ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۶۶۱.

مدل کسب هویت جوانان استان آذربایجان غربی: نقش شیوه های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی گری سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۸۶
مقدمه: بحران هویت در دوره نوجوانی اتفاق می افتد، اما هویت یابی در دوران نوجوانی و جوانی محقق می شود. بنابراین، هدف پژوهش بررسی مدل کسب هویت جوانان بر اساس نقش شیوه های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی گری سبک های دلبستگی بود. روش: این پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی و دولتی استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از میان آنها 400 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه های تجدیدنظرشده سبک هویت (بنیون و آدامز، 1986)، شیوه های تربیتی والدین (زینالی و همکاران، 1390)، مزاج فرزندان (الیس و راثبارت، 2001) و سبک های دلبستگی (ون آدنهوون و همکاران، 2003) گردآوری و با روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که شیوه های تربیتی ناکارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ناایمن، شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ایمن و دلبستگی های ایمن و ناایمن بر کسب هویت اثر معنی دار مستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه های تربیتی کارآمد بر دلبستگی ناایمن، شیوه های تربیتی ناکارآمد بر دلبستگی ایمن و شیوه های تربیتی کارآمد و ناکارآمد و مزاج فرزندان بر کسب هویت اثر معنی داری نداشت (05/0P>). همچنین، شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه های تربیتی ناکارآمد با میانجی گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی دار غیرمستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه های تربیتی ناکارآمد با میانجی گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی داری نداشت (05/0P>). نتیجه گیری: بر اساس این نتایج، توجه نقش به شیوه های تربیتی والدین، مزاج فرزندان و سبک های دلبستگی در شکل گیری کسب هویت ضروری است.
۶۶۲.

پیش بینی ادراک دانشجویان از یادگیری مشارکتی، حضور اجتماعی و رضایت آنان در محیط یادگیری ترکیبی: پیگیری کیفی یک مطالعه کمی در دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۲۰۰
هدف این مطالعه آمیخته، بررسی نقش یادگیری مشارکتی به عنوان رویکردی آموزشی در تقویت حضور اجتماعی و افزایش رضایت کلی دانشجویان در محیط یادگیری ترکیبی بود. در این پژوهش، یادگیری مشارکتی به عنوان فرایند همکاری دانشجویان در قالب فعالیت های گروهی با هدف دستیابی به اهداف مشترک تعریف شد؛ حضور اجتماعی به معنای ادراک تعامل، ارتباط و نزدیکی در فضای آنلاین؛ و رضایت کلی به عنوان میزان رضایت دانشجویان از دوره، مدرس، و فرآیند یادگیری در نظر گرفته شد. شرکت کنندگان 24 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران بودند که دروس برنامه ریزی آموزشی و یاددهی-یادگیری را در محیط یادگیری ترکیبی گذراندند و در قالب دو پروژه گروهی مشترک فعالیت کردند. آموزش ها به صورت ترکیبی، شامل جلسات حضوری و از راه دور ارائه شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد و مصاحبه های کیفی آنلاین جمع آوری شد. برای تحلیل داده های کیفی، از رویکرد تحلیل محتوای کیفی استفاده شد و داده ها با کمک نرم افزار Atlas.ti تحلیل گردید. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ادراک دانشجویان از یادگیری مشارکتی به طور معناداری می تواند رضایت کلی آنان از دوره و سطح حضور اجتماعی در محیط یادگیری ترکیبی را پیش بینی کند. به منظور تبیین عمیق تر داده های کیفی نشان داد که رسانه های ارتباطی، ساختار دوره و حمایت عاطفی به طور چشمگیری این روابط را تقویت می کنند و نقش اساسی در ادراک دانشجویان از یادگیری مشارکتی، حضور اجتماعی و رضایت آنان دارند.
۶۶۳.

The Effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy (CBT) on Maladaptive Early Schemas and Symptoms of Obsessive-Compulsive Disorder (OCD) in Married Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۹۴
This study aimed to evaluate the effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy (CBT) in reducing obsessive-compulsive symptoms and modifying early maladaptive schemas in married women aged 18 to 25 years diagnosed with obsessive-compulsive disorder (OCD). Methods: This research was conducted as a randomized controlled trial (RCT) with a pre-test, post-test, and five-month follow-up design. A total of 30 married women aged 18 to 25 years residing in Tehran were selected and randomly assigned to either the CBT intervention group (n = 15) or a waitlist control group (n = 15). The intervention group participated in 12 weekly CBT sessions (60-90 minutes each), while the control group received no intervention during the study period. Data were collected using the Young Schema Questionnaire-Short Form (YSQ-SF) to assess maladaptive schemas and the Yale-Brown Obsessive Compulsive Scale (Y-BOCS) to measure OCD symptom severity. Statistical analysis was conducted using repeated-measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27 to evaluate changes in symptoms and cognitive patterns over time. Findings: The ANOVA results showed a significant time effect (F = 124.68, p < 0.001) on both OCD symptoms and maladaptive schemas, with participants in the CBT group demonstrating substantial reductions in both variables from pre-test to post-test and sustained improvements at follow-up. The Bonferroni post-hoc test confirmed significant differences between pre-test and post-test (p < 0.001) and pre-test and follow-up (p < 0.001) in both OCD symptoms and schemas, indicating that CBT led to both immediate and long-term benefits. Conclusion: The results suggest that CBT is an effective intervention for reducing OCD symptoms and modifying maladaptive schemas in young married women, with treatment effects persisting over time.
۶۶۴.

Prediction and Explanation of the Sense of Happiness and Hope for the Future Based on Parental Attachment Styles(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۶۴
Objective: The aim of this study was to predict and explain happiness and hope for the future based on parental attachment styles among female university students. Methods and Materials: This research was conducted using a descriptive-analytical and correlational design with a predictive approach. The statistical population included all female students of the Islamic Azad University, Garmsar Branch, during the academic year 2022–2023. A total of 274 students were selected using stratified and purposive sampling methods based on specific inclusion and exclusion criteria. Data were collected using the Oxford Happiness Questionnaire, Snyder’s Hope Scale, and Hazan and Shaver’s Adult Attachment Style Questionnaire. After obtaining informed consent, the data were analyzed through Pearson correlation, multiple regression, and path analysis using SPSS and AMOS software. Statistical significance was set at p < .05. Findings: The results showed that secure attachment style significantly and positively predicted both happiness (β = .38, p < .01; R² = .24) and hope for the future (β = .44, p < .01; R² = .31). Avoidant attachment style was a significant negative predictor of happiness (β = –.29, p < .01) and had a weaker, yet still significant, inverse relationship with hope for the future (β = –.11, p < .01). Ambivalent attachment style negatively and significantly predicted both happiness (β = –.17, p < .01) and hope for the future (β = –.30, p < .01). All regression models met the assumptions of normality, linearity, and independence of residuals. Conclusion: The findings suggest that parental attachment styles, particularly secure attachment, play a meaningful role in promoting positive psychological outcomes such as happiness and hope in emerging adults. Insecure attachment styles, including avoidant and ambivalent, are associated with diminished emotional well-being.
۶۶۵.

مقایسه اثربخشی مداخله های درمانی پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی بر شاخص های زیستی، روانی و اجتماعی زنان 35 تا 65 سال مبتلا به ویروس پاپیلوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۲۲۹
هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی مداخله های پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی بر شاخص های زیستی، روانی و اجتماعی زنان مبتلا به ویروس پاپیلوم انسانی بود. این مطالعه به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان بیمار دارای ویروس پاپیلومای انسانی بوده که در دبی ساکن و به کلینیک بیماری های رفتاری الشفا مراجعه داشتند. نمونه آماری به حجم 45 نفر، به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده در سه گروه ( 15 نفر آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد ، 15 نفر آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی و 15 نفر گروه گواه) گمارده شدند. سپس آزمودنی های دو گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های داس -21 (1993)، پذیرش اجتماعی مارلو و کراون (1996) بود که قبل، بعد و دو ماه بعد از مداخله توسط هر سه گروه تکمیل شد. نتایج نشان داد، تفاوت آماری معنی داری بین میانگین نمرات پس آزمون و در نظر گرفتن اثر زمان در متغیرهای میانگین ویروس، افسردگی ، اضطراب ، استرس و پذیرش اجتماعی ، وجود دارد. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان داد هر دو روش مداخله آموزشی در زنان موثر بوده است.
۶۶۶.

بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس بدتنظیمی هیجان مثبت در زنان مبتلا به سرطان سینه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۷
مقدمه: امروزه نقش مهم تنظیم و بیان هیجانات به ویژه در سازگاری با سرطان سینه به طور گسترده شناخته شده است. هدف: این مطالعه با هدف بررسی خصوصیات روان سنجی نسخه فارسی مقیاس بدتنظیمی هیجان مثبت انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی – کاربردی و از نوع مطالعات روان سنجی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان سینه مراجعه کننده به درمانگاه شهید مطهری شیراز و نمونه شامل 200 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مقیاس های پژوهش را تکمیل نمودند. جهت بررسی روایی و پایایی از شاخص های بارهای عاملی، میانگین واریانس استخراج شده، معیار بارهای عرضی، معیار فورنل – لارکر وآلفای کرونباخ، استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت- PLS 3 و SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافته ها: مدل پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بوده و روایی همگرا و واگرای مدل تأیید شد. بار عاملی خرده مقیاس پذیرش، اهداف و تکانه به ترتیب 69/0، 83/0 و 80/0 بود. پایایی مقیاس از سه روش آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و شاخص rho-A به ترتیب برای مقیاس بدتنظیمی هیجان مثبت 88/0، 90/0 و 89/0 محاسبه شد که بالاتر از 70/0 و در حد مطلوبی قرار داشتند. نتیجه گیری: مقیاس 13 عاملی بدتنظیمی هیجان مثبت در زنان مبتلا به سرطان سینه دارای روایی و پایایی قابل قبولی بود. با توجه به نقش هیجانات مثبت در روند بیماری، وجود مقیاس بدتنظیمی هیجان مثبت به سنجش و بررسی نقش بدتنظیمی هیجان مثبت در زنان مبتلا به سرطان سینه کمک شایانی خواهد کرد. پیشنهاد می شود از این ابراز برای غربال گری و درمان روان شناختی بیماران مبتلا به سرطان استفاده شود
۶۶۷.

اثربخشی تحلیل رفتار متقابل مبتنی بر منِ بالغ بر تاب آوری مادران کودکان دارای اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۵
زمینه: تاب آوری مادران کودکان دارای اختلال یادگیری خاص به دلیل فشارهای روانی ناشی از مشکلات آموزشی و رفتاری فرزندانشان کاهش می یابد. یکی از رویکردهای مؤثر در افزایش تاب آوری، تحلیل رفتار متقابل با تأکید بر "من بالغ" است که به تنظیم هیجانی، پردازش منطقی اطلاعات و مدیریت بهتر استرس کمک می کند. با وجود پژوهش های متعدد درباره تأثیر مداخلات روانشناختی بر تاب آوری، تحقیقات کمی به بررسی اثربخشی تحلیل رفتار متقابل مبتنی بر "من بالغ" در این زمینه پرداخته اند؛ بنابراین، این پژوهش به دنبال پر کردن این خلأ علمی است. هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی تحلیل رفتار متقابل مبتنی بر منِ بالغ بر تاب آوری مادران کودکان دارای اختلال یادگیری خاص انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران مراجعه کننده به مرکز اختلال یادگیری مهان واقع در شهر تهران در سال 1402 بود. نمونه پژوهش 30 نفر در نظر گرفته شد که از این تعداد، 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه گواه به صورت تصادفی گمارده شدند. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری در دسترس بود و انتخاب افراد بر اساس ملاک های ورود و خروج خاص انجام گرفت. پس از اجرای پیش آزمون که در آن از مادران خواسته شد تا پرسشنامه تاب آوری (کونور و دیویدسون، 2003) را پاسخ دهند، گروه آزمایش در هشت جلسه دو ساعته تحت آموزش به شیوه تحلیل رفتار متقابل مبتنی بر منِ بالغ (سزلا، 2023) قرار گرفتند. گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. در پایان دوره آموزشی، پس آزمون از هر دو گروه گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS و تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته ها: نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد که تحلیل رفتار متقابل مبتنی بر منِ بالغ بر افزایش تاب آوری مادران کودکان دارای اختلال یادگیری خاص به صورت معناداری (01/0 >P) تأثیر دارد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه آموزش تحلیل رفتار متقابل باعث افزایش تاب آوری والدین کودکان دارای اختلال یادگیری خاص می شود. این آموزش می تواند به عنوان یک مداخله ی مؤثر در کاهش استرس، بهبود روابط والد-کودک و ارتقای توانایی های مقابله ای والدین مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، اجرای این برنامه در مراکز مشاوره و آموزشی می تواند نقش مهمی در حمایت روانی از این والدین داشته باشد.
۶۶۸.

نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه دلبستگی ناایمن و اختلال بازی اینترنتی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۶
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه دلبستگی ناایمن و اختلال بازی اینترنتی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) در سال 1403 بود. در این مطالعه 220 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS؛ گراتز و روئمر، ۲۰۰۴)، پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان (AASQ؛ هازن و شیور، ۱۹۸۷) و پرسشنامه اختلال بازی اینترنتی-20 (IGD؛ پونتز، 2014) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برقرار است. نتایج نشان داد که دلبستگی اجتنابی و اضطرابی و دشواری در تنظیم هیجان بر اختلال بازی اینترنتی به طور مثبت اثر مستقیم دارند (05/0>P)؛ همچنین دلبستگی اجتنابی و اضطرابی بر دشواری در تنظیم هیجان به طور مثبت اثر مستقیم دارند (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که دلبستگی های اجتنابی و اضطرابی با نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان بر اختلال بازی اینترنتی اثر غیرمستقیم داشتند (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که دلبستگی ها ناایمن به طور مستقیم و با نقش میانجی تنظیم هیجان بر اختلال بازی اینترنتی در دانشجویان اثر دارند.
۶۶۹.

تبیین مدل ساختاری ارتباط باورهای فراشناختی با اضطراب سلامت در بین پرستاران: نقش میانجی گر سبک های مقابله مسئله مدار و هیجان مدار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۵۲
زمینه و هدف: این پژوهش باهدف تبیین مدل ساختاری ارتباط باورهای فراشناختی با اضطراب سلامت در بین پرستاران: نقش میانجی گر سبک های مقابله مسئله مدار و هیجان مدار انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 250 پرستار بیمارستان امام صادق (ع) شهرستان دلیجان و بیمارستان امام خمینی محلات در سال 1403 بود که از آن میان، تعداد 215 پرستار به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب سلامت سالکوس کیس و واروی ک و همکاران(1989)، پرسشنامه باورهای فراشناختی ولزوکاترایت-هاتون (1997) و پرسشنامه سبک های مقابله با استرس اندلر و پارکر (1990)بود. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار های SPSS و LISREL و مدل معادلات ساختاری مورد محاسبه قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد مدل فرضی پژوهش از برازش کافی برخوردار است و بین باورهای فراشناختی با میانجی گری سبک های مقابله ای مسئله مدار و هیجان مدار با استرس و مؤلفه های آن بر اضطراب سلامت تأثیرگذار است. بین باورهای فراشناخت و سبک مقابله ای هیجان مدار (711/0) رابطه معناداری به صورت مثبت وجود دارد. همچنین رابطه بین باورهای فراشناخت با اضطراب سلامت(604/0) نیز مثبت و معنادار می باشد. همچنین رابطه بین سبک مقابله ای مسئله مدار با اضطراب سلامت با مقدار 604/0 مثبت و معنادار و رابطه بین سبک مقابله ای هیجان مدار با اضطراب سلامت با مقدار 484/0- منفی و معنادار است. قابل ذکر است که ماتریس همبستگی بین متغیرها در سطح 01/0 ≥p معنادار می باشد. نتیجه گیری: نقش اضطراب به عنوان یک عامل مهم در سلامت روان پرستاران باید به عنوان مبنایی در مطالعات جدید برای شناسایی شیوع علائم اصلی اضطراب؛ و همچنین اقدامات پیشگیرانه برای مقابله با آن مورد توجه قرار گیرد.
۶۷۰.

رابطه انگیزش یادگیری و سرزندگی تحصیلی با اضطراب امتحان دانشجویان با میانجی گری اهمال کاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۶۷
هدف پژوهش حاضر رابطه انگیزش یادگیری و سرزندگی تحصیلی با اضطراب امتحان دانشجویان با میانجی گری اهمال کاری تحصیلی بود. این پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و از نظر روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان موسسه آموزش عالی سراج در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. نمونه آماری این پژوهش با توجه به جدول مورگان 350 نفر بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون (1988)، پرسشنامه سرزندگی تحصیلی حسین چاری و دهقانی زاده (1391) و انگیزش یادگیری کاشیف و همکاران (2013) و پرسشنامه اهمال کاری سولومن و راثبلوم (1984) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که انگیزش یادگیری و سرزندگی تحصیلی بر اضطراب امتحان و اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان اثر مستقیم و منفی دارد. همچنین اهمال کاری بر اضطراب امتحان دانشجویان اثر مستقیم و مثبت دارد. نتایج نشان داد که اثر غیرمستقیم سرزندگی تحصیلی و انگیزش یادگیری از طریق اهمال کاری تحصیلی بر اضطراب امتحان منفی و معنی دار است. بنابراین توجه به انگیزش یادگیری و سرزندگی تحصیلی نقش مهمی در اضطراب امتحان دانشجویان دارند.
۶۷۱.

بررسی اثربخشی درس «فلسفه معلمی در آموزش زبان انگلیسی» بر انگیزه شغلی دانشجو معلمان رشته دبیری زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۳۶
این پژوهش کیفی با هدف بررسی میزان اثربخشی درس «فلسفه معلمی در آموزش زبان انگلیسی» بر انگیزه شغلی دانشجو معلمان دبیری زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی انجام شد. بدین منظور 91 نفر از دانشجو معلمان سال اول رشته دبیری زبان انگلیسی این دانشگاه به عنوان نمونه در دسترس انتخاب شدند. پیش از شروع اولین ترم تحصیلی، در یک مصاحبه ساختاریافته از آنها خواسته شد دلایل انتخاب حرفه معلمی را ذکر نمایند. بعد از برگزاری چهارده جلسه آموزشی، در مصاحبه دیگری از آنها خواسته شد تا در صورت انتخاب مجدد حرفه معلمی، دلایل انتخاب خود را بیان کنند. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که آزمودنی ها، حرفه معلمی را به دلایل امتیازات شغلی (33%)، علایق شخصی (31%)، نقش اجتماعی معلم (%22)، توانمندی های شخصی (8%)، نقش خانواده (3%) و کارکرد معنوی معلمی (%3) انتخاب کرده بودند. همچنین آزمودنی ها میزان اثربخشی این درس را بر تقویت انگیزه شغلی شان موفقیت آمیز ارزیابی کردند و اذعان داشتند تحت تأثیر این درس در صورت داشتن فرصت مجدد، حرفه معلمی را به لایل نقش اجتماعی معلم (40%)، علایق شخصی (30%)، امتیازات شغلی (21%)، توانمندی های شخصی (5%) و کارکرد معنوی (4%) انتخاب خواهند کرد. بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت این درس در تقویت انگیزه شغلی دانشجو معلمان مؤثر است.
۶۷۲.

طراحی و اجرای برنامه ارزیابی، مداخله و پایش پیشگیری از خودکشی در سربازان ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۹۱
اهداف خودکشی از مهم ترین علل مرگ در جهان است، به نحوی که دهمین علت مرگ در تمامی رده های سنی و سومین علت مرگ در بین افراد 15-24 سال است. خودکشی در محیط نظامی از جهات مختلف اهمیت دارد و این موضوع ضرورت اجرای برنامه پیشگیری از خودکشی برای این قشر را مضاعف می کند. در این مطالعه مقصود آن بوده که برای جامعه سربازان، برنامه پیشگیری از خودکشی بر مبنای مدل ارزیابی، مداخله و پایش خودکشی طراحی، پیاده سازی و ارزیابی گردد. مواد و روش ها در این مطالعه اقدام پژوهی، براساس مدل مذکور و با استفاده از بحث گروهی پنج نفر از خبرگان سلامت روان و افراد ذی ربط، برنامه ای در سه قسمت ارزیابی، مداخله و پایش تدوین شد و در یکی از پادگان های نظامی به مدت 1 سال به صورت آزمایشی اجرا گردید و با روش ترکیبی کمی/کیفی مورد ارزیابی قرار گرفت. داده های کمی با یک پادگان مشابه مقایسه شد. همچنین برای تعیین دقت سطح بندی خطر، در کنار مقیاس سنجش شدت خودکشی کلمبیا از مقیاس افکار خودکشی بک، مقیاس ناامیدی بک و پرسش نامه سلامت عمومی 28 استفاده شد. یافته ها در این مطالعه مشخص شد برنامه اجرا شده با مقیاس سنجش شدت خودکشی کلمبیا، با حساسیت بیشتری نسبت به روش سابق، می تواند خطر خودکشی را شناسایی کند و برحسب نظر افراد ذی ربط از نظر امکان پذیری، متناسب بودن، مقبولیت و اثربخشی شرایط قابل قبول دارد. نتیجه گیری مدل ارزیابی، مداخله و پایش خودکشی در صورتی که با شرایط محیط نظامی متناسب شود، برای کاهش خودکشی در سربازان مناسب خواهد بود و می توان در این مدل از مقیاس سنجش شدت خودکشی کلمبیا برای تعیین سطح تریاژ استفاده کرد.
۶۷۳.

Presenting a Structural Model of the Effectiveness of Cognitive-Based Intervention on Fat and Cortisol Profiles with the Mediating Effect of Brain-Behavioral Systems, Cognitive Flexibility in Overweight People with High Stress(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۹۳
Objective : The present study aimed to present and investigate the structural model of the effectiveness of the cognitive-based intervention on cortisol and lipid profiles, with the mediating effect of cognitive flexibility and behavioral brain systems in overweight people with high stress. Method : The research design was experimental with a control group, pre-test-post-test, and follow-up design. Multivariate analysis of covariance was used to analyze the data. The statistical population of this research was all 190 people referred to the cosmetic surgery clinic in 2023. The research sample consisted of 30 people (15 for the experimental group and 15 for the control group) selected through the purposeful sampling method and according to the research inclusion and exclusion criteria. The respondents answered the Behavioral Activation / Inhibition Systems Scale (Carver & White, 1994) and Connor and Davidson’s Flexibility Questionnaire (2003). A semi-structured interview was used to measure stress. Results : The results of univariate covariance analysis showed a significant difference between the two experimental and control groups in the variables of brain-behavioral systems (F = 3.824, P = 0.035) and cognitive flexibility (F = 4.958, P = 0.032). Also, the effectiveness of the cognitive intervention on cortisol was 0.70. It means that 79% of the changes obtained in the post-test scores of the experimental group were due to the intervention. Conclusion : We can conclude that stress leads to an increase in overweight and a reduction in an individual's flexibility and positive attitude toward body image. Therefore, using Yoga, breathing exercises, cognitive therapy, and treating overweight people to manage their stress correctly is necessary.
۶۷۴.

Examining the Mediating Role of Rumination in the Relationship Between Early Maladaptive Schemas and Job Performance

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۵۵
Background: Early maladaptive schemas (EMSs) and rumination have been recognized as significant factors influencing occupational performance; however, their direct and indirect interactions within the workplace have not been thoroughly investigated. This study aimed to analyze the effects of EMSs on job performance and the mediating role of rumination. Methods: A cross-sectional design was utilized, employing standardized questionnaires to evaluate EMSs, levels of rumination, and job performance among employees. Structural equation modeling (SEM) was used to ascertain the direct and indirect relationships between the variables. Results: The findings revealed that EMSs exerted a significant direct negative effect on job performance (β = -0.33) and indirectly diminished performance through rumination, which was strongly correlated with EMSs (β = 0.65; β = -0.51). These results are consistent with previous studies that emphasize the role of EMSs in triggering repetitive negative thinking patterns, thereby diminishing individuals' capacity to manage work-related stress. Conclusions: EMSs and rumination emerged as significant predictors of job performance. Interventions aimed at addressing rumination and fostering supportive organizational environments may alleviate the negative effects of EMSs and enhance employee productivity. The findings highlight the importance of identifying and managing these factors to promote mental health and organizational effectiveness.
۶۷۵.

مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر عدم تحمل بلاتکلیفی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۳۷
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر عدم تحمل بلاتکلیفی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شمال و شمال غرب شهر تهران در سال 1402 بود. در مرحله اول تعداد 45 نفر با نمره 10 و بالاتر در مقیاس اختلال اضطراب فراگیر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. سپس بیماران گروه های آزمایش تحت درمان هیجان مدار و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (GAD-7) اسپیتزر و همکاران (2006) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS-27) سکستون و داگاس (2009) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور تاثیر معناداری بر کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی داشته اند (0/05>p). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که درمان هیجان مدار تاثیر بیشتری دارد (0/05>p). می توان نتیجه گیری کرد که علاوه بر اثربخش بودن هر دو درمان، تقدم استفاده در درمان مشکلات بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر با درمان هیجان مدار است.
۶۷۶.

نقش واسطه ای خودباوری های خلاق در تأثیر باورهای معرفت شناختی بر ریسک پذیری فکری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای خودباوری های خلاق در تأثیر باورهای معرفت شناختی بر ریسک پذیری فکری دانش آموزان انجام شد. روش تحقیق توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان مهاباد به تعداد 1850 نفر بود. نمونه ای شامل 352 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و به صورت آنلاین انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد باورهای معرفت شناختی (شومر، 1993)، ریسک پذیری فکری (بگتو، 2009) و مقیاس خودکارآمدی خلاق (کارووفسکی و همکاران، 2013) استفاده گردید. تحلیل داده ها با مدل معادلات ساختاری در نرم افزار ایموس انجام شد. نتایج نشان داد اثر مستقیم باورهای معرفت شناختی «ثبات دانش» و «ساده بودن دانش» بر ریسک پذیری فکری مثبت و معنادار بود. اثر مستقیم باور معرفت شناختی «یادگیری سریع» بر ریسک پذیری فکری منفی و معنادار گزارش شد. همچنین، خودکارآمدی خلاق و هویت شخصی خلاق دارای اثر مستقیم مثبت و معنادار بر ریسک پذیری فکری بودند. اثر غیرمستقیم «ثبات دانش» و «ساده بودن دانش» بر ریسک پذیری فکری ازطریق خودکارآمدی خلاق و هویت شخصی خلاق نیز مثبت و معنادار بود. همچنین، اثر غیرمستقیم «یادگیری سریع» بر ریسک پذیری فکری ازطریق خودکارآمدی خلاق منفی و معنادار بود. اثر غیرمستقیم «یادگیری سریع» و «توانایی ذاتی» بر ریسک پذیری فکری ازطریق هویت شخصی خلاق نیز منفی و معنادار گزارش شد. مطابق با یافته های پژوهش، باورهای معرفت شناختی و خودباوری های خلاق دانش آموزان می توانند نقش مهم و مؤثری در میزان ریسک پذیری فکری آن ها ایفا کنند. بنابراین، توجه به تقویت این باورها می تواند به ارتقای مهارت های تفکر انتقادی و خلاقیت در دانش آموزان کمک شایانی نماید.
۶۷۷.

مقایسه اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم دارای طرحواره محرومیت هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۸۵
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم دارای محرومیت هیجانی بود که در راستای دو تحقیق پیشین پژوهشگر بر روی بیماران آسمیک صورت گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع طرح گسترش یافته پیش آزمون – پس آزمون چندگروهی بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد مبتلا به آسم دارای طرحواره محرومیت هیجانی است. نمونه شامل 45 نفر از افراد مبتلا به بیماری آسم دارای محرومیت هیجانی است که به صورت هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی ساده در 3 گروه روان درمانی پویشی کوتاه مدت، گروه درمان مبتنی بر ذهنی سازی و گروه کنترل گمارده شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه طرحواره محرومیت هیجانی (یانگ، 1991) و احساس تنهایی (راسل و همکاران،1980) استفاده شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس تک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم تأثیر معناداری داشت (0/77=F=70/315, η 2 ). همچنین تأثیر درمان مبتنی بر ذهنی سازی نسبت به روان درمانی پویشی کوتاه مدت در کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم بیشتر بود (0/05>p). می توان از روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی در کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم دارای طرحواره محرومیت هیجانی بهره برد.
۶۷۸.

مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی و مهارت های حل مسئله بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی و مهارت های حل مسئله بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان دختر بود. پژوهش از نوع کاربردی به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و با دوره پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه آماری، تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر همدان در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای ۶۰ نفر از دانش آموزان انتخاب و در سه گروه، گمارش تصادفی شدند. گروه اول آموزش راهبردهای خودتنظیمی و گروه دوم مهارت های حل مسئله را آموزش دیدند. گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. برای گردآوری داده ها از آزمون خلاقیت تصویری تورنس (برگه الف) استفاده شد. تحلیل داده ها با آزمون آماری اندازه گیری مکرر و آنوای دوعاملی آمیخته با نرم افزار SPSS24 صورت گرفت. یافته ها نشان داد که پیش آزمون خلاقیت با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0> P) و بین دو مداخله تفاوت معناداری وجود نداشت. اما اندازه اثر آنها متفاوت بود و خلاقیت هریک از گروه های آزمایش در پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل تفاوت معنادار وجود داشت (05/0> P). آموزش مهارت های حل مسئله در مرحله پیگیری افزایش داشته و پایدارتر از آموزش راهبردهای خودتنظیمی است. با آموزش راهبردهای خودتنظیمی و مهارت های حل مسئله، خلاقیت دانش آموزان را ارتقا بخشید.
۶۷۹.

Comparison of the Effectiveness of Cognitive-Behavioral Interventions in Two Approaches: Coaching and Self-Learning on Marital Satisfaction and Intimacy of Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۲۳۹
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of cognitive-behavioral interventions using coaching and self-learning methods on marital satisfaction and couple intimacy. Methods and Materials: This semi-experimental study followed a pre-test–post-test design with a control group and two experimental groups (coaching and self-learning). The statistical population consisted of couples who visited family counseling centers in District 8 of Tehran in 2022 and reported low levels of marital satisfaction and intimacy. A purposive sampling method was used to select 45 participants, who were equally divided into three groups of 15. The coaching group received eight 90-minute cognitive-behavioral sessions, while the self-learning group was given a structured 73-page manual to follow independently over two months. The control group received no intervention. Data were collected using the ENRICH Marital Satisfaction Questionnaire and the Thompson and Walker Marital Intimacy Scale. Analysis of covariance (ANCOVA) and multivariate analysis of covariance (MANCOVA) were used to analyze the results. Findings: ANCOVA results indicated that cognitive-behavioral interventions using the coaching method significantly improved marital satisfaction (η² = 0.30, p < .01) and couple intimacy (η² = 0.372, p < .01), compared to the control group. Similarly, the self-learning method showed significant improvement in marital satisfaction (η² = 0.19, p < .01) and intimacy (η² = 0.23, p < .01), although the effect sizes were smaller. Conclusion: Cognitive-behavioral interventions, particularly through coaching, are effective in enhancing marital satisfaction and intimacy. The presence of a coach facilitates deeper understanding, accountability, and behavioral change, making it a more impactful approach compared to self-directed learning.
۶۸۰.

اثر بخشی پروتکل درمان مبتنی برتحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای(tDCS) بر کاهش شدت درد ، اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۵
مقدمه: با وجود پیشرفت در مدیریت بیماری های روماتیسمی، بسیاری از بیماران علاوه بر درد، اضطراب و افسردگی همراه با آرتریت روماتوئید را تجربه می کنند. هدف: در این پژوهش فرض بر این بود که تحریک قشری توسط (tDCS) شدت درد در بیماران آرتریت روماتویید را کاهش داده و به دنبال آن اضطراب و افسردگی بهبود می یابد. روش: پژوهش حاضر طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون _ پس آزمون و گروه کنترل بود که 6 ماهه اول 1403 در بخش روماتولوژی بیمارستان خانواده و شریعتی تهران انجام شد. 30 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. از tDCS آنودال جهت تحریک M1 یا( C3-C4) و کاتودال قشر سوپرااوربیتال SO یا (FP1-FP2) استفاده شد. شرکت کنندگان پیش_ پس از مداخله توسط شاخص درد مزمن مک گیل، مقیاس افسردگی بک و مقیاس اضطراب بک مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد tDCS بر شدت درد ، اضطراب و افسردگی موثر بوده است (۰۰۱/۰>p، ۸۳.۳=F) .مقدار این تاثیر (eta2) در متغیرهای شدت درد، اضطراب و افسردگی به ترتیب ۳۴/۰، ۶۶/۰ و ۷۱/۰ می باشد. نتیجه گیری: بر طبق یافته ها، پروتکل درمانی طراحی شده برای درمان آرتریت روماتوئید، به طورمعناداری شدت درد را در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید کاهش داد همچنین اضطراب و افسردگی آنها را بهبود بخشید. این درمان به عنوان درمان مکمل می تواند با سایر استراتژی های توانبخشی ترکیب شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان