سجاد خلفی

سجاد خلفی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

نقش مهارت های حل مسئله و الگوهای ارتباطی خانواده در پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۹
پیشینه و اهداف: دوران مدرسه، مقطعی حساس و سرنوشت ساز در زندگی است که اهمیت آن در سنین نوجوانی دوچندان می شود. کنار آمدن با تغییرات دوره نوجوانی همواره برای والدین، مدرسه و خود دانش آموزان با دشواری هایی همراه است و می تواند مشکلاتی را به دنبال داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش مهارت های حل مسئله و الگوهای ارتباطی خانواده در پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان بود. روش ها : روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1405 بود. تعداد 384 نفر از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه های خودناتوان سازی تحصیلی Jones & Rodewalt (1982)، حل مسئله Heppner (1982) و الگوهای ارتباطی خانواده Fitzpatrick & Ritchie (1994) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که مهارت های حل مسئله شامل ابعاد اعتماد به حل مسئله، گرایش- اجتناب و کنترل شخصی، خودناتوان سازی تحصیلی را به صورت منفی پیش بینی می کنند (001/0P<). در میان مؤلفه های الگوهای ارتباطی خانواده، بعد همنوایی پیش بینی کننده مثبت خودناتوان سازی تحصیلی بود(001/0P<)، در حالی که بعد گفت وشنود فاقد قدرت پیش بینی کنندگی معنادار برای این متغیر بود(05/0p>). نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت مهارت های حل مسئله و الگوهای ارتباطی سازنده خانواده می تواند به کاهش خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان کمک کند.
۲.

اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اهمال کاری، خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اهمال کاری، خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون– پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم ناحیه 5 تبریز در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. از طریق روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه ۱۵ نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی سولومن و راث بلوم (1984)، مقیاس خودتنظیمی تحصیلی بوفارد و همکاران (1995) و عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای، یک روز در هفته، برنامه آموزش پذیرش و تعهد را دریافت کردند. داده های حاصل از پژوهش از طریق تجزیه و تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد بررسی قرارگرفت. سطح معنی داری در کلیه آزمون ها 0/05 در نظر گرفته شد. نتایج حاصل نشان داد که برنامه آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اهمال کاری تحصیلی (0/001>p)، خودتنظیمی تحصیلی (0/001>p) و عملکرد تحصیلی (0/001>p) دانش آموزان موثر است. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش، آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد  تا حد زیادی می تواند موجب کاهش اهمال کاری تحصیلی و بهبود خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی در دانش آموزان شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان