ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۵۲۱.

تأثیر معنویت درمانی بر نشخوار فکری و تاب آوری مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۴۱
اهداف مادران کودکان با فلج مغزی به دلیل وجود کودک مبتلا به فلج مغزی، مستعد فشارهای هیجانی مانند استرس و افسردگی هستند که به فعال شدن طرح واره های هیجانی مانند نشخوار فکری و احساس گناه منجر می شود. این باورهای منفی در مورد هیجانات سبب افکار ناکارآمد و کاهش تاب آوری در مادر می شود. در این صورت انجام مداخله هایی همچون معنویت درمانی می تواند تاب آوری و نشخوار فکری در مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی را بهبود بخشد. مواد و روش ها در این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی دو گروه با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود که بر روی 60 نفر از مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی مراجعه کننده به بیمارستان امام علی (ع) شهر زاهدان انجام شد. نمونه ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله معنویت درمانی قرار گرفتند. مادران قبل و 1 ماه بعد از مداخله پرسش نامه نشخوار فکری نالن هوکسما و مارو و پرسش نامه تاب آوری کانور دیویدسون را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 27 و با استفاده از آزمون های آماری کای دو، تی زوجی و تی مستقل تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها در گروه مداخله بعد از معنویت درمانی، نشخوار فکری در همه ابعاد، کاهش و تاب آوری افزایش یافته بود که این تفاوت ازنظر آماری معنادار بود (001/P<0) اما در گروه کنترل تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری یافته ها نشان می دهد معنویت درمانی می تواند در کاهش نشخوار ذهنی و افزایش تاب آوری مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی مؤثر باشد. بااین حال، به دلیل محدودیت های مطالعه، تعمیم این نتایج به سایر روش های معنویت درمانی یا جمعیت های دیگر مستلزم احتیاط است.
۵۲۲.

مؤلفه های اثربخش بر نگرش مدیران و معلمان از وظایف و جایگاه شغلی مشاوران مدارس: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۵۲
هدف این مطالعه شناسایی مؤلفه های اثربخش بر نگرش مدیران و معلمان از وظایف و جایگاه شغلی و تبیین اهمیت آن در مشاوران مدارس بود. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی از نوع مرور نظام مند بود. جامعه آماری شامل مطالعات فارسی و انگلیسی منتشر شده مرتبط در 8 سال اخیر بود که از طریق جستجو در پایگاه های اطلاعاتی انتخاب شدند. پس از غربالگری گزارشها با استفاده از سایت کتچی، تعداد 240 مقاله خارجی و 23 مقاله داخلی انتخاب شدند. این گزارشها به روش های پیمایشی، آزمایشی، پدیدارشناسی، همبستگی و داده بنیان انجام شده بود. در این مطالعه، 26 مقاله مطابق با معیارهای ورود وارد مرور نهایی شدند و مؤلفه های اثربخش مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد سه دسته مؤلفه، شامل مؤلفه های مرتبط با مدرسه و جامعه، مدیران و معلمان و مؤلفه های مرتبط با مشاوران در این زمینه مؤثرند. نتایج این مطالعه، بیانگر کمبود میزان آگاهی مدیران و معلمان از وظایف و جایگاه شغلی مشاوران به عنوان مهمترین مؤلفه اثربخش بر نگرش های متناقض آنها در ارتباط با مشاوران مدارس بود. بر این اساس، بهترین روش برای حل این مسئله تشکیل یک شورای مشاوره در هر مدرسه، متشکل از مدیر، معلمان و مشاور مدرسه است. این شورا می تواند زمینه استحکام جایگاه شغلی و وظایف مشاوران مدارس را فراهم نموده و فرایند تحقق اهداف آموزش و پرورش را تسهیل کند.
۵۲۳.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر انسجام درونی، قدرت ایگو و علائم بیماری پانیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۳۳۶
هدف از انجام این پژوهش تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر انسجام درونی، قدرت ایگو و علائم بیماری پانیک بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد مبتلابه اختلال پانیک مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهر تهران در فاصله زمانی مهر تا دی ماه 1402 بودند. ۳۰ نفر از بیماران مبتلابه اختلال پانیک به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه انسجام درونی (ارقبایی و همکاران 1392، ISQ) سیاهه روان شناختی قدرت ایگو (استروم و همکاران 1397، PIES) و مقیاس شدت اختلال پانیک (شی یر و همکاران 1997، PDSS) بود. گروه آزمایش تحت 10 جلسه ۹۰ دقیقه ای درمان شناختی رفتاری قرار گرفتند. تجزیه وتحلیل داده ها با تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون دو گروه آزمایش و گواه در متغیرهای انسجام درونی، قدرت ایگو و علائم پانیک تفاوت معنی داری وجود دارد (01/0 ≥P). براساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری بر انسجام درونی، قدرت ایگو و علائم پانیک افراد مبتلابه اختلال پانیک اثربخش است.
۵۲۴.

روابط ساختاری گرایش به مصرف مواد در نوجوانان: نقش میانجی ابراز وجود در ارتباط با سبک های حل مسئله و تحمل پریشانی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۴
مقدمه: مصرف مواد در نوجوانان تبدیل به یک مشکل بین المللی با هزینه های گزاف در ابعاد فردی و اجتماعی شده است. نوجوانانی که مصرف کننده مواد هستند بیشتر به ناهنجاری های رفتاری و مشکلات سلامت روان مبتلا می شوند. از این رو، این مطالعه با هدف بررسی روابط ساختاری گرایش به مواد بر اساس حل مسئله و تحمل پریشانی با نقش میانجی ابراز وجود در نوجوانان انجام گرفت. روش: روش این مطالعه همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان مشغول به تحصیل در مدارس متوسطه اول و دوم شهر بجنورد در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از میان آن ها 207 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. داده ها بوسیله پرسشنامه گرایش به اعتیاد فرجاد، سیاهه حل مسئله هپنر و پترسن، مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر و سیاهه ابراز وجود گمبریل و ریچی جمع آوری شد. داده ها با استفاده از مدل یابی ساختاری در نرم افزار 23Spss- و 8.8Lisrel- تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان دادند که بین گرایش به مصرف مواد با حل مسئله، تحمل پریشانی هیجانی و ابراز وجود ارتباط منفی و معنی دار وجود دارد. نتایج تحلیل ساختاری نشان داد که حل مسئله و تحمل پریشانی هیجانی علاوه بر اثر مستقیم، به طور غیرمستقیم و از طریق ابراز وجود نیز بر گرایش به مصرف مواد تاثیر می گذارند. نتیجه گیری: تقویت مولفه های ابراز وجود همراه با بهبود استراتژی های حل مسئله و تحمل پریشانی می تواند به عنوان مکانیسم های پیشگیرانه مؤثر در کاهش گرایش به مواد عمل کنند.
۵۲۵.

مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت و ذهنی سازی بر تاب آوری مادران کودکان با نارسایی هوشی آموزش پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۸۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت و ذهنی سازی بر تاب آوری مادران دارای کودک با نارسایی هوشی آموزش پذیر انجام شد. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و با استفاده از طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه ی آماری شامل مادران کودکان با نارسایی هوشی آموزش پذیر شهر فارسان در نیمه دوم سال 1402 بود که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 45 نفر از آنها انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه (15 نفر در هر گروه) گمارده شدند. سپس گروه آزمایش اول تعداد 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت و گروه آزمایش دوم 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان ذهنی سازی را دریافت کردند، در حالیکه گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. ابزار اندازه گیری پژوهش پرسشنامه تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) و مصاحبه ی بالینی کوتاه بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو روش مداخله ذهنی سازی (001/0> P) و ذهن آگاهی (001/0> P) بر افزایش میانگین تاب آوری و زیر مقیاس های آن تاثیر پایدار داشتند، ضمن اینکه مشخص شد بین اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت و ذهنی سازی بر تاب آوری و زیر مقیاس های آن تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0<P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش، نتیجه گیری شد که می توان با استفاده از هر دو روش درمان، تاب آوری مادران دارای کودک با نارسایی هوشی آموزش پذیر را افزایش داد.
۵۲۶.

اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر نشانگان افسردگی و ناگویی هیجانی نوجوانان دارای اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۲۹
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر نشانگان افسردگی و ناگویی هیجانی در نوجوانان دارای اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است که در زمستان 1402 در مدارس دولتی دخترانه ی دوره ی دوم متوسطه شهرستان اسلامشهر مشغول به تحصیل بودند؛ 30 نفر به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بعنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هرگروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل سیاهه هراس اجتماعی (SPIN)، مقیاس های افسردگی نوجوانان کوتچر (KADS-II) و ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) بود. تنها گروه آزمایش طی 12جلسه تحت مداخله قرار گرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد پس از کنترل نمرات پیش آزمون، میزان کاهش افسردگی و ناگویی هیجانی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه معنادار بود (P<0/01)، که بیانگر اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه در کاهش این نشانه هاست. نتیجه گیری: درمان فراتشخیصی یکپارچه موجب کاهش نشانه های افسردگی و ناگویی هیجانی شد. این اثر احتمالاً به دلیل تمرکز درمان بر تنظیم هیجان و فرایندهای زیربنایی مشترک در اختلالات هیجانی است که توانست به بهبود کلی وضعیت روان شناختی نوجوانان کمک کند.
۵۲۷.

رابطه فعالیت سیستم های مغزی رفتاری و ناگویی خلقی با اضطراب اجتماعی در دانشجویان دختر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه فعالیت سیستم های مغزی رفتاری و ناگویی خلقی با اضطراب اجتماعی در دانشجویان دختر انجام شد. در یک طرح همبستگی تعداد 281 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد در سال تحصیلی 1403-1402 با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها با پرسشنامه سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری (BIS/BAS)، مقیاس ناگویی خلقی تورنتو (TAS) و مقیاس اضطراب اجتماعی (SAS) انجام شد. نتایج نشان داد که بین بازداری رفتاری و ناگویی خلقی با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد(0.01>P). فعال سازی رفتاری نیز با اضطراب اجتماعی رابطه منفی داشت (0.01>P). تحلیل رگرسیون نشان داد که بازداری رفتاری (0.26=β) و ناگویی خلقی (0.29=β) پیش بینی کننده مثبت اضطراب اجتماعی دانشجویان دختر هستند. فعال سازی رفتاری قادر به پیش بینی متغیر ملاک نبود (0.01>P). بر این اساس می توان برای کاهش اضطراب اجتماعی در دانشجویان دختر به کاهش بازداری رفتاری و ناگویی خلقی آنان توجه کرد. 
۵۲۸.

The Lived Experience of Schizophrenic Patients from COVID-19 During Quarantine(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۳۳
Introduction and Objective: A thorough understanding of how people with schizophrenia experience critical situations such as an epidemic is important. Therefore, this study was conducted to analyze the lived experiences of patients with schizophrenia residing in a care center during the COVID-19 pandemic. Research Methodology: The qualitative research method used was phenomenology. Patients with schizophrenia who were residing at the Sarai Ehsan Rehabilitation Center were selected purposefully. Based on the rule of theoretical saturation, sampling continued until 31 patients were included. Data were collected through semi-structured interviews. The analysis method followed Colaizzi's approach, and the data were manually analyzed by the researchers. Findings: Data analysis led to the identification of 308 primary codes. Five main themes were extracted: (1) patients’ perceptions and causes of the disease, (2) patients’ views about quarantine, (3) feelings and emotions during the period of quarantine and illness, (4) patients’ actions during the period of quarantine and illness, and (5) sources of information about the disease. These main themes included 32 sub-themes. Conclusion: The findings suggest that the Coronavirus pandemic and the resulting quarantine significantly affected the experiences of patients with schizophrenia. Psychiatrists and clinical psychologists are encouraged to use these findings in the treatment of patients with schizophrenia during infectious disease outbreaks.
۵۲۹.

فراتحلیل اثربخشی آموزش مبتنی بر گیمیفیکیشن (بازی وارسازی) بر یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان ابتدایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۷۵
هدف پژوهش حاضر توصیف و تحلیل و نتیجه گیری کلی در خصوص اثربخشی مداخلات آموزشی مبتنی بر گیمیفیکیشن (بازی وارسازی) بر یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان ابتدایی بود. روش پژوهش پیش رو فراتحلیل می باشدکه با استفاده از مدل اثرات ثابت و تصادفی انجام پذیرفت.جامعه آماری مطالعه شامل تمامی پایان نامه ها و مقالات انجام شده نیم دهه اخیر در داخل کشور ایران بود که در پایگاه های داده ای نظیر ایران داک، پرتال جهاد دانشگاهی SID، مگ ایران، نورمگز گوگل اسکلار و پورتال جامع علوم انسانی ISC در سال 1403 مورد جست وجوی نظام مند قرار گرفت. پس از مرور و دریافت پژوهش های مختلف بر اساس ملاک ورود و خروج تعیین شده 28 مقاله وارد فرایند تحلیل شدند که برابر با 45 واحد فراتحلیل بود. همین طور تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار CMA-3 انجام پذیرفت. نتایج تحلیل نشان داد که مقدار اندازه اثر ترکیبی در مدل ثابت برابر با 257/1 و در مدل تصادفی برابر با 442/1 است که از نظر آماری معنادار بود (p<0/05)؛ لذا می توان گفت که مداخله های آموزشی مبتنی بر گیمیفیکیشن بر یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان ابتدایی تأثیر بالایی داشته است؛ بنابراین به متولیان مربوطه پیشنهاد می شود برای افزایش بهره وری یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان از آموزش های مبتنی بر گیمیفیکیشن استفاده کنند.
۵۳۰.

نقش میانجی تنظیم هیجان منفی در رابطه بین اجتناب و علائم سوگ بلند مدت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
سوگ یک رویداد استرس زای زندگی است. دانش در مورد عوامل تعیین کننده پیامدهای روان شناختی سوگ ممکن است به بهبود درمان ها برای افراد داغدار کمک کند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تنظیم هیجان منفی در رابطه بین اجتناب و سوگ بلندمدت است. روش پژوهش حاضر همبستگی و طرح پژوهشی از نوع معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان دانشگاه شهید مدنی در سال 1402-1403 بودند که نمونه پژوهش311 نفر از دانشجویان بصورت فراخوان اینترنتی در کانال های دانشگاه و کانال های درسی انتخاب و در پژوهش شرکت کردند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه سبک های مقابله ای پارکر و اندلر، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان و پرسشنامه سوگ بلندمدت بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین اجتناب و تنظیم هیجان منفی و سوگ بلندمدت رابطه معناداری وجود دارد، همچنین اجتناب با میانجی گیری سبک های منفی تنظیم هیجان یعنی نشخوارفکری،سرزنش دیگران و فاجعه سازی می تواند اختلال سوگ بلندمدت را پیش بینی کند. شاخص های برازش نشان داد مدل پژوهش از برازش خوبی برخوردار بوده است. نتایج پژوهش حاضر می تواند در تبیین و درمان افراد با سوگ بلندمدت مفید باشد.
۵۳۱.

Comparison of The Efficacy of Hope Therapy and Compassion Therapy on Rumination, Depressive Thoughts and False Beliefs Among Employees of Organizations

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۱ تعداد دانلود : ۴۲۴
The present study sought to examine the effects of hope therapy and compassion therapy on rumination, depression, and erroneous beliefs within employees of organizations in Shiraz city. The statistical population included workers from Shiraz city during 2023 and 2025. The research methodology was experimental, including a design that contained both pre-test and post-test components, as well as experimental and control groups. In this pilot study, among the employees who scored one standard deviation below the mean on rumination, depression, and false beliefs questionnaires, 45 individuals were randomly selected and divided into two experimental groups and one control group. The overall count of people in each of the three groups was 15 people. The members of the initial experimental group participated in hope therapy training together over the course of 8 sessions. The second experimental group participated in compassion therapy for a total of eight sessions. In contrast, the control group did not receive any training. Ultimately, a post-test was given to all three groups. A follow-up examination was carried out after two months too. Covariance analysis was employed for data evaluation. The results showed that both hope therapy and compassion therapy helped with rumination, depression, and inaccurate beliefs among employees, with no significant difference in their effectiveness on rumination. However, compassion therapy was found to be more effective than hope therapy in addressing beliefs. Additionally, hope therapy had a greater effect on employees' depression compared to compassion therapy. It can be inferred that training in hope therapy and compassion therapy has led to decreased rumination, depression, and misguided beliefs among staff, with this enhancement remaining consistent throughout the three-month follow-up duration.
۵۳۲.

اثربخشی آموزش یادگیری معکوس بر تفکر انتقادی و مشارکت تحصیلی دانش آموزان در درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۲۱۲
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش یادگیری معکوس بر تفکر انتقادی و مشارکت تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم در درس علوم تجربی بود. یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهر اهواز در نیمه ی اول سال تحصیلی 1403-1402 بودند. نمونه این تحقیق مشتمل بر 30 دانش آموز پسر از جامعه مذکور بود که برای انتخاب آنها از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. هر گروه 15 نفر بود. ابزار اندازه گیری تحقیق حاضر آزمون مهارت های تفکر انتقادی ریتکس (2003) و پرسشنامه مشارکت تحصیلی ریو (2013) بود. دانش آموزان گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته 2 جلسه) تحت آموزش پروتکل تدریس معکوس برگمن و سمز (2014) قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش یادگیری معکوس درس علوم تأثیر معناداری برافزایش مشارکت تحصیلی (47/947,F=05/0P<) و بهبود تفکر انتقادی (93/255,F=05/0P<) دانش آموزان دارد. آموزش یادگیری معکوس به عنوان یک روش نوین آموزشی، پتانسیل بالایی برای بهبود کیفیت آموزش وپرورش دارد و با فراهم کردن فرصت های بیشتر برای یادگیری فعال و تعاملی، به دانش آموزان کمک می کند تا مهارت های تفکر انتقادی و مشارکت تحصیلی خود را تقویت کنند.
۵۳۳.

Emotion-specific Sensitivity in an unconscious Facial Perception Task(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۵۶
Emotions are crucial in social interactions, influencing communication and relationships. Distinguishing the perceived emotion in conscious and unconscious emotional processing is a key research area with cognitive and physiological implications. This study investigates conscious and unconscious emotional processing through behavioral and pupillary responses. Participants completed emotion recognition tasks under varying states, revealing higher accuracy in conscious emotion identification. Emotions like anger, happiness, fear, surprise, and neutral elicited distinct response patterns. Pupillometry data showed pupil size suppression in the conscious state and enhancement in the unconscious state, with differences in peak pupil size across emotions. Task-related components, amplitude, and latency parameters differed between conscious and unconscious states, highlighting the role of awareness in emotional regulation. These findings emphasize the complex interplay of cognitive and physiological processes in emotional responses, providing insights into emotional recognition mechanisms. This study contributes to understanding emotional processing dynamics and has implications for psychology and neuroscience research.
۵۳۴.

ارائه الگوی بکارگیری مفاهیم بازی پردازی در آموزش ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۶۷
مقدمه و هدف : یکی از اصطلاحات رایج در آموزش بازی پردازی است. هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی بکارگیری مفاهیم بازی پردازی در آموزش ابتدایی است. روش شناسی پژوهش : این پژوهش به لحاظ روش کیفی است. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. جامعه آماری شامل متخصصان و خبرگان در حوزه بازی پردازی و آموزش بودند. بر این اساس با 12 نفر از افراد خبره در زمینه بازی پردازی مصاحبه شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده های حاصل از مصاحبه و شناسایی الگو، از تکنیک تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها : در این پژوهش، 99 مضمون پایه، 20 مضمون سازمان دهنده و 4 مضمون فراگیر شناسایی شد. مضامین فراگیر شامل: آنالیز هدف بازی پردازی، تولید، طراحی عناصر بازی پردازی، و بهره برداری و اجرا هستند. آنالیز هدف بازی پردازی شامل 8 مضمون سازمان دهنده مانند ایجاد حس کنجکاوی، تقویت مهارت ها و یادگیری فعال و مشارکتی است. تولید بر جذابیت های بصری و ابزارهای محیطی تمرکز دارد. طراحی عناصر بازی پردازی به موضوعاتی چون مکانیک و دینامیک بازی، زیبایی شناسی، تأثیر عناصر بازی بر اهداف آموزشی و انگیزش درونی و بیرونی می پردازد. بهره برداری و اجرا نقش مدیران، معلمان، همکاری آن ها و روش های ارزشیابی را شامل می شود. بحث و نتیجه گیری: اجرای الگوی بازی پردازی در آموزش ابتدایی ایران، با وجود موانع، ظرفیت بالایی برای تحول آموزشی دارد و با ایجاد محیطی پویا و انگیزشی، یادگیری را برای کودکان لذت بخش و معنادار می کند و شکاف میان آموزش رسمی و نیازهای روانی-عاطفی آنان را کاهش می دهد.
۵۳۵.

Developing a Structural Model of the Impact of the Five Major Personality Factors on the Resilience of Medical Staff and Faculty Working at Imam Reza Hospital in Tabriz: The Mediating Role of Cognitive Emotion Regulation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۷۱
Resilience is a psychological characteristic that enables individuals to return to their normal lives after experiencing adversity and stressful situations, thereby preventing feelings of failure and defeat in life. In medical communities, due to high-pressure job demands and environmental stressors, resilience is considered one of the most critical components of psychological well-being, closely linked to one’s professional role and job satisfaction. In this regard, the present study investigates the effect of the Five Major Personality Factors on resilience, with the mediating role of cognitive emotion regulation. The statistical population consisted of physicians working at Imam Reza Hospital in Tabriz during the second half of the 2024-2025 academic year. Following the acquisition of the ethics approval code (IR.IAU.TABRIZ.REC.14040.182) a sample of 384 individuals was selected based on Morgan's table through stratified random sampling with proportional allocation across four strata: internal medicine (male), internal medicine (female), neurology (male), and neurology (female), according to the actual distribution in the population. The participants completed the NEO Five-Factor Inventory (NEO-FFI; 1985), the Connor-Davidson Resilience Scale (CD-RISC; 2003), and the Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ; Garnefski & Kraaij, 2006). Data were analyzed using structural equation modeling (SEM) with partial least squares (PLS) in Smart PLS software. The results indicated that all of the Five Major Personality Factors, except for openness to experience and agreeableness, had a significant effect on resilience. Moreover, all personality traits except agreeableness significantly influenced resilience through the mediating variable of cognitive emotion regulation. Based on these findings, it can be concluded that individuals’ level of resilience is influenced by their personality traits and the factors affecting their emotion regulation.
۵۳۶.

نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان در رابطه جو اجتماعی مدرسه و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۳۰۹
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان در رابطه جو اجتماعی مدرسه و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه دبیرستان های شهر بیرجند در سال تحصیلی 1402-1401 بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 350 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی تحصیلی (AWBQ) تومینین-سوینی و همکاران (2012)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) گارنفسکی و همکاران (2001) و پرسشنامه جو مدرسه دلاویر (DSCS) بیر و همکاران (2011) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج بیانگر معناداری اثر مستقیم جو اجتماعی مدرسه بر هر دو مولفه انطباقی و غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی تحصیلی بود (01/0>P). همچنین اثر مستقیم هر دو مولفه انطباقی و غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان و بر بهزیستی تحصیلی معنادار بود (01/0>P). همچنین نتایج بیانگر اثر غیرمستقیم جو اجتماعی مدرسه بر بهزیستی تحصیلی با میانجی گری هر دو مولفه انطباقی و غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان بود (01/0>P). این نتایج نشان می دهد که تنظیم شناختی هیجان با توجه به نقش جو اجتماعی مدرسه می تواند تبیین کننده بهزیستی تحصیلی دانش آموزان باشد.
۵۳۷.

تأثیر ضربان دوگوشی بر اضطراب امتحان، توانایی شناختی و حافظه عملکرد اجرایی دانش آموزان دارای اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۷۴
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی ضربان دوگوشی بر اضطراب امتحان، توانایی شناختی و حافظه عملکرد اجرایی دانشآموزان دارای اضطراب امتحان انجام شد. طرح پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون – پس آزمون بود. جامعه آماری، دانش آموزان پسر متوسطه دوم نمونه دولتی سطح شهر قزوین در سال ۱۴۰۳ بود که 30 نفر واجد شرایط ورود به مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در ۲ گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه توانایی های شناختی نجاتی (۱۳۹۲)، آزمون بلوک های کرسی (۱۹۷۰) و پرسشنامه اضطراب امتحان فریدمن و جاکوب (۱۹۷۷) بودند. سپس شرکت کنندگان گروه آزمایش به مدت 30 دقیقه، 4 بار در هفته، به مدت چهار هفته ضربان دوگوشی 10 هرتز را از طریق هدفون دریافت کردند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چندمتغیری در نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۴ استفاده شد. یافته ها نشان داد که ضربان دوگوشی 10 هرتز به طور معنی داری حافظه فعال را بهبود بخشیده (0/05>p)، توانایی های شناختی را (به جز در مؤلفه های کنترل مهاری، برنامه ریزی و شناخت اجتماعی) افزایش داده (0/05>p) و موجب کاهش سطح اضطراب امتحان شد (0/05>p). بنابراین می توان بیان کرد که روش درمانی همگام سازی امواج مغزی در باند آلفا به عنوان یک روش مداخله ای غیرتهاجمی می تواند در جهت کاهش اضطراب امتحان و بهبود حافظه کاری و توانایی کارکردهای شناختی به کار گرفته شود.
۵۳۸.

مدل یابی معادلات ساختاری رابطه طرحواره های هیجانی و خودکارآمدی تحصیلی با نقش میانجی هیجان های تحصیلی در دختران متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۲۰۶
زمینه: طرحواره های هیجانی و هیجان های تحصیلی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان هستند. این عوامل با تنظیم هیجان ها و رفتارهای مرتبط با یادگیری، نقش اساسی در پیشرفت تحصیلی ایفا می کنند. درک بهتر روابط میان این متغیرها و بررسی نقش میانجی هیجان های تحصیلی می تواند بینشی عمیق تر برای ارتقای کیفیت یادگیری و دستیابی به موفقیت تحصیلی فراهم کند. هدف: این پژوهش با هدف مدل یابی رابطه طرحواره های هیجانی و خودکارآمدی تحصیلی با نقش میانجی هیجان های تحصیلی در دختران دوره متوسطه دوم انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر مشهد در سال تحصیلی 1403-1402 بود؛ که بر اساس قاعده سرانگشتی در مدل معادلات ساختاری 690 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس طرحواره های هیجانی (لیهی، ۲۰۰۲)، مقیاس هیجانات تحصیلی (پکران و همکاران، ۲۰۰۲) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (مظاهری و صادقی، 1394) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آماره های توصیفی و استنباطی مدل یابی معادلات ساختاری با نرم فزارهای SPSS25 و AMOS24 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد مدل رابطه طرحواره های هیجانی و خودکارآمدی تحصیلی با نقش میانجی هیجان های تحصیلی در دختران دوره متوسطه دوم متوسطه ماز برازش قابل قبولی برخوردار است (001/0 >p). به طوری که بین طرحواره های هیجانی با هیجان های تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد (001/0> p)، همچنین بین هیجان های تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد (001/0 >p) و هیجان های تحصیلی در رابطه طرحواره های هیجانی و خودکارآمدی تحصیلی نقش میانجی دارد (001/0>p). نتیجه گیری: طبق نتایج پژوهش، طرحواره های هیجانی مثبت و هیجان های تحصیلی سازگارانه مستقیماً باعث افزایش خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان می شوند. پیشنهاد می شود آموزش مهارت های هیجانی به ویژه در قالب برنامه های روان شناختی، برای ارتقای خودکارآمدی تحصیلی در مدارس اجرا شود.
۵۳۹.

اثربخشی شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای بر انعطاف پذیری شناختی، اهمال کاری تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۲۲۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای بر انعطاف پذیری شناختی، اهمال کاری تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان متوسطه ی دوره ی دوم انجام شد. این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه ی دانش-آموزان متوسطه ی دوم شهر بادرود در سال 1403 بودند که از میان آنها، 30 نفر به روش نمونه گیری غیرتصادفی از نوع در دسترس انتخاب شدند. سپس، آزمودنی های گروه آزمایش، به مدت 8 جلسه ی یک ساعته آموزش پروتکل شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای دریافت کردند. جهت ارزیابی آزمودنی ها نیز از پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010)، اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (1984) و عملکرد تحصیلی تیلور و فام (1999) استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمودن تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS-27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای بر انعطاف پذیری شناختی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان متوسطه دوره دوم اثر مثبت و معناداری داشت (05/0>P). با این وجود، این مداخله بر اهمال کاری تحصیلی این گروه از دانش آموزان اثر معناداری نداشته است (05/0<P). برنامه آموزش شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای می تواند به عنوان یک مداخله ی سودمند برای بهبود انعطاف پذیری شناختی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان متوسطه ی دوره دوم مورد استفاده قرار گیرد.
۵۴۰.

حمایت عاطفی استاد و شدت انگیزه فراگیران زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی: نقش میانجی هیجانات مثبت و منفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۱
این پژوهش با هدف بررسی ارتباط میان حمایت عاطفی استاد، لذت از یادگیری زبان خارجی، خستگی تحصیلی و شدت انگیزه در میان دانشجویان ایرانی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی انجام شد. پژوهش از نوع همبستگی بود و برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. شرکت کنندگان شامل 303 دانشجوی کارشناسی بودند که از طریق نمونه گیری در دسترس در سه دانشگاه زابل، گنبد کاووس و سیستان و بلوچستان انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه حمایت عاطفی استاد ساکیز، پرسشنامه شدت انگیزه، زیرمقیاس لذت یادگیری زبان و پرسشنامه خستگی تحصیلی بود. نتایج نشان داد حمایت عاطفی استاد به طور مثبت لذت و شدت انگیزه را پیش بینی می کند و با خستگی تحصیلی رابطه معکوس دارد. علاوه بر این، لذت و خستگی تحصیلی نقش میانجی در رابطه میان حمایت عاطفی استاد و شدت انگیزه داشتند. به طور کلی، یافته ها نشان داد وقتی استادان رفتارهایی حمایتگرانه و همدلانه تر دارند، دانشجویان احساس لذت بیشتری از یادگیری زبان انگلیسی تجربه می کنند، خستگی کمتری احساس می کنند و از شدت انگیزه بیشتری برخوردار می شوند؛ در نتیجه، حمایت عاطفی استاد عاملی کلیدی در افزایش انگیزه و کاهش خستگی تحصیلی زبان آموزان است و می تواند از طریق پرورش هیجانات مثبت، کیفیت یادگیری زبان انگلیسی را بهبود بخشد.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان