فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
With the expansion of natural sciences from the 15th century and the stagnation of the humanities in the 18th and 19th centuries, debates emerged among scholars regarding whether the humanities follow the rules of natural sciences or have their own distinct principles. Some thinkers believed that if the humanities adhered to the methodologies of natural sciences, they would be similar to them; others believed that the humanities have their own specific methods. The latter group strove to establish the foundations for legitimizing the humanities. In Iran society, influenced both by philosophical and methodological debates in academic circles and by the ideological and intellectual climate following the intellectual situation of Iran society, various interpretations of the humanities emerged. Among the Iranian thinkers who theorized about the humanities, influenced by these conditions, are Reza Davari Ardakani and Abdulkarim Soroush. The present study aims to examine the concept and methodology of the humanities in the thoughts of Iranian thinkers, focusing on the opinions and ideas of Reza Davari Ardakani and Abdulkarim Soroush. Reza Davari Ardakani and Abdulkarim Soroush, on one hand, were influenced by the intellectual and methodological debates of scientism and hermeneutics in international academic circles and, on the other hand, by the intellectual atmosphere of Iran society, engaged with the subject of the humanities. Reza Davari Ardakani regards the humanities as a product of the crisis of Western modernity, while Abdulkarim Soroush considers humanity method to be the same as that of natural sciences and understands it based on this method.
The role and position of Iranism in political development(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
National identity as a country's definition of its position in different, plural and sometimes contradictory approaches, one of the main axes of attention in this research is the answer to the question of how Iran's political development has been defined, retrieved, pursued and ultimately led to what specific results in the form of one of the cultural dimensions of Iran's national identity, namely "Iranianity". Based on the definition provided by the variables of this research - Iranian culture and identity and political development - some of the teachings of Iran's political culture have been in shaping the political developments of Iranian society in different periods in a negative and positive way, and in order to maximize the constructive capacity of Iranian identity in the path of the country's political development, there is a need to create a transformation in this area. The three axes in question were; In the first axis, we express the main concepts we are considering and review the history. In the second axis, we explain the basic characteristics of Iranian identity and political development of Iran from the perspective of experts. In the third axis, referring to national identity and the lack of participation of the people in the Pahlavi government, the obstacles and capacities available in it for creating change in line with the political development of Iran at present are explained. The conclusion is that a positive view of national identity is in line with the strengthening and transformation of political development.
واکاوی نقش دیپلماسی اقتصادی و رویکرد ژئواکونومیک در اقتدار ملی ایران؛ با تأکید بر ژئوانرژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
147 - 170
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی، دیپلماسی اقتصادی و رهیافت ژئواکونومیک از نقش و اهمیت ویژه ای در راستای اقتدار ملی و ارتقای جایگاه ایران در معادلات سیاسی اقتصادی منطقه ای و جهانی برخوردار است. دیپلماسی اقتصادی، توسعه اقتصادی و جهانی شدن، پیوندی عمیق و ناگسستنی با یکدیگر دارند. بر این اساس، سیاست خارجی ایران نیازمند اتخاذ رویکردی متناسب با رهیافت ژئواکونومیک و شرایط و تحولات جدید در عصر جهانی شدن روزافزون اقتصاد است. منابع و ذخایر انرژی به عنوان مهم ترین ظرفیت های ژئواکونومیک ایران، امروزه و در عصر جهانی شدن اقتصاد، از اهمیت ویژه ای برخوردارند. مسئله اصلی تحقیق این است که بهره گیری از موقعیت ژئواکونومیک ایران بر محور ژئوانرژیک تا پایان نیمه اول قرن بیست و یکم، مستلزم چه تغییر رویکردی است؟ بر این اساس، فرضیه تحقیق عبارت است از اینکه بهره گیری از موقعیت ژئواکونومیک ایران بر محور ژئوانرژیک تا پایان نیمه اول قرن بیست ویکم، مستلزم تغییر رویکرد و گذار از دیپلماسی سنتی به دیپلماسی اقتصادی است. روش تحقیق براساس هدف، از نوع کاربردی و براساس ماهیت، از نوع توصیفی و تحلیلی است. تعداد 34 پرسشنامه از طریق اساتید و کارشناسان مرتبط با موضوع تکمیل، و با استفاده از نرم افزار Spss و آزمون T-Test و رگرسیون چندمتغیره مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج و یافته های استنباطی تحقیق، با توجه به موقعیت و ظرفیت های کم نظیر ژئوانرژیک ایران از یک سو و روند انتقال از سوخت های فسیلی به منابع انرژی تجدیدپذیر ازسوی دیگر، تا پایان نیمه اول قرن بیست و یکم، بیانگر ضرورت تغییر رویکرد از دیپلماسی سنتی به دیپلماسی اقتصادی است.
تحلیل امکان ساخت راهبردی نظم نوین منطقه غرب آسیا بر مبنای نظریه سازه انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
297 - 330
حوزههای تخصصی:
بروز نشانه های تغییر در هندسه امنیتی منطقه غرب آسیا مبتنی بر تحولات سال های اخیر، بیانگر آغاز شکل گیری نظم نوین منطقه و البته ضرورت شکل دهی مطلوب به آن است. مسئله اساسی این است که چگونگی شکل دهی به نظم نوین و مطلوب منطقه به صورت منسجم و هدفمند واکاوی نشده است. یکی از دیدگاه های مطالعه این موضوع می تواند نظریه سازه انگاری باشد که به دلیل رویکرد تعاملی آن، بنیان مناسبی برای این مسیر است. براین اساس سؤال اصلی عبارت است از: زمینه های نظم نوین منطقه غرب آسیا بر مبنای نظریه سازه انگاری چیست؟ دراین راستا با بهره گیری از روش فراتحلیل و نرم افزار MAXQDA2020 و مراجعه به 52 مقاله عملی و پژوهشی منتشرشده، نظرهای صاحب نظران ایرانی در این رابطه تجزیه و تحلیل گردید و مطابق یافته های پژوهش 66 مؤلفه در حوزه هنجارها، گفتمان ها و ایده ها شناسایی و مشخص شد که اشتراکات فراوان و پررنگی همچون «ارزش های مشترک اسلامی»، «استقلال منطقه ای»، «حفظ یکپارچگی کشورها»، «رشد و توسعه»، «صلح و ثبات»، «مبارزه با جرایم سازمان یافته»، «مقابله با اسلام هراسی»، «مقابله با سبک زندگی غربی» و... میان کشورهای منطقه وجود دارد که در قالب ایده هایی نظیر «سازمان همکاری های اسلامی» قابلیت تحقق دارند. در پایان نیز تلاش شد که اقدامات بایسته و اولویت کاری لازم ارائه گردد.
نقش راهبرد «انفعال سیاسی» در مهندسی افکار عمومیِ جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
57 - 82
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد تبیین راهبرد «انفعال سیاسی» در مهندسی افکار عمومی جوامع از سوی مخالفان یک نظام سیاسی است. انفعال سیاسی در مقابل کنش و مشارکت سیاسی، به معنای عدم فعالیت یا واکنش مؤثر در برابر چالش ها و بحران هاست که می تواند به کاهش مشارکت اجتماعی و اعتماد عمومی منجر شود. از این رو، سوال پژوهش حاضر آن است که راهبرد انفعال سیاسی چگونه می تواند بر تغییر، مهندسی افکار عمومی یک جامعه موثر باشد؟. هدف این مقاله ارائه یک چارچوب تحلیلی برای درک بهتر انفعال سیاسی و تأثیرات آن بر جامعه است تا بتوان با اتخاذ تدابیری مؤثر، از این خطرات جلوگیری کرد. پژوهش حاضر از روش توصیفی-تحلیلی بهره می برد که در نهایت به شیوه اسنادی و کتابخانه ای به جمع آوری اطلاعات پرداخته است و از منظر تحلیلی به بررسی موضوع می پردازد. در واقع یافته های پژوهش حاضر درصدد تبیین و ترسیم چگونگی استفاده از این راهبرد و سپس ارائه راهبرد مقابله ای «کنش سیاسی» در سه سطوح حاکمیت، نخبگان و مردم است. پیامدهای انفعال سیاسی در عرصه حاکمیتی منجر به کاهش مشروعیت و افزایش نارضایتی اجتماعی؛ در عرصه نخبگان منجر به کاهش مقبولیت و اعتبار آنان و در سطوح مردمی منجر به افزایش ناامیدی، بی اعتمادی و یأس عمومی که نتیجه آن «واگرایی» در جامعه می شود. در بخش پایانی مقاله، راهکارهای مقابله با انفعال سیاسی برای حاکمیت، نخبگان و مردم ارائه می گردد. این راهکارها شامل تقویت ارتباطات میان دولت و مردم، آگاهی بخشی نخبگان درباره خطرات انفعال، و تشویق مردم به مشارکت فعال در فرآیندهای سیاسی و در نهایت رسیدن به نتیجه «همگرایی» است.
شعر و نماد، بازنمایی بیداری اسلامی و مقاومت؛ تحلیل نمادشناختی دو قصیده از تمیم البرغوثی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیات معاصر، استفاده از نمادها به عنوان شیوه ای برای بیان غیرمستقیم افکار، احساسات، برانگیختن عواطف واندیشه ها، مخصوصا در موضوعات سیاسی واجتماعی، رواج چشمگیری یافته است. این رویکرد که از نیمه دوم قرن نوزدهم شروع شده است، زمینه را برای درگیر کردن ذهن خواننده در فرایند خوانش فراهم ساخته است. از جمله شاعران معاصر که بخوبی از این ظرفیت بهره برده است، تمیم البرغوثی است؛وی با بکار گیری نمادهای دینی در اشعار خود، توانسته است تصاویری جدید وتأویل پذیر خلق کند. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل نمادشناختی و جمع آوری کتابخانه ای داده ها وبا بهره مندی از روش توصیفی تحلیلی،(روش) به بررسی نمادها در دو شعر شاخص البرغوثی با عنوان های«أمیر المؤمنین»و«سفینه نوح» می پردازد(مسئله). در شعر نخست، شاعر با بهره گیری از نمادپردازی دقیق، چهره سید حسن نصرالله را در قالب امیر مؤمنان بازآفرینی می کند؛ شخصیتی که به عنوان نماد ایستادگی، رهبری خردمندانه در حوزه مقاومت ووحدت اسلامی است. در شعر دوم نیز همین شخصیت با تصویر کشتی نوح بازنمایی می شودنمادی که بر نقش رهایی بخش ونجات بخش او برای امت اسلامی تأکید دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که البرغوثی با به کارگیری نظام مند نمادهای دینی، توانسته است مفاهیم سیاسی واجتماعی را در مجموعه های هنرمندانه وتأمل برانگیز بیان کند. این نمادها علاوه بر انتقال پیام های شاعر، خواننده را نیز به تفسیر ورمزگشایی فعالانه فرامی خوانند(یافته ها).
تحلیل تأثیر اندیشل دفاعی- امنیتی امامین انقلاب بر پیشرفت و آینده جبهه مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
140 - 165
حوزههای تخصصی:
در چند دهه گذشته، مهم ترین عامل تأثیرگذار در تحول موقعیت ژئوپلیتیکی ایران که مبنای تعاملات ایران با قدرت های جهانی و منطقه ای را شکل داده است، اندیشه های امامین انقلاب می باشد. همچنین مقاومت اسلامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با بهره گیری از منظومه فکری امام خمینی(رحمه الله علیه) و امام خامنه ای(مدظله العالی) موجب شکل-گیری جبهه مقاومت در منطقه غرب آسیا با محور جمهوری اسلامی ایران شده است. (مسئله)؛ این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که تأثیر اندیشه دفاعی- امنیتی امامین انقلاب بر پیشرفت و آینده جبهه مقاومت چگونه است؟ (پرسش و روش)؛ نتایج گویای آن است که اندیشه دفاعی- امنیتی امامین انقلاب، بیش از هر چیز بر فعال و پویا بودن مقاومت تأکید دارد، اندیشه دفاعی- امنیتی امامین انقلاب، نه تنها به عنوان یک نظریه، بلکه به عنوان نقشه راهی عملیاتی، عامل اصلی تحول توازن قدرت در منطقه غرب آسیا به نفع جبهه مقاومت بوده است. این اندیشه با ارائه یک پارادایم امنیتی، موجب استمرار، انسجام و پیشرفت مستمر این جبهه در مقابل ائتلاف-های متخاصم شده است.
بررسی علل و روند همگرایی اسرائیل و اعراب و پیامدهای امنیتی آن برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان تأسیس اسرائیل، طیفی از رخدادها نظیر جنگ، منازعه، اتحاد و ائتلاف گرفته تا آتش بس، مذاکرات و توافقنامه های متعدد صلح دو یا چندجانبه و در نهایت وابستگی متقابل و همگرایی به روابط اسرائیل و اعراب شکل داده است. بررسی عمیق این رخدادها فرایندی از منازعه و جنگ به صلح و همگرایی را متجلی می سازد، روندی حائز اهمیت که دیدگاه های بسیاری از اندیشمندان روابط بین الملل و سیاستمداران را به چالش کشیده است. بنابراین با توجه به درهم تنیدگی و پیچیدگی روابط بین الدولی در خاورمیانه، پاسخ به سه مسأله علل همگرایی، چگونگی همگرایی و چیستی پیامدهای امنیتی همگرایی اسرائیل و اعراب برای ایران بسیار مهم و نیازمند بررسی علمی است که محورهای اصلی این پژوهش را نیز شکل داده است. نتایج حاصل از این پژوهش که براساس رویکردی تحلیلی تبیینی و با اتکاء بر روش تحلیل روند انجام شده است، نشان می دهد که عوامل سه وجهی محدودیت های راهبردی اسرائیل، الزامات و خواست کشورهای عربی و الزامات مشترک، صلح و همگرایی بین دو طرف را به صورت همزمان ایجاد کرده است. فرایند همگرایی به صورت تدریجی، چندبعدی، رسمی، عمیق و چندسطحی توسعه و تکامل یافته است که مهمترین پیامدهای امنیتی آن برای ایران تضعیف جبهه مقاومت به رهبری ایران، محاصره و موازنه تهدید ایران و بازتعریف ساختار امنیتی منطقه و تضعیف نقش ایران در این ساختار بوده است..
امنیت انرژی اتحادیه اروپا زیر تأثیر تهدیدهای سایبری روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای دیجیتال و به هم پیوسته امروز، امنیت سایبری به چالشی ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. اتحادیه اروپا به دلیل وابستگی به زیرساخت های دیجیتال و شبکه های انرژی، در برابر حمله های سایبری آسیب پذیر است. این حمله ها که بیشتر زیرساخت های حیاتی انرژی را هدف قرار می دهند، می توانند به بی ثباتی اقتصادی و تضعیف امنیت منطقه ای منجر شوند. روسیه به ویژه پس از تهاجم به اوکراین در سال ۲۰۲۲، از حمله های سایبری به عنوان بخشی از راهبرد جنگ ترکیبی خود بهره برده و امنیت انرژی اتحادیه اروپا را تهدید کرده است. در این نوشتار به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که تهدیدهای سایبری روسیه چگونه بر امنیت انرژی اتحادیه اروپا تأثیر گذاشته و این اتحادیه چه پاسخ هایی ارائه داده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که حمله های سایبری روسیه امنیت انرژی اتحادیه را تضعیف کرده و پاسخ های اتحادیه، اگرچه با نوواقع گرایی تدافعی سازگار هستند، به دلیل ناهماهنگی ها، اثربخشی محدودی دارند. در این مطالعه با رویکرد کیفی و تحلیل مطالعات موردی، داده ها را از منابع ثانویه گردآوری و براساس چارچوب نوواقع گرایی تدافعی بررسی می کنیم. یافته ها نشان می دهند که حمله های سایبری روسیه مانند نات پتیا، بخشی از راهبرد بی ثبات سازی اتحادیه اروپا هستند. پاسخ های اتحادیه اروپا شامل تقویت سیاست های سایبری است، اما ناهماهنگی و وابستگی به سیستم های قدیمی، کارایی را کاهش داده است. در این نوشتار بر نیاز به هماهنگی بیشتر و نوآوری در امنیت سایبری تأکید داریم.
جایگاه ایران در بازی ژئوپلیتیک روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پس از فروپاشی شوروی، نقش ایران در سیاست خارجی روسیه محدود شد. با بازگشت پوتین در سال 2012-2013 و تحولات قابل توجه در خاورمیانه، روابط دو طرف تا زمان جنگ اوکراین در سال 2022 تقویت شد. پس از این بحران، این همکاری بر روی موضوعات مرتبط با این صحنه متمرکز شد. با سقوط اسد جدی ترین موضوع همکاری دو کشور در زمینه مسائل ژئوپلیتیک منطقه به پایان رسیده و درک صحیح از موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در سیاست روسیه در سطح منطقه و جهان به موضوعی مهم تبدیل شده است. سوال اصلی این است که چگونه نگرش روسیه در جریان بحران اوکراین نسبت به ایران تغییر کرده است؟ فرضیه این است که از دیدگاه کرملین، ایران پیرو مسکو در معادلات بین المللی، شریک در قلمرو اوراسیا، حاشیه در روسکی میر و عامل متعادل کننده در خاورمیانه است. روش: روش شناسی تحلیل کیفی متغیرهای فرضیه اصلی است. تحولات روابط ایران و روسیه و سیاست خارجی روسیه در دهه گذشته پس از بحران سوریه در 2011 و بحران اوکراین در 2014 با استفاده از متغیرهای برگرفته از مبانی نظری و مقایسه آن ها با متغیرهای فرضیه اصلی بررسی شده است. چهار موضع سیاسی این کشور شامل نظام بین الملل، نظام اوراسیا، نظام روسکی میر و نظام منطقه ای غرب آسیا از مواضع اصلی سیاست روسیه خواهد بود. با استفاده از این چهار سطح، جایگاه ایران در هر یک از آن ها را از منظر روسیه مورد بحث قرار می دهیم و دلایل لازم برای تحلیل فرضیه اصلی را ارائه می کنیم. یافته های مکتب تحلیل سیاست خارجی به عنوان چارچوبی نظری برای بحث های آن ها مورد استفاده قرار گرفته است. از این رو، عوامل تعیین کننده موقعیت ژئوپلیتیکی کشورها بیشتر به سطح داخلی مربوط می شود و موضوعاتی مانند فرآیند تصمیم گیری، نخبگان سیاسی، احزاب و تحولات کشور و نیز نهادها، ساختارها، ایدئولوژی، فرهنگ سیاسی و استراتژیک به شناخت جایگاه بازیگران خارجی کمک می کنند. یافته ها: از سال 2014، بازنگری قابل توجهی در سیاست بین المللی و منطقه ای روسیه صورت گرفته است که در چهار سطح بین المللی، منطقه ای، اوراسیا، جهان روسیه و خاورمیانه قابل درک است. این تحول در بازتعریف موقعیت ایران نیز تاثیر بسزایی داشته است. از این رو ایران در چارچوب مفاهیمی چون اکثریت جهانی، جنوب جهانی و بریکس اهمیت ویژه ای یافته است. بحث اصلی این است که چگونگی درک موقعیت ایران در هر یک از این چهار موقعیت ژئوپلیتیکی روسیه بر اساس اولویت های روسیه و با توجه به تحولات سیاست منطقه ای و جهانی آن تعیین شده است. نتیجه گیری: ایران با توجه به قدرتی که در معادلات بین المللی دارد، پیرو مسکو است و نمی توان اهمیت این کشور را در سطح یا فراتر از همتایان بزرگ جهانی خود تصور کرد. روسیه در خصوص موقعیت ایران در اوراسیا، موضع کم و بیش برابری برای ایران قائل است. در معادلات روسکی میر نقش ایران اهمیت حاشیه ای دارد، اما در غرب آسیا با توجه به عملکرد روسیه، ایران در ایجاد تعادل در چارچوب بازی ژئوپلیتیک روسیه اهمیت دارد. بر اساس این واقعیت های ژئوپلیتیکی است که در درک توافق جامع بیست ساله همکاری راهبردی ایران و روسیه در ژانویه 2025 نه افراط و نه تفریط کرد و واقعیت های این روابط را بر اساس منطق و اولویت های موقعیت ژئوپلیتیکی روسیه در نظر گرفت، زیرا هر سندی فراتر از متن توافق نامه، بر اساس موقعیت ژئوپلیتیکی شکل می گیرد که این موقعیت کمتر متاثر از تحولات جاری تغییر می یابد.
A Critical Reading of the Elements of Iranshahri Political Thought in the Views of Javad Tabatabai(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Reflection on Javad Tabatabai's views concerning Iranshahri political thought, along with certain critical remarks, constitutes the central focus of the present article. This article initially addresses the position of the discourse on Iranshahri thought and political thought within the entirety of Tabatabai's research project. Subsequently, following brief references to the characteristics of Iranshahri thought as its foundations, the elements (sing. mofrad) of Iranshahri political thought, based on these foundations, are extracted and inferred from his works. The most significant elements of Iranshahri political thought, according to Tabatabai, can be identified as follows: 1. Ideal kingship possessing divine farr (charisma/glory). 2. The institution of vizierate. 3. The absolute, but not autocratic, nature of Iranshahri monarchy. 4. Realism, expediency, and the precedence of observing justice over Sharia (religious law). 5. Unity in diversity centered on the institution of kingship. 6. Tolerance. 7. The education of princes and future rulers. 8. Law as the will of God, enacted by the royal institution as God's representative on earth. 9. Religion as a part of national affairs and in service of national interests. 10. Emphasis on the disorders of the age as a negative aspect of the rearticulation of Iranshahri political thought in the Islamic era. The ahistorical nature, subjective interpretation (tafsir bi'l-ra'y), imposition of presuppositions onto historical reality, ideological character, and the disregarding or omission of events and ideas contrary to his viewpoint are the most significant shortcomings in Tabatabai's views on Iranshahri political thought.
A Comparative Study of the Status of National Identity and Ethnic Identity in Two Discourses: Pahlavi and the Islamic Republic Case Study: The Kurdish Ethnicity in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Multiethnic identities in any country can have a dual function; on the one hand, they can strengthen national unity and on the other hand, they can become a trump card in the hands of foreigners to undermine the national security and territorial integrity of that country. In the meantime, the central government plays a decisive role in determining how the ethnic groups living in the country function. In the present study, two completely different approaches to the way of interacting with ethnic identities, namely the Pahlavi government and the Islamic Republic, are examined. Also, a case study will address the way the two aforementioned governments interacted with the Kurdish people, and in this way, the question of what position national identity and ethnic identity had in the two aforementioned periods will be answered. The research data were collected using a library method and analyzed using a comparative method. The research findings indicate that the adoption of an antagonistic approach by the Pahlavi government, which was aimed at achieving Iranian national unity and strengthening their national cohesion, led to the central government's efforts to eliminate ethnic identities, and the cultural policymaking of the Islamic Republic, by adopting an agonistic approach, accepted the concept of ethnic identities as one of the indelible realities of Iranian society.
مبانی فکری مقام معظم رهبری در مشروعیت مؤلفه های اصلی نظام سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۱
141 - 168
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های کلیدی در باب مشروعیت نظام سیاسی، به مبانی مطرح شده از سوی دانشمندان در این خصوص مرتبط است. این سؤال ذیل نظریات مقام معظم رهبری به عنوان یکی از اندیشمندان سیاسی معاصر نیز مطرح است که، مبانی ایشان در این حوزه، چه مؤلفه هایی را در بر گرفته و در کنار آن بر پایه استناد به کدام منبع فقهی بیان شده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، مبانی فکری ایشان را ذیل سه مؤلفه اصلیِ مدل، ساختار و عملکرد کارگزاران نظام سیاسی قابل تجمیع می داند. مبانی فکری ایشان در تحقق مدل نظام سیاسی، اجتهاد پویا و فقه نظام ساز را شامل می شود؛ که پس از ارائه الگوی نظام مشروع توسط فقه، لزوم نفی طاغوت و مشروعیت کنشگری مردم را نیز با خود به همراه دارد. در ذیل مشروعیت ساختار نظام سیاسی، ولایت فقیه رکن اصیل نظام سیاسی و عامل مشروعیت دیگر ارکان نظام است. مؤلفه عملکرد کارگزاران نیز دارای سه مبنا و ضابطه وجوب حفظ نظام، عدالت گرایی و کارآمدی در راستای مشروعیت بخشی به عملکرد کارگزاران محسوب می شود.
بررسی تطبیقی راهبرد داعش و القاعده در نظم منطقه ای خاورمیانه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
افراط گرایی مذهبی به چالش امنیتی، سیاسی و اجتماعی در خاورمیانه تبدیل شده است. گروه های افراطی با تفسیری بنیادگرایانه از اسلام، مشروعیت نظام های سیاسی را منکر و در پی ارائه الگویی جایگزین هستند و با توسل به خشونت در صدد تحمیل ایدئولوژی خود هستند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل استراتژی های گروه های مذهبی افراطی، به ویژه داعش و القاعده، در مواجهه با نظم منطقه ای خاورمیانه انجام شده است. این پژوهش با بررسی ریشه ها و انگیزه های این گروه ها، به مقایسه رویکردهای داعش و القاعده در مواجهه با نظم منطقه ای می پردازد تا پیامدهای این تفاوت ها بر امنیت منطقه را ارزیابی کند. با استفاده از چارچوب نظری سازه انگاری، مقاله نشان می دهد که چالش این گروه ها فراتر از تهدیدات امنیتی، ابعاد هویتی و هنجاری دارد و به دنبال بازتعریف هویت ها و ارزش ها در خاورمیانه هستند. روش تحقیق کیفی-تحلیلی است و داده ها از منابع اسنادی و کتابخانه ای جمع آوری شده اند. یافته ها نشان می دهند که داعش با راهبردی رادیکال به دنبال تغییر فوری نظم از طریق ایجاد خلافت بوده، در حالی که القاعده رویکردی تدریجی تر با تمرکز بر تضعیف “دشمن دور” داشته است. این تفاوت ها منجر به پیامدهای متفاوتی شده است. پژوهش بر این باور است که چالش گروه های افراطی، بازتابی از شکاف های عمیق در خاورمیانه است و مقابله مؤثر با آن نیازمند رویکردی جامع است که به عوامل مختلف شکل گیری افراط گرایی توجه کند و شامل تقویت نهادهای مدنی، ترویج آموزش و ایجاد فرصت های اقتصادی باشد.
بررسی متغیرهای هویتی -هنجاری موثر بر روابط ایران و اتحادیه اروپا2002 - 2020(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی متغیرهای هویتی و هنجاری موثر در روابط ایران و اتحادیه اروپا بین سال های ۲۰۰۲ تا 2020 خواهیم پرداخت. بر این اساس به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که متغیرهای غیرمادی و هویتی چگونه بر روابط ایران و اتحادیه اروپا بین سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۰ اثرگذار بوده است؟ فرضیه اصلی این است که تفاوت ها در نگرش های ایران و اتحادیه اروپا در مقوله های سیاست و فرهنگ و مصادیق مربوط به هنجارها و ارزشها و نزدیکی هویتی اروپا با ایالات متحده امریکا منجر به اثرگذاری بیشتر متغییر های مادی نظیر مسأله هسته ای و منافع اقتصادی بر روابط ایران و اتحادیه اروپا بین سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۰ شده است که این موضوع منجر به کاهش در روابط دو بازیگر در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، حتی طرح مباحث حقوق بشری شده و تنها در دوره پس از توافق برجام به دلیل نزدیک شدن طرفین به گفتمان تعامل و عدم اشاعه، بهبودی نسبی در روابط صورت گرفت.
مختصات لیبرالیسم و حوزه عمومی در عصر جهانی شدن .(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن بر همه ساحت های زندگی بشر از جمله بنیان های معرفتی و سبک زندگی تاثیر گذار بوده است. در عصر اطلاعات حوزه عمومی، شامل تبادل ایده ها و مشارکت عمومی در مسائل جهانی و حس مسئولیت مشترک است، موضوعی که لیبرالیسم و نئولیبرالیسم نیز باور به خصوصی شدن بسیاری از عرصه ها، مسئولیت پذیری و شکل گیری شهروند جهانی و جهان میهنی هستند. سوال و هدف محوری این پژوهش این است که جهانی شدن چه تاثیراتی بر مختصات حوزه عمومی بعنوان اصل بنیادین لیبرالیسم است. با بهره گیری از روش تبیینی می توان گفت که نظریه پردازان دموکراسی بر اهمیت یک حوزه عمومی، متمایز از دستگاه دولت، تأکید می کنند که در آن شهروندان می توانند آزادانه با هم ارتباط برقرار کنند، مشورت کنند و در شکل گیری اراده جمعی مشارکت داشته باشند. ساختارهای لیبرالیسم همچون آزادی فردی، عرصه خصوصی، سرمایه داری و فناوری پیشرفته در سراسر جهان گسترش می یابند. از طرف دیگر رسانه ها و جهانی شدن باعث دگردیسی در حوزه عمومی از جمله کاهش و ورود دولت به عرصه خصوصی و آزادی شهروندان شده است. همچنین باید گفت که با شکل گیری نئولیبرالیسم و قدرت رسانه ها چالش های متعددی درباره تامل دولت و وملت در هزاره سوم، مقولات انتسابی سیاسی مانند نژاد و جنسیت و رابطه ی بین این اشکال انتساب و توسعه ی ایدئولوژی ها و ساختارهای حریم خصوصی و مالکیت خصوصی صورت بندی شده است.
جستجوی راه حل پایدار در مناقشه اسرائیل و فلسطین از منظر جودیت باتلر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی رویکرد انتقادی جودیت باتلر، فیلسوف پساساختارگرا، به مناقشه اسرائیل و فلسطین می پردازد و راه حل های جایگزینی را که او بر پایه مفاهیم اخلاقی و سیاسی ارائه می دهد، تحلیل می کند. باتلر با نقد رادیکال مفاهیم «دولت-ملت» و «صهیونیسم»، راه حل های مرسوم مانند «دو دولت» یا «یک دولت» را به دلیل تداوم بی عدالتی تاریخی، طرد فلسطینیان و اتکا به منطق انحصارگرایانه، ناکارآمد می داند. در مقابل، او مفاهیم «دیاسپورا» و «هم زیستی» را به عنوان چارچوبی جایگزین پیشنهاد می کند. دیاسپورا از نگاه باتلر، نه صرفاً وضعیتی جغرافیایی، بلکه یک موضع اخلاقی مبتنی بر تجربه مشترک تبعید و آوارگی یهودیان و فلسطینیان است که بر اهمیت زیستن در نسبت با «دیگری» تأکید دارد. هم زیستی نیز فراتر از همجواری فیزیکی، به معنای ایجاد فضایی سیاسی مشترک مبتنی بر برابری مطلق حقوق، احترام متقابل به تکثر فرهنگی و مسئولیت پذیری مشترک برای آینده است. باتلر با الهام از ادوارد سعید و هانا آرنت، بر ضرورت «ترجمه» فرهنگی و اخلاقی میان روایت های متضاد و گذار از ساختارهای دولت-ملت تأکید می ورزد،
نقش اندیشکده بروکینگز در تدوین سیاست خارجی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران (مطالعه موردی 2020-2016)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵۳)
91 - 124
حوزههای تخصصی:
اندیشکده بروکینگز در شکل دهی به سیاست خارجی دولت ایالات متحده و ایده پردازی در آن نقش مهمی ایفا می نماید. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی گزارش های این اندیشکده در خصوص ایران را در سه دسته تفکیک شده موردبررسی محتوایی قرار می دهد؛ سپس با استفاده از رویکرد آماری، جایگاه و سهم ایران در فعالیت های این اندیشکده محاسبه می نماید. تحلیل گزارش های اندیشکده بروکینگز بیانگر این است که خطوط سیاستی اندیشکده بروکینگز در قبال ایران در سه حوزه امور بین الملل، دفاع و امنیت و خاورمیانه تأثیر به سزایی در شکل گیری سیاست خارجی دولت بایدن در خصوص ایران دارد. با تکیه بر داده های آماری حدود ۸۲ درصد از گزارش های این اندیشکده در خصوص ایران، متمرکز بر دو حوزه امور بین الملل و دفاع و امنیت است. درنهایت، با به کارگیری نظریه بازی ها و تحلیل راهبرد ارائه شده از سوی اندیشکده بروکینگز در خصوص مسئله تأمین امنیت دفاعی امریکا از طریق عراق، نشان داده می شود که ایالات متحده برای تأمین امنیت دفاعی خود در برابر گروه های مقاومت، به ابقای پایگاه های نظامی امریکا و افزایش امنیت این پایگاه ها در عراق نیازمند است و برای نیل به این هدف باید از نخست وزیر عراق حمایت نماید. ایران نیز برای تأمین امنیت دفاعی خود و کاهش خطر حمله امریکا به ایران، باید به حمایت از گروه های مقاومت بپردازد.
شاخص های مسجد هویت ساز با تکیه بر اندیشه های مقام معظّم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت به عنوان مجموعه ای از عقاید و باور ها که ایجاد علقه و وابستگی می کند؛ از منظر دیدگاه های مقام معظم رهبری در سه لایه هویت دینی، هویت ملی و هویت انقلابی تعریف می شود. مسجد به عنوان پایگاه اصلی جوانان و نوجوانان محلّه برای این که بتواند هویت سازی کند؛ باید در دو بعد سخت افزاری و نرم افزاری نمایشگر این هویت های سه گانه باشد. از این منظر مرکزیت و محوریت فیزیکی مساجد در محلّات از یک طرف و میزان نقش آفرینی آن در تعظیم شعائر دینی، تحکیم ارتباطات محلّی، تقویت مشارکت های محلّی، محوریت در خدمات دهی و محوریت در مطالبه گری و امور سیاسی احیاگر حلقه مفقوده هویت بخشی مساجد امروزی خواهد بود. عناصر اصلی سازنده هویت در مساجد ائمه جماعات به عنوان رکن اصلی مسجد، مردم و تشکّل های فرهنگی هستند. مساجد می توانند با نقش دهی و مسئولیت سپاری به نوجوانان در محلّ میان آن ها و مسجد ایجاد علقه کنند تا هویت دینی، ملی و انقلابی آن ها در پرتو هویت مسجدی و محلّی آن ها شکل بگیرد. بنابراین مسجد زمانی می تواند هویت ساز باشد که بتواند انسجام اجتماعی و مشارکت را در محله بالا ببرد. از طرفی بسیج و دیگر تشکّل های فرهنگی می توانند با ورود به مساجد به عنوان حلقه میانی رابطه بین نوجوان و جوان و مسجد را بیش از پیش تقویت بخشند.مقاله پیش رو با روش تحلیل مضمون به بررسی سخنان مقام معظم رهبری با کلید واژه های مسجد و هویت پرداخته است که پس از اشباع نظری و با حذف موارد تکراری، مجموعاً 32 سخنرانی و پیام انتخاب و پس از کد گذاری، از میان آن ها 106 مقوله و 10 مضمون فرعی و 6 مضمون اصلی مستخرج گردید.
نقش قهرمان ملی در استحکام هویت ملی (مطالعه موردی شهید قاسم سلیمانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
27 - 45
حوزههای تخصصی:
هویت ملی از موضوعاتی است که دولت ها برای تحقق و تثبیت آن در جامعه اهتمام می ورزند. ازجمله مواردی که می تواند در استحکام بخشی به هویت ملی مؤثر واقع شود، قهرمانان ملی هستند. تاریخ کهنسال ایران، قهرمانان ملی بزرگ و نامداری را در دامان خود پرورش داده است. یکی از افرادی که در دهه اخیر به عنوان قهرمان ملی در جامعه ایران شناخته شده، شهید قاسم سلیمانی است. چرایی و چگونگی تکوین شخصیت سلیمانی به عنوان قهرمان ملی موضوع قابل درنگی است که بررسی ابعاد و زوایای آن پژوهش جامعی می طلبد. بر این اساس، سؤال اصلی مقاله این گونه مطرح می شود که عوامل مؤثر در تکوین شخصیت شهید سلیمانی، به عنوان قهرمان ملی، چه بوده و این عوامل چه نسبتی با برجسته سازی هویت ملی دارند؟ به نظر می رسد شخصیت شهید سلیمانی با اثرپذیری از رویه های مکتبی و مذهبی متناظر با رویکردهای منشی و کنشی قهرمانان ملی ایران که فردوسی در شاهنامه بدان ها پرداخته، نقش برجسته ای در همگرایی و تقویت هویت ملی به دنبال داشته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که رفتارهای بینشی و کنشی شهید قاسم سلیمانی از قبیل اخلاص، وطن دوستی، خاکساری و مردم داری، مبارزه با دشمنان ایران، مردانگی و آزادگی، در کنار ویژگی های فیزیکی و رفتارهای غیرکلامی، در معرفی وی به عنوان الگوی تجربه شده از قهرمان ملی مؤثر بوده است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و گردآوری اطلاعات با اتکا به منابع کتابخانه ای است.