فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۹
100 - 77
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر روند عادی سازی روابط دیپلماتیک میان رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، به ویژه امارات متحده عربی، بحرین و تا حدودی عربستان سعودی، به یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین تحولات ژئوپلیتیک در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس تبدیل شده است. این تحولات که به ویژه پس از امضای توافق نامه های موسوم به «توافق نامه های ابراهیم» در سال ۲۰۲۰م. شدت یافتند، موجب ایجاد تغییرهای قابل توجهی در نظم امنیتی، موازنه قدرت و آرایش ائتلاف های منطقه ای شدند. ج. ا. ا. به عنوان یکی از بازیگران کلیدی منطقه، این روند را تهدیدی مستقیم علیه منافع راهبردی، امنیتی و ژئوپلیتیک خود تلقی می کند. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر روند عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بر روابط خارجی (به ویژه روابط سیاسی و امنیتی) ج. ا. ا. با کشورهای منطقه است. مسئله پژوهش این گونه تعریف می شود: عادی سازی روابط میان اسرائیل و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس چه تأثیراتی بر جهت گیری ها، الگوهای رفتاری و رویکردهای سیاست خارجی ج. ا. ا. در تعامل با کشورهای منطقه به ویژه همسایگان جنوبی خود داشته است؟ در راستای پاسخ به این پرسش، فرضیه اصلی پژوهش بیان می دارد که عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی به برهم خوردن موازنه راهبردی منطقه به نفع اسرائیل، افزایش تمرکز کشورهای عربی بر مسائل امنیتی به جای همکاری های اقتصادی با ایران و همچنین تقویت ائتلاف های امنیتی جدید با مشارکت اسرائیل منجر شده است که این روند به تضعیف جایگاه منطقه ای ج. ا. ا. خواهد انجامید. روش شناسی این پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی است. گردآوری داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، اسناد رسمی، تحلیل های راهبردی، گزارش های اندیشکده ها و مقالات علمی صورت گرفته است. برای تحلیل داده ها و تبیین پدیده مورد بررسی، از چارچوب نظری مکتب امنیتی کپنهاگ استفاده شده است. این مکتب نظری تمرکز خود را بر مفهوم «امنیتی سازی» قرار می دهد؛ به این معنا که چگونه یک بازیگر، یک موضوع خاص (در اینجا ایران) را به عنوان تهدید امنیتی معرفی می کند و از این طریق مشروعیت اقدامات خود علیه آن را افزایش می دهد. بر اساس این چارچوب نظری، ایران در گفتمان سیاسی و امنیتی برخی دولت های عربی و اسرائیل، به عنوان منبع تهدید معرفی شده و همین مسئله باعث تشدید انزوای دیپلماتیک و افزایش فشارهای امنیتی بر ج. ا. ا. شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تا پیش از وقوع جنگ غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳م. روند عادی سازی روابط منجر به افزایش تعاملات امنیتی، اطلاعاتی و نظامی میان اسرائیل و برخی دولت های عربی مانند امارات و بحرین گردیده بود. این همکاری ها با هدف مقابله با تهدیدهای مشترک- که یکی از آنها ایران تلقی می شد- سازمان دهی شده بودند و از حمایت ضمنی ایالات متحده آمریکا نیز برخوردار بودند. در نتیجه نقش و نفوذ منطقه ای ایران در برخی از کشورهای عربی کاهش یافت، ائتلاف های سیاسی و امنیتی با محوریت کشورهای عربی و اسرائیل شکل گرفتند و فشارهای دیپلماتیک علیه ایران افزایش یافتند؛ همچنین چشم انداز همکاری اقتصادی میان ایران و برخی کشورهای خلیج فارس تضعیف شد و رویکرد این کشورها به سوی همکاری با اسرائیل در حوزه های فنّاوری، امنیت سایبری، انرژی و تجارت جهت یافت. با این حال، جنگ غزه و رویدادهای پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳م. موجب تغییراتی در این روند گردید. حمله گسترده حماس به اسرائیل و واکنش نظامی سنگین این رژیم، باعث خشم افکار عمومی جهان عرب شد و برخی دولت های عربی برای جلوگیری از فشار داخلی و حفظ مشروعیت، روند رسمی عادی سازی را متوقف یا کُند کردند. با وجود این، به نظر می رسد که همکاری های امنیتی پشت پرده همچنان ادامه دارد. ج. ا. ا. نیز در واکنش به این تحولات، تلاش های خود را برای تقویت توان مندی نظامی، افزایش تعاملات دیپلماتیک با متحدان منطقه ای و استفاده از ابزارهای جنگ هیبریدی و دیپلماسی چندجانبه برای مقابله با تهدیدهای نوظهور افزایش داده است. نتیجه گیری نهایی پژوهش بیانگر آن است که عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی خلیج فارس، به ویژه در دوره پیش از جنگ غزه، موجب تضعیف جایگاه منطقه ای ایران، کاهش روابط دیپلماتیک با برخی کشورهای عربی و شکل گیری بلوک های جدید امنیتی ضدایرانی گردیده است. با وقوع جنگ غزه، هرچند روند رسمی عادی سازی متوقف شد، تهدیدها برای ایران کاهش نیافت و حتی موجب بازنگری راهبردی در سیاست خارجی ج. ا. ا. شد. در نتیجه ایران ناچار به گسترش دکترین بازدارندگی، افزایش تعامل با محور مقاومت و بهره گیری بیشتر از ابزارهای دیپلماسی عمومی و مقاومت غیرمستقیم شده است تا بتواند در برابر چالش های امنیتی جدید ایستادگی کند و نفوذ منطقه ای خود را بازتعریف نماید.
بازنمایی ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق (مطالعه مورد کاربران فیس بوک پس از شکست داعش تا شهادت حاج قاسم سلیمانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف : قدرت در دوران مختلف متاثر از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تکنولوژیک ماهیت و طبیعت متفاوتی داشته است. در دوران کلاسیک، مدرن و پسامدرن تعاریف و جلوه های متفاوتی از این مفهوم قابل بررسی است، اما به نظر می رسد آنچه در جهان امروز و آینده بیشتر بتواند ماهیت آن را تبیین و توصیف کند، قدرت نرم و دیپلماسی عمومی است. در این متن، اهمیت شبکه های اجتماعی در سال های اخیر به واقعیتی بدیهی تبدیل شده و منبع بسیار مفیدی برای استخراج نظر کاربران در مورد موضوعات، شخصیت ها، محصولات و حتی مباحث کلان کشور و روابط خارجی و داخلی است. عراق به عنوان یک همسایه با قرابت مذهبی و فرهنگی عمیقی که می تواند بازاری بزرگ و شریکی استراتژیک برای ایران باشد، همچنین حضور مستشاری نظامی در عراق و موفقیت در شکست داعش در کنار حمایت ایران از گروه های مقاومت عراقی در سال های پس از صدام و وجود اماکن مقدسه، نیاز بیش از پیش به شناخت رویکرد و نظر جامعه عراقی نسبت به ایران را دوچندان می کند. در نگاه کلی بازنمایی تصویر ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق به ویژه فیس بوک می تواند سنجه ای اولیه از میزان موفقیت قدرت نرم و دیپلماسی عمومی ایران در عراق باشد. روش : محور اصلی این پژوهش حول بازنمایی ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق شکل گرفته و داده های بستر فیس بوک به عنوان اصلی ترین و بزرگ ترین بستر شبکه اجتماعی کاربران عراقی با استفاده از سیستم های کامپیوتری جمع آوری، ذخیره سازی، نویزگیری و پردازش شده است. پس از آن با بهره گیری از روش تحلیل تماتیک روی داده های فیس بوکِ کاربران عراقی پس از شکست داعش تا شهادت سردار سلیمانی مورد بررسی و پردازش به تفکیک سال انجام گرفته است. یافته ها : اصلی ترین موضوعاتی که حول مسائل مرتبط با ایران در فیس بوک عراقیِ منتشر شده به تفیکیک سال از سال 2018 تا 2020 و در چهارده تم اصلی طبقه بندی و سطح بندی شده که مهمترین این موضوعات عبارت است از: - گروه های همسو با انقلاب اسلامی- روابط سیاسی ایران و عراق - اظهار نظر در مورد فرهنگ دینی و اجتماعی مردم ایران - محتواهای مرتبط با دفاع مقدس و تاریخ جنگ عراق و ایران - موضوع روابط اقتصادی و محصولات ایرانی - دخالت ایران در انتخابات و حکومت عراق -موضوعات ورزشی بین دو کیور - اخبار بین دو کشور - تحریم آمریکا علیه ایران و نقش عراق و مقامات ایرانی (شامل مسئولین و شخصیت های سیاسی و نظامی کشور، مقام معظم رهبری، رییس جمهور، سردار سلیمانی) - زیارت اربعین و حضور ایرانیان در این پیاده روی می شوند، تا نمایی روشن از تصویر ایران در شبکه های اجتماعی عراق قابل نمایش باشد. نتیجه گیری : تصویر ایران در میان کاربران عراقی با چالش های زیادی روبرو است و گذشت سال ها از شکست داعش و دیگر خدمات ایران به عراق چندان در نمای قدرت نرم ایران در عراق موثر نبوده است. سهم ایران از خروج داعش و دفاع و هزینه هایی مانند شهادت جوانان و سردار های ایرانی برای حفظ امنیت مردم عراق در محتواهای عراقی ها کمتر دیده می شود. موضوعات مطرح شده حول مقامات حاضر در عراق همچون شهید سلیمانی که جان خود را در این راه داده، شباهتی به یک اسطوره و یا یک قهرمان ندارد. محصولات ایرانی جایگاه مناسبی از نظر حجم تبلیغات و حمایت در میان کاربران عراقی ندارند.
ارزیابی نقش اتاق های فکر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و میزان تأثیرگذاری آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای پیچیده امروز، سیاست خارجی کشورها به شدت تحت تأثیرتحلیل ها، مشاوره ها و پیشنهادهای ارائه شده از سوی نهادهای مختلف قرار دارد. در این میان، اتاق های فکر به عنوان نهادهایی که با هدف پژوهش و تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی شکل گرفته اند، در بسیاری از کشورها، از جمله جمهوری اسلامی ایران، نقش مهمی در بررسی موضوعات مرتبط با سیاست خارجی ایفا می کنند.با توجه به این موضوع، پرسش اصلی پژوهش به این صورت مطرح می شود: اتاق های فکر در جمهوری اسلامی ایران چه نقشی در شکل گیری سیاست خارجی ایفا می کنند؟ هدف این پژوهش، ارزیابی نقش و میزان تأثیرگذاری اتاق های فکر بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است.با در نظر گرفتن تحولات سریع و پیچیدگی های نظام بین المللی، این پژوهش تلاش دارد چالش ها و فرصت های پیش روی اتاق های فکر و توانایی آن ها در تأثیرگذاری بر تصمیم گیری های سیاست خارجی کشور را تحلیل کند. در این راستا، فرضیه ای مورد بررسی قرار می گیرد که بر اساس آن، چالش های ساختاری، مالی و سیاسی می توانند تأثیرگذاری اتاق های فکر را محدود کنند.روش این پژوهش کیفی بوده و ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل مطالعه کتابخانه ای و اسنادی، مصاحبه های ساختاریافته و نیمه ساختاریافته با نخبگان دانشگاهی، اندیشکده ها و سیاستمداران است.یافته های پژوهش نشان می دهد که اتاق های فکر در جمهوری اسلامی ایران، باوجود کارکرد مشاوره ای و تحلیلی خود، تاکنون نتوانسته اند تأثیر چشمگیری بر فرایند تصمیم سازی های سیاست خارجی داشته باشند. عواملی نظیر نبود استقلال مالی، قوانین محدودکننده، تعامل ناکافی با نهادهای دولتی و ضعف علمی فزاینده از جمله مهم ترین موانع کاهش اثربخشی آن ها محسوب می شوند.
الگوی راهبردی مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر پایه بیانات فرماندهی معظم کل قوا (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
205 - 238
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی راهبردی مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر پایه تدابیر، فرامین و رهنمودهای فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) انجام گرفت.
روش ها : این پژوهش به روش کیفی گراندد تئوری انجام شد. ابتدا ابعاد و مؤلفه های مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی براساس تدابیر، فرامین و رهنمودهای فرماندهی معظم کل قوا ایران شناسایی شده و سپس الگوی مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران عرضه شد. جامعه آماری پژوهش بیانات فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) از سال ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۱ بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد.
یافته ها : پس از تحلیل مضمون؛ ۱۳ بعد و ۳۶ مولفه موثر به عنوان مضامین سازنده در ایجاد مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران شناسایی شد.
نتیجه گیری ها: الگوی ارائه شده در این پژوهش می تواند به عنوان نقشه راهی برای ارتش جمهوری اسلامی ایران در دستیابی به مرجعیت علمی باشد
نقشه راه نظریه پردازی و تولید علم در عرصه دفاعی، امنیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
187 - 221
حوزههای تخصصی:
هدف: جریان نظریه پردازی و تولید علم پیشرآن قدرت ملی محسوب می شود. عرصه دفاعی، امنیتی نیز یکی از ارکان مهم قدرت ملی است. این عرصه برای بالندگی، کسب مزیت رقابتی و تأمین اهداف و منافع ملی کشور ناگزیر به نقش آفرینی در حوزه علم است. ازاین رو هدف از پژوهش حاضر ارائه نقشه راه نظریه پردازی و تولید علم در عرصه دفاعی – امنیتی است. روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، رویکرد کیفی مدنظر قرار گرفت و از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. در این پژوهش با بهره گیری از مطالعه اسنادی و مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 15 نفر از صاحب نظران داده ها جمع آوری و ثبت شد و در ادامه عملیات کدگذاری به صورت دستی انجام گرفت. یافته ها: نقشه راه نظریه پردازی و تولید علم در عرصه دفاعی، امنیتی از سه لایه زیرساخت، روندها و محرک ها و اهداف تشکیل شده است که این لایه ها کاملاً باهم در ارتباط هستند. به این ترتیب لایه اول دارای 10زیرساخت، لایه دوم دارای 19 روند و محرک و لایه سوم دارای 6 هدف است که در قالب یک مدل مفهومی ارائه شد. نتیجه گیری: نقشه راه ارائه شده از سه لایه زیرساخت، روندها و محرک ها و اهداف تشکیل شده است. هر لایه مقوله های اصلی دیگری را دربر دارد. مقوله های اصلی لایه زیرساخت عبارت اند از: فعالیت های؛ مدیریتی، نیروی انسانی و دانشی. مقوله های اصلی لایه روندها و محرک ها عبارت اند از: فعالیت های؛ ساختاری، آموزشی و پژوهشی. مقوله های اصلی لایه اهداف عبارت اند از: تولید علم و کمک به تمدن سازی
بررسی چالش های دولت رانتیر و تمرکزگرا در راستای دولت سازی اسلامی براساس قرآن و سیره نبوی (ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دولت سازی در طراز انقلاب اسلامی یکی از مهم ترین اهداف پیش روی نظام جمهوری اسلامی ایران است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل چالش های ساختاری دولت ایران، به ویژه رانتی بودن و تمرکزگرایی و ارائه راهکارهایی مبتنی بر قرآن و سیره نبوی(ص) برای برون رفت از این چالش ها انجام شده است. با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و فراتحلیل-تاریخی و تحلیل داده های کیفی-بنیادی، این پژوهش نشان می دهد که رانتیریسم دولتی و تمرکزگرایی آن به عنوان دو چالش اصلی، بر کارآمدی و عدالت در نظام حکمرانی به شدت تأثیر گذاشته اند. با بررسی آموزه های قرآن و سیره نبوی(ص)، این پژوهش به این نتیجه رسیده است که مدل حکمرانی نیمه متمرکز، الگویی کارآمد برای کاهش درآمد رانتی و تمرکزگرایی و تحقق اهداف دولت سازی در طراز انقلاب اسلامی خواهد بود. نوآوری این پژوهش در ارائه یک مدل حکمرانی اسلامی مبتنی بر منابع دینی و تطبیق آن با چالش های موجود در نظام حکمرانی ایران است.
بررسی مقایسه ای راهبرد سیاسی- امنیتی دولت اول ترامپ و بایدن در مناقشه اوکراین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
187 - 215
حمله روسیه به اوکراین در فوریه 2022 تحولات ژئوپلیتیکی عمیقی را در روابط بین الملل ایجاد کرد. این رویداد، بحث دیرینه درباره نقش جهانی آمریکا را مجدداً مطرح ساخت و سؤالاتی را درباره استراتژی ایالات متحده در قبال روسیه، در پرتو مناقشه اوکراین (2023-2014) را برانگیخت. لذا در این پژوهش به این سؤال پاسخ داده می شود که راهبردهای سیاسی-امنیتی دولت های اول ترامپ و بایدن در قبال مناقشه اوکراین چگونه بوده و دارای چه شباهت ها و تمایزاتی است و چه تشابهات و تمایزاتی در استراتژی های ترامپ و بایدن قابل مشاهده است؟ مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از مطالعه اسنادی و مقایسه استراتژی های دولت اول ترامپ و بایدن چنین فرض شد که سیاست های بایدن در ادامه رویکردهای ترامپ با اتخاذ رویکرد سخت گیرانه تر و مقابله با هژمونی روسیه بر مناطق پیرامونی خود و در چارچوب «امنیت و بقا» بوده است. یافته های این پژوهش که مبتنی بر نظریه رئالیسم تهاجمی است، نشان داد که این دو رئیس جمهور از زمینه های نظری متفاوتی استفاده کردند. ترامپ و آرمان های پوپولیستی او تلاش کردند تا از روابط معمول نخبگان ایالات متحده با مسکو دور شوند، چراکه او تلاش کرد تا روابط آمریکا و روسیه را از تقابل دور کند. در واقع، رویکرد ترامپ مبتنی بر همکاری در جهت حفظ صلح و امن کردن جهان و رفاه اقتصادی بود و از این نظر رویکرد موازنه گری نرم را اتخاذ نمود. با این حال، بین الملل گرایی لیبرال بایدن او را ملزم به استراتژی های سخت گیرانه علیه روسیه کرد. از این نظر، بایدن علیه پوتین اقداماتی انجام داد تا از او بخواهد صلحی را که لیبرال دموکرات ها از جنگ جهانی دوم برای ایجاد آن تلاش کرده اند، بازگرداند. درنتیجه، استراتژی بایدن به سمت اقدامات تحریمی شدیدتر، اخراج روسیه از گروه 7، و افزایش حمایت های نظامی و اقتصادی از اوکراین تغییر جهت داد.
تحلیل مضمون بیانات شهید سید حسن نصرالله پیرامون عملیات طوفان الاقصی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
54 - 77
حوزههای تخصصی:
عملیات طوفان الاقصی یکی از مهم ترین رویدادهای منطقه ای در سال های اخیر و نبردی سرنوشت ساز میان نیروهای فلسطینی و ارتش اسرائیل از زمان تأسیس این رژیم جعلی بود که در تاریخ هفتم اکتبر سال 2023 میلادی به وقوع پیوست. این عملیات که به صورت خودجوش و با رعایت اصل غافلگیری و محرمانگی توسط جنبش حماس صورت گرفت، مسئله ی فلسطین و قدس شریف را مجدداً بر سر زبان ها انداخت و افکار عمومی دنیا را به خود جلب نمود. در این میان، سخنان دبیرکل فقید حزب الله لبنان پیرامون این عملیات همچون گذشته مسیر پیش روی جریان مقاومت را روشن کرد و سیاست های هدفمند رسانه های دشمن را تا حدود زیادی خنثی نمود. هدف پژوهش حاضر، تحلیل و بررسی بیانات شهید سید حسن نصرالله پیرامون عملیات هفتم اکتبر و کشف مضامین موجود در آن می باشد. سخنان ایشان از سایت اینترنتی المَنار و پایگاه مجازی مقاومت اسلامی لبنان گردآوری شده است. روش این پژوهش، تحلیل مضمون می باشد و برای تحلیل داده ها و ترسیم شبکه ی مضامین ارتباطی از بیانات این شهید والامقام، از نرم افزار کامپیوتری MAXQDA استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد؛ عملیات طوفان الاقصی دارای زمینه ها و بسترهایی بود که انباشت آن ها بر روی هم، حماس را وادار به انجام این عملیات نمود. همچنین این نبرد که به صورت محرمانه، غافلگیرانه و مستقل انجام شد، با واردکردن ضربه ای جبران ناپذیر به کالبد رژیم صهیونیستی، آثار و نتایج غیرقابل انکاری را به بار آورد که به دنبال آن، چهره و نظم کنونی منطقه دچار تغییر خواهد شد.
سناریوهای واردات گاز از روسیه در چهارچوب دیپلماسی انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
97 - 120
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، تجارت انرژی به ابزاری کلیدی در سیاست خارجی بازیگران عرصه بین الملل تبدیل شده است. قدرت های بزرگ از جمله چین، هند، اتحادیه اروپا وابستگی زیادی به تأمین کنندگان انرژی دارند. پس از جنگ اوکراین و افزایش منازعات میان اروپا و روسیه، کشورهای اروپایی تلاش کردند تا از وابستگی خود به مسکو بکاهند. این تصمیم موجب کاهش سطح صادرات انرژی روسیه گردیده و این کشور در جستجوی بازارهای جدید است. ایران به عنوان یک متحده بالقوه به دلیل وجود موقعیت جغرافیایی، گزینه کاهش بخشی از مازاد گاز روسیه است. در این پژوهش واردات گاز از روسیه از منظر سیاسی و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته و به این سؤال پاسخ داده می شود که چگونه واردات گاز از این کشور می تواند به ابزاری برای افزایش قدرت سیاسی-اقتصادی ایران در منطقه شود. با توجه به شرایط فعلی، از سرگیری صادرات گاز روسیه به اروپا نامحتمل است. همچنین، صادرات به چین در میان مدت به دلیل نگرانی از وابستگی به روسیه محقق نخواهد شد. ازاین رو، مهم ترین گزینه صادرات گاز به ایران است. گاز وارداتی از روسیه می بایست صرف صادرات به کشورهای همسایه گردد؛ این امر می تواند منجر به ایجاد وابستگی متقابل نامتقارن به نفع ایران در روابط با کشورهای منطقه شود و گامی اساسی جهت تبدیل ایران به مرکز مبادلات انرژی خاورمیانه و مصون سازی از تحریم ها خواهد بود. در این پژوهش از روش آینده پژوهی (سناریونویسی) برای پیش بینی سناریوهای آینده طراحی شده است. روش گردآوری منابع نیز استفاده از منابع دسته اول، منابع کتابخانه ای و اینترنتی است.
پویایی های منطقه ای خاورمیانه و استراتژی کلان ایالات متحده آمریکا 2008 -2024(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
39 - 67
حوزههای تخصصی:
سیستم منطقه ای خاورمیانه از زمان حمله آمریکا به عراق در سال 2003 به نام مبارزه با تروریسم در نوسان بوده و به شدت اثرات جنگ و ناامنی را که پس از آن بر آن حاکم شده است، با خود حفظ کرده است. این پیامدها به شکست تلاش ها برای ایجاد نظم منطقه ای منجر و مبارزه برای قدرت را تشدید کرد که نتیجه آن قیام های اعراب، جنگ های داخلی و ظهور بازیگران آشوب ساز بوده است. این رقابت بر سر قدرت، کشورهای منطقه را به تغییر شکل هنجارهای نظم ژئوپلیتیکی پیچیده در خاورمیانه در مواجهه با تهدیدات فوری در سطح ملی و منطقه ای و در عین حال برای پیشبرد منافع خود به پیش رانده است. این پویایی ها موجب شده تا جامعه سیاست خارجی ایالات متحده به منظور گذار از هزینه های ناشی از مداخله گرایی حداکثری به فکر راهبردی جایگزین در این منطقه باشد. فهم چالش های استراتژی هژمونی لیبرال مبتنی بر یک جانبه گرایی از سوی جامعه سیاست خارجی آمریکا و ورود استراتژی توازن فراساحلی از درون جامعه دانشگاهی به درون کاخ سفید دلیل اصلی این امر بوده است. دولت باراک اوباما به سمت تأکید بر محدودیت های مداخله گرایی و لزوم حرکت به سمت تحدید مداخله حرکت کرد و دونالد ترامپ و بایدن نیز به اصل مداخله به صرفه و گزینشی پایبند بوده اند. در همین چهارچوب مقاله به این سؤال پرداخته که چگونه پویایی های منطقه خاورمیانه بر استراتژی کلان ایالات متحده بین سال های 2008-2024 تأثیر گذاشته است؟ مقاله به این نتیجه رسید که پویایی های منطقه خاورمیانه با تغییر در فهم جامعه سیاست خارجی آمریکا بر استراتژی کلان آن تأثیر گذاشته و منجر به حرکت به سمت استراتژی توازن فراساحلی بین سال های 2008-2024 شده است. مقاله از رویکرد توصیفی- تحلیلی بهره گرفته و ابزار گردآوری داده ها، کتابخانه ای است.
همکاری استراتژیک ایران و روسیه: ارتقای جایگاه و مقابله با یکجانبه گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵۳)
5 - 28
حوزههای تخصصی:
وضعیت امنیتی منطقه غرب آسیا، ضرورت پویایی دکترین سیاست خارجی ایران را برای ارتقای جایگاه و سطح کنشگری در تعاملات میان قدرت های منطقه ای برجسته کرده و ازاین رو، تقویت روابط نظامی و سیاسی با روسیه به عنوان یک راهبرد استراتژیک در رفتار سیاست خارجی ایران صورت بندی شده است. حال سؤال اساسی پژوهش این است که چه ظرفیتی در روابط دو کشور وجود دارد که موجب گسترش همکاری های نظامی و مناسبات سیاسی میان ایران و روسیه شده و تعاملات دو کشور را به سطح روابط راهبردی و استراتژیک رسانده است؟ پژوهش حاضر با هدف بررسی مناسبات سیاسی- امنیتی و نظامی ایران و روسیه در نظام بین الملل انجام شد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی بود. یافته ها نشان داد شکل گیری همکاری استراتژیک ایران و روسیه ناشی از فهم و نوع نگرش دو بازیگر به مساله "جایگاه" است. بدین معنا که مقابله با یکجانبه گرایی امریکا، افزایش توانایی های نظامی و کسب جایگاه نسبی بالاتر؛ بیشینه سازی قدرت/ امنیت در مناسبات همکاری جویانه، ناسازگاری از جایگاه و نارضایتی از آن و تلاش برای حداکثرسازی قدرت/ امنیت جهت ارتقای جایگاه موجب افزایش سطح همکاری ها و گاه ترسیم اهداف بلندمدت همسو؛ اشتراک نظر در مسائل راهبردی؛ همکاری های اقتصادی و باورمندی مشابه به نقش دشمن مشترک در مناسبات آتی موجب شکل گیری روابط عمیق و همکاری های استراتژیک بین ایران و روسیه شده است.
تاثیرات ناامنی هستی شناختی در سیاست خارجی رژیم اسرائیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵۳)
125 - 150
حوزههای تخصصی:
از ابتدای شکل گیری رژیم اسرائیل، تلاش در جهت حفظ و افزایش امنیت، همواره از مهم ترین دغدغه های حاکمان این رژیم بوده، به گونه ای که با استفاده از روابط دیپلماتیک، عملیات روانی و اقدامات نهان و آشکار نظامی، به دنبال توسعه قدرت و امنیت خود گام برداشته است. در این میان امنیت هستی شناختی به منزله امنیت وجودی، تابعی از الزامات ایدئولوژیکی و ژئوپلیتیکی آن رژیم به شمار می آید. این مقاله با بهره گیری از مکتب سازه انگاری و با رویکردی توصیفی – تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که ناامنی هستی شناختی چه تاثیراتی در سیاست خارجی رژیم اسرائیل داشته است؟ براساس فرضیه مقاله، سیاست خارجی رژیم اسرائیل که براساس سیاست تهاجمی و یا همکاری و همگرایی شکل گرفته، با گسترش تعامل و تقابل در عرصه سیاست خارجی، کشورها را دوست، دشمن و گاه بی طرف تعریف کرده و رفتار آن ها را به عنوان تهدید یا فرصت قلمداد می کند که براساس آن به برقراری یا قطع روابط و نیز ستیز بر می خیزد. یافته های مقاله نشان می دهد وضعیت جدید، حاکمان اسرائیل را بر آن داشته تا با تغییر در تاکتیک های خود، شیوه های متفاوتی را برای دستیابی به راهبردهای امنیتی خود برگزینند و به دنبال آن، با اتخاذ سیاست های تهاجمی و جنگ افروزانه و یا در نقطه مقابل، با همکاری و همگرایی نظامی و تسلیحاتی، بر چالش ها و بحران های موجود فائق آیند.
شناسایی و رتبه بندی چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
374 - 345
حوزههای تخصصی:
ایران کشوری منحصربه فرد از لحاظ ویژگی های جغرافیایی و ژئوپلیتیکی است، اما واقعیت این است که علی رغم پتانسیل های مطلوب جغرافیایی و ژئوپلیتیکی از آنها برای پیشبرد اهداف و منافع ملی به خوبی استفاده نشده و در جهت عکس به چالش هایی برای کشور تبدیل شده است. چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین چالش های اساسی و پایه ای است، که دامنه ای از چالش های ملی، منطقه ای و جهانی را در برمی گیرد. هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین ایران است. این مقاله با رویکرد توصیفی – تحلیلی و بهره گیری از روش کیفی و کمی به منظور گردآوری و تجزیه وتحلیل داده ها و در بخش میدانی و پیمایشی با ابزارهایی چون مصاحبه و پرسشنامه به شناخت و رتبه بندی چالش های بنیادین می پردازد. سؤال اصلی این پژوهش بدین گونه صورت بندی شده است که چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین جمهوری اسلامی ایران کدام اند؟ و کدام یک از آنها اهمیت بیشتری دارند؟ یافته ها نشان می دهد چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین ج.ا.ا عبارت اند از سه مؤلفه ضعف و شکنندگی اقتصاد ملی، درگیری های منطقه ای و مشارکت ایران در آنها و ساختار اداری- سیاسی بوروکراتیک و ناکارامد که بیشترین امتیاز را در بین مؤلفه های بنیادین کسب کرده اند. در مقابل سه مؤلفه رشد روزافزون تابوهای ژئوپلیتیکی، چالش امنیت ملی متأثر از موقعیت سوق الجیشی (تجارب تلخ اشغال ایران) و چالش های سیاسی به ویژه در زمینه وحدت و انسجام ملی کمترین امتیازها را در بین مؤلفه های سطح بنیادین به خود اختصاص داده اند.
تحلیلی بر نسبت مفهوم جمهوریت در قانون اساسی ج.ا.ایران و حقوق عمومی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
514 - 493
حوزههای تخصصی:
جمهوریت محوری ترین مفهوم حقوق عمومی مدرن و در عین حال شاخصِ اصلی نسبت سنجی نظام های سیاسی حقوقی با حقوق عمومی مدرن به شمار می رود. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی و منابع کتابخانه ای درصدد نسبت سنجی این مفهوم در قانون اساسی ایران با مبانی حقوق عمومی مدرن (حق تعیین سرنوشت در قالب یک قرارداد اجتماعی) است. در پاسخ به چگونگی این نسبت باید گفت تدقیق در ویژگی ها و نحوه جایابی مفهوم جمهوریت در کلیت قانون اساسی ایران، بیانگر این است که نسبت میان این مفهوم با مبانی حقوق عمومی مدرن، نه از جنس تباین و نه الزاماً از جنس واگرایانه است و علی رغم عدم تطابق کامل میان ماهیت و لوازم مفهوم جمهوریت مدرن با مفهوم جمهوریت در قانون اساسی، می توان نوعی نسبت سازگاری تعامل گرایانه را میان آنها استدراک کرد، به نحوی که از یک سو برخی مفاهیمِ مُقوِّمِ جمهوریت در آن درج شده است و از سوی دیگر نیز بخش های جمهوریت باورانه قانون اساسی (از منظر حقوق عمومی مدرن) به گونه ای در آن مندرج شده اند که نه تنها امکان مستحیل شدنِ آنها در سایر بخش های قانون اساسی وجود ندارد، بلکه قانون اساسی به عنوان تبلور قدرتِ مؤسس، به وضوح ظرفیت ایفای نقش هنجارسازی در مراحل قانونگذاری در نظام سیاسی حقوقی موردنظر خود را به بخش های مذکور داده است.
تحول در نظم جهانی و استراتژی های قدرت های میانه: تأملی در سیاست خارجی نوین عربستان سعودی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
614 - 581
حوزههای تخصصی:
پدیدار شدن نشانه های تحول در افق نظم جهانی، همزمان که عدم قطعیت ذاتی روابط بین الملل و نگرانی های حاصل از آن را تشدید می کند، برای تمامی دولت ها بویژه قدرت های میانه، نویدبخش فرصت های بیشماری نیز است. رهبران قدرت های میانه در دوران گذار نظام بین الملل، طیفی از انتخاب ها را پیش رو دارند. انتخاب هریک از استراتژی های موجود، بدان وابسته است که رهبران این دولت ها چه برداشتی از سرشت حقیقی تحولات جهانی دارند و اینکه چه منافعی را در اولویت قرار می دهند. با در نظر داشت پیامدهای سترگ انتخاب هر یک از این استراتژی ها برای منافع ملی و اثرگذاری انکارناپذیر آن ها بر تمامی شئون حیات سیاسی دولت ها، این مقاله بر آن است تا فهم این پرسش را بیدار کند که در هنگامه تحول در نظم جهانی، قدرت های میانه چه انتخاب هایی پیش رو دارند و در این بین به ترین استراتژی کدام است؟ با بررسی انواع استراتژی های موازنه قدرت، موازنه تهدید، موازنه نرم، احاله مسئولیت، دنباله روی و هجینگ استراتژی، نویسنده بر این باور است که برای رفع عدم قطعیت حاصل از تحول در نظم جهانی و همچنین افق زمانی رهبران قدرت های میانه برای بهره مندی از منافع حاصل از این تحول، به نظر می رسد هجینگ بتواند استراتژی مطلوبی برای این کشورها باشد. این مقاله سیاست خارجی نوین عربستان سعودی را در مقام شاهدی برای این استدلال مطالعه می کند.
فرقه گرایی و تأثیر آن بر امنیت ملی عراق طی سال های 2003 تا 2024(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
203-236
حوزههای تخصصی:
فروپاشی رژیم عراق در نتیجه یک شوک برون زا از سوی نیروهای آمریکایی و ائتلاف تحت رهبری آن جنبه عینی به خود گرفت و فرصت تحول و تحقق سازوکارهای تکوین بخش را برای ساخت عراقی نوین و دموکراتیک پیشِ روی جامعه و نخبگان جدید قرار نهاد؛ اما ناپایداری نظام هویتی و گسست در سازه های تشکیل دهنده آن سبب شد تا فرقه گرایی به عنوان یک واقعیت کتمان نشدنی بر بدنه سیاسی و امنیتی عراق تحمیل شود و با نوع تعاملات و مطالبه گری های غیرملی و غیرمدنی نیروهای موجود در سپهر سیاسی کشور، در یک سیر زمانی و به تدریج تقویت و فربه تر شود. هدف پژوهش حاضر آن است تا با رمز گشایی از الگوها و عناصر حاکم بر تعامل و کنش ورزی بازیگران مختلف عراقی بر مدار فرقه گرایی، نقش و تأثیر این مؤلفه بر امنیت ملی عراق در دوران پساصدام مورد مداقه قرار گیرد. پرسش اصلی این است که فرقه گرایی چگونه امنیت ملی در عراق پساصدام (2024-2003) را تضعیف نموده است. در پاسخ، این فرضیه طرح ریزی شده که فرقه گرایی سیاسی، مذهبی و قومی در عراق در بازه سال های 2003-2024، با دامن زدن به بحران هویتی، عدم وفاق نیروهای سیاسی و مداخله خارجی را به همراه داشته و از این طریق به عنصر تضعیف کننده امنیت ملی عراق تبدیل شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که فرقه گرایی زمینه ساز منازعات حقوقی، سیاسی و اقتصادی در عراق شده و این به نوبه خود ناکارآمدی نهادی، خیزش تروریسم، فساد و مداخله بازیگران خارجی را به همراه آورده و از این منظر امنیت ملی عراق به مخاطره افتاده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی تهیه شده است. داده ها نیز با استفاده از شیوه فیش برداری و بهره گیری از منابع و متون فارسی و انگلیسی، پژوهش ها و تحقیقات دانشگاهی موجود در کتابخانه ها و پایگاه های الکترونیک گردآوری شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شده است.
بررسی امکان تغییر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال اتحادیه اروپا در دولت پزشکیان بر اساس مدل کینگدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۵۴)
66 - 31
حوزههای تخصصی:
با توجه به تحولات سیاست جهانی و تغییرات در موقعیت های استراتژیک، بررسی روابط ایران و اتحادیه اروپا در دوره های مختلف نیازمند تحلیل دقیق و جامعی است. این روابط تحت تأثیر عوامل متعددی نظیر تحریم ها، برنامه هسته ای ایران و مسائل انسانی قرار داشته و در مواقع مختلف به چالش کشیده شده است. در این راستا، انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران می تواند دوره ای حساس و مهم برای این روابط باشد. رویکرد او به سیاست خارجی ممکن است فرصتی برای بهبود روابط با اتحادیه اروپا و ایجاد فضای مثبت برای گفتگو و همکاری باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی امکان تغییر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال اتحادیه اروپا بر اساس مدل نظری جریان های چندگانه جان کینگدان و با استفاده از روش تحلیل مضمون می باشد. سوال اصلی مقاله این است که امکان تغییر در سیاست خارجی ایران در قبال اتحادیه اروپا در دولت پزشکیان بر اساس مدل کینگدان چگونه است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد در دوره مورد بحث با استفاده از تحلیل مضامین متون و آثار موجود، شواهد تحلیلی مبنی بر همراهی جریان مشکل، جریان سیاستی و جریان سیاسی در جهت باز شدن پنجره فرصت برای تغییر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. اما علیرغم فرصت های موجود موانع جدی نیز سایه سنگین خود را بر روابط دو طرف گسترانیده است.
تحلیل تطبیقی وضعیت سیاسی رژیم صهیونیستی و پیش بینی زوال آن بر اساس آموزه های دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پایداری یا زوال رژیم صهیونیستی که همواره با کلیدواژه «نامشروع» در اذهان عمومی کشورهای مسلمان جهان عجین گشته است، پیوسته به عنوان نگرشی چالش برانگیز در کانون توجه متفکران و مفسرین سیاسی و اجتماعی در اقصی نقاط جهان قرار داشته است. ازجمله مهم ترین تحلیل ها، پیش بینی زوال رژیم مذکور از سوی آیت الله خامنه ای بوده است؛ مسئله ای که بر اساس پارادایم های تحلیلی مختلف، ازجمله اسلامی، از قابلیت طرح و واکاوی پژوهشی برخوردار است. مبتنی بر این امر، پژوهش کنونی درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که زوال پیش بینی شده از سوی ایشان در بُعد سیاسی، بر اساس کدام یک از آیات قرآن کریم و روایات اسلامی تبیین پذیر است. به منظور پاسخ گویی به این پرسش، پژوهشگر درصدد استفاده از روش توصیفی-تبیینی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روایی برآمده است. شایان ذکر است فرجام این پژوهش به این نکته می پردازد که روند تدریجی زوال سیاسی رژیم صهیونیستی نه تنها بر اساس مستندات عینی همچون رویکردهای تبعیض آمیز و نژادپرستانه، فساد مقامات و سیاست های استبدادی که منتج به کاهش مشروعیت این رژیم نزد جامعه داخلی، کشورها و نهادهای بین المللی شده قابل تصدیق است، بلکه بر اساس گفتارهای الهی مطرح در آیات مختلف قرآن کریم و احادیث معصومین (ع) نیز می توان به خوبی بر آن صحه گذاشت.
ارائه الگوی نظام مند امنیت ملی بر اساس منظومه فکری آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با تأسی از جایگاه امنیت ملی در بقای کشورها، اندیشه های آیت الله خامنه ای در خصوص امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را در قالب الگویی ارائه نموده است. پژوهش حاضر از نظر فایده و هدف از نوع تحقیقات کاربردی، از نظر رویکرد، کیفی بر پایه پارادایم تفسیری و از نظر ماهیت و نوع مطالعه اکتشافی است. روش تحقیق این پژوهش «داده بنیاد» است که براساس آن به صورتی هدفمند و نظام مند به گونه ای که بتوان عصاره بینش آیت الله خامنه ای در زمینه امنیت ملی را استخراج، مفهوم سازی، مقوله سازی و سپس مدل پردازی نمود، مورد بررسی و تحلیل قرارگرفته است. جامعه پژوهش، مجموع بیانات ایشان در نرم افزار حدیث ولایت از سال 1368 تا سال 1402 بوده است. در همین راستا، در مرحله اول، تعداد 580 گزاره در قالب 245 مفهوم استخراج شد. در مرحله دوم، 9 مقوله اصلی (عرصه امنیت، آمادگی امنیتی، عناصر امنیت ملی، مسئله امنیت، محیط امنیت ملی، الگوی امنیت ملی، مسئولیت امنیت ملی، راهبردهای امنیت ملی و ضرورت امنیت ملی) دسته بندی و احصا گردیدند. در مرحله سوم، مدل نظام مند از اندیشه آیت الله خامنه ای در حوزه امنیت ملی جهت تدوین دکترین و استراتژی های نظامی کشور در راستای ایجاد بازدارندگی امنیتی مؤثر ترسیم و ارائه گردیده است.
واکاوی رابطه جغرافیا و تروریسم با استفاده از روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۶
189 - 219
حوزههای تخصصی:
ترور و تروریسم پدیده ای به قدمت تاریخ بشر است. پراکندگی و شدت عملیات تروریستی در نقاط مشخصی از جهان این فرضیه را پیش می کشد که عوامل و مولفه های جغرافیایی می توانند بستر ساز تفکرات یا عملیات تروریستی باشند. این پژوهش با در نظر داشتن این پیشفرض تلاش دارد تا بسترهای جغرافیایی تروریسم را واکاوی و تحلیل کند. باعنایت به عدم وجود نظریه مشخص در این خصوص، این پژوهش در بستر تحقیقات کیفی و با استفاده از روش «گرندد تئوری» شکل گرفته است. به این منظور هفت بخش اصلی جغرافیا شامل جغرافیای اقتصادی، جغرافیای اجتماعی، جغرافیای طبیعی، جغرافیای فرهنگی، جغرافیای امنیتی، جغرافیای سیاسی و سرانجام ژئوپلیتیک شناسایی شدند. در گام بعدی شاخص های هر بخش که به نوعی موثر در تکوین و توسعه تروریسم نقش دارند استخراج و نهایتاً با استفاده از نرم افزار تحلیل محتوای کیفی «اطلس تی»، الگوی نظری ارتباط جغرافیا و تروریسم به عنوان مهمترین یافته این پژوهش ترسیم گردید. توجه جدی و عمیق به رابطه میان جغرافیا و تروریسم بویژه در حوزه جغرافیای سیاسی، شناخت شاخص های تاثیرگذار در هر بخش و روشن شدن نسبی نحوه تاثیرگذاری هر بعد از جغرافیا در تکوین پدیده تروریسم از دیگر نتایج این پژوهش می باشد. پیش بینی و به تبع آن کنترل و مدیریت محدود تروریسم از مسیر توجه به شاخص های جغرافیایی-سیاسی نیز از نتایج کاربردی استفاده از الگوی مذکور می تواند باشد.