ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۴۰۱.

ایجاد و توسعه نظام آموزش از راه دور: چالش یا فرصت؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۵
هدف این پژوهش درک جامعی از چالش ها و فرصت های ایجاد و توسعه نظام آموزش از راه دور بود. روش انجام این تحقیق برحسب هدف کاربردی و برحسب گردآوری اطلاعات کیفی_ترکیب پژوهی است. منابع مورد مطالعه این تحقیق کلیه مطالعات انجام شده در این زمینه بود و بر این اساس از مجموع 42 مقاله به دست آمده، پس از بررسی دقیق و میزان مرتبط بودن چکیده آنها و بررسی میزان قرابت متن کامل آنها به موضوع پژوهش در نهایت 29 پژوهش به عنوان نمونه هدفمند و در دسترس برای استخراج چالش ها و فرصت ها در این نوع نظام آموزشی در نظر گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از رویکرد ترکیب پژوهی استقرایی که فرایندی تفسیری است استفاده گردید. برای اعتبار داده های پژوهشی از چک لیست کاسپ استفاده شد و کدهای به دست آمده با استفاده از آزمون پایایی کدگذاران، یکدست و هماهنگ شدند. نتایج حاصل از تحلیل داده ها منجر به شناسایی 47 چالش و 29 فرصت به عنوان چالش ها و فرصت های ایجاد و توسعه نظام آموزش از راه دور هر کدام در 5 مقوله محوری فرهنگی- اجتماعی، توسعه آموزشی، توسعه فردی، توسعه ساختاری_ مالی و سازمانی، توسعه فناوری گردید؛ لذا پیشنهاد می شود مدیران و سیاست گذاران نظام آموزش عالی، بسترها و تدابیر و تصمیم های لازم و مقتضی، قوانین و آیین نامه های مورد نیاز و احصاشده از نتایج این تحقیق را جهت ایجاد و توسعه نظام آموزشی از راه دور را مهیا، تدوین و اجرا نمایند.
۴۰۲.

ارائه مدل علّی روابط یادگیری مجازی و دلبستگی تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه با نقش واسطه ای یادگیری خودانگیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۸
هدف این پژوهش ارائه مدل علی روابط یادگیری مجازی و دلبستگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه با نقش واسطه ای یادگیری خودانگیخته بود. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر زرقان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده، و بر اساس جدول کوکران، تعداد ۲۵۶ دانش آموز انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه دلبستگی تحصیلی ریو (۲۰۱۳)، پرسشنامه یادگیری خودانگیخته فیشر و همکاران (۲۰۰۱) و پرسشنامه یادگیری مجازی و الکترونیک واتکینز و همکاران (۲۰۰۴) بود. برای بررسی فرضیه ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد مؤلفه های یادگیری مجازی بر مؤلفه های یادگیری خودانگیخته اثر مستقیم و مثبت دارد. مؤلفه های یادگیری خودانگیخته بر دلبستگی تحصیلی اثر مستقیم و مثبت دارد. مؤلفه های یادگیری مجازی از طریق واسطه گری ابعاد یادگیری خودانگیخته بر دلبستگی تحصیلی دارای اثر غیرمستقیم دارد. بر این اساس پیشنهاد می شود امکانات لازم برای دسترسی دانش آموزان به فناوری فراهم آید و آموزش های لازم در این زمینه انجام شود.
۴۰۳.

ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس عدم بخشش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۶۴
زمینه :هدف این مطالعه ساختار عاملی، پایایی و روایی نسخه فارسی مقیاس عدم بخشش در میان دانشجویان ایرانی بود. روش : پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها روش این پژوهش توصیفی- همبستگی بود؛ به این منظور ۴۵۰ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور شهر اهواز از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ انتخاب شدند و به مقیاس عدم بخشش پاسخ دادند. ساختار عاملی مقیاس از طریق تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، همسانی درونی ابزار توسط آلفای کرونباخ و روایی آن به روش همگرا و واگرا به ترتیب با استفاده از ابزار پرسشنامه کینه توزی و مقیاس صفت گذشت مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافته ها: هر یک از شاخص های تحلیل عاملی تأییدی، ازجمله CFI، NFI، IFI و TLI مقدار مطلوب و مناسبی برای این مقیاس داشتند. ضریب آلفای کل مقیاس نیز 0/93به دست آمد که حاکی از همسانی درونی مطلوب مقیاس است. از نظر آماری بارهای عاملی تمام آیتم ها بالاتر از 0/55در سطح 0/001 معنادار بود. همبستگی پیرسون بین نمره کل این مقیاس با مقیاس کینه توزی 0/65و مقیاس صفت گذشت به مقدار 0/59- در سطح 0/001 معنادار گزارش شد که حاکی از روایی همگرا و واگرای مطلوب مقیاس است. نتیجه گیری: بنابراین باتوجه به برازش مطلوب مدل، روایی و پایایی مناسب و اعتبار بالای مقیاس عدم بخشش، می توان ازآن جهت بررسی و سنجش عدم بخشش بین فردی در جامعه ایرانی استفاده کرد.
۴۰۴.

اثربخشی شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای بر انعطاف پذیری شناختی، اهمال کاری تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۸۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای بر انعطاف پذیری شناختی، اهمال کاری تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان متوسطه ی دوره ی دوم انجام شد. این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه ی دانش-آموزان متوسطه ی دوم شهر بادرود در سال 1403 بودند که از میان آنها، 30 نفر به روش نمونه گیری غیرتصادفی از نوع در دسترس انتخاب شدند. سپس، آزمودنی های گروه آزمایش، به مدت 8 جلسه ی یک ساعته آموزش پروتکل شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای دریافت کردند. جهت ارزیابی آزمودنی ها نیز از پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010)، اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (1984) و عملکرد تحصیلی تیلور و فام (1999) استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمودن تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS-27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای بر انعطاف پذیری شناختی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان متوسطه دوره دوم اثر مثبت و معناداری داشت (05/0>P). با این وجود، این مداخله بر اهمال کاری تحصیلی این گروه از دانش آموزان اثر معناداری نداشته است (05/0<P). برنامه آموزش شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای می تواند به عنوان یک مداخله ی سودمند برای بهبود انعطاف پذیری شناختی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان متوسطه ی دوره دوم مورد استفاده قرار گیرد.
۴۰۵.

اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر انعطاف پذیری عاطفی مادران دارای فرزند با اختلال رشد ذهنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۳۳
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک بر انعطاف پذیری عاطفی مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی به اجرا درآمد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که فرزندان آنها در مدارس استثنایی حضور داشتند. نمونه پژوهش شامل 26 نفر از مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 13 نفر). گروه آزمایش مداخله ده جلسه ای رفتاردرمانی دیالکتیک را دریافت نمودند ولی گروه گواه هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. ابزار مورد استفاده شامل انعطاف پذیری عاطفی (تقی زاده و محبی پور، 1396) بود. تجزیه و تحلیل توسط نرم افزار 23(SPSS) صورت گرفت. نتایج نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیک بر انعطاف پذیری عاطفی مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی تاثیر معنادار دارد(>p001/0). با توجه به یافته های پژوهش می توان برای بهبود انعطاف پذیری عاطفی مادران دارای فرزند اختلال رشد ذهنی از رفتاردرمانی دیالکتیک سود جست.
۴۰۷.

The Effectiveness of Self-Encouragement Training on the Homesickness in Non-Native University Students(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۹۵
Aim: The present study aimed to determine the effectiveness of self-encouragement training on the homesickness (including longing for family, desire to return home, maladjustment, feelings of loneliness, yearning for familiar people and environments) in non-native university students. Method: This research employed a quasi-experimental design with a pre-test–post-test control group. The statistical population consisted of all first-year non-native university students residing in university dormitories at the Islamic Azad University of Ardabil. From this population, 30 university students were selected through purposive sampling and randomly assigned to an experimental group (n=15) and a control group (n=15). Data were collected using the Homesickness Questionnaire developed by Van Vliet (2001). The experimental group received 10 sessions of self-encouragement training based on the encouragement training Shwanker's model (1979). Self-encouragement training is a psychological intervention aimed at enhancing resilience and reducing negative emotions by promoting self-acceptance, recognizing personal strengths, and fostering a positive outlook on life. Data analysis was conducted using multivariate covariance analysis via SPSS software, version26. Findings: The results showed that the self-encouragement Training significantly reduced the level of homesickness in the experimental group. Specifically, the post-test mean scores of homesickness and its subcomponents significantly decreased after the intervention (p<0.01). Conclusion: The self-encouragement training significantly reduced feelings of homesickness and its related components among non-native university students. This finding demonstrates the effectiveness of this psychological intervention in improving emotional adjustment and alleviating longing for family and familiar environments. Therefore, it can be considered an effective approach for providing psychological support to non-native university students.
۴۰۸.

معرفی و اعتباریابی مقیاس تأیید معلم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۷
یکی از مهم ترین رفتارهای ارتباطی که بر یادگیری دانش آموزان تأثیر می گذرد، تأیید معلم است. هدف از پژوهش حاضر، معرفی و اعتباریابی مقیاس تأیید معلم (الیس، 2000) بود. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان پایه سوم دوره دوم متوسطه نظری شهر کرمانشاه بودند. با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس و با استناد به قواعد نمونه گیری در مدل یابی معادلات ساختاری، نمونه ای به حجم 210 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها مقیاس تأیید معلم الیس (2000) بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و مرتبه دوم، ضریب آلفای کرونباخ، آزمون t برای دو گروه مستقل و تحلیل واریانس یک راهه صورت گرفت. یافته ها بیانگر تأیید ساختار عاملی مقیاس تأیید معلم مشتمل بر 16 ماده و سه مؤلفه پاسخ به نظرات/پرسش های دانش آموز، نشان دادن علاقه به فرآیند یادگیری دانش آموز، و سبک تدریس در نمونه ایرانی مورد مطالعه بود. پایایی کل مقیاس 83/0 و پایایی مؤلفه های آن در دامنه 74/0 تا 80/0 بود. یافته ها همچنین نشان داد که دانش آموزان رشته ریاضی، میزان رفتارهای تأییدی معلمان را به طور معناداری کمتر از دانش آموزان رشته های علوم تجربی و علوم انسانی ارزیابی کرده اند. در مجموع با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که مقیاس تأیید معلم در نمونه دانش آموزان ایرانی دارای روایی و پایایی مناسبی است و می توان از این ابزار برای سنجش رفتارهای تأییدی معلمان استفاده کرد.
۴۰۹.

تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی سازگاری با سندروم آشیانه خالی و اثربخشی آن بر احساس شکست و تحمل پریشانی سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۸
هدف: هدف پژوهش تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی و اثربخشی آن بر احساس شکست و تحمل پریشانی سالمندان بود. روش : مطالعه حاضر طی دو مرحله انجام شد. ابتدا بسته مشاوره ای سازگاری با آشیانه خالی تدوین و برای اعتباریابی آن از اعتبار محتوایی استفاده شد. سپس در این پژوهش برای سنجش اثربخشی بسته از طرح تجربی تک موردی یا تک آزمودنی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را سالمندان آشیانه خالی شهر تهران در سال 1401 تشکیل داده و نمونه گیری به صورت در دسترس بوده است. نمونه ها شامل 3 خانم سالمند آشیانه خالی مراجعه کننده به سرای محله های شهرآرا و قلهک بودند که نمره بالایی در احساس شکست داشتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و احساس شکست (گیلبرت و آلن، 1998) استفاده شد. بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی در 9 جلسه 60 دقیقه ای بافاصله 1 هفته بین جلسات ارائه شد. روش تحلیل داده ها به صورت تحلیل نگاره ای بود و برای به دست آوردن اثربخشی بسته سازگاری یا آشیانه خالی از فرمول درصد بهبودی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی باعث کاهش احساس شکست و افزایش تحمل پریشانی سالمندان آشیانه خالی شده است. نتیجه گیری: باتوجه به اینکه بسته آموزشی سازگاری با سندرم آشیانه خالی یک بسته مبتنی بر تجارب زیسته سالمندان آشیانه خالی است کمک می کند تا سالمندان بتوانند تحمل پریشانی بیشتری را تجربه و همچنین میزان احساس شکست آن ها کاهش پیدا کند.
۴۱۰.

بررسی میزان هوش هیجانی در دانشجویان پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در سال 1399

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۸
مقدمه: هوش هیجانی یکی از ارکان مهم رسیدن به موفقیت در حوزه های مختلف زندگی از جمله تحصیل، شغل و محیط اجتماعی بوده و ارتقای آن در دانشجویان پزشکی می تواند منجر به مسئولیت پذیری و عملکرد بهتر آنان در دوره بالینی گردد. هدف: هدف مطالعه حاضر، بررسی میزان هوش هیجانی در دانشجویان پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در سال 1399 بود. روش: این مطالعه از نوع مقطعی بوده و در سال ۱۳۹۹ بین ۲۰۰ دانشجوی پزشکی دانشگاه آزاد تبریز انجام شد. نمونه ها به روش تمام شماری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ای دو بخشی شامل اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه هوش هیجانی بارآن جمع آوری گردید. برای تحلیل داده ها از آزمون t مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی پیرسون با بهره گیری از نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ استفاده شد. یافته ها: در این مطالعه، میانگین نمره کل هوش هیجانی شرکت کنندگان ۲۳/۴۳ ± ۱۷/ ۳۳۰ بوده و دامنه نمرات بین ۱۱۶ تا ۴۴۱ قرار داشت. بر اساس نتایج آزمون t مستقل، بین دو جنس در هیچ یک از حیطه های هوش هیجانی تفاوت معناداری وجود نداشت (۰۵/۰p>). طبق نتایج آزمون تحلیل واریانس یکطرفه، در مقیاس پنج گانه هوش هیجانی، تفاوت آماری معناداری از نظر مقطع تحصیلی در حیطه های مدیریت تکانش، خلق عمومی و نمره کل دیده شد. بر اساس آزمون همبستگی پیرسون، هیچ یک از حیطه های هوش هیجانی ارتباط معناداری با سن شرکت کنندگان نداشتند (۰۵/۰p>). نتیجه گیری: در این مطالعه هوش هیجانی دانشجویان پزشکی بالاتر از حد متوسط بوده و تقویت آن از طریق برگزاری دوره های آموزشی مرتبط در سال های تحصیل، به ویژه دوره بالینی، برای موفقیت حرفه ای ضروری است.
۴۱۱.

اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر عدم تحمل بلاتکلیفی و خود مهارگری در نوجوانان پسر دارای استعداد اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر عدم تحمل بلاتکلیفی و خود مهارگری در نوجوانان پسر دارای استعداد اعتیاد به مواد مخدر بود. روش: پژوهش حاضر نیمه -آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و دوره پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر متوسطه دوم شهر آذرشهر در نیمه اول سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه این پژوهش شامل 30 نفر از نوجوانان پسر مستعد اعتیاد بود که به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس نمره برش مقیاس استعداد اعتیاد انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه کنترل (15 شرکت کننده) و در گروه آزمایش (15 شرکت کننده) جایگزین شد. داده ها با استفاده از مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی و خود مهارگری جمع آوری شد. درمان فراتشخیصی یکپارچه بارلو و همکاران طی 10 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار انجام شد، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده های پژوهش با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: درمان فراتشخیصی یکپارچه تأثیر معناداری بر خودمهارگری و عدم تحمل بلاتکلیفی در شرکت کنندگان گروه آزمایش داشت. به طور خاص، این درمان باعث افزایش خودمهارگری و کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی شد. نتایج مرحله پیگیری نیز نشان دهنده پایداری اثرات درمان بود. نتیجه گیری: درمان فراتشخیصی یکپارچه با افزایش خودمهارگری و کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی ممکن است به عنوان یک رویکرد مداخله ای مؤثر در پیشگیری از گرایش به مصرف مواد در نوجوانان دارای استعداد اعتیاد باشد.
۴۱۲.

پیش بینی تقلب تحصیلی براساس خودکارآمدی تحصیلی، خودکنترلی و صفات تاریک شخصیت در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۹
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تقلب تحصیلی در دانشجویان بر اساس خودکارآمدی تحصیلی، خودکنترلی و صفات تاریک شخصیت بود. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونه ای به حجم ۴۰۰ نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. شرکت کنندگان به پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (ASEQ؛ چمرز و همکاران، ۲۰۰۱)، مقیاس خودکنترلی (SCS؛ تانجی و همکاران، ۲۰۰۴) و پرسشنامه دوجین تاریک صفات شخصیتی (DTDD؛ جوناسن و وبستر، ۲۰۱۰) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام گرفت. نتایج نشان داد که خودکارآمدی تحصیلی و خودکنترلی با تقلب تحصیلی رابطه منفی و معناداری دارند (05/0>p). همچنین، از میان صفات تاریک شخصیت، جامعه ستیزی قوی ترین پیش بینی کننده مثبت برای تقلب تحصیلی بود (26/0= β، 05/0>p). بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون، متغیرهای پیش بین شامل خودکارآمدی تحصیلی، خودکنترلی و صفات تاریک شخصیت در مجموع 29.8 درصد از واریانس بی صداقتی تحصیلی دانشجویان را تبیین می کنند. این یافته ها نشان می دهد که ارتقاء خودکارآمدی و خودکنترلی می تواند در کاهش گرایش به تقلب تحصیلی مؤثر باشد، در حالی که صفات تاریک شخصیت، به ویژه جامعه ستیزی، می توانند زمینه ساز افزایش این رفتار باشند.
۴۱۳.

Earthquake disaster-related emotional distress and coping mechanisms in high-rise residents in bangkok: A transactional model perspective(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۴۷
Background: Bangkok's urban landscape features approximately 6,000 high-rise towers housing millions of residents in what was historically considered a seismically stable region. However, the March 28, 2025 magnitude-7.7 Myanmar earthquake triggered widespread psychological distress among Bangkok's vertical communities despite causing minimal structural damage. While existing disaster psychology research demonstrates that individual appraisal processes and coping resources influence distress outcomes, high-density vertical urban environments remain largely unexplored in disaster literature, particularly within Asian megacities where socioeconomic inequities may compound vulnerabilities. Aims: This study aimed to quantify earthquake-related emotional distress changes, evaluate the effectiveness of different coping strategies, examine socioeconomic and disability-related moderators, and test Transactional Model of Stress and Coping pathways among Bangkok's high-rise population. Methods: A cross-sectional web-based survey was conducted two weeks post-earthquake using multistage stratified probability sampling. From 120 randomly selected buildings across Bangkok's districts, 5,200 households received survey invitations, yielding 2,104 completed responses (40.5% response rate). Participants were adults residing at least six months in buildings exceeding eight floors. Validated Thai-adapted instruments included the Kessler-6 for psychological distress, Insomnia Severity Index, and custom scales measuring emergency preparedness, social support-seeking, and self-care behaviors. Statistical analyses employed paired t-tests, ANOVA, MANOVA, and bootstrap mediation procedures with effect size reporting. Results: Clinically significant insomnia prevalence increased from 27.4% to 61.8% post-earthquake. Emergency preparedness behaviors were associated with lower anxiety levels, while social support-seeking correlated with reduced insomnia severity. Significant disparities emerged across housing tenure, income levels, and disability status, with renters demonstrating lower preparedness rates than homeowners (54.6% versus 71.9%). Mediation analyses revealed that preparedness and support-seeking behaviors collectively explained 37.7% of the association between perceived seismic threat and psychological distress outcomes. Conclusion: Perceived earthquake threat, rather than actual structural damage, emerged as the primary driver of psychological distress in Bangkok's high-rise communities. While emergency preparedness and social support provided substantial protective effects against anxiety and insomnia, these resources were inequitably distributed across socioeconomic groups. These findings highlight the critical need for inclusive disaster preparedness policies that address structural barriers affecting vulnerable populations in rapidly urbanizing megacities facing emerging seismic risks.
۴۱۴.

تدوین مدل ساختاری قلدری سایبری بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده و روابط بین فردی با میانجی گری صفات تاریک شخصیت در کاربران نوجوان شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۲۴۱
زمینه: قلدری سایبری به عنوان یکی از چالش های جدی در فضای مجازی، به ویژه در میان نوجوانان، پیامدهای منفی قابل توجهی بر سلامت روان و روابط اجتماعی آن ها دارد. عوامل مختلفی می توانند در قلدری سایبری نقش داشته باشند و بررسی جامع در این خصوص با کاستی هایی روبرو است. هدف: این پژوهش با هدف تدوین مدل ساختاری قلدری سایبری بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده و روابط بین فردی با میانجی گری صفات تاریک شخصیت در کاربران نوجوان شبکه های اجتماعی انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه اول و دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای نمونه ای به تعداد 400 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه تجربه قلدری- قربانی سایبری (آنتونیادو و همکاران، 2016)، پرسشنامه مهارت های ارتباطی بین فردی (فترو، 2000)، پرسشنامه تجدید نظر شده الگوهای ارتباطی خانواده (ریچی و فیتزپاتریک، 1990)، مقیاس سه گانه تاریک شخصیت (جانسون و وبستر، 2010) بودند. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار های Spss و Amos تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که الگوهای ارتباطی خانواده و روابط بین فردی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی قلدری سایبری بودند (۰01/۰ >p). همچنین الگوهای ارتباطی خانواده و روابط بین فردی توانستند به صورت غیرمستقیم و از طریق صفات تاریک شخصیت، قلدری سایبری را پیش بینی کنند (۰01/۰ >p). نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که الگوهای ارتباطی خانواده و روابط بین فردی با توجه به نقش مهم صفات تاریک شخصیت می توانند تبیین کننده قلدری سایبری در کاربران نوجوان باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش قلدری سایبری ضروری است.
۴۱۵.

اثربخشی آموزش مهارت والدگری مبتنی بر رویکرد آدلر- درایکورس بر جو خانواده و رابطه والد- فرزندی والدین دارای فرزند مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۲۳۳
مقدمه: یکی از مهم ترین نوع اختلالات اضطرابی، اختلال اضطرابی-اجتماعی است. ویژگی اصلی اضطراب اجتماعی ترس شدید از موقعیت هایی است که در آن ها فرد در جمع دیگران قرار می گیرد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت والدگری مبتنی بر رویکرد آدلر- درایکورس بر جو خانواده و رابطه والد- فرزندی والدین دارای فرزند مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است. روش: طرح پژوهش پارادایم کمی با روش نیمه آزمایشی بوده و روش تحقیق آن از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه با گروه آزمایش و گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه والدین دانش آموزان مدارس ابتدایی در سال تحصیلی 1399- 1400 (2020 -2021) در استان حلبچه ی کردستان عراق و حجم نمونه شامل 30 نفر از جامعه آماری بود که 15 نفر در گروه آزمایشی و 15 نفر نیز در گروه کنترل و با روش نمونه گیری هدفمند جایگذاری شدند. در این پژوهش از پرسشنامه های جو خانواده درگاه فرد (1373)، روابط والدین- فرزندی فاین، مورلند و شوبل (1983) و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (1997) جهت اندازه گیری و غربالگری استفاده شد. شرکت کنندگان در گروه آزمایش 10 جلسه آموزشی را به صورت گروهی دریافت کردند. در توصیف داده ها، شاخص های آمار (میانگین و انحراف استاندارد) در مراحل پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری و در بخش استنباطی برای تحلیل ارتباط بین متغیرها از روش (تحلیل واریانس با اندازه مکرر) استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که در گروه آزمایش، میانگین نمرات پیش آزمون جو خانواده (006/0>p) و روابط والد-فرزندی (001/0>p) با میانگین نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معنادار دارد. نتیجه گیری: این نوع از آموزش ها می توانند نحوه تلقی نسبت به والدگری و نوع نگرش و دید آن ها را به ماهیت و اساس ارتباطات والد- کودک را با حقیقت و واقعیت زندگی منطبق نماید. نتایج بیانگر اثربخشی آموزش های متمرکز بر مهارت والدگری آدلر –درایکورس در بهبود جو خانواده و روابط والد-فرزندی کودکان با اختلال اضطراب اجتماعی است.
۴۱۶.

تأثیر مداخلات روان شناختی و دارو درمانی بر بهبود اضطراب اجتماعی: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۹۷
زمینه: اختلال اضطراب اجتماعی به عنوان یکی از شایع ترین اختلالات روانشناختی، با ترس مداوم از ارزیابی منفی در موقعیت های اجتماعی و عملکردی همراه است و تأثیرات مخربی بر کیفیت زندگی فردی و اجتماعی مبتلایان دارد. درمان های موجود شامل مداخلات روانشناختی، نظیر درمان شناختی-رفتاری و دارودرمانی، به ویژه استفاده از مهارکننده های بازجذب سروتونین به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفته اند. با این حال، شواهد موجود درباره اثربخشی این روش ها به صورت جداگانه و ترکیبی، به ویژه در جمعیت های مختلف، همچنان محدود و پراکنده است. هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر مداخلات روانشناختی و دارودرمانی بر بهبود اضطراب اجتماعی به روش مرورنظام مند بود. روش: در این مطالعه مرور سیستماتیک بدین صورت که یافته های پژوهشی از سال های میلادی 2016 تا 2025 در پایگاه های اطلاعاتی SID، Springer، Scopus، Pubmed، Science direct و Google Scholar با جستجوی کلمات کلیدی مداخلات روانشناختی، دارودرمانی، درمان شناختی-رفتاری، مهارکننده های بازجذب سروتونین، اثربخشی درمان، اختلال اضطراب اجتماعی، درمان ترکیبی (روان درمانی + دارو) مورد بررسی قرار گرفت که در نهایت براساس معیارهای ورود از بین 50 مقاله مورد بررسی، 38 مقاله وارد پژوهش و با استفاده از نرم افزار Excel نتایج طبقه بندی، خلاصه و گزارش شد. یافته ها: این مرور نظام مند نشان می دهد که درمان شناختی-رفتاری به عنوان خط اول درمان اختلال اضطراب اجتماعی مؤثر است و بهبود پایدار در علائم و عملکرد اجتماعی ایجاد می کند. دارودرمانی، به ویژه مهارکننده های بازجذب سروتونین نیز علائم را کاهش می دهد، اما با عوارض جانبی همراه است. ترکیب روان درمانی و دارودرمانی در موارد شدید مؤثرتر است، هرچند روان درمانی به تنهایی نیز نتایج مشابهی دارد. شخصی سازی درمان برای دستیابی به بهترین نتایج ضروری است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که درمان های روانشناختی به ویژه درمان شناختی رفتاری و دارودرمانی هر دو در کاهش علائم اضطراب اجتماعی مؤثرند، اما ترکیب این دو در موارد شدید نتایج بهتری دارد، و درمان های نوین مانند واقعیت مجازی و ذهن آگاهی نیز امیدوارکننده اند.
۴۱۷.

اثربخشی پروتکل فراتشخیصی بر نظم جوئی هیجان بین فردی و مشکلات بین فردی نوجوانان مبتلا به همبودی اضطراب و افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۹۰
زمینه: اختلالات اضطرابی و افسردگی به عنوان یکی از چالش برانگیزترین مسائل سلامت روان نوجوانان است که ارتباط متقابل و دو سویه ای با عوامل فراتشخیصی از قبیل تنظیم هیجانی و مشکلات بین فردی دارد. درمان فراتشخیصی از جمله درمان های نوظهوری است که با هدف غلبه بر محدودیت های درمان های سنتی و تحت پوشش قرار دادن این عوامل فراتشخیصی طراحی شده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی بر تنظیم هیجان بین فردی و مشکلات بین فردی نوجوانان مبتلا به همبودی اختلالات اضطرابی و افسردگی انجام شد. روش: جهت اجرای پژوهش از طرح نیمه تجربی به روش مورد منفرد استفاده شد. جامعه آماری شامل نوجوانان مبتلا به اختلالات اضطرابی و افسردگی مراجعه کننده به مراکز خدمات روان شناختی آموزش و پرورش شهر اصفهان در سال 1403 بود که از میان آنان 3 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به شیوه جلسات فردی و هفتگی 45 دقیقه ای مورد مداخله درمان فراتشخیصی (بارلو و همکاران، 2011) قرار گرفتند و در مراحل خط پایه، جلسات سوم و ششم با استفاده از مقیاس های مشکلات بین فردی و تنظیم هیجان بین فردی مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها و ارزیابی کارایی درمان، از روش های ترسیم دیداری یا تحلیل نمودار گرافیکی، شاخص تغییر پایا، معناداری بالینی و درصد بهبودی استفاده شد. یافته ها: با توجه به نتایج و بر اساس مقادیر شاخص تغییر پایا (96/1RCI≥.)، اثربخشی درمان فراتشخیصی برای ابعاد مشکلات بین فردی شامل دشواری در گشودگی، حمایت و مشارکت، درنظرگرفتن دیگران، وابستگی و همچنین متغیر تنظیم هیجان بین فردی برای هر سه آزمودنی به لحاظ آماری معنی دار بود، اما از نظر بالینی برای هیچ یک از آزمودنی ها معنی دار نبود. همچنین اثربخشی درمان فرا تشخیصی در مؤلفه های در نظرگرفتن دیگران (آزمودنی اول) و وابستگی (آزمودنی سوم) از نظر بالینی نیز معنی دار بود. با این حال، در مؤلفه مشکل در صراحت و مردم آمیزی، مداخله برای هیچ یک از آزمودنی ها معنی دار نبود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان از درمان فراتشخیصی به عنوان یک گزینه درمان مناسب در کنار سایر مداخلات موجود، جهت بهبود تنظیم هیجان بین فردی و مشکلات بین فردی نوجوانان مبتلا به همبودی اضطراب و افسردگی استفاده کرد.
۴۱۸.

Parental Overcontrol and Adolescent Social Withdrawal: The Mediating Role of Fear of Evaluation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۸۸
Objective: This study aimed to investigate the relationship between parental overcontrol and adolescent social withdrawal, with fear of negative and positive evaluation as potential mediating variables. Methods: The research employed a descriptive correlational design and included a sample of 551 Nigerian adolescents selected based on the Morgan and Krejcie table. Data were collected using standardized self-report instruments: the Psychological Control Scale–Youth Self-Report (PCS-YSR) for parental overcontrol, the Brief Fear of Negative Evaluation Scale (BFNE), the Fear of Positive Evaluation Scale (FPES), and the Withdrawn/Depressed subscale of the Youth Self-Report (YSR). Descriptive statistics and Pearson correlation coefficients were calculated using SPSS-27, and Structural Equation Modeling (SEM) was conducted via AMOS-21 to examine direct and indirect pathways among the variables. Findings: Pearson correlation analysis showed that parental overcontrol was significantly associated with fear of negative evaluation (r = .51, p < .001), fear of positive evaluation (r = .47, p < .001), and social withdrawal (r = .42, p < .001). SEM results confirmed that the structural model had good fit indices (χ² = 146.23, df = 84, χ²/df = 1.74, CFI = 0.97, RMSEA = 0.041). Parental overcontrol had significant direct effects on fear of negative evaluation (β = .51, p < .001), fear of positive evaluation (β = .48, p < .001), and social withdrawal (β = .27, p < .001). Both fears significantly predicted social withdrawal (FNE: β = .45, p < .001; FPE: β = .38, p < .001). Indirect effects of parental overcontrol on social withdrawal via FNE (B = 0.19, p < .001) and FPE (B = 0.14, p < .001) were also significant. Conclusion: These findings highlight that fear of evaluation—both negative and positive—serves as a psychological mechanism linking parental overcontrol to social withdrawal in adolescents, emphasizing the importance of addressing cognitive-affective vulnerabilities in preventive and therapeutic interventions.
۴۱۹.

Effectiveness of Schema Therapy and Compassion-Focused Therapy on Emotional Self-Awareness, Hostile Attribution, and Critical Thinking in Adolescents with Binge Eating Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۹۰
This study compares the effectiveness of schema therapy and compassion-focused therapy on emotional self-awareness, hostile attribution, and critical thinking in adolescents with binge eating disorder. The aim of this research was to evaluate the impact of these two therapies on improving the cognitive and emotional aspects of individuals. The research method was a semi-experimental study with a pretest-posttest and control group. The statistical population consists of adolescents with binge eating disorder in Azarshahr. The samples that were selected as available were randomly divided into two therapy groups (n=15). The first group received schema therapy, while the second group received compassion-focused therapy. To collect data, the Hostile Attribution Questionnaire (Arntz et al., 2003), the Self-Reflection and Insight Scale (Grant et al., 2002), and the Critical Thinking Questionnaire (Ricketts, 2003) were used. The results indicated that both therapies had a significant effect on increasing emotional self-awareness and reducing hostile attribution and critical thinking. However, compassion-focused therapy demonstrated a greater impact on reducing hostile attribution and improving critical thinking. The findings suggested that both approaches can be effective interventions for treating binge eating disorder in adolescents, with compassion-focused therapy being more effective in some aspects.
۴۲۰.

Investigating the Effect of Narcissistic Tendencies on Marital Relationship Stability and the Mediating Role of Emotional Maturity in Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۳۲۴
Objective: The present study aimed to investigate the effect of narcissistic tendencies on marital relationship stability and examine the mediating role of emotional maturity in couples. Methods and Materials: This study employed a descriptive-correlational design and was conducted among married couples residing in Chaharmahal and Bakhtiari Province, Iran. A total of 384 couples were selected using multistage cluster sampling. Inclusion criteria included at least two years of marital experience and no history of severe psychological disorders. Data were collected using three standardized instruments: the Marital Instability Index (MII), the Narcissistic Personality Inventory (NPI), and the Emotional Maturity Scale (EMS). The psychometric properties of these tools were confirmed through Cronbach’s alpha and split-half reliability. Data were analyzed using descriptive statistics, Pearson correlation, and structural equation modeling (SEM) via SPSS and AMOS software. Bootstrapping was also employed to test the mediating effect. Findings: The results revealed that narcissistic tendencies were significantly and negatively associated with marital relationship stability (β = -0.32, p < .001). Emotional maturity was found to have a significant positive effect on marital stability (β = 0.43, p < .001) and a significant negative relationship with narcissistic tendencies (β = -0.38, p < .001). Importantly, emotional maturity partially mediated the relationship between narcissistic tendencies and marital stability (indirect effect β = -0.16, p < .01), and the total effect of narcissism on marital instability was substantial (β = -0.48, p < .001). The proposed model demonstrated a good fit to the data with acceptable fit indices. Conclusion: The findings suggest that narcissistic traits undermine marital stability directly and indirectly by reducing emotional maturity. Emotional maturity serves as a protective factor that enhances relational resilience. These results highlight the importance of addressing emotional development and personality traits in marital counseling and relationship education.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان