آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۱۱۰

چکیده

اهداف مادران کودکان با فلج مغزی به دلیل وجود کودک مبتلا به فلج مغزی، مستعد فشارهای هیجانی مانند استرس و افسردگی هستند که به فعال شدن طرح واره های هیجانی مانند نشخوار فکری و احساس گناه منجر می شود. این باورهای منفی در مورد هیجانات سبب افکار ناکارآمد و کاهش تاب آوری در مادر می شود. در این صورت انجام مداخله هایی همچون معنویت درمانی می تواند تاب آوری و نشخوار فکری در مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی را بهبود بخشد. مواد و روش ها در این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی دو گروه با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود که بر روی 60 نفر از مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی مراجعه کننده به بیمارستان امام علی (ع) شهر زاهدان انجام شد. نمونه ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله معنویت درمانی قرار گرفتند. مادران قبل و 1 ماه بعد از مداخله پرسش نامه نشخوار فکری نالن هوکسما و مارو و پرسش نامه تاب آوری کانور دیویدسون را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 27 و با استفاده از آزمون های آماری کای دو، تی زوجی و تی مستقل تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها در گروه مداخله بعد از معنویت درمانی، نشخوار فکری در همه ابعاد، کاهش و تاب آوری افزایش یافته بود که این تفاوت ازنظر آماری معنادار بود (001/P<0) اما در گروه کنترل تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری یافته ها نشان می دهد معنویت درمانی می تواند در کاهش نشخوار ذهنی و افزایش تاب آوری مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی مؤثر باشد. بااین حال، به دلیل محدودیت های مطالعه، تعمیم این نتایج به سایر روش های معنویت درمانی یا جمعیت های دیگر مستلزم احتیاط است.

Impact of Spiritual Therapy on Rumination and Resilience of Mothers of Children With Cerebral Palsy

Objectives Mothers of children with cerebral palsy are prone to psychological disorders such as stress and depression, which can lead to the activation of emotional schemas such as rumination. These negative beliefs can reduce resilience. This study aimed to assess the impact of spiritual therapy on rumination and resilience of mothers of children with cerebral palsy in Zahedan, south of Iran. Methods This is a quasi-experimental study with a pre-test/post-test design conducted on 60 mothers of children with cerebral palsy referred to Imam Ali Hospital in Zahedan. The samples were randomly divided into intervention and control groups. The intervention group underwent spiritual therapy at eight sessions of 90 minutes. Before and one month after the intervention, the mothers completed Nolen-Hoeksema and Morrow’s ruminative response scale (RRS) and the Connor-Davidson resilience scale (CD-RISC). Data were analyzed in SPSS software, version 27 using the chi-square test, paired t-test, and independent t-test. Results In the intervention group, after spiritual therapy, the RRS score decreased and the CD-RISC score increased in all dimensions, and the difference between pre-test and post-test scores was statistically significant (P<0.001), but no statistically significant difference was observed in the control group. Conclusion Spiritual therapy is effective in reducing rumination and increasing the resilience of mothers of children with cerebral palsy.

تبلیغات