فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۴۱ تا ۲٬۵۶۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
معرفت سال ۳۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۱۶
5 - 10
حوزههای تخصصی:
همان طور که در گفتار نخست اشاره شد، در مسئله «رابطه اخلاق و سیاست» نه تنها بین افراد عادی، ابهام ها یا اختلاف سلیقه هایی وجود دارد، بلکه صاحب نظران و متخصصان نیز در این باره اختلاف نظر های ریشه ای دارند. در این گفتار، به اجمال به دیدگاه های موجود در این زمینه اشاره و سپس، تفاوت آنها با دیدگاه اسلام را تبیین خواهیم کرد. در اینجا به طرح اجمالی سه رویکرد در این زمینه می پردازیم: رویکرد «جدایی مفهومی و مصداقی اخلاق و سیاست» که به تباین اخلاق و سیاست معتقد است. رویکرد «وجود دو نوع سیستم اخلاقی؛ فردی و اجتماعی» که بر آن است که نباید اخلاق را به روابط فردی یا روابط بین فردی منحصر و نیز نباید حوزه حکومت و سیاست را از اخلاق خارج کرد و رویکرد «تقدم مصالح سیاسی در موارد اشتراک مصداقی اخلاق و سیاست» که معتقد است: بعضی اموری اخلاقی در قلمرو سیاست نمی گنجد و برخی امور مدیریتی، اجرایی و سیاسی در حوزه اخلاق نیست.
خداشناسی قبالای موسی کوردوورو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
71 - 82
حوزههای تخصصی:
موسی کوردوورو یکی از شخصیت های اصلی در عرفان قبالای یهود و همچنین یکی از شارحان تعالیم زوهر به شمار می رود. برخی محققین قبالایی، همچون «براکا زَک» معتقدند که طرح رابطه ی «اِن سوف» و «سفیروت» و نیز نظریه «صیمصوم» که از ابداعات اسحق لوریا دانسته شده است، ریشه در آثار کوردوورو دارد. خداشناسی قبالای کوردوورو را باید آمیزه ای از فلسفه و عرفان دانست. وی در مبحث خداشناسی، از توحید صرف و تنزیهی تبعیت می کند؛ بااین حال در برخی آثارش نظیر «شیعور قوما» و «درخت نخل دبوره»، از استعاراتی در توصیف صفات الهی استفاده کرده است که امکان دارد خواننده را دچار سرگردانی کند؛ اما در حقیقت این توصیفات به صفات فعلی الهی برمی گردد که از خداوند به صورت ده سفیروت متجلی شده اند. خداشناسی کوردوورو در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استناد به آثار وی مورد بررسی قرار گرفته شده است. همچنین به ارتباط میان نظریات وی در باب خداشناسی، همچون نظریه ی «پاننتئیسم» (خدافراگیردانی)، «ان سوف و سفیروت» و نظریه ی «تقلید از خداوند» اشاره شده است.
فراترکیب مطالعات مرتبط با بازسازی ساختارهای فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
83 - 104
حوزههای تخصصی:
نوظهور بودن مسئله «بازسازی ساختارهای فرهنگی» برای پژوهشگران، سبب می شود توجه به یافته های پژوهشی صورت گرفته در حوزه های مرتبط با این مسئله به مثابه سرمایه های علمی موجود در این مسیر، راهگشای گسترش دانش و زمینه ساز تولید یا توسعه نظریات و تفسیرهای جدید درباره بازسازی ساختارهای فرهنگی در آینده باشد. این نوشتار نه با هدف ارائه خلاصه ای از یافته های گذشته، بلکه به منظور ترکیب و تفسیر آنها به بازخوانی مطالعات صورت گرفته از منظر بازسازی ساختارهای فرهنگی می پردازد. به منظور مطالعه نتایج پژوهش های مرتبط با مسئله بازسازی ساختارهای فرهنگی، از روش «فراترکیب» به مثابه یک شیوه روشمند و علمی در تحلیل یافته های پیشین برخلاف روش های مرسوم پیشینه شناسی استفاده می شود. در این تحقیق پس از ساخت چارچوبی مفهومی از طریق مصاحبه ها و مطالعات اکتشافی، برای تعیین منابع، نتایج یافته ها با استفاده از روش «فراترکیب» و راهبرد هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو ترکیب می شوند. یافته ها در دو کد یکپارچه کننده «توجه به ساختارهای رسمی» و «توجه به ساختارهای غیررسمی» طبقه بندی می شوند. توجه به ساختارهای رسمی و سازمانی در این آثار، یا رویکردی «توصیفی» دارند و یا از رویکردی «آسیب شناسانه» نسبت به ساختارهای رسمی و سازمانی برخوردارند و یا رویکردی «غایت مدارانه» داشته و یا با رویکردی «تحو ل گرایانه» به بیان «موانع»، «اصول» و «راهکارهای تحول» در سازمان فرهنگی پرداخته اند. توجه به ساختارهای غیررسمی در این آثار نیز یا مانند گذشته رویکردی «توصیفی» دارد و یا با رویکردی «تحول گرایانه» به «اصول» و «موانع تحول فرهنگی» پرداخته است. در نهایت نیز به برخی کاستی ها در حوزه مطالعات بازسازی ساختارهای فرهنگی اشاره گردیده است.
Comparative study of the image of First Woman of the story of creation in the Bible and Quran and it's reflection in art and literature(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۱, No. ۱, Spring and Summer ۲۰۲۴
43 - 87
حوزههای تخصصی:
The image of the first woman in the stories of the creation of man in all cultures has always been an inspiration and has had an impact on the current idea of women and femininity in every culture. This first mother, who is called Eve in Abrahamic traditions and is the first woman in the story of creation, has always been reflected in different layers of Jewish, Christian and Islamic cultures, especially in literature and art, and since Abrahamic traditions, whether in "Holy texts" and their interpretations, as well as in their cultural life, were not completely separate and distinct from each other. Some intertextualities have caused the image of Eve to be influenced by each other in these three cultures despite the differences in the holy texts in this field. The present study aims to first analyze the image of the first woman separately in the Testaments and the Qur'an, and then, in a comparative perspective, analyze the reflection of the Testament image of Eve in Christian literature and art and the reflection of the Quranic image of Eve in Islamic literature and art. The result of this analysis shows that the image of Eve in the Testaments is not free from anti-feminist myths, and the creation from the left rib, the temptation of Adam, and the guilt of Eve in descent and her punishment are depicted differently from Adam, and despite the fact that the Qur'an does not paint such a picture, But Islamic literary and artistic works are also greatly influenced by the same image and are less consistent with the Quranic image of Eve.
تحلیل رابطه قرائت شاذ «فی مواسم الحج» با جواز تجارت و کسب و کار در ایام حج در آیه 198 سوره بقره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
183-198
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل رابطه قرائت شاذ «فی مواسم الحج» با جواز تجارت و کسب وکار در ایام حج در آیه 198 سوره بقره می پردازد. نیز به تحلیل ترجمه های فارسی و انگلیسی از این آیه پرداخته و تفاوت های موجود در تفسیرها را بررسی می کند. در ترجمه های کهن فارسی، مانند ترجمه عتیق نیشابوری و چند ترجمه معاصر، توضیح تفسیری فارسی مانند «در سفر حج»، «در هنگام حج»، «در اثنای حج»، «در موسم حج»، «در حج» دیده می شود، اما در سایر ترجمه های معاصر این توضیحات یافت نمی شود. برخی روایات با استعمال واژه «قَرأ و قِرائه»، «فی مواسم الحج» را قرائت صحابه دانسته است. روایات دیگر، این عبارت را صرفاً توضیح تفسیری می داند. بعضی از مفسران نیز، این قرائت را نوعی تفسیر دانسته اند. با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی و مقایسه مدلول قرائت رایج و قرائت صحابه، معلوم شد که این قرائت شاذ در زنجیره گفتار، نقش توضیحی و رفع ابهام را از منع تجارت در ایام حج دارد و با کاهش معنا تأکید می کند که در ایام خاص حج، تجارت، تقابلی با عبادت حج ندارد. نتایج این تحقیق می تواند مترجمان را در انتخاب ترجمه های دقیق تر یاری دهد.
تحلیل گفتمان روایت دعبل خزاعی در بزرگداشت امام حسین (ع)و فضیلت گریه بر او(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
275-298
حوزههای تخصصی:
تکریم دعبل خزاعی به جهت نصرت اهل بیت( در زبان و عمل و درخواست امام رضا% از وی در تداوم مرثیه سرایی و تأکید بر حفظ گفتمانی حادثه عاشورا در زبان شعر و ذکر سرور دشمنان و حزن اهل بیت( در رثای امام حسین%، نشان از تقابل گفتمانی و اهتمام ویژه امام رضا% در بزرگداشت و تأکید بر بکاء بر امام حسین% و احیای فرهنگ عاشورا است. نوشتار حاضر با کاربست روش تحلیل گفتمان انتقادی و تحلیل ساختار متنی حدیث در سطح توصیف، کشف دلالت های کاربرد شناختی گفتمان در سطح تفسیر و جنبه های تقابل گفتمان امام رضا% در برابر گفتمان های رقیب در سطح تبیین، به تحلیل گفتمان روایت می پردازد. بر اساس نتایج این پژوهش، اشراف کامل امام% برگفتمان رقیب، ترغیب شیعیان به دفاع فرهنگی، ابداع دو قطبی حقیقی در برابر دو قطبی های کاذب، بصیرت افزایی نسبت به نقشه های بنی امیه و بنی العباس، کادرسازی شیعیان خالص در مقام عمل، یادآوری رمز وحدت، انسجام و پویایی شیعه و اسلام در پرتو ذکر قیام امام حسین% و ...، با گفتمان کاوی این روایت مشخص می گردد.
ابعاد حریم خصوصی از منظر نهج البلاغه با تأکید به شرح های پیام امام امیرالمؤمنین (ع) و مصباح السالکین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حریم خصوصی به عنوان یکی از اساسی ترین جلوه های حقوق بشر همواره در جوامع و مکاتب گوناگون، از جایگاه ویژه و بسزایی برخوردار بوده است؛ لکن علی رغم نقش پررنگ آن در زندگی افراد و پیشینه ای که از آن برخوردار است، هنوز بر سر تعریف مشخصی از آن توافق نشده است. حضرت علی % در سخنان گوهربار خود در کتاب نهج البلاغه، این حق را در قالب حمایت از حقوق دیگر به رسمیت شناخته و نقض آن توسط دیگری را بر نمی تابند. در این پژوهش با استفاده از اسناد کتابخانه ای و به شیوه ی توصیفی- تحلیلی، مفاهیم مرتبط با حمایت حضرت علی % از حریم خصوصی، از نهج البلاغه استخراج گردیده و در سه حوزه ی جداگانه مربوط به اموال، جسم و جان و روح و روان و با نیم نگاهی به شروح پیام امام امیرالمومنین آیت الله مکارم شیرازی و مصباح السالکین ابن میثم مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که میزان اهمیت بی بدیل ایشان نسبت به حفظ این حق، نمود عینی یافته است.
تحلیل رویکرد ارتباطات امام صادق علیه السلام با سران غلات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امام صادق (ع) در دوران امامت خود با اندیشه ها و جریان های انحرافی بسیاری مواجه بودند که یکی از آن ها، «جریان غلو» می باشد. اندیشه غالیانه، یکی از تأثیرگذارترین پدیده ها در تاریخ تشیع بوده و می توان آن را به صورت یک جریان تاریخی پیگیری کرد. این اندیشه در دوران صادقین (ع)) به اوج رشد خود رسید. امام صادق (ع) در مواجهه با این جریان فکری، حفظ و صیانت شیعه از انحرافات را در رأس برنامه های خود قرار دادند. ازاین رو، رویکرد شناسی ارتباطات امام صادق (ع) در مواجهه با جریان غلو، اهمیت بسزایی دارد. تحقیق پیش رو به روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد میان رشته ای و با الگو گیری از روش تحلیل گفتمان روایی «پدام» به تحلیل رویکرد ارتباطات امام با غالیان پرداخته است. یافته ها و نتایج تحقیق نشان می دهدکه؛ در مواحهه امام (ع) با رهبران و پیروان غلات، می توان رویکردهای متفاوتی ازجمله: جذبی، دفعی، تدافعی، استحفاظی و تهاجمی را مشاهده کرد. از این میان، «رویکرد دفعی» با 92 درصد، بیشترین بسامد و «رویکرد تدافعی» با 5 درصد کمترین بسامد را به خود اختصاص می دهند. در میان رویکردهای دوگانه نیز، «رویکرد دفعی _تهاجمی» دارای بیشترین مقدار و بسامد است. بسامد بالای این رویکرد ها در «فضای ساختاری» همراه با طرد و لعن های صریح، نفرین و... از سوی امام صادق (ع)، نشان از خطر جدی این جریان برای شیعه دارد. «غالیان» باعث انحراف در عقاید شیعه شدند، از این رو امام در مواجهه با سران این جریان به هیج وجه تسامح و مماشات نمی نمودند.
نقد و ارزیابی تقریر استقرائی برهان اختفای الهی شلنبرگ از منظر تجربه دینی تجربه دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۷
۸۸-۶۷
حوزههای تخصصی:
شلنبرگ اصلی ترین مقرر برهان اختفای الهی، معتقد است اگر خدای ادیان توحیدی واقعاً وجود دارد و دارای صفاتی هم چون عشق و محبت نامحدود نسبت به بندگان خویش است، باید بسیار بالاتر از عشق مادر به فرزند را نشان داده و به طریق اولی آن را دارا باشد ؛ حال آن که نسبت به سرگردانی انسان ها برای جستجوی خدای خویش آگاه است و توانایی رفع هرگونه مانعی را نیز دراین باره دارد؛ اما اختفای الهی به کرات رخ داده است. در نتیجه اساساً چنین خدایی با چنین صفاتی وجود ندارد. این نوشتار در صدد آن است تا این مسئله را با روشی تحلیلی- اسنادی و براساس رویکردی معرفت شناسانه، به نقدِ قرائت استقرائی او از برهان، از منظر تجربه دینی بپردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که با بررسی انجام شده در انواع مختلف تجارب دینی، قطعا برخی از اقسام تجارب دینی دارای ارزش معرفت شناختی اند؛ به ویژه مواردی که از سنخ علم حضوری بوده و معرفتی بی واسطه را نسبت به خداوند تثبیت می نمایند.
نقد و بررسی دیدگاه دین شناختی مجتهد شبستری در کتاب «هرمنوتیک، کتاب و سنت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۸
۱۴۴-۱۲۱
حوزههای تخصصی:
مسئله این پژوهش نقد کتاب هرمنوتیک، کتاب و سنت مجتهد شبستری است. نقد دیدگاه های وی به روش توصیفی تحلیلی به دو بخش تقسیم می شود: نقد پیش فرض های برون دینی او با نگاه کلی به مقوله دین و نقد آرای خاص درون دینی او به ویژه مرتبط با قرآن و سنت. یافته های پژوهش نشان می دهد که آرای مجتهد شبستری به سبب خوش بینی به نظرهای هرمنوتسین های غربی و درمقابل، بدبینی به جامعه سنتیِ دینی، توأم با دغدغه کشاندنِ دین به عرصه زندگی، شاذ و گاهی التقاطی به نظر می آید. در بخش نخست نقد مبنایی دیدگاه های او، نسبیت گرایی، محدود انگاری کارکردهای دین، عدم اعتقاد به فطری بودن دین، نگاه برون دینی او به مقوله های دینی را دچار چالش جدی می سازد. غیرمعرفت بخش خواندن گزاره های قرآن و اجتهادی دانستن تفسیر قرآن به قرآن و ظنی دانستن دلالت سنت از دیدگاه های خطاکارانه مجتهد شبستری در کتاب یادشده است که نقد مبنایی بر آن در این مقاله وارد شده است.
تحلیل انتقادی نظریه فقهی عدم تأثیر اجازه بعد از رد در عقد فضولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقه و حقوق اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۵
229 - 242
حوزههای تخصصی:
طبق نصوص متقن یکی از شروط انتقال اموال به ملکیت دیگری، رضایت مالک است؛ لذا ازآنجاکه در عقد فضولی این رضایت روشن نیست؛ شارع مقدس صحت این عقد را منوط به اجازه مالک می داند؛ فقها برای نفوذ این اجازه شرایطی را بیان نموده اند؛ برخی از این شرایط اتفاقی بوده و در برخی دیگر بین فقها اختلاف نظر وجود دارد که از جمله شرایط اختلافی عدم تقدم رد بر اجازه است؛ مشهور فقها قائل به اشتراط این شرط بوده و در این باره به ادله ای مانند اجماع، زوال عنوان عقد، قاعده تسلیط و اصل استصحاب تمسک کرده اند؛ ماده 250 قانون مدنی ایران نیز در این مورد از مشهور فقها پیروی می کند؛ پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی ابتدا به مناقشه در ادله این نظریه پرداخته و سپس با تمسک به صحیحه محمد بن قیس و تبیین ماهیت معاملات و کاشفیت اجازه، این اشتراط را فاقد اعتبار می داند؛ ازاین رو بازنگری و اصلاح ماده مذکور ضروری به نظر می رسد.
بررسی تفاوت فطرت و غریزه ی انسان از منظر آیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
155 - 172
حوزههای تخصصی:
یکی از چالشی ترین مسائل انسان شناسی در طول تاریخ حیات بشری، بحران هویت است. که آن نیز ناشی از عدم شناخت همه جانبه انسان نسبت به ابعاد متفاوت خویش است. مقاله پیش رو به دنبال روشن شدن تفاوت فطرت و غریزه انسان به عنوان دو ویژگی تکوینی از منظر آیات و روایات متون اسلامی با روشی توصیفی ، نقلی و تفسیری است. پژوهش حاضر نشان می دهد، انسان دارای شخصیت مرکّبی از دو هدف تکوینی فطرت و غریزه است. فطرت، بعد الهی، ناخودآگاه و هدف نهایی از کمال انسان است. که هویت حقیقی، ذاتی و فرا حیوانی او را تشکیل می دهد. فطرت در لسان آیات و روایات به عنوان اسلام، معرفت خدا و توحید یاد شده، که دارای ویژگی هایی همچون همگانی، همگاهی، غیر اکتسابی، ثابت، معصومیت ازخطا و اشتباه است. ویژگی تکوینی دیگر انسان، غریزه است که بُعد حیوانی، ابزارای و مقدمه الکمال آدمی است. بینش و گرایش هایش همچون حیوانات محدود به نیازهای بُعد مادی وحیوانی است. بر این اساس، علت بحران هویت در انسان را بایستی در خلط دو هدف تکوینی مذکور و عدم توجه و تعقل او در حقایق خود شناسی قرآنی جستجو کرد.
تحلیل جنبش های مدنی در شهر کابل در چهارچوب نظریه عدالت فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انزوای اجتماعی در ارتباط شبکه ای با بقیه سیاست های اجتماعی چون سیاست های مربوط به آموزش، سلامت، مسکن، اشتغال، جرم، رفاه، فقرزدایی و... است و آنها را تحت تأثیر قرار می دهد و از آنها تأثیر می پذیرد. در افغانستان با استقرار حاکمیت جدید این برابری منافع و عدالت جغرافیایی همیشه مطرح بوده و شهرها به عنوان نماد مدنیت مکان بروز اعتراضات کم و بیش بوده که منجر به تشکیل جنبش هایی در شهر شده است. با دو جریان عمده اعتراض مدنی یعنی «جنبش تبسم» به دنبال کشته شدن دختری نوجوان به دلیل قومیت و مذهب و همچنین ناامن بودن مسیرهای منتهی به پایتخت و دیگری «جنبش روشنایی» به دلیل تغییر انتقال شبکه برق از مسیر ولایت بامیان، برای اولین بار توسط قومیت هزاره گام های مدنی در فضای شهر کابل شکل گرفت. این مقاله با انتخاب روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای و اطلاعات میدانی (مشاهده) در پی پاسخگویی به سوال اصلی مقاله انجام شده است: آیا جنبش های مدنی در شهر کابل با زمینه قومی واکنشی به بی عدالتی فضایی در توزیع خدمات شهری است؟ نتایج نشان از آن دارد که دگرگونی های فضایی کابل بیشتر تحت تاثیر اقوام جلوه گری می کند. در این جنبش ها گروه قومی با تبلیغات و گفتمان های متعدد توانستند گروه های قومی و اجتماعی گوناگون به ویژه دانشگاه ها، مدارس، اداره های دولتی را برای شرکت در جنبش جذب کنند و اولین جنبش های شهری کابل بدون خشونت و ناهنجارهای اجتماعی شکل بگیرد.
واکاوی فقهی-حقوقی وثیقه گذاری برای دیون آینده(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۷)
104 - 136
حوزههای تخصصی:
یکی از شرایط لازم برای صحّت عقد رهن، وجود حق یا دست کم وجود سبب حق است؛ براین اساس وثیقه گذاری برای دینی که در آینده خواهد آمد، مانند وامی که در آینده دریافت خواهد شد، مورد اختلاف قرار می گیرد و مشهور فقیهان این نوع وثیقه را نمی پذیرند. مسئله اصلی این است که دیدگاه بطلان وثیقه گذاری برای دیون آینده، بر ادله مسلم و انکار ناپذیری مبتنی است یا اینکه امکان خدشه در ادله آنها وجود دارد. افزون براین با توجه به تبعی بودن وثیقه نسبت به دین، وجود دین در ایجاد وثیقه ضروری است. بررسی ها نشان می دهد که در این زمینه دو دیدگاه اصلی وجود دارد: دیدگاه اول، بطلان وثیقه گذاری برای دیون آینده را تأیید می کند؛ در حالی که دیدگاه دوم به اصل وثیقه گذاری دیون آینده پایبند است و آن را صحیح می داند. در قانون مدنی هم صراحتی در این مسئله وجود ندارد. رویه قضایی نیز با تبعیت از مشهور فقیهان وثیقه گذاری برای دیون آینده را نمی پذیرد. پس از نقد و بررسی ادله دیدگاه های موجود نتیجه پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی این بود که چون هدف حقوق، حفظ نظم و عدالت اجتماعی است و باید با ضرورت های اجتماعی امروزی همراه باشد، در وثیقه نیز با توجه به اعتباری و عرفی و عقلایی بودن آن، دلیلی بر اشتراط ثبوت دین وجود ندارد و این مسئله مشمول عمومات و اطلاقات عقود می شود؛ از این رو وثیقه گذاری برای دیون آینده که مقتضی آن موجود است، براساس حاکمیت اراده دو طرف به عنوان یک ضابطه صحیح در نظام حقوقی در نظر گرفته می شود؛ زیرا اشخاص برای اطمینان خاطر از معاملات خود، به وثیقه در روابط معاملاتی خود نیاز دارند. این امر، افزون بر حفظ تعادل قراردادی و ثبات قراردادی، انگیزه سرمایه گذار را بیشتر می کند.
تبیین و بررسی دیدگاه پیتر سینگر درباره شأن اخلاقی حیوان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۵)
125 - 149
حوزههای تخصصی:
بررسی و تبیین «شأن اخلاقی حیوان»، یکی از مباحث مهم و چالش بر انگیز در حوزه اخلاق کاربردی است که به واسطه آثار و اثرگذاری مستقیم آن در زیست و زندگی بشری، اهمیتی ویژه دارد. در باب «شأن اخلاقی/ moral status» معیارها و ملاک های مختلف و متفاوتی ارائه شده و برخی فیلسوفان، با تأکید بر این نکته که برخورداری از قوّه عاقله، درک کلیات و آگاهی و به طور خاص، خودآگاهی، مقدمه و شرط برخورداری از «شأن اخلاقی» است، تنها برای انسانها ارزش ذاتی و «شأن اخلاقی» قائل شده اند. در تقابل با این نظریه و نوع نگاه، پیتر سینگر - فیلسوف فایده گرای معاصر- ضمن نقد و طرد نگرشِ انسان محورانه، دیدگاه های سنّتی در باب معیار شأن اخلاقی، را به چالش کشیده و با نگاهی ابداعی و انتقادی، «احساس درد و رنج» را به عنوان معیار درست و دقیق «شأن اخلاقی» معرفی کرده است. در این مقاله پس از اشاره ای گذرا به اهم دیدگاه ها در باب «شأن اخلاقی»، معیار جدید و جنجال برانگیز پیتر سینگر در باب شأن اخلاقی حیوان، طرح و تبیین شده و ضمن تحلیل پیش فرض ها و ادعاهای سینگر، رویکرد و مدعیات او در این زمینه ارزیابی و نقد شده است. پوشیده نیست که پذیرش معیار پیشنهادی پیتر سینگر و قبول «شأن اخلاقی حیوانات»، تجدید نظر در رابطه «انسان با حیوان»، پرهیز از ابزارانگاری و تلاش برای پایان بخشیدن به چرخه زجر و ظلم غیر ضروری به حیوانات را به وظیفه ای اخلاقی بدل می سازد.
عدم حجیت خبر واحد در حصر معاملات و قراردادها(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۴
177-204
حوزههای تخصصی:
خبر واحد، طبق نظر مشهور اصولیان، به عنوان ظن خاص حجت است. مهم ترین دلیل حجیت آن را سیره عقلا می دانند اما برخی دیگر به استناد دلیل انسداد، اخبار آحاد را به جهت افاده مطلق ظن، مورد عمل قرار می دهند. آنچه ضرورت دارد موردبحث قرار گیرد این است که آیا حجیت خبر واحد به شکلی یکسان در هر دو حوزه عبادیات و معاملات، کاربرد دارد؟ این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی به نگارش درآمده نشان می دهد با اثبات اصل تعبدی نبودن احکام معاملات بالمعنی الاخص، اخبار آحاد این ابواب، مفید ظن به بقاء نیستند و لذا با استناد به دلیل انسداد هم حجت نخواهند بود؛ بنابراین در باب معاملات و قراردادها، خبر واحد را نه مستند به دلیل خاص و نه مستند به دلیل انسداد، نمی توان حجت دانست. درنتیجه قانون گذاری در حوزه معاملات و قراردادها، بر عهده کارشناسان (فقها) و انطباق آن ها با مقاصد کلی شریعت نظیر غرری و ضرری نبودن است اما فایده روایات ابواب مذکور، می تواند گویای نحوه نگرش و ذائقه شارع در تنظیم قوانین جامعه باشد. درنتیجه مفید عدم حجیت اخبار آحاد جهت حصر معاملات در معاملات معاصر معصوم (علیه السلام) و ممضات ایشان خواهد بود.
بررسی تطبیقی مفهوم کودک بد سرپرست و آثار آن در فقه و حقوق با تکیه بر آرای امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال ۲۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۰۲
97 - 120
حوزههای تخصصی:
مفهوم «کودک بد سرپرست» از مفاهیم نوپا در عرصه حقوق خصوصی است. ازآنجاکه «بد سرپرستی» آثار حقوقی و کیفری ای مانند سلب صلاحیت یا مجازات کیفری سرپرست را به دنبال دارد، بررسی این مفهوم ضروری است. مفهوم بد سرپرستی در فقه به صورت مجزا موردبررسی قرار نگرفته است؛ اما از خلال مباحث فقها می توان این مفهوم را استنتاج نمود. این مفهوم، در ضمن کلمات امام خمینی در مباحثی مانند سلب ولایت ولی، سقوط حضانت و عدالت در ارتباط با سرپرست طفل بیان شده است. همچنین این مفهوم در حقوق با کاستی ها و نقایصی همراه است. قانون گذار تنها در یک مورد این اصطلاح را تبیین نموده است. گستردگی مفهوم بد سرپرستی و رد پای آن در جای جای حقوق، ضرورت بحث از مفهوم بد سرپرستی را با توجه به نیازهای روزافزون جامعه در این زمینه بیش ازپیش نمایان می سازد. سؤال اصلی آن است که ضابطه اطلاق بد سرپرستی بر سرپرستان شرعی و قانونی کودک چیست؟ اگرچه ضابطه تعیین شده در فقه بسیار کلی است، با تطبیق این مسئله با حقوق می توان به تعیین برخی از مصادیق غیر حصری آن دست یافت؛ بنابراین ضابطه کلی در فقه آن است که عمل حرام مرتبط با وظایف والدین، موجب اطلاق بد سرپرستی بر او می گردد. اطلاق بد سرپرست لزوماً به معنای سلب ولایت از کودک نیست؛ اما به دادرس در مقام صدور حکم عادلانه، کمک شایانی می نماید.
الخطابة السياسية بين الأدبين الإيراني والسوري المعاصر (مقارنة بحثية لخطب أديب إسحق وميرزا آقا خان كرماني أنموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
212 - 244
حوزههای تخصصی:
تعد الخطابه من أهم فنون الأدب التی تمسک بها الإنسان منذ القدم إلى یومنا هذا لغرائض عده تتراوح بین السیاسه والوعظ والتشویق. تتشکل الخطبه من ثلاثه أقسام وهی المشافهه والاقناع والاستماله. وهذا الفن الأدبی یحتاج للاقناع إلى براهین وأدله عقلیه ومنطقیه واستماله أی وقوع الکلام فی قلب المتلقی یحتاج إلى أسلوب کتابه أو مشافهه متمیزه عن باقی النصوص. وهذا الأثر من خلال معرفه الخطیب بأسالیب البیان وعلوم البلاغه وطریقه الاستدراج والتسلسل فی الموضوع. یهتم هذا البحث بخطب بعض الخطباء المشاهیر من الأدبین المعاصرین السوری والإیرانی هما الأدیب السوری أدیب إسحق والأدیب الإیرانی میرزا آقا خان کرمانی. لقد عاش هذان الأدیبان فی نفس العصر وتعرفا على الثقافه الفرنسیه وکذلک التقیا بسید جمال الدین الأفغانی. فقمنا فی هذه الدراسه بمقارنه بعض خطبهما معتمدین على المنهج الوصفی التحلیلی ومستخدمین منهج المدرسه الأمریکیه للأدب المقارن. ووصل البحث إلى نتائج منها؛ مقدمه خطب الأدیب إسحق تتسم بقیمه أدبیه فهو یکتب المقدمات مستخدما أسالیب المفاجأه متابعاً أسالیب کتابه المقامات التقلیدیه. أما أسلوب میرزا آقا خان کرمانی فی المقدمه فهو یترکز على التمثیل ویعطی صوره عن الموضوع الذی یعنیه نموذجاً ومن بعدها یبدأ فی صلب الموضوع. وکذلک استخدما الأدیبان الجمل القصار والعبارات القصیره لکتابه الموضوع. أسلوب الأدیبان منطقی یدل على التنویر وإزاله السنن والعقائد الضاله و فی الواقع، الأسلوب یخدم هذا المحتوى. وکذلک تبین بأن أدیب إسحق رجل قومی فی إنتمائه وکرمانی رجل شوفینی أی یمیل إلى القومیه المتطرفه فی مواجهه الأحداث التی ترتبط ببلاده.
تبیین و توجیه نظریه فطرت از دیدگاه شهید مطهّری بر مبنای الگوی استنتاج بهترین تبیین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
133 - 155
حوزههای تخصصی:
فطرت، اصلی حیاتی در جهان بینی اسلامی است. تأثیرات متعدّد آن در مباحث فلسفی از جمله فلسفه دین، فلسفه اخلاق، فلسفه تاریخ، معرفت شناسی و مسئله شناخت، فلسفه تعلیم و تربیت، فلسفه حقوق و فلسفه سیاست حکایت از جایگاه و اهمّیت آن دارد. از این رو شهید مطهّری از اصل فطرت به عنوان «اصل مادر» در فرهنگ و معارف اسلامی یاد کرده و در آثار گوناگون خود به بررسی آثار و لوازم فطرت در انسان پرداخته است و آن را در ادامه حرکت جوهری عمومی هستی می داند. با این حال وی گذشته از استناد به آیات و روایات، کمتر به اثبات عقلی اصل فطرت پرداخته است بلکه به ذکر روش کلّی آن (که به زعم نگارنده می توان آن را بر مبنای الگوی استنتاج بهترین تبیین دانست) اکتفا نموده است. در این پژوهش تلاش شده است به روش توصیفی-تحلیلی و با جمع آوری اطّلاعات و تحلیل آنها، ابتدا چیستی فطرت و فطریّات انسانی بررسی شود و سپس وجود فطرت در انسان ثابت گردد؛ به این نحو که توجیهات مختلفی که برای وجود گرایش های انسانی در انسان مطرح شده است، مورد تحلیل قرار بگیرد و تبیین شود. سپس کوشش شده است برخی از آثار و نتایج فطرت بررسی گردد؛ از جمله استدلال فطرت در خداشناسی، تأثیر فطرت در معرفت شناسی و مسئله شناخت، فلسفه اخلاق، فلسفه تاریخ، فلسفه تعلیم و تربیت و جامعه شناسی.
تحلیل تطبیقی اثر نظریه علیت اشرابی بر غایت شناسی طبیعی دکارت و سوارز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرانسیسکو سوارز با ابداع نظریه علیت اشرابی ادعا کرد که علل اربعه وجود را به معلول اشراب می کنند. بدین ترتیب، نظریه اشرابی علّیت مفهوم هر چهار علّت -به ویژه علّت غایی- را شبیه علّت فاعلی می گرداند. از این رهگذر، سوارز می توانست در فلسفه خود اراده آزاد و بی غایت الهی را با کنش غایتمند او در طبیعت جمع کند. دکارت نیز، با تأثیرپذیری از نظریه اشراب، علت غایی را از فلسفه خود حذف کرد تا راه را برای توضیح مکانیکی طبیعت هموار نماید. بدین نحو نظریه ای که با اهدافی الهیاتی ابداع شده بود، مبنای توضیح علمی طبیعت قرار گرفت. در این پژوهش تفاوت ها و شباهت های غایت شناسی طبیعی را در متافیزیک دکارت و سوارز بررسی می کنیم. مطالعه تطبیقی این دو نظام مابعدالطبیعی نشان می دهد که چگونه ممکن است دو نظریه از مبانی واحدی متأثر باشند، اما به نتایج متضادی بینجامند. بنابراین، در ابتدا مفهوم نظریه اشرابی علیت را تحلیل خواهیم کرد، پس از آن با تکیه بر شواهد متنی تأثیر نظریه اشراب بر غایت شناسی سوارز و دکارت را آشکار خواهیم ساخت. سپس بررسی می کنیم که چگونه دکارت، با بسط نظریه علیت سوارز، ضرورت علّی (فاعلی) را تنها خیر در طبیعت در نظر گرفت.