فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
210 - 225
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: برای جلوگیری از مشکلات تحصیلی و روانی-هیجانی در دانش آموزان، شناسایی عوامل مرتبط و اقدامات آموزشی-درمانی امری حیاتی تلقی می گردد. لذا این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر خودکارآمدی و مسئولیت پذیری در دانش آموزان مقطع ابتدایی اجرا شد.روش شناسی پژوهش: پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل در مقطع ابتدایی شهرستان عسلویه در سال تحصیلی 1403- 1402 بود، که تعداد 30 آزمودنی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به شیوه انتصاب تصادفی در دو گروه مساوی (آزمایش، 15 نفر و کنترل، 15 نفر) گمارش شدند. برای گردآوری داده ها علاوه بر چک لیست اطلاعات جمعیت شناختی، از پرسشنامه خودکارآمدی (موریس، 2001) و پرسشنامه مسئولیت پذیری (لوئیس، 2001) استفاده شد. داده ها با روش های آمار توصیفی و آنالیز کوواریانس با نرم افزار آماری SPSS نسخه 26 تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه آموزش ذهن آگاهی باعث افزایش نمره کل خودکارآمدی(515/89=F، 000/0=P و 547/0=η) و افزایش نمره کل مسئولیت پذیری(737/77=F، 000/0=P و 479/0=η) و هر یک از مؤلفه های آن ها در افراد گروه آزمایش شده است، اما در میانگین نمرات این مؤلفه ها در افراد گروه کنترل طی مراحل مختلف سنجش، تغییر معناداری از نظر آماری مشاهده نشد.نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی آموزش ذهن آگاهی، روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی می توانند از این رویکرد درمانی به منظور توانمندسازی روانشناختی و کاهش آسیب در دانش آموزان استفاده کنند.
پیش بینی بهره وری بر اساس خودکارآمدی و حمایت سازمانی ادراک شده در آموزگاران مقطع ابتدایی شهرستان کازرون
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
180 - 198
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: بهره وری معلمان تحت تأثیر عواملی چون خودکارآمدی و حمایت سازمانی ادراک شده است. این پژوهش به بررسی تأثیر این دو عامل در پیش بینی بهره وری معلمان مقطع ابتدایی شهرستان کازرون می پردازد.هدف از این پژوهش پیش بینی بهره وری بر اساس خودکارآمدی و حمایت سازمانی ادراک شده در آموزگاران مقطع ابتدایی شهرستان کازرون بود.روش شناسی پژوهش:روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه معلمان شهرستان کازرون است که از این تعداد، 654 معلم مرد و 1050 نفر معلم زن بودند.که از بین آنان تعداد 300 نفر انتخاب شدند. برای بدست آوردن تعداد نمونه از فرمول کوکران استفاده شد. با استفاده از جدول مورگان و کرجسی تعداد 313 نفر انتخاب شدند و 300 پرسشنامه جمع آوری شد.ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه حمایت وطن خواه و همکاران(2017)، مقیاس خودکارآمدی معلم اسچانن، موران و وولفولک، (2001) مقیاس خودکارآمدی اسچانن، موران و وولفولک (2001) بود که محققان قبلی روایی و پایایی مناسب برای آنها را مطلوب گزارش داده اند. .برای تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 26 و آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بهره وری با خودکارآمدی و حمایت سازمانی ادراک شده آموزگاران مقطع ابتدایی شهرستان کازرون رابطه ی معنی داری دارد.مولفه های حمایت سازمانی ادراک شده می توانند بهره وری معلمان مقطع ابتدایی شهرستان کازرون را پیش بینی کنند.مولفه های خودکارآمدی می توانند بهره وری معلمان مقطع ابتدایی شهرستان کازرون را پیش بینی کنند.نتیجه گیری: افزایش خودکارآمدی و حمایت سازمانی ادراک شده می تواند بهبود بهره وری معلمان مقطع ابتدایی را در پی داشته باشد. این یافته اهمیت تقویت حمایت های سازمانی و تقویت حس خودکارآمدی در معلمان را به عنوان عواملی مؤثر بر افزایش عملکرد آموزشی آن ها برجسته می کند.
ارائه الگوی برنامه درسی مبتنی بر عمق دانش جهت افزایش سطح پیچیدگی شناختی یادگیرندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
1 - 24
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، ارائه الگوی برنامه درسی مبتنی بر عمق دانش، جهت افزایش سطح پیچیدگی شناختی یادگیرندگان بود. در این پژوهش از روش سندکاوی و تحلیل محتوای مقوله ای استفاده شد. با توجه به محدودیت پژوهش های داخلی، پایگاه های داده های خارجی (ساینس دایرکت، گوگل اسکولار، اسپرینگر، تیلور اند فرانسیس، اریک، و امرالد) مورد مطالعه قرار گرفتند. ب ازه ی زمانی متون مورد بررسی «از سال 1997 تا 2014» بود. ابتدا پایگاه های داده با استفاده از واژگان و اصطلاحات کلیدی مرتبط (depth of knowledge of Webb, cognitive complexity of learners, level of depth of knowledge, level of cognitive complexity) جستجو شدند و تمامی مقالات و متون بر اساس ارتباط عنوان مقاله با آنها جمع آوری شدند. 65 سند یافت شد ک ه از این تعداد، 30 سند، متناسب ب ا سؤال پژوهش بود. منابع، مطالعه و با استفاده از روش تحلیل مضمون، مضامین اصلی و فرعی شناسایی شدند و در نهایت بر اساس آنها الگوی برنامه درسی مبتنی بر عمق دانش ارائه شد. به منظور اعتباریابی، الگو در اختیار متخصصان قرار گرفت و بعد از اعلام نظرات آنها، ضریب روایی محتوایی (CVR) محاسبه شد که نتایج نشان داد الگو از نظر متخصصان، قابل قبول است. بر اساس یافته های پژوهش در این الگو چهار سطح یادآوری و بازتولید، مهارت ها و مفاهیم، تفکر راهبردی، و تفکر توسعه یافته، پیش بینی شده و عناصر اهداف، روش عمل ، فعالیت ها و ارزشیابی متناسب با هر سطح، معرفی شده اند. این الگو می تواند توسط متخصصان برنامه درسی، مؤلفان و معلمان جهت افزایش پیچیدگی شناختی یادگیرندگان مورد استفاده قرار گیرد.
چالش های یادگیری مهارت پرسشگری فلسفی بین دانشجویان و ارائه راهکارهایی برای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل چالش های یادگیری مهارت پرسشگری فلسفی و راهکارهایی برای آن بود. میدان پژوهش شامل دانشجومعلمان پردیس های دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1401-1400 بود. برای دستیابی به این هدف، از روش تحلیل مضمون به شیوه براون و کلارک و ابزار مصاحبه کیفی نیمه ساختاریافته و نمونه گیری در دسترس که 54 نفر از دانشجو معلمان استان کردستان بودند بهره برده شد. یافته های پژوهش در دو گام حاصل شد: گام نخست، ریشه یابی و علل عدم مهارت پرسشگری فلسفی از دید دانشجومعلمان بود که در قالب مضمون، مقوله و مفهوم دسته بندی شدند. نتایج نشان داد که عامل اصلی عدم پرسشگری فلسفی نخست خود دانشجومعلمان و پس از آن اساتید هستند و حوزه فضای مجازی با کمترین مضمون دارای تأثیر کمتری در عدم پرسشگری فلسفی دانشجومعلمان است. گام دوم، شامل ارائه راهکارهایی برای طرح پرسشگری فلسفی از نگره دانشجومعلمان بود که مفاهیم آن نیز مقوله بندی شد. یافته ها بیانگر این امر است که عوامل متعددی از قبیل دانشجومعلمان و اساتید، محیط آموزشی، اجتماعی و خانواده می توانند با هماهنگی هم در تقویت مهارت پرسشگری فلسفی دانشجومعلمان مؤثر واقع شوند. در این راستا پیشنهاد می شود برای تقویت روحیه پرسشگری فلسفی دانشجویان، نهادهای تربیتی و آموزشی تعامل سازنده و پویا با دانش آموزان داشته و روحیه پرسشگری و کنجکاوانه آن ها را سرکوب نکنند.
اثربخشی آموزش با استفاده از نقشه مفهومی بر اضطراب امتحان و انگیزش تحصیلی دانش آموزان در درس زیست شناسی
منبع:
تجارب معلمی و مطالعات کارورزی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱
75 - 91
حوزههای تخصصی:
پیشنیه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش با استفاده از نقشه مفهومی بر انگیزش تحصیلی و اضطراب امتحان دانش آموزان در درس زیست شناسی انجام گرفت. روشها: روش این پژوهش نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه یازدهم متوسطه شهر همدان در سال 1400 بود. نمونه آماری متشکل از 53 نفر از دانش آموزان پسر پایه یازدهم می باشد که از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. کلاس های درسی از قبل تشکیل شده به عنوان 1 گروه آزمایشی شامل 26نفر و 1 گروه کنترل شامل 27نفر انتخاب شدند و از هر دو گروه پیش آزمون به عمل امد. در 12 جلسه 45 دقیقه ای گروه آزمایش با استفاده از روش نقشه مفهومی و گروه گواه به روش سنتی آموزش دیدند. برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه های استاندارد انگیزش تحصیلی هارتر و پرسشنامه اضطراب امتحان TAI ابوالقاسمی و همکاران استفاده شد.یافته ها: داده های بدست آمده با استفاده از روش های آماری تحلیل کواریانس بررسی شد. آزمون ها توسط نرم افزار SPSS ورژن 24 محاسبه شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد آموزش با استفاده از نقشه مفهومی اثر بخشی لازم را بر انگیزش تحصیلی و اضطراب امتحان دارد به طوری که انگیزش تحصیلی بالا رفته و اضطراب کاهش یافته است . نتیجه گیری: در نتیجه می توان گفت استفاده از نقشه مفهومی در تدریس میتواند موجب بهبود وضعیت انگیزش تحصیلی شده و از سوی دیگر اضطراب امتحان یادگیرندگان را کاهش دهد.
شناسایی عوامل مؤثر بر فرهنگ پژوهش در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر؛ با هدف آسیب شناسی فرهنگ پژوهش در دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی انجام شده است که بر مبنای هدف، در ذیل پژوهش های کاربردی قرار دارد و به روش ترکیبی و با استفاده طرح اکتشافی متوالی انجام شده است. مشارکت کنندگان بخش کیفی پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 13 نفر به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی ، شامل کلیه استادان دانشگاه فرهنگیان بود که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس (118 نفر) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی مصاحبه ها با استفاده از روش توافق کدگذاران (80/0) و پرسشنامه از طریق روایی همگرا و روایی واگرا مورد تأیید واقع شد. برای محاسبه پایایی پرسشنامه از سه معیار، ضرایب بارهای عاملی، آلفای کرونباخ (80/0) و پایایی ترکیبی (78/0) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA10 و اسمارت PLS3 تجزیه وتحلیل شد. نتایج بخش کیفی ، بیانگر 62 کد باز، 13 کد محوری و 3 کد انتخابی بود. همچنین؛ نتایج بخش کمی نشان داد که مدل آسیب شناسی فرهنگ پژوهش در دانشگاه فرهنگیان، دارای سه بعد محتوایی، ساختاری و محیطی است که بعد محتوایی (23/0)، بعد ساختاری (61/0) و بعد محیطی (35/0) از تغییرات فرهنگ پژوهش را تبیین می کند و بعد ساختاری نسبت به سایر ابعاد، نقش مؤثرتری در تبیین فرهنگ پژوهش دارد. درمجموع، نتایج پژوهش بیانگر این بود که این ابعاد 85/0 از تغییرات فرهنگ پژوهش در دانشگاه فرهنگیان را تبیین می کنند.
بازتاب اخبار کردها در منازعات صفوی و عثمانی: مطالعه موردی کتاب درسی مطالعات اجتماعی پایه نهم(متوسطه اول) در مدارس ایران و اقلیم کردستان عراق
منبع:
پژوهش در آموزش تاریخ دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۰)
90 - 103
حوزههای تخصصی:
با حاکمیت یافتن صفوی، رقابت های دینی – مذهبی و مناقشات سرزمینی که حاصل توسعه طلبی عثمانی ها بود، سبب بروز جنگ ها و کشمکش هایی شد. در این میان نقش کُردهای ساکن در جغرافیای این رقابت ها حائز اهمیت است و اینکه در مناقشات میان حکومت های صفوی و عثمانی، کُردها چه مواضعی اتخاذ و دلایل همکاری یا موضع گیری آنها در مواجهه با این دو قدرت چگونه بوده مسئله مهمی است. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر با بهره مندی از روش توصیفی – تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای و تحلیل محتوای کتب درسی منتخب به دنبال پاسخ دادن به این پرسش است که موقعیت سیاسی کُردها در جنگ چالدران تا چه میزان در کتاب درسی مطالعات اجتماعی پایه نهم( متوسطه اول) -بخش تاریخ- که در مدارس ایران و اقلیم کردستان عراق تدریس می شود، مورد توجه و اخبار آن بازتاب یافته است؟ نتایج این پژوهش نشان داد انعکاس اخبار حضور کرُدها در پهنه تاریخ و در متون درسی، بیانگر دستیابی دست اندرکاران نهادهای آموزشی اقلیم کردستان به مقاصد سیاسی است تا آگاهی بخش به دانش آموزان و بازکردن افق جدیدی پیش روی آنها؛ این در حالی است که در تاریخ ایران موضوع کلی هویت ایرانی به دور از تفکیک قومتی مطرح می باشد و همین امر سبب گردیده در کتاب مطالعات اجتماعی که در مدارس ایران تدریس می شود هیچ گونه اشاره ای به نقش کُردها در این جنگ نشود.
مطالعه ای بر کاربردهای هوش مصنوعی در برنامه سلامت خانواده (مدیریت چاقی کودکان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ تابستان ۱۴۰۳شماره ۲
20 - 30
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: چاقی دوران کودکی به عنوان یک چالش مهم بهداشت عمومی و سلامت خانوده با پیامدهای بلندمدت که اغلب تا بزرگسالی گسترش می یابد و استعداد ابتلا به بیماری های مزمن را افزایش می دهد، ظاهر شده است. هدف از این بررسی، تبیین کاربردهای هوش مصنوعی (AI) در پیشگیری و درمان چاقی کودکان، با تأکید بر پتانسیل آن برای تکمیل و تقویت روش های مدیریت سنتی است.روش پژوهش: ما یک بررسی جامع از ادبیات موجود را برای درک ادغام یادگیری ماشین و سایر تکنیک های هوش مصنوعی در استراتژی های مدیریت چاقی کودکان انجام دادیم.یافته ها: یافته های مطالعات متعدد نشان می دهد که نقش هوش مصنوعی در مقابله با چاقی کودکان به وضوح قابل مشاهده است. به ویژه، تکنیک های یادگیری ماشین کارآمدی قابل توجهی در تقویت رویکردهای درمانی و پیشگیرانه فعلی نشان داده اند.نتیجه گیری: تلاقی هوش مصنوعی با شیوه های مرسوم مدیریت چاقی، یک رویکرد جدید و امیدوارکننده، برای تقویت مداخلات هدف قرار دادن چاقی کودکان ارائه می دهد. این بررسی ظرفیت تحول آفرین هوش مصنوعی را برجسته می کند و از این طریق از ادامه تحقیقات و نوآوری در این حوزه به سرعت در حال تکامل حمایت می کند.
رزیابی کیفیت تدریس معلمان پذیرا و رابط در برنامه آموزش فراگیر: یک مطالعه ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف ارزشیابی کیفیت تدریس معلمان پذیرا و رابط آموزش فراگیر دانش آموزان با نیاز ویژه در مدارس عادی در سطح کشور انجام شد. روش: مطالعه حاضر یک پژوهش توصیفی- پیمایشی با رویکرد آمیخته و از نوع ارزیابانه می باشد. نمونه گیری در این پژوهش، نخست به شیوه خوشه ای چند مرحله ای از بین استان های کشور به صورت ملاکی، 5 استان معرف انتخاب شد و سپس از این استان ها ، 15 مدرسه پشتیبان و 75 مدرسه پذیرا انتخاب شدند. حجم نمونه منطبق بر جامعه در بخش کمّی شامل 1132= n تن از والدین بود که فرزندان دارای نیازهای ویژه در سه دوره ابتدایی، متوسطه اول و دوم داشتند که طرح فراگیرسازی تحصیل می کردند. ابزار بخش کمی پرسشنامه پژوهشگر ساخته کیفیت تدریس معلم بود. در بخش کیفی با 27 نفر از والدین و 14 نفر از کارشناسان استانی (سنجش، مشاوره و فراگیرسازی) مصاحبه نیمه ساختاریافته تا اشباع نظری داده ها انجام گرفت. داده های حاصل از پیاده سازی محتوای مصاحبه ها در بخش کیفی با روش اشتراوس و کوربین تحلیل و کدگذاری شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد از نظر والدین، کیفیت تدریس معلمان رابط و پذیرا به سمت مثبت و به نسبت مطلوب گرایش دارد اما با سطح قابل قبول و مطلوب فاصله دارد. بین سه دوره ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم در هر چهار مؤلفه کیفیت تدریس، یعنی پذیرش و انگیزه های معلمی (001/0> p،76/28= F)، انجام تدریس (001/0> p،26/26= F)، ارزشیابی تدریس (001/0> p،17/40= F) و روابط بین فردی (001/0> p،43/25= F) تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد در هر چهار مؤلفه کیفیت تدریس معلمان، میانگین نمره های دوره ابتدایی به طور معناداری از دوره های متوسطه اول و دوم بیشتر بوده و اما بین نمره های دو گروه متوسطه اول و دوم تفاوت معناداری وجود نداشته است. نتیجه گیری: شفافیت نداشتن در وظایف معلمان رابط، برخورد سلیقه ای با دانش آموز فراگیر، کمبود معلم رابط، نداشتن اطلاعات کافی و نبود برنامه مدون در مدارس عادی از عوامل عدم رضایت خانواده ها و تلاش و پیگیری های بی وقفه و کیفیت بالای تدریس برخی معلمان رابط و پذیرا به صورت حضوری و مجازی، ارائه خدمات رایگان و حتی خصوصی از طرف برخی معلمان رابط به عنوان عوامل رضایت خانواده ها بوده است.
بررسی تطبیقی مؤلفه های برنامه درسی تعالی حرفه ای مدرسان تربیت معلم فنلاند، سنگاپور و ایران: نقاط اشتراک و تمایز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶۰
۱۲۸-۱۰۹
حوزههای تخصصی:
مدرسان خبره نقش اساسی در کیفیت بخشیدن به فرایند تربیت معلم دارند و توجه به بازاندیشی و تدوین برنامه های درسی تعالی حرفه ای مدرسان امری ضروری است. بهره گیری از شیوه پژوهش تطبیقی برای دسترسی به تجارب آموزشی کشورهای پیشرو در آموزش می تواند مفید واقع شود. بر این اساس، مطالعه ای تطبیقی درباره مؤلفه های برنامه درسی تعالی حرفه ای مدرسان تربیت معلم فنلاند، سنگاپور و ایران در قالب یک طرح پژوهش کیفی انجام شده است. برای تحلیل داده ها، الگوی چهار مرحله ای بردی به کار رفته و نقاط اشتراک و تمایز برنامه ها استخراج شده اند. نقاط اشتراک برنامه درسی تعالی حرفه ای مدرسان ایران با فنلاند و سنگاپور در بخش اهداف، محتوا و شیوه اجرا به ترتیب شامل آینده پژوهی، دانش پداگوژی محتوا، تولید محتوای الکترونیکی و استفاده از روشهای کلاسیک و سنتی بوده است. وجوه تمایز برنامه های ایران در بخش اهداف و محتوا به ترتیب شامل تأکید بر حفظ ارزشهای تربیت اسلامی، تأکید بر تولید مقاله، کتاب و ابزارهای آموزشی تقاضا- محور بوده و در شیوه اجرا کمتر از رویکردهای یکپارچه سازی، پژوهش و پرسش- محوری، میان- رشته ای، پرورش تفکر چندبعدی و روشهای تعاملیِ به اشتراک گذاری و همکاری، شبکه سازی، روشهای یادگیری ترکیبی مبتنی بر محیط کار و در تعامل با جامعه استفاده شده است. برنامه های فنلاند و سنگاپور بیشتر در محتوا و شیوه اجرای برنامه ها نقاط مشترک داشتند و برنامه ها در جهت یکپارچه سازی و توسعه ملی با حفظ فرهنگ سرزمین شان عملیاتی شده اند.
اثربخشی آموزش تعامل مادر-کودک بر اساس الگوی پرسید بر فلسفه فراهیجانی مادران و مشکلات هیجانی رفتاری فرزندان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
99 - 136
حوزههای تخصصی:
با توجه به افزایش شیوع اختلالات هیجانی -رفتاری در فرزندان و چالش هایی که این فرزندان و خانواده های آنان را درگیر می کند، بالا بردن سطح کیفیت تعاملات خانوادگی مخصوصاً تعامل مادران با فرزندان، اهمیت پیدا می کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش تعامل مادر -کودک بر اساس الگوی پرسید، بر فلسفه فراهیجانی مادران و مشکلات هیجانی-رفتاری در فرزندان بود. این پژوهش، یک پژوهش نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری، مادران فرزندان دارای اختلالات هیجانی رفتاری در شهر اصفهان در سال 1401 بودند که 30 نفر از این جامعه به عنوان نمونه انتخاب شده و 15 نفر به صورت تصادفی در گروه آزمایش و 15 نفر نیز به تصادف در گروه کنترل گمارش شدند. مادران گروه آزمایش، در 6 جلسه 60 دقیقه ای آموزش تعامل مادر-کودک بر اساس الگوی پرسید، شرکت کردند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. هر دو گروه، ابزارهای پژوهش شامل: پرسشنامه فلسفه فراهیجانی ایولینی کو (۲۰۰۶) و سیاهه اختلالات رفتاری آخنباخ (2001) را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس با استفاده از آخرین نسخه نرم افزار SPSS(26.00) تحلیل شدند. یافته ها نشان داد، مقادیر هر دو متغیر در گروه کنترل و آزمایش در مرحله پس آزمون دارای تفاوت معنادار بودند (سطح معناداری کمتر از 05/0)؛ بنابراین این مداخله بر (فلسفه فراهیجانی (568/201 =F و P=0001/0) و مشکلات هیجانی و رفتاری (588/36=F و 0001/0=P))، تأثیر مثبت و معناداری در سطح 05/0=α داشت. لذا تعامل مادر-کودک بر اساس الگوی پرسید، در بهبود فلسفه فراهیجانی مادران و کاهش مشکلات هیجانی-رفتاری در نوجوانان ۱۱-۱۴ سال مؤثر است. با توجه به اهمیت عملکرد مادر در ارتباط با فرزندان، ارائه آموزش به مادران در جهت تقویت ارتباط با فرزند، در کاهش و کنترل مشکلات هیجانی و رفتاری فرزندان، می تواند مؤثر واقع شود.
رابطه سواد رسانه ای با سواد اطلاعاتی و تفکر انتقادی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اراک
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
20 - 28
حوزههای تخصصی:
با توجه به افزایش استفاده از فناوری ها ی اطلاعاتی و ارتباطی و بمباران اطلاعاتی و آسیب پذیری مخاطبان جوان که عمده ترین مصرف کنندگان رسانه ها ی مذکور هستند، آگاهی از سوادرسانه ای برای مواجهه گزینشی با رسانه ها و تحلیل و ارزیابی نقادانه آنها، مهارتی ضروری است. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سوادرسانه ای با سواد اطلاعاتی و تفکر انتقادی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اراک انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اراک بود که به روش نمونه گیری داوطلبانه 174 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ها ی سنجش سواد رسانه ای عزیزی(1393)، پرسشنامه سنجش سواد اطلاعاتی ویژه دانشجویان داورپناه و سیامک(1388)، آزمون مهارت ها ی تفکر انتقادی کالیفرنیا (فرم ب) (CCTST) پیتر فاشیون و نورین (1994) استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که بین سوادرسانه ای و سواد اطلاعاتی دانشجویان و همچنین بین سوادرسانه ای و تفکر انتقادی رابطه معنادار و مثبت وجود داشت. با توجه به رابطه معنادار سوادرسانه ای با سواد اطلاعاتی و تفکر انتقادی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی، برگزاری کارگاه ها ی آموزشی در خصوص سواد رسانه ای و مهارت ها ی مرتبط با آن شامل نقد و تفسیر پیام پیشنهاد می گردد.
میزان تاثیر راهبرد «علت و معلول» در بهبود مهارت خواندن در فارسی آموزان مبتدی غیر فارسی زبان جامعه المصطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهارت خواندن یکی از مهم ترین چالش ها برای فارسی آموزان غیرفارسی زبان است و استفاده از راهبردهای آموزشی می تواند به بهبود این مهارت کمک کند. پژوهش حاضر تأثیر راهبرد "علت و معلول" را در تقویت مهارت خواندن فارسی آموزان مبتدی غیر فارسی زبان جامعه المصطفی بررسی می کند. این راهبرد به درک روابط منطقی میان جملات و مفاهیم کمک کرده و تفکر تحلیلی زبان آموزان را تقویت می کند.مطالعه حاضر با استفاده از یک طرح آزمایشی-مداخله ای و روش کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده (RCT) انجام شد. ۵۰ زبان آموز مبتدی به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. گروه آزمایش طی ۸ هفته تحت آموزش راهبرد "علت و معلول" قرار گرفت و پیش آزمون و پس آزمون مهارت خواندن با استفاده از آزمون استاندارد مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی (ICLPE) انجام شد.نتایج تحلیل کواریانس (ANCOVA) نشان داد که استفاده از راهبرد "علت و معلول" تأثیر معناداری بر بهبود نمره کل مهارت خواندن و بخش های مختلف آن، به ویژه درک مطلب متون عمومی، متون کاربردی، متون تخصصی و تطبیق اطلاعات دارد. بااین حال، تفاوت معناداری در تحلیل و استنباط مفاهیم و تکمیل متن مشاهده نشد. یافته ها حاکی از آن است که این راهبرد می تواند به عنوان یک تکنیک مؤثر در آموزش مهارت خواندن فارسی به غیرفارسی زبانان به کار رود.
گونه شناسی و مدل یابی عناصر مادی و طبیعی در قرآن کریم و دلالت های آموزشی- تربیتی آن برای دروس تخصصی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناخت گونه های عناصر طبیعی مطرح در دروس تخصصی از منظر قرآن، جهت استخراج مدل توصیفی آن ها و دریافت دلالت های مرتبط آموزشی- تربیتی برای دروس تخصصی می باشد. تحقیق حاضر با توجه به چندوجهی بودن آن، ترکیبی از روش های کیفی جمع آوری، تحلیل و کدگذاری داده ها را به کار گرفته است. تحلیل و کدگذاری داده ها به شیوه استراتژی داده بنیاد با نرم افزار MAXQDA انجام شد و در سه بخش کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی و روش استنتاج از مبانی در بخش دلالت های آموزشی- تربیتی برای دروس تخصصی شکل گرفت. ابتدا خوانشی کامل از آیات قرآن انجام شد و سپس داده های مستخرج مربوط به موضوع را کدگذاری، دسته بندی و گونه شناسی نموده و مدل نهایی استخراج شده جهت استنباط دلالت های آموزشی- تربیتی مورد استناد قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن است که 198 کد باز در رابطه با عناصر طبیعی در آیات قرآن وجود دارد که در قالب چهار کد انتخابی جماد، نبات، انسان و حیوان دسته بندی شده اند. چهار دسته فوق در مرحله بعد به سیزده کد محوری تقسیم شده اند. سپس این داده ها در دو بخش تحلیل شده و شش اصل «معرفت شناسی علمی از دریچه دین»، اصل «سبک شناسی و نقدشناسی علمی متون تخصصی»، اصل «فرارَوی از نظم به ناظم»، اصل «یقین به الله و صفات او»، اصل «اثبات حقانیت» و اصل «الگو و آیت قرار دادن طبیعت» برای دروس تخصصی استخراج گردید.
وضعیت جاری آموزش وپرورش در جهت پرورش شایستگی های فراگیران دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۴
97 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی وضعیت جاری آموزش وپرورش در جهت پرورش شایستگی های فراگیران دوره ابتدایی بود. به این منظور از روش داده بنیاد و رویکرد اشتراوس و کوربین (2006) استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، معلمان و سایر اطلاع رسان های کلیدی مرتبط با حیطه موضوعی بودند. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه های فردی نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید، نمونه آماری شامل 27 نفر از مدیران و معلمان بودند که به شیوه نظری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با استفاده از روش کدگذاری سه مرحله ای تحلیل شده اند. یافته های پژوهش بیانگر این است که کاریکاتوری شدن شایستگی فراگیران نظام آموزشی، به مثابه پدیده محوری عمل می کند و زمینه های فردی، آموزشی و اجتماعی در این بخش تأثیرگذارند. همچنین عوامل مؤثر بر وضعیت جاری، تمرکزگرایی نظام آموزشی، ضعف در اجرای ارزشیابی کیفی، خودآگاهی فراگیران عنوان شد. راهبردهای مدنظر مشارکت کنندگان در پژوهش نیز در سه محور شبکه سازی درزمینهٔ پرورش شایستگی ها، ارتقا مهارت ها و شایستگی های عوامل دخیل در نهادینه سازی شایستگی، توجه تفاوت های فردی و بومی درزمینهٔ شایستگی عنوان گردید.
طراحی و تبیین مدل معلم رهبری در مدارس دوره ابتدایی با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۲
81 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی و تبیین مدل معلم رهبری در مدارس دوره ابتدایی است و به روش کیفی از نوع فراترکیب با استفاده از رویکرد هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه مطالعات فارسی و انگلیسی چاپ شده در حوزه معلم رهبری طی سال های 2012 تا 2023 تشکیل می دهد. در این راستا، کلیدواژه های مرتبط با هدف پژوهش مورد جستجو قرار گرفت و مطالعات و مقالات بدست آمده با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و معیارهای پذیرش مورد برر سی قرار گرفت که در نهایت 48 مقاله به عنوان نمونه انتخاب شدند که از معیارهای ورود به مطالعه برخوردار بودند. مقالات منتخب با استفاده از روش کدگذاری باز، محوری، انتخابی از طریق نرم افزار مکس کیودی اِی (maxqda) تجزیه و تحلیل شدند. پایایی کدگذاری ها با استفاده از ضریب توافق کاپا (kappa) در نرم افزار اِس پی اِس اِس (spss) با مقدار 763/0 تایید شد و جهت بررسی روایی پژوهش، از نظرات پنج نفر از متخصصین و مفسران تحقیق کیفی استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها، 186 کد باز برای معلم رهبری نشان داد که براساس ارتباطات مفهومی و یافته های پژوهشی در قالب 15 مولفه فرعی و 5 مولفه اصلی قرار گرفتند که در نهایت منجر به ترسیم مدل معلم رهبری برای مدارس دوره ابتدایی شد. ابعاد اصلی این مدل عبارتند از: رشد و بهبود مستمر، فرهنگ مشارکتی، ظرفیت سازی، رفتار رهبری و شایستگی ها. ساسیت گذاران و دست اندرکاران تعلیم و تربیت می توانند از این مدل به عنوان کاتالیزوی برای ایجاد تحول و بهبود وضعیت مدراس دوره ابتدایی استفاده نماید.
رابطه سواد دیجیتال و رهبری تحول آفرین با توسعه حرفه ای معلمان نقش میانجی خودکارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
92 - 103
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سواد دیجیتال و رهبری تحول آفرین با توسعه حرفه ای معلمان با نقش میانجی خودکارآمدی انجام شد.
روش شناسی پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی معلمان مدارس دولتی شهر سیلوانا در سال تحصیلی 1401- 1402 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 256 نفر براساس جدول مورگان به عنوان نمونه آماری جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از چهار پرسشنامه استاندارد رهبری تحول آفرین باس و آوولیو (۲۰۰۰)، خودکارآمدی شانن و موران (۲۰۰۲)، توسعه حرفه ای گودالی (۲۰۱۶) و سواد دیجیتال دانشگاه اوپن (۲۰۱۲) که تحت عنوان چک لیست ارزیابی سواد دیجیتال توسط دانشگاه اوپن ارائه شده بود، استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS 24 و LISREL 8.8 تحلیل شدند.
یافته ها: یافته ها نشان داد اثر مستقیم سواد دیجیتال بر توسعه حرفه ای (56/0) و بر خودکارآمدی (49/0)، مثبت و معنی دار می باشد. اثر مستقیم رهبری تحول آفرین بر توسعه حرفه ای (63/0) و بر خودکارآمدی (31/0)، مثبت و معنی دار می باشد. همچنین نتایج پژوهش، اثر غیرمستقیم و معنادار رهبری تحول آفرین (۱۱/۰) و سواد دیجیتال (۱۸/۰) بر توسعه حرفه ای معلمان را از طریق خودکارآمدی نشان داد.
بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مدیران مدارس با بهره گیری از سبک رهبری تحول آفرین و فراهم کردن زمینه لازم برای فراگیری دانش دیجیتال می توانند نقش تعیین کننده ای در جهت افزایش خودکارآمدی و توسعه حرفه ای معلمان داشته باشند.
اثربخشی مداخله بازشناسی هیجانی بر خود تنظیمی هیجانی و همدلی دانش آموزان دارای اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
43 - 75
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف اثربخشی مداخله بازشناسی هیجانی بر خود تنظیمی هیجانی و همدلی دانش آموزان دارای اختلال نافرمانی مقابله ای انجام پذیرفت. طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل نابرابر و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناسی شهر مشهد در سال تحصیلی 1401-1400 بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. از بین این کودکان نمونه ای شامل 30 نفر بر اساس ملاک های ورود انتخاب و سپس در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (CBCL، 1991)، پرسشنامه خود تنظیمی هیجانی (تحصیلی زیمرمن و پونز، 1986) و پرسشنامه همدلی کودکان و نوجوانان (اورگاوو و همکاران، 2017) استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل آماری از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که مداخله ای بازشناسی هیجانی بر بهبود خودتنظیمی و همدلی در مراحل پس آزمون و پیگیری تأثیر معنی دار داشته است. (01/0P<). شواهد به دست آمده نشان می دهد که مداخله بازشناسی هیجانی در افزایش خود تنظیمی هیجانی و همدلی دانش آموزان دارای اختلال نافرمانی مقابله ای مؤثر است.
بررسی تاثیر رهبری مشارکتی بر رفتار نوآورانه با نقش میانجی تصمیم گیری استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۹
40 - 58
حوزههای تخصصی:
نوآوری، اساس توسعه و ماندگاری سیستم های اجتم اعی ب وده و دس تیابی ب ه ن وآوری، نیازمن د رفت ار نوآورانه است. در میان انواع مختلف سبک های رهبری و تصمیم گیری، تاثیر نسبی و متفاوت آنها در ایجاد رفت ار نوآوران ه، رهبری مشارکتی و تصمیم گیری استراتژیک نی ز نقش اساسی در بروز این چنین رفتارها دارد. بنابراین، این پژوهش با هدف بررسی تاثیر رهبری مشارکتی بر رفتار نوآورانه با نقش میانجی تصمیم گیری استراتژیک انجام شده است. روش تحقیق توصیفی _ همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهر کرمانشاه به تعداد 1150 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 291 نفر از معلمان جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه های استاندارد رهبری مشارکتی، تصمیم گیری استراتژیک و رفتار نوآورانه استفاده شد. برای تعیین پایایی و روایی پرسشنامه ها آزمون-های آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی تأییدی به کار گرفته شد. داده های تحقیق پس از جمع آوری با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری در نرم افزارهای آماری Lisrel وSPSS تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که رهبری مشارکتی اثرمستقیم و معنادار بر رفتارنوآورانه ندارد(r=0/48) اما رهبری مشارکتی اثر مستقیم و معنادار بر تصمیم گیری استراتژیک دارد(r=0/73) و تصمیم گیری استراتژیک اثر مستقیم و معنادار بر رفتار نوآورانه دارد(r=0/57) و در نهایت رهبری مشارکتی با نقش میانجی تصمیم گیری استراتژیک اثر غیر مستقیم، مثبت و معنی دار بر رفتارنوآورانه دارد.
چالش های کارآموزی در ایران؛ پیوند مسیر به ریزوم (مطالعه موردی: رشته آموزش و بهسازی منابع انسانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف بررسی چالش هایی که کارآموزان در طی فرایند کارآموزی با آن مواجه هستند، انجام شده است. کارآموزی، از جمله برنامه های کاربردی دانشگاه ها برای ایجاد ارتباط با بخش های خدماتی و اقتصادی جامعه شناخته می شود. دانشگاه ها از طریق این برنامه ها سعی در ارتقاء مهارت هایی دارند که موردنیاز محیط کار است. چنین دیدگاهی به کارآموزی، تفکری بنیادگرایانه را نشان می دهد که در آن کارآموزی نه فرصتی برای ساخت دانش، بلکه ابزاری برای کسب وظایف و مهارت های مشخص محسوب می شود. این مقاله با یک تحلیل پساکیفی، و رویکردی پساساختارگرایانه، به شناسایی ساختارها، الگوهای ذهنی و گفتمان هایی پرداخته است که مانع از انجام کارآموزی شده اند. گفتمان هایی که نه تنها اعضای سازمان را تحت سلطه خود درآورده است، بلکه فرصت دستیابی به یادگیری و ساخت دانش را از کارآموزان ربوده است. به این منظور، در پژوهش حاضر، با 12 نفر از کارآموزان رشته ی آموزش و بهسازی منابع انسانی و 29 نفر از مدیران و کارکنان سازمان های دولتی و خصوصی در تهران گفتگو شده است. نتایج نشان داد، آنچه در دوره های کارآموزی اجرا می شود، لزوما منطبق با ابعاد رسمی و اهداف ترسیم شده آن نیست، تاملی انتقادی نشان می دهد که در پشت این تصویر نمایشی، برنامه درسی پنهانی وجود دارد که ما را با آنچه در فرایند کارآموزی رخ می دهد، مواجه می سازد. امیدواریم شناخت این الگوهای ذهنی و گفتمان های غالب به اعضای سازمانهای ایرانی و کارآموزان این رشته کمک کند تا از سیطره ی این گفتمان ها رها شوند تا فرصتی برای کارآموزان فراهم کند که فرایند کارآموزی را نه در یک مسیر خطی و بنیادگرایانه بلکه در رویکردی ریزوماتیک برای ساخت دانش پیش ببرند.