فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
بی شک یکی از تأثیرگذارترین و پرکارترین نویسندگان دانشگاهی چند دهه اخیر در رشته زبان و ادبیات فارسی محمدرضا شفیعی کدکنی است. این مؤلف دارای سبکی خاص در نگارش کتاب های خویش است که تا حدودی با نویسندگان همعصر او تفاوت دارد. این تفاوت علاوه بر نگرش و تفکر به نوع ترکیب واژگان و اسلوب بهره مندی ایشان از انواع واژگان؛ چه واژگان فارسی و چه غیرفارسی و تألیف این عناصر نیز ارتباط تام دارد. بخشی از این واژگان، لغات دخیل یا وام واژگان است. هدف اصلی از انجام چنین تحقیقاتی واکاوی عناصر و اجزای اثر تألیفی شاخص و اثرگذار است تا با بهره گیری از این داده ها به گوشه ای از ابعاد و علل تأثیرگذاری آن اثر نزدیک گردد. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق آماری و کمی به بررسی دو کتاب موسیقی شعر و ادوار شعر فارسی و عناصر سازنده آن ها یعنی واژگان و تعیین ملیت واژگان در حد وسیع می پردازد. ازآنجا که بخش های مختلف این دو کتاب در زمان ها و مکان های مختلف نوشته شده است. این مسأله به صورت معناداری بر یافته ها اثرگذار بوده است. یعنی زمان ها و مکان های متفاوت بر نوع و حتی تعداد بهره گیری از وام واژه تأثیر گذاشته است. وام واژگان عربی در رتبه نخست وام واژگان در 4 مقوله تقسیم بندی شده: اصطلاحات علوم ادبی، مصادر، قیود و حروف قرار دارد.
تحلیل زبان شطح بر اساس الگوی گفتمان پویا در «شرح شطحیات» روزبهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
11 - 38
حوزههای تخصصی:
یکی از بخش های مهم زبان عرفانی، شطحیات عارفان است؛ تحلیل زبان شطح با استفاده از الگویی که در این پژوهش بر پایه گفتمان پویا طراحی شده است، میسر است. این الگو نشان می دهد، یکی از دلایل هنجارگریزی در زبان شطح، توجه به «غایت» در زبان و اندیشه عارفان است. هدف این پژوهش پیشنهاد الگویی برای تأویل شطحیات عارفان است که به شطح از منظر «معرفت-شناختی» آن می نگرد؛ اساس این الگو با دقت و تأمل در نگاه غایت اندیش و بلندنظرانه عارفان به انسان و حقیقت وجودی او بنا نهاده شده است. بر این اساس با بررسی مقوله های «هویت» / «شدن» و «نیل» / «غایت» چگونگی قابلیت تأویل شطحیات عارفان بر اساس الگوی گفتمان پویا را تبیین و تحلیل کرده ایم. نگاه عارف به گوهر وجود خویش و دانستن قدر آن موجب شده است، سخن او در نگاه ظاهراندیشان رنگ نوعی ناهنجاری به خود بگیرد. حال آن که سخن و عمل شطح آمیز نتیجه نوع باور عارف به ماهیت سیال و پویای خویش است که در «نیل» به هیچ منزلی از حرکت بازنمی ایستد و پویایی، صیرورت و تحول همیشگی، جزءِ ماهیت و حقیقت هستی اوست. از آنجا که عرفان با صیرورت و تحول هم عنان است، گفتمان پویا به دلیل ماهیت پویا و حرکت دایمی و حضور مفاهیمی چون «شدن» و «غایت» در آن به ما اجازه می دهد، لوازمی را که عارف به صورت تئوریک برای نشان دادن این تغییر و تحول در عرصه زبان شطح نیاز دارد، تبیین کنیم.
تحلیل دگردیسیِ حکایتِ (آبگیر و سه ماهی) در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۲
187 - 216
حوزههای تخصصی:
مولانا برای بیان نکات عرفانی حکایتِ «آبگیر و سه ماهیِ» کلیله و دمنه را در مثنوی بازآفرینی می کند. تحلیل دگردیسی معناییِ این حکایت، شگرد مولانا برای تبدیل مضامین محدود آن به مفاهیم گسترده عرفانی و چگونگی آفرینش ساختاری نو، هدف اصلی پژوهش حاضر است. این مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی به نقد دلایلی می پردازد که مولانا بر آن اساس، حکایتِ کلیله را «قشر قصه» و داستان خویش را «مغز جان» می خواند. یافته ها نشان می دهد که مولانا با استفاده از مضامین قرآنی، احادیث نبوی، سخنان صوفیه و امثال و حِکم، مفاهیم مُلهم از تجارب عرفانیِ خود را در فضای کلی قصه القاء می کند و با توسل به نوعی شیوه سخن پردازی در تفسیر افکار و اعمال سه شخصیت اصلیِ حکایت، بر درک نکته ها و رمزها تأکید می ورزد و در اشاره به ماجراهای داستانی از طریق کارکرد ترغیبی اقناعیِ پیام های خود، مباحث عرفانی را می گسترد و به هنگام نقل ماجرا های میانی در قالب تمثیل های گوناگون و با استفاده از قابلیت های ویژه زبان عرفان، درون مایه قصه را برای تصویر عوالم معنوی بسط می دهد و در بیان محتوا بر اساس دو مقوله حکمت و هدف، نمادهای عالیِ متن خود را می آفریند تا قصه مثنوی را ضمن حفظ مشابهت ظاهریِ روایت، در بافتاری متمایز از حکایتِ کلیله عرضه کند.
واژه پساغند (ذخیره) در گویش بهدینان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
261 - 269
حوزههای تخصصی:
زبان فارسی همواره نیاز به واژه های بسیار دارد که برای رساندن معانی تازه و ضبط و انتقال مفاهیمی بسیار، کارآمد باشند و بتوان با کلمات مناسب، معانی را رسانید تا با آن ابزار، ارتباط میان گویندگان و شنوندگان، و خوانندگان متون برقرار کرد. بر چنین مبانی، و به چنین موجباتی است که زبان فارسی افزون بر ساختن واژه های جدید و فراوان، همواره به وام گرفتن لغات از زبان های دیگر پرداخته، و از دیرباز وام واژه هایی متعدد را به تصرف درآورده است. هنگامی که زبان فارسی در نوشتار و در گفتار، وام واژه از گویش های زنده و فراوان ایرانی بستاند و لغاتی را از آنها بردارد و بر گنجینه واژگانی خود بیفزاید، در واقع عملاً دستاوردی را فراهم کرده است که همان زبان و گویش وام دهنده نیز از چنین اهدایی بر خود خواهد بالید و به خود خواهد نازید که توانسته است ارمغانی پایدار و رایج به زبان میانگان و سرشار از استغنای دیرنده فارسی بدهد و بر غنای شکوهمند آن بیفزاید.
ماجرای فالوسنتریک احمد: خوانشی روان کاوانه از کتاب داستانی تصویری ماجرای احمد و ساعت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله ارائه ی خوانشی روانکاوانه از کتاب تصویری ماجرای احمد و ساعت ، مبتنی بر نظریه رشد روانی جنسی زیگموند فروید است. خوانش متن اثر به یاری روانکاوی کلاسیک، نمادها و شواهدی را پیش چشم می آورند که نشان می دهند با اثری نَراَندام محور روبه روییم که در آن روند مطلوبِ اجتماعی و بهنجارشدن یک پسر بچه بازنمایی شده است. احمد، شخصیت اصلی داستان، در مرحله ی آلتی یا فالیک رشد خود قرار دارد، ولی زمان آن رسیده که تعارض های اودیپی اش حل وفصل شوند و با پذیرش اقتدارِ پدر، آماده ی ورود به مرحله ی نهفتگی رشد روانی جنسی اش شود. اعتبار و کارکرد زمان و ضرورت پایبندی به قواعد تغییرناپذیر آن یکی دیگر از یافته های دیدار نظریه و متن در این اثر است. افزون بر این، خوانشی این چنین از اثر بررسی شده نشان می دهد که چگونه برخی آثار ادبیات کودکان شکل خاصی از کودک خوب را ترویج کرده و همچنین تصویری از کودک مبتنی بر ارزش های مردمحور را بازتولید می کنند.
معرّفی جزوه قرآنی مترجم ش 2752(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
39 - 58
حوزههای تخصصی:
زمینه: ترجمه های کهن قرآن کریم یکی از ذخایر ارزشمند ادب فارسی به شمار می آیند که از رهگذر تحقیق و تفحّص در آن ها باور به دیرینگی و غنای فرهنگ زبان فارسی عینیت می یابد. جزوه قرآنی مترجم ش 2752 که در بخش نسخ خطّی کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می شود، یکی از این ترجمه ها و گنجینه ای گرانبها از واژگان اصیل و کهن فارسی است. روش: در این جستار با روش تحلیلی توصیفی چگونگی روش ترجمه و مهم ترین ویژگی های زبانی، لغوی و ادبی این ترجمه مورد بررسی قرارگرفته است. یافته ها: گرایش مترجم به استفاده از واژگان سره فارسی، استفاده از افعال معلوم فارسی در ترجمه افعال مجهول عربی، کاربرد ضمیر «او» برای غیرعاقل و غیرجاندار، کاربرد حروف اضافه «اندر» و «مر ... را»، ابدال و ادغام در کنار شیوه نشان گذاری نسخه، نزدیک بودن بدنه اصلی متن قرآن به قرائت کسائی و ابن عامر از قرّاء سبعه و اعراب گذاری به شیوه نظام ابوالاسودی یا نقطه های شنگرفی دلالت بر تحریر این نسخه در قرن پنجم هجری دارد.
مطالعه تبارشناسانه ساخت مایه عرفان با تکیه بر حکایت «شهر دوشیزه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۲
99 - 134
حوزههای تخصصی:
بر اساس پژوهش های دیرینه شناسی، تکرار تجربه های عرفانی سبک عراقی، پنداشت کلی در مطالعه ادبیات دوره بازگشت است. مطالعات تبارشناسی نشان می دهد گستره ادبیّات، علاوه بر تجربه زبانی، سرشار از پیشایندهای رخدادپذیری است که سبب می شود پیکره متن ادبی، علاوه بر ساختار و محتوا، برخوردار از بُعد عمق نیز باشد که تجربه را نه در نظام گفتمانی، بلکه در اعمال غیرگفتمانی تحلیل می کند. پژوهش حاضر، سعی نموده ویژگی های تجربه و تقلیدی بودن آن را در سبک بازگشت، از منظر تبارشناسی تحلیل نماید. از این رو، با تحلیل توصیفی حکایت «شهر دوشیزه» و بررسی ساخت مایه تجربه و نبوغ شاعران این دوره به این نتیجه دست یافته که دیرینه شناسی با تکیه بر جهان بینی و شناخت پیشینیان گزینش الفاظ و ترکیبات، صور خیال و شیوه توصیف و ابزارداستان در داستان و ... را محملی برای انتقال معنا دانسته است. بررسی نظام گفتمانی متن نشان می دهد: عرفان در دوره بازگشت، موفق به بازنمایی شهود عارفانه دوره سبک عراقی نشده است. به عبارتی دیگر، حکایت های این دوره، از نظر روح گفتمانی متمایل به تصوّف دوران صفویه و از نظر کالبد، مشابه عرفان سبک عراقی است؛ اما تحلیل تبارشناسانه اثر، آن را به عنوان کردار گفتمانی با شاکله های هستی مند مستقل می بیند که زبانش بازنمایی گفتمانی را ممکن کرده است.
واکاوی ترجمه رمان سقوط بر پایه سیستم تحریف متن آنتوان برمن
منبع:
هنر و ادبیات تطبیقی سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
81 - 100
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو درصدد است به بررسی بخشی از ترجمه سقوط رمان فرانسوى قرن بیستم، نوشته ى آلبر کامو بپردازد. آلبر کامو یکی از نویسندگانی است که در مکتب پوچ گرایی بسیار مورد توجه قرار گرفته و این اثر چندین بار توسط مترجمان مختلف به فارسى بازگردانده شده است. ترجمه تعامل بینا فرهنگی میان ملت های مختلف را ممکن می سازد، بنابراین برای مترجمان که پیشگامان این ارتباط هستند، آشنایی با نظریه های ترجمه ضرورت دارد تا به کمک این ابزار مشکلاتی را که در روند ترجمه با آن مواجه اند، برطرف سازند. در این پژوهش با بهره گیری از نظریه گرایش های ریخت شکنانه آنتوان برمن کاربست پذیری مؤلفه های آن در فرآیند ترجمه آناهیتا تدین از رمان سقوط با روش توصیفی-تحلیلی مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت. در بررسی مقابله ای به روش برمن که نظریه پردازی مبدأگرا است، ابتدا به خوانش متن اصلی و متن ترجمه پرداخته و سپس ساختارهای زبانی در متن مقصد براساس همگرایی و واگرایی های معنایی نسبت به متن اصلی تحلیل خواهد شد. برآیند پژوهش نشان می دهد که روش برمن برخی از موارد ناهمگونی میان ترجمه و متن مبدأ را در سیستم تحریف متن آشکار می سازد و در نتیجه آسیب های وارده بر بافت متن ترجمه شده مشخص می گردد. در مجموع مترجم این اثر رویکردی مبدأ گرا داشته و در انتقال صحیح مفاهیم و پیام نویسنده موفق بوده است.
بررسی جستارهای تعلیمی در اثر گمنام «اطباق الذهب فی المواعظ والخُطب» اثر شرف الدین شفروه اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
123 - 148
حوزههای تخصصی:
کتاب وزین «اطباق الذهب فی المواعظ والخطب» اثر شرف الدین شفروه اصفهانی، از نویسندگان و شاعرانِ ایرانی در سده ششم هجری است که آن را به سبک مقامات و به تقلید از اثر «اطواق الذهب» زمخشری، با اسلوبی مسجّع و دارای محتوایی تعلیمی و اخلاقی نگاشته است. «اطباق الذهب» در قالب نثر فنّی، دارای حدود 100 مقاله تعلیمی در موضوعات مختلفی همچون مذمّت دنیاپرستی، بُخل، پیروی از هوس، فخرفروشی و .. و نیز دعوت به خیرخواهی نسبت به ضعیفان، غنیمت دانستن لحظات زندگی، یادآوری مرگ، سخاوت و بخشش و ... است. شفروه برای پرهیز از خشکی و تلخی پند و اندرز و مسرت طبع، گاه در الفاظ قلیل، معانی کثیر آورده و سخن خویش را به طبع زیور آیات و احادیث که از اندیشه ژرف او حکایت می کند، می آراید؛ از همین روی، اثرپذیری شفروه از متون دینی به ویژه قرآن کریم و نهج البلاغه، از بارزترین مؤلفه های ساختاری در مضامین تعلیمی در «اطباق الذهب» است. در این پژوهش به روش تحلیلی- توصیفی و با بررسی این اثر گمنامِ تعلیمی، مهم ترین انگاره های تعلیمی- اخلاقی در اثر مذکور مورد بازخوانی و تحلیل قرار خواهد گرفت
بررسی تطبیقی کارکردهای شناختی فانتزی در داستان های کودکانه منتخب از عادل الغضبان و محمدرضا یوسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
91 - 112
حوزههای تخصصی:
داستان فانتزی کودک باوجود رارگرفتن در تضاد با عالم واقع، از شخصیت ها و حوادث فراواقعی ساخته می شود؛ اما اثری ژرف در فکر و روحیه کودک گذاشته و او را برای تکامل اجتماعی و رفتار بهنجار آماده می کند. چنین نگاهی به داستان های کودک در حیطه کارکردِ شناختیِ ادبیات کودک قرار می گیرد. از آن جاکه رشد شناختی در توالی و پیشرفت سایر فرایندهای رشد کودک نقش به سزایی دارد؛ لذا شایسته است در داستان نویسی کودک به کارکرد شناختی متناسب با هر گروه سنی توجه شود. در این پژوهش با تکیه بر روشِ توصیفی-تحلیلی و با هدفِ بررسی کارکردِ شناختی فانتزی در پیشبرد خلاقیت کودک سعی بر آن است فرایندهای جاندارپنداری، نمادپردازی تمثیلی، خودپنداره، عزّت نفس و خوداثربخشی در داستان های منتخب عادل الغضبان و محمدرضا یوسفی مورد بررسی تطبیقی قرار گیرد. نتایج حاکی از آن است که داستان های دو نویسنده نقش به سزایی در تحکیم مهارات شناختی رشد کودک داشته و باعث تقویت هویت فردی و اجتماعی وی می شود. شخصیت های فانتزی در داستان های هر دو نویسنده بیشتر با دو کارکرد مهم شناختیِ عزّت نفس و خوداثربخشی، جنبه های خلاقیت را به مخاطب/کودک القا می کند.
هم سنجی حکایت شیخ صنعانِ حسن الأمرانی با شیخ صنعانِ عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
51 - 72
حوزههای تخصصی:
فرید الدین عطار (540 ق)، شاعر پرآوازه ایران زمین، و حسن أَمرانی (1949م) شاعر سرشناس کشور مغرب، دو تن از شاعران برجسته در ادبیات جهان هستند که هر دو در آثارشان به فراخوانی و دخالت دهی عارف نامی «شیخ صنعان» پرداخته و هر یک از رهگذر آن شخصیت کهن، ارزش والای عشق و دلدادگی را ترسیم نمودند. در این پژوهش دو متن با دو زبان متفاوت و با مضامین و موضوعات واحد مورد واکاوی قرار می گیرد؛ متن نخست، حکایت شیخ صنعان اثر فرید الدین عطار، و متن دوم، حکایت شیخ صنعان اثر حسن الامرانی است. در پرتو اهمیت مسأله، پژوهش حاضر -که بر اساس مکتب فرانسوی در حوزه ادبیات تطبیقی و به شیوه توصیفی_ تحلیلی شکل گرفته- در پی هم سنجی و تحلیل این دو منظومه است و تلاش دارد با توجه به اصل حکایت، به ارائه برخی شباهت ها و تفاوت ها بپردازد . یافته های پژوهش نشان می دهد که عمده ترین شباهت این دو اثر، انتخاب هدفمند دالّ حکایت شیخ صنعان در عنوان دو سروده، کثرت عبادت و مریدان شیخ صنعان است. از جمله تفاوت ها می توان به اختلاف در نحوه خواب دیدن و کیفیت عشق، نصیحت مریدان و تفاوت در تحلیل ساختاری اشاره کرد.
بررسی وتحلیل ویژگی های زبانی در نسخ خطی شروح شرف نامه نظامی گنجوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴۹
78 - 97
حوزههای تخصصی:
مشتاقان فرهنگ و ادب ایرانی همواره در کشورهایی مانند هند، پاکستان، افغانستان و ... در پی التذاذ ادبی و دریافت صحیح از متون فارسی بوده، در تفهیم آن ها اهتمام ورزیده و به شرح آثاری مثل شرفنامه نظامی گنجوی پرداخته اند. نگارندگان در این مقاله به روش کتابخانه ای به کاربرد واژه ها، ریخت شناسی نوشتاری و دستور زبان در نسخ خطی شروح شرفنامه نظامی گنجوی تأکید نموده با توجه به ویژگی های زبانی و سبکی آن ها را به دلیل هم-پوشانی و همسانی نثرشان توصیف می کنند. نتایج این بررسی بعد از معرفی مختصر نسخ خطی شروح شرفنامه به عنوان متون علمی- ادبی نشان دهنده آن است که همه شارحان با نگرش به محدوده مکانی آن ها، شبه قاره هند، بر زبان فارسی تسلط خوبی داشته و معانی و مفاهیم را با واژگان و جملاتی ساده، قابل فهم، صریح، روشن و منطبق با زبان معیار هند و حتی ایران آن زمان مستقیم انتقال داده اند. در عین ساده نویسی، از واژه های عربی و بومی یا اصطلاحات فنون ادبی و دیگر علوم و نیز آیات قرآنی و احادیث و عبارت های عربی بهره برده، از اطناب و زیاده گویی و کاربرد واژه های مترادف و پی درپی پرهیزکرده اند. علاوه بر این در شروح خطی مختصات دستوری مانند ترکیبات نحوی اضافی وصفی، ترکیبات و تکیه کلام های عربی، آیات و احادیث، افعل تفضیل، حروف و اسامی و افعال ساده و کهن استفاده شده و نثر آن ها را از یکدستی دور کرده است پس سبک آن ها ازنظر واژگان و ریخت شناسی، در مؤلفه های گزینش، ابداع و ساخت واژگان و رسم الخط بیشتر منطبق با ویژگی های نثر دوره غزنوی و سلجوقی (بینابین) بوده، نشانگر علمی بودن نثرآن هاست.
خوانش کهن الگویی رؤیاها در رساله «بدوّالشّأن» ترمذی از منظر نماد شناسی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۵
137 - 163
حوزههای تخصصی:
رؤیا گاه تجلی گاه ناخودآگاه فردی و جمعی بشر و بستر ظهور کهن الگوها، درقالب رمز و سمبل، است. یونگ، پیرو استادش فروید، به رؤیاها اهمیت زیادی می داد اما منشا آنها را «ناخودآگاه جمعی» می دانست. روایت خواب ها و مکاشفات عرفا نیز که مشتمل بر محتویات ضمیر ناخودآگاه آنهاست از متون قابل تفسیر و تطبیق با نمادشناسی یونگ است. بخشی از رساله «بدوّالشأن»، زندگینامه خودنوشت حکیم محمدبن علی ترمذی، روایت رؤیاهایی است که وی دیده یا دیگران، بویژه همسرش، درباره او دیده اند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی تحلیلی، این رؤیاها که برطبق نظر یونگ برآمده از ضمیر ناخودآگاه و دارای محتوایی نمادین است، تفسیر شده است. نتایج نشان می دهد این رؤیاها با نمادهای کهن الگویی یونگ قابل تطبیق و تفسیر است و کهن الگوهایی همچون فرایند فردیت، خویشتن، سایه، آنیما، پیر خردمند در آنها نمود یافته اند. تجربه سفر به خانه خدا در رؤیاهای ترمذی نمادی از سفر درونی وی است. برخی از کهن الگوهای یونگی همچون پیر خردمند، در بدوّالشّأن، در قالب پیامبر، پیرمرد سفیدمو، فرشته و امیر، در نقش راهنمای ترمذی، ظاهر شده اند. مواجهه با خویشتن یا «فرامن» نیز با نماد گیاهان، اشکال هندسی، صخره، پرنده و درخت تجلی یافته است. ترمذی با راهنمایی های این نمادها باید از دشواری های راه سلوک بگذرد و به خودآگاهی و کمال برسد. همسر ترمذی نیز که بیشتر خواب ها درباره ترمذی از او روایت شده، نمادی از آنیمای عارف است که او را در شناساندن سایه ها (نفس امّاره و امورات دنیوی) و رسیدن به خویشتن و فردیت یاری می دهد.
شاهِ شجاعِ کرمانی و متنِ پنهانِ تصوّف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۵
36-59
حوزههای تخصصی:
شاهِ شجاع کرمانی (د. 288 ه .) از جمله پیشگامان جریان تصوّف در جهان اسلام و ایران است. مروری بر متون اصیل تصوّف نشانگر تجلیل فوق العاده نویسندگان این متون از شخص و شخصیّت شاه کرمانی است. اما امروزه در بحث های مربوط به تاریخ تصوّف نام او کمتر تکرار می شود. به نظر می رسد میزان اهمیّت و تأثیر شاه شجاع در فرهنگ صوفیانه اسلامی و ایرانی به مراتب بیش از آن چیزی بوده است که منابع تصوّف پژوهی متأخّر نشان می دهند. تحقیق حاضر به دنبال پاسخ به این مسئله است که تأثیر شاه کرمانی در تصوّف از چه راه هایی قابل پی گیری است. در این زمینه به 9 مورد که نشانه هایی از تأثیر و اهمیّت خاصّ شاه شجاع کرمانی را نشان می دهند پرداخته شده است: 1. تجلیل فوق العاده قدمای صوفیّه از شاه کرمانی 2. یاران و مصاحبان برجسته او 3. شاگرد فوق العاده مؤثّر او 4. سخنانی از او که به دیگران منسوب شده 5. یادکرد او در متون ادب فارسی 6. حکایات منقول از او در ادب صوفیّه 7. همانندسازی با شخصیّت شاه کرمانی 8. زیارت مزارِ شاه کرمانی 9. شاه کرمانی به عنوان پایه گذار تصوّف در اقلیم کرمان. غالبِ موارد یاد شده نشانگر تأثیرگذاریِ ناآشکار و پوشیده شاه کرمانی بر تصوّف است.
بررسی کرونوتوپ در سه اثر شهرنوش پارسی پور (رمان طوبا و معنای شب، سگ و زمستان بلند، زنان بدون مردان) بر اساس نظریه باختین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریه های مدرن امروزی، نظریه منطق گفتگویی میخاییل باختین است که فضای نوینی در حیطه ادبیات به بار آورده است. در این پژوهش به بررسی کرونوتوپ به عنوان یکی از مؤلفه های منطق گفتگویی باختین در سه اثر برتر شهرنوش پارسی پور (طوبا و معنای شب، سگ و زمستان بلند و زنان بدون مردان) به شیوه توصیفی- تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای و با هدف شناخت بیشتر انواع کرونوتوپ موجود در آثار این نویسنده پرداخته شده است. نتایج حاکی از آن است که در این آثار کرونوتوپ نمودهای بارزی دارد. بیشتر کرونوتوپ ها از نظر زمانی و مکانی و فضای رمان با یکدیگر همخوانی داشته که در بیشتر موارد فضای خیالی، همراه با رعب و وحشت را ایجاد کرده است. در رمان طوبا و معنای شب کرونوتوپ باغچه و درخت انار جلوه ای ویژه دارد. انار که در ادبیات نماد عشق، تولد و جاودانگی بوده، در این رمان، زیر درخت انار به قبرستانی مبدل شده است که جسد دختران جوان در آن جای گرفته است. کرونوتوپ اصلی در رمان طوبا و معنای شب و سگ و زمستان بلند، خانه هایی است که شخصیّت ها از آغاز زندگی تا پایان رمان در آن مکان بوده اند و رشد کرده اند و در داستان زنان بدون مردان، خانه باغ فرخ لقا یک کرونوتوپ آستانه ای جذاب و وهم انگیز به وجود آورده است. مکان زندگی در هر سه اثر یک کرونوتوپ آستانه ای است. در رمان سگ و زمستان بلند کرونوتوپ وطن، وطن پرستی و فرهنگ ایرانی بر سایر کرونوتوپ ها سایه انداخته است.
تحلیل مؤلفه های آموزش صلح در مجموعه اشعار «سهراب سپهری»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
145 - 186
حوزههای تخصصی:
صلح، یکی از اصول و ارزش های زندگی است و تنها در سایه این موهبت می توان به امنیت، آرامش، رشد و تعالی دست یافت. بنابراین ضروری است که آموزش برای ایجاد و حفظ صلح در جهان به این عرصه گام نهد و راهکارهای دستیابی به صلح را روشن سازد. سهراب سپهری، شاعر و نقاشی است که به جهانی آرام، به دور از ستیز، درگیری، تباهی و فساد می اندیشد که در آن سرزنش و بیداد وجود ندارد. جهان او، شفاف و بی آلایش است. او چون صلح گراها به رسالت خود که پدید آوردن صلح و دوستی است می پردازد. هدف این پژوهش، تحلیل مضامین اشعار سهراب سپهری برای دستیابی به مؤلفه هایی است که او برای ایجاد فرهنگ صلح معرفی می کند. این پژوهش با روش کیفیِ تحلیل مضامین و تحلیل یافته ها به هر دو شیوه استقرایی و قیاسی انجام شده است. جامعه آماری، مجموعه اشعار سهراب سپهری است. شیوه گردآوری داده ها با استفاده از اسناد کتابخانه ای انجام یافته و داده ها با به کارگیری پنج گام تحلیل مضامین شامل: آشنا شدن با داده ها، ایجاد کدهای اولیه و کدگذاری، جست وجو و شناخت مضامین، ترسیم شبکه مضامین و تحلیل شبکه مضامین تجزیه و تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان داد که اشعار سهراب سپهری دارای هشت مؤلفه اصلی با عناوین خداباوری، خودسازی، نیک اندیشی، نیک سخنی، نیک رفتاری، زیستن با طبیعت، رفتار احترام آمیز با طبیعت، بیزاری از عصر ماشینی و 27 مؤلفه فرعی است که ذیل سه قلمرو اصلی صلح با خود، صلح با دیگران و صلح با طبیعت قرار می گیرد.
انگیزه های تاریخ ادبیات نگاری در میان تذکره نویسان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
225 - 262
حوزههای تخصصی:
موضوع مقاله حاضر بررسی، تحلیل و صورت بندی انگیزه های تذکره نویسان فارسی است. سعی نگارنده برآن بوده تا انگیزه ها و نیت های تذکره نویسان فارسی را با توجه به تحولات ادبی و سیاسی ایران بررسی کند و فزونی و کاستی انگیزه ها را در دوره های مختلف نسبت به شرایط حاکم بر آن دوره ها تحلیل نماید. علاوه بر انگیزه ها، نیت هایی که تذکره نویسان با نگارش اثرشان، بدان ها تجسم بخشیده اند نیز محل بحث بوده است. درنهایت می توان گفت فهم و صورت بندی انگیزه های تذکره نویسان، از طریق ابزاری همچون وجه/شخصیت تذکره نویس، قسمتی از راه تاریخ نگاری ادبیات فارسی را روشن و این پژوهش را نسبت به تحقیقات پیشین جامع تر و دقیق تر خواهد ساخت.
بازخوانی غزلی از حافظ بر پایه رویدادهای مقطعی از زندگی شاعر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
263 - 305
حوزههای تخصصی:
از آنجا که بسیاری از سروده های حافظ شرایط زمانه و رویدادهای زندگی او را بازتاب می دهد؛ شناخت تاریخ عصر حافظ و آگاهی از چند و چون مناسبات وی با رجال عرصه قدرت، نقش مؤثری در فهم شعر او دارد. اساساً دریافت بخش قابل توجهی از سروده های حافظ در گرو آگاهی از شرایط روزگار و رویدادهای زندگانی اوست. غفلت از رویه تاریخی شعر حافظ، می تواند به برداشت نادرست از معنای سروده ها و مفاهیم و تعابیر مدرج در آن ها و نیز گسست پیوند منطقی ابیات بینجامد. غزلی مشهور از حافظ که با مطلع «طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف» آغاز می شود یکی از نمونه های شاخصی است که بی توجهی به رویه مذکور، فروپاشی کامل پیوند میان ابیات آن را در پی داشته و ناگزیر مفاهیم و تعابیر نهفته در آن را دچار تعلیق و درنتیجه بدفهمی کرده است. در این جستار با روش تحلیل محتوا و به شیوه توصیفی تحلیلی، به مدد انطباق غزل مذکور بر زمینه تاریخی اش، به بازشناسی اشارات نهفته در شعر و بازنمایی پیوند منطقی میان ابیات آن می پردازیم. در پرتو توجه به دلالت های عناصر غزل مذکور، می توان درخصوص تاریخ تقریبی سروده شدن آن به گمانه زنی پرداخت.
بررسی و مقایسه فرآیندهای شادی از دیدگاه اپیکور و مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم شادی همواره موضوع اخلاق و عرفان بوده است. این مفهوم در فلسفه درقالب دو دیدگاه لذت گرایی اپیکوری و سعادت گرایی ارسطویی بررسی شده است. اپیکورس (341- 270 ق.م) فیلسوف دوره هلنیستی یونان باستان، با تلقی لذتِ پایدار به منزله خیر نهایی انسان، شیوه ای عملی ارائه کرده است که به سعادت منتج می شود و پایدار است. در نظرگاه مولانا (604-672 ه .ق) نیز شادی پایدار است و با عوامل بیرونی و درونی زوال نمی یابد. در این مقاله سعی شده است به روش مطالعه کتابخانه ای و مقایسه و تحلیل داده ها، بررسی شود که آیا بین شادی گرایی اپیکور با شادی گرایی مولانا ارتباطی وجود دارد یا خیر. روش ارائه اطلاعات مقایسه چند مؤلفه از دیدگاه اپیکور و مولانا درباره شادی برپایه تبارشناسی تاریخی است. نتایج نشان داد که لذت از نگاه اپیکور نه تنها زودگذر نیست، بلکه او غایت را با عنوان اودیمونیا یا شادی (سعادت) بیان کرده است. هدف فلسفه او رسیدن به شادی پایدار است. بدین ترتیب که انسان با ایجاد محدودیت هایی برای لذت جویی های موقتی و ناپایدار خود، تلاش می کند به آتاراکسیا دست یابد. ازسوی دیگر، فلسفه عملی اپیکور به بیان مؤلفه هایی می پردازد که با برخی از دیدگاه های عارفان مسلمان، ازجمله مولانا، دارای وجوه اشتراک است.
بشارت به عذاب الیم: نقدی پسامدرنیستی بر رمان ملکوت بهرام صادقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
151 - 195
حوزههای تخصصی:
نخستین فصل از رمانِ ملکوت اثر بهرام صادقی، با کتیبه ای آغاز می شود که آیه ای است از قرآن: «فَبَشِّر هُم بِعذاب الیم» [آن ها را به عذابی دردناک بشارت بده] (انشقاق: 24). می دانیم که از واژه «بشارت» در زبان عربی برای بیان اخبار شادی بخش و خجسته استفاده می شود، اما در این آیه از واژه «بشارت» برای بیان اخبار دردناک و عذاب آور استفاده شده است! در اینجا با آرایه ای ادبی سروکار داریم که اصطلاحاً آن را «استعاره تَهکّمیه» یا استعاره تمسخرآمیز می نامند، و رمان ملکوت را می توان شکل گسترش یافته همین استعاره دانست که تمثیل وار و با استفاده از برخی تمهیدات رایج در آثار پسامدرن تکرار و تکرار می شود. ما در این مقاله می کوشیم تا با استفاده از رویکرد نقدیِ پسامدرنیستی، این رمان را نقد کنیم و به تکنیک ها و ویژگی های خاص آثار پسامدرن در آن بپردازیم. در اینجا ابتدا رمان ملکوت را معرفی می کنیم و خلاصه ای از آن را به دست می دهیم، سپس درباره پسامدرنیسم در آثار ادبی بحث می کنیم و تکنیک های ادبی آثار پسامدرن (فراداستان، بینامتنیت، ازهم گسیختگی، طنز سیاه، تقلید ادبی، اعوجاج زمانی، کمینه گرایی، و نیز گروتسک) را معرفی می کنیم، و سرانجام در بخش پایانی مقاله از چگونگی استفاده از آن تکنیک ها در ملکوت سخن می گوییم.