ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۳۰۱ تا ۲۰٬۳۲۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۲۰۳۰۱.

توسعه محفل کند و کاو برخط صنعت محور در دانشجویان مهندسی: رویکرد فراترکیب نظریه ساز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۷
هدف کلی از این پژوهش، طراحی مدل توسعه محفل کندوکاو برخط صنعت محور در بین دانشجویان مهندسی در نظام آموزش عالی بود. طرح پژوهش کیفی و روش پژوهش آن فراترکیب نظریه ساز بود. پس از ارائه پرسش، اعضای تیم فراترکیب مشخص شدند. در گام های دوم و سوم، منابع لاتین و فارسی و معیارهای شمول مقالات مشخص شدند و در نهایت 32 مقاله مرتبط پس از غربالگری انتخاب شدند. با تجزیه و تحلیل داده ها، 46 کد باز استخراج و در چهارچوب پیشایندهای توسعه محفل کندوکاو صنعت محور (مانند محیط یادگیری پویا، مواد آموزشی چندوجهی و ... )، فرایندهای توسعه محفل کندوکاو (مانند تعاملات فعال بین فراگیران، بررسی فعالانه روابط بین دانشجویان توسط اساتید و ...) و پیامدهای توسعه محفل کندوکاو (مانند تبدیل دانشجویان به یادگیرندگان مادام العمر، توسعه مهارت های عملی دانشجویان مهندسی و ...) طبقه بندی و مدل توسعه محفل کندوکاو برخط صنعت محور را در دانشجویان مهندسی شکل دادند. بر اساس یافته های این پژوهش، اساتید با آگاهی از پیشایندها، فرایندها و پیامدهای توسعه محفل کندوکاو، رویکردهای نوینی را در تدریس به کار برده و تلاش خواهند کرد که دانش آموختگانی توانمند با احساس خودکارآمدی قوی و آشنا به مسائل صنعت تربیت کنند.
۲۰۳۰۲.

ایده پردازی و قصد کارآفرینی: نقش مسئولیت پذیری، ریسک پذیری و تعدیل گری پذیرش چت جی پی تی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۷
در سال های اخیر توجه محققان داخلی به عوامل تأثیرگذار بر گرایش دانش آموختگان آموزش عالی به کارآفرینی بیش از گذشته جلب شده است. تقویت گرایش کارآفرینی در دانش آموختگان موجب افزایش کشف و خلق فرصت ها شده و بهره برداری از این فرصت ها، خود زمینه ساز بروز یا ایجاد فرصت های جدید و کسب وکارهای جدید خواهد شد. با توجه به اهمیت این موضوع، این پژوهش با هدف بررسی تاثیر احساس مسوولیت برای تغییر و تمایل به ریسک از طریق ایده پردازی بر قصد کارآفرینی دانشجویان با نقش تعدیل کنندگی چت جی پی تی (Chat GPT) انجام پذیرفت. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه تهران تشکیل دادند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد با طیف پنج درجه ای لیکرت استفاده شد که در نهایت 208 پرسشنامه کامل و قابل تحلیل مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که ایده پردازی، به عنوان یک عامل کلیدی، تأثیر مستقیم و مثبتی بر قصد کارآفرینی دانشجویان دارد. همچنین، تمایل به ریسک، مسئولیت پذیری برای تغییر و پذیرش چت جی پی تی، هر سه به طور مثبت و معناداری ایده پردازی را در میان دانشجویان تقویت می کنند. افزون بر این، پذیرش چت جی پی تی رابطه میان تمایل به ریسک و ایده پردازی را نیز تقویت کرده و اثر مثبت و معناداری بر رابطه میان احساس مسئولیت برای تغییر و ایده پردازی دارد. این یافته ها بر اهمیت پرورش ویژگی های روان شناختی در کنار استفاده هوشمندانه از ابزارهای هوش مصنوعی برای تقویت کارآفرینی در میان نسل جدید تأکید دارد.
۲۰۳۰۳.

چگونگی تأثیر فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی بر ارتباط و تعاملات بین دانشجویان و اساتید

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۶
مقدمه و هدف: در دنیای امروز، فناوری های نوین به ویژه فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی، تأثیرات عمیق و گسترده ای بر فرآیندهای آموزشی و تعاملات میان دانشجویان و اساتید در دانشگاه ها دارند. این مقاله به بررسی این تأثیرات می پردازد و به تحلیل چگونگی تغییرات در شیوه های ارتباطی و یادگیری در محیط های دانشگاهی ناشی از ورود فناوری های نوین می پردازد. روش شناسی پژوهش: : این تحقیق از نوع تحقیقات کتابخانهای و تحلیلی و توصیفی است. یافته ها: تحول فرآیندهای یاددهی-یادگیری با فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی، منجر به شخصی سازی آموزش، ایجاد محیط های تعاملی و افزایش دسترسی به منابع شده است. با این حال، چالش هایی چون نابرابری دیجیتال، مقاومت در برابر تغییر و مسائل امنیتی، پیاده سازی را با مشکل مواجه کرده است. تجربیات دانشگاهی نشان می دهد موفقیت در گرو سرمایه گذاری در زیرساخت، آموزش مهارت های دیجیتال و ایجاد فرهنگ سازمانی حمایت کننده است. نتیجه گیری: فناوری های نوین و هوش مصنوعی با ایجاد تحول در آموزش، فرصت های بی سابقهای برای شخصی سازی و تعامل فراهم کرده اند. با این حال، بهره برداری کامل از این پتانسیل، مستلزم غلبه بر چالش های دیجیتالی و سرمایه گذاری هوشمند در زیرساخت ها و توانمندسازی انسان ها است.
۲۰۳۰۴.

نقش واسطه ای آرزوهای شغلی در رابطه خودکارآمدی اجتماعی و وجدان کاری معلمان دوره ابتدایی شهرستان ممسنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵
مقدمه و هدف: هدف از این مطالعه، بررسی نقش واسطه ای آرزوهای شغلی در رابطه خودکارآمدی اجتماعی و وجدان کاری معلمان دوره ابتدایی شهرستان ممسنی بوده است. روش شناسی پژوهش: جامعه آماری در مطالعه حاضر، کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان ممسنی 485 نفر و بر اساس جدول مورگان، حجم نمونه آماری 215 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بود. برای گردآوری اطلاعات تحقیق از سه پرسشنامه استاندارد آرزوهای شغلی ابرئین (2016)، وجدان کاری کاستا و مک (1992) و خودکارآمدی اجتماعی اسمیت و بتز (۲۰۰۰) استفاده شد. این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی؛ از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و همچنین نرم افزارهای SPSS و AMOOS برای بررسی فرضیات پژوهش استفاده شده است. یافته ها: نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین آرزوهای شغلی، خودکارآمدی اجتماعی و وجدان کاری رابطه معناداری برقرار می باشد. نتیجه گیری: نتایج آزمون تحلیل مسیر نشان داد که آرزوهای شغلی در رابطه خودکارآمدی اجتماعی و وجدان کاری معلمان دوره ابتدایی شهرستان ممسنی، نقش واسطه ای ایفا می کند.
۲۰۳۰۵.

رابطه بین کنجکاوی، مهارت حل مسئله و یادگیری علوم تجربی در مدارس ابتدایی بندر کلاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۴
مقدمه و هدف: کنجکاوی به عنوان یکی از مؤلفه های بنیادین روان شناسی یادگیری، نقشی کلیدی در ارتقای انگیزش درونی، پردازش عمیق و مشارکت فعال یادگیرندگان دارد و در آموزش علوم می تواند به بهبود کیفیت یادگیری منجر شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین کنجکاوی، مهارت حل مسئله و یادگیری علوم تجربی در میان دانش آموزان دوره ابتدایی شهر بندر کلاهی انجام شد. روش شناسی پژوهش: روش این پژوهش،توصیفی از نوع همبستگی بود و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه استاندارد بود که روایی و پایایی آن توسط پژوهشهای قبلی تائید شد. در این پژوهش داده ها از 30 دانش آموز (15 پسر و15 دختر) مدارس پسرانه امام خمینی و دخترانه سعدی در بندرکلاهی گردآوری شد، مهارت حل مسئله 53.60، (2.677SD=) و یادگیری علوم تجربی 15.84، (9.64SD=) بود، آزمون شاپیرو ویلک نشان داد که توزیع نرمال است؛ بنابراین استفاده از آزمون های آماری پارامتریک مناسب بود بر این اساس، برای بررسی روابط بین متغیرها از آزمون همبستگی پیرسون و برای مقایسه میانگین ها بین دانش آموزان پایه های چهارم تا ششم از آزمون ANOVA در نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل ها نشان داد بین کنجکاوی و مهارت حل مسئله رابطه ای مثبت و بسیار قوی وجود دارد در مقابل، بین کنجکاوی و یادگیری علوم تجربی و نیز بین مهارت حل مسئله و یادگیری علوم تجربی رابطه معناداری مشاهده نشد. همچنین، آزمون ANOVA بیانگر آن بود که تفاوت معناداری بین پایه های تحصیلی مختلف در سطح کنجکاوی، مهارت حل مسئله و یادگیری علوم وجود ندارد. نتیجه گیری: اگرچه کنجکاوی نقش مهمی در ارتقای توانایی های شناختی به ویژه مهارت حل مسئله دارد، اما برای تأثیرگذاری مستقیم بر یادگیری علوم لازم است از مداخلات آموزشی هدفمند، محیط های یادگیری کاوش محور و ابزارهای سنجش دقیق تر بهره گرفته شود. بر این اساس، طراحی برنامه های درسی و روش های تدریس نوآورانه می تواند با پرورش کنجکاوی، زمینه مشارکت فعال، تفکر انتقادی و یادگیری عمیق تر در علوم را فراهم سازد.
۲۰۳۰۶.

طراحی مدل آموزشی مشارکت ورزشی دانشجویان علوم ورزشی با رویکرد یادگیری فعال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۴
اهمیت مشارکت ورزشی در هر نهاد اجتماعی، سبب توجه بسیار دولت ها به ورزش شده است. مشارکت ورزش و توسعه آن، بیشتر فعالیت بدنی هدفمند را در محوریت خود قرار داده است که به دلیل تنوع و گستره بالایی که دارد، بخش های زیادی از ورزش آموزشی تا ورزش رقابتی را در بر می گیرد. این در حالی است که یادگیری فعال توسط وسائل کمک آموزشی اهمیت زیادی در مشارکت و نقش مستقیم افراد در آموزش دارد. هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل آموزشی مشارکت ورزشی دانشجویان علوم ورزشی با رویکرد یادگیری فعال است. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات کیفی می باشد. نمونه آماری شامل پانزده مصاحبه نیمه ساختار یافته با اساتید مدیریت ورزشی دانشگاه بود و روش نمونه گیری با تکنیک گلوله برفی صورت گرفت. اطلاعات دریافتی از مصاحبه ها از طریق نرم افزار Maxqda طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند، که 177 کد اولیه، 19مقوله فرعی و 11مقوله اصلی به دست آمد. نتایج نشان داد، عوامل فردی و حمایت از عوامل علی، ارتباط سازی و زیرساخت هدفمند از عوامل زمینه ای، فرهنگ سازی، اجتماع محوری و تکنولوژیک محوری از عوامل مداخله گر بودند. همچنین یادگیری هدفمند و فعالیت پایدار راهبردها و توسعه علم محور رشته علوم ورزشی مبتنی بر تجربه پیامد انگیزه مشارکت ورزشی دانشجویان علوم ورزشی با رویکرد یادگیری فعال می باشد. پیشنهاد می شود، با در نظر گرفتن ابعاد شخصیتی و خانوادگی دانشجویان، امکانات ورزشی استاندارد در دانشگاه ها در دسترس قرار گیرد و ضمن آگاهی بخشی به جامعه و خانواده ها از اهمیت تحصیل رشته علوم ورزشی، در جهت مهارت های ورزشی مبتنی بر علم دانشجویان تلاش کرد.
۲۰۳۰۷.

تاثیر محیط یادگیری تعاملی برخط مبتنی بر بحث گروهی و بازخوردهمتا بر بهبود یادگیری و تفکر انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۷
هدف این پژوهش بررسی تأثیر محیط های یادگیری تعاملی برخط مبتنی بر بحث گروهی و بازخوردهمتا بر بهبود یادگیری و تفکر انتقادی دانشجویان کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه شیراز بود. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با یک گروه کنترل و سه گروه آزمایشی بود. نمونه شامل 64 دانشجو بود که به صورت در دسترس انتخاب، و سپس به صورت تصادفی در چهار گروه (هر گروه 16 نفر) تقسیم شدند. گروه ها شامل گروه کنترل (بازخوردهمتا بدون ساخت)، گروه آزمایش یک (بحث گروهی + بازخوردهمتا بدون ساخت)، گروه آزمایش دو (بازخوردهمتا ساختمند) و گروه آزمایش سه (بحث گروهی + بازخوردهمتا ساختمند) بودند. محیط یادگیری تعاملی برخط با استفاده از سیستم مدیریت یادگیری مودل و افزونه های آن طراحی شد که فعالیت های بحث گروهی، بازخوردهمتا و نگارش استدلالی را پشتیبانی می کرد. ابزارهای پژوهش شامل آزمون یادگیری محقق ساخته و پرسشنامه تفکر انتقادی هانی (2004) بود. ضریب کودر-ریچاردسون 20 برای آزمون یادگیری برابر با 73/0، و ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه تفکر انتقادی برابر با 84/0 محاسبه شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که محیط های یادگیری تعاملی برخط پشتیبانی شده با بازخوردهمتای ساختمند (گروه های آزمایش دو و سه) به طور معنی داری یادگیری و تفکر انتقادی را بهبود بخشیدند. گروه آزمایش سه، با ترکیب بحث گروهی و بازخورد همتای ساختمند، بهترین عملکرد را داشت. نتایج بر اهمیت پشتیبانی ساختاریافته در طراحی محیط های یادگیری تعاملی برخط تأکید دارد و نشان می دهد که طراحی دقیق این فعالیت ها می تواند به پرورش یادگیری عمیق تر و مهارت های شناختی مانند تفکر انتقادی کمک کند.
۲۰۳۰۸.

دلالت های فلسفی کاربرد هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۴
هدف مقاله حاضر، بررسی دلالت های فلسفی کاربرد هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری است. در این پژوهش، روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است و ابزار گردآوری اطلاعات به صورت فیش برداری از کتب، مقاله و سایر اسناد علمی است. یافته های تحقیق نشان می دهد که کاربرد هوش مصنوعی در آموزش، مسائل و دلالت های فلسفی گسترده ای را به همراه دارد؛ چراکه استفاده از هوش مصنوعی در آموزش توسط معلمان و دانش آموزان، نه تنها یک چالش فنی، بلکه یک پرسش فلسفی عمیق و بنیادی است. این موضوع شامل جنبه های معرفت شناختی و انسان شناختی گوناگونی می شود، از جمله: تعریف و ماهیت دانش و یادگیری در انسان و سیستم های هوش مصنوعی، شیوه های بازنمایی دانش و پردازش اطلاعات توسط این دو، مفهوم اصالت دانش و معرفت، منابع معرفت و شناخت در انسان و هوش مصنوعی، تفاوت های بنیادین در فرایندهای شناختی میان آن ها و نقش های متحول شده معلم و متربی در فرایند یادگیری. چالش های فلسفی پیرامون اصالت دانش تولیدشده توسط هوش مصنوعی، وابستگی زیادی به تعریف ما از دانش و اصالت دارند و این موضوع، دیدگاه های متفاوتی را ایجاد کرده است. علاوه بر این، تفاوت های اساسی و قابل توجه در شیوه یادگیری انسان و هوش مصنوعی، نقش دانش آموزان را به مشارکت کنندگان فعال و نقش معلمان را به طراحان تجربیات یادگیری تغییر می دهد. ازاین رو، بررسی این مباحث و مسائل فلسفی پیچیده برای طراحی و پیاده سازی موفقیت آمیز سیستم های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی ضروری است تا بتوانیم از اثرات مثبت این فناوری در ارتقای کیفیت آموزش و یادگیری بهره مند شویم.
۲۰۳۰۹.

نقش طبقه بندی تجدیدنظرشده بلوم در تحلیل محتوای فصل تابع کتاب درسی ریاضی دهم (ریاضی و تجربی): مطالعه ای فراترکیبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۳
پیشینه و اهداف: تحلیل  کتاب ها بر اساس مدل های آموزشی می تواند به توسعه مهارت های شناختی و فراشناختی دانش آموزان کمک کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوا فصل تابع کتاب درسی ریاضی  پایه دهم(رشته ریاضی و تجربی) در چارچوب طبقه بندی تجدیدنظرشده بلوم صورت گرفت. روش ها : پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی است که برای انجام آن از روش تحلیل محتوا استفاده شد. هدف اصلی،  درک عمیق تر موضوع مورد بررسی از طریق شناسایی الگوها، روابط و تفاوت های درون داده ها است. واحد تحلیل این پژوهش فعالیت ها، کار در کلاس ها، مثال ها و تمرین هاست که برای به دست آوردن نتایج قابل اعتماد کل محتوای فصل تابع کتاب درسی ریاضی دهم چاپ  1403 انتخاب شده است. در این پژوهش، هر یک از سؤالات، به یکی از سطوح شناختی نسبت داده شد. به منظور تحلیل دقیق تر و انسجام داده ها، اطلاعات توسط جدول فراوانی و نمودار دایره ای سازماندهی شد. یافته ها : بررسی ها نشان داد که در کل به طور تقریبی: 7/3 درصد سؤالات مربوط به سطح به یادآوردن، 9/32 درصد مربوط به سطح فهمیدن، 9/43 درصد  مربوط به سطح به کاربستن، 11 درصد مربوط به سطح تحلیل کردن، 7/3 درصد مربوط به سطح ارزیابی کردن و 9/4 درصد سؤالات مربوط به سطح ایجادکردن است. نتیجه گیری : با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که بیشتر سؤالات، مربوط به سطوح پایین شناختی (به یادآوردن، فهمیدن و به کاربستن) است و مؤلفان کتاب توجه کمتری به سطوح بالای شناختی (تحلیل کردن، ارزیابی کردن و ایجادکردن) داشته اند. بنابراین توصیه می شود که در برنامه درسی ریاضی و در طراحی سؤالات، تأکید بیشتری بر استفاده از سؤالاتی که سطوح بالای شناختی را فعال می سازند، صورت پذیرد.
۲۰۳۱۰.

تحلیل لایه های علّی (CLA) فاصله فرهنگی دانش آموزان با سرفصل های کتب جامعه شناسی رشته علوم انسانی دبیرستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۶
پیشینه و اهداف: کتاب درسی مبنا و منبع تمامی آزمون ها، امتحانات مدارس، سازمان ها و مراکز آموزش عالی و همینطور گزینش ها می باشد. محتوای کتب جامعه شناسی دبیرستان بیشتر برگرفته از ارزش های رسمی و آرمانی است تا واقعیت های روزمره. فرهنگ قومی، جنسیتی و دیجیتال (که در زندگی نوجوانان مهم است) تقریباً نادیده گرفته شده و کتاب دنیای واقعی نوجوانان امروز را بازنمایی نمی کند. می توان گفت که ما شاهد فاصله فرهنگی بین کتب جامعه شناسی رشته علوم انسانی دبیرستان و دانش آموزان هستیم. هدف این پژوهش تحلیل لایه های علی موثر بر فاصله فرهنگی دانش آموزان با کتب جامعه شناسی دبیرستان می باشد. روش ها : این تحقیق از نظر هدف کاربردی و راهبرد آن قیاسی است. در این پژوهش، با هدف تبیین فاصله فرهنگی دانش آموزان از سرفصل های کتب جامعه شناسی  رشته علوم انسانی دبیرستان (شامل: جامعه شناسی(1)، جامعه شناسی(2)، جامعه شناسی(3) ،  از رویکرد تحلیل علّی لایه ای عنایت الله استفاده شده است. جامعه آماری شامل 11 خبره جامعه شناسی است و نمونه گیری با روش گلوله برفی انجام شد. خبره هایی از رشته جامعه شناسی مورد مصاحبه قرار گرفتند و مجموعا با 11 مصاحبه به اشباع نظری رسیدیم. یافته ها: مقولات کلی 18 گانه در چهار لایه تحلیل (لیتانی، علل سیستمی، جهان بینی و استعاره ها و اسطوره ها)  بر اساس نظر خبرگان طبقه بندی شدند. نتیجه گیری: عوامل مؤثر بر فاصله فرهنگی دانش آموزان در چهار سطح تحلیل لایه ای اینگونه شناسایی شد: در سطح لیتانی: رواج سبک زندگی بی قید نسبت به تحصیل، تأثیر مخرب رسانه ها، نقش منفی خویشاوندان و دوستان، و ناتوانی در درک مطالب درسی. در سطح علل سیستمی: محتوای نامناسب کتب، معلمان فاقد تخصص جامعه شناسی، عدم بهره گیری از دیدگاه متخصصان، ضعف برنامه ریزی درسی، و کاهش جایگاه معلم. در سطح جهان بینی: بحران هویت نوجوانان، فقدان مهارت های اجتماعی، بی توجهی به سلایق نسل جدید، و دوگانگی در رفتار بزرگسالان. و در سطح استعاره ها و اسطوره ها: خردستیزی، سلطه گرایی فرهنگی، و فراموشی فلسفه علم.
۲۰۳۱۱.

بازنمایی معنایی زیست حرفه ای معلمان زن شاغل در دوره ابتدائی: مطالعه ای به روش فرهنگ نگاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۵
پیشینه و اهداف: زیست حرفه ای یکی از پارادایم های نوظهور در باب سبک زندگی حرفه ای است. هدف پژوهش حاضربازنمائی معنائی و توصیف و تحلیل زیست حرفه ای معلمان زن شاغل در دوره ابتدائی بود. روش ها : روش مورد استفاده در این به لحاظ هدف، بنیادی- کاربردی و به لحاظ اجرا از نوع فرهنگ نگاری بود. شرکت کنندگان در این پژوهش20 نفر از معلمان زن دوره ابتدائی شهر تبریز بودند که به صورت هدفمند از نوع مبتنی بر معیار انتخاب شدند. روش جمع آوری اطاعات در این پژوهش بر اساس دو روش مصاحبه و مشاهده بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از روش تحلیل محتوایی- استقرایی استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که محدودیت های شغلی معلمان زن، نقش و جایگاه معلمان زن در اجتماع و خانواده، ارتقاء صلاحیت شغلی معلمان زن، انگیزه معلمان زن، زمینه های پرورش خلاقیت معلمان زن، امتیازات شغلی و فرصت ها و مسائل جنسیت شغلی از مضامین اصلی زیست حرفه ای معلمان زن می باشد. نتیجه گیری: لذا توجه به مسائل و مشکلات حرفه ای معلمان زن و بازنمائی زیست حرفه ای آنها، ضمن افزایش کیفیت زندگی آنها می تواند در افزایش صلاحیت های حرفه ای آنان نیز نقش اساسی ایفا کند.
۲۰۳۱۲.

جایگاه مولفه های آموزش چندفرهنگی با رویکرد کنش اجتماعی در کتاب های درسی دوره ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۶
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی جایگاه مولفه های آموزش چندفرهنگی با رویکرد کنش اجتماعی در کتاب های درسی دوره ابتدایی انجام شد. روش: این پژوهش توصیفی، با تحلیل محتوای کمی و تکنیک آنتروپی شانون، ۱۵ جلد کتاب درسی دوره ابتدایی (مطالعات اجتماعی، فارسی و هدیه های آسمان) سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ را مورد بررسی قرار داد. واحدهای تحلیل شامل متن، تصاویر و فعالیت ها بودند. ابزار پژوهش، چک لیست مؤلفه های آموزش چندفرهنگی با رویکرد کنش اجتماعی بود که روایی آن با CVR تأیید و پایایی آن با ضریب توافق ۸۷ درصد حاصل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که “روش های تدریس با رویکرد کنش اجتماعی” بیشترین توجه را به خود اختصاص داده است. پس از آن، “مواد، وسایل و محیط آموزشی”، “اهداف و محتوا”، “ارتباطات انسانی و فرهنگی”، “زبان/ملت”، “پذیرش تفاوت ها” و “دین/مذهب” به ترتیب دارای بالاترین ضرایب اهمیت بودند. در مقابل، مفاهیمی همچون “عدالت، برابری و ضدتبعیض”، “کرامت و حقوق انسانی”، “جنسیت”، “معلولیت/ناتوانی”، “ارزشیابی”، “احترام به عقاید مختلف” و “زندگی مسالمت آمیز” با رویکرد کنش اجتماعی، هیچ انعکاسی در کتاب های درسی نداشتند و ضریب اهمیت آن ها صفر بود. نتیجه گیری: با توجه به توزیع نامتوازن مولفه های آموزش چندفرهنگی با رویکرد کنش اجتماعی در کتاب های درسی، جهت پرهیز از آموزش تک فرهنگی، کتب درسی نیازمند بازنگری و طراحی مجدد می باشند.   
۲۰۳۱۳.

تحلیلی بر پژوهش های علمی در حوزه برنامه ریزی درسی و تربیت مغزمحور با رویکرد علم سنجی مبتنی بر ساحت های سند تحول بنیادین ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۸
پیشینه و اهداف: نظام های آموزشی در پاسخ به نیازهای پیچیده یادگیری و تربیت همه جانبه، به بازنگری در مبانی نظری و رویکردهای تربیتی نیاز دارند. تربیت مغزمحور به عنوان رویکردی مبتنی بر یافته های علوم اعصاب، بر طراحی و اجرای فرآیند آموزش متناسب با سازوکارهای یادگیری مغز تأکید دارد و می تواند به تقویت کیفیت یادگیری و رشد متوازن ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین کمک کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نظام مند جایگاه و مسیر تحول پژوهش های علمی مرتبط با برنامه ریزی درسی و تربیت مغزمحور، و بررسی پیوند مفهومی آن ها با ساحت های مذکور انجام شد. روش ها : این مطالعه علم سنجی با تحلیل 1124 مقاله از پایگاه( ScienceDirect 2010-2025) انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار VOSviewer و تحلیل هم رخدادی واژگان کلیدی (حداقل 6 تکرار) و شبکه هم نویسندگی در جهت ترسیم ساختار دانش موجود بررسی شدند. یافته ها: یافته های تحلیل به شناسایی حوزه های پرکاربرد و خلأهای پژوهشی منجر شد و نشان داد که تمرکز مطالعات بیشتر بر ابعاد شناختی و آموزشی بوده و ساحت های زیستی و زیباشناختی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. نتیجه گیری: نتیجه کلی پژوهش بیانگر آن است که رویکرد تربیت مغزمحور، نه به عنوان یک روش، بلکه به مثابه چارچوبی نظری و میان رشته ای، ظرفیت هم افزایی میان علوم تربیتی و علوم اعصاب را در جهت تحقق اهداف سند تحول بنیادین داراست. بر این اساس، بهره گیری از همکاری های بین رشته ای، ترویج سواد مغزی در میان معلمان، و توجه به طراحی برنامه های درسی مبتنی بر شواهد می تواند مسیر توسعه و کاربست این رویکرد را در آموزش و پرورش ایران تقویت کند.
۲۰۳۱۴.

از نگرش تا نوآوری: پیش بینی خلاقیت شغلی نومعلمان دانشگاه فرهنگیان بر پایه باور به فناوری های هوشمند و یادگیری محیطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۷
پیشینه و اهداف: هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین نقش نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی مدارس در پیش بینی خلاقیت شغلی نو معلمان دانشگاه فرهنگیان بود. روش ها : روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه نو معلمان خانم مدارس استان اردبیل در سالتحصیلی 1404-1403 به تعداد جمعاً 260 نفر بود. که از آن میان، نمونه ای به تعداد 155 نفر از طریق جدول مورگان و گرجسی برآورد و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برگشت پرسشنامه 140 مورد بود. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های خلاقیت شغلی رندسیپ (1979)، نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی یاووز (2005) و یادگیری غیر رسمی در محل کار لومان (2006) استفاده شد. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل گرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS 27 تحلیل شد. یافته ها: مطابق با یافته های پژوهش، میانگین نمره نومعلمان در خلاقیت شغلی (77/3)، نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی (01/4)، یادگیری محیطی (57/3) بالاتر از میانگین متوسط به دست آمده است. بین نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی با خلاقیت شغلی رابطه مثبت وجود دارد (01/0>p). نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی به طور همزمان 8/27 درصد و مؤلّفه های نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی 2/26 درصد از تغییرات خلاقیت شغلی را به طور مثبت و معنی دار پیش بینی می کنند (01/0>p). نتیجه گیری: بدین ترتیب، نتایج این پژوهش هم در حوزه نظرى و هم کاربردى دستاورهای قابل توجهی داشت؛ به طوری که ضمن تأکید بر اهمیت خلاقیت شغلی نو معلمان در مدارس، نقش تعیین کننده نگرش به کاربرد فنّاوری های هوشمند آموزشی و یادگیری محیطی را خاطر نشان می سازد.
۲۰۳۱۵.

تیپ شناسی جهت گیری اهداف پیشرفت دانش آموزان: مقایسه تکمیل تکلیف و رفتارهای پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۸
عوامل زیادی مثل انگیزش و تکمیل تکلیف می توانند بر یادگیری دانش آموزان تأثیر بگذارند. دراین باره، شواهد نشان داده که انگیزش یکی از عوامل مؤثر و مهم در بهبود عملکرد دانش آموزان است. پژوهش حاضر باهدف تعیین نیم رخ انگیزشی دانش آموزان با استفاده از تحلیل مبتنی بر شخص و مقایسه تکمیل تکلیف و رفتارهای پیشرفت با توجه به این نیم رخ ها انجام گرفته است. این پژوهش یک مطالعه توصیفی- علی مقایسه ای است. تعداد 221 نفر دانش آموز مقطع متوسطه دوره دوم مقیاس جهت گیری اهداف پیشرفت الیوت و مک گرگور و رفتارهای پیشرفت را تکمیل نمودند و معلمان میزان تکمیل تکلیف را مشخص کردند. برای تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS از روش تحلیل خوشه ای و تحلیل واریانس چند متغیری و آزمون خی دو بهره گرفته شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل خوشه ای، چهار خوشه انگیزش برای دانش آموزان به دست آمد: 2/14 درصد در خوشه بی انگیزشی، 6/27 درصد در خوشه انگیزش سه گانه، 19 درصد در خوشه تبحرگرا-عملکردگرا و 3/39 درصد خوشه انگیزش چندگانه قرار گرفتند. تکمیل تکلیف و رفتارهای پیشرفت خوشه بی انگیزشی، کمتر از سایر خوشه ها بود (001/0P<). یافته های به دست آمده می تواند به مسئولین حوزه آموزش کمک نماید تا با طراحی برنامه های مداخله ای تربیتی در ارتقا و یا حفظ انگیزش دانش آموزان، در طول سال های تحصیلی اقدامات مؤثری را انجام دهند.
۲۰۳۱۶.

تاثیر دو برنامه درسی خطی و غیرخطی برمهارت های بین فردی: بررسی روش تدریس دو مرکز آموزشی رجیو امیلیا و مونته سوری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۲
یکی از چالش های آموزشگران در تدریس این است که آیا جهت گیری خطی و غیر خطی در روش تدریس می تواند تعیین کنند چگونگی روابط بین فردی دانش آموزان باشد؟. تحقیق حاضر اثربخشی دو برنامه درسی رجیو املیا و مونته سوری را بر مهارت های بین فردی مورد بررسی قرار داد. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه های آزمایشی یک و دو بود. جامعه آماری دانش آموزان اول ابتدایی پسر ناحیه یک کرمان و نمونه آن تعداد 60 نفر در سه گروه آزمایشی 20 نفره 1 و 2 و گروه گواه بودند. ابزار پژوهش پرسشنامه مهارت های بین فردی ماتسون و همکاران به صورت پیش آزمون و پس آزمون مورد استفاده قرار گرفت. برنامه درسی با توجه به مبانی نظری مونته سوری و رجیو امیلیا تدوین و پس از تایید صاحبظران در سیزده جلسه آموزشی اجرا شد. برای آزمون فرصیه ها هم از کوواریانس (ANCOVA) تک متغیره و آزمون بونفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد روش آموزشی مونته سوری با اندازه اثر41/0 بر مهارت های بین فردی کودکان اول ابتدایی تاثیرگذار بود. همچنین روش آموزشی رجیو امیلیا با اندازه اثر 54/0 بر مهارت های بین فردی کودکان اول ابتدایی تاثیرداشت، به علاوه روش رجیو امیلیا اثربخشی بیشتری بر مهارت های بین فردی نسبت به گروه آزمایشی مونته سوری داشت. در نتیجه می توان گفت آموزش مهارت های بین فردی با تکیه بر برنامه درسی روییدنی می تواند اثربخشی بیشتری نسبت به برنامه درسی خطی بر مهارت های بین فردی داشته باشد.
۲۰۳۱۷.

تحلیل عوامل مؤثر بر سواد خواندن دانش آموزان ایرانی با عملکرد بالا و پایین: شواهدی از پرلز 2021(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۱
هدف مطالعه حاضر پیش بینی سواد خواندن دانش آموزان ایرانی دارای عملکرد بالا و پایین با استفاده از عوامل شناسایی شده از پرسشنامه دانش آموز در مطالعه پرلز 2021 و روش پژوهش از نوع همبستگی بود . جامعه آماری 1348842 دانش آموز پایه چهارم بودند که از میان آنها، با نمونه گیری طرح دومرحله ای خوشه ای طبقه ای با احتمال متناسب با حجم نمونه، 5962 دانش آموز انتخاب شدند. داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه برای شناسایی نقش عوامل منابع یادگیری در خانه، خودکارامدی فناورانه، احساس تعلق، در معرض قلدری، درگیرشدن، رفتار مختل کننده، علاقه به خواندن و خودپنداره در خواندن، در پیش بینی سواد خواندن بررسی شدند. نتایج نشان داد در دو گروه بالا و پایین میزان معدل عوامل یادشده در حد بالا یا متوسط بود. همچنین، با توجه به مقادیر اندازه اثر کوهن، فقط در میانگین منابع یادگیری در خانه و خودپنداره در خواندن تفاوتی جالب توجه بین دو گروه بالا و پایین بود. میزان همبستگی با سواد خواندن فقط برای دو عامل در گروه بالا و شش عامل در گروه پایین قابل ارزیابی بود. در گروه بالا، فقط منابع یادگیری در خانه و رفتارهای مختل کننده نقش پیش بینی کننده های معنادار در تبیین واریانس سواد خواندن داشتند، در حالی که درگروه پایین، به ترتیب عوامل خودکارآمدی فناورانه، در معرض قلدری، منابع یادگیری در خانه، علاقه به خواندن و خودپنداره در خواندن پیش بینی کننده های معنادار بودند. میزان واریانس تبیینی در گروه بالا و پایین به ترتیب 3 و 19 درصد بود. در مجموع، نتایج حاکی از نقش جالب توجه عوامل یادشده در پیش بینی سواد خواندن در گروه پایین در مقایسه با گروه بالا بود.    
۲۰۳۱۸.

شناسایی عوامل مؤثر بر فرایند یاددهی-یادگیری دانشجویان نسل زد (مورد مطالعه: دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۵۲
با ظهور نسل زد در محیط های آموزشی و شغلی، شناخت فرایند یاددهی-یادگیری نسل زد و عوامل تأثیرگذار برای بهبود کیفیت آموزش آن ها اهمیت زیادی دارد. بنابراین، این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر فرایند یاددهی-یادگیری دانشجویان نسل زد انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی، کیفی و از نوع پدیدارشناسی تجربی است. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران است. داده های به دست آمده، از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از دانشجویان جمع آوری و تحلیل شده است. تحلیل داده ها با استفاده از روش کدگذاری سه مرحله ای و تحلیل مضمون انجام شد. با توجه به یافته های به دست آمده از مصاحبه با دانشجویان، پنج مؤلفه کلیدی به عنوان عوامل مؤثر بر یادگیری نسل زد تأثیرگذار هستند: ۱. ویژگی های فردی یادگیرنده که شامل مواردی همچون خودآموزی، علاقه شخصی و هیجانات یادگیری است. ۲. نقش معلم که مؤلفه های شایستگی حرفه ای، روش تدریس، حمایت گری و موارد دیگر را شامل می شود. ۳. محیط یادگیری که امکانات، جوّ سازمانی و فرهنگ سازمانی را در بر می گیرد. ۴. محتوای یادگیری که شامل مواردی همچون به روزبودن، کاربردی بودن و بهره گیری از فناوری است. ۵. تعاملات اجتماعی به عنوان عامل نهایی شامل حمایت خانواده و همراهی همتایان است. نتایج این پژوهش نشان داد دانشجویان نسل زد با فناوری آمیخته هستند، سبک یادگیری انعطاف پذیر و تعاملی را ترجیح می دهند و تمایل بیشتری به یادگیری مبتنی بر تجربه دارند. همچنین، نقش معلم در ایجاد فضای مشارکتی و انگیزه بخش بسیار حائز اهمیت است. با اشاره به عوامل مؤثر بر فرایند یاددهی-یادگیری دانشجویان نسل زد به عنوان یافته های این پژوهش، به منظور ارتقای کیفیت آموزش و یادگیری نسل زد و تضمین موفقیت نظام های آموزشی، ضروری است تا نهاد های آموزشی، سیاست گذاران و اساتید دانشگاه ها با بازنگری در راهبردهای آموزشی، طراحی برنامه های درسی کاربردی و مبتنی بر تجربه و ایجاد فضاهای یادگیری تعاملی و مشارکتی، سهمی اثرگذار در بهبود کیفیت یادگیری این نسل از دانشجویان داشته باشند.  
۲۰۳۱۹.

نگرش آموزشی متفاوت به تحلیل نیازمندی های زبانی در صنعت بیمه: رویکرد انسان گرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۴
هدف این پژوهش بررسی نیازهای زبان انگلیسی فعالان صنعت بیمه برای آموزش زبان تخصصی رشته مدیریت بیمه است. تحلیل نیاز زبانی در آموزش مدیریت بیمه با رویکرد انسان گرایانه انجام شده که رویکردی نو در آموزش است. این مطالعه تکنیک های کمی-کیفی سه گانه، یعنی مشاهده، مصاحبه، و پرسشنامه برای جمع آوری داده ها از گروه های مختلف مشارکت کننده به کار گرفته است. مشارکت کنندگان در این پژوهش، دانشجویان، اساتید، کارکنان و مدیران یک شرکت بیمه بودند. داده ها از طریق پرسشنامه های طراحی شده و مصاحبه های ساختاریافته جمع آوری شدند و همچنین مشاهدات کلاس های آموزشی و نیازهای زبانی در محیط کار نیز مورد بررسی قرار گرفتند. این رویکرد به افزایش دقت در تحلیل درست نیازهای زبانی به آموزش مدیریت بیمه کمک کرد. یافته ها بر اهمیت مهارت های زبانی در امور بیمه تاکید داشتند و ضرورت پوشش موضوعات مناسب در کتاب های درسی زبان مدیریت بیمه را برجسته تر کردند. این یافته ها به توسعه برنامه های درسی و طراحی مواد آموزشی در آموزش مدیریت بیمه کمک می کنند و اثربخشی آموزش زبان این حوزه را افزایش می دهند. بر این اساس، رویکردی انسان گرایانه به تحلیل نیازهای زبانی، که به علایق، ترجیحات و ارزش های یادگیرندگان توجه می کند، می تواند به آموزش معنادار و جذاب تر زبان کمک کند. با مشارکت دانشجویان در فرآیند توسعه مواد آموزشی و گنجاندن محتوای خاص صنعت، دوره های آموزشی می توانند بهتر با نیازهای یادگیرندگان هم راستا شوند و رشد و توسعه آن ها را ترویج کنند.
۲۰۳۲۰.

تبیین چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی در آموزش عالی از دیدگاه اساتید و دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۷
هدف: این پژوهش به تبیین چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی در آموزش عالی از دیدگاه اساتید و دانشجویان می پردازد. روش تحقیق: این پژوهش با استفاده از روش کیفی و پارادایم تفسیرگرایی انجام شد. برای بررسی تجارب زیسته اساتید و دانشجویان دانشگاه تهران از روش پدیدارشناسی بهره گرفته شد. نمونه گیری به شیوه هدفمند و ملاکی و معیار اشباع نظری انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش تحلیل تماتیک الو و کینگاس (2020) در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تحلیل شدند. یافته های پژوهش: نتایج نشان داد که چالش ها و مشکلات هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری شامل کاهش فرصت های یادگیری، عدم سواد کافی و افزایش نابرابری بین افراد است. مزایا و فرصت های هوش مصنوعی شامل بهبود یادگیری فراگیران، دستیار پژوهشی و بهبود کیفیت آموزش و تدریس می باشد. همچنین، ایده های کاربردی برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری شامل ادغام هوش مصنوعی در کوریکولوم آموزشی، ایجاد زیرساخت های لازم برای ورود هوش مصنوعی و فرهنگ سازی و آموزش هوش مصنوعی است. این نتایج در سه نمودار تحت عنوان چالش ها و مشکلات، مزایا و فرصت ها، و ایده های کاربردی ترسیم گردید. نتیجه گیری: برای بهره برداری بهینه از هوش مصنوعی در آموزش عالی، لازم است که به چالش ها توجه شود و راهکارهای مناسبی برای مقابله با آن ها ارائه شود. توسعه زیرساخت های فنی مناسب، توجه به مسائل اخلاقی و حریم خصوصی، تشویق به پذیرش فناوری های جدید و افزایش تعاملات انسانی، و افزایش سواد دیجیتال از جمله راهکارهای پیشنهادی می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان