مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷.
۸.
ناآرامی های اجتماعی
منبع:
مطالعات و سیاست های اقتصادی دوره ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
116 - 141
حوزههای تخصصی:
پرداختن به پیوند اقتصادی ناآرامی ها و ریشه یابی آن در هر جامعه ای نیاز به بررسی عمیق دارد. کشورهایی که از ثبات سیاسی-اجتماعی بیشتری برخوردارند در رسیدن به رشد و توسعه اقتصادی به طور نسبی موفق ترند و نابرابری و ناآرامی کمتری داشته اند. چگونگی فقر، نابرابری، بیکاری و آزادی های مدنی نقش قابل توجهی هم در پایداری سیاسی و هم در توسعه اقتصادی داشته اند. نابرابری موجب ناآرامی و آن موجب بی ثباتی اجتماعی- سیاسی می شود. بی ثباتی از سوی دیگر می تواند حقوق مالکیت را تهدید کند و اثر منفی بر سرمایه گذاری و رشد اقتصادی داشته باشد. هدف این مقاله آن است که از چشم انداز نابرابری به شکل گیری ناآرامی های سیاسی-اجتماعی توجه کند. در آن ارتباط نابرابری و ناآرامی های سیاسی-اجتماعی برای 53 کشور شامل ایران از میان دو گروه از کشورهای توسعه یافته ( 36 مورد) و کشورهای منا (17 مورد) مورد آزمون قرار می گیرند. نتایج نشان می دهند نابرابری عامل مهمی در شکل گیری ناآرامی های سیاسی-اجتماعی بوده است. بی ثباتی های حاصل همچنین به طور غیرمستقیم موجب کاهش سرمایه گذاری و تهدید حقوق مالکیت می شود که درنهایت اثر منفی بر رشد اقتصادی دارد.
مضامین راهبردهای اقتصادی مؤثر بر کنترل نارآمی های اجتماعی از منظر نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد دفاع و توسعه پایدار سال ۷ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۴
97 - 119
حوزههای تخصصی:
ناآرامی های اجتماعی تهدیدات پیچیده، فراگیر، پُرهزینه تلقی می شود که در صورت عدم شناخت علل شکل گیری و انجام اقدامات غیر منطقی در فرایند کنترل آنها، نظام ها هزینه های سنگین (سقوط) را متحمل خواهند شد. نظر به شکل گیری این پدیده در کشور طی چهاردهه از یک سو و تأثیرپذیری افکار عمومی کشور از مبانی ارزشی و وجود راهبردهای اثربخش و منطبق با فطرت انسان در این مبانی از جمله نهج البلاغه هدف نوشتار حاضر احصاء مضامین راهبردهای اقتصادی مؤثر بر کنترل ناآرامی های اجتماعی از منظر نهج البلاغه می باشد. نظر به اینکه شکل گیری اکثر ناآرامی های اجتماعی متأثر از مشکلات اقتصادی است با بهره گیری از روش آمیخته اکتشافی مضامین سیزدهگانه راهبردهای اقتصادی مؤثر بر جلوگیری و کنترل ناآرامی های از نهج البلاغه احصاء و در معرض قضاوت ۱۰ نفر از خبرگان قرار گرفت که ضریب لاوشه راهبردها توسط جامعه خبرگی ۸۹/۰ تعیین گردید. سپس راهبردهای فوق جهت رتبه بندی در معرض قضاوت ۹۲ نفر از کارشناسان قرارداده شده؛ نظر به اینکه میانگین رتبه راهبردها 97/3، آزمون تی 122/12، درجه آزادی91، سطح معنی داری 000/0 و کای اسکوثر 993/104 تعیین گردید، مؤید اثربخشی راهبردهای احصا شده بر ممانعت از شکل گیری و کنترل ناآرامی های اجتماعی است. با بهره گیری از ظرفیت راهبردهای فوق دستاوردهای برای نظام محقق می شود که در مبحث نتیجه گیری به آن اشاره شده است .
واکاوی ابعاد نا آرامی های 1401 از منظر جنگ ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
189 - 214
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ناآرامی های پاییز 1401 با طراحی پیچیده و گسترده که ماهیتی براندازانه داشت و با هدایتِ عوامل خارج از کشور صورت گرفت، با عنوان «جنگ ترکیبی» نام گذاری شد. هدف از تحقیق حاضر، واکاوی ابعاد ناآرامی های 1401 از منظر جنگ ترکیبی بود، زیرا شناخت مؤلفه ها و ابعاد این جنگ ترکیبی منجر به برنامه ریزی و آمادگی برای رویارویی با این موضوع در آینده خواهد شد.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی؛ به لحاظ ماهیت، اکتشافی و از نوع توصیفی تحلیلی بود. جامعه مشارکت کنندگان شامل خبرگان حوزه امنیّت اجتماعی و نیروهای مسلح (پلیس، سپاه و ستاد کل نیروهای مسلح) در تهران بود. نمونه به روش هدفمند انتخاب و در نفر هفدهم داده ها به اشباع نظری رسید. ابزار پژوهش شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمونی انجام شد. اعتبارسنجی و اطمینان بخشی مصاحبه ها با ملاک گوبا و لینکلن تأیید شد.یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که ناآرامی های 1401 یک جنگ ترکیبی تمام عیار با طراحی پیچیده در قالب مضامین فراگیر در سه بُعدِ راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی بود. در ذیل ابعاد سه گانه، 22 مضمون سازمان دهنده و 117 شاخص شناسایی شد.نتیجه گیری: نتایج حاصل از یافته های تحقیق نشان می دهد، در ناآرامی های 1401 از همه ظرفیت های جنگ ترکیبی در سه سطح نرم، نیمه سخت و سخت استفاده شده بود. لازم است پلیس و مسئولین برنامه ریزی و آینده پژوهی را در دستور کار قرار دهند. اتفاقات آینده را پیش بینی کرده و نسبت به پیشگیری و مقابله اقدامات مناسبی را انجام دهند.
درنگی فقهی و حقوقی در مسئولیت مدنی دولت در ناآرامی های اجتماعی و اغتشاشات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین حقوق اداری سال ۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
13 - 35
حوزههای تخصصی:
امروزه، اغتشاشات و ناآرامی ها در زمره یکی از وقایع در حال گسترش است که به جان و اموال اشخاص خسارت های هنگفتی وارد می نماید. پدیده های نسبتا همیشگی اما دائما در حال تغییر چهره در عصر حاضر که گسترش آن زنگ هشداری برای جوامع است. هر چند برخورد با اغتشاشات و خسارات جانی ناشی از آن اصولاً در حقوق کیفری کشورها از جمله ایران مطرح بوده و همچنین خسارات مالی ناشی از آن تقریبا جای خود را در بین مباحث مسئولیت مدنی نیز باز کرده است، اما این پرسش خودنمایی می کند که چه شخص یا اشخاصی مسئول جبران خسارات وارده بوده و به چه شیوه هایی باید چنین خساراتی جبران شود؟ جُستار پیش رو به تعیین مسئول و کیفیت جبران اینگونه خسارات به پشتوانه نظام فقهی غنی، اصول مسلم حقوقی و تأمل در حقوق کشورهای اروپایی پرداخته است. انگاره اثبات مسئولیت مدنی دولت یا تأمین خسارات از طریق نهادهای ویژهای همانند بیمه که غالباً در اختیار دولت می باشد برخوردار از پشتوانه قواعد فقهی و توجیهات حقوقی است. مدعای این نظریه در پاره ای از مبانی سنتی مسئولیت مدنی، موجود بوده و در بخش اعظم دیگر، نیازمند ارائه رهیافت جدید است که با نگاهی نو به ابعاد فقهی و حقوقی مسئولیت دولت قابل توجیه است.
مطالعه ای اکتشافی درباره روایت کاربران نوجوان ایرانی از چگونگی و دلایل نشر محتوای خلاف واقع و جعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پراکندگی گسترده اطلاعات غلط و محتوای خلاف واقع در شبکه های اجتماعی، علاوه بر ایجاد آشوب های اجتماعی، به تفرقه افکنی، قطبی شدن افکار عمومی و تضعیف اعتماد به نهادهای رسمی دامن زده است. این پدیده، ریشه در عوامل فرهنگی، اجتماعی و روانشناختی همچون نیاز به تأیید اجتماعی، تأثیرات گروه های همتا، سوگیری های شناختی و شیوه های نادرست ارزیابی اطلاعات دارد. شناخت دقیق زمینه های فرهنگی و ارتباطاتی و طراحی استراتژی های موثر برای مواجهه با آن، امری ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل زمینه های مؤثر بر انتشار محتوای خلاف واقع در میان نوجوانان ایرانی انجام شده است. با استفاده از روش کیفی و تحلیل سه مرحله ای(باز، محوری، گزینشی) داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته، شش محور اصلی( خانواده، دوستان، سکوها، ارزش های فرهنگی، رهبران عقیده ساز، دولت) شناسایی شدند. یافته ها حاکی از آن است که عوامل متعدد و پیچیده ای در تعامل با یکدیگر بر انتشار و پذیرش اطلاعات نادرست تأثیرگذارند. این پژوهش با تاکید بر خلاء های موجود در حوزه های فرهنگی و ارتباطی، به این نتیجه می رسد که غفلت از این کمبودها و همچنین بروز عملکردهای نادرست و ترک فعل ها، می تواند منجر به تشدید بحران در رویدادهای آتی و تعمیق شکاف های اجتماعی شود. به عبارت دیگر، در چنین شرایطی، ارزش هایی مانند "زن، زندگی، آزادی" به عنوان نمادی از مقاومت در برابر این وضعیت، بیش از پیش مورد توجه قرار می گیرند.
خاستگاه های سیاسی و اقتصادی بحران های اجتماعی ایران در دهه های 1390- 1370ش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
94 - 105
حوزههای تخصصی:
Political and social protests in recent decades have been among the most important issues of concern for policymakers in Iran. Analyzing the origins of these events is essential for reducing social unrest and developing effective strategies. This study aims to investigate the roots of political and social protests in Iran during the 1370s and 1390s SH (1991–2011), and seeks to answer the question: which social factors have played a decisive role in the emergence of these protests from a comparative and sociological perspective? Based on the main hypothesis of the study, the gap between citizens’ legitimate expectations and the existing realities, disregard for evolving social and political values, economic demands, and the pursuit of social justice and equality have been key drivers of protest movements. Employing a mixed-methods (quantitative–qualitative) and comparative approach, and drawing on theories of relative deprivation—particularly the ideas of Ted Robert Gurr—and theories of social alienation, the research analyzes three significant instances of unrest. The findings indicate that the convergence of unmet expectations, socio-economic grievances, and value-based demands created the primary foundation for civil uprisings over the past two decades.
تحلیل فضایی پیامدهای سیاسی اجتماعی کم آبی بر ناآرامی های تابستان سال 1400 استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
83 - 118
حوزههای تخصصی:
استان خوزستان با توجه به قرارگیری در اقلیم خشک و نیمه خشک و نیز به علّت کاهش شدید نزولات جوّی در سال های اخیر با بحران کم آبی مواجه شده است و این امر علاوه بر تبعات زیستی گوناگون، پیامدهای سیاسی اجتماعی قابل ملاحظه ای به دنبال داشته که در این میان ناآرامی های تابستان سال 1400 ه.ش بارزترین نمونه به شمار می رود. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل فضایی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و استفاده از داده های اقلیمی به کمک شاخص بارش استانداردشده (SPI) و نیز بهره گیری از ابزار Arc GIS به پهنه بندی میزان خشکی و حجم بارش در استان خوزستان و نیز توزیع فضایی ناآرامی های اجتماعی در سطح استان پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که پیامدهای سیاسی اجتماعی (به طور مشخص تجمّعات اعتراضی) بیشتر در شهرهایی نمود فضایی دارند که در نواحی بسیارخشک واقع شده و یا میزان بارش در آن ها طی سال های پیش از اعتراضات، بسیار ناچیز ثبت شده است.
پیامدهای انتظامی امنیتی بحران کم آبی با تأکید بر ناآرامی های اجتماعی در استان خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بحران های محیط زیستی، به ویژه کم آبی، در سال های اخیر به یکی از مسائل مهم امنیتی تبدیل شده است. شناسایی عوامل و پیامدهای این بحران برای پیشگیری از تبدیل آن به یک معضل امنیتی گسترده ضروری است. این پژوهش با تمرکز بر ناآرامی های اجتماعی، به بررسی پیامدهای انتظامی-امنیتی بحران کم آبی می پردازد.
روش پژوهش: پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت داده ها، کیفی و توصیفی-تحلیلی است. داده ها از 17 مشارکت کننده به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع اطلاعات گردآوری شد. روش جمع آوری اطلاعات شامل فیش برداری اسنادی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل مضمون بود. همچنین، داده های آماری و نقشه های ناآرامی های ناشی از بحران آب از سازمان های مربوطه و فراجا گردآوری و با استفاده از نرم افزار ARC GIS تحلیل شد.
یافته ها: بحران آب تحت تأثیر عوامل انسانی و طبیعی بوده و روند تخلیه روستاها بین سال های 1394 تا 1400 افزایش داشته است. بررسی نقشه های خشکسالی با شاخص SPI و تحلیل تجمعات اعتراضی بین سال های 1397 تا 1402 نشان می دهد که تنش های آبی و ناآرامی های ناشی از آن روند صعودی داشته اند. در سال 1402، گستره مناطق بحرانی به بیشترین میزان رسیده و تنها 67/3 درصد از مساحت استان در وضعیت غیر بحرانی قرار دارد.
نتیجه گیری: افزایش مساحت مناطق بحرانی و تعداد شهرها و روستاهای درگیر بحران، به تشدید ناآرامی ها و چالش های امنیتی منجر شده است. برای مدیریت این بحران، باید از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشگیرانه تغییر رویکرد داده و پایش تحولات آبی و تدوین راهبردهای پیشگیرانه در اولویت قرار گیرد.