ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۳۰۸۱.

نقش استراتژی وارد کننده فناوری اطلاعات بر زنجیره ارتباط پذیرش فناوری اطلاعات هوشمند و یادگیری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۵۴
هدف: فناوری های اطلاعاتى هوشمند، دارایی استراتژیک مهمی برای سازمان ها به شمار می روند که می توان از آن ها برای بهبود عملکرد سازمانی و رقابت راهبردی استفاده نمود. با این حال پذیرش و انتشار فناوری های اطلاعاتى هوشمند، فرآیندهایی پیچیده هستند که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارند. هدف این پژوهش ارائه مدلی جهت بررسی نقش استراتژی واردکننده فناوری اطلاعات بر زنجیره ارتباط فناوری اطلاعات هوشمند و یادگیری سازمانی است. روش پژوهش: روش این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث گردآوری داده ها پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسشنامه بوده است. بدین منظور تعداد450 پرسشنامه میان کارکنان شرکت ذوب آهن اصفهان توزیع گردید که از این میان تعداد 420 عدد بازگشت داده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که استراتژی واردکننده فناوری اطلاعات، به طور مستقیم به تقویت یادگیری سازمانی منجر می شود و سازمان ها را قادر می سازد تا با تغییرات محیطی و فناوری های نوظهور سازگار شوند. با این حال، نقش تعدیلگر سواد رسانه ای در این فرآیند معنادار نبوده که ممکن است ناشی از عوامل دیگری مانند سطح بالای سواد رسانه ای کاربران یا تأثیر بیشتر متغیرهای سازمانی و فرهنگی باشد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد پذیرش فناوری اطلاعات هوشمند به عنوان یک عامل کلیدی در بهبود عملکرد سازمانی، تحت تأثیر متغیرهایی نظیر سودمندی درک شده و سهولت استفاده درک شده قرار دارد. پذیرش کاربران به عنوان یک متغیر اساسی، نقشی مهم در موفقیت استراتژی های فناوری اطلاعات ایفا می کند.کلیدواژه ها: فناوری اطلاعات هوشمند، استراتژی واردکننده فناوری اطلاعات، پذیرش فناوری اطلاعات، یادگیری سازمانی.
۳۰۸۲.

ارائه مدل ساختاری تفسیری عوامل موثر بر بهبود انطباق مالیاتی به روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۶
مالیات یکی از عوامل تأثیر گذار بر رویه های حسابداری است و صورتهای مالی تهیه شده حسابداری مبنای محاسبه درآمد مشمول مالیات می باشد. برخورد دو گانه بین سازمان امور مالیاتی به عنوان متولی وصول مالیات از یک طرف و مودیان مالیاتی از طرف دیگر با مقوله مالیات دهی و مالیات ستانی عاملی مهم و چالشی بزرگ در امر جمع آوری مالیات شده است. روش انجام پژوهش حاضر به صورت آمیخته (کیفی- کمی) است. روش نمونه گیری در بخش کیفی به صورت هدفمند و با استفاده از مصاحبه اکتشافی نیمه ساختمند با 15 نفر، که عمدتاً اساتید دانشگاهی و مدیران حوزه مالیاتی بودند، مصاحبه انجام شد و تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. در بخش کمی براساس فرمول کوکران تعداد 384 نفر انتخاب شدند. در این بخش برای ارزیابی بهبود انطباق مالیاتی به روش داده بنیاد از پرسشنامه محقق ساخته که براساس کدهای بدست آمده در مرحله کیفی طراحی شد، استفاده شده است. روایایی و پایایی مولفه ها بررسی و آلفای کرونباخ همه مولفه های بالا 7/0 بوده و طی آن؛ مهم ترین مولفه های بهبود انطباق مالیاتی به روش داده بنیاد مورد سنجش قرار گرفته شد. در بخش کمی از طریق روش معادلات ساختاری، صحت مدل تحقیق، مورد تایید قرار گرفت و معلوم گردید که انتخاب مفاهیم، ابعاد و شاخص ها از دقت بالایی برخوردار بوده و می-تواند چارچوب مناسبی را برای تدوین سند چشم انداز مالیاتی فراهم نماید.
۳۰۸۳.

تاثیر انگیزه حسابرسان داخلی به افشاگری رفتارهای غیر اخلاقی بر قضاوت و تصمیم گیری آنها در مورد افشاگری ها با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر عوامل سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۳۵
هر چند افشای رفتارهای غیراخلاقی و اقدامات خطاکارانه در سازمانها مزایای بسیاری دارد، حسابرسان داخلی حتی با داشتن انگیزه کافی جهت افشای رفتارهای غیراخلاقی، ممکن است تصمیم به سکوت بگیرند. به همین دلیل بررسی عوامل تاثیرگذار بر تمایل و تصمیم نهایی حسابرسان داخلی به افشای رفتارهای غیراخلاقی اهمیت زیادی یافته است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر انگیزه حسابرسان داخلی به افشاگری رفتارهای غیراخلاقی بر قضاوت و تصمیم گیری آنها در زمینه افشاگری و همچنین بررسی تاثیر عوامل سازمانی مانند تعهد سازمانی و فرهنگ سازمانی بر این رابطه است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ داده ها یک پژوهش پیمایشی و میدانی و از لحاظ تحلیل ها یک پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش کلیه حسابداران رسمی دارای سابقه حسابرسی داخلی و تعداد نمونه ها با استفاده از فرمول کوکران تعداد 385 نفر تعیین شد و پس از توزیع و جمع آوری پرسشنامه ها به شکل برخط و حضوری، تعداد 185 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. قلمرو زمانی پژوهش سالهای 1402 و 1403 و قلمرو موضوعی حوزه مطالعات حسابرسی بود. جهت تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش از روش معادلات ساختاری و نرم افزار پی ال اس استفاده شد. نتایج نشان داد که انگیزه حسابرسان داخلی به افشای رفتارهای غیراخلاقی بر قضاوت و تصمیم گیری آنها در زمینه افشاگری تاثیر مثبت و معنادار دارد. اما، تاثیر تعدیل گری تعهد سازمانی و فرهنگ سازمانی بر رابطه بین انگیزه حسابرسان داخلی به افشای رفتارهای غیراخلاقی و قضاوت و تصمیم گیری آنها در این زمینه مورد تایید قرار نگرفت. 
۳۰۸۴.

ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک و متوسط ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۴
هدف این پژوهش ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک ومتوسط ایران می باشد. روش پژوهش به صورت پژوهش آمیخته (کیفی- کمّی) انجام شده است. بر این اساس در بخش کیفی پژوهش به منظور طراحی مدلی جامع از بازاریابی دیجیتال، از روش پژوهشی کیفی فراترکیب (سندلوسکی و باروسو) استفاده شده است. در بخش کمی پژوهش نیز از روش پیمایشی استفاده شده است که تعداد 261 پرسشنامه بین کارکنان صنایع کوچک و متوسط سه استان آذربایجان-شرقی، غربی و اردبیل، که به صورت نمونه گیری طبقه ای انتخاب گردیده بودند، توزیع و با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان دهنده 6 بعد (شامل: استراتژی بازاریابی، بازاریابی محتوایی دیجیتال، ابزارهای دیجیتال مناسب، درگیرکردن مشتری، تبدیل بازدیدکننده به مشتری، تعامل با مشتریان هدف)، 18 مؤلفه و 54 شاخص است که تعیین کننده مدل بازاریابی دیجیتال در صنایع کوچک-ومتوسط ایران می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد که ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های استخراجی از روش فراترکیب (مدل پژوهش) مورد تأیید جامعه هدف قرار گرفت. همچنین در رتبه بندی بین ابعاد بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک ومتوسط از بین ابعاد 6گانه؛ «دستیابی به مشتری هدف و تعامل با آنان» و «درگیرکردن مشتری» در رتبه اول و «تبدیل بازدیدکننده به مشتری»، «بازاریابی محتوای دیجیتال»، «ابزارهای دیجیتالی مناسب» در رتبه دوم و در نهایت «استراتژی بازاریابی» در رتبه سوم قرار دارد.
۳۰۸۵.

الگوی مفهومی تردید حرفه ای حسابرسان با استفاده از تحلیل دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۱۶۰
هدف: یکی از اصول بسیار مهم و مطرح در حسابرسی تردید حرفه ای است. طبق استانداردهای حرفه ای، شک به عنوان نگرش حسابرس به ارزیابی انتقادی شواهد حسابرسی تعریف می شود. تردید حرفه ای نوعی نگرش است که لازمه آن، وجود ذهن پرسشگر و ارزیابی نقادانه شواهد توسط حسابرس است. اصل تردید حرفه ای، به طور گسترده در استانداردهای حسابرسی ریشه دوانده است و نظارت کنندگان در سراسر جهان، اغلب کمبود شک را یکی از دلایل اساسی کاستی های حسابرسی معرفی کرده اند؛ اما همیشه نمی توان تردید بدون پشتوانه را ملاک کاستی حسابرسی قرار داد. ادبیات حسابرسی و حسابداری، عوامل مختلفی را دلیل این امر می داند که فزونی و کاستی این مهم، می تواند پیامدهای مختلفی به همراه داشته باشد. برای مدیریت پیامدهای احتمالی، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی مفهومی تردید حرفه ای حسابرسان اجرا شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی و اکتشافی است. داده های پژوهش از مبانی نظری و همچنین، از طریق مصاحبه با افراد خبره در حوزه رفتارشناسی حسابرسی در سال ۱۴۰۳ گردآوری شده است. مشارکت کنندگان پژوهش ۱۸ نفر از خبرگان بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. با استفاده از تحلیل دلفی و به کمک نظر خبرگان قبلی و جدید، عوامل احصا و تأیید شدند. یافته ها: بر اساس نتایج عوامل مؤثر بر تردید حرفه ای حسابرس عبارت اند از: مؤلفه های ابعاد فرهنگی، اختلال های شخصیتی، اخلاق حرفه ای، اخلاق حسابداران، استقلال حسابرسان، اعتماد، بی طرفی حسابرس، قضاوت حسابرس، تجربه حسابرس، ادراک حسابرس، ایدئولوژی سیاسی حسابرس، تعهد حرفه ای، تقلب، جنسیت حسابرس، چرخش حسابرس، رده حسابرسی، حق الزحمه حسابرسی، سبک رهبری حسابرس، سرمایه اجتماعی، تردید حسابرس، شناخت صاحب کار، شهرت حسابرس، صلاحیت حسابرس، تفکرهای حسابرس، عملکرد حسابرس، فرسایش قدرت در حسابرسی، کیفیت حسابرسی، مؤلفه های رفتاری حسابرسان، هویت، ویژگی های شرکت، ویژگی های صنایع، ساختار مالکیت، ویژگی های نظارتی، کیفیت اطلاعات، ویژگی های بازار شرکت، ریسک شرکت، سطح اهمیت، ویژگی های هیئت مدیره، آموزش، سابقه حسابرسی حسابرس از صاحب کار قبلی، نوع اظهارنظر قبلی حسابرس از صاحب کار، پیچیدگی کار صاحب کار، فناورانه بودن نوع فعالیت صاحب کار، شیوه برنامه ریزی کار حسابرسی توسط حسابرس، ذهن پرسشگر، ترک قضاوت، اتکا به خود، خودباوری، فشار کاری، حجم کاری و انگیزه. گفتنی است که این عوامل، مدل مفهومی تردید حرفه ای حسابرس را تشکیل می دهند. نتیجه گیری: حسابرسان در فرایند حسابرسی با عوامل مختلفی روبه رو هستند که می تواند بر میزان تردید حرفه ای آن ها تأثیرگذار باشد؛ از این رو آن ها باید در سطح فردی، محیطی، اجتماعی و اقتصادی این عوامل را تحلیل کنند و آموزش های لازم را جهت پیشگیری منطقی دیده باشند. همچنین، به صاحب کار و ویژگی های محیط حسابرسی توجه ویژه ای داشته باشند؛ زیرا صاحب کار و نوع ارتباط با آن، می تواند از عوامل تأثیرگذار بر میزان تردید حرفه ای باشد. اطلاعات از بابت نحوه ارائه و افشا و همچنین، پیچیدگی آن، می تواند میزان تردید آن ها را افزایش دهد؛ از این رو تردید حرفه ای، قضاوت حرفه ای را به دنبال خواهد داشت.
۳۰۸۶.

مدیریت راهبردهای خرید در بازار ارزهای رمزپایه؛ مقایسه تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۱۹۷
با توجه به پذیرش ارزهای رمزپایه بین عموم مردم، استفاده از ارزهای رمز پایه به عنوان پول رایج در تمام سطوح اقتصادی جهان و گسترش دنیای دیجیتال بر پایه بلاکچین، اهمیت سرمایه گذاری در بازار کریپتوکارنسی روزبه روز بیشتر می شود. محقق در تحقیق حاضر به دنبال معرفی بهترین روش سرمایه گذاری از بین دو روش تخصصی مطرح در بازار سرمایه یعنی روش تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال می باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی مقایسه ای می باشد که ماهیتا پس رویدادی بوده و به اطلاعات گذشته توجه می نماید.
۳۰۸۷.

مطالعه تطبیقی مسئولیت بیمه گر در ایران با کشورهای پیشرو (فرانسه، ژاپن و آمریکا) و چالش های قانونی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۸
پیشینه و اهداف: با افزایش فراوانی و شدت بلایای طبیعی، نظیر زلزله، سیل، طوفان و آتش سوزی، نیاز به پوشش های بیمه ای مؤثر و کارآمد برای جبران خسارات وارده به افراد و اموال احساس می شود. در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، بیمه بلایای طبیعی به عنوان یک ابزار کلیدی برای مدیریت ریسک و کاهش بار مالی ناشی از این بلایا شناخته می شود. با این حال، چالش های متعددی در زمینه پوشش بلایای طبیعی شامل حدود مسئولیت ها و تعهدات بیمه گر، ضعف قراردادهای بیمه و ... وجود دارد که می تواند بر کارایی نظام های بیمه ای تأثیر بگذارد. براین اساس هدف اصلی این مطالعه، تطبیق مسئولیت بیمه گر در عمل به تعهدات و پرداخت خسارات ناشی از بلایای طبیعی و چالش های مرتبط با آن در ایران و کشورهای پیشرو است. روش شناسی: به منظور تحلیل مسئولیت بیمه گران در برابر خسارات ناشی از بلایایی طبیعی از مت ون حقوق ی موج ود از جمل ه کت ب فقه ی، حقوق ی و مقالات منتشرش ده داخل ی و خارج ی استفاده شد. ب ر ای ن اس اس روش کار ای ن مقال ه، به صورت کتابخان ه ای و تحلیل ی و توصیف ی ب ود. ابت دا به بررسی مبان ی فقه ی و حقوق ی و مسئولیت بیمه گران در برابر خسارات ناشی از بلایای طبیعی پرداخته شد و در ادام ه به صورت مرور مقایسه ای به تحلیل ارائه خدمات بیمه ای و چالش های قانونی بیمه گران در برابر پرداخت خسارات ناشی از بلایای طبیعی در کشورهای مختلف از جمله ایران، آمریکا، انگلیس، فرانسه و برخی دیگر از کشورها پرداخته شد. یافته ها : مواد 19 تا 22 حقوق بیمه، تصریح می کنند که بیمه گر موظف است خسارات وارده را بر اساس شرایط تعیین شده در قرارداد، جبران کند. با توجه به ماده 953 قانون مدنی و تلاش های گسترده برای توسعه پوشش بیمه ای، بلایای طبیعی همچنان از جبران کامل خسارات در چارچوب بیمه ای فعلی برخوردار نیستند. در نظام حقوقی ایران، اثبات وقوع حادثه بر عهده بیمه گذار است که می تواند فرآیند پرداخت خسارت را طولانی کند. در کشورهای پیشرفته ای مانند فرانسه و آمریکا با شفافیت قراردادها و انتقال بار اثبات به بیمه گر، فرآیند پرداخت خسارت را تسهیل می کنند و اسناد معتبر دولتی به صورت خودکار این بلایا را تأیید می کنند و نیاز به اثبات مستقل توسط بیمه گذار نیست. در این کشورها، قوانین به نفع بیمه گذار تنظیم شده و تعهدات بیمه گر شامل بیمه های اجباری برای حوادث طبیعی است. علاوه بر این، خدمات حمایتی در ایران بیشتر تحت نظر حاکمیت و دولت بوده که با مشکلات مالی و اجرایی مواجه است و صندوق بیمه بلایای طبیعی حق بیمه پایینی دریافت می کند. در حالی که در کشورهایی مانند آمریکا و ژاپن، بیمه های تجاری با نظارت شدید دولتی و استانداردهای جهانی ارائه می شوند و پرداخت ها سریع تر و شفاف تر انجام می شود. نتیجه گیری: رویکرد ایران در پوشش بلایای طبیعی با کشورهای توسعه یافته مانند آمریکا و فرانسه به طور قابل توجهی متفاوت است. در ایران، دولت نقش اصلی را در پوشش بلایای طبیعی ایفا می کند و بخش خصوصی نقش کمتری دارد. برای بهبود وضعیت پوشش بلایای طبیعی، اصلاح قوانین بیمه ای، حمایت بیشتر از بیمه گذاران، شفاف سازی تعهدات و تقویت نقش بخش خصوصی ضروری است. الگوبرداری از تجربیات موفق کشورهای دیگر می تواند به بهبود فرآیندها و کاهش مشکلات موجود در این زمینه کمک کند.
۳۰۸۸.

تأثیر کیفیت حسابرسی داخلی بر عملکرد مالی شرکت های بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
پیشینه و اهداف: حسابرسی داخلی یک فعالیت مستقل، اطمینان بخش واقع بینانه و مشاوره ای است که برای ارزش افزایی و بهبود عملیات سازمان طراحی شده است. حسابرسی داخلی با فراهم ساختن رویکردی نظام مند برای ارزیابی و بهبود اثربخشی فرایندهای راهبری، مدیریت ریسک و کنترل، سازمان را در دستیابی به هدف هایش یاری می کند. کیفیت حسابرسی داخلی به عنوان یکی از ارکان نظام حاکمیت شرکتی، بر دقت، شفافیت و کامل بودن اطلاعات و عملکرد ارائه شده تأثیر می گذارد. افزایش عملکرد مالی یکی از اهداف سازمان هاست که به کارگیری شیوه های حسابرسی داخلی کافی به دستیابی آن کمک خواهد کرد. هدف از این پژوهش، تعیین تأثیر کیفیت حسابرسی داخلی بر عملکرد مالی در شرکت های بیمه است. روش شناسی: جامعه آماری پژوهش حاضر شرکت های بیمه ای بورسی است که اطلاعات کمیته حسابرسی و واحد حسابرسی داخلی آن ها در سایت کدال افشا شده باشد. روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی بوده و از آزمون فرضیه ها براساس رگرسیون چندمتغیره استفاده شده و از نظر نوع هدف، جزء پژوهش های کاربردی و انجام پژوهش در چهارچوب استدلال استقرایی صورت پذیرفته است . کیفیت حسابرسی داخلی از منظر صلاحیت حسابرس داخلی، استقلال حسابرس داخلی و کارایی حسابرسی داخلی متغیرهای مستقل در نظر گرفته شدند. برای اندازه گیری معیار استقلال حسابرسی داخلی از شاخص استقلال کمیته حسابرسی، برای صلاحیت حسابرسی داخلی از تخصص مالی واحد حسابرسی داخلی و همچنین برای اندازه گیری کارایی حسابرسی داخلی از اندازه واحد حسابرسی داخلی به عنوان شاخص استفاده شد. از نسبت بازده دارایی برای اندازه گیری عملکرد مالی استفاده شد. داده های متغیر وابسته از صورت های مالی سالانه حسابرسی شده شرکت های بیمه بورسی به دست آمد و با روش رگرسیون خطی چندگانه داده ها تحلیل شدند. یافته ها : نتایج این پژوهش نشان داد که استقلال حسابرسی داخلی تأثیر معناداری بر عملکرد مالی شرکت های بیمه ندارد. در مقابل صلاحیت حسابرسی داخلی و کارایی حسابرسی داخلی تأثیر مثبت معناداری بر عملکرد مالی شرکت های بیمه دارد. بنابراین، حاکمیت شرکتی خوب/ قوی، از طریق عملکرد مؤثر کمیته حسابرسی و واحد حسابرسی داخلی، می تواند به بهبود پاسخگویی و ارتقای اعتماد ذی نفعان مختلف کمک کند. نتیجه گیری: این مطالعه با هدف افزایش اهمیت حسابرسی داخلی برای شرکت های بیمه انجام شد. براساس یافته های پژوهش، این مطالعه در خصوص اهمیت کیفیت حسابرسی داخلی و نقش آن در افزایش عملکرد مالی بینش هایی به تنظیم کنندگان و سیاست گذاران در جهت بهبود فرایندهای گزارش دهی و افزایش شفافیت می دهد.
۳۰۸۹.

ارائه مدل الزامات طراحی شبکه هم زیستی صنعتی با استفاده از روش فراترکیب (مورد مطالعه: شهرک صنعتی بابل عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۹
مقدمه: چالش های زیست محیطی در پارک های صنعتی به طور فزاینده ای حیاتی شده اند که با دفع نامناسب زباله و کاهش منابع مشخص می شود. این مسائل نیازمند راه حل های نوآورانه برای توسعه صنعتی پایدار است. شبکه های هم زیستی صنعتی یک رویکرد امیدوارکننده برای رسیدگی به چالش های پیچیده زیست محیطی و اقتصادی است. این تحقیق بر ارائه مدل الزامات طراحی شبکه هم زیستی صنعتی برای شهرک صنعتی در شهر بابل عراق متمرکز است. روش تحقیق: تحقیق حاضر از نظر هدف توصیفی و از نظر نوع استفاده کاربردی است. جهت جمع آوری داده ها و اطلاعات در این پژوهش از مطالعه کیفی فراترکیب استفاده شده است و منابع دانشگاهی منتشر شده بین سال های 2016 و 2023 استفاده شده است. پیش از رسم مدل ابتدا باید مولفه های شناسایی شده توسط روش فراترکیب، غربالگری شده و با شرایط مورد مطالعه تطبیق داده شوند. برای این منظور از روش دلفی استفاده شده است. در این پژوهش، پنل خبرگان دلفی متشکل از 15 نفر شامل 8 نفر از مدیران ارشد شهرک صنعتی بابل (با حداقل 10 سال سابقه)، 4 نفر از اساتید دانشگاه با تخصص مدیریت تولید و زنجیره تأمین، و 3 نفر از مشاوران صنعتی با تجربه در حوزه هم زیستی صنعتی است. روش دلفی طی سه مرحله انجام شده است. در نهایت با استفاده از نرم افزار Atlas.ti مدل نهایی برای الزامات مورد تایید خبرگان استفاده شد. یافته ها : در این تحقیق، پس از غربال گری مقالات، کتاب ها و پایان نامه های جستحو شده در پایگاه های معتبر علمی، در نهایت 46 مقاله انتخاب شدند. با پیروی از رویکرد هفت مرحله ای سندلوفسکی و باروسو، 46 الزام طراحی شبکه هم زیستی شناسایی شده در پنج بعد فنی، سازمانی، اقتصادی، اجتماعی و نهادی دسته بندی شدند. در نهایت 16 الزام به تشخیص خبرگان انتخاب و مدل اطلس برای آنها ترسیم شد. برای اعتبار سنجی مدل از روش آزمون فرضیات مبتنی بر روابط بین متغیرها استفاده شد. نتایج بدست آمده، اعتبار مدل طراحی شده را تایید می نماید. نتیجه گیری : این تحقیق چارچوبی جامع برای درک و اجرای شبکه های هم زیستی صنعتی در بابل، عراق ارائه می کند .مدل طراحی شده برای شبکه هم زیستی صنعتی شامل پنج بعد کلیدی است که در قالب یک ساختار یکپارچه ارائه شده است. این ابعاد شامل بعد سازمانی، اقتصادی، اجتماعی، نهادی و فنی هستند. هر یک از این ابعاد نقش منحصربه فردی در موفقیت شبکه ایفا می کنند و در عین حال، از طریق ارتباطات متقابل با یکدیگر تعامل دارند. بعد سازمانی پایه ای ترین مؤلفه برای ایجاد همکاری بین اعضای شبکه است که شامل عواملی است که به مدیریت و هماهنگی میان شرکت های عضو شبکه مربوط می شود، از جمله ظرفیت سازمانی، اعتماد متقابل، اشتراک دانش و نگرش مدیریت. از نظر وجه تمایز تحقیق حاضر باید گفت، تاکنون مطالعه اندکی از جنبه کاربردی، به شناسایی الزامات و مدل های متناسب با آن در رابطه با شبکه هم زیستی صنعتی پرداخته اند. نکته قابل توجه دیگر، تعداد پایین مطالعات در رابطه با شبکه هم زیستی در کشورهای در حال توسعه است. علاوه بر این، در حالی که اکثر پژوهش ها از روش های کمی یا داده  بنیاد برای مدل سازی شبکه های هم زیستی صنعتی استفاده کرده اند، این تحقیق با استفاده از فراترکیب تلاش کرده است تا مجموعه ای از یافته های موجود را ترکیب کند و مدلی جامع و نظام مند ارائه دهد.
۳۰۹۰.

تأثیر بازاریابی رسانه های اجتماعی بر وفاداری مشتریان به برند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۳۴
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر فعالیت های بازاریابی رسانه های اجتماعی بر وفاداری مشتریان به برند با تأکید بر مطالعه موردی برند ایکس ویژن در شبکه اجتماعی اینستاگرام است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را مشتریان برند ایکس ویژن در اینستاگرام تشکیل می دهند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر مبنای جدول مورگان، نمونه ای به حجم ۳۸۴ نفر انتخاب شد. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری و با استفاده از مدل معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزارهای SPSS و SmartPLS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که فعالیت های بازاریابی رسانه های اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان به برند دارد. همچنین، تعاملات مشتریان در رسانه های اجتماعی نقش مهمی در ایجاد ارزش ادراک شده و اعتماد به برند دارد که به نوبه خود، منجر به افزایش وفاداری مشتریان می شود. یافته های این تحقیق می تواند به مدیران بازاریابی و برندها در تدوین استراتژی های مؤثر در حوزه بازاریابی دیجیتال کمک کند.
۳۰۹۱.

شناسایی ابعاد و مولفه های معماری شایستگی منابع انسانی در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۴۶
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های معماری شایستگی منابع انسانی در سازمان های دولتی، با محیط پژوهش وزارت نیرو انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، برحسب نوع داده ها کیفی و به لحاظ ماهیت و روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی است. به منظور شناسایی عوامل معماری شایستگی از روش کیفی (راهبرد تحلیل تم)، استفاده شده است. به این منظور، تعداد 12 نفر از صاحب نظران و خبرگان مدیریت وزارت نیرو و شرکت های دولتی زیرمجموعه به صورت هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه های نیمه ساختار یافته انجام گرفت. نتایج نشان داد، سه بعد اصلی در معماری شایستگی منابع انسانی در وزارت نیرو اثرگذار است. اولین بعد، «مدیران منابع انسانی شایسته» شامل مؤلفه های «مهارت های ارتباطی، مهارت های توسعه فعالیت های گروهی و مهارت های رهبری»، دومین بعد، «سیستم ها و فرایند های شایسته» دربرگیرنده سه مؤلفه «فرایندهای توسعه آموزشی، فرایندهای اثربخش منابع انسانی و فرایندهای هماهنگی سازمانی» و سومین بعد با عنوان «کارکنان شایسته»، مشتمل بر دو مؤلفه «شایستگی های راهبردی، شایستگی های عملیاتی» است. پژوهش با ارائه بینش هایی در راستای استقرار الگوی شناسایی شده در وزارت نیرو خاتمه پیدا می کند.
۳۰۹۲.

آینده نگاری کاربرد هوش مصنوعی در بانک ها با توجه به میزان بلوغ هوشمندی کسب و کار از طریق رویکرد سناریونگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۶۵
موفقیت استقرار هوش مصنوعی در هر سازمان، وابسته به میزان موفقیت سامانه های هوشمندی کسب و کار در آن سازمان است. هدف این پژوهش، شناسایی سناربوهای اصلی پیش روی توسعه بانکداری مبتنی بر هوش مصنوعی در بانک های کشور، بر اساس میزان موفقیت بانک ها در استقرار سامانه های هوشمندی کسب و کار است. شکاف کاربردی پژوهشی موجود، از آنجاست که دانش نظری موجود نمی تواند عدم موفقیت پروژه های هوش مصنوعی در بانک ها را توضیح دهد. برای تدوین سناریوها، از مطالعات کتابخانه ای، 32 پیشران از ابعاد بلوغ هوشمندی کسب و کار استخراج شدند که تاثیرات مثبت آنان بر توسعه موفق کاربردهای هوش مصنوعی، در مطالعات پیشین اثبات شده بود. پراولویت ترین این پیشران ها توسط خبرگان در 12 بانکی بررسی شد که تجربه استقرار سامانه های هوشمندی کسب و کار را در کنار برنامه های توسعه بانکداری مبتنی بر هوش مصنوعی داشتند. این کار به روش پرسشنامه و تکنیک دلفی فازی انجام شد و در مرحله اول تعداد 10 پیشران انتخاب موزون و نرمال سازی به روش کپراس شده و 2 پیشران از بین آنها انتخاب شدند. کیفیت داده ها و میزان یکپارچه سازی داده ها و سیستم ها. با این دو پیشران، 4 سناریو آینده مدون شد و به منظور شناسایی محتمل ترین سناریو از تکنیک ماباک استفاده گردید و خبرگان با توجه به امتیازات بلوغ هوشمندی کسب وکار بانک های متبوع و با تکنیک فاصله از مرز شباهت، محتمل بودن سناریوها را پیش بینی کردند . یافته اصلی تحقیق این است که بانک ها در حوزه توسعه کاربردهای هوش مصنوعی در معرض هزینه های بی حاصل و بدون بازگشت بانکی قراردارند.
۳۰۹۳.

مدل های پیشرفته پیش بینی ارزش و ریسک استارتاپ ها با بهره گیری از مهندسی مالی و شبیه سازی مونت کارلو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۰
این پژوهش به تحلیل ارزش و ریسک استارتاپ های ایرانی در مواجهه با عدم قطعیت های مالی و عملیاتی می پردازد. هدف مطالعه، ارائه چارچوبی ریسک محور و واقع بینانه برای ارزش گذاری استارتاپ ها و حمایت از تصمیم گیری سرمایه گذاران و بنیان گذاران است. در این تحقیق، داده های کمی از ۱۰ تا ۲۰ استارتاپ منتخب در حوزه های فناوری اطلاعات، خدمات دیجیتال، تجارت الکترونیک، فناوری مالی و سلامت دیجیتال جمع آوری شد. متغیرهای کلیدی شامل درآمد، نرخ رشد، Burn Rate، CAC، نرخ ریزش مشتری (Churn)، ارزش طول عمر مشتری (LTV) و حاشیه سود EBITDA مدل سازی شدند. برای تحلیل عدم قطعیت ها، شبیه سازی مونت کارلو با ۱۰۰۰ تکرار اجرا شد و توزیع های احتمالی جریان نقدی و ارزش خالص فعلی (NPV) استارتاپ ها استخراج گردید. تحلیل حساسیت و نمودار Tornado نشان داد که نرخ رشد درآمد، CAC و Burn Rate بیشترین تأثیر را بر ارزش و ریسک استارتاپ ها دارند. همچنین، سناریوهای بدبینانه، پایه و خوش بینانه دامنه احتمالات ارزش و احتمال کمبود نقدینگی را روشن کردند. نتایج نشان می دهد که استفاده از تحلیل probabilistic و مدل های Real Options امکان برنامه ریزی مرحله ای و مدیریت انعطاف پذیر را فراهم می کند، ریسک سرمایه گذاری را کاهش می دهد و تصمیمات سرمایه گذاران و بنیان گذاران را آگاهانه تر می سازد. یافته ها تأکید می کنند که مدل های پیشرفته ارزش گذاری، تحلیل سناریو و ابزارهای ریسک، ابزارهای مؤثری برای مدیریت عدم قطعیت در اکوسیستم استارتاپی هستند و می توانند پایه ای برای پژوهش های آینده با بهره گیری از هوش مصنوعی و داده های بلادرنگ فراهم کنند.
۳۰۹۴.

تحلیل کتاب سنجی کاربست هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال در شرکت های کوچک و متوسط: گذشته، حال، آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
اخیرا با نفوذ هوش مصنوعی، محیط بازاریابی شرکت های کوچک ومتوسط، شاهد پیشرفت های قابل توجهی بوده است. هدف این تحقیق شناسایی تاثیرگذارترین مشارکت کنندگان، روندهای فعلی و جهت های تحقیقاتی آینده در زمینه هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال در شرکت های کوچک و متوسط است. به این منظور داده های کتاب سنجی 100 سند بین سال های 2000 تا 2025 در زمینه هوش مصنوعی در تحقیقات بازاریابی از پایگاه داده اسکوپوس استخراج شد. برای تجزیه و تحلیل از نرم افزار VOSviewer نسخه 1.6.20.0 استفاده شد. نتایج و روند انتشار نشان دهنده رشد سالانه در هوش مصنوعی در تحقیقات بازاریابی است. علاوه بر این، تحلیل هم رخدادی کلیدواژه ها، چهار خوشه موضوعی اصلی را کشف کرد: خوشه اول- دیجیتالی شدن شرکت های کوچک ومتوسط، خوشه دوم- فرصت های بازاریابی هوش مصنوعی در صنعت، خوشه سوم- تحلیل داده و تصمیم گیری پیشرفته و خوشه چهارم- استراتژی های بازاریابی و شبکه های اجتماعی. این مطالعه با شناسایی خوشه های موضوعی فعلی، حوزه های تحقیقاتی آینده را شناسایی می کند. همچنین این تحقیق دارای کاربردهای عملی برای بازاریابان در شرکت های کوچک و متوسط است و نشان می دهد که چگونه هوش مصنوعی می تواند برای بهبود عملیات تجاری استفاده شود.
۳۰۹۵.

مقایسه پذیری حسابداری و انحراف از ارزش بنیادی شرکت: تأکید بر نقش میانجی رقابت پذیری صنعت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۴
این پژوهش به دنبال بررسی اثر مقایسه پذیری حسابداری بر انحراف ارزش بازار شرکت ها از ارزش بنیادی آن ها و تحلیل نقش میانجی رقابت پذیری صنعت بر این رابطه است. برای این منظور از داده های 144 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1402-1387 استفاده گردیده که در قالب 11 صنعت، رده بندی شده اند. نتایج پژوهش بیان می کند که افزایش در مقایسه پذیری حسابداری منجر به کاهش میزان انحراف از ارزش بنیادی شرکت می شود، مقایسه پذیری حسابداری اثر مثبت و معناداری بر رقابت پذیری صنعت دارد و افزایش در رقابت پذیری صنعت موجب کاهش انحراف از ارزش بنیادی شرکت می شود. به بیان دیگر، نتایج پژوهش مؤید آن است که در رابطه بین مقایسه پذیری حسابداری و انحراف از ارزش بنیادی شرکت، رقابت پذیری صنعت نقش میانجی را بازی می کند. نتایج تحلیل های تکمیلی با به کارگیری رگرسیون عملگر گزینش و انقباض کمترین قدرمطلق (لاسو) جهت سنجش معیار جایگزین برای ارزش بنیادی شرکت و انحراف آن، با یافته های اصلی پژوهش همخوانی دارد. 
۳۰۹۶.

بررسی نقش مهارت های ارتباطی کارکنان در چابکی سرمایه انسانی با میانجی گری فرآیند تصمیم گیری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۳
در شرایط کنونی که سازمان ها با تغییرات سریع و عدم قطعیت های بسیاری مواجه هستند، چابکی سرمایه انسانی به عنوان یک رویکرد کلیدی برای سازگاری و واکنش مؤثر در برابر محیط های پویای کسب وکار مطرح شده است. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر مهارت های ارتباطی بر چابکی سرمایه انسانی با نقش میانجی فرآیند تصمیم گیری سازمانی در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند پرداخته است. این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی-همبستگی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان این دانشگاه بوده که از بین آن ها، 370 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های معتبر مهارت های ارتباطی بارتون (Burton, 1990)، چابکی سرمایه انسانی علوی و همکاران (Alavi et al., 2014) و فرآیند تصمیم گیری سازمانی آرنولد و همکاران (Arnold et al., 2000) استفاده شد. برای تحلیل داده ها و بررسی فرضیه های تحقیق، از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم افزارهای اسمارت پی.ال.اس و اس.پی.اس.اس نسخه 21 استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که مهارت های ارتباطی تأثیر مثبت و معناداری بر چابکی سرمایه انسانی دارد. رابطه معناداری بین مهارت های ارتباطی و فرآیند تصمیم گیری سازمانی یافت شد. تأثیر مستقیم فرآیند تصمیم گیری سازمانی بر چابکی سرمایه انسانی تأیید شد و همچنین نقش میانجی آن در رابطه بین مهارت های ارتباطی و چابکی سرمایه انسانی به طور معناداری مورد تأیید قرار گرفت. این نتایج نشان می دهد که برای افزایش چابکی سرمایه انسانی، بهبود مهارت های ارتباطی و ارتقای فرآیندهای تصمیم گیری سازمانی ضروری است.
۳۰۹۷.

تاثیر دانش و تردید حرفه ای حسابرسان داخلی بر به کارگیری هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۳
این پژوهش به بررسی تأثیر دانش و تردید حرفه ای حسابرسان داخلی بر میزان پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی در فرآیندهای حسابرسی داخلی می پردازد. با توجه به پیشرفت فناوری های نوین، درک عوامل فردی مؤثر بر پذیرش این فناوری می تواند به بهبود دقت و کارایی فرآیندهای حسابرسی کمک کند. داده های این پژوهش از ۲۴۴ حسابرس داخلی گردآوری و با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس تحلیل شد. پیش از بررسی مدل ساختاری، شاخص های پایایی و روایی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که دانش حسابرسان داخلی تأثیر مثبت و معناداری بر میزان به کارگیری هوش مصنوعی دارد، به این معنا که حسابرسانی با سطح دانش بالاتر، تمایل بیشتری به استفاده از این فناوری دارند. در مقابل، برخلاف انتظار، تردید حرفه ای تأثیر معناداری بر پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی نداشت. این یافته ها بیانگر آن است که سطح آگاهی و آموزش تخصصی حسابرسان داخلی، بیش از تردید حرفه ای، عامل کلیدی در پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی در فرآیندهای حسابرسی است. یافته های این پژوهش از این طریق که بر لزوم توسعه دانش حسابرسان داخلی از طریق برنامه های آموزشی تخصصی هوش مصنوعی و ایجاد زیرساخت های مناسب برای یادگیری آن و تاثیر آنها بر افزایش اعتماد و پذیرش هوش مصنوعی توسط حسابرسان داخلی تاکید دارد، به توسعه ادبیات حوزه حسابرسی داخلی و فناوری های نوین کمک می کند. افزایش اعتماد و پذیرش مذکور نه تنها موجب استفاده گسترده تر از این فناوری در فرآیندهای حسابرسی داخلی خواهد شد، بلکه می تواند به بهبود کیفیت و کارایی فرایندهای حسابرسی نیز منجر شود. یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای مطالعات آینده در زمینه تأثیر فناوری های دیجیتال بر حرفه حسابرسی داخلی فراهم آورد.
۳۰۹۸.

شناسایی عوامل مؤثر بر کیفیت حسابرسی مبتنی بر هوش مصنوعی و ویژگی های فردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۲
با گسترش فناوری و هوش مصنوعی، حرفه هایی مانند حسابرسی دچار تحولات چشمگیری شده اند. در فضای کسب وکار کنونی، کیفیت حسابرسی به عنوان عاملی کلیدی در ایجاد اطمینان برای ذی نفعان شناخته می شود. هوش مصنوعی با افزایش دقت، سرعت و بهبود تحلیل داده ها، نقش مؤثری در ارتقای این کیفیت ایفا می کند. در ایران، بهره برداری مؤثر از هوش مصنوعی در حسابرسی نیازمند درک صحیح از محیط حرفه ای و ویژگی های فردی حسابرسان است. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر برای بهبود کیفیت حسابرسی مبتنی بر هوش مصنوعی و خصوصیات فردی حسابرسان است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی، از لحاظ روش توصیفی-همبستگی، از نظر نوع داده ها کمی و به صورت مقطعی انجام شده است. جامعه آماری شامل حسابرسان عضو جامعه حسابداران رسمی است و داده ها با استفاده از پرسشنامه و نرم افزارهای تحلیل آماری رایانه ای و مدل یابی معادلات ساختاری با روش حداقل مربعات جزئی تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد عواملی مانند آشنایی و پذیرش هوش مصنوعی، مهارت های دیجیتال، انعطاف پذیری، خلاقیت و زیرساخت های فناورانه بر کیفیت حسابرسی اثرگذارند. این یافته ها می تواند مسیر توسعه کیفیت گزارش های حسابرسی در ایران را هموار سازد.
۳۰۹۹.

بررسی تحلیلی اطلاعات منبع باز با تأکید بر ابعاد و پیامدهای آن در چارچوب تهدیدات ناشناخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۷
در عصر کنونی که داده ها به سرعت تولید و منتشر می شوند، اطلاعات حاصل از منابع علنی به عنوان یکی از مهم ترین منابع جمع آوری و تحلیل اطلاعات امنیتی شناخته می شود. اهمیت اطلاعات حاصل از منابع علنی، نه تنها در شناسایی تهدیدات آشکار، بلکه در کشف الگوهای پنهان و ناشناخته ای است که می توانند ساختارهای امنیتی را تحت تأثیر قرار دهند. با وجود حجم گسترده مطالعات در زمینه کاربردهای اطلاعات حاصل از منابع علنی، بررسی تحلیلی آن در قالب یک تهدید ناشناخته کمتر مورد توجه قرار گرفته است و این امر شکاف مهمی در ادبیات علمی این حوزه ایجاد کرده است. این پژوهش با رویکرد مطالعات کتابخانه ای و تحلیل اسنادی به واکاوی مفهومی و نظری اطلاعات منبع باز پرداخته است و تلاش کرده ابعاد و پیامدهای آن را در چارچوب تهدیدات ناشناخته تحلیل کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که اطلاعات منبع باز دارای سه بُعد عملیاتی، فناورانه و راهبردی است که در تعامل با یکدیگر می توانند به ایجاد تهدیدات ناشناخته منجر شوند. در بُعد عملیاتی، چالش های گردآوری، پالایش و صحت سنجی داده ها می تواند به انتشار اطلاعات نادرست منجر شود. در بُعد فناورانه، بهره گیری از هوش مصنوعی و کلان داده ها اگرچه توان تحلیل را افزایش داده، اما امکان سوءاستفاده در مقیاس بزرگ را نیز فراهم کرده است. در بُعد راهبردی، فقدان چارچوب های قانونی و تخصص تحلیلی می تواند تصمیم سازی امنیتی را مخدوش کند. مهم ترین نوآوری پژوهش، ارائه چارچوب تحلیلی یکپارچه ای است که نشان می دهد چگونه ویژگی های ذاتی اطلاعات منبع باز (باز بودن، سرعت و دسترسی آزاد) می تواند آن را به بستری برای تهدیدات ناشناخته تبدیل کند. در پایان، راه کارهای عملیاتی شامل تدوین چارچوب های قانونی، ارتقای فناوری های صحت سنجی، آموزش نیروی انسانی متخصص و تقویت همکاری های بین سازمانی پیشنهاد شده است. بنابراین، نتایج این مطالعه ضرورت بازنگری در سیاست ها و چارچوب های امنیتی موجود را آشکار می سازد و پیشنهاد می کند که نهادهای امنیتی و پژوهشی، دستورالعمل های دقیق تری برای بهره برداری ایمن از اطلاعات منبع باز تدوین کنند.
۳۱۰۰.

مدل سازی ساختاری عوامل مؤثر بر تشکیل بازار مشتقه ارزی در بورس کالای ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۰
پژوهش حاضر با هدف مدل سازی ساختاری عوامل مؤثر بر تشکیل بازار مشتقه ارزی در بورس کالای ایران انجام شده است. این مطالعه از نوع توصیفی–کاربردی و با رویکرد کمی انجام پذیرفته و به دنبال طراحی مدلی تجربی بر اساس تحلیل داده های میدانی است. جامعه آماری پژوهش شامل ۳۸۴ نفر از فعالان بازار سرمایه (از جمله معامله گران، مدیران پرتفوی، کارشناسان مالی و ناظران بازار) بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته ای بود که بر مبنای مدل مفهومی اولیه و یافته های کیفی طراحی شده و اعتبار آن از طریق روایی صوری، روایی همگرا و واگرا بررسی گردید. همچنین، پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و شاخص های سازگاری درونی تأیید شد.تحلیل داده ها با بهره گیری از روش مدل سازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) و نرم افزار SmartPLS انجام گرفت. ساختار مدل نهایی شامل شش مقوله اصلی (شرایط علّی، مقوله مرکزی، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدها) و دربرگیرنده ۱۹ مؤلفه و ۶۷ گویه سنجشی بود. نتایج حاصل از آزمون مسیرها بیانگر آن است که تمام روابط بین متغیرهای اصلی مدل از نظر آماری معنادار بوده و شاخص های برازش مدل در سطح قابل قبول قرار دارند. یافته های پژوهش نشان می دهد که عواملی نظیر تقویت زیرساخت های نهادی بازار، ارتقای دانش مالی سرمایه گذاران، توسعه ابزارهای مشتقه مالی، و تدوین قوانین حمایتی می توانند نقش کلیدی در شکل گیری بازار مشتقه ارزی ایفا کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان