ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۲۰۱ تا ۵۴٬۲۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۲۰ مورد.
۵۴۲۰۱.

سبب تألیف منظومه های روایی عاشقانه فارسی تا قرن هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۳
سرایش و خلق هر اثر ادبی انگیزه و سببی دارد که نویسنده یا شاعر در بیشتر مواقع بدان اشاره می کند و گاهی نیز برحسب دلایل برون متنی می توان به آن پی برد. توجه به ذکر تالیف به حدی است که در بیشتر منظومه ها، بخشی از مقدمه اثر بدان اختصاص یافته است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است و هدف آن بررسی سبب تالیف منظومه های روایی عاشقانه فارسی تا قرن هشتم است و سعی دارد نشان دهد شاعران چه انگیزه هایی برای سرایش اثر خود داشته اند و آیا همواره آنچه شاعر در سبب تالیف آورده قابل پذیرش است یا موضوعی خیالی و بن مایه ای ادبی محسوب می شود. این مقاله با بررسی سبب تالیف در نوزده منظومه غنایی تا قرن هشتم نشان داده که آنها در دو دسته مولف محور و مخاطب محور جای می گیرند. در نوع نخست شاعر منفعت شخصی و فردی مثل ماندگاری نام نیک و نشان دادن توانایی و مهارت خود یا دریافت صله مدنظر داشته و در نوع دوم، شاعر منظومه ای را به سفارش دیگران و اجابت درخواست آنها سروده است. پربسامدترین سبب تالیف سفارش دیگران از جمله صاحبان قدرت و درباریان است که در دوازده اثر بدان اشاره شده است. مردم پسندی و تمایل آنها به داستان های عاشقانه نیز دومین انگیزه سرایش محسوب می شود که هردو انگیزه مخاطب محور است. از میان صاحبان منظومه های مورد بررسی، نظامی توجه خاصی به ثبت آن داشته و بخش مستقلی بدان اختصاص داده است.
۵۴۲۰۲.

کاربرد روان شناختی نمادها در روایت مم و زین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۳
نماد روان شناختی از انواع نمادهایی است که بیشترین کارکرد را در متون ادبی از خود به جای می گذارد و با گذر از معنی ظاهری واژه ها به معنای باطنی آنها اشاره می کند که اغلب از ناخودآگاه شاعر یا نویسنده سرچشمه می گیرد، برخلاف نماد ادبی که پدیده ای مستقل و ابتکاری است، در مثنوی مم و زین با نمادهای روان شناختی روبه رو هستیم که صرف نظر از ارزش زیبایی شناسانه متن، از پیوندی عمیق بین ناخودآگاه شاعر برخوردار است. این جستار بر آن است تا با روش توصیفی–تحلیلی و با تکیه بر مکتب روان شناختی یونگ، نمادهای به کاررفته در این داستان را واکاوی کند. این پژوهش می تواند به درک و شناخت بهتر ما از مثنوی مم و زین کمک کند و ما را با زوایای کمتر شناخته شده ای از این اثر آشنا سازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که داستان مم و زین از این جهت که دارای ساختار و درون مایه ای کاملاً نمادین و مشتمل بر مضامین صور اساطیری و کهن الگویی است، ناخودآگاه جمعی در آفرینش آن نقش مهمّی دارد.
۵۴۲۰۳.

ساختمان بند التزامی بر پایه عملیات تطابق چامسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۰
به دلیل تاثیر زبان انگلیسی بر جستارهای زبان شناختی و دستورشناختی، و نیز ضعیف بودن ساختهای التزامی در این زبان، ساختهای التزامی کمتر مورد توجه دستوریان، به ویژه دستوریان زایشی بوده است. این بدان دلیل است که زبان انگلیسی این ساختها را محدود به چند مورد در حاشیه دستور خود نموده است، و در عوض به جای استفاده از بند متمم التزامی از بند مصدری بهره گرفته است. این در حالی است که زبان فارسی، همچون برخی دیگر از زبانها از این ساختها به گونه زایا بهره می برد. بر این پایه، هدف از این جستار، کنکاش در ساختهای التزامی در زبانها، و مقایسه ساخت بند التزامی زبان فارسی با آن بندهاست. بر این پایه، جستار کنونی نشان می دهد که عناصر حاشیه چپ بند در یک بند التزامی زبان فارسی مبتنی بر آثاری همچون ریتزی (Rizzi, 1997) و دیگران است. آنگاه نشان می دهد که ساخت نحوی بند التزامی در این زبان، تمامی عناصر ایجاد کننده خودایستایی و التزامی بودن را برخوردار است تا از نگاه رده شناسی، این ساختها حتی از زبان ژاپنی، که نظام کاملی را از ساخت التزامی نشان می دهد یک گام فراتر باشد. این ساخت التزامی، آن گونه که این کاوش پی گرفته است شباهت کاملی را با ساخت اخباری از خود نشان می دهد و نقطه مقابل یک ساخت ناخودایستا و عریان مصدری است که در زبانهایی مانند انگلیسی یافت می شود. سپس نشان می دهد که چینش عناصر سازنده یک بند التزامی بر پایه همان چینشی است که اوشیما (Oshima, 2003)، آنتوننکو (Antonenko, 2010) ، و دیگران برای ساختهای التزامی در زبانهای رومانیایی، زبان روسی و دیگر زبانها پیسنهاد کرده اند. سرانجام، این کاوش با استفاده از عملیات تطابق چامسکی (Chomsky, 2000) نشان می دهد که چگونه ساختمان یک بند التزامی بر پایه نحو کمینگی اشتقاق می شود و چگونه این ساختها نیازمند بازنگری در عملیات تطابق هیراییوا (Hiraiwa, 2001) را در زبانها گوشزد می کنند.
۵۴۲۰۴.

تحلیل ساختار تفسیر آیات و احادیث در نظام معرفتی هجویری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۵
تفسیر صوفیان از آیات، احادیث، اقوال مشایخ و متون دیگر، چندوچونِ گزینش ها و معیارهای تفسیری آنان را در مواجهه با این امور بازنمایی می کند. در این میان، کشف المحجوب هجویری یکی از کهن ترین متون صوفیانه فارسی، منبع حائز اهمیتی در این زمینه به شمار می آید. نگارنده در این مقاله می کوشد ضمن طبقه بندی تأویلات هجویری از آیات و احادیث، با برشمردن اصلی ترین الگوهای تفسیری و عوامل تأثیرگذار در نظام معرفتی وی، میزان وفاداری او به ظاهر متن یا عدول از آن، داشتن گرایش های ذوقی، یا وجود جنبه های استدلال ورزانه در تأویل و نیز تصرفات ایدئولوژیک وی در تفسیر را نشان دهد. در ادامه این جستار، با مقایسه الگوهای استنباطی هجویری از آیات و احادیث با چهارچوب های اعمال شده وی در تأویل اقوال مشایخ صوفیه، میزان هماهنگی، انسجام منظر و هم نوایی معرفتی یا بالعکس آشفته گرایی او در عرصه تفسیر صوفیانه مشخص می شود.
۵۴۲۰۵.

رباط سعدی؛ آگاهی های تازه از ساخت و تعمیر آن، به همراه تصحیحی نو از رساله در سؤال صاحب دیوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۷
می دانیم که شیخ اجل سعدی به طریقت جوانمردی، علی الخصوص جماعت سقّایان، تعلّق و دلبستگی داشته است. او در سال های پایانی زندگی، در بیرون شهر شیراز، به هزینه شمس الدّین محمّد صاحب دیوان رباطی بر پا کرد و بعد از وفات، در صفّه همانجا به خاک سپرده شد. رباط سعدی در طول قرون متمادی، زیارتگاه فقیر و غنی بود و بسته به اوضاع زمانه، گاه در رونق بود و گاه رو به افول داشت. اخبار و روایاتی که درباره این رباط از روزگار نزدیک به حیات سعدی به دست ما رسیده اندک است. در مقاله حاضر دو روایت کهن از بنیاد نهادن رباط سعدی معرّفی شده و فواید تاریخی حاصل از آن مورد بحث قرار گرفته است. روایت قدیم تر تکمله ای است که میان سال های ۷۲۱ تا ۷۴۲ق به پایان رساله «سؤال صاحب دیوان» که در جزو رسائل ششگانه کلّیات سعدی مضبوط است الحاق شده. از این تکمله واضح می گردد که تاریخ بنای رباط سال 679ق بوده و درست سی سال بعد از وفات سعدی، یعنی به سال 721ق، علاءالدّین محمّد بن عمادالدّین محمّد فریومدی، از وزرای مقتدر و هنرپرور سلطان ابوسعید بهادرخان ایلخانی، در عمارت و احیای آن بذل توجّه و مال کرده است. روایت دوم قطعه شعری است از جلال طبیب شیرازی (درگذشت پیش از 785ق) در وصف رباط سعدی که در دیوان چاپی شاعر نیست و ناظر به ارتباط سعدی و رباط او با مسئله آب و سقایت است.
۵۴۲۰۶.

بازآفرینی متون کلاسیک، روشی برای مقابله با استبداد؛ خوانش تطبیقی رمان روزگار دوزخی آقای ایاز و رمل المایه بر پایه نظریه لیندا هاچن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۱
این مقاله استدلال می کند که چگونه نویسندگان معاصر در بسیاری از جوامع شرقی که در شرایط خفقان و استبداد به سر می برند، با بازآفرینی متون ادبی کلاسیک به عنوان ابزاری مهم و کارآمد، به مقابله با استبداد می پردازند. این شگرد به خالقان ادبی در نقش منتقدان کنشگران اجتماعی امکان می دهد تا در پشت نقاب های کلاسیک، خود را از معرض خطر دور نگه داشته و با توجه به پیش زمینه های موجود فرهنگی برآمده از متون کلاسیک، پیام های سیاسی خود را به سهولت، در سطح گسترده و به طور مؤثر به مخاطبان عرضه بدارند. مقاله حاضر با تکیه بر نظریه اقتباس لیندا هاچن به بررسی این فرآیند در دو رمان از ادبیات ایران (روزگار دوزخی آقای ایاز از رضا براهنی) و الجزایر (رمل المایه از واسینی الأعرج) که هر کدام به ترتیب از تاریخ بیهقی و هزار و یک شب اقتباس شده، می پردازد و نشان می دهد که این شیوه، یعنی بهره گیری از روایت در کنش های سیاسی، یک رویکرد ادبی فراگیر در ادبیات کشورهای جهان سوم است که زیر یوغ استبداد توانایی بازنمایی شرایط جامعه را به طور مستقیم ندارد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که نویسندگان با حفظ روح اصلی اثر به برجسته سازی و حذف پاره ای از عناصر و همچنین تغییر و تلاش برای بومی سازی و انطباق اثر با شرایط موجود در جامعه پرداخته اند. به طور دقیق، براهنی از استبداد بسته حکومت پهلوی در ایران با اقتباس از قصه استبداد سلطان محمود و واسینی از حرکت های بنیادگرایانه اسلامی در الجزایر با اقتباس از هزار و یک شب سخن گفته است.
۵۴۲۰۷.

استلزام ارتباطی در سوره هود براساس نظریه پِل گرایس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۹
زبان شناسی کاربردی، به عنوان شاخه ای بین رشته ای، متمرکز برسازوکار عناصر و ساختار متون زبانی، در جهت تعمیق فهم روند تکوین معنا و کشف معانی ضمنی و بافتی در آن هاست. در دیدگاه قرآنی، انسان به صورت ذاتی دیالوگ محور تلقی می شود؛ زیرا خداوند متعال در ابلاغ حقایق و مصالح نوع بشر پیوسته طریقه گفت وگو را برگزیده و در تعامل با پیامبران خود، آن را به عنوان اولین و کارآمد ترین شیوه جهت انتقال افکار، رفع ناسازگاری ها و نائل شدن به اجماع معرفی نموده است. هربرت پل گرایس، فیلسوف تحلیلی زبان شناخت، با الگوبرداری از این رویکرد، نظریه اصول همکاری را در زمینه مکالمات، کنش های زبانی و معانی غیرمستقیم و ضمنی طرح کرده است. از منظر گرایس، مکالمه، کنشی هدفمند، عقلانی و نوعی تعامل مبتنی بر همکاری متقابل است. طبق نظریه وی، هر مکالمه اثربخش، مستلزم رعایت چهار اصل اساسی همکاری کمیت، کیفیت، ارتباط و روش است و هرگونه تخطی از این اصول، در صورت وجود قرینه و هدف مشخص و منطقی، به شکل گیری استلزام های ارتباطی منتهی می گردد. این پژوهش به تحلیل مکالمات مطرح شده در سوره هود و بر اساس نظریه اصول همکاری گرایس و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در گستره آیات 30 تا 116سوره هود موارد متعددی از تخطی از هر چهار اصل همکاری گرایس مشاهده می شود. تخطی اصول شیوه، ربط و کمیت در گفت وگوهای حضرت نوح (ع) با قومش در یک سطح واحد قرار دارند و نقض اصل کیفیت در نازل ترین رتبه واقع شده است.
۵۴۲۰۸.

بررسی نظام های گفتمانی در منظومه جمشید و خورشید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۶۹
هیجان عاطفیِ کنش گران ِ اغلب منظومه های غنایی به همراه برخی فرایندهای القایی، تجویزی و رخدادی، فضایی تنشی و شوشی در آن ها به وجود می آورد که برآیند آن، حضور حسی- عاطفی و تنشی سوژه در پی یک نقصان است. از جمله روش های فهم معنای این گونه آثار، واکاوی آن ها از طریق تحلیلِ نظام های گفتمانی از جمله نظام نشانه معناشناسی گرماس است که بستری مناسب برای بررسیِ سازوکارهای تولید معنا در نظام های گفتمانی حسی- ادراکی، شناختی و زیباشناختی را فراهم می کند. این مقاله با تحلیل نظام های گفتمانیِ منظومه جمشید و خورشید به عنوان نمونه ای از منظومه های غنایی، فرایند تولیدات زبانی در گذر شخصیت اصلی (جمشید) از یک کنش گر صرف پس از درک نقصانی در زندگی و تبدیل او به کنش گری تحت تأثیر ادراک حسی از دنیا را بررسی می کند. دریافت حسی-ادراکی جمشید پس از خوابی که می بیند او را واردِ عرصه گفتمانی جدیدی می کند. حضور درهم آمیخته جمشید با دنیای بیرون فضایی شوشی در اثر به وجود می آورد که زمینه غنایی کردن اثر و ارجاع به حالت درونی جمشید را فراهم می کند. حاصل این فضا، دریافتی زیباشناختی است که در آن همانندسازی حسی از جمشید با حسی از دنیا با کمک صنعت توازی، استخدام، ایهام، تشبیه و حسن تعلیل نشان داده شده است.
۵۴۲۰۹.

بررسی تطبیقی داستان زندگی بهرام گور در جوامع الحکایات و منابع برجسته تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۲
پژوهش حاضر به بررسی داستان های بهرام پنجم ساسانی، ملقب به بهرام گور در کتاب جوامع الحکایات عوفی اختصاص دارد. کتاب جوامع الحکایات یکی از کتاب های معتبر زبان فارسی است که به خاطر حجم زیاد آن، کم تر به آن پرداخته شده است. بنابراین برای آن که نشان دهیم داستان هایی که در جوامع الحکایات درباره بهرام گور آمده دارای چه اشتراکات و اختلافاتی با منابع تاریخی دسته اول است، به مقایسه داستان ها با چهار منبع مهم عربی و فارسی؛ یعنی تاریخ طبری، تاریخ بلعمی، تاریخ ثعالبی و همچنین شاهنامه (و چند منبع دیگر) می پردازیم. به نظر می رسد داستان های بهرام در جوامع الحکایات بر روایت تاریخی معتبر بنا شده و این روایت تاریخی معتبر مأخذ اصلی آن هاست و عوفی توانسته است با کاهش یا افزایش، روایتی نو بیافریند. نتایج مقایسه روایت عوفی با کتاب های تاریخی نشانگر آن است که بعضی از داستان های بهرام گور در منابع تاریخی مذکور وجود ندارد یا عوفی به سادگی از آن ها گذشته است و هدف اصلی او پرداختن به شخصیت بهرام گور به عنوان شخصیتی برجسته و افسانه ای است. گفتنی است که برخی از داستان ها و روایات درخصوص بهرام گور، تنها در جوامع الحکایات آمده است و کتاب های معتبر تاریخی دیگر، به آن ها اشاره نداشته اند. شیوهما در این پژوهش، بررسی تحلیلی تک تک داستان ها و پرداختن به وجوه اشتراک و اختلاف آن ها است. روش به کار گرفته در این پژوهش، شیوه تحلیلی-کتابخانه ای است.
۵۴۲۱۱.

سنگ زیرین آسیاب در کشاکش دهر (مطالعه تطبیقی مفهوم سختی های زندگی با خیر و شر نظام هستی در ذهن و زبان مولانا و ویکتور فرانکل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
یکی از مسائل اساسی و پر دغدغ ه انسان، مسأله سختی های زندگی بشر ی است. سختی های زندگی می تواند نتیجه ای والا در پی داشته باشد که این امر سهم بزرگی در معناآفرینی دارد. از نظر مولانا؛ هستی، بستر مناسبی برای رشد و شکوفایی توانایی های انسانی است و یکی از مهم ترین زمینه های تحقق آن، سختی های زندگی است. سختی هایی که با نگاهی تازه و معنوی بدان ها می تواند به ارمغان آورنده معن ای زندگی برای انسان ها باشد. از این منظر، آن چه در نگاه نخست سختی قلمداد می شود می تواند خیر و راهی برای کمال انسانی باشد. مولانا این حقیقت را با زبانِ تمثیل و داستان و بیانی نغز مطرح کرده است . در سویه دیگر، ویکتور فرانکل، روان شناس و بنیانگذار لوگوتراپی(معنادرمانی) قرار دارد که تجربیات تلخ او در اردوگاه کار اجباری و مرگ(آشویتس) باعث شد باور کند که پذیرا شدن ش جاعانه سختی های زندگی، می تواند ما را در رسیدن به خیرِ پنهان و مفید یاری رساند و نیل به تعالی درونی و معنا را تسهیل نماید. در مقاله پیش رو تلاش کرده ایم به روش استقرایی- تحلیلی، وجوه اشتراک محور اندیشگانی این دو اندیشمند را استخراج و بررسی نماییم و شیوه ی معنادار نمودن سختی های زندگی را از منظر فرانکل بکاویم. دستاورد پژوهش، گویای این است که این دو فرزانه، باوری عمیق به معنادار بودن سختی های زندگی دارند؛ زیرا سختی ها انسان را پیراسته از خودخواهی می کنند و به او توان رشدِ استعدادهای درونی می بخشند و توجه به ابعاد معنوی را بارزتر می کنند و به زندگی اش معنا می دهند.
۵۴۲۱۲.

درآمدی بر آشنایی زدایی معنایی در شعر سازگار، انسانی، امیری اسفندقه، لطیفیان و برقعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۰
آشنایی زدایی معنایی در اثر ادبی یکی از شیوه های نو کردن و عادت زدایی از مؤلفه های معهودی است که پیشینیان به آن متعهد بوده اند. تکرار سنت ها و شیوه های معهود سبب می شود که اثر ادبی به ابتذال کشیده شود. شاعر برای خروج از این ابتذال، از هنجارگریزی استفاده می کند. یکی از گونه های هنجارگریزی، هنجارگریزی معنایی است. استفاده از صور خیالی چون تشبیه تفضیل، کنایه، استعاره وحس و همچنین به کارگیری صنایع بدیعی معنوی ای مانند تجاهل العارف، اغراق، حس آمیزی و متناقض نما از مؤلفه های هنجارگریزی معنایی است. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل کیفی، کوشیده ایم مؤلفه های هنجارگریزی معنایی را در شعر غلامرضا سازگار، علی انسانی، علیرضا امیری اسفندقه، علی اکبر لطیفیان و سیدحمیدرضا برقعی تحلیل و بررسی کنیم. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که در شعر شاعران نامبرده، از صور خیالی همچون تشبیه، به ویژه تشبیه تفضیل، استعاره، به ویژه استعاره مصرحه، کنایه، به ویژه با استفاده از تعابیر محاوره و روزمره، و تشخیص با نسبت دادن افعال و کنش های انسانی به غیرذوی العقول یا با نسبت دادن یکی از ملائمات انسان مانند دست و پا به موجود غیرزنده استفاده شده است. استفاده از صنایع بدیعی ای چون متناقض نما، تجاهل العارف و اغراق سبب اعجاب و حیرت مخاطب و خلق معنی تازه شده است. نسبت دادن حسی به حس دیگر شیوه ای لطیف تر برای خلق معانی تازه و هنجارگریزی بوده که در بین شاعران نامبرده کمتر بسامد داشته است.
۵۴۲۱۳.

بازخوانی و تحلیل استعاره مفهومی «زمان» در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۴
مفهومِ زمان از بنیادی ترین مفاهیم در ذهن، اندیشه و زبانِ انسان است که از دیرباز در گفتار و نوشتار معمولاً به صورت استعاری بیان و به صورتِ شیء و مکان، مفهوم سازی شده است. در این پژوهش، مفهومِ زمان در مثنوی معنوی براساس نظریه زبان شناختی استعاره مفهومی لیکاف و جانسون بررسی شده است. هدف اصلی پژوهش بررسی فرایند چگونگی مفهوم سازی بحث انتزاعی زمان در مثنوی است. استعاره های هستی شناختی، مفاهیم انتزاعی همچون زمان را به مثابه یک هستومند یا موجودی مجسم می سازند و انسان با این شیوه درباره آن مفاهیم بحث و استدلال می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که مفهوم زمان در مثنوی به صورت طرح واره تصوّریِ مکان، شیء و انسان با این ساخت و شیوه که زمان، مکان است و زمان، شیء (ثابت و متحرک) است، نشان داده شده است و همچنین جاندارانگاری زمان از مفاهیم پرتکرار این نوع استعاره مفهومی است. مولانا با کمک استعاراتی از این دست مفهوم بنیادین زمان را برای تمثیلات عرفانی و فکری به کار گرفته است تا مسائل مهم عرفانی و فلسفی بهتر تبیین و درک شود.
۵۴۲۱۴.

پایان بی پایان: بازخوانی وقت تقصیر از محمدرضا کاتب براساس نظریه داستان فرانک کرمود(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۳
این مقاله با بهره گیری از نظریه داستان فرانک کرمود، به ویژه تمایز بنیادین او میان کرونوس (زمان خطی، بی معنا و تکراری) و کایروس (لحظه بحران و معنا)، به تحلیل رمان وقت تقصیر نوشته محمدرضا کاتب می پردازد. کرمود بر این باور است که انسان ها برای غلبه بر بی معنایی زمان، روایت هایی منسجم خلق می کنند تا به زندگی ساختار، معنا و هویت ببخشند. اما در جهان معاصر، به ویژه در بافت هایی سرشار از خشونت و بحران ساختاری دائمی، این امکان روایت سازی به شدت تضعیف می شود. وقت تقصیر نمونه ای برجسته از چنین جهانی است: شخصیت ها و روایت ها در حالت تعلیق و تکه تکه زیست می کنند و فاقد آغاز و پایان قطعی اند. شکنجه و رنج نه به عنوان لحظات بحرانی، بلکه به مثابه بخشی از چرخه ای بی پایان و بی معنا عمل می کنند. حکومت در رمان، با تحمیل بحران و خشونت مداوم، هر امکان کایروسی را از شخصیت ها می گیرد و آنها را در کرونوس بی انتها محبوس می سازد. این تحلیل نشان می دهد که سلطه بحران دائمی و فروپاشی روایت و هویت، ساختار رمان و تجربه وجودی شخصیت ها را شکل می دهد؛ به گونه ای که آنها قادر به خلق داستانی یکپارچه و معنادار از خویشتن نیستند و در چرخه ای از رنج و بی معنایی گرفتار مانده اند. تصویر نسناس ها و هویت های درحال فروپاشی، بازنمایی پارادایم آخرالزمانی و پست مدرن است که در آن نه امید به آغاز وجود دارد و نه چشم اندازی به پایان. درنتیجه، وقت تقصیر با فروپاشی روایت و تعلیق دائمی معنا، نقدی رادیکال بر وضعیت انسان معاصر ارائه می دهد و ادبیات را به ابزاری برای فهم و نقد شرایط بحران زده و بی ثبات عصر حاضر بدل می سازد.
۵۴۲۱۵.

تحول و تطور «شیوه بیان» در ترانه های معینی کرمانشاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۰
بررسی و مطالعه سیر ترانه سرایی در دوره پهلوی دوم، به ویژه از زمان تأسیس رادیو در سال ۱۳۱۹ ه. ش به بعد، حاکی از تحول و تطور این نوع ادبی در ساحت های مختلف خود، به خصوص در حوزه شیوه بیان و مضمون است. رحیم معینی کرمانشاهی سهم بزرگی در این تحول و تطور دارد، به گونه ای که در بسیاری از نوآوری ها در این عرصه پیشتاز و مبدع است. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی نبوغ و نوآوری های معینی را در عرصه ترانه سرایی، به ویژه در زمینه شیوه بیان و تحول مضمون، ازیک سو و تناسبات کلامی و ملودیکی، از سوی دیگر بررسی و تحلیل کنیم. برآیند پژوهش نشان می دهد که معینی در شیوه بیان، با گذر از روش های سنتی، با بهره گیری از فنون ادبی نظیر روایت، قصه، نماد و همچنین هنر نقاشی، تابلوسرایی را به عنوان روش و سبک نوین در ترانه سرایی معرفی کرد و با درک زمان و ذائقه مخاطب روز، مضامین نو که در ترانه سابقه نداشت، نظیر مضامین فلسفی، عرفانی و اخلاقی را با زبان روایت و قصه وارد ترانه سرایی کرد. در کنار این نبوغ، در حوزه تناسبات کلامی و ملودیکی هم ابداعاتی انجام داد. تلفیق درست واژگان با روح ملودی، هماهنگی وزن و ریتم ترانه با مضمون و محتوای کلام و تغییر آن به مقتضای تغییر مضمون و همگامی و تغییر ملودی، همسو با تغییر شخصیت های داستان و روایت و تغییر و دگرگونی در ساختارکلیشه ای ترانه های گذشته، نظیر بیان یک سرگذشت در دو ترانه مجزا با عنوان ترانه های تکمیلی، حاصل ابداعات و نوآوری های معینی به شمار می آید.
۵۴۲۱۶.

کنش متقابل نمادین در رمان «امرتان فی امراه » نوال السعداوی و «سهم من» پرینوش صنیعی بر اساس نظریه جرج هربرت مید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۰
نظریه کنش متقابل نمادین که توسط جرح هربرت مید توسعه یافته است بر این اساس استوار است که معانی اجتماعی از طریق تعاملات اجتماعی شکل می گیرند و تغییر می کنند.این نظریه که به دنبال فهم چگونگی شکل گیری معانی اجتماعی و هویت ها از طریق تعاملات انسانی است، تلاش می کند تا نشان دهد که چگونه افراد با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و چگونه این ارتباطات به شکل گیری فرهنگ، نهادها و جامعه کمک می کند. هدف اصلی این نظریه بررسی چگونگی تاثیر تعاملات بر رفتارهای فردی و اجتماعی است که به تولید و بازتولید ساختارهای اجتماعی منجر می شود. نوال السعداوی و پرینوش صنیعی در « امرأتان فی امرأه» و « سهم من» کوشیده اند تا با استفاده از عنصر هویت، جنسیت و روابط اجتماعی و چالش های آن مخاطب را به درک بهتر و عمیق تری از مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه خود برسانند. بررسی ها نشان می دهد که نوال السعداوی با استفاده از مولفه های «خود»، « ذهن» و « جامعه» نشان می دهد که چگونه این تعاملات اجتماعی می توانند منجر به بازتعریف هویت زنانه شود و عاملی باشد بر کشف هویت و انتخاب های آزادانه و پرینوش صنیعی با استفاده از همان مولفه ها نشان می دهدکه چگونه فشارهای اجتماعی در زنان می تواند عامل تغییر هویت آنها و تبعات عمیق آن بر سلامت روانی و کیفیت زندگی آنان باشد.
۵۴۲۱۷.

جهان های غیرطبیعیِ بدن مند: چارچوبی سه لایه ای برای تحلیل رمان های پست مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۳
رمان های پست مدرن با برهم زدن قواعد کلاسیک روایت و خلق جهان های غیرطبیعی، تجربه ای تازه از واقعیت برای خواننده می سازند. جهان های غیرطبیعی به معنای روایت هایی هستند که در آنها قوانین زمان، علیت یا هویت نقض می شود و از رهگذر این نقض، پرسش هایی بنیادین درباره بدن، ادراک و مناسبات قدرت مطرح می گردد. پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی تحلیلی برای فهم این پدیده، مدلی سه لایه ای طراحی کرده است که شامل «جهان سازی غیرطبیعی»، «تجربه بدن مند» و «زیست سیاست و پساانسان گرایی» است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل متن است و برپایه بررسی ده رمان شاخص از نویسندگان ایرانی و غربی انجام گرفته است. نتایج نشان می دهد که جهان های غیرطبیعی در سه تیپ اصلی قابل طبقه بندی اند: جهان های پژواکی، جهان های بدن محور و جهان های معماری متنی. در همه این تیپ ها، بدن هم زمان عامل ادراک و موضوع قدرت است و تجربه های حسی نقش مهمی در باورپذیری جهان های غیرطبیعی دارند. پژوهش نتیجه می گیرد که تحلیل روایت های پست مدرن بدون توجه به بدن و مناسبات زیست سیاست ناکامل خواهد بود. چارچوب پیشنهادی علاوه بر کارکرد نظری، می تواند در مطالعات تطبیقی، آموزش دانشگاهی و تحلیل روایت های دیجیتال نیز به کار گرفته شود.
۵۴۲۱۸.

نقش استعاره در تبیین گفتمان دینی در شعر احمد عزیزی با رویکرد شناختی اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۳
گفتمان دینی در شعر فارسی به اشکال مختلف تجلی یافته است که غالباً در حوزه های دینداری، توحید، خداگرایی، بازگشت به فطرت، ولایت مداری، اعتقاد به مهدویت، قیام عاشورا و فرهنگ شهادت قابل بازنمایی می باشد. برآیند متن بیانگر آن است که اشعار احمد عزیزی از ظرفیت استعاره هستی شناختی برای عینیت بیشتر و الگوسازی مفاهیم ذهنی فوق بهره برده است. بر این اساس سه کلان استعاره / توحید، خداجویی، ولایت مداری، نهضت عاشورا و شهادت به مثابه مسیر- مقصد است / دین گرایی، توحید، انتظار منجی، نهضت عاشورا و شهادت به منزله موجود زنده است / دین به مثابه پدیده/ماده دارای حجم است در حوزه گفتمان دین ساخته شده که خرداستعاره هایی نیز در جهت حمایت از استعاره اصلی شکل گرفته اند. همچنین طرح واره های تصوری حرکتی/مسیر، جانداری، حجمی و رویداد به همراه متغیرهای نگرش اعتقادی و مذهبی، نام/منزلت، اجتماع و فرهنگ بیشترین مشارکت را در تعامل دو رویکرد شناختی و اجتماعی داشتند. تجلی ایدئولوژی دینی و بینش انقلابی اسلامی که به عنوان گفتمان غالب در شعر احمد عزیزی کاربرد دارد، در بازنمایی فرهنگ ایرانی اسلامی و همبستگی دینی جوامع و ملت ها دارای نقش ویژه ای است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای به روش توصیفی- تحلیلی ضمن تبیین گفتمان دینی غالب در سروده های احمد عزیزی به بررسی و تحلیل نقش استعاره هستی شناختی در بازنمایی این نوع از گفتمان با رویکرد شناختی اجتماعی می پردازد.
۵۴۲۱۹.

کنایه های نویافته در دیوان شاپور تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۴
کنایه یکی از شگردهای بیان معنا در علم بیان است که موجب ابهام و خیال انگیزی کلام می گردد. درکنایه مخاطب باید از صورت ظاهر عبارت، معنای پوشیده کلام را که مقصود سخنور می باشد دریافت کند. در تحقیق حاضرکه به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای انجام گرفته، این شگرد بیانی در دیوان شاپورتهرانی بررسی و تحلیل شده است. هدف تحقیق آن است تا بررسی کند آیا شاپور تهرانی توانسته است در زمینه کاربرد انواع کنایه ابداعاتی هم داشته باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد کنایه را در دیوان شاپور به دو دسته مجزا می توان تقسیم کرد. نخست کنایه هایی که در فرهنگ های لغت یا کنایه ثبت شده اند و گروه دیگر کنایه هایی که حاصل ذوق آفرینشگرشاعر بوده است. موضوع این تحقیق دسته دوم کنایه ها می باشد. این کنایه ها نیزبه سه طریق در دیوان شاپور به کار رفته اند. گروه نخست کنایه هایی هستندکه هم صورت ظاهر و هم معنای کنایی آن ها در فرهنگ ها ثبت نشده است. دسته دیگرکنایه هایی هستند که صورت ظاهر عبارات آن ها در فرهنگ ها ضبط شده، اما شاعر از آن ها معنایی تازه اراده کرده که آن معنا از فرهنگها فوت شده است. در مواردی هم شاپور در ساختار الفاظ کنایه ها، تغییراتی ایجاد کرده و گاه معنای تازه ای هم از آن ها اراده کرده است. شاپور از این طریق توانسته تا هم دایره کنایات ادبی و در نتیجه معانی کلامش را گسترده ترکند و هم بر غنای بلاغی اشعارش بیفزاید.
۵۴۲۲۰.

کارکرد حافظه جمعی در رمان پسااستعماری أولاد الغیتو اسمی آدم اثر الیاس خوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۶
حافظه جمعی، حاصل تعامل فرآیند یادآوری و فراموشی جمعی است و مقصود از کارکرد حافظه جمعی، نقشی است که حافظه در شکل دهی، حفظ، انتقال و بازتعریف شناخت ما از گذشته و حال ایفا می کند. از آنجا که در جوامع پسااستعماری، استعمارگر در پی حذف و دستکاری حافظه جمعی بومیان است، پرداختن به کارکردهای حافظه به عنوان کنشی مقاومتی ضرورت پیدا کرده است. پژوهش حاضر با بررسی رمان أولاد الغیتو-اسمی آدم اثر الیاس خوری به نقش حافظه جمعی در بازسازی هویت و احیای تاریخ و صدای به حاشیه رانده شده استعمارزده می پردازد؛ چراکه این رمان به عنوان آرشیوی جایگزین، شکاف میان تاریخ رسمی و حافظه استعمارزده را آشکار می کند. نگارندگان این پژوهش با تکیه بر نظریات مطرح در حوزه حافظه جمعی و بررسی رمان به شیوه توصیفی-تحلیلی دریافتند که شخصیت اصلی داستان با ثبت تجارب گذشتگان از خاطرات اسارت در گتو می کوشد با زیر سؤال بردن تاریخ رسمی، روایت های به حاشیه رانده شده را احیا کند. استعمارگر نیز در مقابل برای سرکوب حافظه جمعی استعمارزده شگردهای گوناگونی به کار می گیرد؛ مانند: همگون سازی فرهنگی، بی اعتبار تلقی کردن روایت استعمارزده از تاریخ، سرقت فرهنگی، تحمیل حافظه جمعی فرمایشی، استفاده از ظرفیت هنرهای تصویری مانند فیلم سازی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان