فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research was to examine the mediating role of psychological resilience in the relationship between dimensions of job burnout with organizational commitment and job satisfaction among teachers. This research was descriptive and correlational in nature. The statistical population included all teachers in District 2 of Zahedan city in 2025, from which 223 individuals (144 women and 79 men) were selected through Stratified random sampling. To collect data, the Maslash (1985) burnout questionnaire, Smith et al.'s (1969) job satisfaction questionnaire, Allen and Meyer's(1991) organizational commitment questionnaire, and Connor and Davidson's(2003) resilience questionnaire were used. For data analysis, SPSS-26 software (for descriptive statistics and Pearson correlation coefficient) and Smart PLS-4 (for path analysis ) were used. Results showed that there is a negative and significant relationship between dimensions of job burnout (emotional exhaustion and depersonalization) with psychological resilience, organizational commitment, and job satisfaction, while personal accomplishment has a positive and significant relationship with these variables. Path analysis indicated that psychological resilience plays a significant mediating role in the relationship between dimensions of job burnout (personal accomplishment, depersonalization, and emotional exhaustion) and job satisfaction, but does not have a significant mediating role in the relationship between these dimensions and organizational commitment. The research model was able to explain 68 percent of the variance in job satisfaction, 46 percent of the variance in organizational commitment, and 46 percent of the variance in psychological resilience.
اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر بهزیستی روانشناختی بر کاهش استرس ناباروری در زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: ناباروری، به عنوان یک عامل استرس زا و چالش برانگیز در زندگی زوجین، به ویژه زنان، می تواند اثرات منفی چشمگیری بر سلامت روان داشته باشد. استرس ناشی از ناباروری اغلب به مشکلات روانی متعددی همچون کاهش بهزیستی روانشناختی منجر می شود. در این میان، بهزیستی روانشناختی به عنوان یک مؤلفه کلیدی در بهبود کیفیت زندگی افراد نابارور مورد توجه قرار گرفته است. علی رغم اهمیت این موضوع، هنوز شکافی در پژوهش های مربوط به تأثیر برنامه های آموزشی مبتنی بر بهزیستی روانشناختی در کاهش استرس ناباروری وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر بهزیستی روانشناختی بر کاهش استرس ناباروری در زنان نابارور بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان نابارور داوطلب لقاح خارج رحمی مراجعه کننده و تحت درمان در مرکز درمان ناباروری مام شهر تهران در سال 1402 بود که از میان آن ها 80 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس استرس ناباروری (نیوتن، 1999) بود. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله آموزش مبتنی بر بهزیستی روانشناختی دریافت کرد در حالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته (با اندازه گیری مکرر) و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS نسخه 27 بررسی شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه آموزشی مبتنی بر بهزیستی روانشناختی بر کاهش استرس ناباروری زنان نابارور داوطلب لقاح خارج رحمی در مراحل مداخله مؤثر بود (05/0 >P) و این تغییرات در مرحله پیگیری نیز میان گروه های آزمایش و گواه پایدار بود (05/0 >P). تأثیر بسته آموزشی تنها در مؤلفه نگرانی های ارتباطی تأیید نشد (05/0 P>). نتیجه گیری: نشان می دهد که برنامه های آموزشی مبتنی بر بهزیستی روانشناختی می توانند به عنوان یک مداخله مؤثر برای کاهش استرس ناباروری در زنان نابارور استفاده شوند. این برنامه ها می توانند به عنوان بخشی از برنامه های جامع تر در کلینیک های ناباروری و مراکز مشاوره برای بهبود کیفیت زندگی زنان نابارور و افزایش پذیرش آنان از شرایط خود معرفی شوند.
آسیب شناسی سندروم زنان کتک خورده و ارایه مدل مفهومی جهت تعیین عوامل موثر بر خشونت های خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (مهر) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۱
۲۷۹-۲۶۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: خش ونت نسبت به زن ان یک بحران جهانی قلمداد می شود که خشونت خانگی علیه زنان شایع ترین شکل آن است و عوارض اجتماعی، روانی و اقتصادی زیادی را در قالب سندروم زنان کتک خورده برای زنان به همراه دارد. هدف: پژوهش حاضر باهدف شناسایی عوامل تأثیرگذار بر خشونت علیه زنان و شکل گیری سندروم زنان کتک خورده و همچنین طراحی و اعتبار سنجی مقیاس برامده از آن انجام گرفت. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر روش گردآوری داده های میدانی و از نظر روش از نوع آمیخته (کمی - کیفی) بود. جامعه آماری در بخش کیفی صاحب نظران حوزه خانواده و در بخش کمی زنان 25 تا 65 ساله مراجعه کننده به مراکز مشاوره و دادگاه های خانواده مشهد بودند. نمونه آماری در بخش اول 13 نفر از صاحبنظرن و در بخش دوم 384 نفر از زنان بودند. پس از طبقه بندی و تلخیص، تجزیه و تحلیل داده های کیفی با نرم افزار MaxQDA و داده های کمی از طریف آمور توصیفی و در بخش کیفی از طریق محاسبه پایایی ترکیبی و روایی واگرا و هم گرا (AVE) انجام گرفت. یافته ها: در بخش کیفی از طریق تحلیل محتوا تعداد 6 عامل اصلی (فردی، فرهنگی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و روانی – عاطفی) در بروز خشونت خانگی علیه زنان شناسایی شد. بر اساس این 6 عامل، 36 گویه جهت سنجش عوامل مرتبط با خشونت خانگی علیه زنان طراحی و پرسشنامه مذکور در بین 384 نفر از جامعه آماری توزیع و جمع آوری شد. یافته ها پژوهش نشان داد که مولفه های شش گانه از پایایی، روایی هم گرا و روایی واگرای مطلوبی برخوردار بودند. نتایج آزمون فریدمن و بررسی میانه نیز نشان داد که از بین مولفه های پرسشنامه عامل روانی – عاطفی بیشترین اهمیت و عوامل خانوادگی کمترین اهمیت را در خشونت خانگی علیه زنان داشتند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های مقاله حاضر عوامل فردی که ریشه در رشد قبلی زوجین دارد می تواند بیشترین تأثیر را در خشونت خانگی علیه زنان داشته باشد، از همین رو توجه به رشد مطلوب پیش از ازدواج تا حدود زیادی می تواند از بروز آن پیشگیری نماید. همچنین پرسشنامه طراحی شده در پژوهش حاضر ابزار مناسبی برای سنجش میزان خشونت خانگی علیه زنان به شمار می رود.
ارائه الگوی گرایش زنان زندانی به مصرف مواد بر پایه تکانشگری با نقش میانجیگر نشخوار ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آبان) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۲
۱۵۱-۱۳۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: شواهد حاکی از این است که گرایش به مصرف مواد ریشه در ویژگی های روانشناختی علی الخصوص تکانشگری داشته و این منجر به اعتیادپذیری در زنان می شود. بنابراین بررسی عوامل تأثیرگذار بر گرایش به مصرف مواد به ویژه نشخوارذهنی می تواند راهگشای پیشگیری از اعتیادپذیری در زنان گردد. هدف: هدف این پژوهش ارائه الگوی گرایش زنان زندانی به مصرف مواد بر پایه تکانشگری با نقش میانجی نشخوارذهنی بود. روش: روش پژوهش مطالعه حاضر همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان زندانی بند نساء شهر ارومیه در سال 1403 بودند که حداقل سابقه یک سال حبس در زندان داشتند (262=N). نمونه آماری شامل 200 زندانی بودند که براساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده های این پژوهش از مقیاس آمادگی به اعتیاد (وید و بوچر، 1992)، پرسشنامه تکانشگری (بارات، 1995) و مقیاس نشخوار ذهنی (نولن-هوکسما و مارو، 1991) استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-24 و SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد رفتار تکانشگری (44/0 =B) و نشخوارذهنی (48/0 =B) بر گرایش به مصرف مواد زنان زندانی و همچنین رفتار تکانشگری بر نشخوار ذهنی (39/0 =B) اثر مستقیم معناداری دارند. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد که اثر غیرمستقیم رفتار تکانشگری بر روی گرایش به مصرف مواد زنان زندانی از طریق نشخوارذهنی معنی دار بوده و مدل تایید شد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان با روان درمانی نشخوارذهنی زنان زندانی بخش مهمی از تکانشگری را تعدیل و در راستای پیشگیری از گرایش به مصرف مواد سود برد.
نقش میانجی فرسودگی شغلی در رابطه ی سرمایه روان شناختی با علایم پریشانی روان شناختی و شکایت های روان تنی (جسمی سازی) در درمانگران کودکان مبتلا به سرطان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
12 - 20
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: درمانگران در بخش های بیماران سخت درمان همواره در معرض آسیب های شغلی با پیامدهای روانشناختی همراه هستند. هدف مطالعه حاضر بررسی نقش میانجی فرسودگی شغلی در رابطه ی سرمایه روان شناختی با علایم دیسترس روان شناختی و شکایت های روان تنی(جسمانی سازی ) در درمانگران کودکان مبتلا به سرطان بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع مقطعی- همبستگی و شرکت کنندگان آن 140 نفر از درمانگران بالینی و اجتماعی در دسترس بخش انکولوژی کودکان بیمارستان های شهر اصفهان بود. 132 نفر پرسشنامه های سرمایه روانشناختی، مقیاس افسردگی،اضطراب و استرس ، علائم جسمانی سازی و پرسش نامه فرسودگی شغلی مسلچ را تکمیل نمودند. جهت تحلیل داده ها از رگرسیون چندگانه، رگرسیون چند متغیره و آنالیز کوواریانس استفاده گردید. تمام تحلیل ها با استفاده از نرم افزار SPSS-20 و برای مدل سازی از AMOS استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان دادکه سرمایه روانشاختی اثری مستقیم منفی و معنی دار با فرسودگی، علایم روان تنی و روانشناختی دارد. همچنین رابطه ای مستقیم مثبت و معنی دار بین فرسودگی و علایم روان تنی و روانشناختی بدست آمد. نتایج شیوه ناپارامتری بوت استرپ نشان داد که اثر غیر مستقیم سرمایه روانشناختی با واسطه فرسودگی شغلی بر علایم روان تنی و روانشناختی معنی دار می باشد. این تاثیربر علایم روان تنی قوی تر است. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نقش مثبت توانمندی های روانشناختی که در قالب سرمایه روانشناختی شامل مولفه های امید، خودکارآمدی، تاباوری و خوشبینی مفهوم سازی می شود را بر کاهش فرسودگی شغلی، دیسترس روانشناختی و شکایت های روان تنی درمانگران بخش های انکولوژی نشان داد. این مطالعه تدوین و اجرای برنامه توانمند سازی کارکنان مراکز درمانی سرطان کودکان را در قالب طرح تقویت سرمایه های روانشناختی به منظور غلبه بر فرسودگی شغلی و پیامد های روانشناختی آن پیشنهاد می کند
هنجاریابی مقیاس ترس از شادی و رابطه آن با ناامیدی و ناکامی در دانش آموزان ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
295 - 312
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، هنجاریابی مقیاس ترس از شادی و بررسی رابطه آن با ناامیدی و ناکامی در میان دانش آموزان ایرانی است. مواد و روش ها: این مطالعه به روش توسعه ای و با رویکرد همبستگی انجام شده و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوم استان تهران در سال تحصیلی 1403–1404 (حدود 65 هزار نفر) بوده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 415 نفر تعیین شد و ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ترس از شادی جوشنلو، پرسشنامه ناامیدی بک، مقیاس احساس ناکامی، پرسشنامه شادکامی آکسفورد و پرسشنامه سرزندگی ذهنی بود. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 25 و استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت. یافته ها: ضریب آلفای کرونباخ 883/0 نشان دهنده همسانی درونی مطلوب است و تحلیل عاملی با KMO برابر با 872/0 و آزمون بارتلت معنادار، روایی سازه ابزار را تأیید کرد. توزیع نمرات نیز نرمال گزارش شد. فرضیه پژوهش مبنی بر وجود یک رابطه معنادار و مثبت بین ناامیدی و ناکامی تایید می شود. نتیجه گیری: در نهایت، این نتایج می تواند در مداخلات روان شناختی و مشاوره های تحصیلی کاربرد داشته باشد، به ویژه برای دانش آموزانی که ممکن است به طور همزمان با مشکلات روانی همچون ناامیدی و ناکامی روبرو باشند.
مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش مهارت های زندگی اسلامی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
101 - 110
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و آموزش مهارت های زندگی اسلامی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل دانش آموزان دارای اعتیاد به اینترنت شهر رشت در سال 1403 بود که از بین آن ها، 48 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (16 نفره) تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001، CERQ) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. نتایج نشان داد که نمرات پیش آزمون راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که بین دو درمان در طول زمان تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P)؛ که نشان دهنده اثربخشی بیشتر شفقت درمانی نسبت به آموزش مهارت های زندگی اسلامی بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت هر دو درمان به عنوان یک مداخله پایدار بر راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان نوجوانان دارای اعتیاد به اینترنت مؤثر می باشد؛ اما شفقت درمانی مؤثرتر است.
اثربخشی زوج درمانی شناختی-رفتاری بر الگوهای ارتباطی ناکارآمد و باورهای ارتباطی در زوجین متعارض(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
191 - 200
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی زوج درمانی شناختی-رفتاری بر الگوهای ارتباطی ناکارآمد و باورهای ارتباطی زوجین متعارض بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری شامل زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی میثاق و آفاق شهر رشت در سال 1402 بود که بر اساس نمونه گیری هدفمند تعداد 34 زوج انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (17 زوج) و گواه (17 زوج) جایگذای شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تعارض زناشویی (MCQ؛ ثنایی و براتی، 1379)، مقیاس الگوهای ارتباطی (CPQ؛ کریستنسن و سالاوی، 1984) و پرسشنامه باورهای ارتباطی (RBI؛ ایدلسون و اپستین، 1982) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت زوج درمانی شناختی-رفتاری قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون الگوهای ارتباطی ناکارآمد و باورهای ارتباطی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت و همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت زوج درمانی شناختی-رفتاری روش مداخله ای مناسبی جهت کاهش الگوهای ارتباطی و باورهای ارتباطی ناکارآمد زوجین متعارض است.
مدل یابی علّی مشکلات برونی سازی نوجوانان براساس ترومای دوران کودکی و نقش میانجی سبک های دلبستگی نا ایمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
23 - 32
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مدل یابی علّی مشکلات برونی سازی نوجوانان براساس ترومای کودکی و نقش میانجی سبک های دلبستگی نا ایمن انجام شد. روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل نوجوانان دختر و پسر بازه سنی 14 تا 18 سال شهر مشهد در سال 1403-1402 بود که از بین آن ها 631 نفر به روش در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات سیاهه مشکلات برونی سازی (WPI؛ وودورث، 1920)؛ مقیاس دلبستگی (RAAS؛ کولینز و رید، 1990) و پرسشنامه ترومای کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، 2003) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد مدل مفهومی از برازندگی مطلوبی برخوردار بود. هم چنین ترومای کودکی و سبک های دلبستگی ناایمن اثر مستقیم معنی داری بر مشکلات برونی سازی نوجوانان داشتند (01/0>p). به علاوه نتایج آزمون بوت استرپ نیز نشان داد که سبک های دلبستگی ناایمن در ارتباط بین ترومای کودکی و مشکلات برونی سازی نقش میانجی معنی داری داشت (01/0>p). نتایج پژوهش لزوم بررسی و توجه بیشتر به ترومای کودکی و سبک های دلبستگی ناایمن را در برنامه های پیشگیرانه با هدف جلوگیری از بروز مشکلات برونی سازی نوجوانان ضروری می سازد.
اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر اضطراب و بهزیستی روان شناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
107 - 116
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر اضطراب و بهزیستی روان شناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه این پژوهش شامل بیماران مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر مراجعه کننده به مرکز پژوهش ها و درمان گوارش و کبد شهر شیراز در سال 1402 بودکه از بین آن ها 22 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. اعضای گروه آزمایش به صورت انفرادی تحت درمان قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس اضطراب کتل (CAS؛ کتل، 1957) و مقیاس بهزیستی روانشناختی (PWB؛ ریف و کیز، 1995) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون اضطراب و بهزیستی روان شناختی در گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P) و همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان متمرکز بر هیجان یک مداخله موثر در کاهش اضطراب و افزایش بهزیستی روانشناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر است.
امکان سنجی بسته آموزشی مبتنی بر توانمندسازی دانش آموزان بر بهبود مهارت های پنج گانه اجتماعی نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
69 - 78
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی بسته آموزشی مبتنی بر توانمندسازی دانش آموزان بر مهارت های پنج گانه اجتماعی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود.. جامعه پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر متوسطه ناحیه 2 آموزش و پرورش شهر سنندج در سال 1403-1402 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت خوشه ای چندمرحله ای 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده و به طور تصادفی در گروه آزمایشی و گروه کنترل جایگذاری شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه مهارت های اجتماعی (MESSY، ماتسون و همکاران، 1983) و بسته آموزشی مبتنی بر توانمندسازی دانش آموزان بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین مولفه های مهارت اجتماعی مناسب، رفتارهای غیر اجتماعی، پرخاشگری، برتری طلبی و روابط با همسالان در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>p). با توجه به نتایج به دست آمده می توان از این بسته آموزشی به عنوان ابزاری جهت ارتقای مهارت های پنج گانه اجتماعی در مراکز آموزشی بهره برد.
The Effectiveness of Mindfulness-Based Cognitive Therapy on Reducing Symptoms and Psychological Acceptance of Individuals with Emotional Breakdown(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The current study aimed to investigate the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy on psychological acceptance and symptom reduction in individuals experiencing emotional breakdown. Methods: The population of this study included all individuals aged between 18 and 38 residing in Tehran during the years 2022-2023 who had experienced emotional breakdown in their relationship between six months to 24 months prior. A single-subject experimental design of a single baseline type was employed. Five participants were selected through convenience sampling from eligible individuals responding to advertisements. Participants were assessed at three baseline stages, during the third, fifth, and eighth therapy sessions, and at a one-month follow-up using the Ras Emotional Breakup Scale and the Acceptance and Action Questionnaire – Second Version (AAQ-II). Data was analyzed using graphical analysis, percentage of improvement, and effect size. Results: The results showed that mindfulness-based cognitive therapy has a significant effect on individuals with emotional breakdown (PND=100% for three participants and PND=66% for two participants). However, the therapy was not significantly effective on the acceptance variable. Conclusion: The results indicate that mindfulness-based cognitive therapy is a promising and effective method for helping individuals suffering from emotional breakdown. This therapy is recommended for reducing the adverse effects of emotional breakdown.
Investigating the Relationship Between Executive Functions and Social Skills in Children with Externalizing Behavior Problems(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Externalizing behavior problems refer to a set of symptoms that can lead to significant psychological problems over time. These disorders affect a person's behavior as well as their physical, cognitive, and social abilities, disrupting their functioning in social, occupational, and academic areas. The present study investigated the relationship between executive functions and social skills in children's play with externalizing behavior problems. This research was conducted in a descriptive manner, and its statistical population included all children in Tehran in the academic year 2024-2025. In this study, using a multi-stage random sampling method, several schools were selected from district 6 of Tehran, and 130 children whose parents or teachers were willing to participate in the research and were identified as children with externalizing behavior problems according to the results of the Achenbach Child Behavior Checklist questionnaire (CBCL) were selected as the sample. Data were collected using the BRIEF Executive Function Questionnaire and a researcher-made Social Skills Questionnaire, and data analysis was performed using single-variable regression. The results showed a positive and significant relationship between the components of executive functions (including set shifting, working memory, inhibitory control, and inhibition) and the social skills of children with externalizing behavior problems (P=0/001). Therefore, it is emphasized that by using strategies to promote executive functions and social skills in the play process, it is possible to prevent the formation and continuation of externalizing behavior problems in preschool children
The Impact of Transcranial Direct Current Stimulation (tDCS) on Memory Function in Older Adults with Mild Cognitive Impairment: A Systematic Review(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Mild Cognitive Impairment (MCI) represents a transitional phase between normal aging and dementia, primarily affecting memory. It affects nearly one-fifth of adults over 50 worldwide, highlighting its growing clinical importance. Pharmacological treatments have shown limited efficacy, prompting interest in non-invasive interventions such as transcranial direct current stimulation (tDCS), which modulates cortical excitability through weak electrical currents. This systematic review aimed to evaluate the effects of tDCS on memory performance in older adults with MCI and to identify protocol-specific predictors of improvement. A systematic search was conducted in PubMed, Scopus, and Web of Science (up to April 2025) following PRISMA guidelines. Eligible studies included randomized and non-randomized trials examining tDCS alone or combined with cognitive training in adults aged 60 years and older with MCI. Ten studies (N = 428) met inclusion criteria. Due to heterogeneity, findings were synthesized narratively. Overall, tDCS significantly improved verbal and recognition memory, as well as spatial and episodic memory performance. Neurophysiological findings indicated enhanced neural activity and connectivity. Stimulation targeting the left dorsolateral prefrontal cortex produced the most consistent benefits, especially when applied for ten or more sessions at an intensity of 2 mA. Mild side effects, such as redness and tingling, occurred in approximately 20–30% of participants, with no serious adverse events reported. Preliminary evidence supports the effectiveness and safety of tDCS in improving memory among individuals with MCI. However, variability in protocols and small sample sizes underscore the need for standardized, biomarker-guided, and longitudinal research.
مقایسه تاثیر آموزش انگیزش تحصیلی و راهبردهای کمک خواهی بر التزام تحصیلی دانش آموزان با کنترل هدف عملکردگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
91 - 63
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف مقایسه تأثیر آموزش انگیزش تحصیلی و راهبردهای کمک خواهی بر التزام تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه با کنترل هدف عملکردگرا انجام شد. روش پژوهش، از نوع آزمایشی میدانی با طرح گروه گواه گسترده و شامل دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پایه نهم دبیرستان های پسرانه نواحی 1 و 2 شهر زاهدان به تعداد 5169 نفر در سال تحصیلی1400-1399 بود که تعداد 60 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای در سه گروه 20 نفری (دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه) گمارده شدند و در پیش آزمون و پس آزمون به مقیاس التزام تحصیلی ریو و تسنگ (2011) و در پیش آزمون به پرسشنامه هدف های پیشرفت الیوت و مک گریگور (2001) (هدف عملکردگرا) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 26 و آزمون های کوواریانس تک متغیره و مقایسه زوجی بنفرونی انجام شد. یافته ها نشان داد که روش آموزش انگیزش تحصیلی بر التزام تحصیلی دانش آموزان با کنترل هدف عملکردگرا تأثیر معنی دار (05/0 > p) دارد، ولی راهبردهای کمک خواهی بر التزام تحصیلی با کنترل هدف عملکردگرا تأثیر معنی داری نداشت. با توجه به یافته ها، آموزش انگیزش تحصیلی باعث می شود که دانش آموزان در تکالیف آموزشی التزام بیشتری داشته باشند و با فعالیت و مشارکت بیشتر در تکالیف درسی به موفقیت تحصیلی برسند.
واکاوی شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
88 - 102
حوزههای تخصصی:
تجارب فرزندان از خانواده مبدأ در روابط زناشویی آنها در بزرگسالی اثرگذار است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، دربرگیرنده زنان و مردان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهرستان مرند بود. اندازه نمونه شامل 18 نفر (12 زن و 6 مرد) مشارکت کننده بود که با روش غیراحتمالی و هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده ها به روش تحلیل درون مایه کدگذاری و تحلیل شدند. پس از کدگذاری مصاحبه ها و دسته بندی درون مایه ها، 3 درون مایه اصلیی فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی، و خانوادگی به دست آمد. نتایج حاصل نشان داد چنان چه خانواده مبدأ از کیفیت لازم در تربیت فرزندان برخوردار نباشد و الگوی رفتاری مناسب و بالیده را به آنها نیاموخته باشد، احتمال دارد که آنها در زندگی بعدی خودشان با مشکلات مختلفی و از جمله تعارض زناشویی روبرو شوند.
اثربخشی چند رسانه ای آموزشی با طراحی عاطفی بر نگرش و یادگیری دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
189 - 203
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف سنجش اثربخشی ارائه چندرسانه ای آموزشی با طراحی عاطفی بر نگرش و یادگیری دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان چهارم ابتدایی شهرستان ایوان غرب در نیم سال اول تحصیلی 1402 - 1403 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای از بین 15 مدرسه شهرستان، یک مدرسه به صورت تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد و دانش آموزان آن (32 نفر) به صورت تصادفی در گروه آزمایش (16نفر) و گروه کنترل (16 نفر) گمارده شدند. ابتدا از نمونه ها پیش آزمون یادگیری گرفته شد. سپس، آموزش به هر دو گروه به ترتیب با استفاده از ارائه چندرسانه ای به شیوه طراحی عاطفی و ارائه چندرسانه ای به شیوه طراحی ساده و عاری از عناصر عاطفی انجام شد. آموزش در هر دو گروه در 8 جلسه ارائه شد. در پایان آموزش، پس آزمون یادگیری و پرسشنامه نگرش کنکتا و همکاران (2020) اجرا شد، و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تی دو گروهی مستقل استفاده شد. مقایسه نمرات یادگیری در گروه های آزمایش و کنترل نشان داد که یادگیری پس از اجرای آموزش در گروه چندرسانه ای عاطفی به شکل معناداری افزایش یافته است (0/01>p) و نگرش به درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان در دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل بهتر شده است (0/01>p). براساس یافته های این پژوهش، معلمان در صورت استفاده از آموزش چندرسانه ای با طراحی عاطفی در درس علوم تجربی ضمن افزایش کیفیت آموزش به ارتقای یادگیری و بهبود نگرش دانش آموزان کمک موثری می کنند.
اثربخشی برنامه آموزشی پیش مهارت های نقاشی بر توانایی نوشتاری و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب نوشتن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۹
53 - 62
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه آموزشی پیش مهارت های نقاشی در توانایی نوشتاری و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب نوشتن بود. طرح پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با گروه کنترل و آزمایشی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه با آسیب نوشتن به تعداد 120 نفر در سال تحصیلی 1402-1401 شهر شیراز بودند. تعداد 30 نفر از این افراد به صورت نمونه گیری انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه 15 نفری آزمایشی و کنترل گمارده شدند. مداخله آموزشی پیش مهارت های نقاشی طی سه ماه و در 8 جلسه 45 دقیقه ای انجام شد. از مقیاس های حس تعلق به مدرسه ارسلان و دورو (2017)، و دست نویسی مینه سوتا برای جمع آوری داده ها در پیش و پس آزمون استفاده شد. تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که بین گروه آزمایشی و کنترل در متغیر توانایی نوشتاری تفاوت معنی داری وجود دارد. اما بین دو گروه در تعلق به مدرسه تفاوت معناداری مشاهده نشد (p<0.05). به طور کلی، شواهد نشان می دهد که برنامه آموزش پیش مهارت های نقاشی، این پتانسیل را دارد که به دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری خاص و اختلال در بیان نوشتاری کمک کند تا بر موانع موفقیت تحصیلی غلبه کنند و مشارکت خود را در جامعه مدرسه افزایش دهند. با این حال، برای درک کامل تأثیر بلندمدت برنامه و شناسایی راه های اضافی برای حمایت از دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری در دستیابی به پتانسیل کامل، تحقیقات بیشتری لازم است.
کاربرد مدل راش (نقشه سؤال) در تعیین استاندارد و نمره برش آزمون ملاک مرجع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۱
7 - 30
حوزههای تخصصی:
تعیین استاندارد قبولی و نمره برش مربوطه در آزمون برای قبولی یا رد در آزمون های ملاک مرجع امری ضروریست. در سال های اخیر نظریه پرسش_پاسخ (IRT) در ساخت و اجرای آزمون ها کمک شایانی نموده است. هدف از پژوهش حاضر، تعین استاندارد و نمره برش آزمون ملاک مرجع جامع پایه علوم پزشکی با استفاده از مدل راش ،روش نقشه سوال بود چامعه آماری این پژوهش کلیه داوطلبان آزمون جامع علوم پایه پزشکی قطب ده کشوری بودند که تعداد آنان 324 نفر بود و پاسخ کلیه داوطلبین در این آزمون جهت تعیین استاندارد و نمره برش مورد تحلیل قرار گرفته است. ابزار این پژوهش آزمون جامع علوم پایه با 200 سوال چهار گزینه ای بود است که در شهریور ماه 1395 اجرا گردیده بود. پژوهش حاضر از نوع پژوهش-های مقطعی بوده است و برای تحلیل سوالات از نرم افزار winsteps استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که این آزمون از اعتبار سوال98./ و اعتبار فرد92/. برخوردار بوده است که نشان می دهد واریانس نمونه و طول تست مناسب بوده و سوالات از حوزه های نه گانه به تناسب انتخاب گردیده است.هم چنین آزمون با مدل تک پارامتری راش برازش دارد . اجرای پنل داوران و بررسی سوالات با روش نقشه سوال نشان داد توافق داوران پس از سه مرحله داوری شامل پارامتر دشواری برابر 1.3 و نمره خام برابر 103 بوده است.یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از روش نقشه سوال توانسته است توافق بالایی بین داوران نسبت به تعیین نمره برش ایجاد نماید.
تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهن آگاهی و شفقت به خود با میانجی-گری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران دیالیزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
45 - 62
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهن آگاهی و شفقت به خود با میانجی گری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران بیماران دیالیزی بود.
روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش بیماران دیالیزی شهر کاشان از فروردین تا مرداد سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری در دسترس 300 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (2004)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ والش و همکاران (2006)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود رائس و همکاران (2011) و مقیاس تجربه توان خودمراقبتی کئرنی و فلیسچر (1979) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. نرم افزار تحلیل داده ها برنامه SPSS و AMOS نسخه 28 بود.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم ذهن آگاهی (51/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (54/0=β و 001/0=sig) بر کیفیت زندگی معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که رفتارهای خودمراقبتی در رابطه بین ذهن آگاهی (61/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (52/0=β و 001/0=sig) با کیفیت زندگی نقش میانجی و معنادار دارد. مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (03/0=RMSEA و 05/0>p).
نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش و اهمیت نقش ذهن آگاهی و شفقت به خود در کیفیت زندگی بیماران دیالیزی استفاده از آموزش ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر شفقت به خود برای بهبود کیفیت زندگی در این بیماران پیشنهاد می شود.