارائه شد. عناصر معنایی مشترک از به حاشیه رانده شدن، مواردی بودند که در بیش از نیمی از مصاحبه ها به آن ها اشاره شده بود.
یافته ها: بر اساس یافته های به دست آمده، الگوی به حاشیه رانده شدن کارکنان در سازمان تدوین و به بحث گذاشته شد. شناسایی پیشایندها (غیربومی ستیزی، سقف و محدودیت در حقوق پرداختی، مدرک گرایی و...)، مصادیق (ترک خدمت مجازی، کاهش تعهد نگرشی، کاهش عملکرد وظیفه ای و...) و پسایندهای (نافرمانی مدنی، بی اعتنایی به کار و محل کار، ترک سازمان و...) به حاشیه رانده شدن کارکنان همراه با ابعاد و عناصر تشکیل دهنده هر یک از این مقوله ها، از جمله یافته های پژوهش بود.
نتیجه گیری: یافته های پژوهش، حاکی از دو نوع به حاشیه رانده شدن در سازمان بود که با نام های به حاشیه رانده شدنِ تحمیلی و به حاشیه رانده شدنِ ترجیحی مورد بحث و واکاوی قرار گرفت. در پایان رهنمودهایی جهت مقابله با این پدیده در سازمان ارائه شد.
ملاک انتخاب و انتصاب فرماندهان و مدیران بایستى بر اساس یک روند و فرآیند چندین ساله در محیط کارى کارکنان، احصاء و بر اساس معیارهاى اخلاقی موثر صورت پذیرد که قطعاً نتایج متفاوتى را نسبت به گذشته در پى خواهد داشت. در این تحقیق تلاش گردیده با بهره گیری از منابع دینی و ترکیب آن با تکنیک های ریاضی تصمیم گیری و روش های آماری، مهم ترین معیارهای اخلاقی مدیران و میزان اهمیت و تأثیر هر یک را شناسایی نموده، تا ضمن ارائه داده های مورد نیاز برای برنامه ریزی و تقویت معیارهای اخلاقی مدیران و فرماندهان آجا، الگو و معیاری مناسب برای ارزیابی اخلاقی آنان در مقام تعلیم و تربیت قشر عظیمی از جوانان و آینده سازان این مرز و بوم ارائه نماییم. این پژوهش کاربردی بوده و رویکرد آن، آمیخته (کیفی- کمی) است. ابزار گردآوری داده ها اسناد و مدارک (فیش برداری) و پرسشنامه می باشد. به-منظور شناسایی مهم ترین معیارهای اخلاقی موثر در فرماندهی و مدیریت ابتدا با مطالعه منابع دینی( قرآن، احادیث و نهج البلاغه) و نظرات کارشناسان و خبرگان آجا، معیارهای اولیه شناسایی و سپس با بهره گیری از تکنیک AHP و با استفاده از نرم افزار Expert Choice معیارها بر اساس میزان اهمیت به ترتیب; محبت و مهربانی، صداقت و وفای به عهد، نرم خویی و عفو و گذشت، عدالت و مساوات، تواضع و پرهیز از غرور، مشورت و پرهیز از تملق و چاپلوسی تعیین گردید.
امروزه شرکت های صنعتی در قبال پیامدهای زیست محیطی بسیار مسئولیت دارند و توجه به عوامل تخریب کننده و آلوده کننده محیط زیست بسیار مورد توجه شرکت های تولیدی و صنعتی می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش فروتنی رهبری بر وفاداری سبز کارکنان با نقش میانجی تلنگر اخلاقی می باشد. این مطالعه از لحاظ هدف کاربردی، از نوع توصیفی و با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری در این مطالعه 105 نفر از کارکنان شرکت پارمیدا در شهر سمنان است. به منظور تحلیل داده ها، روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار Smart PLS 2 مورد استفاده قرار گرفت. جهت سنجش روایی از روایی همگرا بهره گرفته شد و به منظور برازش پایایی، آلفای کرونباخ مورد استفاده قرار گرفت و ضریب آن برای تمام سازه های پژوهش بیشتر از 7/0 می باشد. نتایج به دست آمده، حاکی از آن است که فروتنی رهبری تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری سبز کارکنان دارد. همچنین تأثیر مثبت و معنادار فروتنی رهبری بر تلنگر اخلاقی مورد تأیید قرار گرفت. همچنین تلنگر اخلاقی بر وفاداری سبز کارکنان نقش مثبت و معناداری دارد. در نهایت نتایج این پژوهش نشان داد که تلنگر اخلاقی نقش میانجی بین فروتنی رهبری و وفاداری سبز کارکنان ایفا می کند.
یکی از مسائلی که امروزه سازمان ها را تهدید می کند، بحث فلات زدگی شغلی و اثرات آن بر روی عملکرد کارکنان و سازمان است که می تواند پایداری توسعه فعالیت های سازمان و توسعه توانمندی های کارکنان را تحت تأثیر قرار دهد. اهمیت این موضوع در آن است که پیش بینی و تشریح این فرآیند، عملاً امکان هدایت رفتار کارکنان به سوی روندی مطلوب و نظام مند را ممکن می سازد. هدف از این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر فلات زدگی شغلی در شرکت توزیع برق هست، عوامل با استفاده از مرور ادبیات و پیشینه پژوهش شناسایی و استخراج گردید. برای اولویت بندی و بررسی روابط بین عوامل از تکنیک دیمتل خاکستری استفاده شده است. نتایج نشان داده است که عدم تناسب فرد با شغل و متوقف ماندن بیش از حد در شغل از اهمیت (قدرت) بالایی برخوردارند. همچنین مقایسه عوامل از نظر شدت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری نشان داده است که تنوع شغلی پایین و ساختار سازمانی ناکارآمد از نظر تأثیرگذار قطعی (علت) و مقایسه خود با افراد دیگر در پست های بالاتر و احساس نامنصفانه بودن ارتقا از نظر تأثیرپذیر قطعی (معلول) بالاترین اولویت را دارند. به کارگیری نتایج این پژوهش و بررسی عوامل موثر بر فلات زدگی شغلی باعث تعدیل فلات زدگی در سازمان ها می شود و از این طریق زمینه لازم برای توسعه توانمندی های کارکنان، افزایش رضایت و انگیزه آن ها در کار فراهم می شود. سازمان ها برای مقابله با این پدیده از استراتژی چرخش شغلی، غنی سازی شغلی و توسعه شغلی استفاده می کنند. با انجام این تحقیق می توان وضعیت موجود فلات زدگی کارکنان را شناخت و برنامه ریزی لازم برای رفع یا کاهش این ویژگی را طراحی و اجرا نمود. همچنین با بهره گیری از نتایج این تحقیق عوامل زمینه ای موثر بر فلات زدگی شغلی شناسایی می گردد و می توان ضمن شناسایی متغیرهای مؤثر اقدامات لازم را جهت کاهش و تعدیل تأثیر آن ها به کاربرد.
پژوهش حاضر با هدف طراحی و تبیین الگوی توسعه گردشگری خلاق روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان کرمانشاه انجام شده است. پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد است. جامعه مورد مطالعه را دهیاران روستاهای هدف گردشگری، مدیران خانه های بوم گردی، شوراهای روستاها، خبرگان بومی، اساتید دانشگاه در رشته گردشگری و مطلعان کلیدی تشکیل دادند. نمونه گیری به روش هدفمند و گلوله برفی انجام شده است. بر این اساس، تعداد 23 مصاحبه با مشارکت کنندگان در پژوهش انجام شد و اشباع نظری در مصاحبه 19 حاصل گردید. داده ها با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند گردآوری و با استفاده از راهبرد اشتراوس و کوربین تحلیل شدند. به منظور سنجش روایی و رعایت ویژگی های کیفی پژوهش، اعتباربخشی داده ها حین انجام مصاحبه ها از معیارهای چهارگانه لینکُلن و گوبا (قابلیت اعتبار، قابلیت انتقال پذیری و تناسب، قابلیت اطمینان و ثبات و قابلیت تصدیق) استفاده شد. پایایی پژوهش با استفاده از فرمول پایایی هولستی (82 درصد) محاسبه گردید. نتایج تحلیل محتوای استقرایی، طی سه رویه کدگذاری باز، محوری و انتخابی به شناسایی تعداد 120 کد اولیه، 32 کد محوری و 6 عامل منتج شد. در نهایت، الگوی گردشگری خلاق روستایی طراحی و ارائه گردید که در آن «گردشگری خلاق روستایی» به عنوان پدیده محوری متأثر از عوامل علی پژوهش انتخاب شد. عوامل زمینه ای و مداخله گر به همراه پدیده محوری راهبردهای توسعه گردشگری خلاق روستایی را شکل دادند و پیامدهایی همچون افزایش سرمایه گذاری های بخش خصوصی، سوق دادن درآمد از مناطق شهری به روستا، جلوگیری از مهاجرت به شهرها، افزایش نرخ اشتغال، بازگشت به روستا و توسعه فرهنگی و حس همکاری در منطقه شناسایی شدند.
عدم انطباق فعالیت ها و عملیات بانکی با اصول و موازین شریعت، نظام بانکی را با خطر و ریسک شریعت روبرو خواهد نمود. علاوه بر انتشار استانداردهای نظارت شرعی توسط نهادهای بین المللی، هریک از کشورهای فعال در صنعت مالی اسلامی با توجه به تنوع و میزان تخصصی بودن فعالیت های بانکی خود، راهکاری را برای بررسی و اطمینان از انطباق با شریعت در محصولات بانکداری و مالی اسلامی اتخاذ نموده اند. تقویت نظارت شرعی و لزوم تشکیل هیأت نظارت شریعت در بانک مرکزی و بانک ها برای اطمینان از انطباق فعالیت ها و محصولات با اصول شریعت در نظام بانکداری اسلامی از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. ازاین رو، با توجه به اهمیت موضوع در این تحقیق تلاش شده است پس از بیان اهمیت ریسک شریعت و نظارت شرعی در بانک های اسلامی، استانداردهای منتشرشده توسط مهم ترین نهادهای بین المللی همچون هیأت خدمات مالی اسلامی و سازمان حسابداری و حسابرسی مؤسسات مالی اسلامی در حوزه نظارت شرعی شناسایی و تجارب کشورهای مختلف ازلحاظ نظارت شرعی و اجرایی کردن انطباق عملیات بانکی با اصول شریعت موردبررسی و واکاوی قرار گیرد. نتایج تحقیق نشان می دهد در بیشتر کشورها، هریک از نهادهای مالی اسلامی موظف به تشکیل هیأت نظارت شرعی داخلی جهت اطمینان از انطباق عملیات بانکداری با موازین شرعی است و در برخی دیگر به ایجاد یک مرجع شرعی بالاتر در سطح نظارتی مانند بانک مرکزی اقدام نموده اند که با استانداردسازی و پکپارچه کردن احکام و قوانین اسلامی در ایجاد اطمینان از انطباق پذیری و سازگاری روش های تأمین مالی و ابزارهای مختلف مالی اسلامی با اصول شریعت در تمام بانک ها نقش مهمی ایفا می کند.
در کشور ما با توجه به نوپا بودن حسابرسی داخلی و عدم وجود استانداردهای ملی در ارتباط با اجرای حسابرسی داخلی، عدم توافق قابل توجهی میان فعالان حرفه در خصوص بلوغ خدمات حسابرسی داخلی وجود دارد. در این راستا، مساله اصلی پژوهش حاضر، ارائه مدل بلوغ حسابرسی داخلی در بخش دولتی صنعت نفت می باشد.روش مورد استفاده در این تحقیق، میدانی و تحلیل عاملی وبه صورت ترکیبی می باشد . جامعه آماری شامل افراد فعال در حرفه حسابرسی و نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 146 نفر بوده است. در ابتدا با استفاده از روش تئوری داده بنیاد چند وجهی با استفاده از مصاحبه و جستجو در تحقیقات انجام شده در گذشته به شناسایی متغیر های تحقیق پرداخته شد و با استفاده از شاخص لاوشه عوامل تاثیر گذار نهایی شدند و در نهایت با استفاده از تحلیل عاملی به تجزیه و تحلیل سوالات پرداخته و مدل نهایی بلوغ حسابرسی داخلی در صنعت نفت ارائه گردید.نتایج تحقیق نشان داد که خدمات مورد ارائه حسابرسان داخلی، عوامل مرتبط با مدیریت نیروی انسانی، عوامل مرتبط باضرورت وجود برنامه ها وسیاست های عملکرد حرفه ای حسابرسی، پاسخگویی ومدیریت عملکرد، فرهنگ و ارتباطات سازمانی، ساختار حاکمیتی، گزارشگری و موقعیت سازمانی حسابرسی داخلی، برون سپاری خدمات حسابرسی داخلی، شناسایی ذینفعان اصلی داخل و خارج سازمان، توصیف وتوسعه اثربخشی حسابرسی داخلی، پایش و گزارش نتایج بر بلوغ حسابرسی داخلی در صنعت نفت تاثیر گذار می باشند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تأثیر آموزش تفکر انتقادی بر انعطاف پذیری شناختی، سرزندگی تحصیلی و خودپنداره تحصیلی در دانش آموزان دختر انجام شد.روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر شیوه گردآوری نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول منطقه 5 شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1402 و حجم نمونه شامل 30 دانش آموز شامل (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) بود و از شیوه نمونه گیری در دسترس استفاده شد. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی Dennis and Vanderwaal (2010)، سرزندگی تحصیلی Martin and Marsh (2008) و خودپنداره ی تحصیلی Yasen Chen (2004) استفاده شد و محتوای آموزشی تفکر انتقادی بر اساس دیدگاه های Myers (1986) و Fisher and Hypel (1984) تهیه و در 8 جلسه آموزشی یک و نیم ساعته (90 دقیقه ای) در اختیار افراد گروه آزمایش قرار گرفت. روش تجزیه وتحلیل داده ها نیز تحلیل کوواریانس چند متغیره بود.یافته ها: بر اساس یافته های این پژوهش، تفاوت معناداری در سطح 01/0 بین میانگین نمرات آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون در متغیرهای انعطاف پذیری شناختی، سرزندگی تحصیلی و خودپنداره تحصیلی وجود دارد.نتیجه گیری: پس می توان گفت، آموزش تفکر انتقادی می تواند روشی برای افزایش سازه های شناختی مانند انعطاف پذیری شناختی و عوامل انگیزشی مانند سرزندگی تحصیلی و خودپنداره تحصیلی باشد.
هدف: استرس انتظارات تحصیلی، عامل اصلی استرس در بین دانش آموزان است. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای اضطراب مدرسه در رابطه کمال گرایی تحصیلی و خودپنداره تحصیلی با استرس انتظارات تحصیلی بود.روش: روش پژوهش توصیفی همبستگی بود. نمونه ای مشتمل بر 390 دانش آموز (289 دختر، 101 پسر) از سه پایه تحصیلی (هفتم، هشتم، نهم) از مدارس متوسطه اول دولتی ناحیه یک شیراز به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به سیاهه استرس انتظارات تحصیلی (Ang & Huan, 2006)، کمال گرایی تحصیلی (رسولی خورشیدی و بهرامی، 1395)، سیاهه خودپنداره تحصیلی (Chen & Thompson, 2004) و مقیاس اضطراب مدرسه (Philips, 1987) پاسخ دادند.یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از الگوی معادلات ساختاری، نشان داد که کمال گرایی تحصیلی و خودپنداره تحصیلی به ترتیب اثر مستقیم مثبت و منفی معناداری بر استرس انتظارات تحصیلی دارند. همچنین نتایج نشان داد که اضطراب مدرسه تأثیر مستقیم معناداری بر استرس ناشی از انتظارات تحصیلی ندارد، بنابراین در رابطه بین کمال گرایی تحصیلی و خودپنداره تحصیلی با استرس انتظارات نمی تواند نقش میانجی داشته باشد.نتیجه گیری: به طورکلی برای کاهش استرس ناشی از انتظارات تحصیلی در دانش آموزان، بهتر است روی تقویت خودپنداره و کمال گرایی تحصیلی و روش های مؤثر مقابله با استرس تمرکز کرد.