فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۴۱ تا ۱٬۳۶۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
منبع:
رهنمون اﻧﻘﻠﺎب اسلامی سال ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
93 - 118
حوزههای تخصصی:
گفتمان انقلاب اسلامی که دال مرکزی آن مبتنی بر توحید است، رویکرد مقاومت را سرلوحه کار خود می داند. رهبر انقلاب اسلامی نیز در بیانات و کلام خود در مناسبت های مختلف ابعاد و زوایای مقاومت را طرح و تبیین کرده اند، اما پس از بررسی در این زمینه، پژوهشی یافت نشد که از منظر آیت الله خامنه ای، الگوی کارآمدی جبهه مقاومت در گفتمان انقلاب اسلامی را بررسی کرده باشد. بر این اساس «شناخت الگوی کارآمدی مقاومت در گفتمان انقلاب اسلامی از منظر آیت الله خامنه ای» مسئله اصلی این مقاله بوده و اینکه «الگوی کارآمدی جبهه مقاومت اسلامی در اندیشه آیت الله خامنه ای چیست؟» به عنوان پرسش اصلی در این تحقیق مطرح شده است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون درصدد کشف الگوی کارآمدی جبهه مقاومت اسلامی در جهان اسلام از دیدگاه آیت الله خامنه ای برآمد و یافته ها نشان داد که الگوی کارآمدی جبهه مقاومت مستخرج از شبکه مضامینی شامل پنج بُعد و بیست وهفت مؤلفه و مبتنی بر مضامین فراگیر معنویت گرایی، تکلیف محوری و... است.
نقش انرژی در همگرایی و امنیت منطقه غرب آسیا: با تأکید بر الگوی دوستی و دشمنی ایران و عراق در حوزه انرژی
منبع:
غرب آسیا سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴)
1 - 31
حوزههای تخصصی:
منطقه غرب آسیا به دلیل موقعیت ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک خود یکی از مناطق بسیار مهم و حساس جهان از قرن گذشته تاکنون محسوب می شود. جدا از مسائل ناشی از رقابت های نفتی کشورهای بزرگ، منطقه غرب آسیا در دهه های اخیر شاهد رخدادها و تغییر و تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و نظامی گوناگونی بوده است. همچنین ترتیبات امنیتی منطقه در طول قرن گذشته و حاضر، پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تحولات سیاسی اجتماعی ناشی از آن درخاورمیانه، تشکیل نیروی واکنش سریع آمریکا و عملکردها و عکس العمل های مربوطه، شکل گیری شورای همکاری خلیج فارس و آثار منطقه ای آن، وقوع جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران، تجاوز نظامی عراق به کویت و نتایج سیاسی و نظامی آن، شکل گیری نظم نوین جهانی پس از بحران دوم خلیج فارس و حمله آمریکا به افغانستان و عراق به عنوان نقطه عطفی درعرصه سیاست های منطقه ای و بین المللی محسوب می گردد. جمهوری اسلامی ایران وعراق به عنوان دوکشور مهم و تأثیرگذار درمنطقه غرب آسیا موضوع اصلی این مقاله بود و این سئوال مطرح بود که الگوی دوستی و دشمنی بین این دوکشور چگونه در حوزه انرژی قابل ترسیم خواهد بود؟ فرضیه مطرح شده این بود که دو کشور ایران و عراق با فراز و فرودهایی که در روابط خود داشتند؛ در حوزه انرژی نیز توانستند الگوهای دوستی و دشمنی در غرب آسیا را متحول نمایند. یافته های تحقیق حاکی از آن است که دوکشور جمهوری اسلامی ایران و عراق با ورود به موضوع میادین مشترک نفت و گاز و با تأکید بر همگرایی درحوزه انرژی توانستند به سطح بالایی از همگرایی دست یابند و این همگرایی با کاهش تنش در منطقه غرب آسیا به افزایش سطح امنیت منطقه ای کمک نموده است.
ترامپیسم و چشم انداز آن؛ تشدید بحران هویتی لیبرال دموکراسی و انحطاط ارزش های بنیادین آمریکایی در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ(مقاله علمی وزارت علوم)
این تحقیق به پرسش اساسی می پردازد که چرا سیستم لیبرال دموکراسی آمریکایی در نهایت به ظهور ترامپیسم به عنوان محصول نهایی خود انجامید؟ فرضیه اصلی تحقیق این است که ترامپیسم، به عنوان یک پدیده پوپولیستی، به طور مستقیم از بحران های ساختاری و ایدئولوژیک لیبرال دموکراسی نشأت گرفته است. این بحران ها عمدتاً ناشی از تضعیف اصول بنیادین دموکراسی همچون مشارکت مدنی، عدالت اجتماعی و اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی بوده است. این بحران ها همراه با نارضایتی فزاینده از نخبگان سیاسی و فساد سیستماتیک، شرایطی را فراهم آورده اند که در آن گفتمان های پوپولیستی و ضد نخبگان توانسته اند به یک جنبش اجتماعی و سیاسی مؤثر تبدیل شوند که توسط دونالد ترامپ نمایندگی می شود. روش شناسی این تحقیق تحلیلی و تبیینی است. این مطالعه سعی دارد توضیح دهد که چگونه این عوامل در کنار هم آمده اند تا پدیده سیاسی ترامپیسم را شکل دهند. یافته های تحقیق نشان می دهند که ترامپیسم به عنوان نتیجه مستقیم فرایندهای پیچیده در بطن لیبرال دموکراسی آمریکایی، ناشی از بحران های هویتی و ناکامی در بازتولید برابری و عدالت اجتماعی ظهور کرده است. ترامپ از طریق گفتمان پوپولیستی، موفق شد بخش هایی از جامعه را که احساس می کردند از فرآیندهای دموکراتیک کنار گذاشته شده اند، بسیج کند. در این زمینه، ترامپ از بی اعتمادی عمیق به نخبگان بهره برد و راه حل های ساده انگارانه و تقلیل گرایانه ای ارائه داد که خود را به عنوان یک نیروی سیاسی آلترناتیو در برابر سیستم دموکراسی لیبرال معرفی کرد. بدین ترتیب، ظهور ترامپیسم به عنوان یک پاسخ متناقض به بحران های درونی لیبرال دموکراسی آمریکایی قابل درک است.
تحلیلی برکدهای ژئوپلیتیکی اسرائیل در قلمرو آسیای غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سنجش و پایش مکان های خارج از قلمرو سرزمینی کشور بر اساس اولویت ها، ترجیح عملیاتی و عینیت یافته منافع ملی کشورهاست که کد ژئوپلیتیکی نام دارد. در این راستا هر کشور متأثر از مفروضه های راهبردی، امنیت ملی خود را شکل می دهد که این نگاه امنیتی در ارتباطی کامل با مجموعه ای از عوامل فرهنگی، ملی، سرزمینی و متأثر از مقیاس ها و برند سازی هویتی و جغرافیایی است. متعاقب عملیات طوفان الاقصی توسط مبارزان فلسطینی، پاسخ سبعانه رژیم اسرائیل به این اقدام و حملات پهپادی ج. ا. ا. به این رژیم و تهدید موجودیت سرزمینی این رژیم در نیم قرن اخیر، بحران جغرافیایی بر این رژیم عارض گردیده که اسرائیل را به شیوه های نوین سیاست جغرافیایی واداشته است. رژیم اسرائیل از بدو تأسیس تا کنون به علت سازه های هویتی و سرزمینی نامشروع، بستر تعارضات بسیار در خاورمیانه بوده است که در بستر این تعارض، همواره قلمروخواهی و چنگ اندازی به جغرافیایی سرزمینی کشورهای مجاور را در دستور کار خود قرار داده است؛ به طوری که حتی در جدیدترین دکترین نتانیاهو که زمینه و هدف این پژوهش است، دکترین صلح برای صلح و صلح از طریق قدرت، مؤلفه غالب امنیتی این رژیم بوده است. هدف این مقاله واکاوی کیفیت و چگونگی کدهای ژئوپلیتیکی این رژیم را با توجه به سازه های کدهای ژئوپلیتیکی، یعنی هویت و ساختن سوژه های متعارض، از لحاظ شکست در ساختارهای ژئوپلیتیک منطقه است که معطوف به منافع رژیم صهیونیستی می باشند. این تحقیق با روشی تحلیلی توصیفی در پی واکاوی و تحلیل کدهای ژئوپلیتیکی رژیم صهیونیستی در خاورمیانه، عوامل پیدایش این کدها با توجه به سازه متعارض هویتی و سرزمینی این واحد سیاسی در منطقه آسیای غربی با استفاده از شکست در ساختارهای ژئوپلیتیک و سوژه های جدید جغرافیایی است.
الگوی رفتاری قدرت های منطقه ای در مدیریت بحران (مسئله فلسطین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۳
133 - 160
حوزههای تخصصی:
در فرایند مدیریت بحران الگوهای رفتاری قدرت های منطقه ای نقش انکار ناپذیری دارد. تمرکز پژوهش حاضر، بررسی الگوهای رفتاری قدرت های منطقه ای در مدیریت بحران فلسطین است که به درگیری بین قدرت های منطقه و ائتلاف های آن ها تبدیل شده است. سؤال پژوهش حاضر این است که با توجه به مدل های رئالیستی در مدیریت بحران، الگوی رفتاری بازیگران منطقه ای در مدیریت بحران فلسطین چگونه بوده است؟. به نظر می رسد که در مدیریت بحران فلسطین علی رغم وجود الگو هایی از جنگ تهاجمی و سیاست مبتنی بر قدرت و نیز انجام توافقات صریح در قالب پیمان ها، مهم ترین الگوی رفتاری بازیگران منطقه ای در بحران فلسطین الگوی مبتنی بر رویکرد توازن قدرت بوده است. این پژوهش براساس رویکرد توصیفی- تحلیلی می باشد. در مسئله فلسطین قدرت های منطقه ای مانند ایران، عربستان، ترکیه تابع منطق توازن قوا هستند براساس این رهیافت هیچ کشوری نمی تواند بازیگر دیگر را حذف کند و هر یک از قدرت ها براساس اصل بقا متحدین از حذف یک طرف در منطقه جلوگیری می کنند و بحران تداوم می یابد.
بررسی نارسایی های دولت آمریکا در مواجهه با تروریسم صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۸۱)
187 - 204
حوزههای تخصصی:
مطالعه شواهد و یافته های به دست آمده از تحقیقات صورت گرفته نشان می دهد یکی از وجوه تروریسم با حمله به زیرساخت های صنعتی، تأثیرات منفی و مخربی بر رونق اقتصادی یک کشور دارد. بنابراین هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی میزان توفیق دولت آمریکا در کنترل اثرات تروریسم بر فعالیت های صنعتی در مطالعه موردی شرکت راه آهن آمریکایی است و لذا مطالعه حاضر تروریسم را از منظر تأثیر بر فعالیت های صنعتی مورد بررسی قرار داده و می کوشد به صورت نظام مند به پاسخ این پرسش بپردازد که آیا دولت آمریکا در موجهه با تروریسم صنعتی موفق بوده است؟ فرضیه تحقیق حاضر به صورت شهودی بیان می دارد که دولت آمریکا در مواجهه با تروریسم صنعتی دارای نارسایی است و از این رو برای آزمون فرض بر شرکت «امترک» (شرکت راه آهن آمریکایی) تمرکز شده است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا ضمن بررسی نظام مند و تعمیم پذیر تروریسم صنعتی در آمریکا به تبیین نارسایی های دولت در مواجهه با تبعات آن پرداخته است. برخی نتایج این مطالعه نشان می دهد ارزش اقتصادی صنایع مادر و اقدامات کنترلی دولت آمریکا برای حفاظت از این صنایع ارتباط مستقیمی با تروریسم صنعتی دارد و در نهایت پیامدهای تروریسم صنعتی برای برخی صنایع مادر آمریکایی نظیر راه آهن به بی ثباتی سیاسی، کاهش سرمایه و اعتماد عمومی منجر گردیده است.
هوش مصنوعی و ثبات استراتژیک؛ آموزه ای ادراکی در زمینه توسعه ابعاد نظامی هوش مصنوعی در کشورهای آمریکا و روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۵)
95 - 120
انقلاب صنعتی چهارم و رشد فناوری هایی مانند هوش مصنوعی رقابت قدرت های بزرگ را متحول کرده است. ابزارها و سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی دارای ویژگی های خاصی هستند که باعث می شود کشورهای مالک فناوری با بهره مندی از آنان توان نظامی بیشتری پیدا کنند و بتوانند در آینده جهانی نقش موثری داشته باشند. علی رغم این که کاربرد هوش مصنوعی موجب ثبات استراتژیک و فقدان انگیزه در قدرت های هسته ای برای درگیری مسلحانه می شود؛ اما بی توجهی به درک چگونگی تصور سیاست گذاران قدرت های هسته ای از فناوری های هوش مصنوعی و تأثیرات آن ها باعث شده تا این پژوهش رابطه بین هوش مصنوعی و ثبات استراتژیک میان کشورهای آمریکا و روسیه را نه تنها از طریق ماهیت فنی هوش مصنوعی بلکه توسط باورهای سیاست گذاران در مورد این فناوری ها و اهداف دیگر کشورها برای استفاده از آنان بررسی کند. این مقاله با استفاده از روش مطالعه اسنادی و رویکرد توصیفی- تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش است که تصمیم گیرندگان ایالات متحده آمریکا و روسیه با تجزیه و تحلیل ادارکی از گفتمان های رسمی خود بین سال های 2014 تا 2023 در مورد توسعه نظامی هوش مصنوعی و برقراری ثبات استراتژیک چگونه عمل کرده اند؟ بر اساس یافته ها آمریکا و روسیه از قابلیت های هوش مصنوعی خود از منظر نظامی تهدیدی ایجاد کرده اند که منعکس کننده دیدگاه های آن ها از ثبات استراتژیک و همچنین زمینه اجتماعی است که با بی اعتمادی و احساس رقابت مشخص شده است. گفتارهای موجود در اندیشه آنان موجب شکل گیری چرخه ای رقابتی از برداشت های اشتباه و غیرقابل بهبود پس از بحران اوکراین شده است.
منطق سیاست خارجی آمریکا و راهبردهای جمهوری اسلامی ایران
منبع:
رب پژوهی سال اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
92 - 108
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی یک کشور اگر تابع فرایندهای مختلف است منطق حاکم بر آن تابع شرایطی است که، به ویژه در زمان حاضر، به شدت متحول و دگرگون شونده است. ایالات متحده آمریکا، از دهه 1990 به بعد، به ویژه در بازه زمانی 2016-2020 و نیز در شرایط موجود به گونه ای در روابط بین الملل عمل می کند که در تصور بسیاری از ملت های دنیا حتی متحدان آمریکا غریب می نماید. در سال جاری خورشیدی با فاصله حدوداً شش ماهه در ایران و آمریکا شاهد تغییر کابینه با دو رویکرد کاملاً متفاوت (میانه روی اصلاح طلبانه پزشکیان و رادیکالیسم ملی گرایانه شوونیستی ترامپ) بودیم. بسیار مهم است که بدانیم هر یک از این دو دولت چه در سر دارند و در مقابل همدیگر چگونه عمل خواهند کرد؟ پژوهش حاضر در پی آن است که با روش توصیفی تحلیلی به تحلیل منطق حاکم بر سیاست خارجی و رفتارهای آمریکا در روابط بین الملل موجود بپردازد و البته نیم نگاهی به آینده نزدیک جمهوری اسلامی ایران داشته و عجالتاً سناریوهای پیش روی ایران در شرایط موجود جهت مواجهه با منطق سیاستمداران کاخ سفید را مورد بررسی قرار دهد. بنابراین هدف تحقیق فهم منطق حاکم بر سیاست خارجی آمریکا در دوران جدید ریاست جمهوری ترامپ به منظور طراحی الگوی رفتاری مناسب برای ایران جهت مواجهه با شرایط پیشِ رو می باشد.
مؤلفه های مدل راهبردی در زمینه مشارکت سیاسی در زنان نظام جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۱۲
451 - 482
حوزههای تخصصی:
موضوع مشارکت سیاسی زنان بویژه در مناصب تصمیم گیری، موضوعی است که با رشد و ارتقای منزلت جامعه مرتبط است اگر بدنبال جامعه ای متعادل و در عین حال بالنده هستیم نمی توانیم چشم بر روی آن ببندیم. در این تحقیق به این سؤال پاسخ داده می شود مؤلفه های مدل راهبردی مشارکت سیاسی زنان در مناصب عالی نظام جمهوری اسلامی ایران چیست؟ روش در ابتدا فراترکیب است که با تمرکز بر روی مدل های افزایش مشارکت سیاسی زنان، استخراج و بررسی شدند. از روش های تحلیل مضمون و تحلیل اسناد نیز بهره جسته است. مدل مطابق با آنچه در آیه 21 سوره مبارکه روم آمده طراحی و با عنوان مدل ارائه شده است. جهت تأیید مدل نیز از پرسشنامه از خبرگان استفاده گردید. یافته ها نشان می دهد مدلی ارائه نموده که نشان می دهد «سکینه» و «آرامش» چشم اندازی مطلوب برای مشارکت سیاسی زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران است که با راهبرد «مودت» امکان پذیر خواهد شد. مؤلفه های آن در بعد «ثبات و بقا»، شامل افزایش آگاهی سیاسی زنان و خودآگاهی و خودشناسی زنان، آمادسازی زمینه های مساعد بروز استعدادها، کاهش شکاف جنسیتی و توانمندسازی سیاسی زنان است، در بعد «توسعه و رضایت» شامل: مسئولیت پذیری اجتماعی و سیاسی و اعتماد به کارآمدی زن در نظام اسلامی، تحرک سیاسی، استقلال سیاسی و باروری سیاسی است. در بعد «زیباسازی»، شامل: زن در جایگاه ولایت اجتماعی و زن در جایگاه مدیریت و ساختن جهان می باشند.
تحلیل فضایی پیامدهای سیاسی اجتماعی کم آبی بر ناآرامی های تابستان سال 1400 استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
83 - 118
حوزههای تخصصی:
استان خوزستان با توجه به قرارگیری در اقلیم خشک و نیمه خشک و نیز به علّت کاهش شدید نزولات جوّی در سال های اخیر با بحران کم آبی مواجه شده است و این امر علاوه بر تبعات زیستی گوناگون، پیامدهای سیاسی اجتماعی قابل ملاحظه ای به دنبال داشته که در این میان ناآرامی های تابستان سال 1400 ه.ش بارزترین نمونه به شمار می رود. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل فضایی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و استفاده از داده های اقلیمی به کمک شاخص بارش استانداردشده (SPI) و نیز بهره گیری از ابزار Arc GIS به پهنه بندی میزان خشکی و حجم بارش در استان خوزستان و نیز توزیع فضایی ناآرامی های اجتماعی در سطح استان پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که پیامدهای سیاسی اجتماعی (به طور مشخص تجمّعات اعتراضی) بیشتر در شهرهایی نمود فضایی دارند که در نواحی بسیارخشک واقع شده و یا میزان بارش در آن ها طی سال های پیش از اعتراضات، بسیار ناچیز ثبت شده است.
تأثیر سیاست خارجی خاورمیانه ای ترامپ بر ادراک افول آمریکا در مسئله فلسطین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مهم در عرصه سیاست خارجی کشورها چگونگی جهت گیری رویکرد آنها نسبت به مسائل بین المللی و منطقه ای است. این جهت گیری می تواند در ایجاد ادراک مثبت یا منفی از کشورها تأثیرگذار باشد. رویکرد مبتنی بر یک جانبه گرایی دونالد ترامپ در قبال موضوعات مهم منطقه خاورمیانه ازجمله مسئله فلسطین موجب شکل گیری تفکراتی نسبت به سیاست خارجی آمریکا گردیده است. ازاین رو سؤال اصلی پژوهش این است که سیاست خاورمیانه ای دونالد ترامپ در ارتباط با مسئله فلسطین چه تأثیری بر ادراک افول آمریکا داشته است؟ در پاسخ به سؤال این فرضیه مطرح می شود که سیاست خارجی خاورمیانه ای دونالد ترامپ موجب ایجاد ادراک افول آمریکا در مسئله فلسطین گردیده است. این پژوهش از نوع کاربردی است و باتوجه به توصیفی و تبینی بودن موضوع، روش جمع آوری اطلاعات در این مجموعه عمدتاً کتابخانه ای و با استفاده از منابع مکتوب شامل کتب و مقالات مندرج در ژورنال های علمی است. یافته های پژوهش حاکی از این مهم است که با توقف روند عادی سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل و شکست برنامه «معامله قرن»، ناکامی در سرکوب و تضعیف محور مقاومت فلسطینی، عدم مجاب شدن سازمان ملل متحد و جامعه جهانی در شناسایی قدس به عنوان پایتخت اسرائیل و حاکمیت بر بلندی های جولان، نظم جایگاه ابرقدرتی این کشور با چالش جدی مواجه شده است.
جمهوری اسلامی ایران و انقلاب در امور نظامی: خاستگاه های هنجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
164 - 141
حوزههای تخصصی:
نزدیک به یک دهه است که سیاست های منطقه ای ایران بیش از گذشته مورد توجه طیفی از کنش گران اعم از کنش گران منطقه ای و فرامنطقه ای قرار گرفته است. تمرکز این کنش گران به طور عمده معطوف به فعالیت های نظامی ایران است. این فعالیت ها که در ادبیات استراتژیک ذیل مقوله انقلاب در امور نظامی قرار می گیرد، به سبب واقع شدن ایران در منطقه غرب آسیا که در دهه اخیر تحولات غیرقابل باوری را به خود دیده است، بر پیچیدگی تحولات افزوده و محاسبات کنش گران درگیر در منطقه را به شدت از خود متأثر کرده است. این پژوهش با مطرح ساختن این پرسش که «انقلاب در امور نظامی جمهوری اسلامی ایران از چه خاستگاه هنجاری برخوردار است» در صدد است برخلاف رویکردهای جریان اصلی روابط بین الملل، تبیینی هنجاری از سیاست های نظامی ایران ارائه دهد. یافته های این مقاله بر این گزاره استوار است که انگاره های ملی و دینی ایرانیان، پیگیری انقلاب در امور نظامی را اجتناب ناپذیر کرده است و به سخن دیگر، این پدیده از بنیان هویتی ایرانیان سرچشمه گرفته است. بر این مبنا، آرمان گرایی، استقلال خواهی، بیگانه ستیزی، جهان وطن گرایی و خودمحوری برگرفته از انگاره های ملی است که با پیروزی انقلاب اسلامی و هم افزایی با آموزه های دینی از جمله استکبارستیزی، دفاع از مظلومان، نفی سلطه و غلبه حق بر باطل در عرصه نظامی نمایان گردید. ماهیت این نوشتار توصیفی تحلیلی است و برای گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای بهره گرفته شده است.
ریشه یابی جرم شناختی علل ارتکاب به جنایات جنگی منطقه ای در بحران فلسطین با تأکید بر آموزه های نظریه سازه انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
115 - 141
حوزههای تخصصی:
برخی مواقع با نگاهی به بحران ها و جنایات بین المللی نوع بشر را در این فکر فرو می برد علل و علت چنین التهاباتی که صلح و امنیت منطقه ای را زیر سؤال می برد را چگونه می توان تبیین کرد تا از آن طریق بتوان ضمن کنترل تنش ها در وضع موجود، در آینده ضمن حل ریشه ای مسائل بتوان به صورت راهبردی از بروز چنین نا بسامانی پیشگیری به عمل آید. اینجاست که نظریه ها با نگاه در وقایع می تواند مکانیسمی را در اختیار ما قرار دهد که واقعیت موجود را بهتر درک کنیم.به نظر می رسد اختلافات کنونی در قضیه فلسطین و اسرائیل نوعاً عقیدتی و هویتی است، همین می تواند ضرورت این مطالعه را بیش از پیش حقایق موجود را برای ما روشن کند. در این جستار تحقیقاتی با رویکردی توصیفی- تحلیلی در عین حال با بهره جستن از روش اسنادی و کتابخانه ای می خواهیم به جواب این سؤال برسیم علل و ریشه های جرم شناختی و سیاسی التهابات و بحران های مکرر خاورمیانه با تأکید بر قضیه فلسطین و اسرائیل چیست؟ با توجه به این که اختلافات در خاورمیانه ریشه ای تاریخی و راهبردی است به نوعی هویتی می باشد به همین دلیل همیشه محل درگیری و بحران است به همین دلیل به علت همین فضای التهاب آور نوعاً تحقق جنایات جنگی دیگر جنایات بین المللی در این منطقه امری متحمل است. یافته های تحقیقاتی حاکی از آن است؛ گسترش نقش واقعی سازمان های بین المللی به دور از هرگونه سیاسی کاری، تقویت گفتمان های سیاسی و مذهبی براساس ترتیبات منطقه ای بدون دخالت قدرت ها، شناسایی کشور فلسطین وفق اسناد بین المللی در قالب رویکردهای سیاسی مسالمت آمیز می تواند رویکرد پیشگیرانه از منظر جرم شناسی جنایات بین المللی در آینده خاورمیانه باشد.
بررسی بایسته های دیپلماسی رسانه ای ایران درجنگ روسیه و اوکراین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف:از 24 فوریه (5 اسفند 1400) که جنگ روسیه واوکراین آغاز شد، تقابل روسیه و آمریکا در اوکراین، منجر به افزایش اهمیت استراتژیک ایران شده است. با عنایت به طولانی شدن جنگ اوکراین، مقاله حاضر با هدف بدست آوردن راهکارهای اساسی برای تقویت ظرفیت دیپلماسی رسانه ای ایران درجنگ روسیه واوکراین می باشد.روش:روش این مقاله از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت کیفی از نوع تحلیل مضمون می باشد. مورد مطالعه تعداد 11 نفر صاحب نظران رسانه ای شامل می شود. روایی محتوایی با استفاده از نظرات اساتید و متخصصان تعیین شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه های نیمه ساختار یافته استفاده شده است. تجزیه تحلیل داده ها در دو مرحله صورت گرفت. در ابتدا بر اساس نتایج مصاحبه ها، اطلاعات استخراج و سپس کدگذاری و طبقه بندی داده ها صورت پذیرفت. برای انجام تحلیل مضمون از نرم افزار MaxQDA 2022 استفاده شده است.یافته ها:نشان داد با استفاده از محتوای تولید شده در رسانه های اجتماعی می توان عوامل سیاسی و اقتصادی را در ارتقاء منافع ملی ایران تقویت کرد.نتیجه گیری:بیانگر آن است که حوزه دیپلماسی رسانه ای ایران از فرصت های به وجود آمده جنگ اوکراین، می تواند در راستای توسعه صادرات و واردات کشور و تقویت هژمونی به عنوان بازیگر فعال بهره مند شود.
افول آمریکا و ظهور چین: ارزیابی بر اساس شاخص های سنتی و فناورانه قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۶)
69 - 105
یکی از مباحث جدی در میان تحلیلگران و صاحبنظران سیاسی در آمریکا و سایر نقاط جهان بحث افول آمریکا و زمان تحقق آن است. پیش بینی کارشناسان سیاسی شکل گیری نظام چندقطبی با برتری اقتصادی چین نسبت به رقبا است. هدف مقاله پیش رو ارزیابی افول آمریکا و موقعیت جهانی چین است. پرسش اصلی این است که چه ارزیابی می توان از افول آمریکا و جایگاه کنونی چین داشت؟ برای پاسخ به سؤال فوق مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی از روش مطالعه اسنادی استفاده شده و شیوه گردآوری داده ها نیز به صورت کتابخانه ای بوده است. همچنین برای ارزیابی موقعیت کنونی آمریکا و چین شاخص های سنتی و فناورانه قدرت مورد استفاده قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد اگرچه به لحاظ اقتصادی، سیاسی و اخلاقی آمریکا موقعیت پیشین خود را از دست داده است؛ با این حال در شاخص های فناورانه قدرت موقعیت بهتری نسبت به چین دارد. با این وجود، این امر به معنای تداوم قدرت آمریکا نیست و توانایی بهره برداری مؤثر از فناوری های جدید می تواند کشورهای ضعیف تر یا بازیگران غیردولتی را قادر سازد تا قدرت مستقر را به چالش بکشند که در نهایت منجر به یک نظم جهانی چندقطبی شود.
بیشینه سازی موفقیت مذاکرات بین المللی در پرتو شناخت عمیق تر از ذهن انسان
منبع:
شناخت پژوهی مطالعات سیاسی سال اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
23 - 50
حوزههای تخصصی:
با توجه به چالش های پیچیده و چندوجهی در عرصه دیپلماسی و مذاکرات بین المللی، این پژوهش به بررسی نقش شناخت عمیق تر از روان شناسی انسانی در تقویت مذاکرات بین المللی پرداخته است. فرضیه پژوهش این است که درک بهتر از انگیزه ها، احساسات و رفتارهای انسانی می تواند بهبود قابل توجهی در کیفیت مذاکرات و دستیابی به توافقات پایدار ایجاد کند. تحلیل کیفی موردکاوی های مذاکرات موفق و ناموفق نشان می دهد که عواملی نظیر همدلی، شناخت انگیزه های پنهان و آگاهی از چالش های فرهنگی، موانع را تسهیل یا تضعیف می کنند. یافته های این پژوهش که براساس رویکرد توصیفی- تحلیلی حاصل شده است، بیانگر این است؛ مذاکراتی که در آن ها درک روان شناختی طرفین مورد توجه قرار گرفته، نسبت به مذاکراتی که از این بعد غفلت کرده اند، موفقیت بالاتری داشته اند. این پژوهش با تکیه بر چارچوب نظری سازه انگاری، به ضرورت توجه روان شناسی در فرایندهای دیپلماتیک تأکید می کند و پیشنهاد می دهد که تقویت مهارت های بین فردی، ویژگی های فرهنگی و اجتماعی و مدل های مذاکره در میان دیپلمات ها، می تواند به عنوان عاملی کلیدی در بهبود روابط بین الملل و حل چالش های جهانی عمل کند.
تحلیل راهبردی ذی نفعان (قومی - مذهبی) پروژه های آبی حوضه دجله و فرات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
488 - 457
حوزههای تخصصی:
از بین 286 حوضه آبریز مشترک بین المللی، حوضه آبریز دجله و فرات را می توان در فهرست پرتنش ترین حوضه آبریز فرامرزی دنیا در کنار حوضه رود نیل قرار داد. مسئله بهره برداری و استفاده مشترک از منابع آب در حوضه آبریز دجله و فرات، که بزرگ ترین حوضه آبریز فرامرزی در آسیای غربی است، بسیار مهم است و این منطقه پرتنش از منظر سیاسی، با کمبود همراه با افزایش تقاضا و رقابت های شدید برای دسترسی و بهره برداری بیشتر از آب مواجه است. از منظر ملی و در مقیاس کشوری مطالعات زیادی در این خصوص انجام شده است، ولی آنچه ضرورت دارد تحلیل و سطح بندی بازیگران و کنشگران فروملی هیدروپلیتیکی حوضه یعنی اجتماعات محلی است. این اجتماعات در حوضه دجله و فرات را می توان در قالب یک دسته بندی کلی یعنی گروه های مذهبی و زبانی تقسیم کرد. ازاین رو لازم است این گروه ها از منظر نفع و زیان پروژه های آبی بررسی شوند. این مقاله با یک رویکرد سیستمی در پی واکاوی تأثیرات پروژه های آبی متأثر از شرایط جغرافیای طبیعی و انسانی حوضه با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و بهره گیری از تکنیک SAW است. نتایج نشان می دهد اگرچه کردهای علوی به عنوان جوامع محلی در بالادست متأثر از طرح های توسعه گاپ با مسائلی چون کوچ اجباری، تغییر بافت جمعیتی، از دست رفتن یا حداقل مخاطرات اثرگذار بر امنیت انسانی، از دست رفتن نمادهای هویتی و... مواجه شده اند، اما از منظر کمیت و کیفیت آب در کنار کردهای سنی این حوضه مخاطرات کمتری را متحمل شده اند. این در حالی است که متناسب با کمیت و کیفیت آب شیعیان عرب زبان مخاطرات بیشتری را متأثر از طرح های توسعه آبی حوضه دجله و فرات متوجه خود می بینند.
نقش سطح منطقه ای در پویش های سیاسی و امنیتی عراق در عصر پسا بهار عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۸)
161 - 193
حوزههای تخصصی:
بعد از سقوط صدام در 2003 عراق به یکی از بحرانی ترین و کانونی ترین پویش های سیاسی و امنیتی در خاورمیانه تبدیل شده است. شکست در فرایند دولت ملت سازی و تضادهای فرقه ای از جمله عوامل تاثیر گذار در بی ثباتی سیاسی عراق بوده اند. از طرف دیگر، به نظرمی رسد که تحولات منطقه ای در عصر پسا بهار عربی به شکل اساسی سطوح سیاسی و امنیتی عراق را از خویش متاثر ساخته است. در این راستا با توجه به اهمیت موضوع این پژوهش به دنبال بررسی نقش تحولات منطقه ای در پویش های سیاسی و امنیتی عراق در عصر پسا بهار عربی است. سوال محوری این پژوهش بر این منبا است، متغیرهای منطقه ای چه تاثیری بر پویش های سیاسی و امنیتی عراق در عصر پسا بهار عربی داشته اند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که شکل گیری بهار عربی سطح رقابت های منطقه ای در راستای افزایش نفوذ در عراق و همچنین تنش های فرقه ای را افزایش داده و در نتیجه منجر به شکنندگی بیشتر دولت- ملت در عراق شده است.
هویت سیاسی فرقه ای و ثبات سیاسی در عراق؛ تحلیل مقایسه ای عصر صدام و پسا صدام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۸۲)
281 - 294
حوزههای تخصصی:
عراق، تحت تأثیر روندها و رقابت های ملی، منطقه ای و بین المللی به کانون منازعات تبدیل شده است. فروپاشی حکومت صدام، بحران هویت سیاسی فرقه ای را که در دوران صدام مخفی بود، به چالش اصلی جامعه سیاسی عراق تبدیل کرد. بررسی جامعه شناختی این هویت ها به ویژه کردها، تشیع و اهل تسنن نشان می دهد که گرایش به «خرده گروه گرایی» برای برآورده کردن مطالباتشان و تشکیل هویت های مقاومت در برابر دولت و هویت ملی عراقی ناشی از فضای باز سیاسی پس از صدام روند صعودی داشته است. هویت های سیاسی عراق این دغدغه را در برابر دولت ملی دارند که نخبگان سیاسی همچون گذشته به دنبال ایجاد هویتی مسلط بر سایر هویت ها هستند. نتیجه این وضعیت، تقویت هویت های فروملی، افزایش بحران و بی ثباتی سیاسی عراق پس از صدام بوده است. این هویت ها با رویکرد فروملی به ایجاد، تقویت و تداوم شکنندگی در ساختار سیاسی عراق منجر شده اند. این مقاله که از روش توصیفی و تحلیلی استفاده می کند، هدفش بررسی تاثیر هویت های سیاسی عراق پساصدام در ایجاد بی ثباتی سیاسی این کشور است. سؤال اصلی نوشتار پیش رو این است: هویت های سیاسی برآمده از عراق پساصدام چه تأثیری در بی ثباتی سیاسی این کشور داشته است؟ یافته مقاله نشان می دهد، گرایش به خرده گروه گرایی در برابر دولت ملی که به تشکیل هویت های مقاومت منجر شده است، «بی ثباتی سیاسی» را در چشم انداز آینده عراق در پی خواهد داشت.
Examining the Cultural Attitudes of the Representatives of the First Legislature of the Islamic Consultative Assembly towards the War Waged by Iraq against Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In Iran, the Majlis, as the highest decision-making body, is the center of gravity of politics and decision-making about the country's issues. Therefore, due to the position of the parliament, this power can supervise and have a vote in various issues, including political, cultural, economic, and social issues. One of the most important challenges faced by the first parliament was the eight-year war between Iraq and Iran, which is known as the longest war of the 20th century. Therefore, analyzing the cultural approach of the representatives of the first term of the Islamic Council towards the war imposed by Iraq against Iran is the most important goal of this article.Research methodology: The method used in this puzzle is thematic analysis based on documentary studies. The research based on the detailed discussions of the first term of the Islamic Council seeks to answer the question, what were the cultural positions of the representatives of the first term of the Islamic Council regarding the war imposed by Iraq against Iran?Findings/Conclusion: The findings of the article show that with the start of the war imposed by Iraq against Iran, the representatives, in line with the Islamic values and culture emanating from the Islamic Revolution, are trying to encourage and excite the warriors and people in the fight against the aggressor enemy, calling for stability and perseverance, promoting culture Martyrdom and self-sacrifice are the preservation of national unity and cohesion, and in this regard, they are religious teachings.