فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
Résumé— Cet article explore l'influence d'Henrik Ibsen sur la pièce Mort à l’Automne d'Akbar Radi, un dramaturge clé du théâtre contemporain iranien. Inspiré par l’œuvre Une maison de poupée, Radi a intégré plusieurs éléments du style d'Ibsen, tels que la structure en trois actes, une analyse sociale et psychologique détaillée, ainsi qu'un réalisme symbolique. L'article met en lumière les thématiques communes aux deux auteurs, telles que les crises morales et sociales, les inégalités de classe, la condition des femmes et l'isolement social. La pièce illustre aussi le conflit entre tradition et modernité, incarné par le personnage de Mashdi, qui, à l'instar des héros ibséniens, est accablé par une société rigide. L'article souligne également l'usage du symbolisme dans les œuvres des deux dramaturges. L'étude démontre que Radi a habilement adapté l'héritage d'Ibsen à la réalité iranienne, fusionnant critique sociale et complexité psychologique, ce qui fait de Mort à l’Automne une œuvre à la fois locale et universelle. L'article souligne aussi les similitudes stylistiques entre les deux dramaturges, notamment dans leur usage du dialogue et de la tension dramatique pour exposer les conflits sous-jacents.
از ادبیاتِ دیجیتال شده به ادبیاتِ دیجیتال: مدخلی به بوطیقای ادبیات دیجیتال و تأملی در شیوه خوانش و آموزش آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
225 - 253
حوزههای تخصصی:
با ظهور فناوری دیجیتال و فضای مجازی در چند دهه اخیر، نظام های ارزشی، سبک زندگی، مناسبات اجتماعی، و بازنماییِ وضع بشر در آثار ادبی و هنری دستخوش تغییرهای اساسی شده اند. در حوزه ادبیات نیز، نه تنها فرایند تولید و خوانش آثار جنبه دیجیتال یافته، بلکه ادبیات سنتیِ چاپی نیز به تدریج جای خود را به ادبیات دیجیتال شده و دیجیتال/ الکترونیک می دهد. بااین حال، در جوامع فارسی زبان ادبیات دیجیتال هنوز استقرار نیافته و سرشت و سازوکار آن در بحث های مربوط به ادبیات فارسیِ معاصر جایی نداشته است. پژوهش حاضر می کوشد با تحلیل دقیق این مفهوم و بررسی یک نمونه، توجه پژوهشگران ادبیات معاصر را به این موضوع جلب کند. بحث اصلی جستار حاضر این است که ادبیات دیجیتال، به سبب ماهیت چندرسانه ای و چندوجهی، خصلت تعاملی و ابرمتنی، و شرایط خاص تولید و انتشار آن، از گفتمان سنتیِ ادبیات چاپی بسیار فراتر می رود؛ از همین رو، یکی از مناسب ترین رویکردها به خوانش آن «گفتمان کاویِ چندوجهی» است که می تواند وجوه گوناگون آن را توأمان و در پیوند با یکدیگر بررسی کند. در پایان جستار نیز، برمبنای نظریه ریچاردز و راجرز درباره آموزش زبان کلامی و با اشاره به مفهوم «بازی وارسازی»، چارچوبی کلی برای بازاندیشیِ آموزش ادبیات در عصر فناوری و ادبیات دیجیتال طرح شده است.
تمثیل مور در مثنوی مولانا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
119 - 135
حوزههای تخصصی:
درباره تمثیل در شعر شاعران و بویژه در شعر مولانا جلال الدین بلخی کارهای گوناگونی شده است اما به شیوه موردی کاری کمتری انجام شده است. در باب تعریف و تعبیر تمثیل نیز چهار برداشت وجود دارد که سه تای آن ها نظر متقدمان بلاغت ایرانی اسلامی ست و منظور این پژوهش نیست. درین پژوهش تلاش شده تا بنا به برداشت چهارم یعنی به کارگیری داستان حیوانات (allegory) کاربرد مور در مثنوی بررسی شود. از نزدیک چهل مورد کاربرد مور در دفاتر ششگانه مثنوی، مولانا تنها در دو وهله، تمثیل در شکل امروزی الیگوری را در باب مورچگان به کار گرفته است. بدیهی ست هم بنا به ذات تمثیل و نیز هدف گذاری مولانا در مثنوی، غایت این تمثیل ها تعلیم است و زیر ساخت آن ها اخلاق است.تمثیلات اگر چه به سبب سادگیشان به کار برده می شوند اما تمثیلات متون عرفانی از جمله مثنوی از سادگی و رسایی بیشتری برخوردارند.این پژوهش به شیوه تحلیلی و توصیفی و به روش کتابخانه ای به سامان رسیده است و دستاورد کلی این است که مولانا هم از متمتعان خوان تمثیل است.
Tearing between the Cultures and Turning from Somebody to Nobody in the Hybridized Space of Immigration in Mohsin Hamid’s Moth Smoke(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۱, Autumn and Winter ۲۰۲۵
135 - 149
حوزههای تخصصی:
In the immigration studies, the diasporic female experiences are not indicatively considered as the prevailing experiences of immigrant men who are claimed to stand for all immigrants. Thus, it is challenging to examine female migration experiences and the consequences that are ignored. This article explores the ignored parts of female migration experiences as subalterns and focuses on the process of assimilation in the host country following theories of Gayatri Spivak’s post-colonialism. In the age of migration the female characters of the former colonies are being culturally hybridized when they get in touch with the Western factors. That hybridity and their ambivalent attitude between the cultures, they are becoming the mimic women that has not only affected them and led them to identity crisis but also contributed to the dangling of them between cultures lost and confused. This article will carefully examine the consequences of assimilation of the female character, Mumtaz, in Mohsin Hamid’s Moth Smoke in the hybridized atmosphere. Moth Smoke is the debut novel by British Pakistani novelist, Mohsin Hamid, which provides the context for the clash of cultures in its portrait of a country violently divided against itself. Sometimes, assimilation with host cultures are to the extent that the female immigrant becomes baffled and confounded. With shattered identity, she is neither a modern Westernized woman nor an Eastern glorified mother and wife.
بررسی اشعار گروس عبدالملکیان بر اساس نظریه روان شناسی تحلیلی یونگ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
137 - 169
حوزههای تخصصی:
امروزه به سبب گستردگی مباحث ادبی، منتقدان از زاویه های مختلفی به بررسی در حوزه ادبیات می پردازند. یکی از شیوه های نقد اخیر، نقد روان شناسی از دیدگاه روان شناختی تحلیلی یونگ است. در روان شناسی تحلیلی یونگ، روان ناخودآگاه جمعی، در بردارنده کهن الگوهایی است که آثار و مفاهیم موروثی آن ها در اذهان همه مردم به یک شیوه ظهور و بروز می کند؛ لذا پژوهش حاضر که به روش کتابخانه ای و با رویکرد تحلیلی توصیفی صورت گرفت در صدد پاسخ به این پرسش اساسی است که با توجه به اشعار گروس عبدالملکیان، آیا امکان برداشت و استنباط کهن الگویی از آن ها وجود دارد؟ نگارندگان در فرایند انجام تحقیق ابتدا به بیان مبانی روان ناخودآگاه یونگ پرداختند؛ سپس در شرح مفصلی مقوله کهن الگو و انطباق آن با اشعار این شاعر معاصر را در سه اثر رنگ های رفته ی دنیا، سطرها در تاریکی جا عوض می کنند و پذیرفتن مدنظر قرار دادند. در نهایت یافته های پژوهش نشان داد بیشترین کارکرد و تنوع کهن الگوها در اشعار عبدالملکیان مربوط به سنخ های باستانی نقاب، سایه وآنیما است.
نقد اسطوره شناختی شعر «لوح» از شاملو بر مبنای نظریه اسطوره های مدرن ارنست کاسیرر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۷
131 - 156
حوزههای تخصصی:
شعر «لوح» یکی از سروده های شاملو است که در آن نمادهای کتابهای مقدس، همچون کنشگران سیاسی به تصویر کشیده می شود. در این مقاله، سعی شده است این شعر با کاربست نظریه اسطوره های مدرن ارنست کاسیرر تحلیل شود. نتایج تحلیل نشاندهنده این است که در «لوح»، اسطوره ها کارکردی نو دارد. شاعر در این شعر، دو نماد عیسی و موسی (علیهما السلام) را در هم می آمیزد و قهرمانی نو را خلق می کند. این قهرمان، گرایشهای مارکسیستی دارد و در پی به فرجام رساندن حرکت تاریخ و محقق ساختن جامعه آرمانی خویش است.
بررسی نوآوری در مقاله های علمی پژوهشی مرتبط با شاهنامه؛ مطالعه موردی: سال های 1386- 1390(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روند شاهنامه پژوهی از آغاز، یعنی سال 1294، تا پایان سال 1385 در چند مقاله آسیب شناسی شده است. این پژوهش ها عواملی مانند گسترش کمّی مقاله ها، دلایل فراز و فرود شاهنامه پژوهی و نقاط ضعف موضوعی، محتوایی و ساختاری مقالات را بررسی کرده اند. مطالعات یادشده، به میزان نوآوری پژوهش ها در روش تحقیق، فرضیه ها و نتایج تازه که از مهم ترین ارکان مقاله علمی است کمتر توجه کرده اند. در پژوهش حاضر، به دو شاخص اساسی مقالات علمی پژوهشی منتشرشده در فاصله سال های 1386-1390 با موضوع شاهنامه و فردوسی پرداخته شده و نوآوری در دو رکن اصلی این مقالات، یعنی مسئله و روش تحقیق، بررسی شده است. به این منظور، 210 مقاله علمی پژوهشی منتشرشده در پنج سال پایانی دهه هشتاد، براساس معیارهای علمی در نُه دسته موضوعی طبقه بندی و سپس براساس شاخص هایی، میزان نوآوری و جریان سازی آنها بررسی شده است. ازنظر کمّی، دسته موضوعی «مطالعات متنی شاهنامه»، «مقایسه تطبیقی شاهنامه با دیگر آثار» و «بررسی شخصیت های شاهنامه» نسبت به دیگر موضوعات بسامد بالاتری دارند. نتایج نشان می دهد که در مقایسه با دوره های قبل، ازنظر کیفی، نقص های موضوعی و روش شناختی در مقاله های این دوره زمانی کاهش یافته و دیدگاه های تازه و نگرش های جدیدی در شاهنامه پژوهی پدیدار شده است. در دسته موضوعی «مطالعات متنی شاهنامه»، به دلایل مختلفی نظیر انتشار متن منقح شاهنامه، تمرکز بیشتر بر نظریات ادبی و مطالعات تطبیقی و بینامتنی، مقالاتی منتشر شده که گاه جریان ساز شده اند.
بررسی در زمانی فرآیندهای حذف واجی در گونه های زبانی استان کرمان: رویکرد واج شناسی زایشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
113 - 144
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی درزمانی فرآیندهای حذف واجی در دوازده گونه زبانی استان کرمان شامل بافت، بردسیر، بم، رابر، رفسنجان، زرند، سیرجان، شهربابک، کرمان، گلباف، گوغر و رودبار جنوبی در چارچوب واج شناسی زایشی می پردازد. با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد درزمانی-مقایسه ای، داده ها از منابع تاریخی متون فارسی میانه و نمونه های میدانی گردآوری و بر اساس اصول واج شناسی زایشی تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد فرآیند حذف واجی در این گونه ها پدیده ای غیرتصادفی و تابع قواعد واجی نظام مند بوده که عمدتاً در محیط های آوایی مشخص رخ می دهد. حذف همخوان پایانی به ویژه در جایگاه پساواکه ای به عنوان پربسامدترین الگو شناسایی شد. همچنین حذف در خوشه های همخوانی پایانی و آغازی از الگوهای قابل پیش بینی پیروی می کند. نتایج مؤید تعامل نظام مند میان حذف و سایر فرآیندهای واجی بوده و ظرفیت تبیینی چارچوب زایشی در تحلیل تحولات واجی این گونه ها را تأیید می نماید. این مطالعه با پرکردن خلأ پژوهشی موجود، نقش کانونی محدودیت های واج آرایی را در تحول تاریخی نظام آوایی این گونه ها برجسته می سازد.
ارتباط شاهدبازی در اشعار شاعران برجسته فارسی زبان با عشق مجازی در رساله ضیافت افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
139 - 168
حوزههای تخصصی:
شاهدبازی در اشعار شاعران ایران از دیرباز محل بحث بوده است و به عبارتی برداشت های متفاوت از عشق مرد به مرد باعث شده است تا گاهی ریشه یابی فکری و فلسفی آن نادیده گرفته شود. در این پژوهش به شیوه تحلیلی تطبیقی، ارتباط میان دو مفهوم «شاهدبازی» در اشعار شاعران و «عشق مجازی» در رساله ضیافت افلاطون بررسی شده است. در ابتدا با استفاده از روش تحلیل مضمون و بررسی رساله ضیافت افلاطون، به ده مضمون اصلی در ارتباط با دو مضمون محوری یعنی «عشق زمینی» و «عشق آسمانی» دست یافته شد که با توجه به هدف پژوهش، به بررسی پنج مفهوم اصلی عشق آسمانی که عبارتند از: «فداکاری و ارزشمند بودن»، «مقصود، رشد دانش»، «زیباگرایی بدون هوس»، «پیر و جوان بودن عاشق و معشوق» و «مردانه بودن» پرداخته شد و سپس با ارتباط دهی این مفاهیم به اشعار شاعرانی که در زمینه عشق مرد به مرد اشعاری سروده بودند، توانستیم مشابهت هایی پیدا کنیم و به این نتیجه دست یابیم مفاهیم برآمده از اشعار شاعران که در راستای عشق آسمانی با رویکرد عرفانی بودند، در راستای همان مفاهیم اصلی مستخرج از رساله ضیافت افلاطون است.
Heteropoesia: Basil Bunting’s Translation of Obayd Zākānī’s Mush-o Gorbeh(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
30 - 50
حوزههای تخصصی:
This article studies the role of ‘selving’ and creative interpretation in literary translation. Specifically, it analyzes one of Basil Bunting’s successful translations of Obayd Zākānī’s Mush-o Gorbeh, a picturesque and catchy poem in rhyme and rhythm, laden with animal characters, which was considered to be both a masterpiece of children’s literature and a very important political satire. Bunting, a translator of Persian classical poems into English, had both political and poetic missions as a spy and an up-and-coming poet. This study turns to the theories of translation by Steiner, Benjamin, and Bassnett, among others, to show the challenges of translating Persian poetry. Through an in-depth analysis of this translated work in dialogue with Bunting’s other works, this manuscript shows how the two missions sometimes overlapped. Ultimately, however, it is argued that literary translation functions as an aesthetic ‘other’ place where the translator can act as a cultural double agent, working to the advantage of both cultures.
تحلیل و بررسی عنصر سواد عاطفی در شخصیت «جلال آریان» در شماری از داستان های پلیسی اسماعیل فصیح براساس الگوی گلمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
116 - 159
حوزههای تخصصی:
سواد عاطفی یا هوش هیجانی از نیازهای ضروری زندگی بشر برای بهبود روابط اجتماعی و دوری از برخی آسیب های حیطه رفتار و کاهش زمینه جرم در جامعه است. سواد عاطفی، آگاهی از هیجانات و چگونگی اثرگذاری آن در مدیریت روابط فردی و اجتماعی است تا فرد به درستی بیندیشد، تشخیص دهد و به بهترین حالت، عواطف و احساسات را دریافت کند و انتقال دهد. هرچند این موضوع بیشتر مربوط به حوزه های روان شناسی و تربیتی است، اما می توان نقش آن را در ادبیات پلیسی نیز بررسی کرد. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا و بررسی مقایسه ای و تطبیقی و استمداد از منابع کتابخانه ای به بررسی عنصر سواد عاطفی در زندگی «جلال آریان» شخصیت اول رمان های اسماعیل فصیح پرداخته شده و این شخصیت در پنج داستان فصیح ازجمله: «شراب خام»، «فرار فروهر»، «شهباز و جغدان»، «گردابی چنین هایل» و «درد سیاوش» تحلیل و بررسی شده است. براساس نتایج، جلال آریان به دلیل داشتن پیوند قوی بین دو حلقه شناخت و عواطف هیجانی خود توانسته است از تمام عوامل پنج گانه سواد عاطفی (الگوی گلمن) برای گره گشایی از معماهای جنایی فصیح بهره ببرد. دستاورد پژوهش آن است که فصیح از میان این عوامل، بیش از همه به یکدلی و مدیریت روابط، سپس مهارت های اجتماعی،خودآگاهی، کنترل عاطفی و کم تر از سایرین به خودانگیختگی توجه داشته است. او با هنر سواد عاطفی نه تنها پی رنگ داستان هایش را تقویت کرده، بلکه آن ها را جذاب تر و دلپسندتر نیز کرده است.
تعریف ادبیات الکترونیک و پیشنهاد یک اصطلاح(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
160 - 193
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تلاش دارد در مفهوم اصطلاح نوظهوری که در مجامع فارسی زبان، با عنوان ادبیات الکترونیک/دیجیتال شناخته می شود، کاوش کند و با مرور برخی ویژگی های بنیادین آن، مانند «تعاملی بودن»، «چندرسانگی»، «وابستگی به محاسبات رایانشی» و «سخت پیمایی و غیرخطی بودن»، شناختی ملموس از آن به دست دهد. در دهه های اخیر، به دلیل چارچوب های نظریِ در حال تحول، تعریف ادبیات الکترونیک فرایندی پیچیده بوده است. مقاله حاضر سعی دارد با طرح ریزی پنج دوره «مفاهیم اولیه و ظهور فرامتن (نیمه نخست 1990 2000)»، «سخت پیمایی آرسِت و توجه به نقش تعامل (نیمه دوم 1990 2000)»، «کرشنباوم و مادیت متن الکترونیکی، هایلز و امر ادبی (2000 2010)»، «برجسته شدن روایت گری تعاملی و بازی مانندی (2010 تاکنون)» و «چالش تعریف در دوران هوش مصنوعی» نگاهی تاریخی به تلاش محققان برجسته این حوزه داشته باشد و درنهایت تعریفی روشن گر از ادبیات الکترونیک ارائه دهد. از طرف دیگر، مقاله حاضر، در ترجمه اصطلاح «electronic literature»، با ذکر دلایل مختلفی ازجمله «کژتابی اصطلاح ادبیاتِ الکترونیک»، واژه «کُدَبیات» را به جای ترجمه تحت اللفظی «ادبیات الکترونیک» پیش نهاد می دهد.
دو نظام تکیه ای و ساخت وزنی متفاوت در زبان فارسی: پدیده ای ناشی از دوزبان گونگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۴ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
51 - 73
حوزههای تخصصی:
در این مقاله از وجود پیوستاری از دوزبان گونگی در زبان فارسی ایران سخن گفته ایم که در منتها الیه یک سمت آن فارسی شمرده ادبی (یا شعری) و در سوی دیگرش فارسی گفتاری قرار دارد. سپس بحث کرده ایم که گونه ادبی فارسی در مقام فراگونه، و گونه گفتاری در مقام فروگونه، دارای نظام های تکیه ای متفاوتی هستند، و بی توجهی به این تفاوت و یا خلط آنها با هم در پژوهش های آواشناسان و واج شناسان باعث بروز توصیف های متناقضی از نظام تکیه فارسی شده است. این مقاله مشتمل بر سه بخش است. در بخش نخست از مشابهت های کلی تکیه در دو گونه فارسی گفتاری و فارسی ادبی از حیث محل تکیه اصلی، تکیه زیروبمی و موارد خلاف قاعده سخن گفته ایم؛ در بخش دوم براساس مدل رده شناسی متیو گوردون (2016) تفاوت های رده شناختی این دو نظام تکیه ای را شرح داده ایم و به این نتیجه رسیده ایم که کلمات گونه گفتاری فارسی به رده نظام های غیرحساس به کمّیت با تکیه ثابت پایانی تعلق دارد، اما کلمات گونه ادبی فارسی متعلق به رده نظام های دارای تکیه اصلی ثابت پایانی و تکیه های ثانوی نامقید و حساس به کمّیت است. و بالاخره در بخش سوم پس از توضیح مختصری درباره مؤلفه های وزنی کلمات فارسی براساس آراءِ هیز (1981) کوشیده ایم تا در چهارچوب نظریه تکیه وزنی بروس هیز (1995) توصیفی از ساختمان وزنی کلمات فارسی در هر دو گونه این زبان به دست دهیم. در این بخش بحث کرده ایم که کلمات فارسی گفتاری فاقد پایه های دوتایی و تکیه های ثانوی هستند و هر کلمه واجی خود یک پایه مستقل محسوب می شود، اما کلمات فارسی گونه ادبی دارای ریتم آیمبی، پایه های دوتاییِ ناهم دیرش و تکرارشونده و حساس به کمّیت و راست گرا هستند.
نویافته هایی مغفول از نزاری قهستانی، ناصر بجه ای شیرازی و جلال الدین عتیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
85 - 97
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی اشعاری نویافته از نزاری قهستانی، ناصر بجه ای شیرازی و جلال الدین عتیقی را که از آنها غفلت شده است، تحلیل کند؛ نخست: غزلی از نزاری قهستانی: نزاری قهستانی غزل سرای زبردست سده هفتم و ربع اول سده هشتم هجری است که از او دیوان شعری به جا مانده است. این دیوان به کوشش مظاهر مصفا تصحیح و به چاپ رسیده است. تصحیح مصفا بر مبنای نُه نسخه خطی و مقابله با رساله ماشین شده رضا مجتهدزاده صورت گرفته است. در جُنگ انیس الخلوه، پنج غزل از نزاری آمده است که یکی از این غزل ها در دیوان چاپی او پیدا نشد. دوم: یک غزل و رباعی از ناصر بجه ای شیرازی: ناصر بجه ای شیرازی شاعر سده هفتم و ربع اول سده هشتم و معاصر با سعدی است. از این ناصر دیوانچه ای به تصحیح محمود مدبری منتشر شده است. میلاد عظیمی نیز غزل هایی را از او گردآوری کرده است. از ناصر غزلی در جنگ انیس الخلوه ذکر شده که در هیچ کدام از این گردآوری ها وجود ندارد. همچنین یک رباعی نویافته از او در جنگ خطی کتابخانه ملک به شماره 5319 وجود دارد که در هیچ کدام از گردآوری ها نیامده است. سوم: سه غزل از جلال الدین عتیقی: جلال الدین عتیقی شاعر سده هفتم و هشتم هجری است. دیوان اشعار او به صورت چاپ عکسی از روی نسخه خطی کتابخانه فاتح ترکیه به طبع رسیده است. هجده غزل از عتیقی در جنگ شعری مونس العشاق ذکر شده که دو غزل از آنها نویافته هستند. همچنین یک غزل نویافته نیز در سفینه انیس الخلوه به نام عتیقی آمده است.
ثبت تاریخ سرایش شعر توسط شاعر و نقش آن در تاویل و تفسیر شعر (بررسی در اشعار معاصر فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوامل متعددی بر تأویل و تفسیر یک شعر موثر است. هر اثر ادبی، می تواند امکانات معنایی خاصی در دل خود داشته باشد که به تأویل بهتر آن اثر کمک کند. ذکر زمان سرایش یک شعر که توسط شاعر ارائه می شود از امکانات پیرامتنی است که به تفسیر شعر کمک می کند. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است؛ ابتدا به مسئله ی تفسیر شعر توسط خود شاعر و ذکر زمان سروده شدن به عنوان عاملی برای این نوع تفسیر خودنوشت پرداخته شده و ضمن بررسی اشعار برخی از شاعران مطرح معاصر ایران، نحوه ی تاثیرگذاری ذکر زمان توسط شاعر بر تفسیر شعر به پنج دسته، تقسیم شده است: ذکر زمان در خدمت نقد جامعه شناختی اثر، ذکر زمان در خدمت نقد روان شناسانه ی اثر، ذکر زمان در خدمت شناخت تکامل شعری شاعر به کمک نقد تکوینی، ذکر زمان در خدمت گفتمان عصر سرودن شعر، ذکر زمان در خدمت نقد تصاویر و استعارات فصلی در شعر. در بررسی این دسته بندی ها؛ شواهدی از اشعار شاعران معاصر برای هر یک از پنج دسته، بیان شده و سپس به تحلیل آن ها پرداخته شده است. ذکر تاریخ سرایش در هر یک از این پنج دسته؛ زمینه های اجتماعی، روان شناختی، سیاسی و زیبایی شناختی شعر را نمایان کرده و بررسی، تحلیل وتأویل شعر را به جهت نقد دقیق تر آن، تسهیل می کند.
مقایسه رویکردهای شرح نویسی بر گلستان سعدی (بر اساس پنج شرح مشهور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
98-117
حوزههای تخصصی:
گلستان سعدی، یکی از برجسته ترین آثار نثر فارسی است که از دیرباز مورد توجه بوده و شرح های گوناگونی بر آن نوشته شده است. حوزه تحقیق این مقاله پنج شرح از عبدالعظیم قریب، محمدجواد مشکور، محمد خزائلی، خلیل خطیب رهبر وغلامحسین یوسفی است. علت انتخاب این شرح ها تخصص مؤلفان، بازه زمانی و اشتهار آنها است. شناسایی شیوه و تفاوت کار شارحان در مواجهه با متن گلستان هدف اصلی این مقاله است. نویسندگان مقاله کوشیده اند تا این شیوه ها را در قالب رویکردهایی طبقه بندی کنند و ذیل هر رویکرد کیفیت کار هر شارح را به روش توصیفی تحلیلی بیان نمایند. در راستای مستند کردن یافته ها به طور نمونه نتایج مطالعه آماری فراوانی هر رویکرد در شیوه کار هر شارح در باب چهارم و ده حکایت نخست باب پنجم گلستان آورده شده تا امکان مقایسه و ارزیابی آثار فراهم شود. از کنار هم نهادن دست آوردها این نتیجه حاصل می شود که شرح نویسی بر گلستان در سده اخیر بیش از هرچیز تحت تأثیر گفتمان های غالب و ضرورت های زمانی مثل نهضت های علمی و رویکردهای اجتماعی، نیاز مخاطبان و جامعه هدف اعم از متخصصان، دانشگاهیان و عامه مردم و زمینه مطالعاتی و علاقه مندی شارحان بوده است. شارحان به مرور زمان، جنبه های پژوهشی جدیدی را به کار خود افزوده و با رویکردهایی نو یا تکامل یافته تر با متن برخورد کرده اند.
Necropoetics and the Art of Death in Sinan Antoon’s The Corpse Washer(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
369 - 395
حوزههای تخصصی:
The Corpse Washer (2013) by Sinan Antoon explores the intersections of resistance, memory, and mortality in post-invasion Iraq from the perspective of Jawad, an artist who has become a corpse washer. In contrast to prior research that has examined the novel through trauma theory, existentialism, and postcolonial critique, this paper introduces necropoetics, a theoretical framework that connects Achille Mbembe's necropolitics (the power to orchestrate death) with literary aesthetics, to investigate how Antoon stylizes death as both a political act and a narrative story. The novel transforms Jawad’s grim vocation into a site of artistic defiance against the erasure of Iraqi lives by emphasizing the ritualized labor of washing corpses. This study contends that necropoetics, as a lens, demonstrates how Antoon’s prose resists the commodification of war trauma, instead portraying death as a subversive, intimate practice that challenges state-sanctioned violence and historical amnesia. The Corpse Washer is not merely a chronicle of loss; it is also a literary act of preservation and dissent, as a result of this approach.
بررسی و تحلیل نظام هندسیِ حاکم بر ساختار غزل حافظ (براساس رویکرد جامعه شناسیِ دیالکتیکی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
45 - 66
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی دیالکتیکیِ ادبیات را میتوان رویکردی تاریخی و کارکردگرا تلقی کرد که به دنبال اثبات تاثیر رخدادهای اجتماعی و طبقاتی جامعه بر ساختار آثار ادبی برجسته است. این رویکرد کل نگر و تعادل گراست به این معناکه نه متن ادبی را اصل میداند و نه تاریخ اجتماعی و طبقاتی را؛ بلکه به دنبال نشاندادن دیالکتیک این دو برهم است. با کاربست جامعه شناسی دیالکتیکِ تاریخی، میتوان غزلهای حافظ را یک سند تاریخی دانست و گفت که ساختار گسسته نمای غزلهای حافظ حاصل پریشانی طبقاتی دوران شاعر است. طنز حافظ نیز محصول بن بست های سیاسی، مطلق گرایی همچنین مطالبه مردم است؛ به این معنا که در جوامع استبداد زده استفاده از طنز رواج بیشتری پیدا میکند. همچنین صورخیال غزل حافظ – تشبیه عکس، بدل بلاغی، استعاره، تناقض نمایی و ...- نیز نتیجه جابجایی و تحریف ارزش های اجتماعی و طبقاتی است. تلقیق غزل عاشقانه و عارفانه، ایهام، ابهام در غزل حافظ نیز به ریاکاری و نقاق گسترده و عمومی برمیگردد. جفت های متقابل در ساختار غزلها نیز نشان دهنده خصومت، ستیز و ناسازگاریهای آشکار طبقاتی و اجتماعی است. در این مقاله با روش نظری و بررسی کیفی، تاثیر جامعه و ساختارهای هنری، ادبی حافظ، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
Xenophobia in Media: Reconstruction of Subjectivity in Iqbal Al-Qazwini’s Zubaida’s Window(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study argues the relationship between the media’s power and the reconstruction of subjectivity in Zubaida’s Window, a novel by Iqbal Al-Qazwini. It is a description of the tortured psyche of the exiled woman and her attempts to reconstruct her displaced subjectivity among different versions of media’s Baudrillardian simulacra and to distinguish reality from unreality. Media’s depictions of death and war’s destruction can generate xenophobia among natives who may blame immigrants for their social problems and disturbing spatial harmony. Qazwini re-emphasizes that xenophobia can destroy an immigrant’s self-perception and trigger the preference for death. Moreover, the hyperreal versions of truth and ignoring the subaltern’s voice and revelation affect an immigrant’s mentality negatively and persuade her/him to prefer loneliness and death to have social interactions. This article focuses on the significance of media in the reconstruction of subjectivity, intensification of anti-immigration views, and the dark sides of modern war based on the interrelated theories of David Miller and Derek Gregory. Considering the issues of compulsory displacement and territoriality, Miller focuses on the ethical/political dimensions, while Gregory examines the causes of armed conflicts and geopolitical factors. By applying such an interdisciplinary approach, the researchers investigate Zubaida’s mental downfall, her failure in the reconstruction of subjectivity, and her inability to reconcile different self-images. This article examines her ceaseless effort to reverse the colonial power of media by adhering to her homeland’s memories, or watching her country’s news through TV’s representation, or ignoring spatial interactions, and lack of interest in self-renovation.
بررسی زبان، تصویر و عاطفه در شعر رودکی سمرقندی
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۶
120 - 151
حوزههای تخصصی:
رودکی سمرقندی از پیشگامان شعر فارسی و سبک خراسانی به شمار می رود. شیوه سرایش شعر رودکی، مبتنی بر سادگی معنی و روانی لفظ است. تز و بنیاد اصلی شعر سبک خراسانی و به طور مشخص، رودکی، بر بیانِ مفهوم در ساده ترین صورت زبانی ممکن و خالی از هر گونه تعقید و پیچیدگی استوار است. هدف اصلی پژوهش، مطالعه و بررسی کمیت و کیفیت کاربست و به کار گیری سه عنصر زبان، تصویر و عاطفه در کلام این سراینده است. روش تحقیق، توصیفی – تحلیلی است که البته در بحث تصاویر شاعرانه، بسامد کمی اشعار نیز مورد آگاهی و توجه قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که یکی از خصوصیات زبانی شعر رودکی که آن را به زبان مردم نزدیک می سازد، کوتاهی جملات است . جمله ها، از منظر نحوی ، کوتاه هستند و انتقال از دال به مدلول برای خواننده و مخاطب شعر، به سهولت انجام می پذیرد. به لحاظ کاربرد صور خیال و ایماژ، شگرد «تشبیه » با ۱۸۸مرتبه استفاده، بیشترین مورد بهره گیری (۵۲ درصد از حجم نمودار) و به تبع بالاترین نقش را در آفرینش تصویرهای پدر شعر فارسی دارد و از پس ِ آن شگردهای «کنایه » با ۹۶ بار بهره گیری (۲۶ درصد) و «استعاره مصرّحه» با ۴۶ مرتبه استفاده (۱۳ درصد) در رتبه های بعدی قرار می گیرند. همچنین مشخص گردید که بُن مایه عاطفه نیز در سروده های استاد سمرقندی، به دو شیوه فردی(احوال عاشق و معشوق) و اجتماعی(توصیف و مدح) نمود پیدا کرده است.