ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۷۲۱.

Predicting Perfectionism in Adolescent Girls Based on Mindfulness and Cognitive Emotion Regulation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۴
This study aimed to understand the predictive role of mindfulness and cognitive emotion regulation in perfectionism among adolescent girls. The present study employed a descriptive-correlational research design. The statistical population comprised all female adolescents in Zahedan in 2024. As the study sample, 159 individuals were selected by a two-stage cluster design. The research tools were the Perfectionism Inventory (PI), the Five Facet Mindfulness Questionnaire (FFMQ), and the Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ). Data were analyzed using SPSS version 27. The results showed that there was a significant correlation between aware actions (r = 0.227, p = 0.004), non-judgmental inner experience (r = 0.174, p = 0.029), and maladaptive cognitive emotion regulation strategies (r = 0.335, p < 0.001) with perfectionism. Moreover, maladaptive strategies predicted 11.2% of the variance of perfectionism. Overall, the findings indicated that none of the mindfulness facets significantly predicted perfectionism. In contrast, the use of maladaptive cognitive emotion regulation strategies was significantly associated with perfectionism and served as an effective predictor of it. Therefore, based on the findings, in designing educational and therapeutic programs for adolescents with perfectionistic tendencies, it is important to consider the theoretical foundation of the approaches, whether they are based on mindfulness or on cognitive emotion regulation.
۷۲۲.

Identifying the Components of Teachers' Motivation in the Teaching-Learning Process Based on Wright's Model: A Systematic Review(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۱
The present article aimed to examine the components of teachers' motivation in the teaching-learning process. The approach of this study is qualitative, and its method is a systematic review based on the model of Wright. The scope of the research comprises 350 articles about the components of teachers' motivation in the teaching-learning process, published between 2020 and 2025 in reputable scientific journals. The research sample includes 31 articles that were purposefully collected and selected based on thematic data screening. Inclusion criteria for this study were the publication of articles related to the motivational components of teachers, having sufficient information relevant to the research objectives, and availability as a complete online or printed article. Exclusion criteria included lack of necessary scientific quality, being outside the research time frame, and insufficient information. The research data were obtained from qualitative analysis of the documents studied. Based on data analysis, the components of teachers' motivation in the teaching-learning process were classified into four dimensions and 14 factors including individual-personal components (comprising personal values, background, and personal factors), social components (including social mission and social approval), micro-organizational components (including physical environment, management, professional-interactive environment, psychological environment, and individual integration with the organization), and macro-organizational components (including livelihood policies, organizational policies, and educational policies). Therefore, teachers' motivation can be examined in various dimensions, and four important components along with the key elements of each were introduced in this research accordingly.
۷۲۳.

اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اهمال کاری، خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۰
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اهمال کاری، خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون– پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم ناحیه 5 تبریز در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. از طریق روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه ۱۵ نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی سولومن و راث بلوم (1984)، مقیاس خودتنظیمی تحصیلی بوفارد و همکاران (1995) و عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای، یک روز در هفته، برنامه آموزش پذیرش و تعهد را دریافت کردند. داده های حاصل از پژوهش از طریق تجزیه و تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد بررسی قرارگرفت. سطح معنی داری در کلیه آزمون ها 0/05 در نظر گرفته شد. نتایج حاصل نشان داد که برنامه آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اهمال کاری تحصیلی (0/001>p)، خودتنظیمی تحصیلی (0/001>p) و عملکرد تحصیلی (0/001>p) دانش آموزان موثر است. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش، آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد  تا حد زیادی می تواند موجب کاهش اهمال کاری تحصیلی و بهبود خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی در دانش آموزان شود.
۷۲۴.

آزمون مدل افکار خودکشی دانشجویان براساس آزاردیدگی هیجانی اولیه و ویژگی های تاریک شخصیت: نقش میانجی نشخوارگری خشم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۷
  مقدمه: در عصر حاضر خودکشی به عنوان یکی از جدی ترین معضلات اجتماعی شناخته می شود که هر ساله بخش اعظمی از اقدام کنندگان به آن را به کام مرگ می کشاند؛ به همین دلیل شناخت عوامل مؤثر بر آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. بنابراین هدف پژوهش حاضر آزمون مدل افکار خودکشی دانشجویان براساس آزاردیدگی هیجانی اولیه و ویژگی های تاریک شخصیت: نقش میانجی نشخوارگری خشم بود. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش انجام نیز توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری مورد پژوهش تمام دانشجویان دختر و پسر دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از بین آن ها تعداد 305 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات مقیاس های افکار خودکشی (بک و همکاران، 1979)؛ نشخوار خشم (ساخادولسکی و همکاران، 2001) و پرسشنامه های آزاردیدگی هیجانی اولیه (برنستاین و همکاران، 2003) و ویژگی های تاریک شخصیت (جوناسون و وبستر، 2010) بود. برای توصیف یافته ها از میانگین و انحراف استاندارد و برای استنباط اطلاعات نیز از آزمون های همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری به کمک نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مدل پژوهشی از برازش مطلوبی برخوردار بود. هم چنین دیگر نتایج پژوهش نشان داد، آزاردیدگی هیجانی اولیه به صورت مستقیم (01/0> P ) و غیرمستقیم (05/0> P ) و از طریق میانجی گری نشخوار خشم و ویژگی های تاریک شخصیت تنها به صورت مستقیم (01/0> P ) بر افکار خودکشی اثرگذار هستند. نتیجه گیری: از این نتایج می توان برای طراحی مداخلات آموزشی و درمانی با هدف پیشگیری از بروز افکار و اقدام به خودکشی استفاده نمود.
۷۲۵.

تحلیل درون مایه و برون مایه تجربه عشق در دوران نوجوانی: مروری نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۷
زمینه: عشق پدیده ای است که برخی نوجوانان آن را تجربه می کنند؛ این سازه پیچیده از اهمیت انکارناپذیری در زندگی انسان برخوردار است و طی دهه های اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران به خود جلب کرده است. هدف: هدف پژوهش حاضر، مرور نظام مند تحلیل درون مایه و برون مایه تجربه عشق در دوران نوجوانی بود. روش: این پژوهش با استفاده از روش مرور نظام مند انجام شد، مقالات چاپ شده در زمینه عشق در دوران نوجوانی، در مجلات داخلی و خارجی که در بازه زمانی سال 2000 به بعد در پایگاه های Science Direct, Ensani ,Magiran, SID و موتور جستجو Scholar Google جست وجو گردید، کلید واژه هایی نظیر عشق دوران نوجوانی، روابط رمانتیک در دوران نوجوانی ، Adolescent love، Adolescent romantic relationships مورد استفاده قرار گرفت و نهایتاً 14 مقاله مرتبط و غیرتکراری شناسایی و وارد پژوهش شدند. فرآیند انتخاب و ارزیابی مقالات مطابق بیانیه PRISMA انجام شد. و تحلیل اسناد منتخب براساس راهبرد تحلیل محتوای اولزاید صورت گرفت. یافته ها: مرور نظام مند نشان داد که پدیده عشق در نوجوانی در دو دسته کلی قابل تبیین است: درون مایه شامل تأثیرات درون فردی، تجربه تغییرات پی درپی، ترجیحات نوجوانان در روابط عاشقانه و تفاوت ها در نگرش به عشق؛ برون مایه شامل تأثیر افسانه های عشق، احتمال تجربه عشق موفق، تأثیر خانواده، مسیرهای رشد روابط والد- فرزندی، تأثیر ارتباط با محیط و اثرگذاری بر روابط آینده دسته بندی شدند. نتایج حاکی از آن است که درون مایه مانند تغییرات هورمونی، میزان تکانشگری، تغییرات پی در پی نوجوانان، می تواند زمینه ساز بروز روابط عاشقانه در نوجوانان باشد، اما احساس کنترل شخصی بر رفتارها، عاملی قوی در خودمدیریتی نوجوانان است. میزان عشق دو سویه در نوجوانان پسر بیشتر از دختران است. نوجوانان درگیر در عشق پراگما که به مرور به تکامل می رسد، نسبت به بقیه انواع عشق، شادکامی بیشتری را تجربه می کنند. داستان های عاشقانه، محیط اجتماعی از جمله خانواده، شکل روابط والدگری بر پدیده عشق در دوران نوجوانی موثرند. مرور سیستماتیک نشان داد، در روابط عاشقانه نوجوانان، ارتباطات جنسی در اولویت قرار ندارد. نتیجه گیری: فرهنگ سازی درباره توجه به پدیده عشق در دوره نوجوانی و آگاه سازی والدین، مربیان و نوجوانان، از طریق سیاست گذاری های کلان در کتاب های درسی نوجوانان و آموزش نحوه مواجهه با این پدیده، از پیشنهادهای پایانی پژوهش حاضر است.
۷۲۶.

اثربخشی گروه درمانی متمرکز بر هیجان بر تحمل پریشانی و شایستگی اجتماعی دانش آموزان پسر دارای مشکلات رفتاری برونی سازی شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۱
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی گروه درمانی متمرکز بر هیجان بر تحمل پریشانی و شایستگی اجتماعی دانش آموزان پسر دارای مشکلات رفتاری برونی سازی شده انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3 در شهر خرم آباد بود که از بین آنها تعداد نمونه 30 نفر که در فرم گزارش معلم از پرسشنامه رفتاری کودکان و نوجوانان (TRF، آخنباخ و رسکورلا، 2001) نمره بالایی را کسب کردند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه 15 نفری (گروه آزمایش و کنترل) جای گذاری شدند. ابتدا هر دوگروه به وسیله ابزار پرسشنامه های تحمل پریشانی (DTS، سیمونز و گاهر، 2005) و شایستگی اجتماعی ادراک شده (PSCS، آندرسون-بوچر، 2008) مورد سنجش قرار گرفتند و سپس گروه آزمایش در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت درمان متمرکز بر هیجان قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند متغیری داده ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تحمل پریشانی و شایستگی اجتماعی در دو گروه تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت. لذا می توان نتیجه گرفت که گروه درمانی متمرکز بر هیجان بر تحمل پریشانی و شایستگی اجتماعی دانش آموزان پسر دارای مشکلات رفتاری برونی سازی شده موثر بوده است.
۷۲۷.

بررسی تناسب برنامه درسی دوره کارشناسی علوم تربیتی با مؤلفه های صلاحیت حرفه ای (مورد مطالعه: معلمان ابتدایی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۰
پیشینه و اهداف: برنامه های درسی، نقش مؤثری در شکل دهی صلاحیت های حرفه ای معلمان دارند. هدف پژوهش حاضر، تعیین میزان تناسب برنامه درسی دوره کارشناسی علوم تربیتی با صلاحیت های حرفه ای معلمان ابتدایی شهر اصفهان بود. روش ها: این پژوهش از نوع کاربردی با رویکرد کمّی بود که با استفاده از روش توصیفی-پیمایشی انجام گرفت . جامعه آماری شامل 257 معلم دارای مدرک کارشناسی علوم تربیتی در مقطع ابتدایی شهر اصفهان بود که از این جامعه، ۱۵۲ نفر به عنوان نمونه پژوهش با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته بر اساس نظریه هانتلی در سه بعد دانش، عمل و تعهد حرفه ای جمع آوری شد. برای بررسی روایی محتوایی، از نظر متخصصان علوم تربیتی و برای تعیین پایایی، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزا های  SPSS22 وAMOSS22  انجام گرفت. یافته ها: ابتدا ساختار عاملی مدل ارزیابی دانش، عمل و تعهد حرفه ای معلمان با روش تحلیل عاملی تأییدی در چارچوب مدل یابی معادلات ساختاری، مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج شاخص های برازش مدل نشان داد که مدل مورد نظر، دارای برازش مناسبی است. همچنین به منظور پاسخ به سؤالات پژوهش درباره میزان تناسب برنامه درسی با دانش، عمل و تعهد حرفه ای معلمان، از آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین تناسب برنامه درسی با صلاحیت های حرفه ای معلمان مورد مطالعه در ابعاد دانش حرفه ای، عمل حرفه ای و تعهد حرفه ای، بالاتر از حد متوسط است. میانگین تناسب برنامه درسی در بعد دانش حرفه ای برابر با 021/4؛ در بعد عمل حرفه ای برابر با 996/3 و در بعد تعهد حرفه ای برابر با 226/4 بود. نتیجه گیری: برنامه درسی دوره کارشناسی علوم تربیتی با مؤلفه های صلاحیت حرفه ای معلمان ابتدایی، تناسب دارد و در برنامه درسی مورد نظر به ابعاد دانش، عمل و تعهد حرفه ای معلمان ابتدایی، توجه شده است؛ بنابراین جهت تربیت معلمان شایسته، توجه به برنامه های درسی آن ها، ضرورتی اساسی است.
۷۲۸.

تدوین الگوی صلاحیت های دانشجومعلمان آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان در عصر فناوری دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۶
پیشینه و هدف: معلمان برای ایفای نقش مؤثر در جامعه، نیاز به کسب شایستگی های ضروری در عصر فناوری های دیجیتال دارند تا بتوانند از طریق کسب این شایستگی ها، مسائل را حل نموده و بر چالش های موجود، غلبه نمایند. هدف پژوهش حاضر، تدوین الگوی صلاحیت های دانشجومعلمان آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان در عصر فناوری دیجیتال بود. روش ها: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته بود. در بخش کیفی، با استفاده از روش کیفی پایه و طرح نوخاسته گلیزر متوالی (زنجیری) اکتشافی، مؤلفه های صلاحیت های دانشجومعلمان آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان در عصر فناوری دیجیتال، شناسایی شد. در بخش کمّی، با استفاده از به کارگیری تکنیک معادلات ساختاری، به وسیله نرم افزار لیزرر، تأثیر عوامل بررسی شد. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی شامل 30 نفر از خبرگان و استادان حوزه تکنولوژی آموزشی تهران و در بخش کمّی شامل تمامی متخصصان حوزه تکنولوژی آموزشی و معلمان ابتدایی استان تهران، مناطق جنوبی 16 و ۱۹، بود. در بخش کیفی به روش گلوله برفی به تعداد 30 نفر از پرسنل آموزشی و در بخش کمّی به روش سیستماتیک به تعداد 204 نفر به عنوان نمونه پژوهشی، انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی، پرسش نامه محقق ساخته از مصاحبه ها به تعداد 119 گویه بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که معیارهای آموزشی، معیارهای دانشی، معیارهای روان شناختی، ارزشی و نگرشی، معیارهای مهارتی و معیارهای اجتماعی و فرهنگی، از مؤلفه های اصلی الگوی شایستگی های دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان در عصر دیجیتال هستند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که دستیابی به آموزش اثربخش، مستلزم بازنگری در گزینش، برنامه های درسی و تداوم ارتباط با فارغ التحصیلان دانشگاه فرهنگیان است تا زمینه برای پرورش معلمانی توانمند به عنوان رهبران آموزشی فراهم گردد.
۷۲۹.

مطالعه تطبیقی بررسی مهارت های اشتغال پذیری در دوره آموزش ابتدائی ایران و ژاپن

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۴
هدف این پژوهش، مقایسه مهارت های اشتغال پذیری در نظام آموزشی ایران و ژاپن از منظر سیاست های کلان و تحلیل محتوای کتب دوره ابتدایی به منظور ارائه راهکارهایی برای تحقق اشتغال پذیری مطلوب است. این مطالعه با روش تطبیقی و رویکرد کیفی (با تمرکز بر تحلیل اسناد و مضامین) انجام و برای تحلیل داده ها از رویکرد ناحیه ای بردی بهره گرفته شد. در بخش کیفی، واحد مشاهده سطح «کلان» (کشور) و جامعه آماری شامل کلیه اسناد سیاستی کلان و کتب درسی دوره ابتدایی دو کشور است. نمونه گیری به صورت هدفمند و بر اساس استراتژی «آشنایی غریبه ها» انجام شده که طی آن ژاپن به عنوان کشوری با پیشینه موفق (غریبه) و ایران به عنوان کشور بومی پژوهشگر (آشنا) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده، فهرست وارسی تحلیل محتوا مبتنی بر مؤلفه های مهارت اشتغال پذیری بود که روایی آن از طریق نظر صاحب نظران و پایایی آن با کدگذاری مجدد و محاسبه توافق بین کدگذاران تأمین شد. داده های کیفی با استفاده از تحلیل محتوی کیفی و کدگذاری مبتنی بر مضامین تحلیل شدند. در بخش توصیفی-کمی نیز از همان ابزار برای استخراج فراوانی مضامین استفاده شد و داده ها با آمار توصیفی (فراوانی و درصد) به صورت مقایسه ای ارائه گردید. یافته های حاصل از تحلیل مضامین نشان داد که هر دو نظام آموزشی بر پرورش مهارت هایی چون تعاون، سازگاری، همکاری و مسئولیت پذیری تأکید دارند و نظام آموزشی ژاپن توجه بیشتری به پرورش مهارت های اشتغال پذیری داشته و به رشد آگاهی دانش آموزان از نقش کشور در جامعه بین الملل برای ایجاد علاقه به ارتباط با جهان پرداخته است.
۷۳۰.

ارائه مدل توسعه سواد مالی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۸۸
زمینه و هدف: سواد مالی به عنوان یک مهارت زندگی مورد نیاز برای انتخاب های بهتر، شناسایی فرصت ها و برنامه ریزی برای آینده دانسته شده است. این پژوهش با هدف ارائه مدل توسعه سواد مالی در دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش: روش اجرای پژوهش کیفی (سنتزپژوهی) بود. حوزه پژوهش 29 مقاله پژوهشی ایرانی و خارجی در حوزه سواد مالی در طی سال های 1404-1397 (14 مقاله) و 2025-2017 (15 مقاله) با ملاک های ورود و خروج مشخص بود، روش نمونه گیری از نوع هدفمند و ابزار آن پرسشنامه (فرم) محقق ساخته بود که روایی با ضریب لاوشه و پایایی با کاپا بررسی شد. تحلیل داده ها بر اساس مدل Roberts و کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. یافته ها: ارائه مدل توسعه سواد مالی در دانش آموزان نیازمند 5 بعد 14 مولفه و 42 شاخص است. بعد «آگاهی و دانش مالی» دارای 4 مولفه درک مفاهیم پایه پول و اقتصاد؛ شناخت ابزارهای مالی؛ آگاهی از ارزش زمانی پول و تورم؛ کارآفرینی و شناسایی فرصت های کسب وکار و 15 شاخص، بعد «مهارت ها و توانایی های مالی» دارای 2 مولفه بودجه بندی و برنامه ریزی مالی شخصی؛ اجتناب از ریسک های مالی و 6 شاخص، بعد «نگرش ها و باورهای مالی» دارای 3 مولفه نگرش مثبت به پس انداز و سرمایه گذاری؛ مصرف مسئولانه؛ دیدگاه آینده نگرانه به مسائل مالی و 8 شاخص، بعد «رفتار و تصمیم گیری مالی» دارای 3 مولفه مدیریت و کنترل هزینه ها؛ تصمیم گیری مالی آگاهانه هنگام خرید؛ پیشگیری از بدهی غیرضروری و 7 شاخص، بعد «آگاهی حقوقی و اخلاق مالی» دارای 2 مولفه مسئولیت پذیری مالی؛ شفافیت و صداقت در امور مالی و 6 شاخص بود. نتیجه گیری: توسعه سواد مالی در دانش آموزان مستلزم نگاهی جامع به پنج بعد دانشی، مهارتی، نگرشی، رفتاری و اخلاقی است. مدل ارائه شده می تواند چارچوبی منسجم برای برنامه ریزی آموزشی و مداخله های موثر در مدارس فراهم کند. این مدل زمینه ساز ارتقای توانمندی های مالی نسل آینده و بهبود کیفیت تصمیم گیری های آنان در زندگی خواهد بود.
۷۳۱.

شناسایی سیاست های لازم برای تدوین برنامه های درسی اشتغال پذیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۹
این پژوهش با هدف شناسایی سیاست های لازم برای تدوین برنامه های درسی اشتغال پذیر انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی کیفی انجام شده است. روش نمونه گیری، هدفمند و مشارکت کنندگان پژوهش 15 نفر از استادان دانشگاه هرمزگان بودند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. سپس در قالب 3 مضمون فراگیر، 6 مضمون سازمان دهنده و 185مضمون پایه، تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد سیاست های لازم برای تدوین برنامه های درسی اشتغال پذیر در قالب سه مؤلفه تمرکززدایی از نظام آموزش حرفه ای، ترویج فرهنگ آمادگی برای کار، بازنگری برنامه ریزان در برنامه های آموزشی و سرفصل ها، شناسایی شدند که مکمل یکدیگر هستند.لذا با توجه به نتایج پژوهش مذکور، بررسی، فرصت ها، امکانات و منابع موجود و اهتمام مسئولان، تصمیم گیرندگان و سیاستگذاران آموزشی برای تدوین برنامه های درسی اشتغال پذیردر نظام آموزش و پرورش لازم و ضروری است.
۷۳۲.

شناسایی و رتبه بندی پیشران های حسابرسی جهت مبارزه با مفاسد اقتصادی در سازمان های علوم سلامت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۳
مقدمه و هدف: در دنیای امروز، مبارزه با مفاسد اقتصادی در هر سازمانی، به ویژه در بخش حساس و حیاتی علوم سلامت، از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش با هدف شناسایی و رتبه بندی پیشران های کلیدی حسابرسی، به دنبال ارائه راهکارهایی عملی برای تقویت مبارزه با مفاسد اقتصادی در سازمان های علوم سلامت است. روش کار: در این پژوهش از روش آمیخته (کیفی و کمی) استفاده گردیده و در بازه زمانی سال ۱۴۰۳ انجام شده است. در بخش کیفی، از روش مصاحبه با ۲۵ نفر از خبرگان استفاده شد و اشباع نظری به روش نظریه داده بنیاد حاصل گردید. در بخش کمی، آزمون فریدمن برای رتبه بندی پیشران ها به کار گرفته شد. یافته ها: طبق نتایج پژوهش دوازده پیشران اصلی و چهل پیشران فرعی شناسایی گردید. همچنین، پیشران اصلی استفاده از هوش مصنوعی در حسابرسی در رتبه اول، پیشران اصلی استفاده از تحلیل داده در حسابرسی در رتبه دوم، پیشران اصلی استفاده از تحلیل داده در حسابرسی در رتبه سوم، پیشران اصلی استقلال در رتبه چهارم، پیشران اصلی تحلیل ریسک در رتبه پنجم، پیشران اصلی در رتبه ششم، پیشران اصلی در رتبه هفتم، پیشران اصلی در رتبه هشتم، پیشران اصلی در رتبه نهم، پیشران اصلی در رتبه دهم، پیشران اصلی در رتبه یازدهم و پیشران اصلی در رتبه دوازدهم قرار گرفت. نتیجه گیری: پیشران های فناوری های نوین در حسابرسی، ابزارهای قدرتمند و کارآمدی برای کشف تقلب و فساد اقتصادی هستند. استفاده از بلاکچین، هوش مصنوعی، تحلیل داده، تحلیل شبکه ای، تحلیل ریسک و تحلیل عوامل محیطی، می تواند به حسابرسی کمک کند تا با کاهش امکان تغییر غیرمجاز اطلاعات، تقلب در صورت های مالی را شناسایی نماید.
۷۳۳.

ارزشیابی به مثابه کنش موقعیتی معلم: بازخوانی مهارت های سنجش در کلاس های چند پایه روستایی بر پایه تجربه های زیسته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۸
پیشینه و هدف: کلاس های چندپایه روستایی از ساختارهای رایج آموزش ابتدایی هستند که معلمان در آن ها به طور هم زمان مسئول آموزش دانش آموزانی از پایه های تحصیلی متفاوت اند. هم زمانی چند پایه، ناهمگونی شدید دانش آموزان، محدودیت زمان و کمبود منابع آموزشی، شرایطی را ایجاد می کند که فرایند سنجش و ارزشیابی یادگیری ماهیتی پیچیده و متفاوت از کلاس های تک پایه پیدا می کند. با وجود اهمیت ارزشیابی در هدایت فرایند یاددهی–یادگیری، پژوهش های موجود عمدتاً به ارزشیابی به صورت کلی پرداخته و مهارت های ارزشیابی معلمان را در بستر واقعی کلاس های چندپایه روستایی کمتر بررسی کرده اند. هدف پژوهش حاضر تبیین مهارت های سنجش و ارزشیابی معلمان کلاس های چندپایه روستایی بر پایه تجربه های زیسته آنان است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و تجربه محور انجام شد. مشارکت کنندگان شامل ۹ معلم کلاس های چندپایه روستایی بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از تحلیل مضمون و طی مراحل کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها به استخراج چهار مضمون اصلی انجامید: مدیریت پیچیده ارزشیابی هم زمان چند پایه، طراحی و اجرای ارزشیابی های چندسطحی، اتکا به تشخیص حرفه ای معلم در قضاوت های ارزشیابانه و به کارگیری راهبردهای جبرانی برای مواجهه با محدودیت های زمانی و اجرایی. این مهارت ها در کلاس های چندپایه با شدت و پیچیدگی بیشتری نسبت به کلاس های تک پایه بروز می یابند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد ارزشیابی در کلاس های چندپایه روستایی فرایندی پویا، بافت محور و مبتنی بر تجربه عملی معلمان است. توجه به این یافته ها می تواند مبنایی برای بهبود برنامه های توانمندسازی معلمان، بازنگری در دستورالعمل های ارزشیابی و ارتقای کیفیت یادگیری در مدارس روستایی فراهم آورد.
۷۳۴.

اثربخشی آموزش ریاضی به شیوه فاوا بر اضطراب ریاضی و درگیری تحصیلی دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۶
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ریاضی به شیوه فاوا بر اضطراب ریاضی و درگیری تحصیلی دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی بود. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی شهر فسا که تعداد آنها 563 نفر بود. نمونه آماری پژوهش با روش تصادفی خوشه ای انتخاب شد. نمونه آماری پژوهش یک مدرسه دوره ابتدایی است و از این مدرسه دو کلاس پایه ششم به صورت تصادفی به عنوان گروه نمونه انتخاب شد که حجم نمونه 60 نفر (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) بود. در گروه آزمایش با استفاده از فیلم و نرم افزارهای آموزشی به بررسی مفاهیم 2 فصل از ریاضی پایه ششم شامل مفاهیم کسر و درصد پرداخته شد و گروه دیگر در همین زمان طبق روال معمول، آموزش دید. قبل از آموزش، پیش آزمون بر روی دو گروه اجرا شد و پس از پایان آموزش ، مجددا پس آزمون بر روی دو گروه اجرا شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب ریاضی چیو و هنری (1990) و پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو (2013) بود. روایی این ابزارها با نظر چند نفر از کارشناسان حوزه تعلیم و تربیت مورد تأیید قرار گرفت و پایایی این ابزارها با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای پرسشنامه اضطراب ریاضی075/. و پرسشنامه درگیری80/. محاسبه گردید. نتایج پژوهش به طور کلی نشان داد که آموزش ریاضی به شیوه فاوا بر کاهش اضطراب ریاضی و افزایش درگیری تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی تأثیر مثبت داشت.
۷۳۵.

بررسی تجارب زیسته درون فردی و بین فردی فرزندان جانبازان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۱
چکیده: هدف این پژوهش، بررسی تجارب زیسته درون فردی و بین فردی فرزندان جانبازان بود. پژوهش به روش ترکیبی انجام شد؛ در بخش کمّی، ویژگی های نمونه با آمار توصیفی بررسی گردید و در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با رویکرد تحلیل مضمون تحلیل شد. یافته ها نشان داد که در بُعد هیجانی–عاطفی، فشار روانی، احساس غرور، هیجانات منفی، محرومیت هیجانی، حس ترحم و امید به آینده تجربه شده است. در بُعد خانوادگی، تربیت مبتنی بر ارزش ها، افزایش مسئولیت ها، تعارضات ارتباطی و محدودیت تعاملات خانوادگی مشاهده گردید. در بُعد اجتماعی، برچسب زنی، بی عدالتی، مسئولیت پذیری اجتماعی و احساس عدم قدرشناسی گزارش شد. در بُعد تحصیلی–شغلی، تجربه برچسب «دانشجوی سهمیه ای»، نبود برنامه ریزی برای شکوفایی استعدادها و گرایش به رشته های خاص مطرح گردید. در بُعد اقتصادی، مشکلات مالی، هزینه های بالای درمان و باور به درآمد حلال شناسایی شد. در بُعد معنوی–ارزشی، پایبندی به اصول دینی و در برخی موارد کاهش باورمندی دینی گزارش شد. این نتایج بیانگر پیچیدگی و چندوجهی بودن تجارب فرزندان جانبازان و ضرورت توجه نهادهای حمایتی به ابعاد روانی، اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی آنان است.
۷۳۶.

مؤلفه های تاب آوری فعال مبتنی بر خطبه های عاشورایی حضرت زینب: تحلیل محتوای کیفی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۴
این پژوهش با هدف استخراج مؤلفه های تاب آوری از خطبه های حضرت زینب پس از واقعه عاشورا، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و به شیوه استقرایی انجام گرفته است. خطبه های حضرت زینب در کوفه، دربار ابن زیاد و دربار یزید بررسی شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که گفتمان حضرت زینب حاوی مؤلفه هایی چون تکیه گاه معنوی، هویت معنوی، تصحیح خطاهای شناختی، سوگ آگاهانه و معنا بخش، و مواجهه فعال با واقعیت است. یافته ها نشان می دهد که گفتمان حضرت زینب، به عنوان الگویی منحصربه فرد از تاب آوری در بستر فرهنگ اسلامی - شیعی، می تواند منبعی الهام بخش برای مواجهه مؤثر با بحران های اجتماعی در جهان معاصر باشد. این الگو با ترکیب عناصر معرفتی، اخلاقی و معنوی، نه تنها به بازسازی درونی فرد، بلکه به احیای هویت جمعی نیز کمک می کند و ظرفیت بالایی برای بازتولید اجتماعی ارزش های توحیدمدارانه همچون مقاومت، کرامت و امید دارد و می تواند راهبردهای نوینی برای مقاومت و تاب آوری در شرایط دشوار ارائه دهد.
۷۳۷.

تدوین، تعیین اعتبار و روایی بسته مداخله روانشناسی مثبت مبتنی بر تجربیات زیسته دانش آموزان دارای عملکرد تحصیلی ضعیف و تأثیر آموزش بسته بر حوزه های درون فردی و بین فردی دانش آموزان: یک مطالعه تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۹۲
این پژوهش با هدف تدوین، اعتباربخشی، تعیین روایی بسته و اثربخشی بسته مداخله روان شناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ بر حوزه درون فردی و بین فردی دانش آموزان متوسطه اول با عملکرد تحصیلی پایین انجام شد. روش این پژوهش از نوع آمیخته بود. برای طراحی بسته مداخلات روان شناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ، تجربیات زیسته دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین در محیط مدرسه (تعامل با معلمان، کادر مدرسه، دوستان و سایر دانش آموزان)، زندگی شخصی (ارتباط با خانواده) و جامعه بررسی شد و برای کسب اطمینان از روایی مطلوب بسته مداخلات، از روش روایی محتوایی با استفاده از مدل لاوشه با پانل خبرگان 11نفری و از دو ضریب کمّی نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی استفاده شد. پس از اعتباریابی بسته، طی طرح A-B با آزمودنی های مختلف، سه دانش آموز متوسطه اول از پایه های هفتم، هشتم و نهم با عملکرد تحصیلی پایین به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. کارایی بسته آموزشی در سه مرحله (خط پایه، 12 جلسه درمان و پیگیری) با استفاده از پرسشنامه بررسی شد. داده ها به روش ترسیم دیداری تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل دیداری داده ها نشان داد برنامه «مداخلات روان شناسی مثبت مبتنی بر تجربیات زیسته» از اعتبار کافی برخوردار است. روایی صوری بسته مداخله توسط متخصصان تأیید شد. همچنین، نتایج نشان داد برنامه طراحی شده بر حوزه درون فردی و بین فردی تحصیلی دانش آموزان مؤثر است و این اثربخشی در مرحله پیگیری تداوم داشته است. با توجه به اعتبار برنامه بالا و اثربخشی آن بر متغیرهای مختلف در گروه دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین، پیشنهاد می شود مشاوران مدارس و مسئولان ذی ربط در صورت نیاز از این مداخله استفاده کنند.  
۷۳۸.

مقایسه اثربخشی تحریک جریان متناوب فراجمجمه ای و تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای بر کاهش ولع مصرف و کارکردهای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۱
هدف : بر اساس مدل عصب شناختی اعتیاد، ایجاد و تداوم اعتیاد به مواد با نقص های شناختی و کاهش فعالیت در نواحی پیش پیشانی، به ویژه DLPFC، ارتباط دارد. این مطالعه به دنبال بررسی کارآمدی تحریک DLPFC در اعتیاد به مت آمفتامین و مقایسه اثربخشی تکنیک های تحریک غیرتهاجمی tDCS و tACS  بر کاهش ولع مصرف، تجارب هیجانی منفی و بهبود کارکردهای شناختی است.   روش: اثربخشی 10 جلسه تحریک با جریان متناوب tACS  و تحریک با جریان مستقیم tDCS بر DLPFC و تأثیر آن بر بهبود کارکردهای شناختی و کاهش ولع مصرف در بیماران مصرف کننده مت آمفتامین بررسی شد. 45 جوان مصرف کننده که به یک کمپ درمانی مراجعه کرده بودند، به طور تصادفی در سه گروه tACS، tDCS  و گروه شم قرار گرفتند و در طی 5 هفته، 10 جلسه تحریک دریافت کردند.   یافته ها: گروه هایی که tDCS و tACS دریافت کردند، در مقایسه با گروه شم و خط پایه، در کارکردهای شناختی بلافاصله پس از مداخله و یک ماه بعد، به طور معناداری بهبود یافتند.   نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که تحریک مکرر DLPFC می تواند به بهبود کارکردهای شناختی و کاهش ولع مصرف در مبتلایان به مت آمفتامین کمک کند. برای تأیید این یافته ها، مطالعات با پیگیری طولانی تر نیاز است.
۷۳۹.

اثربخشی برنامه آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر دیدگاه آدلری بر راهبردهای حفظ رابطه و مدارا در زوجین نامزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی برنامه آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر دیدگاه آدلری بر راهبرد های حفظ رابطه و مدارا در زوجین نامزد شهر یاسوج بود. روش: پژوهش حاضر در یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش کلیه زوجین نامزد مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهید اشرفی شهر یاسوج در سال ۱۴۰۳ (۹۴ نفر؛ ۴۷ زوج) بودند که ۶۰ نفر از آن ها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش وکنترل (هرگروه ۳۰ نفر) قرار گرفتند. شرکت کننده ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به مقیاس های راهبرد های حفظ رابطه (کاناری و استافورد، ۹۹۲) و مدارا (خجسته مهر و همکاران، ۲۰۲۰) پاسخ دادند. گروه آزمایش در هشت جلسه نود دقیقه ای در برنامه آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر دیدگاه آدلری شرکت کردند. داده ها به روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر (آمیخته) در نرم افزار SPSS-۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد برنامه آموزش پیش ازدواج مبتنی بر روش آدلری، باعث بهبود راهبرد های حفظ رابطه (۶۶/۴۱ = F، ۰۰۱/۰ p) و مدارا (۲۷/۲۹ = F، ۰۰۱/۰P <) در شرکت کنندگان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری شده است. نتیجه گیری: برنامه آموزش پیش از ازدواج به روش آدلری، با ارتقای راهبرد های حفظ رابطه و تقویت مدارا، نقش مهمی در کاهش بی ثبانی های روابط دارد. بنابراین، پیشنهاد می شود این بسته آموزشی در مراکز مشاوره ازدواج برای زوجین نامزد مورد استفاده قرار گیرد.
۷۴۰.

رابطه بین ذهن آگاهی و احساس گرفتاری با پریشانی روانشناختی پدران دارای کودک مبتلا به اختلال اُتیسم: نقش میانجی ناگویی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین ذهن آگاهی و احساس گرفتاری با پریشانی روانشناختی پدران دارای ذهن آگاهی کودک مبتلا به اختلال طیف اُتیسم انجام شد. روش: طرح این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی پدران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اُتیسم مراجعه کننده به بیمارستان بقیه الله (عج) و مراکز تحت نظر بهزیستی شهر تهران، در سال 1403 را شامل می شد که تعداد 200 نفر از آن ها به روش نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش شامل ناگویی هیجانی )بگبی و همکاران، 1994)، هشیاری توجه ذهن آگاهانه ( براون و زیان،2003)، احساس گرفتاری (گیلبرت و آلن، 1998) و پریشانی روانشناختی (کسلر و همکاران ،2002) پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار SPSS23 و Smart PLS3 استفاده گردید. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که ناگویی هیجانی اثر مستقیم بر پریشانی روانشناختی پدران دارای کودک مبتلا به اختلال اُتیسم دارد (01/0>p) و در ارتباط بین احساس گرفتاری و پریشانی روانشناختی به عنوان یک متغیر میانجی معنادار عمل می کند (05/0>p)، اما نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین ذهن آگاهی و پریشانی روانشناختی، معنی دار به دست نیامد (05/0<p). نتیجه گیری : یافته های پژوهش نشان داد که به منظور کاهش پریشانی روانشناختی در پدران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اُتیسم، توجه به ناگویی هیجانی، ذهن آگاهی و احساس گرفتاری بایستی در تدوین مداخلات آتی برای این گروه مدنظر قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان