ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۴۴۱.

ناکارآمدی های طرحواره در تعاملات زناشویی: یک پژوهش کیفی با روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۴۰۷
زمینه: طرحوارهها بر باورهای ارتباطی و الگوهای حل تعارضات زوجین تأثیرگذار هستند و از تقابل خلقوخو و محرکهای فرهنگی- اجتماعی و تربیتی شکل میگیرند. در نتیجه برای درک آنها نیاز به توجه به بافت فرهنگی و تجربه زیسته افراد است. با این حال، پژوهشهای محدودی به بررسی تأثیر این طرحوارهها در بستر فرهنگی ایران و چگونگی شکلگیری الگوهای تعاملی ناکارآمد پرداختهاند. هدف:هدف از این پژوهش شناسایی الگوهای تعاملی ناکارآمد و طرحواره محور زوجین بر اساس بافت جامعه ایرانی و ارائه الگوی مفهومی بود. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام شد. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل تمامی زوج درمانگران با رویکرد طرحواره محور شهر تهران بودندکه از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع در دسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 8 زوج درمانگر جمعآوری شد و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. برای ارزشیابی اعتبار یافتههای مصاحبهها از روش تأمل مشارکتکنندگان و مرور خبرگان غیرشرکتکننده استفاده شد. برای تحلیل دادهها از نرمافزار Maxqda نسخه 20 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از دو مقوله محوری و 14 مقوله اصلی بود که در قالب مدل پارادایمی شامل 2 مقوله محوری )ناامنی و نامتمایز یافتگی(، شرایط علی )سیستم خانواده، سبک فرزندپروری والدین، الگوگیری از والدین، سنتها وآموزههای ناکارآمد، توصیه به بیاعتمادی، تجربه طرد و تحقیرشدن(، شرایط زمینهای )فرهنگ(، شرایط میانجی )عوامل درون فردی، عوامل محیطی(، راهبردها )اجتناب، تسلیم، جبران افراطی( و پیامدها )تعامالت ناکارامد( سازمان یافت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که برای درک بهتر و حل تعارضات روابط زناشویی توجه به بافت فرهنگی و تجارب زیسته افراد ضروری است. شناسایی و درک این الگوهای تعاملی ناکارآمد و طرحوارهمحور میتواند در طراحی برنامههای درمانی و مشاورهای مؤثرتر برای زوجین در جامعه ایرانی کمک کننده باشد
۴۴۲.

بررسی روش یادگیری مشارکتی بر مهارتهای اجتماعی، توسعه مهارت های ذهنی و کاهش اضطراب اجتماعی دانشجویان با میانجیگری هوش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۷ تعداد دانلود : ۵۵۰
زمینه: یادگیری مشارکتی به معنای افزایش توانایی هدایت کاوشگرانه و کاوش علمی است که می تواند با مهارت های اجتماعی، اضطراب و آمادگی ذهنی دانش آموزان مرتبط باشد. این در حالی است از آنجا که بر این متغیرها تأثیرگذار است ممکن است به وسیله برخی از ویژگی های شخصیتی معلم و دانش آموزان تسهیل کننده یا تعدیل گر باشد. بنابراین بررسی روابط این متغیرها برای تعیین نقش هر کدام یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط یادگیری مشارکتی بر مهارتهای اجتماعی، توسعه مهارت های ذهنی و کاهش اضطراب اجتماعی دانشجویان با میانجیگری هوش هیجانی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان شهر میسان تشکیل می دادند. نمونه پژوهش 171 نفر از دانشجویان شهر میسان بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش ازپرسشنامه یادگیری مشارکتی کریمی (1391)، هوش هیجانی از گولمن (2001)، مهارت های اجتماعی از گرشام و الیوت (1990)، مهارت های ذهنی از انجمن دانشکده ها و دانشگاه های آمریکایی(2007) و اضطراب اجتماعی از لاجرکا (1999) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. یافته ها: یافته ها حاکی از برازش مناسب الگوی پیشنهادی با داده هاست. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که ضریب مسیر مستقیم یادگیری مشارکتی و هوش هیجانی به مهارت ذهنی، مهارت اجتماعی و اضطراب اجتماعی معنی دار است (05/0≥P). همچنین ضریب مسیر غیرمستقیم یادگیری مشارکتی به مهارت ذهنی، مهارت اجتماعی و اضطراب اجتماعی از طریق هوش هیجانی نیز معنی دار است (05/0≥P). نتیجه گیری: بر اساس این نتایج می توان گفت که با آموزش یادگیری مشارکتی به دانش آموزان می توان مهارت های اجتماعی و ذهنی آن را ببهبود بخشید و سطح اضطراب اجتماعی را با انجام فعالیت های مشارکتی کاهش داد. و
۴۴۳.

بررسی اثر بخشی آموزش مادران بر اساس مداخله مبتنی بر دلبستگی بر ابعاد چندگانه اضطراب کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۸ تعداد دانلود : ۴۳۸
زمینه: اختلال اضطراب جدایی از شایع ترین اختلال روانی در کودکی است که در صورت عدم درمان موجب اختلالات شدید در بزرگسالی خواهد شد. هدف: پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش مادران بر اساس مداخله مبتنی بر دلبستگی بر ابعاد چندگانه اضطراب کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال اضطراب جدایی مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ناحیه یک شهر ساری در سال تحصیلی ۱۴۰۲- ۱۴۰۱ بودند. نمونه پژوهش 30 نفر از کودکان مبتلال به اختلال اضطراب جدایی بودند به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایشی وگواه گمارش شدند (هر گروه 15 نفر). پس از اجرای پیش آزمون، شرکت کنندگان گروه آزمایشی، مداخله مبتنی بر دلبستگی بر اساس پروتکل قنبری و همکاران (1392)، به مدت 8 جلسه دو ساعته به صورت گروهی دریافت کردند. سپس مرحله پس آزمون وبعد از سه ماه مرحله پیگیری انجام گردید. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه ابعاد چندگانه اضطراب مارچ و همکاران (1997) بود. جهت تجزیه وتحلیل دادها، از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکررآمیحته با استفاده از نرم افزار 26 Spss انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که آموزش مادران بر اساس مداخله مبتنی بر دلبستگی منجر به کاهش ابعاد چندگانه اضطراب کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی شد (05/0 >P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که مداخله مبتنی بر دلبستگی بر ابعاد چندگانه اضطراب و مؤلفه های آن بر کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی در گروه آزمایش مؤثر بوده و می توان این مداخله را به کودکان دارای اختلال اضطراب جدایی، روان شناسان و مشاوران کودک توصیه کرد.
۴۴۴.

اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر خود مراقبتی و حساسیت به طرد در نوجوانان دارای والد وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۸۸
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر خودمراقبتی و حساسیت به طرد در نوجوانان دارای والد وابسته به مواد بود. روش: پژوهش حاضر نیمه -آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه نوجوانان 16 تا 18 ساله دارای والد وابسته به مواد شهر شهرضا در سال 1402 بود که از این بین 30 نفر با نمونه گیری هدفمند و براساس معیارهای ورود پژوهش و کسب نمره کافی در پرسشنامه های خودمراقبتی و حساسیت به طرد انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای رفتار درمانی دیالکتیکی با فراوانی یک جلسه در هفته دریافت نمود. هر دو گروه برای پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه خودمراقبتی و حساسیت به طرد را تکمیل و داده ها به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین گروه آزمایش و کنترل از نظر خودمراقبتی و حساسیت به طرد تفاوت معناداری وجود داشت. به طور خاص، رفتاردرمانی دیالکتیکی باعث افزایش خودمراقبتی و کاهش حساسیت به طرد در افراد گروه آزمایش شد که این تاثیر برای خودمراقبتی 50 درصد و برای حساسیت به طرد 42 درصد بود و بجز مولفه های تصمیم گیری و لذت از زندگی، سایر مولفه های پژوهش تغییر معناداری داشتند. نتیجه گیری: رفتاردرمانی دیالکتیکی بر خودمراقبتی و حساسیت به طرد نوجوانان موثر است و متخصصین سلامت روان و اعتیاد می توانند از این رویکرد برای مشکلات نوجوانان دارای والد وابسته به مواد بهره ببرند.
۴۴۵.

تدوین بسته آموزشی اشتغال حمایت شده و تعیین اثربخشی آن بر خودتنظیمی هیجانی در افراد دارای ناتوانی هوشی، رشدی و بیماری های اعصاب و روان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۸
هدف این پژوهش تدوین بسته آموزشی اشتغال حمایت شده و و بررسی اثربخشی آن بر خود تنظیمی هیجانی در افراد دارای ناتوانایی هوشی، رشدی و بیماری های اعصاب و روان است. روش تحقیق در پژوهش حاضر روش تحقیق ترکیبی است از دو روش کیفی و کمی در مرحله تدوین بسته آموزشی از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد قیاسی و در سنجش کمی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون می باشد. 30 نفر از از جامعه هدف به روش نمونه گیری هدفمند از کارگاه تولیدی حمایتی بهزیستی انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. به منظور گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه ی خود تنظیمی هیجانی میلر و براون استفاده شد. پرسشنامه خود تنظیمی توسط میلر، براون و لاوندوسکی در سال 1999، جهت ارزیابی فرایندهای خود تنظیمی ساخته شده است. این پرسشنامه، از 63 آیتم و 7 خرده مقیاس (پذیرش، ارزیابی، راه اندازی، بررسی، برنامه ریزی، اجرا و سنجش) تشکیل شده که برای سنجش توانایی کلی در تنظیم رفتار طراحی شده است. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بسته آموزشی اشتغال حمایت شده بر خود تنظیمی هیجانی با اثربخشی معناداری همراه است. پیشنهاد می شود از نتایج پژوهش حاضر در جهت بهبود وضعیت روانشناختی افراد دارای ناتوانایی هوشی رشدی و بیماری های اعصاب و روان استفاده شود.
۴۴۶.

تدوین بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۲۱۵
زمینه و هدف: امروزه، مشکل ها و چالش های زناشویی افزایش چشمگیری یافته و آمار طلاق در مقایسه با گذشته رشد زیادی داشته است. بنابراین، هدف این مطالعه تدوین بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق بود. روش و مواد: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی بود. جامعه پژوهش خبرگان روان شناسی و مشاوره شهرستان سبزوار در سال 1403 بودند که 12 نفر از آنان طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار این مطالعه مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان درباره بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق بود؛ به طوری که پس از طراحی سازه مذکور برای آن به تفکیک هر جلسه هدف، محتوا و تکلیف خانگی طراحی شد. داده های حاصل از مصاحبه با روش های تحلیل مضمون و ضرایب نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی در نرم افزار MAXQDA-2020 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان که بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق برای 10 جلسه 90 دقیقه ای طراحی شد و هر جلسه دارای هدف، محتوا و تکلیف خانگی ویژه خود بود. علاوه بر آن، نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی برای بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق به ترتیب 76/0 و 83/0 محاسبه شد. نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق می تواند در کنار سایر بسته های درمانی توسط روان شناسان، مشاوران و درمانگران به عنوان روشی موثر جهت بهبود ویژگی های روان شناختی در زوجین متقاضی طلاق مورد استفاده قرار گیرد.
۴۴۷.

نقش مدرسه و عوامل آن در سلامت روان دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مدرسه و عوامل آن یعنی معلمان، مشاوران و مربیان بهداشت در سلامت روان دانش آموزان ابتدایی بود که کاربردی و از نظر نوع پژوهش به صورت مروری (کتابخانه ای) انجام شد. برای تهیه ی مبانی نظری، ادبیات و پیشینه ی پژوهش از مقالات موجود در پایگاه های داده علمی معتبر داخلی و خارجی استفاده شد. منابع گردآوری شده مربوط به سال های 2019 تا 2024 که نزدیک ترین ارتباط را با هدف و عنوان پژوهش داشتند، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. پژوهشگر پس از انتخاب 34 مقاله، به تجزیه و تحلیل آن ها به روش تحلیلی پرداخت. نتایج نشان داد مدرسه، معلمان، مشاوران و مربیان بهداشت بر سلامت روان دانش آموزان تأثیر فراوانی دارند. به نوعی که مدرسه و هر یک از عوامل آن با حمایت و ارتقا سلامت روان دانش آموزان علاوه بر بهبود و پیشرفت تحصیلی، بر رشد و تکامل روانی_اجتماعی، حس نشاط و پرورش خلاقیت آن ها نیز تأثیرگذار هستند. از طرفی آن ها می توانند موجبات خلل در سلامت روان دانش آموزان باشند.
۴۴۸.

Effectiveness of positive psychotherapy on subjective well-being in Women with Veteran Spouses(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۰
Aim: The purpose of this study was to the investigate effectiveness of positive psychotherapy on subjective well-being in women with veteran spouses. Method: The method of this study was quasi-experimental with a pretest-posttest design along with a control and experimental group. The statistical population of the research includes all women with veteran spouses Noorabad Mamasani city (Fars Province) in year of 2023. Using convenience sampling, 30 women with veteran spouses participated in this study and were randomly assigned to the control group (n=15), and experimental group (n=15). Positive and Negative Affect Schedule (PANAS) and Satisfaction with Life Scale (SWLS) were used to collect data. The experimental group received 10 sessions positive psychotherapy training (PPT) and untreated groups underwent no interventions, respectively. Data were analyzed using a multivariate analysis of covariance. Finding: the findings showed positive professionals and counselors’ special attention to intervention based on positive psychotherapy for women with veteran spouses. Psychotherapy training (PPT) effects subjective well-being (p˂0.05). Conclusion: It can be concluded that positive psychotherapy training (PPT) can be considered as a method to improve the subjective well-being in women with veteran spouses. The findings of this study have potentially important implication for
۴۴۹.

برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی برای دانش آموزان: طراحی و بررسی اثربخشی مقدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۶۶
هدف: تقویت کارکرد های اجرایی یکی از اهداف آموزشی رویکرد های مختلف آموزشی و درمانی است. پژوهش حاضر به طراحی برنامه آموزش کارکرد های اجرایی و بررسی اثربخشی آن در دانش آموزان می پردازد. روش: بسته آموزشی برای تقویت راهبرد های اجرایی نوجوانان با استفاده از روش نقشه نگاری مداخله، طراحی و به صورت پایلوت اجرا شد. طرح پژوهش حاضر پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل مقطع متوسطه اول شهر تهران بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد ۳۲ نفر از آن ها انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار داده شدند. بسته آموزشی به مدت ۱۰ جلسه ی یک ساعته برای گروه آزمایش اجرا شد. گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. تمامی شرکت کنندگان در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون با آزمون های فراخنای ارقام، ردیابی، توجه پایدار و کشیش و آدمخوار مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، میزان تغییرات نمره های دو گروه از پیش آزمون تا پس آزمون، محاسبه و با استفاده از آزمون تی مستقل مقایسه شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه آموزشی راهبرد های شناختی تأثیر معناداری در بهبود توجه پایدار و حل مسأله در دانش آموزان با تحول طبیعی داشته است (۰۵/۰ > p) اما این معناداری در آزمون های فراخنای ارقام و ردیابی دیده نشد (۰۵/۰ < p). نتیجه گیری: می تواند مورد توجه قرار گیرد و مطالعات گسترده تری برای تعمیم نتایح پیشنهاد می شود.. برنامه آموزشی تقویت راهبرد های اجرایی می تواند موجب بهبود کارکرد های شناختی پایه و سطح عالی، از جمله کارکرد های توجهی و برنامه ریزی در دانش آموزان شود.
۴۵۰.

The Effectiveness of Mindful Self-Compassion Program on Distress Tolerance, Emotional Expression, and Psychological Flexibility in Individuals with Social Anxiety Disorder

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۵۲
 Objective: The present study aimed to investigate the effectiveness of the mindfulness-based self-compassion program on distress tolerance, emotional expression, and psychological resilience in individuals with social anxiety disorder.Methods: This study was a quasi-experimental study with a pre-test and post-test design. Thirty individuals with social anxiety disorder were selected through purposive sampling in counseling centers and cyberspace, and they were randomly assigned to two experimental and control groups. At the beginning and end of the study, the two groups answered the questionnaires, including Social Phobia Inventory (SPI), Distress Tolerance Scale (DTS), Emotional Expressiveness Scale (EES), and Cognitive Flexibility Inventory (CFI). The experimental group underwent a mindful self-compassion intervention for eight weekly sessions, one session lasting 150 minutes, while the control group did not receive any treatment. Univariate analyses of covariance were employed to analyze the data using SPSS software version 27.Results: The results of ANCOVA analyses showed that there was a significant difference between the experimental and control groups in the post-test of distress tolerance, emotional expression, and psychological flexibility (p < 0.05). The results of the Bonferroni test showed that the experimental group had higher scores in the post-test of distress tolerance, emotional expression, and psychological flexibility than the control group (p < 0.05).Conclusion: Findings indicate that the mindful self-compassion program is effective in enhancing distress tolerance, emotional expression, and psychological flexibility for individuals with social anxiety disorder.
۴۵۱.

ساخت و رواسازی پرسشنامه حمایت گری عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۹
حمایت گری عاطفی، کنش عاطفی فعالانه بوده که بر گشودگی به نگرانی های دیگران و تلاش برای بهبود عاطفه ی فرد مقابل تأکید دارد. هدف مطالعه ی حاضر، ساخت و رواسازی مقیاس حمایت گری عاطفی بود. روش پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی، و جامعه ی آماری شامل دانشجویان روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی در سال 1402-1401 بودند که از میان آنها 200 نفر به روش نمونه-گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. براساس مطالعه پیشینه پرسشنامه، با نظر متخصصین طراحی شد، با 11 گویه در 3 حیطه «همدلی»، «پرکردن تنهایی» و «انگیزه و امید دادن» و در 4 سطح شامل اعضای خانواده، دوستان، آشنایان/ فامیل و افراد غریبه . سپس، همسانی درونی سؤالات از طریق ضریب آلفا کرونباخ و روایی سازه آن از طریق تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن است که مدل از برازش مطلوبی با داده ها برخوردار است. به نظر می رسد که نشان دادن هر رفتار حمایت گرانه ای به شدت از نسبت مخاطب موردنظر با شخص حامی تأثیر می گیرد. همچنین با در نظر گرفتن ضریب مقبولیت گویه ها، مشاهده می شود که در هر یک از مؤلفه ها، بیشترین میانگین متعلق به اعضاء خانواده و سپس متعلق به دوستان است و فامیل/آشنا و افراد غریبه در رده های بعدی قرار می گیرند. پایایی پرسشنامه نیز از طریق بازآزمایی مورد سنجش و تأیید قرار گرفت. از آنجایی که پژوهش حاضر بر روی دانشجویان انجام شده، پیشنهاد می شود این ابزار در سایر قشرها و رده های سنی نیز اجرا و ویژگی های روانسنجی آن بررسی شود.
۴۵۲.

The Mediation Role of Emotional Quotient in the Relationship of Work Gratification And Career Quality of Life

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۳ تعداد دانلود : ۳۷۵
The present research aimed to examine how emotional quotient mediates the link between work gratification and career life quality for employees at Sistan and Baluchestan University in Zahedan, Iran. The statistical population for this study comprised all staff at Sistan and Baluchestan University, and a sample of 155 employees was selected using convenience sampling. Participants completed the Work Gratification Questionnaire created by Brayfield & Rothe (1951), the Emotional Quotient Questionnaire by Chadha (2001), and the Career Quality of Life Scale established by Van Laar, Edwards, & Easton (2007). The results showed that work gratification significantly and positively influenced all dimensions of quality of work life. Emotional quotient did not notably affect the components of career quality of life. Work gratification did not exert an indirect influence through emotional intelligence on the career quality of life. Emotional quotient did not significantly influence the relationship between work gratification and career quality of life for staff in the University of Sistan and Baluchestan.
۴۵۳.

The Influence of Socio-Demographic Factors on Quality of Life, Emotional Intelligence, and Organizational Commitment in Transmittal Company Employees

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۳۶۶
The purpose of this study was to assess how socio-demographic factors affect quality of life, emotional intelligence, and organizational commitment among employees of transmittal companies in Sistan and Baluchestan Province, Iran. The sample included 268 employees from the Sistan and Baluchestan Transmittal Company who were selected through a convenience sampling method. The Quality of Life Scale created by Dueby et al. (1988), Singh's Emotional Intelligence Scale (2004), and the Organizational Commitment Scale by Khan and Mishra (2002) were employed for gathering data. The results from one way ANOVA indicated that individuals aged 31-40 years and those aged 41 years and older exhibited notably higher average mean scores for quality of life in comparison to the 22-30 years age group. However, people between 22 and 30 demonstrated notably higher average scores in emotional intelligence compared to those in the 31-40 age group and individuals aged 41 and older. The results of the independent t-test revealed that male employees achieved significantly greater average scores on quality of life compared to their female counterparts. The results from the one-way ANOVA indicated a notable difference in quality of life scores; employees with 11-20 years and those with 21 or more years of experience showed significantly higher average mean scores in quality of life compared to employees with less than 10 years of experience.
۴۵۴.

نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه با طردشدگی از سوی والدین و درد ذهنی در افراد مبتلا به جرح خویشتن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۷۵
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه با طردشدگی از سوی والدین و درد ذهنی در افراد مبتلا به جرح خویشتن می باشد. روش پژوهش توصیفی به شیوه معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل نوجوانان دختر و پسر مبتلا به جرح خویشتن شهرستان رباط کریم و اسلامشهر تهران در تابستان سال 1398 بود که حجم نمونه 204 نفر، بصورت در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس سیاهه کارکردهای خودجرحی کلونسکی و گلن (ISAS)، پرسشنامه خودآسیب رسانی سانسون و همکاران (SHI)، مقیاس دشواری تنظیم هیجانی گراتز و روئمر (DERS)، پرسشنامه پذیرش- طرد والدینی روهنر (PARQ)، مقیاس درد ذهنی اورباخ و میکولینسر (OMMP) بود. تجزیه و تحلیل داده ها به روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار ایموس 24 انجام گرفت. نتایج حاصل از یافته ها نشان داد مدل مفهومی پژوهش که در آن فرض شده بود طردشدگی از سوی والدین و درد ذهنی و تنظیم هیجان، رفتارهای جرح خویشتن را پیش بینی می کنند، با داده های گردآوری شده برازش دارد. طرد والدینی به واسطه تنظیم هیجان بر جرح خویشتن (148/0=β، 050/0=P) نقش غیرمستقیم داشت. طرد از سوی والدین بعنوان بیش آمادگی که در کودکی شکل می گیرد موجب متوسل شدن فرد به راهبردهای تنظیم هیجانی ناسازگارانه در پاسخ به درد ذهنی که از طرد والدین نشأت می گیرد، می شود که در نهایت رفتارهای جرح خویشتن را بعنوان راهبردهای رفتاری موجب می شود.
۴۵۵.

اعتباریابی نسخه فارسی پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مسائل در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۰
مقدمه: مفهومِ جهت گیری منفی نسبت به مسئله با مولفه هایی مانندِ ارزیابی مسائل به مثابه تهدید، ادراک از عدم خودکارآمدی و ترس از اعتماد به توانش های فردی برای حل مسئله، بدبینی نسبت به پیامدهای فرایندِ حل مسئله و عدم تحمل ناکامی، بر نگرش منفی افراد نسبت به مسائل، دلالت دارد. این پژوهش با هدف تحلیل روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مسئله در بیماران اسکلروز چندگانه، انجام شد. روش: در این پژوهش هبستگی، 350 بیمار (194 مرد و 156 زن) از بین مراجعه کنندگان به مرکز تصویربرداری کوثر و انجمن ام اس ایران، واقع در شهر تهران، به کمک روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به مقیاس عدم تحمل ابهام (فرستون و همکاران، 1994)، پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مشکل (رابی چاوود و دوگاس، 2005) و پرسشنامه اجتناب شناختی (سکستون و دوگاس، 2004)، پاسخ دادند. یافته ها: نتایج تحلیل عامل تاییدی از ساختار تک عاملی نسخه فارسی پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مسئله در بیماران اسکلروز چندگانه، به طور تجربی حمایت کرد. همچنین، همبستگی مثبت و معنادار بین جهت گیری منفی نسبت به مسئله با اجتناب شناختی و عدم تحمل ابهام، از روایی ملاکی پرسشنامه، حمایت کرد. ضریب همسانی درونی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 945/0 به دست آمد. نتیجه گیری: در مجموع، نتایج این پژوهش ضمن دفاع از بسندگی نقشه مفهومی معطوف بر ساختاری تک وجهی برای جهت گیری منفی نسبت به مسئله، از مشخصه های فنی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مسئله در بیماران اسکلروز چندگانه، به طور تجربی، دفاع کرد.
۴۵۶.

اثربخشی برنامه کاهش وزن تلفیقی بر سوگیری توجه و بازداری رفتاری زنان مبتلا به چاقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
مقدمه: چاقی یکی از معضلات رو به رشد سلامت عمومی است که نه تنها با پیامدهای جسمانی، بلکه با تغییرات شناختی مانند سوگیری توجه و ضعف در بازداری رفتاری همراه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی برنامه کاهش وزن تلفیقی بر سوگیری توجه و بازداری رفتاری زنان مبتلا به چاقی صورت گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان چاق مراجعه کننده به مرکز سلامت دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1402 بود. با توجه به اینکه حداقل 15 نمونه در تحقیقات تجربی در نظر گرفته شده است، در نتیجه 30 زن چاق (15 نفر در موقعیت درمان با برنامه کاهش وزن تلفیقی به عنوان گروه آزمایش و 15 نفر در موقعیت بدون درمان به عنوان گروه کنترل) به روش نمونه گیری هدف مند انتخاب و به صورت تصادفی با قرعه کشی در گروه آزمایش و کنترل جای گذاری شدند. گروه آزمایش به تفکیک روزانه به مدت 50 دقیقه و با تعداد جلسات 15 جلسه تحت برنامه کاهش وزن قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. اعضای گروه با استفاده از نرم افزار رایانه ای دات پروب و برو/نرو در مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزارSPSS نسخه 22 و روش تحلیل واریانس چندمتغیری برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: براساس نتایج بدست آمده، بعد از انجام مداخله اثربخشی برنامه کاهش وزن تلفیقی بر سوگیری توجه و بازداری رفتاری معنادار بوده و موجب کاهش آنها شده بود (p<0/05). همچنین مقدار اندازه اثر در سوگیری توجه و بازداری رفتاری به ترتیب برابر 875/0 و 773/0 بود. نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه، به نظر می رسد از روش فوق می توان در برنامه های کاهش وزن و تغییر سبک زندگی و ارتقاء سلامت جامعه استفاده کرد.
۴۵۷.

وضعیت سنجی اختلالات روانی در مراجعان مراکز خدمات روان شناختی و مشاوره شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۷۸
وضعیت اختلالات و آسیب های روانی در افراد مراجعه کننده به مراکز خدمات روان شناختی می تواند هم نشان گر وضعیت روانی افراد جامعه و هم دیدگاه مردم نسبت به استفاده از خدمات روان شناختی و مشاوره باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف وضعیت سنجی اختلالات روانی در مراجعین مراکز خدمات روان شناختی و مشاوره شهر تهران به انجام رسید. تحقیق حاضر بر اساس هدف، از نوع کاربردی و از نظر ماهیت روش تحقیق، از نوع تحقیقات توصیفی - پیمایشی بود. جامعه تحقیق شامل مراجعین مرکز خدمات روان شناختی نسیم آرامش در شهر تهران بود. حجم نمونه در این تحقیق برابر با 300 نفر محاسبه شد. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری دردسترس بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. ابزار پژوهش مشتمل بر آزمون اختلالات روان شناختی SCL90 بود. یافته های پژوهش نشان داد که نشانه های اختلال روانی افسردگی، وسواس اجباری، افکار پارانوئید و اضطراب بیشترین میزان شیوع را در میان مراجعان داشتند. ضمن این که زنان نسبت به مردان در مقیاس های شکایات جسمانی، افسردگی، اضطراب، ترس مرضی و مقیاس کلی از وضعیت نامطلوب تری رنج می بردند. این نتایج گویای این است که عموم افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره در کشور ما از وضعیت روان شناختی چندان مطلوبی برخوردار نیستند و از سویی، زمانی به مراکز خدمات روانی رجوع می کنند که درگیر انواع اختلالات و آسیب-های روانی هستند و به عبارتی، رهایی از رنج های روانی نسبت به ضرورت رشد فردی در میان مراجعان مراکز روان شناختی اولویت دارد.
۴۵۸.

مدل یابی نقش میانجی باورهای خودکارآمدی در رابطه بین تنظیم شناختی هیجان و انعطاف پذیری شناختی با تاب آوری در نوجوانان دارای گرایش به اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی نقش میانجی باورهای خودکارآمدی در رابطه بین تنظیم شناختی هیجان و انعطاف پذیری شناختی با تاب آوری در نوجوانان دارای گرایش به اعتیاد انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و روش تحلیل از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی نوجوانان دارای گرایش به اعتیاد در دوره ی متوسطه ی دوّم در سال تحصیلی 1404-1403 شهر اردبیل بود. از بین آنها، تعداد 300 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گرد آوری اطلاعات از مقیاس تاب آوری، پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان، سیاهه انعطاف پذیری شناختی و مقیاس باورهای خودکارآمدی عمومی استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که تنظیم شناختی هیجان و انعطاف پذیری شناختی بر تاب آوری اثر مستقیم و معنی داری داشتند. همچنین، خودکارآمدی در رابطه غیرمستقیم تنظیم شناختی هیجان و انعطاف پذیری شناختی با تاب آوری دارای نقش واسطه ای معناداری بود. نتیجه گیری: نتایج می توانند مبنای طراحی مداخلات روان شناختی با هدف تقویت تنظیم شناختی هیجان، انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدی برای ارتقای تاب آوری در نوجوانان در معرض گرایش به مصرف مواد باشند.
۴۵۹.

تأثیر سرمایه روانشناختی و سرمایه اجتماعی بر رفتارهای شهروندی سازمانی با میانجی گری مدیریت برداشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۷ تعداد دانلود : ۳۳۶
زمینه: سازمان ها برای دستیابی به مزیت رقابتی و بقای بلندمدت، نیازمند سرمایه های مختلفی هستند. در میان این سرمایه ها، سرمایه های ناملموس از جمله سرمایه فکری، سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی، نقشی حیاتی در ارتقای عملکرد سازمانی ایفا می کنند. با وجود مطالعات متعددی که به بررسی تاثیر سرمایه های ناملموس بر رفتارهای شهروندی سازمانی پرداخته اند، اما هنوز هم ابهامات و خلاءهایی در این زمینه وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سرمایه فکری، سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی بر رفتارهای شهروندی سازمانی با میانجی گری مدیریت برداشت انجام شد. روش: روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری آن، شامل تمامی کارکنان شرکت به تعداد 400 نفر در سال مالی 1400بود. حجم نمونه بر اساس فرمول جی پاور 376 نفر به دست آمد، به خاطر افت آزمودنی 385 نفر انتخاب گردید و در نهایت 378 پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفت. ابزار پژوهش پرسش نامه های سرمایه فکری (بونتیس، ۱۹۹۸)، سرمایه اجتماعی (ناهاپیت و گوشال، 1998)، سرمایه روانشناختی (لوتانز و همکاران، 2007) و مدیریت برداشت (بولینو و ترنلی، 1999) و رفتار شهروندی (ارگان و کانوسکی، 1996) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری (SEM) و برآورد آماره های توصیفی در نرم افزارهای آماری SPSS نسخه 26 و Amos نسخه 24 انجام شد. یافته ها: نتایج یافته ها نشان داد که مدیریت برداشت نقش میانجی در تاثیر سرمایه فکری و سرمایه روانشناختی در سازمان بر رفتارهای شهروندی سازمانی دارد (05/0>P). سرمایه فکری، سرمایه اجتماعی و سرمایه روانشناختی بر رفتارهای شهروندی سازمانی تاثیر دارد. همچنین مدیریت برداشت بر رفتارهای شهروندی سازمانی تاثیر دارد، ولی سرمایه اجتماعی بر مدیریت برداشت تاثیر نداشت، در نهایت نقش میانجی مدیریت برداشت در ارتباط بین سرمایه فکری و رفتارهای شهروندی سازمانی مورد تایید قرار نگرفت (05/0<P). واژه
۴۶۰.

تأثیر دو نوع فعالیت ورزشی تداومی کم شدت و اینتروال پر شدت بر توجه انتخابی، حافظه فعال و کارکرد اجرایی در دانشجویان کم تحرک در دوران کرونا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۶۲
مقدمه: توجه و حافظه از فرایندهای شناختی هستند که در امر یادگیری نقش بارزی را ایفا می کنند. شدت فعالیت های ورزشی می تواند نقش مهمی در عملکردهای شناختی داشته باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر تأثیر دو نوع فعالیت ورزشی تداومی کم شدت و اینتروال پر شدت بر توجه انتخابی، حافظه فعال و کارکرد اجرایی در دانشجویان کم تحرک در دوران کرونا بود. روش: این پژوهش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشجویان پسر دانشگاه فنی و حرفه ای شیراز در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۰ بود. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری در دسترس بود که تعداد ۵۱ نفر به عنوان نمونه در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از آزمون رنگ واژه استروپ و آزمون حافظه وکسلر بزرگسالان استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی توکی به کمک نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از تفاوت معنادار میان میانگین های پس آزمون در گروه آزمایش و کنترل بود؛ بدین معنی که تمرینات تداومی کم شدت می تواند میزان توجه انتخابی (89/0=Eta،001/0=P،40/58=F)، حافظه فعال (75/0=Eta،003/0=P، 89/36=F) و کارکرد اجرایی (94/0=Eta،001/0=P، 66/62=F) را در دانشجویان کم تحرک بهبود بخشد (05/0p<). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تمرینات تداومی کم شدت میزان توجه انتخابی، حافظه فعال و کارکرد اجرایی را در دانشجویان کم تحرک بهبود می بخشد؛ بنابراین، فعالیت تداومی کم شدت در مقایسه با فعالیت اینتروال پرشدت، مؤثرترین فعالیت ورزشی در بهبود عملکردهای شناختی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان