ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۹۴۱.

بررسی و تحلیل کارکرد راوی در مناسبات معنایی و انتقال مفاهیم کشف المحجوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۴
در دانش روایت شناسی، همواره نقش و کارکرد راوی ها در موضع انتقال معنا و بررسی چگونگی آن، مورد توجه تحلیل گران بوده است. ازآنجایی که در متون عرفانی، فهم و درک معنای عمیق متن به طور مستقیم وابسته به نحوه روایت آن است، بررسی چگونگی استفاده از راوی ها در این متون می تواند به درک بهتر ساختار معنایی آن ها کمک کند. حال این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی با تبیین مبانی نظری روایت شناسان و بهره گیری عملیاتی از نظریه ژنت در بخش بندی و کارکرد انواع راوی، به بررسی کشف المحجوب هجویری پرداخته است تا حضور هر نوع راوی در انسجام ساختاری متن و تأثیر انواع آن بر روند درک معنا و آموزه های عرفانی را بررسی کند. درنهایت، نتایج این پژوهش نشان خواهد داد که در ابوابی که نویسنده به شرح احوال مشایخ و شرح فرقه های مختلف می پردازد، بیشترین تعداد راوی حضور دارد. راوی ضمنی یا انتزاعی که منِ دوم هجویری است، برای درک لایه های پنهان معنایی به کار گرفته می شود و با طبقات متفاوتی از خوانندگان عام و خاص در تناظر است؛ کاربست راوی در این اثر، با تبیین غیرمستقیم مفاهیم پیچیده عرفانی و ازطریق لایه های مخفی به صورتی هدفمند مرتبط است. راوی مخفی، عملاً تجربیات فردی عرفا را که قابل تعمیم نیست، از زبان راوی هایی ذهنی و آرمانی نقل می کند و متعاقباً بر مخاطب آرمانی و ضمنی تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.
۹۴۲.

نقدی بر «شرح مشکلات بلاغی و عربی نفثه المصدور زیدری» اثر کامران شاه مرادیان و سعید قنبری فشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۷
کتاب نفثه المصدور یکی از فنّی ترین متون نثر فارسی است که با وجود شرح های موجود، هنوز از منظر روایی، تاریخی و ادبی مسائل حل نشده ای دارد که همواره محل بحث و تحقیق پژوهشگران بوده است؛ علاوه بر این، با وجود تلاش های شارحان، به بسیاری از ظرفیت های آن، به ویژه در حوزه بلاغت، پرداخته نشده است. کتاب شرح مشکلات بلاغی و عربی نفثه المصدور زیدری، به قلم کامران شاه مرادیان و سعید قنبری فشی، اثری است که با قصد گره گشایی از مشکلات بلاغی و عربی نفثه المصدور، با حجمی کمتر از شرح یزدگردی، به چاپ رسیده است. در این مقاله، از منظری غیر از مباحث مربوط به زبان عربی، به بررسی این اثر پرداخته ایم؛ نتیجه پژوهش آن است که نویسندگان در موارد متعددی دچار خطا و سهل انگاری شده اند؛ مواردی از قبیل: خطا در توضیح معنای لغات و جملات، سهل انگاری و لغزش در توضیح صنایع بلاغی، بی توجهی به روایت تاریخی متن، خطا در ضبط صحیح کلمات و جملات، رعایت نکردن اصول نگارش و ویرایش، عدم رعایت اصول علمی در ارجاعات و نقل قول ها و... فراوانی خطاهای نویسندگان به حدّی است که مخاطب مبتدی را دچار سردرگمی می کند و وجاهت علمی این اثر را تحت الشعاع قرار می دهد. از منظر مقایسه با شروح پیشین نیز می توان گفت این اثر، در زمینه حل مشکلات و تعقیدات متن، سخن تازه ای ندارد و گرهی از آن را نگشوده است.
۹۴۳.

تحلیل تطبیقی اسطوره های جمشید و میترا و پیوند آن ها با خورشید در چارچوب نظریه های الیاده و یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۷۳
اسطوره ها به عنوان یکی از بنیان های فرهنگی و معنایی تمدن های باستانی، در شکل گیری ساختارهای فکری، اجتماعی و روانی جوامع نقش کلیدی داشته اند؛ ازاین رو بررسی تطبیقی اسطوره ها و نمادهای کهن، ابعاد تازه ای از هویت، نقش های اجتماعی و نگرش های کیهانی را نمایان می کند. در اساطیر هندو-ایرانی، شخصیت های «جمشید» و «میترا» پیوندی نمادین و کارکردی با «خورشید» دارند که در دو بستر متفاوت متجلی شده اند. در این راستا، این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی و بهره گیری از نظریه تقدس و نمادپردازی میرچا الیاده و نظریه کهن الگوی کارل گوستاو یونگ، به بررسی و تحلیل این پیوندهای نمادین پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «خورشید»، فراتر از یک پدیده طبیعی، به عنوان نمادی از بازگشت جاودانه و امنیت روانی، نظم کیهانی و معنویت، در ارتباط با این اساطیر ظاهر می شود. در این میان، «جمشید» تجلی اقتدار زمینی، قدرت سیاسی و تمایل انسان به نظم بخشی به جهان مادی و پیوند با نیروهای ایزدی و طبیعت است؛ در حالی که «میترا» با الگوی ناجی و معنوی، نماد عدالت الهی، نیاز انسان به رشد روحانی و رهایی از قیود دنیوی به شمار می رود. ازمنظر تحلیل روان شناختی یونگ، این تفاوت های بنیادین، منعکس کننده تمایل عمیق انسان به امنیت، روشنایی و امید در برابر آشفتگی های درونی و بیرونی است و خورشید را به عنصری محوری در بازتعریف هویت های فرهنگی و آیینی تبدیل می کند.
۹۴۴.

تطبیق اشعار انتقادی «صائب» با نظریه «توماس اسپریگنز»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۷۷
«صائب»، یکی از برجسته ترین شاعران سبک هندی و سرآمد شاعران عصرِ صفوی و سبک هندی است. وی به عنوان یک اندیشمند و اصلاح گر اجتماعی، آسیب ها و ریشه های معضلات زمانه خویش را می بیند و از شعر به عنوان یک ابزار فرهنگی، برای بیان اندیشه های انتقادی خود بهره می برد. در این پژوهش که با روش توصیف و تحلیلِ کیفی انجام شده است، اشعار انتقادی و اصلاح گرایانه صائب، با کاربست نظریه «اسپریگنز» (مشکل شناسی، علت شناسی، آرمان شناسی و راه حل یابی)، چرایی، چگونگی، راهکار و برون رفت از مشکلات اجتماعی زمان شاعر بررسی می شود. داده های پژوهش نشان می دهد که صائب، معضلات سیاسی و اجتماعی عصر خود را در فرار مغزها، خودخواهی ، خرافه پرستی، ریاکاری و تظاهر، فقر و روحیه تسلیم می بیند. او همچنین علّت را در وضعیت خاص حاکمیّت و ایدئولوژی سیاسی و مذهبی، تحقیر و به حاشیه رانده شدنِ اهل هنر و آزاداندیشان، تقدّس سازی و تقدیرگرایی، استبداد، تنگ مشربی حاکمان، توسعه شهری و تبعات ناشی از آن می داند. صائب، جامعه آرمانی را در هند با شهروندان و حاکمانی وسیع مشرب، آزاداندیش، دگراندیش و هنردوست می یابد. او در نهایت راه حل را در اخلاق گرایی، انتقادپذیری و مدارا، عشق و خردگرایی و پرهیز از تملق می داند.
۹۴۵.

عطّار پیش گام ملّاصدرا؛ صیرورت در اندیشه عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۳
صیرورت یا شدن، به معنای تغییر تدریجی، در زبان فارسی با عبارت «حرکت جوهری» رایج شده است. پیشینه نظریّه صیرورت به آرای حکمای پیش از سقراط، به ویژه هراکلیتوس یونانی، می رسد. از نظر آنان، هستیْ پیوسته در حرکت و تغییر است و نمی توان آن را ایستا تلقّی کرد. به باور ارسطو و فلاسفه مشّاء، حرکت به معنای تغییر تدریجی صرفاً در اعراض صورت می گیرد و حرکت در جوهر از نوع کون و فساد است. عرفای ما از تغییر و تحوّل در هستی به «خلق جدید» یا «خلق مدام» تعبیر کرده اند. به نظر آنان، عالم هستی بنا بر سنّت الهی لحظه به لحظه حدوث و زوال می یابد و، در نتیجه، وجودی لحظه ای و آنی دارد. از میان عرفای مسلمان فارسی زبان، عطّار نیشابوری (عارف قرن هفتم هجری) توجّهی ویژه به این موضوع داشته ؛ تا آنجاکه می توان گفت شالوده فکری خود را بر این پایه نهاده است. در اندیشه او، حرکتْ سفر وجودیِ عالم هستی است؛ وجود در مرتبه کثرت متغیّر و متحوّل است و تغییر و تحوّل مادّه ناشی از ذرّات متحرّکی است که بُعد جسمانی ندارند. حرکت موجودات، از قوّه به فعل، غایتمند و درجهت شوق به کمال است. بااین همه، حرکت، از دیدگاه عطّار، به مثابه اندیشه ای بنیادی، مورد توجّه محقّقان قرار نگرفته و به نظر ما شایسته بررسی و ملاحظه دقیق تر است. در این نوشته، حرکت در اندیشه عطّار به روش توصیفی تحلیلی بررسی می شود.
۹۴۶.

تحلیل نشانه شناسی «نفس» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۱
نشانه شناسی مطالعه زندگی نشانه ها و علامات در داخل زندگی اجتماعی است. نشانه شناسی در قرآن نیز به بررسی نمادها، نشانه ها و آیات الهی در متن قرآن می پردازد. این رویکرد به دنبال کشف معانی عمیق، ارتباط بین نشانه ها و پیام های الهی است. رهیافت نشانه شناسی یکی از رویکردهای نقد ادبی دوران معاصر است که چهارچوب منسجمی را برای نقد و تحلیل متن ارائه می کند. اساس این نظریه کشف رابطه معنایی متن بر پایه تفسیر بر اساس توانش ادبی خواننده و ارائه شیوه ای نظام مند از خوانش متن است که در جنبه سطحی متن یا پدیده های ادبی متوقف نمی شود؛ بلکه همواره می کوشد تا آنچه را که در ورای ظاهر نهفته است، جستجو کند. بنابراین، این پژوهش به خوانش نشانه شناختی «نفس» در قرآن کریم می پردازد، با طرح این سوال که رده های نشانه شناختی و زیر انگاشت ها ی واژه «نفس» با کدام متن ها یا گفتمان ها مرتبط است و شناخت آن متون و گفتمان ها چگونه به رمزگشایی این واژه کمک می کند؟ برای پاسخ به این پرسش از شیوه تحلیلی توصیفی استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که تحلیل نشانه شناختی «نفس» در قرآن کریم، دلالت های ضمنی عمیق و چندگانه ای را آشکار می کند، از جسمانی تا روحانی، فردی تا جمعی، و همچنین درجات معنایی بین خیر و شر، آرامش و اضطراب را نشان می دهد.
۹۴۷.

معرفی کتاب مجمع النّوادر و بررسی محتوایی آن (اثری از میراث داستانی شبه قاره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۲۲۷
مجمع النّوادر مجموعه ای است از حکایات فارسی و گاه عربی که ملک القضات صدر جهان فیض اللّه بنیانی/بنبانی، از صاحب منصبان حکومت گجرات، آن را در سال 903ق. نوشته و به محمودشاه بیگرّا، پادشاه گجرات (حک .863 – 917)، پیشکش کرده است. مؤلّف حکایات را از منابع مختلف فارسی و عربی گردآورده و با افزودن دیده ها و شنیده های خود، کتاب را در یک مقدمه، چهل فصل و یک خاتمه تدوین کرده است. از این اثر شش نسخه شناسایی شده که چهار نسخه آن به دست آمده است. یکی نسخه محفوظ در کتابخانه دانشگاه پنجاب است که در 930ق. کتابت شده و قدیمی ترین نسخه ای است که دستیاب شده است؛ دیگری نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی است که احتمالًا در قرن 11یا 12ق. کتابت شده؛ سومی نسخه محفوظ در کتابخانه آصفیه هند که تاریخ کتابت آن احتمالًا قرن 12یا 13ق. است و چهارمی نسخه کتابخانه نورعثمانیه ترکیه که تاریخ کتابت آن1025ق. است. در این مقاله ضمن بررسی محتوایی و ساختاری کتاب، مؤلّف اثر و دیگر آثار او، منابعش در تألیف کتاب، مهدی الیه، محل تألیف و دستنویس های اثر معرفی شده اند.
۹۴۸.

گابریل گارسیا مارکز، نویسنده ای اومانیست و تاریخ گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۵۱
معمولاً مخاطبان ایرانی، گابریل گارسیا مارکز را با «صد سال تنهایی» و صرفاً با سبک رئالیسم جادویی می شناسند؛ در حالی که او در طول دوران پربار زندگی اش، مسیر نوشتنش را در عین نگه داشتن همان سبک، تغییر داد. هدف اصلی این تحقیق، نشان دادن آبشخورهای اصلی آثار او و پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا نگاه او در روایت داستان هایش، می تواند خواننده را به نوعی تاریخ گرایی و اومانیسم، هدایت کند؟ اغلب، مارکز را حاصل تحولات قرن نوزدهم و آمریکای لاتین دانسته و دلیل استقبال اکثر ایرانی ها از آثار آمریکای لاتین در ایران را نیز وجود شباهت های تاریخی، سیاسی، اقتصادی و... بین ایران و آمریکای لاتین دانسته اند؛ در حالی که نگارندگان، می کوشند نشان دهند که ریشه های فکری نوشته های این نویسنده، به قرن شانزدهم و آثار کسانی همچون دسیدریوس اراسموس و فرانسوا رابله برمی گردد و آثار نویسندگان آمریکای لاتین، ادامه آثار بزرگ اروپایی و آمریکایی و روس، ازجمله گوستاو فلوبر، ویلیام فاکنر، ژان-پل سارتر، آلبر کامو، ارنست همینگوی، لئو تولستوی، فیودور داستایفسکی و... است. این نوشته نمی خواهد جنبه اصلی آثار مارکز را که نویسندگی، قصه گویی، داستان نویسی و روایت، در حد اعلاست، به تاریخ یا فلسفه سیاسی تقلیل بدهد. بی شک، ارزش داستان گویی مارکز، از دیگر جنبه ها و ابعاد آثار او بیشتر است؛ اما می توان گفت که آثار او فقط منعکس کننده سبک رئالیسم جادویی نیست و برخی آثار او همچون «ژنرال در هزارتوی خویش»، «خزان خودکامه» و حتی برخی قسمت های «صد سال تنهایی» را می توان از منظر تاریخ گرایی کهن و تاریخ گرایی نوین، خواند و به نتایجی جالب رسید.
۹۴۹.

معرفی شمسی بغدادی و متن شناسی مثنوی منظرالابرار او(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۹۱
مقاله حاضر ضمن معرّفی و بررسی نسخه منحصربه فرد منظومه منظرالابرار، به شرح احوال سراینده آن، شمسی بغدادی، می پردازد. شمسی بغدادی از شاعران پارسی سرای سده 10ق (زنده در 975ق) در آسیای صغیر است که اطّلاعت زیادی از او در دست نیست. هرچند ارباب تذکره، اصل وی را از بغداد دانسته اند، امّا قراین نشان می دهد که تبار عجمی داشته است. در بغداد به شغل کفش دوزی می گذرانده و سال ها با ریاضت کشی می زیسته است. هواخواه اهل بیت و پای بند شَعایر اسلامی بوده و نسبت به مذهب تشیّع، تعصّب می ورزیده است. خاندان او همه اهل دانش و فضل و شعر بودند و فرزندش، عهدی بغدادی، از شاعران و تذکره نویسان مشهور سده 10و آغاز سده 11ق (د: 1002ق) و مؤلّف تذکره گلشن شعرا است. شمسی در سرودن غزل، قصیده و مثنوی تسلّط داشت و علاوه بر اشعار پراکنده ای که از او باقی مانده، منظومه منظرالابرارِ او نیز در دست است که به تتبّع مخزن الاسرار نظامی گنجه ای سروده و به سلطان سلیمان (900- 974ق) اتحاف کرده است. این مثنوی، تنها نظیره فارسی مخزن الاسرار در جغرافیای آناتولی و آسیای صغیر به شمار می رود. این مقاله به شیوه تحلیلی-توصیفی، و با استناد به منابع ادبی، تاریخی و شواهد درون متنی نوشته شده است.
۹۵۰.

قاب بندی های روایی در شاهنامه فردوسی (با تکیه بر بخش های اسطوره ای و پهلوانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
روایت شناسی دانش بررسی و تحلیل روایتهاست که از عناصر و اجزایی تشکیل شده است. یکی از این عناصر، قاب بندی های روایی است که خالق روایت با تکیه بر آن، موضوعات خود را در اشکال مختلف بیان می کند. قاب بندی ها، برش هایی جزئی از زمینه و پیرنگ داستان است که حضور و غیابی ایجابی خلق می کنند. در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به قاب بندی های روایی در شاهنامه فردوسی پرداخته شده است. انواع قاب ها با تکیه بر بخش های اسطوره ای و پهلوانی مشخص و تفسیرشده اند.نتایج پژوهش، حاکی از آن است که:با تکیه بر این دوبخش ازشاهنامه می توان چهارنوع قاب بندی در نظر گرفت. الف)قاب بندی های تعلیمی، ب)قاب بندی به شکل براعت استهلال، پ)قاب بندی با برجسته کردن سوژه سخنگو و ت)قاب بندی به مثابه ایجاد تعادل در ترکیب بندی رخدادها. هر چهار قاب بندی، تفسیرهایی از جهان روایی به دست می دهند و فردوسی با تکیه بر این شگردها، سعی کرده است گاه، مفاهیم تعلیمی مورد نظر خود را بیان کند؛ گاه با پیشواز زمانی، مخاطب را به رخدادهای آتی رهنمون شود و لزوم رخدادها را توجیه کند؛ گاه نقش خود را در مقام خالق روایت به مخاطب گوشزد کند و آنِ به تعلیق درآمده را در خدمت امکان روایی در آورد و گاه با قاب بندی رخدادها، تعادل در ترکیب بندی آن ها به وجود بیاورد.
۹۵۱.

سرچشمه های برخی از کلمات قِصار در مقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۸
شمس تبریزی از درویشان درس خوانده سده ششم و هفتم است. تنها اثر باقی مانده او که آن را دیگران گِردآوری کرده اند، مجموعه گفتارهایی مشهور به مقالات است. بخشی از سخنان منسوب به وی، چهل و یک گفتار کوتاه است که در شماری از دست نویس های مقالات و برخی آثار دیگر برجا مانده و مصحّحِ مقالات، آن را به عنوان «کلمات قصار»، در بخشی جداگانه آورده است. این پژوهش بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا این سخنان از خود شمس و حاصل تأملات اوست یا سخن دیگران است که به نام شمس نقل شده است. ازآنجاکه شمس به منابع سخنان خود یا گویندگان آن گفته ها اشاره ای نکرده است، بنابر بررسی های انجام شده و با تتبّع در منابع متقدّم صوفیانه و...، معلوم گردید که آن سخنان، برخلاف دیگر بخش های کتاب، برگرفته از منابع متقدّمین است و مصحِّح کتابِ مقالات تنها به دو مورد از این اقتباس ها اشاره کرده است. در این مقاله به بررسی بیست و یک مورد از گفته های شمس در بخش «کلمات قصار» پرداخته و مشخص شده که آن جملات برگرفته از احادیث قُدسی و نبوی، سخنان صوفیه و... است.
۹۵۲.

تحلیل و بررسی گفتمانی شعر پایداری سمیح القاسم و علیرضا قزوه، از دیدگاه نظریه لاکلائو و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۳۰
ادبیات پایداری حوزه ای از ادبیات است که در کشورها و زبان های مختلف آثار متنوعی از آن ارائه شده است. در ایران و فلسطین به سبب شرایط سیاسی و جنگ ها و کشمکش های مختلف، خصوصاً در دهه های اخیر ادبیات پایداری رشد قابل ملاحظه داشته است و اشعار عمیق و تأثیرگذار آن را در آثار علیرضا قزوه از ایران و سمیح القاسم از فلسطین وجود دارد. در آثار این دو شاعر، بررسی و تحلیل نوع مرزبندی خود یا طرف خودی با دیگری یا طرف مقابل که همان دشمن است، از این حیث اهمیت دارد که نوع نگاه و جهان بینی شاعر، تفکر او و سیاست هایش برای خط کشی بین دو طرف و مبارزه با دشمن را جلوه گر می سازد و این مهم، هدف اصلی پژوهش پیش رو است. این پژوهش با روش تحلیلی تطبیقی و بر اساس تحلیل گفتمان نظریه لاکلائو و موفه است و به این سوال پاسخ داده است که نحوه بازنمایی «خود» و «دیگری» در اشعار شاعران انتخابی چگونه است؟ یافته های حاصل از پژوهش این است که هر شاعر به کمک معلومات و تفکر و دایره لغات خود، در قالب پنج مؤلفه اصلی شامل دال مرکزی، برجسته سازی، حاشیه رانی، دال خالی و اسطوره سازی به مرزبندی میان خود و دیگری پرداخته است که هر کدام از این مؤلفه ها به زیرمجموعه های دیگر تقسیم می شوند. نتیجه گیری پژوهش این است که در کنار تشابه نسبی روش های اصلی در مرزبندی خود و دیگری، قزوه، جریان را به سمت اعتراض و سمیح، به سمت بیان اسطوره ای برده و از این حیث، شباهت ها و تفاوت های فکری و زبانی در آثار آنان وجود دارد.
۹۵۳.

نگاهی نو به سوره طه بر اساس نظریه افشانش معنای ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۲
نظریه افشانش معنا، از مفاهیم بنیادین فلسفه معاصر است که ژاک دریدا آن را در بستر ساختارشکنی طرح کرده است. بر اساس این نظریه، معنا امری سیال و چندلایه است که از طریق زبان، متکثر و منتقل می شود و هیچ متن یا مؤلفی قادر به ارائه معنای نهایی و قطعی نیست. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای، سوره مبارکه طه را با تکیه بر مؤلفه های نظریه افشانش مورد بازخوانی قرار داده است. تحلیل انجام گرفته، ساختار روایی سوره را به بیست بخش مجزا تقسیم می کند که از این میان، پانزده بخش در قالب افشانش وضعی یعنی تغییر نسبی در خط سیر معنا با حفظ پیوند ضمنی با روایت اصلی و پنج بخش در قالب افشانش انتقالی به معنای گسست کامل و ورود به ساحت معنایی مستقل جای می گیرند. یافته ها نشان می دهد که سوره طه با بهره گیری از گسست های روایی، تمثیل، تفسیر و حکایت های درون متنی، به خلق معنایی چندوجهی دست می زند که با اصول نظریه افشانش دریدا هم راستاست. این امر سوره را به متنی چندلایه و پویا تبدیل کرده و ظرفیت بالای تفسیری آن را برجسته می سازد.
۹۵۴.

شش نوع خشونت در رمان دهه نود افغانستان (بر اساس دو رمان زنانه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۲۷
خشونت علیه زن پدیده ای شایع و نگران کننده است، به ویژه در کشور افغانستان با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی ابعاد گسترده تری پیدا می کند. این تحقیق به شش نوع خشونت شامل: خشونت روانی، جسمی، اقتصادی، اجتماعی، جنسی و حقوقی اشاره دارد که در دو رمان افغانستانی از دهه 1390 شمسی بازتاب یافته است. نتایج نشان می دهد که رمان روشنایی خاکستر (1394) نسبت به رمان بگذار برایت بنویسم (1396)، بازتاب بیشتری از انواع خشونت را دارد، چراکه نویسنده خود قربانی این پدیده بوده است. پیامدهای این خشونت ها شامل بیماری های روحی و روانی، آشفتگی جو خانواده، احساس حقارت، کینه اندوزی، بدبینی نسبت به خود و دیگران، دین ستیزی، فروپاشی خانواده، مرگ طلبی و حتی خودکشی است. مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی عوامل ایجادکننده خشونت علیه زنان پرداخته و تأثیرات آن بر زندگی اجتماعی و روانی زنان را تحلیل کرده است. بنیاد نظری مقاله بر نظریات کیت میلت درباره عوامل خشونت و ایدئولوژی مردسالاری نهاده شده است. درنهایت، این پژوهش بر لزوم توجه بیشتر به مسائل زنان در ادبیات و نیاز به تغییرات اجتماعی برای کاهش خشونت علیه زنان تأکید می کند.  
۹۵۵.

بررسی تطبیقی زیبایی شناسی نور و تاریکی در بازنمایی خیر و شر در فلسفه اشراق سهروردی و شعر مذهبی جان میلتون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۶
مسئله نسبت نور و تاریکی با خیر و شر و چگونگی پیوند آن با حقیقت و زیبایی، از مباحث بنیادین در سنت های فلسفی و دینی است که در حکمت اشراق شهاب الدین سهروردی و شعر مذهبی جان میلتون به دو صورت فلسفی و شاعرانه تبیین شده است. با وجود اشتراک در این دوگانگی، نحوه تبدیل مفاهیم نور و تاریکی به تجربه ای زیباشناختی و ابزار بازنمایی خیر و شر در این دو سنت، به روشنی تبیین نشده است. پرسش اصلی پژوهش این است که نور و تاریکی چگونه در اندیشه سهروردی و شعر میلتون به بنیانی برای بازنمایی خیر و شر و تجربه زیبایی تبدیل می شوند و این فرایند چه تفاوتی در ساختار ادراک و بیان آن ها دارد؟ این پژوهش با رویکرد تحلیلی–تطبیقی و روش کیفی، بر اساس مطالعه دو متن «حکمهالاشراق» و «بهشت گمشده» (Paradise Lost)، به بررسی مبانی زیبایی شناختی این مفاهیم و تحول آن ها از سطح متافیزیکی به زیباشناختی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که در حکمت اشراق، نور اصل وجود و منشأ معرفت و زیبایی است و شر فقدان آن است؛ در جهان میلتونی، نور صورت الاهیاتی فیض و ایمان است و تاریکی علاوه بر سقوط، بستر بازگشت به نور است. بدین ترتیب، خیر و شر در هر دو سنت در قالب حضور یا غیبت نور فهم می شوند، اما در حکمت اشراق ادراک زیبایی از طریق عقل شهودی و حضور نور حاصل می شود، در حالی که در شعر میلتون، تخیل شاعرانه تجربه ای دراماتیک شکل می دهد. زبان تمثیل و استعاره در هر دو سنت ابزار تبیین حقیقت و بازنمایی خیر و شر است.
۹۵۶.

بررسی تطبیقی گدای غلامحسین ساعدی و گدای (الشّحاذ) نجیب محفوظ بر اساس دیالکتیک هگل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۲۵۳
دو نویسنده ادبیات داستانی ایران و مصر، غلامحسین ساعدی و نجیب محفوظ، در دو اثر همنام خود با عنوانِ گدا، به موضوعات اجتماعی مهمی در برخوردِ جامعه با پدیده مدرنیته پرداخته اند. پژوهش حاضر، با تکیه بر دیالکتیک هگل، به تحلیل تطبیقی این دو اثر، پرداخته و برنهاد (تز) سنت، برابرنهاد (آنتی تز) مدرنیته و هم نهاد (سنتز) پیامدهای این تعارض را در دو جامعه ایران و مصر واکاوی می کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در داستان «گدا»ی ساعدی، سنت از طریق احترام به خانواده، پایبندی به ارزش های روستایی و اعتقادات مذهبی نمایان است و مدرنیته با فروپاشی کانون خانواده، گسترش فساد اخلاقی و بی اعتنایی به دین، برابرنهاد آن را شکل می دهد. در «الشّحاذ»، سنت در وفاداری خانوادگی، نوستالژی گذشته و سادگی و صمیمیت روستایی تجلی می یابد، در حالی که مدرنیته با علم زدگی، سردی روابط اجتماعی و بی حرمتی به مقدسات در تقابل با آن، قرار می گیرد. دیالکتیک هگل نشان می دهد که این تضادها به مثابه نیروی محرکه ای در بطن تاریخ عمل کرده که نطفه های یکدیگر را در خود پرورش می دهند. پیامد این صیرورت (سنتز) در هر دو اثر، اضطراب، ترس و تنهایی است که در ارتباط با عُمر حمزاوی، شخصیت اصلی الشّحاذ، به شکلِ پوچی و گم گشتگی در معنای زندگی نیز، تجلی می یابد. جستار پیشِ رو، با رویکردی توصیفی-تحلیلی، ضمن برجسته سازی جنبه های منفی مدرنیته، نشان می دهد که هر دو نویسنده با نگاهی انتقادی، گذارِ ناتمام از سنت به مدرنیته را به تصویرکشیده و عمیقاً به تبعات اجتماعی این تحول پرداخته اند.
۹۵۷.

بررسی نقش کهن الگویی (اسطوره ای عرفانی) مادر (با تکیه بر داستان های شوهر آهوخانم و چراغ ها را من خاموش می کنم)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۶۱
پژوهش حاضر با عنوان: چگونگی نقش کهن الگویی (اسطوره ای عرفانی) مادر در رمان های: شوهر آهوخانم و چراغ ها را من خاموش می کنم در نظر داشته است تا با روش تحلیلی توصیفی، نقش «مادر» را در این رمان ها بررسی کرده و از این منظر ابعاد معنوی شخصیت های اصلی داستان یعنی «آهو» و «کلاریس» را به خواننده نشان دهد. آنچه از جستجوی انجام شده به دست آمد به اختصار عبارت از آن است که: هر دو نویسنده توانسته اند فضای اجتماعی سیاسی وقت را تحت شعاع فضای روان شناختی (بر پایه ویژگی های نمادین کهن الگویی) قرار داده و جنبه های معنوی این دو شخصیت زن (= مادر) را برجسته و نگاه خواننده را به آنان همسو گردانند. علی محمد افغانی شخصیّت مادرانگی داستان را با همه فراز و فرودهایی که زندگی یک مادر می تواند داشته باشد به تصویر کشیده است به طوری که وقتی با دیده مدرن نقد روان شناختی به این اثر نگریسته شود، انگاره های اسطوره ای که از مادر در ذهن تداعی می گردد را می توان در جای جای این اثر به روشنی دید. همچنین زویا پیرزاد در داستان خود درونیات پنهان یک مادر حقیقی را با ظرافتی زنانه بیان کرده و از این منظر داستان وی نیز بر پایه کهن الگوی مثبت و معنوی مادر قابل مشاهده است.
۹۵۸.

بررسی تطبیقی تأثیر جنسیّت بر زبان (DSL) در شعر ژاله اصفهانی و سعاد الصباح (با تکیه بر نظریه رابین لیکاف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۷
یکی از نظریّاتی که توسّط رابین لیکاف ارائه گردید، تأثیرپذیری زبان از جنسیّت است؛ بدین معنا که سبک نوشتاریِ زنانه یا مردانه، به دلیل نوعِ جنسیّت آن دو، در زبان ادبیِ آنها نیز تأثیر خواهد نهاد. لیکاف نظریه خود را در چهار محورِ آوایی، واژگانی، نحوی و ارتباطی یا معنایی، ساماندهی کرد و ویژگی های سبکِ زنان را در این چهار حوزه مورد بررسی قرار می دهد. این جستار به روش تحلیلی- توصیفی و در راستای مکتب آمریکایی در ادبیات تطبیقی، به بررسی سبکِ شعری و زبانِ زنانه ژاله اصفهانی، سراینده معاصر ایرانی، و سعاد الصباح، شاعر معاصر کویتی بر اساس نظریه مذکور خواهد پرداخت تا میزانِ تأثیر این نظریه بر زبان شعریِ دو سراینده را مورد تحلیل سنجشانه قرار دهد. یافته های پژوهش گویای آن است که دو شاعر، از شاخصه های متعدّد زنانه در چهار سطح مذکور به طور فراگیر و گسترده ای بهره گرفته اند. از جمله اینکه استفاده از تکرار در سطح زبانی، کاربست کلمات عاطفی در سطح واژگانی، بهره گیری از جملات پرسشی و کوتاه در حوزه نحوی، و دفاع از حقوق هم جنسان خود و بیان دغدغه های زنانه در سطح ارتباطی و معنایی، بیش از دیگر مؤلّفه ها به عنوان ویژگی های زنانه و نشانه های تأثیر جنسیّت بر زبان در شعر دو سراینده، نمود پیدا کرده است.
۹۵۹.

تحلیل روان شناختی کارکتر اصلی رمان عادت می کنیم با تمرکز بر نظریه آرکی تایپ زنانه یونگ و دیدگاه انیاگرام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۰۸
نظریه های روان شناسی شخصیت، خواننده را متوجه بُعد جدیدی از آثار نویسندگان و شخصیت های داستانی می کند؛ نظریه هایی مانند آرکی تایپ زنانه یونگ، سبب می شود تا خواننده به ناخودآگاه ذهنی نویسندگان پی ببرد و نیز درک بهتر و عمیق تری از اندیشه ها و ذهنیات آنان داشته باشد. بر اساس نظریه یونگ، پانزده نوع آرکی تایپ وجود دارد که هفت نوع آن زنانه هستند که خصوصیات، توانمندی ها، استعدادها، علاقه مندی ها و سبک زندگی مختص به خود را دارند. از دیگر نظریه های روان شناسی شخصیت، دیدگاه انیاگرام است. این دیدگاه نیز دارای نُه تیپ شخصیتی است که هر کدام دارای ویژگی های رفتاری مختص به خود هستند. از این رو، با تحلیل اثر ادبی بر مبنای این دو دیدگاه، خواننده با احوال درونی نویسنده آشنا می شود و نیز عواملی را که منجر به خلق اثر و شکل گیری شخصیت ها شده است، کشف و شناسایی می کند. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و به بررسی شخصیت قهرمان داستان «عادت می کنیم» اثر زویا پیرزاد بر اساس نظریه آرکی تایپ زنانه یونگ و دیدگاه انیاگرام پرداخته است. هدف اصلی این جستار، واکاوی شخصیت قهرمان داستان و میزان انطباق پذیری او با این دو دیدگاه است. یافته ها و نتایج به دست آمده، بیانگر آن است که قهرمان داستان، دارای ویژگی های رفتاری آرکی تایپ زنانه از نوع آرتمیس است و نیز خصوصیات تیپ هشتم انیاگرام را از خود به نمایش می گذارد؛ همچنین این دو نظریه روان شناسی، دارای ویژگی های رفتاری مشترک هستند که با یکدیگر همخوانی دارند و هر دو به طور یکسان در رفتار قهرمان داستان، قابل مشاهده هستند.
۹۶۰.

عروس پاکستانی اثر باپسی سیدوا: رمانی طبیعت گرا با رنگ و بویی فمینیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۶
هرچند رمان «عروس پاکستانی» به اندازه برخی دیگر از آثار باپسی سیدوا مانند «بچه پُرروی آمریکایی» و «هند ترک برمی دارد» در کانون توجه منتقدان نبوده، آثار انتقادی فراوانی را به خود اختصاص داده که بیشتر، جنبه های پسااستعماری یا فمینیستی آن را کاویده اند و از روح طبیعت گرا و جبرگرایانه ای که در رگ رمان جاری است، غافل مانده اند؛ به گونه ای که گویی کثرت درختان، از دیدن جنگل بازشان داشته است. این پژوهش در پی آن است که طبیعت گرایی و جبرگرایی عمیقی را که در جای جای رمان «عروس پاکستانی» ریشه دوانده و شامل جبر زیستی، اجتماعی، فرهنگی، جغرافیایی و سیاسی است و مردان را نیز به همان اندازه زنان، در چنبره خود گرفته است، مورد کنکاش قرار دهد و روشن سازد که دغدغه های فمینیستی این اثر، نتیجه طبیعت گرایی و جبر جهان شمول حاکم بر آن و در نتیجه، فرع بر آن است. رویکرد اتخاذشده، ترکیبی از مطالعات طبیعت گرا و فمینیستی است که همراه با یک نگرش کیفی نسبت به موضوع مورد مطالعه، شالوده این پژوهش را شکل می دهند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان