مطالب مرتبط با کلیدواژه

جنگ غزه


۱.

مسئولیت سازمان ملل متحد برای فعل های مغایر با موازین بین المللی (بررسی تفصیلی گزارش شورای حقوق بشر سازمان ملل در خصوص جنگ غزه)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سازمان ملل متحد گزارش شورای حقوق بشر جنگ غزه مسئولیت موازین بین المللی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۱ تعداد دانلود : ۳۱۵
در 23 ژوئیه سال 2014، شورای حقوق بشر طی قطعنامه S-21/1، تصمیم به اعزام فوری کمیته مستقل تحقیق در خصوص جنگ غزه، برای ایجاد حقایق و تخلفات و جرایم مرتکب شده گرفت. چارچوب هنجاری برای کمیته تحقیق، حقوق بین الملل به ویژه قوانین حقوق بشر، حقوق بشردوستانه بین المللی و قوانین کیفری بین المللی می باشد. مقاله حاضر به بررسی گزارش منتشر شده، تجزیه و تحلیل مسئولیت سازمان ملل متحد و چگونگی عملکرد و اقدام مؤثر جامعه بین المللی در برابر فعل های مغایر با موازین بین المللی در این جنگ خواهد پرداخت. پرسش اصلی عبارت است از: سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به آن چه مسئولیتی در برابر جنگ 2014 غزه به عنوان فعلی مغایر با موازین حقوق بشری داشته و چه تأثیری می تواند بر موارد مشابه داشته باشد؟ فرضیه مورد آزمون: مسئولیت سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به آن برای فعل های مغایر با موازین بین المللی از جمله جنگ 2014 غزه، 1) بررسی حقایق و تخلفات بین المللی، 2) ارائه گزارش در خصوص جرایم ارتکابی و 3) ترغیب جامعه بین المللی برای اقدام مؤثر و ملزم ساختن مسببین و مسئولین در برابر جرایم ارتکابی می باشد.عدم اقدام موثر جامعه بین المللی، زمینه را بیش از پیش برای انجام فعل های مغایر با موازین بین المللی در قالب بی ثباتی، نقض حقوق بشر و عدم پاسخگویی فراهم می آورد.
۲.

راهکارهای تعقیب کیفری جنایات اسرائیل در غزه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بی کیفرمانی جنایات بزرگ بین المللی جنگ غزه دیوان کیفری بین المللی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۳ تعداد دانلود : ۲۵۶
از دیرباز مجازات مرتکبان جنایات بزرگ علیه انسانیت، یکی از دغدغه های عدالت خواهان بوده و هست و در راستای همین دغدغه بود که دادگاه های کیفری بین المللی در نورنبرگ، توکیو، یوگسلاوی، روآندا و در نهایت دیوان کیفری بین المللی دائمی شکل گرفت. هدف اصلی از این سیاست، نفی «بی کیفر مانی» جنایتکاران و در نتیجه پیشگیری از وقوع مجدد آن در سطح گسترده بین المللی بود، امّا آنچه در عمل در سرزمین های اشغالی فلسطین- به ویژه در غزه- روی داد، نشان داد که همچنان خلأهای جدی در این زمینه وجود دارد؛ چرا که رهایی مرتکبان جنایات غزه از رسیدگی در یک مرجع ذی صلاح بی طرف و منصف، راه را برای ارتکاب مجدد جنایات مشابه از سوی رژیم صهیونیستی هموارتر خواهد ساخت. در این میان، یافتن راه حل حقوقی برای تعقیب متهمانِ جنایت، با موانعی همچون عدم الحاق رژیم صهیونیستی به اساسنامه رُم، حق وتوی ایالات متحده در شورای امنیت و محدودیت صلاحیت سرزمینی روبه رو است. معهذا، با وجود برخی ظرفیت ها در حقوق جزای بین الملل و نیز حقوق داخلی کشورها، همچنان امکان تعقیب کیفری از طریق دادگاه های داخلی سایر کشورها و اعمال صلاحیت جهانی از سوی آن ها وجود دارد.
۳.

سازوکارهای قضایی پیگیری و طرح دعوی علیه رژیم صهیونیستی (مطالعه موردی جنایات ارتکابی در مخاصمه غزه پس از 7 اکتبر 2023)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سازوکارهای قضایی جنگ غزه دیوان بین المللی دادگستری دیوان کیفری بین المللی دادگاه های ملی دادگاه های منطقه ای شدیدترین جرائم بین المللی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۳۲۴
یکی از اتهامات متوجه رژیم صهیونیستی، ارتکاب جنایت نسل کشی در نوار غزه است. بر اساس کنوانسیون منع و مجازات نسل کشی (1948)، دولت های عضو نه تنها ملزم به عدم اقدام به نسل کشی یا تحریک به آن هستند، بلکه تعهد بین المللی مبنی بر پیشگیری از ارتکاب نسل کشی یا تحریک به نسل کشی به عنوان رفتار مجرمانه مستقل دارند. ارتکاب جرائم بین المللی دیگر مانند جرائم جنگی و جنایت علیه بشریت مندرج در اساسنامه رم (1998) دیوان کیفری بین المللی و کنوانسیون های چهارگانه ژنو (1949) توسط رژیم صهیونیستی از دیگر مواردی است که لزوم بررسی سازوکارهای قضایی پیگیری و طرح دعوی علیه این رژیم اشغالگر را خاطرنشان می سازد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که با توجه به لزوم مقابله با بی کیفرمانی جرائم بین المللی، در نظام بین الملل کنونی چه سازوکارهای مؤثری برای پیگیری و محاکمه ناقضان حقوق بشر و حقوق بشردوستانه منسوب به رژیم صهیونیستی در جنگ غزه پس از 7 اکتبر 2023 وجود دارد؟ این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی به بررسی ظرفیت های بالقوه و بالفعلی مانند دیوان بین المللی دادگستری، دیوان کیفری بین المللی و دادگاه های ملی بر مبنای صلاحیت جهانی و دادگاه های منطقه ای و اختصاصی می پردازد.
۴.

بحران های منطقه ای، جنگ غزه و آینده سیاسی جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بحران های منطقه ای جنگ غزه گروه های هویتی انسجام سیاسی ساختار دو دولتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۴۵
بحران های منطقه ای را می توان در زمره واقعیت های سیاست بین الملل و امنیت ملی کشورهای جنوب غرب آسیا دانست. مسئله مهم در مطالعات مربوط به بحران های منطقه ای به ویژه بحران های امنیتی غرب آسیا تغییراتی است که ایجادکننده بحران می باشند. جنگ 7 اکتبر غزه مهم ترین بحران دهه سوم قرن بیست و یکم است و در شرایطی به وجود آمد که نشانه هایی از تغییرات هویتی، ژئوپلیتیکی و تکنولوژیک شکل گرفته و این امر تأثیر خود را بر موازنه قوای منطقه ای و آینده محیط پیرامونی خود را متأثر خواهد کرد. پرسش اصلی مقاله آن است که: «جنگ غزه در چه شرایط راهبردی شکل گرفته و چه تأثیری بر آینده جهان اسلام به جا می گذارد؟» فرضیه مقاله به این موضوع اشاره دارد که: «جنگ غزه انعکاس تغییر در معادله موازنه قدرت بوده و این امر زمینه بازتولید هویت مشروعیت بخش را به وجود می آورد.» پژوهش حاضر نظریه بنیان بوده و  تحلیل داده ها بر اساس نظریه «کمربندشکننده» سائول کوهن می باشد.
۵.

خصوصیات روان شناختی نتانیاهو و تأثیر آن بر رویکرد اسرائیل در جنگ غزه (2023)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنگ غزه رژیم صهیونیستی روان شناسی شناختی نتانیاهو هفت اکتبر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۰۹
جنگ غزه که متعاقب عملیات طوفان الاقصی در 7 اکتبر 2023 به وقوع پیوست و رژیم صهیونیستی را دچار غافل گیری نمود، بار دیگر موجب نمایان شدن افعال تهاجمی، فرصت طلبانه و غیرستیزانه رژیم صهیونیستی در برابر دیدگان جهانیان شد. در این مقاله به دنبال تبیین و تشریح رویکردهای اسرائیل در این جنگ، از طریق بررسی تأثیر خصوصیات شخصیتی نتانیاهو بر سیاست خارجی اسرائیل می باشیم. برهمین اساس، پرسش اصلی این است که: اولاً خصوصیات روان شناختی نتانیاهو شامل چه مواردی است؟ و دوماً تأثیر این ویژگی های روان شناختی بر رویکرد اسرائیل در جنگ غزه چگونه بوده است؟ فرضیه پژوهش نیز به این شرح است که خصوصیات روان شناختی نتانیاهو، خصوصاً مواردی مانند پیچیدگی مفهومی و انسجام شناختی موجب رفتار تهاجمی و گسترش گر اسرائیل در این جنگ شده و جلوه های آن را می توان در رد پیشنهاهای آتش بس، کشتار و بمباران بی وقفه نوار غزه، عدم توجه به فشارهای داخلی مانند مطالبات خانواده های گروگان ها و همچنین بی توجهی به فشارهای بین المللی حتی از سوی آمریکا؛ مشاهده نمود. در این پژوهش که به شیوه تحلیلی- تبیینی می باشد، به صورت تلفیقی از برخی نظریه های روان شناسی شخصیت و روان شناسی شناختی، بهره خواهیم بُرد.
۶.

تأثیر عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بر روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران با کشورهای منطقه(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: عادی سازی روابط اسرائیل کشورهای عربی خلیج فارس ج. ا. ا مکتب کپنهاگ جنگ غزه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۸
در سال های اخیر روند عادی سازی روابط دیپلماتیک میان رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، به ویژه امارات متحده عربی، بحرین و تا حدودی عربستان سعودی، به یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین تحولات ژئوپلیتیک در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس تبدیل شده است. این تحولات که به ویژه پس از امضای توافق نامه های موسوم به «توافق نامه های ابراهیم» در سال ۲۰۲۰م. شدت یافتند، موجب ایجاد تغییرهای قابل توجهی در نظم امنیتی، موازنه قدرت و آرایش ائتلاف های منطقه ای شدند. ج. ا. ا. به عنوان یکی از بازیگران کلیدی منطقه، این روند را تهدیدی مستقیم علیه منافع راهبردی، امنیتی و ژئوپلیتیک خود تلقی می کند. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر روند عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بر روابط خارجی (به ویژه روابط سیاسی و امنیتی) ج. ا. ا. با کشورهای منطقه است. مسئله پژوهش این گونه تعریف می شود: عادی سازی روابط میان اسرائیل و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس چه تأثیراتی بر جهت گیری ها، الگوهای رفتاری و رویکردهای سیاست خارجی ج. ا. ا. در تعامل با کشورهای منطقه به ویژه همسایگان جنوبی خود داشته است؟ در راستای پاسخ به این پرسش، فرضیه اصلی پژوهش بیان می دارد که عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی به برهم خوردن موازنه راهبردی منطقه به نفع اسرائیل، افزایش تمرکز کشورهای عربی بر مسائل امنیتی به جای همکاری های اقتصادی با ایران و همچنین تقویت ائتلاف های امنیتی جدید با مشارکت اسرائیل منجر شده است که این روند به تضعیف جایگاه منطقه ای ج. ا. ا. خواهد انجامید. روش شناسی این پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی است. گردآوری داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، اسناد رسمی، تحلیل های راهبردی، گزارش های اندیشکده ها و مقالات علمی صورت گرفته است. برای تحلیل داده ها و تبیین پدیده مورد بررسی، از چارچوب نظری مکتب امنیتی کپنهاگ استفاده شده است. این مکتب نظری تمرکز خود را بر مفهوم «امنیتی سازی» قرار می دهد؛ به این معنا که چگونه یک بازیگر، یک موضوع خاص (در اینجا ایران) را به عنوان تهدید امنیتی معرفی می کند و از این طریق مشروعیت اقدامات خود علیه آن را افزایش می دهد. بر اساس این چارچوب نظری، ایران در گفتمان سیاسی و امنیتی برخی دولت های عربی و اسرائیل، به عنوان منبع تهدید معرفی شده و همین مسئله باعث تشدید انزوای دیپلماتیک و افزایش فشارهای امنیتی بر ج. ا. ا. شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تا پیش از وقوع جنگ غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳م. روند عادی سازی روابط منجر به افزایش تعاملات امنیتی، اطلاعاتی و نظامی میان اسرائیل و برخی دولت های عربی مانند امارات و بحرین گردیده بود. این همکاری ها با هدف مقابله با تهدیدهای مشترک- که یکی از آنها ایران تلقی می شد- سازمان دهی شده بودند و از حمایت ضمنی ایالات متحده آمریکا نیز برخوردار بودند. در نتیجه نقش و نفوذ منطقه ای ایران در برخی از کشورهای عربی کاهش یافت، ائتلاف های سیاسی و امنیتی با محوریت کشورهای عربی و اسرائیل شکل گرفتند و فشارهای دیپلماتیک علیه ایران افزایش یافتند؛ همچنین چشم انداز همکاری اقتصادی میان ایران و برخی کشورهای خلیج فارس تضعیف شد و رویکرد این کشورها به سوی همکاری با اسرائیل در حوزه های فنّاوری، امنیت سایبری، انرژی و تجارت جهت یافت. با این حال، جنگ غزه و رویدادهای پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳م. موجب تغییراتی در این روند گردید. حمله گسترده حماس به اسرائیل و واکنش نظامی سنگین این رژیم، باعث خشم افکار عمومی جهان عرب شد و برخی دولت های عربی برای جلوگیری از فشار داخلی و حفظ مشروعیت، روند رسمی عادی سازی را متوقف یا کُند کردند. با وجود این، به نظر می رسد که همکاری های امنیتی پشت پرده همچنان ادامه دارد. ج. ا. ا. نیز در واکنش به این تحولات، تلاش های خود را برای تقویت توان مندی نظامی، افزایش تعاملات دیپلماتیک با متحدان منطقه ای و استفاده از ابزارهای جنگ هیبریدی و دیپلماسی چندجانبه برای مقابله با تهدیدهای نوظهور افزایش داده است. نتیجه گیری نهایی پژوهش بیانگر آن است که عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی خلیج فارس، به ویژه در دوره پیش از جنگ غزه، موجب تضعیف جایگاه منطقه ای ایران، کاهش روابط دیپلماتیک با برخی کشورهای عربی و شکل گیری بلوک های جدید امنیتی ضدایرانی گردیده است. با وقوع جنگ غزه، هرچند روند رسمی عادی سازی متوقف شد، تهدیدها برای ایران کاهش نیافت و حتی موجب بازنگری راهبردی در سیاست خارجی ج. ا. ا. شد. در نتیجه ایران ناچار به گسترش دکترین بازدارندگی، افزایش تعامل با محور مقاومت و بهره گیری بیشتر از ابزارهای دیپلماسی عمومی و مقاومت غیرمستقیم شده است تا بتواند در برابر چالش های امنیتی جدید ایستادگی کند و نفوذ منطقه ای خود را بازتعریف نماید.
۷.

مخاطرات روابط راهبردی رژیم صهیونیستی با جمهوری قبرس برای محور مقاومت (مطالعه موردی نقش جمهوری قبرس در جنگ غزه)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رژیم صهیونیستی جمهوری قبرس محور مقاومت جنگ غزه جمهوری اسلامی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۰
رژیم صهیونیستی و جمهوری قبرس با توجه به نیازمندی های متقابل که ناشی از تنگناهای ژئوپلیتیکی طرفین می باشد، روابط عمیقی با یکدیگر برقرار کرده اند که این روابط در برخی حوزه ها به سطح مشارکت استراتژیک رسیده است. با توجه به معادله ای که بر مناسبات رژیم صهیونیستی با محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران حاکم است که آن را می توان در قالب بازی با حاصل جمع جبری صفر در نظر گرفت، مقاله حاضر با به کارگیری نظریه موازنه قدرت کنت والتز و با روش توصیفی-تبیینی، درصدد پاسخ به این پرسش اصلی است که مخاطرات روابط راهبردی رژیم صهیونیستی با جمهوری قبرس به ویژه در پرتو نقش قبرس در جنگ غزه، برای محور مقاومت چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که روابط راهبردی رژیم صهیونیستی با جمهوری قبرس، منجر به افزایش تاب آوری و انعطاف پذیری رژیم صهیونیستی و همچنین اخلال در روند حضور منطقه ای ایران می شود. این شرایط در جریان جنگ غزه به طور عملی خود را نشان داده است؛ به طوری که قبرس در جریان جنگ غزه، علاوه بر پشتیبانی از عملیات علیه محور مقاومت، تأمین لجستیک جنگی و اطلاعات مورد نیاز از محور مقاومت، حاکمیت زدایی از مقاومت در غزه، ایجاد حلقه دفاعی برای محافظت از رژیم صهیونیستی و ایجاد سرپل برای ورود و خروج نیروی انسانی به فلسطین اشغالی، شرایط را برای حمله ائتلاف آمریکایی-بریتانیایی به انصارالله یمن و مقابله رژیم صهیونیستی با عملیات وعده صادق جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده است.
۸.

تأثیر جنگ 2023 اسرائیل علیه غزه بر پیمان ابراهیم (با تأکید بر امارات و بحرین)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنگ غزه پیمان ابراهیم اسرائیل فلسطین خاورمیانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۸
پیمان صلح ابراهیم آخرین تلاش دولت اسرائیل برای عادی سازی روابط با کشورهای عربی با هدف خروج از انزوا و تأمین امنیت خود بود که در سپتامبر 2020 بین اسرائیل و کشورهای امارات متحده عربی، بحرین، مراکش و سودان در قالب توافق های جداگانه به امضا رسید. این توافقات با بی توجهی به منازعه اسرائیل فلسطین و با تأکید بر منافع مشترک دو طرف در زمینه های نظامی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی صورت گرفت. جنگ اکتبر 2023 اسرائیل علیه غزه، تأثیرات و عواقب گسترده ای را در سطح منطقه ای و جهانی بر جای گذاشت. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر جنگ غزه بر پیمان ابراهیم می باشد. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که جنگ غزه چه تأثیری بر پیمان ابراهیم داشته است؟ یافته های پژوهش بر اساس روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای چارچوب نظری عمل گرایی نشان می دهد جنگ غزه در کوتاه مدت چالش هایی را بر سر مسئله عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی ایجاد کرده و سطح روابط را در زمینه های اقتصادی، تجاری و اجتماعی کاهش داده است؛ اما منافع مشترک بین کشورهای عضو پیمان در زمینه های سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی سبب گردیده تا جنگ غزه در بلندمدت تأثیر چندانی بر این پیمان نداشته و تهدیدی برای روند عادی سازی ایجاد نکند.
۹.

مواضع کشورهای عربی درخصوص جنگ غزه(2023-2024): تحلیلی تاریخی در خصوص افول ناسیونالیسم عربی

کلیدواژه‌ها: ناسیونالیسم عربی جنگ غزه طوفان الاقصی اسرائیل فلسطین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۰
جنگ غزه که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و ۱۵ ماه به طول انجامید، با تخریب گسترده ساختمان ها، بیمارستان ها، مدارس و کشتار غیرنظامیان فلسطینی توسط ارتش اسرائیل، واکنش شدید افکار عمومی جهان را برانگیخت. با این حال، در مقایسه با اعتراضات گسترده ای که در غرب علیه اسرائیل صورت گرفت، میزان و شدت اعتراضات در کشورهای اسلامی محدود بود و هیچ نشانه ای از تحریک ناسیونالیسم عربی دیده نشد. مشاهده این وضعیت، این سوال را به ذهن متبادر می سازد که چه عواملی باعث افول ناسیونالیسم عربی در خاورمیانه شده است؟ فرضیه پژوهش بیانگر این است که افول ناسیونالیسم عربی ناشی از کنش و واکنش پیچیده عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. برای بررسی این موضوع، از روش کیفی از نوع تبیینی و شیوه گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که ناسیونالیسم عربی در مراحل مختلف تاریخ، از جمله نهضت های اصلاح طلبی و جدایی خواهی، با چالش های متعددی مواجه بوده است. همچنین، مواضع کشورهای عربی و تحولات اخیر در جنگ غزه به کاهش احساس هویت ملی و وحدت عربی منجر شده است. این کشورها از موج جدید ناسیونالیسم که مبتنی بر اسلام گرایی است و تهدیدی علیه اقتدارگرایی در این کشورها محسوب می شود، واهمه دارند. به همین دلیل، تلاش می کنند مانع فعال سازی ناسیونالیسم عربی در منطقه شوند. علاوه بر این، رقابت های داخلی میان کشورهای عربی، وابستگی اقتصادی به غرب، و ناتوانی در ایجاد اتحادیه های مؤثر نیز از عوامل مهم افول ناسیونالیسم عربی به شمار می روند. در نتیجه، ناسیونالیسم عربی به جای آنکه به عنوان نیرویی متحدکننده عمل کند، به تدریج جای خود را به گرایش های محلی و مذهبی داده است که در برخی موارد باعث تشدید اختلافات داخلی و تضعیف همبستگی عربی شده است.