فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
ارداویرافنامه از مکتوبات مهم فارسی میانه کهن زرتشتی است. بنظر می رسد این متن دینی متعلق به قرن ششم میلادی و زمان حکومت خسرو انوشیروان ساسانی (531-579م) بوده است که با هدف انتظام بخشی به ناهنجاری های اجتماعی و گناهان مذهبی نگاشته شده است. این متن، شرح سیر و سلوک شهودی موبدی بنام ویراف است که در معراج روحانی خود از احوال مردمان درگذشته باخبر شده و مجازاتها و پاداشهای آنان را مشاهده نموده است. در واقع فهم این متن گویای دغدغه متولیان امور دینی در باب معضلات اجتماعی و اعتقادی عصر ساسانی و نیاز جامعه به یاداوری مفاهیم اخلاقی و دینی است. جستار حاضر بر اساس رویکرد توصیفی تحلیلی و با تکیه بر ترجمه های موجود از منابع فارسی میانه کهن زرتشتی بر آن است تا جایگاه زنان سوگوار را به استناد متن پهلوی ارداویرافنامه مورد واکاوی قرار دهد و در پی پاسخ گویی به این پرسش است که دیدگاه متن ارداویرافنامه نسبت به زنان سوگوار چه بوده و متاثر از چه عواملی است؟ واکاوی متن، تصویر قابل تاملی از جایگاه زنان در سوگواری ها را ترسیم نموده است. بر اساس یافته های پژوهش، ارداویرافنامه را می توان عینی ترین مستند دینی زرتشتی دانست که با طرح دیدگاهی جنسیتی، زنان را عنصر اصلی برپایی مراسم سوگ دانسته و در قالب طرح مجازاتهای سهمگین نسبت به این مساله هشدار داده است.
تجزیه ساختاری آیین های مذهبی استان بوشهر (با تکیه بر آیین های محرم، حج و رمضان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
1 - 41
حوزههای تخصصی:
آیین ها بازتاب دهنده فرهنگ هر قوم، ملت و جامعه هستند. استان بوشهر نیز آیین هایی دارد که بازگوکننده فرهنگ و هویت مردم این دیار است. در این تحقیق به تجزیه ساختاری آیین های مذهبی استان بوشهر با تکیه بر آیین های ماه محرم و صفر، حج و رمضان پرداخته می شود. اهمیت و ضرورت آن، معرفی و شناساندن این آیین ها و هدف آن بررسی و تحلیل، یافتن محتوای این اعمال، شناخت الگو و ساختار مشترک آن هاست. آیین های مورد مطالعه این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و براساس تجزیه ساختاری بررسی می شود. نتایج نشان می دهد همراهان، مکان، موسیقی، عنصر کلامی، قربانی و تغذیه متبرک، عناصر اصلی و گیاه، آب و آتش عناصر متغیر در آیین های مورد مطالعه هستند. این آیین ها از نظر ساختار از الگوهایی محدود تبعیت می کنند؛ الگوی شر کُنش رفع شر احتمالی در آیین صفر به در، الگوی نیاز کُنش رفع نیاز در دُم دُم سحری، الگوی طلب کُنش رفع طلب در شوالغوث و در سایر آیین ها الگوی نیاز، طلب، بزرگداشت کُنش نشانه های دیداری رفع نیاز و طلب دیده می شود.
The Birth of Subversive Reader: A Deconstructive Reading of Shazdeh Ehtejab(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
100 - 111
حوزههای تخصصی:
Hooshang Golshiri’s Shazdeh Ehtejab, as a very influential novel in the Iranian history of novel writing, has drawn attentions from plethora of critics with different approaches and attitudes. The present article draws on the ideas and concepts introduced by deconstructive theoreticians to investigate the nuances and delicate contradictions the novel offers about the nature of power relations. The article mainly centers around the opposition between the binary of author/reader, how it is reversed or subverted in the novel, and the way it is extended to the novels’ involvement with power relations which may be representative of the general social and power structure of particular historical era in Iran. To avoid the major critique against deconstruction's abstract armchair theorizing, the present article would also draw upon some of the well-known ideas and concepts used by famous writers in power relation namely Louis Althusser and Foucault to move the analysis beyond the text to the social sphere.
معرفی و تصحیح چهارده شعر نویافته از عیاضی سرخسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عیاضی سرخسی از شاعران گمنام سده پنجم هجری است که با وجود توانایی اش در شاعری، تاکنون تحقیقات محدودی درباره او انجام شده و ابیات پراکنده اش از نظر پژوهشگران مغفول مانده است. پیش از این، مدبری در شاعران بی دیوان، 42 بیت از عیاضی را از منابع گوناگون عمدتاً متأخر استخراج کرده و در تحقیقات دیگر، ابیاتی جدید به نام همین شاعر معرفی شده است؛ هرچند از میان ابیات یافت شده، تنها معدودی به نسخه های قبل از قرن هفتم متعلق بوده است. در این پژوهش، با استناد به نسخه شماره 64 کتابخانه محمد عارف ترکیه مورخ 687-688، 14 غزل و تغزل نویافته و 17 بیت پراکنده شامل 145 بیت از این شاعر معرفی و ذکر شده است. همچنین به روش تحلیل محتوا، برخی از ویژگی های غزل او بیان شده است. نتایج نشان می دهد که عیاضی سرخسی از شاعران تأثیرگذار در سیر غزل قرن پنجم بوده و نوع تصویرسازی او بر تحولات غزل در این قرن تأثیر گذاشته است. همچنین او از اشعار رودکی، فرخی و عنصری تأثیر پذیرفته و در تشخص یافتن تغزل جایگاهی مؤثر داشته است. همچنین براساس اطلاعات موجود، به نظر می رسد عیاضی در اوایل قرن پنجم متولد شده است و نشانه های حیات او تا آغاز ربع چهارم این سده وجود دارد.
بررسی شیوه های تعالی بخشی شعر در تضمین های حافظ از دیگران بر اساس دیدگاه تی. اس. الیوت نسبت به تقلید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
55 - 76
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر، با دستمایه قراردادن تعریف تی. اس. الیوت (۱۹۲۰) از شعرای بزرگ، سیری اجمالی در دیوان حافظ داشته و برخی به عاریت گرفتن های او از شاعران و سخنوران هم عصر و گذشته اش را بررسی کرده ایم. این مطالعه در پی پاسخ به این پرسش است که با توجه به نحوه استقبال حافظ از دیگر شعرا، جایگاه او در تقسیم بندی شعرا از نظر الیوت به چه صورت است و از چه تکنیک هایی برای تعالی اشعارش استفاده می کند. حافظ با آثار بزرگان شعر فارسی آشنا بوده و توانسته مواردی از آنها را برای بیان حالات و مضامین شعری خود به بهترین نحو وام بگیرد؛ ولی در هیچ یک از تضمین هایش، همچنان که از برداشت برخی ابیات عاریتی حافظ از سنایی، انوری، خاقانی، ظهیر فاریابی، نظامی، عطار، کمال الدین اسماعیل اصفهانی و عراقی و تطبیق آنها با ابیات حافظ برمی آید، رنگ وبوی تقلید دیده نمی شود، بلکه در تایید گفته تی. اس. الیوت، وی توانسته از گفته های دیگران فراتر برود و آنها را متعالی سازد. او با درآمیختن و واردکردن معانی متعدد در کنار معنای گرفته شده، تغییر صور خیال و درآمیختن تلمیح و تضمین با آنها ابیات عاریتی را تعالی می بخشد و در جایگاه شاعری بزرگ قرار می گیرد. مطالعه حاضر از حیث توجه به تعریف یک منتقد از معیار سنجش هنر شاعر بزرگ، با مطالعاتی که فقط به اقتباس های حافظ از پیشینیانش پرداخته اند، متفاوت است و بر جنبه های برتر شعر حافظ تأکید می کند.
مسوده ناقص تذکره ای نویافته از قرن دهم هجری (مقایسهل تطبیقی آن با لطایف نامه فخری هروی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
37 - 54
حوزههای تخصصی:
باوجود شناسایی بیش از 500 تذکره شاعران که هرکدام بخشی از موجودیت تاریخ ادبیات فارسی را تشکیل داده اند؛ اما باز هم تذکره های ناشناخته دیگری در گوشه وکنار کتابخانه ها به شکل نسخه خطی مغفول مانده که یکی از آنها در ضمن مجموعه شماره 15492 کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی محفوظ است. از این تذکره نویافته فقط 15 صفحه باقی مانده و محتوای آن شامل معرفی 48 شاعر از میر سربرهنه تا لطفی ثانی است و باوجود اینکه مشخصات مؤلف و تاریخ تألیف آن معلوم نیست؛ اما طبق محدوده زمانی شاعران آن، به احتمال قوی در نیمه دوم قرن دهم هجری نوشته شده است. این تذکره از لطایف نامه فخری هروی به شدت تأثیر پذیرفته، به همین دلیل متن آن با لطایف نامه مقایسه و معلوم شد که مؤلف تذکره یا برخی از مطالب لطایف نامه اعم از جملات منثور و ابیات شعری را در تذکره خود حذف کرده یا ساختار لغوی و نحوی لطایف نامه را تغییر داده یا اینکه متن نثر او نسبت به لطایف نامه افتادگی های مخلّ معنایی دارد؛ اما در عوض، مؤلف گاه چند سرگذشت کامل و گاه یک یا چندین جمله و چند بیت را به تذکره خود افزوده که همگی تازگی دارد؛ البته برخی از ضبط های اعلام تاریخی و جغرافیایی و نمونه های شعری این تذکره، مشکوک و اشتباه است یا بیت یک شاعر به شاعری همنام منسوب شده، اما با استفاده از لطایف نامه می توان آنها را اصلاح کرد.
نمودهایی از فرهنگ عامه آذربایجان در شعر نظامی گنجوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ عامه انعکاسی است از اندیشه و ذوق طبقات اجتماعی مختلف که به مرور زمان و براساس تجربه شکل گرفته است. این فرهنگ و نمودهای مختلف آن با توجه به قدرت اقناع کنندگی و گاه ویژگی های ادبی، به مرور از کلام مردم عادی فراتر می رود و با ورود به سپهر ادبی شاعران، گاه موجب ابهام در شعر آن ها می شود. بررسی فرهنگ عامیانه در شعر شاعران، می تواند دریچه ای برای شناخت یکی از آبشخورهای فکری آن ها و درک هرچه بهتر اندیشه ها و تخیلاتشان باشد. نظامی مانند بسیاری دیگر از شاعران بزرگ ادب فارسی در آثارش از ضرب المثل های فراوانی که حاصل آشنایی با فرهنگ های مختلف است، سود برده است. علاوه بر ضرب المثل های فارسی، نمودهای ادبیات عامه منطقه آذربایجان نیز در شعر وی قابل مشاهده است. آگاهی از ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه رایج در منطقه مذکور، می تواند مخاطب را در درک بهتر شعر نظامی یاری کند. در مقاله حاضر تعدادی از ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه در شعر نظامی را بازکاوی کرده و کوشیده ایم به کمک آن ها توضیح گویاتری از بیت هایی که مشتمل بر این ضرب المثل ها و اصطلاحات هستند، ارائه دهیم. نکته دیگر اینکه براساس یافته های نوشته پیش رو، می توان گفت برخی از ضرب المثل هایی که در منابع مختلف به نام نظامی ثبت شده، صرفاً حاصل خلاقیت او نبوده و از محیط زندگی وی وام گرفته شده است.
Translations of Portfolio: A Genetic Reading of Ralph Waldo Emerson’s “Song of Seid Nimetollah of Kuhistan”(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
60 - 71
حوزههای تخصصی:
This article looks at Ralph Waldo Emerson’s translation of a poem by Shah Nimatullah Wali, “Song of Seid Nimetollah of Kuhistan,” and through a genetic reading of its avant-texts demonstrates, firstly, how despite its pretense to faithfulness, the translation is affected by Emerson’s prior knowledge of the original culture. It will also demonstrate how the translation provides Emerson with a space to express his concerns in disguise of a translator. That is to say, through conscious and unconscious manipulation of the original text and introduction of the translation as an emblem of the foreign culture, Emerson affirms and naturalizes his own ideological position. This article also attempts to demonstrate how through the translation Emerson is identifying with the speaker, “leaving” his identity, and temporarily experiencing the moment of trance a dervish describes. In order to achieve these, this article benefits from Lawrence Venuti’s “hermeneutic model of translation” and Branka Arsic’s idea of “leaving.”
تحلیل صورخیال در منتخبی از اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۰)
1 - 26
حوزههای تخصصی:
تشبیه، استعاره، کنایه و اغراق ازجمله عناصر بلاغی هستند که در اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی کاربرد فراوان دارد و در این پژوهش با توجه به اهمیت موضوع در تحلیل و شناخت اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی، به بررسی و تحلیل آنها پرداخته شده است. پژوهش حاضر برپایه مطالعات کتابخانه ای میدانی و به روش تحلیل محتوای کیفی و مصاحبه های ساختاریافته انجام شده است. پس از بررسی و تحلیل ویژگی های بلاغی در منتخبی از اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی می شود گفت عنصر تشبیه (حسی به حسی) بیشترین کاربرد را دارد و جنگجویان را ازنظر قدرت بدنی و توان جنگاوری به شیر، پلنگ، گرگ و رستم تشبیه کرده اند. مشبه به ها از محیط کوهستانی، زندگی دامداری، حیوانات و پرندگان محل زندگی شان گرفته شده است. استعاره یکی دیگر از آرایه هایی است که در اشعار بررسی شده برای نشان دادن هنر جنگاوری جنگجویان و خلاصه کردن و ساده سازی مفاهیم رزمی به کاررفته است. در اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی، شیر، پلنگ و مارهای برهنه استعاره از جنگجویان و یا جنگجوی ایل است. کاربرد عنصر کنایه در این اشعار به نوعی کیفیت جنگجو و آماده بودن آنها انجام جنگ های بیشتر و عزاداربودن اشخاص را نشان می دهد. در توصیف قهرمانان قومی و برای نشان دادن شکوه و هیبت جنگاوری آنان اغراق کرده اند.
تحلیل تجربه های عرفانی ازدیدگاه اقبال لاهوری و تاثیرآن بر اندیشه های کلامی او
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۶
69 - 92
حوزههای تخصصی:
اقبال با واکاوی سیر تاریخی اندیشه های دینی در پی ره یافتی جدید از نظام معرفتی دین برآمد و درصدد بود که با ایجاد یک اندیشه منسجم فلسفی آرای خود را با تمامی جوانب حیات فردی و اجتماعی انسان ها پیوند بدهد. او از منظر تجربه دینی به حیات دینی می نگریست و با تعمّق در آیات قرآن و بهره گرفتن از تجربیّات آفاقی و انفسی، جهت نیل به تجربیّات عرفانی و دست یابی به «خود» برتر، به دنبال ارائه نوعی تبیین فوق طبیعی از دین برآمد و ضمن بررسی فلسفه دین، با نوعی الهیات طبیعی حاکم بر جهان که مبتنی بر عقلانیت افراطی بود، به مخالفت برخاست. او میراث کهن اسلام را می کاوید. شیوه های کلامی گذشتگان را توان رویارویی با نیازهای روز نمی دید، درنتیجه با نقبی به دنیای درون خود در پی دستیابی به حقیقت، به مقوله ای بنیادین و ضروری از دین نایل شد که عمیق ترین آن تجربه های عرفانی بود. اقبال با درنظرداشتن ترقیات اخیرعلم و معرفت بشری با روشنگری های خود در این مسیر در پی احیا و نوسازی فلسفه ی دین برآمد. نگارندگان در این پژوهش برآنند ضمن پرداختن به ماهیّت تجربه دینی- عرفانی از منظراندیشمندان غربی، با روشی توصیفی- تحلیلی مؤلفه های تجربیات عرفانی را از دیگاه اقبال لاهوری تحلیل کنند و تاثیر این مؤلفه ها را براندیشه های کلامی او مورد تحلیل و بررسی قراردهند. از نتایج این پژوهش می توان به این موارد اشاره کرد که اقبال ضمن تاثرپذیری از آرای متکلمین گذشته محدودنگری های آنان را جوابگوی نیازهای عصر نمی بیند و با انتقاد از روش آنان، مسلک عارفان را می ستاید و از طرف دیگر تکامل اجتماعی و سعادت بشری را نیازمند تعبیری روحانی از جهان می بیند.
نقد تاریخی رمان ملکان عذاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ گرایی نوین یکی از رویکردهای نقد ادبی است. در این روش، مرز میان تاریخ و ادبیات برداشته می شود تا بر اساس آن ارتباط میان متن و زمینه تاریخی آن بررسی گردد. با توجه به تأثیرات اجتماعی و تاریخی دوران های مختلف بر ادبیات، این پژوهش با استفاده از روش توصیفی _ تحلیلی از منظر نقد تاریخی، به بررسی چگونگی بازنمایی تاریخ و مسائل اجتماعی آن در رمان ملکان عذاب می پردازد.مسئله در قرائت و محمل های معنایی ممکن در این رمان است؛ پرسش های اصلی این که مصادیق واقعی و حقیقی شخصیت ها، مکان، زمان و حوادث وکنش های داستان به موضوعات واقعی وتاریخی اشاره و یا ارجاع دارد؟ به احتمال زیاد، نویسنده در این رمان، اتفاقات و شخصیت های تاریخی و تخیلی را در کنار هم قرار می دهد و به تحلیل و تبیین بافتارهای تاریخی مرتبط با فرقه بابیه و بهاییت می پردازد و در واقع بخش هایی از باورها واقدامات صاحبان این دو فرقه در صورت این داستان بازتاب یافته است. همچنین، شخصیت های رمان به منزله نمادهایی از شخصیت های تاریخی و وقایع مهم در تاریخ ایران معرفی می شوند. این پژوهش در قرائتی نو و فرضی، در پی آن است که مدلول های تاریخی و واقعی از شخصیت ها، مکان، زمان و عمل های خاص و آیینی اشخاص داستانی را ولو به صورت فرض بیابد و نشان دهد که چگونه رمان ملکان عذاب نه تنها به بازنمایی تاریخ پرداخته، بلکه به تحلیل عمیق تری از باورها، عقاید و تناقضات موجود در فرقه های بابی و بهایی نیز می پردازد. نتیجه ای که می توان از این پژوهش به دست آورد، این است که با توجه به مضامین و خصوصا باورها و اقدامات صوفیانه موجود در اثر، می توان آرا توصیف هنری فرقه باب و شخصیت های مرتبط با آن فرقه را فرض کرد. در واقع دریافتن مفاهیم موجود فرقه ای محور با استناد به قراین مختلف فرض می گردد.
الباقیات الصالحات وآثارها للفرد والمجتمع فی ضوء القرآن الکریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تناول البحث مفهوم «الباقیات الصالحات» فی التفسیر القرآنی، حیث یُطلق على الأعمال والأقوال التی تکون خالده وثابته، وتؤدّی إلى الثواب المستمر، فهی لیست مجرد أفعال عابره؛ بل أعمال ذات أثر دائم یبقى للفرد فی الدنیا والآخره. یُعبر عن الباقیات الصالحات بأنها خیر وبقاء دائم، ویشیر المصطلح إلى الأعمال الخیره التی تظل محافظه على استمراریتها رغم تقلبات الزمن، ویُفسّر بأنها عناصر تصدر عن قلب مؤمن یُعمل على مکافحه الفساد، وتؤدّی إلى نتائج روحیه وأخلاقیه عمیقه. یعتمد البحث على منهج وصفی تحلیلی، حیث تم دراسه آیات القرآن الکریم والأحادیث النبویه بطریقه نظامیه ومنهجیه، بهدف التعرف على الأمثله المختلفه للباقیات الصالحات، وتبیان طبیعتها وخصائصها. من خلال التحلیل، تبین أن العمل الصالح مرتبط ارتباطاً وثیقاً بالإیمان، فهما عنصران مکملان یُکمل أحدهما الآخر، وأن اللّه یقبل الأعمال التی ینطلق فیها الإیمان الصادق، مما یجعل العمل الصالح استثماراً فعالاً للسعاده فی الدنیا والآخره. کما أن الباقیات الصالحات تبرز کوسیله لتحقیق الثبات والاستمراریه، وتُعدّ من أهم القیم التی یُحث علیها الدین الإسلامی، لأنها تجسد مفهوم العطاء الدائم والأجر المستمر. فی النهایه، یُشیر البحث إلى أن اتباع التعالیم القرآنیه والأحادیث والأخذ بالنماذج القدوه من رسول اللّه وأهل بیته هو السبیل لتحقیق هؤلاء الباقیات، التی تُعد من الرکائز الأساسیه لنجاح الإنسان فی حیاته ومصیره.
کارکردهای انسجامی حروف ربط در اشعار قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
147 - 182
حوزههای تخصصی:
مایکل هلیدی در نظریه انسجام قائل به دو عامل انسجام واژگانی و دستوری است. عامل انسجامِ دستوری خود به زیرمجموعه هایی تقسیم می شود. در میان عوامل انسجام دستوری، بررسی حروفِ ربط ازآنجاکه مفصل و پیوند دهنده جملات است، انسجام را به طور ویژه نشان می دهد. از منظر هلیدی این حروف به چهاردسته: افزایشی، تقابلی، علّی و زمانی تقسیم می شوند. در اشعار معاصر که صورت نوشتن به روش پلکانی است، گاه حروف ربط به تنهایی در یک پله قرار می گیرد و شکل برجسته ای در میان بندها می یابد؛ گاه یک آغاز ناگهانی را در شعر رقم می زند؛ و گاه چنان در گستره شعر تکرار می شود که سبب برجستگی معنا و مفهومِ مدنظر می گردد. در این پژوهش حروف ربط در اشعار قیصر امین پور به جهت کاربرد گسترده در بین پاره جمله ها و بندها بررسی شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که قیصر امین پور با آگاهی از دستورزبان و به کارگیریِ عالمانه و متبحرانه حروف ربط توانسته است منظور خود را برجسته و نشان دار کند. این امر هم در مبحث دستوری-معنایی و هم در مبحث بلاغی مصداق دارد. همچنین بسامد انواع حروف ربط در هر یک از دفترهای شعر او نشان دهنده شمای تعریف شده ای از گفتمان شاعر در دوره های مختلف است. این نوع توجه در خصوص به کارگیری حروف ربط، به کلام و گفتمان شاعر شکلی تازه بخشیده است.
بررسی تطبیقی جواهرآلات و لباس زنان ایلامی در دیوان شاکه و خان منصور و دیوان حشمت منصوری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
145 - 178
حوزههای تخصصی:
پوشش محلی و بومی هر کشوری بخش مهمی از فرهنگ آن سرزمین را پدیدار می سازد که دارای شاخصه های ارزشمند و با قدمتی است. یکی از راه های تبیین و تشریح جایگاه لباس در فرهنگ ایرانی، بررسی بازتاب این موضوع در ادبیات، به خصوص، شعر است. در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی، انواع پوشش و جواهرآلات زنان ایلامی در شعر شاکه و خان منصور و حشمت منصوری بررسی می شود. این تحقیق نشان می دهد که شاکه و خان منصور به عنوان شاعران سنتی و حشمت منصوری به عنوان شاعر معاصر در توجه به پوشش محلی مردم ایلام، از لباس زنان، منزلت اجتماعی و شکوه زن کرد را به تصویر کشیده اند. دیدگاه حشمت منصوری در این بین وسیع تر از نگرش شاکه و خان منصور است. در میان البسه زنان کرد، «سه روه ن» با 45% در شعر شاکه و خان منصور و «ه به ر» و «که رواس» با 18% در شعر حشمت منصوری بالاترین بسامد را دار است. زیورآلات «بان سه روه نی» و «کلونگ»، هر کدام با 50% در شعر شاکه و خان منصور و گول کیف با 36% در شعر حشمت منصوری، دارای بالاترین بسامد است. جامعه آماری پژوهش، دیوان شاکه و خان منصور و دیوان حشمت منصوری و نمونه آماری، اصطلاحات مربوط به البسه و زیورآلات زنان است.
خوانشی تاریخی - اجتماعی از فیلم های داریوش مهرجویی با تأکید بر نمود مذهب و سفره در آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
83 - 98
حوزههای تخصصی:
اینکه مضامین مورد بررسی هنرمندان چطور و چگونه با زمان و فضای حاکم بر زمانه عوض می شود و سخن های حاکمچگونه بر سخن هنرمندان تأثیر می گذارند از سؤالات اصلی این نوشته است. هنرمند خودآگاه یا ناخودآگاه مضامین مورد علاقه اش را در تقابل یا در همسویی با گفتمان ها یا مضامین رایج دوران خویش مطرح می کند؛ گاهی همان مضامین را به گونه ای دیگر بازتاب می دهد و گاهی همان ها را نقد می کند و مضامینی دیگر را با چشم اندازی دیگر مطرح می کند. کارهای داریوش مهرجویی نیز خارج از این تفسیم بندی نیستند. او قبل از انقلاب در فضایی فیلم تولید کرده که نشانگر آن فضا و در عین حال منتقد آن فضاست. می توان گاو و آقای هالو و دایره مینا را نام برد که هر کدام حرف و فکر متفاوتی دارند ولی چندان اثری از مذهب و سفره در آن ها نیست. چون سخن یا سخن های حاکم بر جامعه این نوع آفرینش را تلقین می کرده اند و مهرجویی هم منتقد آن دوران بوده است. ولی بعد از انقلاب فضای فکری کشور و سخن های حاکم بر آن عوض می شود و ازآنجاکه مهرجویی کارگردانی علاقه مند به تاریخ و جامعه ایرانی است، در فیلم هایش هم فضای فکری ایران را پدیدار می کند و هم راه حل نشان می دهد. مذهب و سفره و نذری موضوعاتی هستند که هم خودآگاه، هم ناخودآگاه با اهداف و کارکردهای متفاوتی در کارهای مهرجویی ارائه داده می شوند و می توان از طریق بررسی آن ها به تحول و تغییرات روی داده در تاریخ ایران نیز پی برد.
گفتمان خشونت نمادین در برگزیده رمان های دههه ۹۰ ایران با رویکرد بوردیو
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
69 - 90
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی بازنمایی خشونت نمادین در رمان های ایرانی دهه ۱۳۹۰ می پردازد و می کوشد با تکیه بر نظریه بوردیو، سازوکارهای پنهان سلطه و بازتولید نابرابری را در این آثار آشکار کند. بر اساس چارچوب نظری بوردیو، خشونت نمادین به عنوان شکلی از سلطه نرم و نامرئی، در بستر زبان، نهادها و روابط اجتماعی بازتولید می شود و از همین رو خطرناک تر از خشونت آشکار تلقی می شود. در این پژوهش، هفت رمان شاخص دهه ۱۳۹۰ شامل من منچستریونایتد را دوست دارم (یزدانی خرّم، 1391)، تاول (افروزمنش، 1392)، لب بر تیغ (سناپور، 1393)، بیست زخم کاری (حسینی زاد، 1395)، ملکان عذاب (خسروی، 1397)، خفاش شب (گلشیری، 1399) و پس کوچه های سکوت (مؤدب پور، 1399) با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهند که خشونت نمادین در این آثار در پنج سطح اصلی بروز می یابد: خانواده، اجتماع و طبقه، زنان، زبان و روایت و نهادها. خانواده به عنوان نخستین نهاد اجتماعی، نقش محوری در درونی سازی کلیشه های جنسیتی دارد؛ در سطح اجتماعی و طبقاتی، فرودستان با طرد و تحقیر مواجه اند؛ زنان بیشترین قربانیان خشونت نمادین اند و زبان و روایت نیز ابزارهایی برای انتقال و مشروعیت بخشی به سلطه اند. افزون بر این، نهادهای آموزشی، رسانه ای و اداری در تثبیت این وضعیت، نقشی بنیادین ایفا می کنند. در عین حال، برخی رمان ها همچون تاول امکان مقاومت در برابر خشونت نمادین را نیز بازنمایی کرده اند. همچنین می توان گفت این آثار همزمان هم بازتاب دهنده سلطه و هم عرصه ای برای افشای آن به شمار می آیند.
بازتاب عرفان و دین در نمادهای دوگانه حافظ: تحلیل نشانه شناختی بر اساس مدل معنایی آگدن و ریچاردز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
215 - 261
حوزههای تخصصی:
خواجه شمس الدّین محمّد، حافظ شیرازی، در اشعار خود از نمادهای دوگانه، استفاده کرده است که در بطن خود، ترکیبی از مفاهیم عرفانی و دینی را به نمایش می گذارند. این نمادها، که به طور هم زمان به مفاهیم متضّاد و مکمل اشاره دارند، بستر مناسبی برای بیان تعارضات ظاهری و هم زیستی مفاهیم عمیق معنوی و اجتماعی فراهم می کنند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی - تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، نویسنده درصدد آن است تا با بهره گیری از مدل معنایی آگدن و ریچاردز که سه عنصر اصلی نشانه، مصداق و اندیشه را به عنوان اجزای تشکیل دهنده معنا معرّفی کند و به تحلیل دقیق این نمادهای دوگانه در اشعار حافظ بپردازد. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که حافظ نه تنها تضّادهای ظاهری میان دین و عرفان را به تصویر کشیده؛ بلکه لایه های پنهانی از معانی عرفانی و دینی را آشکار ساخته است که در ورای این نمادها، نهفته اند. هدف اصلی این پژوهش، تبیین روش های نمادپردازی حافظ برای بیان تعارضات میان دین و عرفان و کشف چگونگی هم زیستی این مفاهیم در چارچوبی واحد است. این تحلیل نشان می دهد که حافظ چگونه با ترکیب این نمادها به ایجاد پلی میان ظاهر و باطن، و مادیّات و معنویّات پرداخته و در نهایت، مخاطب را به سوی درک عمیق تری از حقیقت معنوی و انسانیّت سوق داده است
La mort, la fin de la lutte entre l’eau et le feu Analyse psychanalytique de la mort dans La Symphonie des morts d’Abbas Ma’roufi(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Dans La Symphonie des morts, ce qui est mis en scène par le romancier, Abbas Maroufi, c’est une famille entourée par différentes formes de mort causées par l’incendie, le fratricide, le suicide et la noyade involontaire. Ce qui attire notre attention dans cet ouvrage, c’est la présence perpétuelle des images du feu et de l’eau dans les scènes où la mort intervient. Donc, l’existence des personnages est intimement liée à ces deux éléments qui se trouvent au centre de la pensée bachelardienne. Quelles images poétiques ou symboliques ces éléments créént-ils chez l’écrivain ? Comment et dans quelle mesure participent-ils au destin funeste des personnages ? Lequel de ces deux élémements l’emporte sur l’autre et pourquoi ? Pour parvenir à des réponses convenables, nous allons étudier la relation qu’établissent ces images avec la mort des protagonistes. Certes, cette étude sera suivie d’une analyse psychanalytique des membres de la famille Ourkhani, car la critique bachelardienne va au-delà des images naturelles pour atteindre aux détails de la psyché humaine selon la psychanalyse freudienne
خوانش شالوده شکنانه و برداشت ایدئولوژی های جدید «بررسی وتحلیل دو قصیده از محمد الماغوط و احمد شاملو»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
43 - 62
حوزههای تخصصی:
ژاک دریدا تحت تأثیر رویکرد عدم قطعیتی که در قرن بیستم پدید آمده بود دست به ارائه رویکرد شالوده شکنانه در غرب زد. بعد از آن که نقد نو توانست سیطره مناسبات خارجی برمتن را از بین ببرد و خود متن و شکل و ساختار آن را به عنوان مباحث اصلی نقد مطرح کند، توجّه همه ناقدان معطوف متن گشت وکمتر کسی به خود خواننده ومخاطب متن اهمیت می داد. ولی دریدا با مطرح نمودن نظریه خود برای خواننده نقش اساسی در نظر گرفت و بدین شکل شاهد نقد خواننده محور گشتیم. در کنار این موضوع نفی حضور معنا در متن نیز منجر به برداشت های متفاوت از متن می شود. از این رو در این جستار با از بین بردن شالوده دو قصیده «مسافر عربی فی محطات السماء» از« محمد الماغوط» وقصیده « لعنت» از« احمد شاملو» به روش توصیفی- تحلیلی متوجه شدیم که علاوه بر ایدئولوژی های مدنظر این دو شاعر می توان ایدئولوژی های مختلفی را برداشت کرد. برای نمونه هردو شاعر در قصیده های خودشان به دنبال آن بودند که عدم تغییر وتحول در جامعه را مورد نقد قرار بدهند و مخاطبان خود را به ایجاد تغییر تشویق نمایند، ولی با رویکرد شالوده شکن توانستیم ساختار اصلی این دوقصیده را بر هم بزینم و ایدئولوژی اصلی را از بین ببریم و ایدئولوژی های دیگری را جایگزین آن کنیم.
Radical Ethnic Minorities in Ulysses: Leopold Bloom as an Event-Oriented Rebel
حوزههای تخصصی:
In James Joyce’s Ulysses, Leopold Bloom emerges as one of the greatest Irish characters, a temporally indomitable rebel who shatters the regular chronology and enters into the self-created heterogeneous world for the sake of challenging Irish nationalistic sacredness. The multiple characteristics of Leopold’s subjective perception of time directs us to Alain Badiou’s distinctive ontological reading, in which he proposes the term void as an ignored ontological heterogeneity triggered by the state’s monolithic structuration. By localizing the void under the name of the event, the required condition will be prepared for the eligible subject, namely, a rebel to engage idiosyncrasy in hope of changing a future that is still in the formation. By examining Ulysses, this article explores the ways in which Leopold’s mind embraces a plethora of immediate impressions in the form of failed inconsistencies that can be used as a personal artifact in social context laden with anti-colonial sentiments to first, provide self-created truths, and then reexamine structured situations at the sudden moment of excess, bracing itself for new causal events. Moreover, the article examines miscellaneous, pithy insignificant events as narratorial tropes cast across the spatial-temporal plane of Ulysses, diverging the narrative from linear narration, and at the same time distracting the character from approximating their centrality.