ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۷۰۱.

بررسی رابطه تنظیم هیجان و پردازش هیجانی با ناگویی هیجانی در مردان با سوء مصرف مواد در شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۲۲۴
هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین تنظیم هیجانی، پردازش هیجانی و ناگویی هیجانی در افراد مبتلا به سوء مصرف مواد است. روش این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این مطالعه را کلیه معتادانی که از سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ به کلینیک های ترک اعتیاد اصفهان مراجعه کرده اند تشکیل می دهند. تعداد ۵۰ نفر از مردان دارای سوء مصرف مواد به روش در دسترس از میان افراد در حال سم زدایی در کلینیک در شهر اصفهان، انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان گراس، پرسشنامه پردازش هیجانی باکر و پرسشنامه الکسی تایمیا تورنتو استفاده شد. داده های پژوهش با نرم افزار SPSS ویرایش ۲۴ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اثر پردازش هیجانی و تنظیم هیجانی بر روی ناگویی هیجانی معنادار ولی معکوس بوده است. هم چنین بین متغیرهای پردازش هیجان کل و ناگویی هیجانی همبستگی معنادار و معکوس وجود دارد و بین تنظیم هیجانی کلی با ناگویی هیجانی همبستگی وجود دارد و نهایتا بین پردازش هیجان کلی و تنظیم هیجان کلی نیز همبستگی وجود دارد.
۷۰۲.

نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین رضایت زناشویی و نشانگان افسردگی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین رضایت زناشویی و نشانگان افسردگی معلمان بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری معلمان مقطع ابتدایی شهر بیستون در نیمه دوم سال 1402 بودند که از بین آن ها 296 معلم با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردید. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس رضایت از زندگی زناشویی انریچ (1989، EMSS)، مقیاس افسردگی بک (1996، BDI) و مقیاس شفقت به خود نف (2003، SCS) بود. داده ها به روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با الگوی پیشنهادی پژوهش بود. همچنین نتایج نشان دادند رضایت زناشویی و شفقت به خود بر نشانگان افسردگی اثر مستقیم و معناداری داشتند (001/0>P). همچنین، رضایت زناشویی با میانجی گری شفقت به خود بر نشانگان افسردگی اثر غیرمستقیم و معنادار داشتند (001/0>P). در مجموع می توان گفت رضایتمندی زناشویی و شفقت به خود منجر به بهبود سلامت روان و کاهش مشکلات روان شناختی همچون نشانگان افسردگی در معلمان می شود.
۷۰۳.

استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه: مطالعه مروری روایتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۱۰
زمینه و هدف: دانش آموزان با نیازهای ویژه برای شکوفایی توانایی های خود به آموزش های ویژه و خدمات حمایتی نیاز دارند، با وجود این، روی آوردهای سنتی آموزشی بیشتر بر نواقص و کشاکش های این دانش آموزان تمرکز داشته اند و کمتر به شناسایی و پرورش استعدادهای بالقوه آنان پرداخته اند. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل چهارچوب علمی استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه است. روش : پژوهش حاضر یک مرور روایتی است که به بررسی چهارچوب علمی مرتبط با استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه پرداخته است. جستجوی مقالات در پایگاه های معتبر علمی از جمله Google Scholar، Elsevier، PubMed، Scopus و پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID) با استفاده از کلیدواژه های مرتبط انجام شد. راهبرد جستجو شامل ترکیب عملگرهای بولی و محدودیت زمانی برای مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ بود. مقالات بر اساس معیارهای دقیق ورود و خروج بررسی شد که شامل انتشار در مجلات معتبر علمی، ارتباط مستقیم با موضوع پژوهش، و استفاده از روش های کمّی، کیفی، ترکیبی، و مروری بود. به منظور افزایش دقت و اعتبار تحلیل ها، از چارچوب استاندارد PRISMA برای شناسایی، غربالگری و انتخاب مطالعات استفاده شد. داده های حاصل از مقالات منتخب بر اساس اصول تحلیل مطالعات مرور روایتی طبقه بندی شدند تا چهارچوب علمی در حوزه استعدادیابی و پرورش استعداد استخراج شود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که روی آورد مبتنی بر نقاط قوت با تکیه بر مفاهیم تنوع عصبی و دوسو استثنایی، ظرفیت های کمتر دیده شده افراد با نیازهای ویژه را شناسایی و تقویت کرده و در ارتقای تحول شناختی، مهارت های اجتماعی، بهزیستی روان شناختی، و کیفیت زندگی آنها مؤثر بوده است. مدل های نظری مانند مدل بونتینکس، هورن، کوپر و همکاران و سوباتنیک و همکاران نیز بر غنای این حوزه افزوده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بر ضرورت تغییر نگرش در سیستم های آموزشی و سیاست گذاری های مرتبط با دانش آموزان با نیازهای ویژه تأکید دارد. مطالعات آینده باید بر توسعه و اجرای برنامه های آموزشی مبتنی بر توانمندی و استعدادیابی متمرکز شوند.
۷۰۴.

مقایسه اثربخشی درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تکانشگری نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۴۱
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تکانشگری نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری یک ماه بود. جامعه آماری این پژوهش را نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی مراجعه کننده به هسته مشاوران اداره آموزش و پروش مناطق 8 و 13 شهر تهران در سال 1403 تشکیل داد. 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تکانشگری بارات (BIS-11؛ پاتون و همکاران ، 1995) استفاده شد. خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی هر یک طی هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی اجرا شده است. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل دو مداخله درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی تا مرحله پیگیری به طور معنادار بر کاهش تکانشگری موثر بوده است (05/0>P). همچنین یافته ها نشان داد که مداخله خود شفقت ورزی آگاهانه به طور معنادار نسبت به درمان مبتنی بر ذهنی سازی تاثیر بیشتری بر کاهش تکانشگری داشته است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان خود شفقت ورزی آگاهانه نسبت به درمان مبتنی بر ذهنی سازی اثر بیشتر بر کاهش تکانشگر نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی داشته است.
۷۰۵.

شناسایی فرصت ها و تهدیدهای ساختار سازمانی انجمن معتادان گمنام: با تأکید بر استراتژی های سازمانی، مکانیسم های بازتوانی و شیوه های درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۱
هدف: پژوهش حاضر به شناسایی نقاط ضعف و نقاط قوت استراتژی های سازمانی و شیوه های درمانی انجمن معتادان گمنام پرداخت. روش: پژوهش حاضر کیفی مبتنی بر روش زمینه ای بود. جامعه پژوهش شامل صاحب نظران و اعضای انجمن با تعداد سال های پاکی بالا بود. بر اساس نمونه گیری هدفمند از نوع نظری و با استفاده از روش مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته تا حد اشباع دادهها و اشباع نظری، 18 نفر انتخاب شدند. بنابراین، با استفاده از کدگذاری های پیشنهادی استراوس و کربین، تحلیل داده ها بر اساس مدل سوآت انجام شد. یافته ها: تحقق اهداف انجمن در گرو حفظ تعادل نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها است. علی رغم تاکید بر برابری و دموکراسی مشورتی، قهرمان پروری ایدئولوژیک شخص محور بقای سازمانی را تهدید می کند. در مقابل، کمیته محوری و تلاش برای بازتولید نظم گروهی بر اساس فهم مشترک کنشگران کارکرد مناسبی برای انجمن دارد. به علاوه، شکل گیری تعلق خاطر افراطی به انجمن، اگرچه موجب انسجام درونی شده، نوعی تعصب که مانع از اعمال تغییرات منطبق با مقتضیات زمان در انجمن می شود را نسبت به اساسنامه ایجاد کرده است. همچنین، بروز گزینش گری های سلیقه ای انجمن را به سمت فرقه ای شدن سوق داده که پیامد آن ظهور دو نگرش تقابل جویانه است: انحصارگرایی در تخصصِ درمان اعتیاد و طرد سایر روش های درمانی. نتیجه گیری: انجمن معتادان گمنام با بهره گیری از معنادرمانی، بدنبال تغییر نگرش فرد و بازاجتماعی کردن او از طریق ایجاد بینشی جدید نسبت به خود است. این ساختار در کنار استفاده از روش های پرهیزمدار و گروه درمانی، موفقیت چشمگیری داشته است. هرچند با چالش هایی نظیر طرد سایر رویکردهای درمانی و نقد جایگزینی وابستگی از مواد مخدر به وابستگی به انجمن روبروست، اما همچنان بستری فرصت ساز برای بهبود اعضا فراهم می کند.
۷۰۶.

مدل یابی بخشش بر اساس هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با میانجی گری احساس گناه در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۹۰
هدف: هدف پژوهش حاضر، مدل یابی بخشش بر اساس هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با میانجی گری احساس گناه بوده است. روش شناسی: جامعه آماری پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی به تعداد 10000 دانشجو که در سال تحصیلی 1401-1402 در دانشگاه مشغول تحصیل بوده اند. تعداد نمونه آماری این پژوهش (24*20)، 480 نفر از دانشجویان در نظر گرفته شده است. برای جمع آوری داده های موردنیاز از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است.ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه هوش معنوی عبدالله زاده (1387)، هوش اخلاقی لنیک و کیل (2005)، رشد اجتماعی وایلند (1953)، بخشش هارتلند (2005)، احساس گناه گوکلر و جونز (1988) بوده است. آزمون های مورد استفاده شامل تحلیل عاملی تأییدی، نیکویی برازش، ضرایب مسیر و معنی داری، شاخص های نیکویی برازش، آزمون کولموگروف اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون و شاخص های نیکویی برازش بود. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داده است: بین هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با احساس گناه رابطه منفی وجود دارد. بین هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با بخشش رابطه مثبت وجود دارد. بین احساس گناه با بخشش رابطه مثبت وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی به طور مثبت بر بخشش تأثیر دارند، در حالی که احساس گناه نقش میانجی در این رابطه ایفا می کند.
۷۰۷.

ارزیابی مدل مفهومی گروه درمانی تعلل ورزی نوجوانان ایرانی با استفاده از رویکرد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۹
تعلل ورزی یکی از چالش های مهم در زندگی روزمره و تحصیلی نوجوانان است که موجب نگرانی های روان شناختی و کاهش عملکرد آنها می شود. این پژوهش به ارزیابی مدل مفهومی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد جهت کاهش تعلل ورزی در نوجوانان ایرانی پرداخته بود. روش پژوهش از نوع توسعه ای با طرح آمیخته اکتشافی متوالی انجام شد. بخش کیفی با مصاحبه های نیمه ساختاریافته از ۱۷ نفر از استادان دانشگاه و مشاوران و بخش کمّی با توزیع پرسشنامه محقق ساخته ۳۵ سؤالی به ۴۰ نفر از خبرگان انجام شد. داده ها با استفاده از تحلیل مضمون و تحلیل عامل تأییدی در نرم افزار PLS تحلیل شد. مدل مفهومی شامل 5 بعد (مهارت های خودیاری، بستر اجرایی گروه درمانی، ذهن آگاهی، تعهد و ارزش گذاری، حمایت گروهی) و 35 مضمون پایه بود. مقادیر روایی همگرا برای تمامی ابعاد بالاتر از حد قابل قبول بوده و صرفاً نیاز به حذف دو گویه وجود داشت. یافته ها نشان می دهد که گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند به عنوان یک رویکرد مؤثر در کاهش تعلل ورزی نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد می شود که این رویکرد در مدارس و مراکز مشاوره به منظور افزایش مسئولیت پذیری و خودکنترلی نوجوانان به کار گرفته شود.
۷۰۸.

پارادوکس درمانی به روش PTC برای درمان مشکلات شخصیتی: یک گزارش موردی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۳۱۹
ویژگی های مشکل ساز شخصیتی، همانند اختلال های شخصیتی، محدودیت ها و هزینه های بسیاری را بر فرد، خانواده، اجتماع و نظام بهداشت و سلامت جامعه تحمیل می کنند. این دسته از مشکلات و اختلال های شخصیتی همواره برای درمانگران چالش برانگیز بوده اند. در این پژوهش، پارادوکس درمانی به روش PTC برای ویژگی های مشکل ساز شخصیتی معرفی می شود. در این مقاله، پارادوکس درمانی به روش PTC برای یک دختر 28 ساله (KB) که از مشکلات شخصیتی رنج می برد به طور کامل گزارش می شود. مقیاس سلامت روانی (MHI-28)، مقیاس استحکام من (ESS) و مقیاس درجه بندی ذهنی نتایج درمان (TOSRS) توسط بیمار تکمیل شد. نتایج چهار جلسه پارادوکس درمانی مشکلات شخصیتی خانم KB به روش PTC نشان داد که این مدل درمانی بسیار کارآمد و اثربخش بود. تغییرات و پیشرفت های درمانی در حد بالای 90% ارزیابی شد. نتیجه پی گیری سه ساله نشان داد که تغییرات درمانی در طول زمان رضایت بخش، مستمر و پایدار بوده و عودی هم صورت نگرفته است. بر اساس یافته های به دست آمده در مورد درمان مشکلات شخصیتی این مراجع، می توان نتیجه گرفت که پارادوکس درمانی به روش PTC برای اختلال ها و مشکلات شخصیتی، درمانی کارآمد و اثربخش است. نتایج پی گیری و تایید پایداری و استمرار تاثیرات درمانی در طول زمان نیز از عمق و گستردگی تاثیرگذاری این روش حمایت می کند. پارادوکس درمانی به روش PTC در عین حال درمانی بسیار کوتاه مدت و مقرون به صرفه است. کاربرد این مدل نوین پارادوکس درمانی برای اختلال ها و ویژگی های مشکل ساز شخصیتی پیشنهاد می شود.
۷۰۹.

روایت پژوهی تجربه زیسته زنان آسیب دیده از زندگی با همسران وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف: این پژوهش با هدف فهم عمیق و جامع از چگونگی شکل گیری، تداوم و تغییر تجربه زیسته زنان از زندگی با همسر وابسته به مواد مخدر در طول زمان است. روش: این پژوهش کیفی و از نوع روایت پژوهی است. جامعه آماری شامل همه زنان ساکن در شهر جونقان استان چهار محال و بختیاری بود که بطور متوسط 4 تا 5 سال با همسر وابسته به مواد خود زندگی کرده اند. از این بین، دوازده زن دارای همسر وابسته به مواد از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع معیار محور و با اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه روایتی جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل روایت و جهت اعتباریابی پژوهش از دو استراتژی بازخورد همتایان و روش کنترل اعضا استفاده شد. یافته ها: تجربه زیسته زنان از زندگی با همسر وابسته به مواد را می توان در چهار مرحله اصلی دسته بندی کرد: 1) مرحله پیش از اعتیاد 2) مرحله آغاز اعتیاد 3) مرحله بحرانی و 4) مرحله تصمیم گیری، که هر یک از این مراحل ویژگی ها، چالش ها و پیامدهای خاص خود را دارند. نتیجه گیری: تجربه زیسته زنان از زندگی با همسران وابسته به مواد یک فرآیند رشد و تغییر است که در هر مرحله مستلزم اقدامات و حمایت های اجتماعی مناسب است.
۷۱۰.

آینده روان درمانی: بررسی ادغام و پیامدهای هوش مصنوعی در شیوه های درمانی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۲۱۹
هدف: این مطالعه با هدف بررسی ادغام و پیامدهای هوش مصنوعی در شیوه های درمانی معاصر انجام شده است. روش شناسی: در این پژوهش مروری ابتدا جستجوی مقالات انگلیسی و فارسی زبان نمایه شده در فاصله سال های 2015 تا 2025 در پایگاه های اطلاعاتی معتبر ملی و بین المللی شامل SID, PubMed, Science Direct, Web of Science و نیز موتور جستجوی Google Scholarبا استفاده از واژگان کلیدی روان درمانی، هوش مصنوعی، اختلالات روانی،شیوه های درمانی معاصر،اینترنت صورت گرفت. مقالات بازیابی و مرور شدند، سپس پیامدهای هوش مصنوعی در شیوه های درمانی معاصر استخراج و تحلیل گردید. در انجام این مطالعه اسنادی کلیه موارد اخلاقی شامل استناد بی طرفانه، اصالت متون و حفظ امانتداری رعایت شده است. یافته ها: این رویکرد می تواند شکاف موجود در استفاده از فناوری های هوش مصنوعی در مقایسه با سلامت جسمی را پر کرده و نقش مهمی در بهبود سلامت روان ایفا کند. نتیجه گیری: به نظر می رسد که تحقیقات بیشتری برای ارزیابی عوامل تعدیل کننده و تغییرات روان درمانی با ادغام هوش مصنوعی برای کارایی بیشتر آن مورد نیاز است. لذا، بر اساس مرور انجام شده یک دستور کار تحقیقاتی آینده پیشنهاد می شود تا بستری برای پژوهش های بیشتر در جامعه ایران در این زمینه ایجاد گردد.
۷۱۱.

شناسایی علل سازش و انصراف از طلاق در زوجین متقاضی طلاق توافقی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۷۰
زمینه: با اینکه طلاق توافقی راهی است که زوجین به شیوه ای صلح آمیز، منطقی و خودخواسته به رابطه زناشویی خود پایان می دهند؛ اما برخی از زوج های درخواست کننده طلاق توافقی، علیرغم تمامی مشکلات موجود و تجارب ناخوشایند؛ همچنان تمایل به حفظ و ادامه زندگی زناشویی خود دارند و در فرایند انجام مراحل قانونی طلاق و مشاوره اجباری که لازمه طلاق توافقی است از تصمیم خود منصرف شده و مسیر سازش انتخاب می کنند. هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی علل سازش و انصراف از طلاق در زوجین متقاضی طلاق توافقی است. روش: روش: روش پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد بود. جامعه آماری پژوهش 18 نفر از زوج هایی که در سال های 1400-1401 در جریان مشاوره طلاق در مرکز مشاوره سلامت غرب تهران از طلاق منصرف شده بودند، به شیوه هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. یافته ها: تحلیل مصاحبه ها با روش استراوس و کربین (1990)، منجر به استخراج 127 کد ثانویه،31 مفهوم اصلی، 17 مقوله و شناسایی مقوله مرکزی (سازش با شرایط موجود و ادامه زندگی مشترک)، شرایط علی (منابع مالی و اقتصادی، مسئولیت پذیری در قبال فرزندان، فرصت مجدد، ترس از تنهایی و انزوا، عدم وجود حامی و عدم تصمیم قطعی)؛ شرایط زمینه ای (شخصیت وابسته، تعارض با خانواده اصلی، شک و ابهام در تصمیم گیری)؛ شرایط مداخله گر (مسائل فرهنگی و اجتماعی، محدودیت فرصت ها و عدم استقلال فردی) شد. نتیجه گیری: براساس یافته ها؛ مجموعه ای از عوامل در تصمیم زوجین به انصراف از طلاق توافقی و سازش دخیل هستند؛ اما بهبود کیفیت زندگی و ثبات روابط زناشویی پس از انصراف از طلاق، مستلزم راهکارهایی است که زوجین برای حفظ زندگی زناشویی خود بکار می گیرند.
۷۱۲.

مرورنظام مند نارسایی های شناختی در بیماران مالتیپل اسکلروزیس وارائه الگوی جامع نارسایی های شناختی در این: مطالعه مروری (مرور نظام مند)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۸۷
مولتیپل اسکلروزیس (ام. اس) یک بیماری التهابی مزمن دستگاه عصبی مرکزی است که نشانه های این اختلال شامل دامنه گسترده ای از علایم بالینی از جمله اختلال شناختی می باشد. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگویی جامع از نارسایی های شناختی افراد مبتلا به این بیماری است. این پژوهش که مطالعه ای بنیادی و مبتنی بر روش مرور نظام مند است، به بررسی مطالعات داخلی و خارجی در مورد نارسایی های شناختی و انواع آن در بیماری ام. اس پرداخته است. پایگاه های داده های معتبر انگلیسی مانند ساینس دایرکت و اسکوپوس در بازه زمانی سال های 2015 تا 2023 و پایگاه های داده های داخلی مانند مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و بانک اطلاعات نشریات کشور در بازه زمانی سال های 1394 تا 1402 به طور نظام مند مورد بررسی قرار گرفتند. پس از استخراج 2250 مقاله و انجام سه مرحله غربالگری شامل مطالعه مقدمه، چکیده و نتیجه گیری مقالات، 153 مقاله مرتبط باقی مانده و مورد بررسی کامل قرار گرفتندمقالات به زبان های انگلیسی یا فارسی و در بازه های زمان ذکر شده و مرتبط با نارسایی شناختی در این پژوهش وارد شدند.و معیار خروج آن ابتلا به سایر اختلالات سالمندی و رشدی و بالینی غیر مرتبط با بیماری ام.اس در نظر گرفته شد.تحلیل این مقالات نهایی منجر به شناسایی چهار متغیر اصلی نارسایی شناختی شامل حافظه، توجه، سرعت پردازش اطلاعات و خستگی شناختی شد. الگو جامع نارسایی های شناختی در بیماران ام. اس بر اساس این متغیرها ارائه شد. با توجه به دامنه گسترده اختلالات و نارسایی های شناختی ناشی از بیماری ام. اس، این مطالعه توانست به مهم ترین و اصلی ترین نارسایی ها دست یابد و با ارائه الگوی جامع، توجه محققان را به عوامل اصلی در تدوین و برنامه ریزی درمان های شناختی جلب کند.
۷۱۳.

شناسایی و تحلیل راهکارهای مدیریت انسانیت زدایی سازمانی در بخش دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۸۶
زمینه و هدف: انسانیت زدایی سازمانی به وضعیتی اشاره دارد که در آن سازمان ها، به ویژه از طریق رفتارها و سیاست هایشان، ارزش و کرامت انسانی کارکنان خود را نادیده می گیرند. این امر می تواند منجر به کاهش انگیزه، بهره وری و رضایت شغلی کارکنان شود و حتی تأثیرات منفی بر سلامت روان آنها داشته باشد. این مطالعه با هدف شناسایی و تحلیل راهکارهای موثر بر مدیریت انسانیت زدایی سازمانی در بخش دولتی ایران انجام گرفت. روش : روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) بود. جامعه هدف پژوهش خبرگان آگاه به موضوع تحقیق بودند که برحسب انتخاب هدفمند در دسترس تا مرحله اشباع، تعداد 13 نفر بعنوان نمونه تحقیق مشخص گردید. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته و پرسشنامه های مقایسه زوجی بود، داده های کیفی جهت شناسایی راهکارهای موثر بر مدیریت انسانیت زدایی سازمانی با شیوه تحلیل -تماتیک مبتنی بر مدل براون و کلارک و داده های کمی با استفاده از تکنیک دیمتل تحلیل شد و برای این منظور از نرم افزارهای Maxqda10 و Excel2016 استفاده گردید. یافته ها: بعداز تحلیل داده ها، 200 مفهوم اولیه درقالب 35 تم فرعی و 15 تم اصلی موثر بر مدیریت انسانیت زدایی سازمانی دسته بندی شدند. نتایج نشان داد، راهکار «تقویت مشارکت» بیشترین اثرگذاری را بر سایر راهکار ها داراست، در مقابل راهکار «توسعه شغل» کمترین مقدار را به خود اختصاص داده است که به شدت تحت تاثیر راهکار های دیگر قرار دارد. نتیجه گیری: تقویت مشارکت کارکنان در سازمان، نقش حیاتی در موفقیت و پویایی آن دارد. مشارکت فعال کارکنان منجر به افزایش بهره وری، نوآوری و رضایت شغلی می شود و در نهایت به بهبود عملکرد کلی سازمان کمک می کند.
۷۱۴.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشخوار خودانتقادی و احساس شرم و گناه مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۱۶
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشخوار خودانتقادی، احساس شرم و گناه مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شد. پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش مادارن دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اتیسم شهر بوشهر در سال 1403 بودند که به روش در دسترس 24 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش (12 نفر) و کنترل (12 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس نشخوار خودانتقادی (SCRS؛ اسمارت و همکاران، 2016) و مقیاس احساس گناه و شرم (GASP؛ کوهن و همکاران، ۲۰۱۱) استفاده شد. گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای دو جلسه) به صورت گروهی تحت مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها نشان داد که با کنترل پیش آزمون بین میانگین پس آزمون نشخوار خودانتقادی، احساس شرم و گناه در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. در مجموع می توان نتیجه گرفت که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی یک درمان موثر بر کاهش نشخوار خودانتقادی و احساس شرم و گناه در مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اتیسم بود.
۷۱۵.

پیش بینی معنای زندگی بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی و بهزیستی معنوی در زنان متأهل(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۸
تحقیق حاضر با هدف پیش بینی معنای زندگی بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی و بهزیستی معنوی در زنان متأهل شهر قم صورت گرفت. این تحقیق از حیث هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه زنان متأهل شهر قم بودند که بر اساس فرمول تاباچنیک و فیدل، 250 نفر از زنان متأهل با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس معنای زندگی استایگر و فرایزر، مقیاس پذیرش و عمل (انعطاف پذیری روان شناختی) بوند و همکاران و مقیاس بهزیستی معنوی دهشیری و همکاران بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون هم زمان با کمک نرم افزار spss 24 صورت گرفت. یافته ها نشان داد بین انعطاف پذیری روان شناختی و معنای زندگی و نیز بین بهزیستی معنوی و معنای زندگی رابطه معنادار وجود دارد. انعطاف پذیری روان شناختی، بیشتر و بهتر از بهزیستی معنوی توانست تغییرات متغیر معنای زندگی را پیش بینی کند. این یافته ها می تواند علاوه بر کاهش تناقضات قبلی درخصوص پیشینه تحقیق، پژوهشگران و روان شناسان را بیش ازپیش به سمت توجه به مؤلفه دین در انجام پژوهش های مرتبط و نقش آموزه های دینی، انعطاف پذیری روان شناختی و بهزیستی معنوی در افزایش معنای زندگی سوق دهد.
۷۱۶.

Testing a Causal Model of Mathematics Academic Boredom Based on Metacognitive Strategies and Achievement Goal Orientation with the Mediating Role of Academic Procrastination(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۶
Objective: Academic boredom, as one of the key negative emotions in educational environments, particularly in mathematics, can lead to numerous effects. The present study was conducted with the aim of examining the model of mathematics academic boredom based on metacognitive strategies and goal orientations, mediated by academic procrastination, among high school students. Method: This research was descriptive in nature and employed path analysis. The statistical population included all female high school students in public schools in Tehran during the academic year 2024-2025, from which 400 individuals were selected using multi-stage cluster sampling. Data collection tools included the Academic Boredom Questionnaire (Pekrun et al., 2002), Self-Regulated Learning Questionnaire (Bouffard et al., 1995), Goal Orientations Questionnaire (Bouffard et al., 1998), and Academic Procrastination Questionnaire (Solomon & Rothblum, 1984). The data were analyzed using path analysis in SPSS 24 and AMOS 2024 software. Results: The results indicated that the proposed model has a good fit. metacognitive strategies (β=-0.13) and mastery goal orientation (β =-0.29), performance goal orientation (β= 0.19), and avoidance goal orientation (β= 0.05) had a direct and significant effect on mathematics academic boredom. Furthermore, academic procrastination mediated the relationship between goal orientations and academic boredom. Conclusions: These findings can inform the design of effective educational interventions to reduce academic boredom, emphasizing the strengthening of metacognitive strategies and promotion of mastery goal orientations as key self-regulatory tools. Such approaches not only mitigate academic procrastination but also enhance overall motivation and academic performance.
۷۱۷.

مراحل و فنون درمان اختلال وسواس- اجباری طهارت و نجاست بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۸
هدف این پژوهش تبیین فنون و مراحل درمان اختلال وسواس اجباری طهارت و نجاست بر اساس منابع اسلامی است. بدین منظور پژوهش به روش توصیفی تحلیلی انجام شد که پس از طی مراحل منبع شناسی، دسته بندی و بررسی منابع، استخراج و تحلیل داده های گردآوری شده از این منابع، فنون و مراحل درمان این اختلال بر اساس منابع اسلامی استنباط شد. یافته های پژوهش نشان داد که بر اساس منابع اسلامی این اختلال دارای فنون درمانی متعددی است که در این پژوهش هجده فن بیان شده است که عبارت اند از: بینش افزایی نسبت به اراده، تقویت تدبیر و تعقل، اصلاح سبک زندگی، تقویت عزت نفس، استعاذه و تذکر، استفاده از انگشتر جزع یمانی، رعایت نظافت، بینش افزایی، کاهش دهی نگرانی ناشی از برخورد با نجاست، کاهش دهی نگرانی های مربوط به طهارت و نجاست، وادارسازی نفس، مراقبت از ذهن، یادگیری علوم عقلی، تقویت تفکر، مراقبه، عدم هم نشینی با اهل شک، هم نشینی با اهل یقین و توکل. از این فنون می توان هفت مرحله درمان را طراحی کرد که با طی این مراحل به درمان بیماران مبتلا به اختلال وسواس اجباری طهارت و نجاست کمک کرد. این مراحل عبارت اند از:  تقویت اراده، کاهش دهی وسوسه ها، بینش افزایی، کاهش دهی نگرانی، اصلاح سوگیری قوه عاقله، اصلاح رفتارهای وسواسی و استفاده از فنون ارتباطی.
۷۱۸.

پیش بینی جهت گیری دینی چرخشی بر پایه الگوی ارتباطات خانواده و نقش میانجی خودشیفتگی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۲
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی جهت گیری دینی چرخشی دانشجویان بر پایه الگوی ارتباطات خانواده با نقش میانجی خودشیفتگی بود. روش پژوهش از نوع توصیفی همبستگی با رویکرد معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه فرهنگیان شهر تهران در سال 1401 تشکیل دادند، که از میان آنها 388 نفر به صورت نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند و به مقیاس های جهت گیری دینی چرخشی، الگوهای ارتباطی خانواده، و خودشیفتگی پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد خودشیفتگی اثر الگوی گفت و شنود ارتباطات خانواده بر جهت گیری دینی چرخشی غیرمتعهد غیرتأمل گر را به صورت منفی و اثر آن بر جهت گیری دینی چرخشی متعهد تأمل گر و متعهد غیرتأمل گر را به صورت مثبت میانجیگری می کند. متغیرهای الگوی ارتباطات خانواده و خودشیفتگی در مجموع به ترتیب 20، 9، 14، و 20 درصد از واریانس جهت گیری دینی چرخشی متعهد تأمل گر، متعهد غیرتأمل گر، غیرمتعهد تأمل گر و غیرمتعهد غیرتأمل گر را تبیین کردند. می توان گفت که تعاملات خانواده ممکن است نوع جهت گیری دینی فرزندان را تبیین نماید و بر شخصیت آنها اثرگذار باشد.
۷۱۹.

The effectiveness of art therapy using painting in enhancing attention, concentration, and visual-spatial working memory in children with learning disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۲
Aim: The present study aimed to investigate the effectiveness of art therapy using painting in enhancing attention, concentration, and visual-spatial working memory in children with learning disabil.Method: The research method was a semi-experimental pre-test post-test with a control group. The statistical population of the study was children with learning disabilities in Isfahan in 1403. Initially, 30 children with learning disabilities were selected by convenience sampling from Ardabil learning disability centers and randomly assigned to two experimental and control groups (15 people in each group), and the experimental group received painting training for 8 sessions. The data were analyzed using the analysis of covariance method in SPSS-25 software.. Findings: The results showed that art therapy intervention with a painting approach had a significant effect on scores in enhancing attention, concentration, and visual-spatial working memory in children with learning disabilities. Conclusion: Overall, the results of this study showed that art therapy can improve attention, concentration, and visual working memory in children with learning disabilities. Therefore, it is recommended that painting therapy be used alongside other treatment methods for children with learning disabilities.
۷۲۰.

واکاوی مفهوم احترام در کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۴۴
زمینه و هدف: احترام به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در تحول اجتماعی و اخلاقی کودکان و نوجوانان، نقش بسزایی در شکل گیری روابط مثبت و سالم میان همسالان و در جامعه ایفا می کند. احترام نه تنها به عنوان یک ارزش اخلاقی شناخته می شود، که به عنوان یک عامل مؤثر در شکل گیری و تقویت رفتار اجتماعی عمل می کند. روش: پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری هایدگری انجام شد تا چگونگی شکل گیری و تفسیر معانی مرتبط با مفهوم «احترام» در کودکان و نوجوانان مورد کاوش قرار گیرد. مشارکت کنندگان کودکان و نوجوانان 6، 8، 10، 12 و 15 ساله شهر کرمانشاه بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و رعایت اصل اشباع نظری با 143 کودک و نوجوان مصاحبه نیمه ساختار یافته به عمل آمد. جهت تحلیل کیفی داده ها و درک دلالت های اصلی متون مرتبط با مفهوم احترام، از تکنیک تحلیل مضمون استفاده شد. به منظور مستندسازی بهتر مصاحبه ها و همچنین نظم دهی، تلخیص و ترکیب داده های اولیه به دست آمده، از نرم افزار MAXQDA 2024 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که 6 مضمون اقتدار، قرارداد اجتماعی، رفتار اجتماع پسند، عدالت، شایستگی، و آزادی فردی استخراج شدند. کودکان در سن 6 سالگی در توصیف مفهوم احترام به اقتدار اشاره کردند، در سن 8 سالگی رفتارهای اجتماع پسند مانند کمک به دیگران، محبت کردن و همدلی، در سن 10 سالگی در توصیف احترام از مفاهیم رفتار اجتماع پسند و قرارداد اجتماعی همانند هنجار اجتماعی و آداب و رسوم استفاده کردند، کودکان 12 ساله وقتی درباره احترام صحبت می کنند، به مفاهیمی مثل عدالت، انصاف و برابری اشاره کردند و در نهایت در سن 15 سالگی نوجوانان در توصیف احترام از مفاهیم شایستگی و آزادی فردی استفاده کردند. نتیجه گیری: این پژوهش با ترسیم نقشه راه تحول مفهوم احترام، بر ضرورت توجه به فرایند تحولی در طراحی برنامه های آموزشی و اجتماعی تأکید می کند. یافته ها نشان می دهد که مداخلات متناسب با سن می تواند به پرورش نسلی همدل تر، عادل تر، و مسئولیت پذیرتر کمک کرده و مبنایی برای پژوهش های آتی فراهم آورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان