ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۷۸۱.

رابطه سرزندگی ذهنی و همجوشی شناختی با خستگی ذهنی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۳۹
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه سرزندگی ذهنی و همجوشی شناختی با خستگی ذهنی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد شهر اصفهان در سال 1403 انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه اعضای فعال مراکز ترک اعتیاد ( براساس درمان نگهدارنده), در شهر اصفهان تشکیل داد. این پژوهش نمونه گیری در دسترس ۸۰ نفر فعال در مرکز ترک اعتیاد همگام در نظر گرفته شد که به دلیل ریزش و پاسخ ندادن افراد نمونه به پرسشنامه ها، تعداد آن ها به ۶۶ نفر رسید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه همجوشی شناختی گیلاندرز و همکاران(2010)، پرسشنامه سرزندگی ذهنی رایان و فردریک (1997) و مقیاس خستگی چالدر (1993)، بود. یافته های پژوهش نشان داد که بین متغیرهای همجوشی شناختی و خستگی ذهنی همبستگی معنادار و مستقیم وجود دارد. همچنین بین سرزندگی ذهنی با خستگی همبستگی معکوس و معنی دار وجود دارد (P<05/0). با توجه به یافته های پژوهش سرزندگی ذهنی و همجوشی شناختی، توان پیش بینی خستگی ذهنی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد زا دارا می باشند.بنابراین با آموزش سرزندگی ذهنی و مدیریت همجوشی شناختی، می توان خستگی ذهنی افراد دارای اختلال سوءمصرف مواد را کاهش داد.
۷۸۲.

روابط ساختاری خودکارآمدی و کمال گرایی با علایم وسواس فکری/ عملی در جمعیت غیربالینی: نقش میانجی گر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۱۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی آثار علّی مستقیم و غیرمستقیم خودکارآمدی و کمال گرایی بر علائم وسواس فکری/ عملی در جمعیت غیربالینی، با تاکید بر نقش میانجی گر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، انجام شد. از میان بزرگسالان 20 تا 40 سال شهر تهران 473 به صورت داوطلبانه انتخاب شدند توسط پرسش نامه وسواس فکری/ عملی، پرسش نامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، پرسش نامه کمال گرایی و پرسش نامه خودکارآمدی مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر در نرم افزار AMOS-24 استفاده شد. نتایج نشان داد که خودکارآمدی و راهبردهای سازش یافته تنظیم شناختی هیجان اثر علّی منفی بر علایم وسواس فکری/ عملی داشتند، درحالی که اثر علّی کمال گرایی و راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان بر وسواس فکری/ عملی، مثبت بود. همچنین، راهبردهای سازش یافته تنظیم شناختی هیجان میانجی گر رابطه خودکارآمدی و کمال گرایی با علایم وسواس فکری/ عملی بود، اما راهبردهای سازش نایافته تنظیم شناختی هیجان تنها رابطه خودکارآمدی با وسواس فکری/ عملی را میانجی گری کرد. بنابراین، می توان اذعان داشت که سازه های کمال گرایی، خودکارآمدی و تنظیم هیجان نقش بنیادین در تبیین علائم وسواس فکری/عملی و حتی طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی دارند.
۷۸۳.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر دشواری در تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان مبتلا به آسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۶
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر دشواری در تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان مبتلا به آسم انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران زن مبتلا به آسم مراجعه کننده به کلینیک تخصصی بیماری های آلرژی بیمارستان امام علی(ع) شهر کرج در سال 1403 بود. از میان آن ها، 45 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS؛ گراتز و رومر، 2004) و پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI؛ بویس و همکاران، 1989) استفاده شد. گروه های آزمایش هر یک به مدت 8 جلسه گروهی هفتگی مداخله را دریافت کردند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که نمرات دشواری در تنظیم هیجان و کیفیت خواب در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشتند (01/0>p). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که بین دو گروه درمانی در طول زمان تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که هر دو مداخله در بهبود دشواری در تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان مبتلا به آسم مؤثر هستند.
۷۸۴.

شناسایی و تبیین الگوی عوامل مؤثر بر تاب آوری مدارس در دوره ابتدایی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۵
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین الگوی عوامل مؤثر بر تاب آوری مدارس در دوره ابتدایی انجام شد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، کیفی با رویکرد تحلیل مضمون است. میدان پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و مدیران و معلمان نمونه استان آذربایجان غربی است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند ۱۷ نفر بر اساس اصل اشباع نظری به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان جمع آوری شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل مضمون در نرم افزار MAXQDA2020 تجزیه و تحلیل شدند. جهت بررسی میزان پایایی متون کدگذاری شده از دو روش پایایی بازآزمون و پایایی بین دوکدگذار استفاده شده است. یافته ها : یافته های تحقیق نشان داد که الگوی عوامل مؤثر بر شکل گیری تاب آوری مدارس در دوره ابتدایی از هشت مضمون فراگیر عوامل زیرساختی (ایمنی سازه و امکانات و تجهیزات)، عوامل ساختاری (ساختار پویا و ساختار توانمندساز)، عوامل مدیریتی (رهبری تاب آورانه، شایستگی های مدیریتی و برنامه ریزی راهبردی)، عوامل فرهنگی (فضای روانی ایمن، فرهنگ یادگیری و جو مثبت)، عوامل پداگوژیکی (برنامه درسی منعطف و فعالیت های فوق برنامه)، عاملیت معلمان (مدیریت کلاس، تدریس اثربخش، رفتار سازمانی مثبت و توسعه حرفه ای)، تاب آوری دانش آموزان (ویژگی های تاب آورانه و مهارت های اجتماعی) و حمایت ذینفعان (پشتیبانی نهادهای اجتماعی، حمایت های مالی و مشارکت خانواده) تشکیل می شود. بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که تاب آوری در مدارس ابتدایی یک پدیده ی چندبُعدی و نظام مند است که از تعامل پویا و هدفمند بین مولفه های درونی و بیرونی نشأت می گیرد. توجه متعادل به ابعاد و مؤلفه های شناسایی شده در این پژوهش، نه تنها می تواند به پایداری و تاب آوری مدارس در برابر بحران ها بینجامد، بلکه زمینه ساز ارتقای مستمر کیفیت آموزشی و تقویت نقش اجتماعی مدرسه به عنوان یک نهاد پیشران در فرآیند توسعه پایدار خواهد شد.
۷۸۵.

بازیوارسازی و ذهن آگاهی: نگاهی به تحول سبک های تصمیم گیری در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۶۹
زمینه: امروزه آموزش و فناوری با هم عجین شده اند و یادگیری الکترونیکی به عنوان یک ابزار مفید در این حیطه، تأثیرات شگرفی بر یادگیری و روش های آموزش گذاشته است. در این راستا بازیوارسازی با به کارگیری عناصر و مولفه های انگیزشی بازی و روش های طراحی بازی، توانسته است تحولات چشمگیری را در فرآیند یادگیری ایجاد کند. از طرفی ذهن آگاهی، به توانایی توجه به لحظه اکنون و پذیرش تجربیات بدون قضاوت اشاره دارد که می تواند به کاهش استرس و افزایش تمرکز در یادگیری کمک کند. با توجه به این مفاهیم، این پژوهش به بررسی تأثیر بسته آموزشی ذهن آگاهی مبتنی بر گیمیفیکیشن بر سبک های تصمیم گیری دانش آموزان می پردازد. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی با استفاده از گیمیفیکیشن بر سبک های تصمیم گیری دانش آموزان بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و جامعه آماری آن، شامل دانش آموزان دختر پایه ششم منطقه 9 شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بود. نمونه پژوهش شامل 34 نفر از دانش آموزان بود که به روش تصادفی در گروه آزمایشی (17 نفر) و گروه گواه (17 نفر) جایگزین شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایشی اول به مدت 8 هفته آموزش ذهن آگاهی با استفاده از گیمیفیکیشن را دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ی سبک های تصمیم گیری اسکات و بروس بود. یافته ها: داده های جمع آوری شده به کمک شاخص های آمار توصیفی(میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (آزمون آماری کواریانس چندمتغیره یک راهه) در سطح معناداری 05/0 نشان داد که میانگین نمرات سبک های تصمیم گیری (عقلانی، شهودی، آنی) گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش ذهن آگاهی با استفاده از گیمیفیکیشن می تواند در بهبود سبک های تصمیم گیری دانش آموزان تاثیرگذار باشد.
۷۸۶.

اثربخشی کرامت درمانی معنوی اسلامی بر خودکارآمدی و باورهای غلط ناسازگار دانش آموزان کنکوری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۴۹
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی کرامت درمانی معنوی اسلامی بر خودکارآمدی و باورهای غلط ناسازگار در دانش آموزان کنکوری بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش کلیه دختران نوجوان کنکوری شهرستان مهولات بودند که از بین آنها تعداد 30 نفر از نوجوانان کنکوری به صورت نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (15 نفر) و آزمایش (15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش برنامه کرامت درمانی معنوی اسلامی را طی شش جلسه دریافت کردند؛ درحالی که گروه کنترل تحت هیچ گونه مداخله ای قرار نگرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه خودکارآمدی تحصیلی دانش آموز و پرسش نامه باورهای غیرمنطقی اهواز استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج حاکی از اثربخشی کرامت درمانی اسلامی بر کاهش باورهای غلط و افزایش خودکارآمدی دانش آموزان بود. کرامت درمانی معنوی اسلامی می تواند روش مناسبی برای افزایش خودکارآمدی تحصیلی و کاهش باورهای غیرمنطقی در دانش آموزان کنکوری باشد و همچنین به عنوان مداخله ای مبتنی بر شواهد تجربی در درمان های نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد.
۷۸۷.

Prediction of guilt based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۳۹
The present study aimed to predict guilt based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce. This study is applied in terms of its purpose and descriptive correlation type. The statistical population of this study consisted of all working women seeking divorce in Tehran in 2024. 200 people were selected through purposive sampling from the family counseling centers of the judiciary. The research tools included the Guilt Inventory by Kugler and Jones (1992); the Social Phobia Inventory by Connor et al. (2000) and the UCLA Loneliness Scale by Russell (1996). The research data were analyzed using stepwise regression analysis and SPSS-22 software. The results showed that there is a positive and significant relationship between social anxiety and loneliness with guilt at the 0.01 level. Social anxiety (P=0.009, β=0.183) positively and at a significance level of 0.01 predicted guilt, and loneliness (P=0.005, β=0.197) positively and at a significance level of 0.01 predicted guilt. In general, the results showed that guilt feelings are predicted based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce.  
۷۸۸.

مبانی ارزش شناختی روان شناسی اسلامی براساس منابع اسلامی با تأکید بر اندیشه های علامه مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه و اهداف: انسان ها نسبت به پدیده های پیرامون خود دو دسته قضاوت سامان می دهند؛ یک دسته در شکل گزاره هایی چون سیب در یخچال هست، اسحاق نیوتن نیروی جاذبه زمین را کشف کرد و لبخند ژوکند اثر لئوناردو داوینچی بیان می شوند. این گزاره ها هست ها و نیست ها را به نمایش می گذارند و دسته دوم قضاوت هایی مانند عدالت خوب است، ظلم بد است، ازدواج زن و مرد خوب است، همجنس گرایی بد است، قانون بقای انرژی درست است و مانند آن هستند. این قضاوت ها را که دارای مفاد خوب و بد، زشت و زیبا، باید و نباید و بایستگی و نبایستگی می باشند، قضاوت های ارزشی می نامند. از مفاد این گزاره ها به ارزش ها و امور ارزشمند برای انسان یاد می شود؛ از جمله حوزه های ارزشی در زندگی انسان، ارزش های علمی است که در چارچوب آنها درباره ارزشمندی یافته ها و دیگر متعلقات یک علم قضاوت می شود. روان شناسی یکی از عرصه های دانش است که حرکت کمالی خود را در مجرای سازمان ارزش شناختی دانشمندان خود به پیش برده است. یکی از مؤلفه های سازمان ارزش شناختی، مبانی ارزش شناختی است که اندیشمند به آنها باور دارد و در سایه آنها به حدود و ثغور علم خود شکل می دهد و به آن پایبند می ماند. در اینجا این سؤال اساسی مطرح می شود که اگر علم روان شناسی بنا باشد در چارچوب سازمان ارزش شناختی اسلامی شکل گیرد، دارای چه مختصاتی است؟ به همین منظور هدف این پژوهش بررسی مبانی ارزش شناختی روان شناسی اسلامی براساس منابع اسلامی با تأکید بر اندیشه های علامه مصباح یزدی است و به طور خاص تلاش می کنند دو سؤال اساسی را پاسخ دهد: الف) مبانی ارزش شناختی براساس منابع اسلامی به ویژه نقطه نظرات علامه مصباح یزدی کدامند؟ ب) مبانی ارزش شناختی براساس منابع اسلامی به ویژه نقطه نظرات علامه مصباح یزدی چه تأثیری بر شکل دهی روان شناسی اسلامی دارند؟ روش: در این پژوهش، نخست به منابع معتبر ارزش شناختی از جمله آثار لودوینگ گرونبرگ، میلتون روکیچ، نورمن تی. فدر و آر. اس. نئاگارازان مراجعه شد. ارتباط دانش و به عبارت دیگر ارتباط یافته های علمی و ارز ش های حاکم بر روان اندیشمندانی که به علم ورزی می پردازند به شیوه توصیفی تحلیلی بررسی شد. این نقطه نظرها با اندیشه های ارزش شناختی اسلامی که بیشتر در علم کلام، اصول فقه، منطق و اخلاق مطرح شده بود و همچنین کتاب های فلسفه اخلاق مقایسه شد که از آثار مرتضی مطهری، علامه مصباح یزدی و دیگر اندیشمندان بودند و نتایج به روش تحلیل محتوا استنباط شد. یافته ها: الف) در ساختار روان هر فرد در کنار سازمان شناختی، سازمان ارزش ها نیز شکل می گیرد که کارکرد آن از لحاظ روان شناختی به صورت باید و نباید، خوب و بد و شایسته است و... تجربه می شود و در مقام عمل به صورت ترجیحات و درنهایت انتخاب یک گزینه و ترک دیگری نمودار می گردد؛ ب) سازمان ارزشی هر فرد مبانی، حوزه های ارزشی و گزاره های ارزشی را دربردارد که حوزه های ارزشی آن شامل شش حوزه نظریه ای، اقتصادی، زیبایی شناختی، اجتماعی، سیاسی، دینی و اخلاقی است؛ ج) اندیشمند در تلاش برای کشف واقع، معمولاً در چارچوب سازمان ارزشی خود دست به انتخاب می زند نه قضاوت های مطلق عقلی؛ بدین سبب هر فرد، علمی با موضوع، قلمرو، مسائل، نحوه تبیین، روش بررسی و اهداف خاص را پدید می آورد؛ د) از نظر علامه مصباح یزدی حوزه های ارزشی در کنار مبانی شش گانه آنها دست به دست هم می دهند تا هر علم از جمله روان شناسی چارچوبی خاص می یابد. این مبانی عبارت اند از: 1. واقع نمایی قضایای ارزشی؛ 2. اثبات پذیری قضایای ارزشی؛ 3. اطلاق برخی قضایای ارزشی؛ 4. ذومراتب بودن ارزش های وسیله ای (غیری) و تقدم ارزش های تأثیرگذار در دستیابی به هدف در مقام تزاحم؛ 5. نیّت فاعل، ملاک ارزش فعل اختیاری؛ 6. قرب به خداوند، ارزش نهایی انسان و ملاک نهایی ارزشمندی علم به عنوان فعل اختیاری؛ ﻫ) اگر روان شناسی بخواهد موضوع آن فراگیر شود و به سلامت و سعادت انسان کمک کند، باید «ابعاد و کنش های نفس و فرایندهای زیرین آن به عنوان موضوع قرار دهد؛ زیرا تنها در این صورت ویژگی های روان شناختی انسان به شکل جامع مورد بحث قرار می گیرد؛ و) در کنار روش تجربی، روش استدلالی (عقلانی)، شهودی و وحیانی نیز باید به کار گرفته شود؛ ز) در عرصه سلامت و بیماری در کنار ملاک های روان شناختی، ملاک ایمان و کفر و عمل صالح و به طور کلی هنجارهای دینی نیز مدنظر قرار گیرد. نتیجه گیری: اولاً قضاوت ارزشی و ارزش گذاری وقتی از سازمان روانی انسان صادر می شود که دو امر را با هم مقایسه کند و یکی را به عنوان ابزار دستیابی به دیگری ادارک کند. تپه ای را در نظر بگیرید که میان دو محله قرار گرفته و دسترسی به دو محله را برای اهالی سخت کرده است. در این فرض، اهالی دو محله به ذهن شان می آید که این تپه نباید اینجا باشد و چیز بدی است. این ادراک وقتی حاصل می شود که وجود تپه با سهولت یا صعوبت تعامل اهالی دو محله مقایسه شود. اکنون اگر جنگی میان اهالی دو محله رخ دهد، جایگاه ارزشی این تپه عوض می شود؛ چون این بار وجود تپه با حفاظت از دو محله سنجیده می شود و چه بسا ادراک افراد دو محله این شود که تپه چیز خوب و مناسبی است. اگر اهداف متنوع و متعارض شود، ممکن است ارزش ها نیز متعارض شود. چنان که می بینیم در اینجا امر ارزشی به شیئی از اشیا نسبت داده شد، اما برخی ارزش ها مانند نیکوکاری و بخشندگی، فقط به انسان نسبت داده می شوند. ثانیاً براساس این مبانی، نخستین عرصه ای که روان شناسی اسلامی با روان شناسی معاصر متفاوت می شود، اصل و حدود و ثغور موضوع روان شناسی به عنوان علم است. براساس مبانی ارزش شناختی دین اسلام موضوع روان شناسی اسلامی «ابعاد و کنش های نفس» است، نه رفتار که مکتب رفتارگرایی بر آن اصرار می ورزد، و نه رفتار و فرایندهای زیرین آن که حاصل سه مکتب رفتاری، شناختی و زیستی می باشد؛ زیرا اینها تنها بخشی از ابعاد و کنش های نفس اند. دومین تفاوت این است که ارتباط انسان با خدا به عنوان عام ترین رفتار انسان به منزله یکی از قلمروهای اصلی روان شناسی اسلامی در نظر گرفته می شود. سومین دگرگونی در عرصه اختلالات روانی رخ خواهد داد که بر اثبات پذیری و اطلاق قضایای ارزشی مترتب می شود. در دین اسلام، اولاً افزون بر سه معیار همرنگی با هنجارها، ناراحتی درونی و بدکاری، ایمان و کفر نیز معیاری اساسی برای تشخیص هنجار و نابهنجار شمرده می شود و ثانیاً دیدگاه اسلام درباره برخی مصداق های هنجار و نابهنجار مانند همجنس گرایی، تغییر جنسیت و... با روان شناسی تفاوت دارد. چهارمین تفاوت این است که بُعد اخلاقی نفس در کنار قضاوت های اخلاقی موردنظر لارنس کُلبِرگ و دیگران به موضوعات روان شناسی اسلامی افزوده می شود. پنجمین مورد، استفاده از همه روش های ممکن برای شناخت ابعاد موضوع روان شناسی اسلامی است. ششمین جنبه اینکه قرب به خداوند به عنوان ارزش نهایی انسان شناخته می شود و درنتیجه مقرِّب بودن ذاتی علم، ملاک نهایی ارزشمندی روان شناسی اسلامی به شمار می رود؛ به عبارت دیگر علمی که حاصل اندیشه ورزی جمع زیادی از دانشمندان است، باید علمی نافع باشد و ظرفیت تأمین سعادت دنیوی و اخروی افراد را داشته باشد. این علم ابزاری است که سعادت اخروی انسان را تأمین می کند، هرچند بهزیستی او در این جهان را نیز مدنظر قرار می دهد.
۷۸۹.

الگوی سریالی فشار روانشناختی و تجربیات نامطلوب اولیه زندگی با احتمال خودکشی نوجوانان: نقش میانجی افسردگی و نشخوار فکری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۲۲۱
زمینه: نتایج مطالعات نشان می دهد که خطر مرگ ناشی از خودکشی در نوجوانان به طور قابل توجهی در سراسر جهان افزایش یافته است. در نتیجه، بررسی پیشایندهای خطر خودکشی در نوجوانان برای طراحی و تدوین مداخلات درمانی مختلف در جهت کاهش رفتارهای خودکشی گرا یک ضرورتی بالینی است. این مطالعه با هدف الگوی سریالی فشار روانشناختی و تجربیات نامطلوب اولیه زندگی با احتمال خودکشی نوجوانان با توجه به نقش میانجی افسردگی و نشخوار فکری انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود که با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان 14 تا 19 ساله استان لرستان در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 623 از نوجوانان استان لرستان بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به سؤالات پرسشنامه های فرم کوتاه مقیاس فشار روانشناختی (PSS سیاو و همکاران، 2024)، تجربیات اولیه زندگی (گیلبرت و آلن، 1998)، مقیاس افسردگی و اضطراب بیمارستانی (HADS، زیگموند و اسنیت، 1983) و فرم کوتاه پرسشنامه نشخوار فکری (اوکانر و ویلیامز، 2014)، پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 28 به استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری در مدل کلی و بر حسب جنسیت از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج حاصل از تحلیل تعدیل کننده جنسیت نشان داد که در دختران تجربیات نامطلوب زندگی به طور مستقیم با افسردگی، نشخوار فکری و احتمال خودکشی اثر مستقیم مثبت و معنی داری دارد (0/05 >P). همچنین فشار روانشناختی به طور مستقیم با افسردگی، نشخوار فکری و احتمال خودکشی اثر مستقیم مثبت و معنی داری دارد(0/05 >P). نتایج حاصل از تحلیل تعدیل کننده جنسیت نشان داد که در پسران تجربیات نامطلوب زندگی به طور مستقیم با افسردگی و احتمال خودکشی اثر مستقیم مثبت و معنی داری دارد (0/05 >P). همچنین در پسران تجربیات نامطلوب زندگی بر نشخوار فکری و فشار روانشناختی بر احتمال خودکشی اثر مثبت و مستقیمی نداشت (0/05 <P). نتیجه گیری: مطالعه حاضر با ارائه یک چارچوب مفهومی و نظری منحصر به فرد مبتنی بر نظریه های خودکشی به ما در شناسایی، درک و متناسب سازی مداخلات روانشناختی، جهت پیشگیری از ایده پردازی تا اقدام به خودکشی در نوجوانان در جهت هدف قرار دادن افسردگی و نشخوار فکری به عنوان سازه های تسهیل کننده می تواند کمک کننده باشد.
۷۹۰.

مقایسه سوگیری توجه در افراد دارای نشانه های اختلال وسواسی-اجباری (شستوکننده ها، وارسی کننده ها) نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۳۱۷
زمینه: افراد مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری و اضطراب فراگیر از سوگیری توجه رنج می برند. در این راستا، فقدان مطالعات مشابه در بررسی سوگیری توجه در گروههای مورد مطالعه، مقایسه وضعیت سوگیری توجه در گروه های با اختلال با افراد بهنجار را ضرورت می بخشد. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه سوگیری توجه در افراد دارای نشانه های اختلال وسواسی-اجباری (شستشوکننده ها، وارسی کننده ها)، اضطراب فراگیر و افراد بهنجار بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع علّی- مقایسه ای (پس- رویدادی) بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل تمامی دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. جهت تعیین حجم نمونه، از بین پاسخدهندگان، به صورت هدفمند 15 نفر برای هر یک از چهار گروه (شستشوکننده ها، وارسی کننده ها، اضطرابی ها و بهنجار) انتخاب شدند. سپس پرسشنامه های وسواسی-اجباری (مادزلی، 1997) و اضطراب (بک، 1990) به روش در دسترس جهت غربالگری دانشجویان با اختلال توزیع شد. در نهایت آزمون استروپ هیجانی (استروپ، 1935) با چهار دسته واژه شامل واژه های انزجاری، اضطرابی، وارسی و خنثی به منظور بررسی سوگیری توجه بر روی این افراد اجرا گردید. پس از اجرای آزمون ها داده ها با روش تحلیل واریانس چند متغیره و با استفاده از نرم افزار SPSS-20 ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که گروه شستشوکننده در مقایسه با سه گروه دیگر به شکل معناداری دارای زمان واکنش بیشتری به واژه های انزجاری (0/001≥P) بود. گروه وارسی کننده نیز دارای زمان واکنش بیشتری به واژه های وارسی در مقایسه با سه گروه دیگر (0/001≥P) و گروه اضطرابی دارای زمان واکنش بیشتری به واژه های اضطرابی در مقایسه با سه گروه دیگر (0/001≥P) بودند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده مبنی بر سوگیری توجه بیشتر در افراد دارای اختلال وسواسی-اجباری (شستوکننده ها، وارسی کننده ها) و اختلال اضطراب فراگیر نسبت به گروه بهنجار، پیشنهاد می گردد از طریق اجرای مداخلات درمانی و توانبخشی شناختی مبتنی بر ارتقاء تمرکز به کاهش سوگیری توجه در دو گروه اقدام نمود.
۷۹۱.

نقش میانجیگر دلبستگی به خدا در رابطه پریشانی روان شناختی و سلامت روان شناختی با بخشش(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۴۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگر دلبستگی به خدا در رابطه پریشانی روان شناختی و سلامت روان شناختی با بخشش انجام شد. جامعه آماری را بزرگسالان شهر تهران تشکیل دادند. نمونه شامل ۴۰۷ نفر (339 خانم و 68 آقا) در دامنه سنی ۱۸ ۵۷ سال بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها پرسش نامه اطلاعات دموگرافیک، پرسش نامه دلبستگی به خدا (AGS)، مقیاس سلامت روانی (MHI-28)، پرسش نامه اضطراب، افسردگی، استرس (Dass-14) و مقیاس بخشش هارتلند (HFS) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری و آزمون سوبل استفاده شد. یافته ها نشان داد که بخشش بر روی سلامت روانی و دلبستگی به خدا و همچنین دلبستگی به خدا بر سلامت روانی اثر مثبت و معنی داری دارند؛ همچنین همبستگی معکوس و معنی دار بین سلامت روانی و افسردگی، اضطراب و استرس نیز دیده شد. بررسی اثر میانجی دلبستگی به خدا بر رابطه بخشش و سلامت روانی نشان داد که دلبستگی به خدا می تواند اثر میانجی معنی داری داشته باشد. شاخص های ارزیابی مدل نیز نشان داد که مدل ساختاری برازش لازم برای هدف تعیین میانجیگری و پیش بینی را داراست و می توان با تقویت دلبستگی به خداوند، رابطه بین بهزیستی روان شناختی و بخشش را تحکیم کرد.
۷۹۲.

رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه، انتظارات زناشویی و پردازش اطلاعات هیجانی با خودپنداره جنسی در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۵۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه، انتظارات زناشویی و پردازش اطلاعات هیجانی با خودپنداره جنسی در زنان متقاضی طلاق انجام شد. روش شناسی: روش پژوهش همبستگی با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری شامل کلیه زنان متقاضی طلاق مراجعه کننده به دادگاه های خانواده در سال 1402 بود و حجم نمونه تعداد 320 نفر انتخاب و روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه طرح واره یانگ (2003)، پرسشنامه انتظارات زناشویی امیدوار و همکاران (1389)، پرسشنامه پردازش اطلاعات هیجانی باکر و همکاران (۲۰۰۷)، پرسشنامه خودپنداره جنسی اسنل (1995) و روش تحلیل داده ها نیز تحلیل مسیر و ضریب همبستگی انتخاب شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین طرحواره های ناسازگار اولیه، انتظارات زناشویی، پردازش اطلاعات هیجانی با خودپنداره جنسی رابطه معنی دار مستقیم وجود دارد (01/0 > p). نتیجه گیری: می توان نتیجه گیری کرد طرحواره های ناسازگار اولیه، انتظارات زناشویی و پردازش اطلاعات هیجانی با خودپنداره جنسی رابطه دارد.
۷۹۳.

بررسی رابطه وابستگی به فضای مجازی و افت تحصیلی با نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۱۲
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه وابستگی به فضای مجازی و افت تحصیلی با نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در دانش آموزان بود. روش شناسی: در این مطالعه توصیفی- همبستگی، کلیه دانش اموزان دختر پایه سوم متوسطه دوم ناحیه 2 ساری بود که بنا بر استعلام از معاونت آموزشی اداره آموزش و پرورش ناحیه 2 ساری، برابر با 950 نفر بود که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند. برای تعیین حجم نمونه آماری با استفاده از جدول کرجسی و مورگان برابر با 265 نفر به دست آمد. از پرسشنامه وابستگی به فضای مجازی صادق زاده و همکاران (1397)، افت تحصیلی موسوی پناه و همکاران (1394)، خودتنظیمی هیجانی هافمن و کاشدان (2010) برای گردآوری داده ها استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کلموگروف- اسمیرنف، آزمون همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS و Smart PLS استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد اثر مستقیم وابستگی به فضای مجازی بر خودتنظیمی هیجانی با ضریب مسیر (518/0) و (925/3= t)، اثر مستقیم خودتنظیمی هیجانی بر افت تحصیلی با ضریب مسیر (540/0) و (069/2= t) و اثر مستقیم وابستگی به فضای مجازی بر افت تحصیلی با ضریب مسیر (601/0) و (665/5 = t) معنادار و مثبت است و با توجه به این نتایج رابطه بین متغیرهای پژوهش تأیید می شود. مقدار ضریب اثر غیرمستقیم وابستگی به فضای مجازی بر افت تحصیلی برابر 880/0 است که نشان می دهد نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین وابستگی به فضای مجازی بر افت تحصیلی معنی دار است. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که مداخلات آموزشی و روان شناختی با هدف تقویت مهارت های خودتنظیمی هیجانی می توانند نقش مهمی در کاهش وابستگی به فضای مجازی و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان ایفا کنند. آموزش مهارت های تنظیم هیجان در برنامه های درسی و مشاوره ای مدارس می تواند یکی از راهبردهای مؤثر در این زمینه باشد. همچنین آگاه سازی والدین و معلمان نسبت به این پیوند می تواند آنان را در حمایت مؤثرتر از دانش آموزان یاری رساند.
۷۹۴.

طراحی الگوی شکل گیری واماندگی استعدادها در سازمان های دولتی؛ با روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) (مورد مطالعه: سازمان های دولتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۷۶
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی شکل گیری واماندگی استعدادها در سازمان های دولتی؛ با روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران ارشد و مدیران حوزه منابع انسانی سازمان های دولتی هستند که تعداد 20 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. ابزارگردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن ها با استفاده از روش محتوایی و روایی نظری و پایایی درون کدگذار و میان کدگذار تایید شد. دراین پژوهش داده های کیفی با روش تحلیل محتوا و نرم ا فزار مکس- کیو- دی- ای 2020 و نتایج کمی با روش مدلسازی ساختاری تفسیری تحلیل شد. یافته های این پژوهش مشتمل بر عوامل موثر بر شکل گیری پدیده ی واماندگی استعدادها و ارائه مدل آن است. نتایج پژوهش مشتمل بر طراحی الگوی شکل گیری واماندگی استعدادها است، مدل واماندگی استعدادها در این پژوهش در چهار سطح اصلی و براساس بسترهای شکل گیری، ابعاد واماندگی استعدادها، عوامل مداخله جو و همبسته آن و پیامدهای واماندگی استعدادها تدوین شده است.درواقع نتایج حاصل از این پژوهش می تواند درک و شناخت مدیران را در خصوص پدیده وامان دگی اس تعدادها و عوامل مؤثر ب ر شکل گیری آن را در س ازمان ه ای دولتی بهبود بخشد و همچنین، مبنایی برای تصمیمات مدیران و برنامه ریزان سازمان های دولتی در راستای مقابله با با این پدیده می باشد
۷۹۵.

Developing a causal model of Family function based on psychological Hardiness through Persistent psychological symptoms post-COVID-19 Syndrome(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۲۰۴
Objective: Family functioning is one of the structures that can have a significant impact on the psycho-social functioning of its members. For this reason, identifying the factors affecting it will greatly help to improve the family's performance. The purpose of the current research was to develop a causal model of Family function based on psychological Hardiness and Psychological capital through Persistent psychological symptoms post-COVID-19 Syndrome. Methods:  The statistical population of the present study was men and women of Karaj and Tehran provinces in 2023 who had at least one history of contracting COVID-19. From the statistical population, using an available sampling method, 395 eligible individuals were selected to participate in the research and complete the research questionnaires. In this research,  Kobasa's Psychological Hardiness questionnaires, Depression, Anxiety, and Stress Scale (DASS-21), Corona Disease Anxiety Scale (CDAS), Corona Stress Scale (CSS-18), suitable for the Iranian lifestyle, and the Questionnaire of Family Functioning were used. The collected data were analyzed using the structural equation analysis method in Amos software (0.084). Results: The findings of this research indicated that Psychological Hardiness directly (0.085) and indirectly through psychological symptoms after COVID-19 (p<0.05) was able to significantly predict family functioning. Conclusion: According to the findings of this research, it seems that strengthening personal psychological structures in the face of environmental stressors can improve people's performance in dealing with these conditions.
۷۹۶.

بررسی اثربخشی آموزش خودمراقبتی روان شناختی بر انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی در دانش آموزان پسر با آمادگی به اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی آموزش خودمراقبتی روان شناختی بر انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی در دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم که آمادگی بالایی به اعتیاد داشتند انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه-آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهرستان هرسین در سال تحصیلی 1403- 1402 بود. در این پژوهش تعداد 30 دانش آموز با آمادگی به اعتیاد به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. آزمودنی های گروه آزمایش آموزش خودمراقبتی روان شناختی را طی 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مقیاس انعطاف پذیری شناختی، مقیاس تحمل پریشانی و مقیاس گرایش به اعتیاد بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش خودمراقبتی روان شناختی در جهت افزایش انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم موثر واقع شد. نتیجه گیری: آموزش خودمراقبتی روان شناختی در مدارس پسرانه دوره متوسطه می تواند به افزایش انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی دانش آموزان کمک کند و احتمال گرایش دانش آموزان به اعتیاد را کاهش دهد.
۷۹۷.

بررسی نقش میانجی خوش بینی و انعطاف پذیری روان شناختی در رابطه میان اضطراب کرونا و سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۸۹
هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه اضطراب کرونا و سلامت روان با میانجی گری خوش بینی و انعطاف پذیری روان شناختی بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع کمی و روش تحقیق در این پژوهش همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، افراد 18 تا ۶۰ساله ساکن در شهر اصفهان در سال 1400 بودند که از این میان، تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسش نامه های اضطراب کروناویروس (CDAS)، نسخه تجدیدنظر شده آزمون جهت گیری زندگی (LOT – R) (خوش بینی) شییر و کارور، پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ) و پرسش نامه پذیرش و عمل (نسخه دوم) جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام و روش مدل سازی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر، بیانگر آن بود که اضطراب کرونا دارای ضریب رگرسیونی معنادار در پیش بینی سلامت روان است، همچنین اضطراب کرونا با میانجی گری انعطاف پذیری روان شناختی توانست سلامت روان را به شکل معناداری به صورت غیرمستقیم پیش بینی کند. در نهایت اضطراب کرونا با اثرگذاری مستقیم بر انعطاف پذیری روان شناختی و اثرگذاری غیرمستقیم بر خوش بینی با میانجی گری انعطاف پذیری روان شناختی توانست سلامت روان را به طور معناداری پیش بینی کند. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر می تواند در حوزه سلامت روان به پژوهشگران، سیاست گذاران و درمانگران جهت حمایت های روانی اجتماعی در دوران همه گیری کرونا یاری رساند.
۷۹۸.

Structural Equation Modeling of Self-Regulated Learning Strategies and Problem-Solving with the Mediating Role of Metacognition among High School Students in Khorramabad(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۴
Objective: This study aimed to examine whether metacognition mediates the relationship between self-regulated learning strategies and problem-solving skills among upper-secondary students in Khorramabad. Self-regulated learning and problem-solving are recognized as essential for academic achievement, yet many students have not fully developed effective strategies in these areas. Method: A descriptive-correlational design using structural equation modeling was employed. The sample consisted of 384 secondary school students selected through stratified random sampling. Data were collected using three standardized instruments: the Self-Regulated Learning Strategies Questionnaire, the Problem-Solving Inventory, and the Meta-Cognitions Questionnaire—Adolescent Version. Reliability and validity of the instruments were confirmed prior to analysis. The study tested the direct effect of self-regulated learning on metacognition and the mediating role of metacognition in problem-solving. Results: The results indicated a significant direct effect of self-regulated learning strategies on metacognition (β = 0.357, t = 5.785) and a significant indirect effect on problem-solving through metacognition (β = 0.528, t = 13.855). The measurement and structural models demonstrated strong psychometric properties, with satisfactory factor loadings, composite reliability, and goodness-of-fit indices, confirming the stability and robustness of the observed relationships. Conclusions: Findings confirm that metacognition serves as a key mediator in transmitting the influence of self-regulated learning strategies to problem-solving performance. The results underscore the importance of developing educational programs that simultaneously enhance self-regulatory and metacognitive skills to improve students’ problem-solving abilities and academic outcomes. Limitations include the cross-sectional design, reliance on self-report measures, and the focus on one city, suggesting directions for future longitudinal and multi-context research.
۷۹۹.

Investigating the Role of Chronotype in Impulsivity and Suicidal Ideation Among Soldiers(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۵
Aim: This study aimed to investigate the effect of chronotype on impulsivity and suicidal tendencies among soldiers. Methods: This study employed a cross sectional design. The statistical sample consisted of active soldiers aged 18 to 25 from various branches of the military. A total of 304 eligible participants were selected through convenient sampling. Data were collected using self-report questionnaires, including the reduced Morningness-Eveningness Questionnaire (rMEQ), the Barratt Impulsiveness Scale-11 (BIS-11), and the Beck Suicidal Ideation Questionnaire (BSSI). The research findings were analyzed using one-way analysis of variance (ANOVA) and the Bonferroni post hoc test. Results: The results indicated that participants exhibited moderate levels of impulsivity. Significant differences were found in impulsivity and its dimensions based on chronotype , with eveningness types displaying higher levels of non-planning impulsiveness, motor impulsiveness, and cognitive impulsiveness, as well as total impulsivity and suicidal ideation compared to intermediate and morningness types (p < 0.001). However, no significant differences were observed between intermediate and morningness chronotypes in these measures (p > 0.05). Discussion and Conclusion: The findings suggest that soldiers with an eveningness chronotype are more prone to impulsivity and suicidal tendencies, highlighting the importance of chronotype in mental health outcomes among military personnel. Further research is needed to explore underlying mechanisms and additional influencing factors.
۸۰۰.

The Impact of Persian Script Complexity (Elimination of Short Vowels and Letter Connectivity) on Working Memory Capacity and Cognitive Load during Reading(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۹
The Persian writing system is characterized by features such as the optional omission of short vowels (diacritics) and obligatory letter connectivity, which may increase its orthographic complexity. This study investigated the impact of this inherent complexity on working memory capacity and cognitive load during reading. A within-subjects design was employed with 45 skilled adult Persian readers. Participants read texts under two conditions: (a) Vowelized (with full diacritics) and (b) Non-Vowelized (standard script). Working memory capacity was assessed using a reading span task administered after each condition. Cognitive load was measured via a self-report 9-point Likert scale and a dual-task paradigm (secondary reaction time task). Eye-tracking metrics (fixation duration and regressions) were also recorded. Repeated measures ANOVA revealed a significant main effect of script type. Reading non-vowelized texts resulted in significantly higher cognitive load scores (p < .001), longer reaction times in the dual-task (p < .01), and poorer performance on the reading span task (p < .01) compared to the vowelized condition. Eye-tracking data showed significantly longer average fixation durations (p < .05) and a higher number of regressions (p < .01) for non-vowelized texts. The findings indicate that the orthographic complexity of standard Persian script, primarily driven by short vowel omission, imposes a significant additional demand on working memory resources and increases cognitive load during reading. This suggests that visual word recognition in Persian is less automatic and requires more top-down processing, potentially affecting reading fluency and comprehension efficiency. Implications for educational practices and reading models are discussed.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان