مقالات
حوزههای تخصصی:
موضوع مشارکت سیاسی زنان بویژه در مناصب تصمیم گیری، موضوعی است که با رشد و ارتقای منزلت جامعه مرتبط است اگر بدنبال جامعه ای متعادل و در عین حال بالنده هستیم نمی توانیم چشم بر روی آن ببندیم. در این تحقیق به این سؤال پاسخ داده می شود مؤلفه های مدل راهبردی مشارکت سیاسی زنان در مناصب عالی نظام جمهوری اسلامی ایران چیست؟ روش در ابتدا فراترکیب است که با تمرکز بر روی مدل های افزایش مشارکت سیاسی زنان، استخراج و بررسی شدند. از روش های تحلیل مضمون و تحلیل اسناد نیز بهره جسته است. مدل مطابق با آنچه در آیه 21 سوره مبارکه روم آمده طراحی و با عنوان مدل ارائه شده است. جهت تأیید مدل نیز از پرسشنامه از خبرگان استفاده گردید. یافته ها نشان می دهد مدلی ارائه نموده که نشان می دهد «سکینه» و «آرامش» چشم اندازی مطلوب برای مشارکت سیاسی زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران است که با راهبرد «مودت» امکان پذیر خواهد شد. مؤلفه های آن در بعد «ثبات و بقا»، شامل افزایش آگاهی سیاسی زنان و خودآگاهی و خودشناسی زنان، آمادسازی زمینه های مساعد بروز استعدادها، کاهش شکاف جنسیتی و توانمندسازی سیاسی زنان است، در بعد «توسعه و رضایت» شامل: مسئولیت پذیری اجتماعی و سیاسی و اعتماد به کارآمدی زن در نظام اسلامی، تحرک سیاسی، استقلال سیاسی و باروری سیاسی است. در بعد «زیباسازی»، شامل: زن در جایگاه ولایت اجتماعی و زن در جایگاه مدیریت و ساختن جهان می باشند.
دلایل و پیامدهای بحران آب در ایران: ارائه یک روش نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، بحران آب به یکی از چالش های حیاتی در سیاستگذاری عمومی ایران تبدیل شده است. این پژوهش با هدف شناسایی دلایل اصلی بحران آب و بررسی راهبردها و پیامدهای آن در ایران انجام شده است. با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد (اشتراوس و کوربین) و انجام 23 مصاحبه نیمه ساخت یافته با خبرگان، داده ها گردآوری و به شیوه کدگذاری تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهند که عامل محوری بحران، "مدیریت ناپایدار منابع آب" است که تحت تأثیر سوء سیاستگذاری های گذشته و نبود نظارت کارآمد به ویژه در حوزه بهره برداری از منابع آب های زیرزمینی قرار دارد. علاوه بر این، عوامل انسانی همچون توسعه نامتعادل صنعتی و کشاورزی، تغییرات اقلیمی و کمبود تکنولوژی های نوین در مصرف بهینه آب، از عوامل تشدیدکننده بحران به شمار می روند. این پژوهش همچنین به راهبردهای پیشنهادی جهت بهبود مدیریت منابع آبی کشور پرداخته و توصیه های سیاستی مشخصی برای تضمین پایداری منابع آبی ارائه می دهد. نتایج نهایی پژوهش نشان می دهد که بحران آب در ایران بیش از آنکه ناشی از تغییرات طبیعی باشد، ریشه در سیاستگذاری های ناکارآمد و مدیریت ضعیف منابع دارد.
بررسی تأثیر عدم قطعیت شاخص های حکمرانی خوب بر توسعه پایدار در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجا که حکمرانی از عوامل مؤثر بر توسعه پایدار است. لذا بررسی ابعاد آن می تواند نقش مهمی در اقتصاد ایجاد کند. در مطالعه حاضر تأثیر عدم قطعیت شاخص های حکمرانی خوب بر توسعه پایدار در ایران به کمک رگرسیون فازی با درجه عضویت 9/0 برای دوره زمانی 1374 تا 1401 بررسی شده است. با توجه به انعطاف پذیری مدل رگرسیون فازی پهنای بالا، متوسط و پایین برای هر یک از متغیر های مورد بررسی در شرایط عدم قطعیت محاسبه شده است، نتایج مدل اول نشان می دهد که شاخص ثبات اقتصادی در هر سه پهنای مذکور تأثیر اندکی بر توسعه پایدار دارد. تأثیر شاخص ثبات سیاسی نیز تقریباً در هر سه پهنا ثابت است. اما شاخص ثبات اجتماعی با پهنای 0.556 بیشترین تأثیر را بر توسعه پایدار داشته است. در مدل دوم تأثیر شش شاخص حکمرانی خوب بر اساس تعریف بانک جهانی بر توسعه پایدار بررسی شده است. نتایج حاکی از آن است که کارآیی و اثربخشی حاکمیت با ضریب 5.5 بیشترین تأثیر را در بین سایر شاخص ها بر توسعه پایدار دارد. در مدل سوم که ترکیبی از مدل اول و دوم است، نتایج نشان می دهد که شاخص ثبات سیاسی در هر سه پهنای مذکور با ضریب 0.742 تأثیر ثابتی بر توسعه پایدار دارد. همچنین عدم قطعیت در شاخص های حکمرانی خوب توسعه پایدار در کشور را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد به گونه ای که روند واقعی توسعه پایدار در کشور منطبق بر پهنای چپ و پایین تر از کران متوسط و راست است.
ارزیابی ریسک های مدیریتی در حکمرانی تنظیمگرانه اقتصاد دیجیتال بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقتصاد دیجیتال به عنوان یکی از مولفه های کلیدی توسعه پایدار در عصر جدید، نقشی حیاتی در تحول و پیشرفت جوامع ایفا می کند. این پژوهش با هدف شناسایی، دسته بندی، اولویت بندی و ارائه پاسخ مناسب به ریسک های مدیریتی حکمرانی تنظیمگرانه مؤثر بر اقتصاد دیجیتال در بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات انجام شده است. در بخش کیفی پژوهش، برای شناسایی و دسته بندی ریسک ها، از روش تحلیل مضمون استفاده می شود. داده ها از طریق اسناد قانونی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، جمع آوری شده اند. در بخش کمی، برای رتبه بندی ریسک ها از مصاحبه ساختاریافته با خبرگان و سپس روش برنامه ریزی خطی OPA استفاده شده است. این پژوهش به دلیل ارائه همه مراحل شناسایی، دسته بندی، رتبه بندی و ارائه پاسخ به ریسک های مدیریتی حکمرانی تنظیمگرانه اقتصاد دیجیتال متمایز است. نتایج این پژوهش می تواند برای بهبود حکمرانی و تنظیمگری و نیز تصمیم گیری آگاهانه تر برای سیاست گذاران و مدیران در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات استفاده شود. در نهایت، 20 ریسک مدیریتی در 9 شاخه، شناسایی شد و اقدامات و سیاست های پیشنهادی برای مدیریت ریسک های اصلی ارائه گردید.
راهبرد روسیه در وضعیت تشدید تنش بین ایران و رژیم صهیونیستی (کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجاوزهای اخیر رژیم صهیونیستی و پاسخ ایران، چشم انداز ژئوپلیتیک و استراتژیک خاورمیانه و آینده تحولات آن را به شدت تغییر داده است. اکنون واضح است که تحولات اخیر و رقابت پیچیده و سرسختانه ایران و رژیم صهیونیستی ترتیبات امنیت منطقه را در آینده شکل خواهد داد و راهبرد کشورهای منطقه را روشن خواهد نمود. این تحولات تنش های طولانی مدت ایران و رژیم صهیونیستی را از سایه بیرون کشیده است. در این میان روسیه به عنوان یک قدرت منطقه ای که روابط گسترده و شبه راهبردی با رژیم اسرائیل داشته و از شرکای مهم منطقه ای و بین المللی ایران محسوب می شود به دنبال بازنگری در راهبرد و نقش آینده خود برای حفظ منافع راهبردی و نفوذ بیشتر خود در منطقه است. پژوهش حاضر با کاربست نظریه موازنه قوا نوواقع گرایی به دنبال پاسخ به این پرسش است که راهبرد روسیه در وضعیت تشدید تنش بین ایران و رژیم صهیونیستی چیست؟ یافته ها نشان می دهند که روسیه بر اساس راهبرد سنتی خود به دنبال سیاست «صبر و انتظار» و «تعادل» در راهبرد منطقه ای خود است. نتیجه این راهبرد برای روسیه در کوتاه مدت جلوگیری از گسترش دامنه جنگ میان ایران و رژیم اسرائیل و حفظ ثبات و مزایای اقتصادی، در میان مدت نفوذ بیشتر و تعهد کمتر در خاورمیانه و در بلند مدت تضعیف حضور ایالات متحده در منطقه است.با توجه به اهمیت درک پویش های منطقه ای، نتایج پژوهش حاضر می تواند برای سیاست گذاران و تصمیم گیران در به روزرسانی سیاست-های راهبردی منطقه ای برای تأمین حداکثری منافع و امنیت ملی راه گشا باشد.
الگوی حکمرانی اسلامی با تأکید بر عدالت و حقوق شهروندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمرانی در اسلام فراتر از نیازهای مادی و روزمره است و هم زمان به نیازها و حقوق مادی و معنوی توجه می کند. در این راستا، سیاست سعادت گرا به عنوان الگویی برای حکمرانی، شامل تعاملات میان حکومت و شهروندان است و به عنوان بنیادی برای تحقق حکومت سعادت گرا عمل می کند. این پژوهش به بررسی مؤلفه های الگوی حکمرانی اسلامی بر مبنای عدالت و حقوق شهروندی در سیاست سعادت گرا پرداخته است. نتایج نشان می دهد که حکمرانی اسلامی، نیازهای مادی و معنوی را در راستای سعادت اخروی انسان تعریف می کند. بنابراین، حکومت باید نیازها و حقوق شهروندان را در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و مدنی تأمین کند. شهروندان نیز باید بر اساس تعامل حق و تکلیف، روابطی مبتنی بر اخوت و حسن ظن برقرار کنند و حکومت را در اجرای احکام شریعت یاری دهند. سیاست سعادت گرا در فقه سیاسی و منابع دینی تعریف شده است و حکومت سعادت گرا حکومتی است که بر مبنای احکام شریعت بنا شده و مطابق با نیازهای زمانه تغییر می کند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی این مؤلفه ها پرداخته و پیشنهاداتی برای بهبود حکمرانی در جوامع اسلامی ارائه می دهد.
سناریوهای حکمرانی انرژی برای غلبه بر ناترازی انرژی و ناپایداری محیط زیست در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی ناترازی انرژی و روند آن تا سال 2040 در ایران پرداخته و اثر سناریوهای سیاستی مختلف را در کاهش ناترازی انرژی و آلودگی های محیط زیستی ارزیابی می کند. نتایج نشان می دهد که بدون اصلاحات عمده در سیاست های انرژی، ایران با چالش های بزرگی در ناترازی انرژی و افزایش انتشار گازهای گلخانه ای مواجه خواهد شد. با این حال، اعمال سیاست های مؤثر مانند کاهش یارانه های سوخت های فسیلی، حمایت از انرژی های تجدیدپذیر، و بهبود کارآیی انرژی می تواند به طور کامل ناترازی انرژی را برطرف کند و به شدت انتشار آلاینده ها را کاهش دهد. در این مطالعه با استفاده از مصاحبه با خبرگان و بررسی وضعیت ناترازی و دلایل آن در کشور چهار سناریو استخراج گردید و اثر آن بر ناترازی و انتشار آلاینده ها تا سال 2040 تعیین شد و یک چارچوب سیاستی (سناریوی چهارم) پیشنهاد گردید. در سناریوی چهارم، حذف یارانه های انرژی و کنترل قیمت ها، همراه با اقدامات بهره وری انرژی، به کاهش رشد تقاضای انرژی کمک کرده است و با افزایش امکان سرمایه گذاری، در گذار به انرژی های تجدیدپذیر کمک کرده است، این سیاست های اصلاحی در بلندمدت (تا سال 2040) پتانسیل مزایای محیط زیستی بیشتری نسبت به کوتاه مدت از جمله کاهش دی اکسیدکربن تا 600 میلیون تن در سال دارند. با این حال، تحقق این مزایا به شرایط اقتصادی، سیاسی و فناورانه وابسته است و ممکن است تحت تأثیر عدم قطعیت های جهانی تغییر کند. سناریوی چهارم می تواند با حل ناترازی انرژی، امنیت انرژی و پایداری محیط زیستی ایران را مشروط بر اجرای مؤثر سیاست ها و مدیریت موانع احتمالی بهبود بخشد.