ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۵٬۵۳۹ مورد.
۶۱.

نقد و بررسی خوانش نیکلاس وایت از سعادت بر اساس مبانی صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۵۱
مفهوم «خوشبختی» همواره مورد توجه بیشتر نظام های فلسفی و اخلاقی بوده است. نیکلاس وایت در کتاب تاریخچه خوشبختی، ضمن ارائه ملاک های متفاوت فلاسفه در تعریف خوشبختی، سیر تاریخی این مفهوم را با نگاهی نقادانه واکاوی کرده است و در نهایت، آن را به عنوان راهنمایی کارآمد در به کارگیری امیال و اهداف گوناگون نمی یابد. وایت در این اثر، مفهوم خوشبختی در آثار فلاسفه اسلامی، مانند ملاصدرا، را بررسی نکرده است و از آنجا که نگرش ملاصدرا به سعادت و زندگی سعادتمندانه بر اساس مبانی فلسفی وی، نگرشی متفاوت از سایر فلاسفه است، هدف نگارندگان در این مقاله آن است تا نقد وایت بر معیارهای متعارف سعادت را بر اساس مبانی وجودمحور صدرایی بررسی کنند تا بتوانند پاسخی شایسته برای این پرسش فراهم آورند که آیا حقیقت سعادت در فلسفه صدرایی به وضوح تبیین شده است؟ یا آنکه اشکال های وارد بر سایر نظریه های سعادت بر اساس خوانش وایت بر این نظریه نیز وارد هستند؟ در این مقاله، با روش توصیفی – تحلیلی، سعادت از نظر ملاصدرا و کارآمدی آن نسبت به معیارهای سعادت از منظر دیگر فلاسفه تبیین شده است و یافته های پژوهش نشان می دهد با توجه به مراتب مختلف وجودی و ظرفیت های متفاوت آدمی، مرتبه ای از سعادت برای همگان قابل دست یابی است.
۶۲.

بررسی انتقادی دیدگاه سازگارگروانه موریتس شلیک دربابِ اراده آزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۲۸۹
مسئله اساسی این پژوهش تحلیل و نقد دیدگاه موریس شلیک دربابِ «نسبت اراده آزاد و تعیّن گروی» و هدف از آن نشان دادن ناکارآمدی راهکار وی دربابِ مسئله مذکور به روش توصیفی تحلیلی است. ازنظر شلیک، پیدایش مسئله نسبت اراده آزاد و تعیّن گروی از سنخ شبه مسئله های فلسفی و ناشی از خلط مفاهیم است. با رجوع به کاربرد واژگان در عُرف مشترک و تفکیک مفاهیم «قانون هنجاری» از «قانون توصیفی»، «علّیت» (تعیّن گروی) از «اجبار» و «عدم علّیت» (ناتعیّن گروی) از «آزادی» این شبه مسئله خودبه خود رفع می شود. ازنظر شلیک، «اجبار» از سنخ مفاهیم هنجاری است؛ درحالی که تعیّن گروی و اصل ضرورت علّی از سنخ مفاهیم توصیفی است؛ ازاین رو، هیچ نسبتی میان «اجبار» و «تعیّن گروی» برقرار نیست. این پژوهش با ارائه سه مثال ابتکاری نشان می دهد: الف) اجبار و آزادی در عرف مشترک دست کم دو معنا دارد و شلیک دچار مغالطه تحویلی نگری شده است؛ ب) اصالت در طرح مسئله اراده آزاد، با معنای دوم این واژگان است؛ ج) تعریف شلیک از آزادی مانع اغیار نیست و شامل حیوانات نیز می شود. با این سه نقد آشکار می شود دیدگاه سازگارگروانه شلیک دفاع پذیر نیست.
۶۳.

علل روان شناختی مخالفت های عمومی با محصولات تغییریافته ژنتیکی به رغم موافقت نسبی دانشمندان مبنی بر بی خطر بودن GMO(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۸
این مقاله به بررسی فاصله میان «درک علمی» و «پذیرش عمومی» محصولات تغییریافته ژنتیکی می پردازد تا مشخص شود چرا با وجود تأیید بی خطر بودن این محصولات توسط دانشمندان و مراکز علمی معتبر، اکثریت مردم نسبت به مصرف آنها تمایلی نشان نمی دهند. مقاله ضمن بررسی اختلاف میان «یافته های علمی» و «باورهای ذهنی»، با مرور اجماع نسبی بر بی ضرر بودن محصولات تغییریافته ژنتیکی و نبود شواهد تجربی مبنی بر آسیب های آنها به سلامت انسان و محیط زیست، دیدگاه های عمومی درباره این محصولات را بر اساس معیارهایی مانند جنسیت، میزان تحصیلات، گروه های سنی، باورهای ایدئولوژیک و حتی وابستگی های سیاسی تحلیل می کند. ابتدایی ترین فرضیه ناظر بر عدم پذیرش این محصولات، ممکن است «عدم اعتماد به علم» به نظر برسد. اما آنچه از نظرات مردم برجسته می شود نشان می دهد که میزان موافقت یا مخالفت آنان با موضوعات علمی مختلف به طرز معناداری بر حسب زمینه تغییر می کند. با در نظر گرفتن سوگیری های شناختی، از جمله «سوگیری تأیید»، فرضیه عدم اعتماد به علم به عنوان توضیحی کامل رد می شود. در ادامه مقاله، تلاش می شود با بررسی نقش «تفکر سریع» در فرایند تصمیم گیری و ترجیح «درک شهودی» بر «درک علمی»، ضمن تبیین مفهوم عقلانیت محدود، پاسخی مناسب برای این مسئله ارائه شود.
۶۴.

ایدئالیسم استعلایی کانت به مثابه ی شرط امکان علم اجتماعی پوزیتیویستی دورکیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۸۰
جامعه شناسی پوزیتیویستی امیل دورکیم در بستر ایدئالیسم استعلایی کانت امکان ظهور پیدا می کند، در حالی که در جامعه ی علمی ما به طور متداول و به اشتباه پوزیتیویسم دورکیم را امتداد آمپریسیسم تلقی می نمایند. از یک طرف دورکیم منتقد آمپریسیسم و یا روایت های پوزیتیویسم انگلیسی است و از طرف دیگر در پوزیتیویسم دورکیم موضوع علم جامعه شناسی که همان واقعیت اجتماعی است ذیل مفهوم «بازنمایی جمعی» صورت بندی می گردد. مفهوم «بازنمایی»صرفا در پرتو انقلاب کوپرنیکی و در بستر ایدئالیسم استعلایی کانت امکان طرح می یابد و دورکیم متاثر از فیلسوف نوکانتی قرن نوزدهم فرانسه یعنی «رنوویه» مفهوم بازنمایی را بنیاد معرفت جامعه شناختی تلقی می کند. بنابراین پوزیتیویسم دورکیم تاکید صرف بر رویکرد تجربی نیست، بلکه تاکید بر تجربه در بستر فرآیند وضع (position) در معنای کانتی است و ابژه ی جامعه شناسی دورکیم در فرآیند وضع به معنای کانتی عینیت پیدا می کند.
۶۵.

از متافیزیک تا مکانیک: خوانش تطبیقی مفهوم زمان در دیدگاه فلسفی غربی، اسلامی و فیزیک نیوتنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۸
مفهوم «زمان» همواره به عنوان یکی از بنیادی ترین مفاهیم هستی شناختی، در گذر تاریخ اندیشه، مورد تامل فلسفی، دینی و علمی قرار گرفته است. «زمان» در هر سنت فکری روایتی منحصر به فرد دارد؛ اما اگر «زمان» نه به عنوان یک مفهوم انتزاعی، بلکه به عنوان پدیده ای چند بُعدی مورد بررسی قرار بگیرد، ردپای آن هم در اندیشه های فلسفی غرب، هم در متون حکمت اسلامی و هم در قوانین فیزیک کلاسیک قابل مشاهده است. در این مقاله تلاش شده تا با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی مفهوم و ویژگی های زمان از منظر فلاسفه ی غربی (افلاطون، ارسطو)، دیدگاه فلاسفه ی اسلامی (ابن باجه، ابن رشد) و در نهایت فیزیک نیوتنی برای اولین بار مورد بررسی قرار بگیرد تا وجوه تشابه و تمایز آنها را واکاوی نماید. بررسی تطبیقی «زمان» در سه منظومه ی فکری فلسفه غربی، حکمت اسلامی و فیزیک نیوتنی، وجوه اشتراک و افتراقی را آشکار می سازد که درک عمیق تری از ماهیت پیچیده ی زمان را ارائه می دهد. از این رو، مقاله ی حاضر به دنبال یافتن پاسخی بر این سوال است که «چگونه آنچه در فلسفه در تعریف زمان و مشتق از آن مطرح می شده، در اندیشه ی نیوتنی، مقدمات انتخاب های ریاضی برای توصیف زمان را فراهم آورده است؟». یافته های به دست آمده در این پژوهش منجر به یک خوانش تطبیقی برای مقایسه ی آرای فیلسوفان نامبرده و نیوتن و تاثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم اندیشه های ایشان بر فیزیک نیوتنی شده است.
۶۶.

هستی شناسی مدل های علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۳۳
ماهیت و چیستی مدل های علمی در سه دهه اخیر مورد توجه و بررسی فیلسوفان علم بوده است. علت آن نیز نقش محوری و پررنگ مدل ها در فعالیت علمی است. اینکه مدل ها را چه چیزی بدانیم در نگرش واقع گرایی یا ضد واقع گرایی ما نسبت به علم، تبیین بازنمایی علمی و فهم ربط و نسبت مدل ها و تئوری ها و پاسخ به سؤالات فلسفی که در خصوص هستی شناسی موجودات علمی و معرفت شناسی علمی مطرح است، تأثیر مستقیم دارد. در این مقاله مفهومی با نگاهی مبتنی بر رویکرد و آموزه های عقلانیت نقاد و فلسفه مصنوعات، طرحی برای ماهیت مدل های علمی پیشنهاد می شود. در این طرح، مدل ها محصولاتِ عینیِ ذهنِ انسان فرض می شوند که به عنوان یک مصنوع به منظور خاصی طراحی و ساخته و به کار گرفته می شوند و این ویژگیِ قصدمندی بخش مهمی از ماهیت آنهاست.
۶۷.

دلالت های تجربه گرایی اجتماعی سولومون درباره شبه علم: بررسی مورد لیسنکوئیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۹
بررسی نمونه های شبه علم نشان می دهد در بسیاری از موارد، افرادی که مبدع شبه علم بوده و آن را توسعه می دهند، خود دارای اعتبار علمی هستند. به همین سبب، در مباحث اخیر به تمایز شبه علم از اموری مثل علم نابالغ و علم بد توجه شده است. در این مقاله با لحاظ کردن این تفاوت به این پرسش می پردازیم که چه چیز شبه علم را از اختلاف ِنظرهای علمی معمول یا ثمربخش متمایز می کند؟ برای پاسخ به این پرسش از نظریه تجربه گرایی اجتماعی سولومون و مدل بردارهای تصمیم استفاده می کنیم. در مدل پیشنهادی سولومون، بردارهای تصمیم شامل اموری اجتماعی، سیاسی، نظری، و تجربی می شوند که در مقیاس اجتماعی، شرایط را برای پذیرش یک نظریه مساعد یا نامساعد می کنند. سولومون با استفاده از این بردارها اختلاف نظر علمی را تحلیل کرده و چارچوبی هنجاری برای آن ارائه می دهد. طبق این چارچوب، اختلاف نظر علمی در شرایطی سودمند است که تلاش های پژوهشی دانشمندان بین نظریه های بدیل، در تناسب با میزان موفقیت های تجربی این نظریه ها توزیع شده باشد. با به کار بستن این مدل بر روی مورد لیسنکوئیسم (مناقشه میان ژنتیک دانان و لیسنکوئیست های حامی وراثت صفات اکتسابی در شوروی سابق)، دلالت های این مدل در تحلیل نسبت شبه علم با اختلاف نظر علمی ثمربخش تشریح شده و نقاط قوت و امتیاز آن مورد بررسی قرار می گیرد.
۶۸.

عینیت در علوم اجتماعی: تفسیری فلسفی از روش شناسی ماکس وبر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۵۹
: عینیت، خصلت (یا هنجار) مهمی برای علم جدید محسوب می شود. ادعاهای مطرح شده در علم، صرفاً از آن جهت که در خصوص امور عینی هستند، قابل دسترس، قابل سنجش و دارای ارزش صدق یکسان هستند. با این حال، عینیت در علوماجتماعی، به واسطه پیچیدگیِ پدیدههایی که موضوع بررسی این علوم هستند (یعنی کنش معنادار انسانی)، آنطور که در علوم طبیعی محقق میشوند تضمین نخواهند شد. ماکس وبر حدود یک قرن پیش تلاش کرده است نشان دهد که چطور علوم اجتماعی می توانند عینی باشنددر این مقاله دو تفسیری که توسط مفسران دیگر از مفهوم عینیت نزد ماکس وبر ارایه شده تشریح شده و تضادهای میان این دو تفسیر، موضوع تحلیل بعدی مقاله حاضر خواهد بود. این دو تفسیر (هرچند هر دو عینیت نزد وبر را یک هنجار قلمداد کرده ا ند) اما هرکدام نوعی متفاوت (و معکوسی) از هنجار را مورد توجه قرار داده اند. مقاله حاضر قصد دارد با تمرکز و تأکید به تمایزهای دو نگرش و تفسیر، نشان دهد که نگاه وبر به عینیت، چطور می تواند در بحث های متاخرتر، در مورد رابطه میان سطح اجتماعی و سطح شناختی علم، بصیرت بخش باشد.
۶۹.

از طبیعت تا معماری فناورانه؛ چارچوبی معرفت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۴۲
این مقاله با بازخوانی انتقادی روند تاریخی نوآوری در معماری، روایت رایج از «معمار قهرمان» را به چالش می کشد و نشان می دهد که نوآوری های معماری و سازه ای مدرن، نه زاده نبوغ فردی، بلکه نتیجه تداوم سنتی معرفتی، فلسفی و تجربی در تعامل با طبیعت بوده اند. با تکیه بر تحلیل سه مرحله ای—از تقلید شهودی تا انتزاع تحلیلی و نهایتاً تعامل متقابل—مطالعه حاضر نشان می دهد که طبیعت، نه تنها الهام بخش زیباشناختی، بلکه شریک روشی و شناختی در فرآیند طراحی بوده است. در این چارچوب، مدل های فیزیکی کوچک مقیاس به عنوان ابزارهای تولید دانش و آزمایش فرم، جایگاهی کلیدی در معماری قرن بیستم یافتند. مقاله با بررسی معماری چهره های برجسته معماری فناورانه، روند شکل گیری زبان سازه ای مدرن را بر بستری فلسفی و میان رشته ای بازمی خواند و در نهایت، نوآوری را نه به مثابه گسستی قهرمانانه، بلکه به عنوان امتدادی جمعی در میراث فرهنگی معماری تبیین می کند.
۷۰.

خوانش داوری اردکانی از دین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۸
اندیشه رضا داوری اردکانی به عنوان یکی از برجسته ترین جریان های فلسفی در ایران و جهان معاصر، خوانشی متفاوت و ریشه ای از دین عرضه می کند که مبتنی بر فهم تاریخی، جمعی و انتقادی از معنای دین است. داوری با عبور از رهیافت های سنتی کلامی و الهیات تحلیلی غربی، دین را نه صرفاً مجموعه ای از آموزه های فردی یا انتزاعی، بلکه به عنوان پدیده ای زنده و تاریخی می فهمد که نقش بنیادین در شکل دهی هویت، زبان و حافظه جمعی جوامع انسانی دارد. او با نقد عقلانیت ابزاری و تلقی وارداتی از فلسفه دین، تأکید می کند بازخوانی و تأسیس مجدد فهم دینی تنها در افق سنت تاریخی و زمینه اجتماعی ممکن است. نوآوری داوری در فهم دین، توجه عمیق او به تجربه زیسته، زبان و شعر به مثابه افق های اصلی معنا و نیز تأکید بر امکان یا امتناع فلسفه دین به سبک غربی در ایران را در بر می گیرد. این مقاله با بهره گیری از روش سوشیال تئوری انتقادی، ضمن واکاوی بنیان های فکری داوری، به نقدها و دیدگاه های مخالف می پردازد و نشان می دهد که خوانش داوری از دین چگونه می تواند افق های تازه ای برای اندیشیدن به مسئله دین، سنت و هویت در ایران امروز بگشاید.
۷۱.

تحلیل تطبیقی معرفت شناسی وحی در شریعت اسلام و واقع گرایی ایمانی توماس آکویناس در مسیحیّت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۲
در همه ادوار تاریخ، سنّت ایمان گروی در اندیشه بشری دامنه گسترده ای داشته و در آن به موضوع ایمان دینی و ایمان خارج از گستره شریعت پرداخته شده است. قدّیس آکویناس، ایمان را اطمینان نظری به این که خدا وجود دارد تعریف کرده است. در مدل معرفت شناختی ایمانی آکویناس، متعلّق نهایی ایمان، واقعیّت نخستین نامرکّب و غیرگزاره ای یعنی خداوند است و تعهّدِ همراه با عشق و جهت گیری بنیادی به سمت امر الهی، سرسپارانه اما نجات بخش است. علّت تصدیق اصول اعتقادی گزاره ای این است که حجّیت آن از سوی خداوند وحی شده است. فیلسوفان متألّه مسلمان که هر دو وجه عملی و نظری وحی الهی را استوار می دانند این دیدگاه را پذیرفته اند. اطمینان بخشی ایمان در مکتب فلسفی آکویناس، ناشی از همانندی آن با یقینی بودن معرفت است. آکویناس در ذهن خود نوعی پیش فرض ایمانی مبتنی بر جهان شمولی لطف الهی داشته است و مبنای تعریف او ایمانِ از پیش موردِ قبول واقع شده است. نقد وارد بر نگرش او این است که باور به وجود خداوند، خود از جنس ایمان است و نه مقدّمه ای بر ایمان، تا بر اساس عقل در پیِ اثبات آن باشیم. تفاوت روش شناختی قرآن کریم با مدل آکویناس این است که تعریف ایمان در ُمصحف کریم مصرّح نیست، زیرا قرآن به مفهوم لفظی نمی پردازد و با تبیین خصوصیّات و نشانه های حقیقتِ ایمان، انسان را به فهمی راستین از ایمان رهنمون می شود. گوهر ایمان از امور مادّی و عینی نیست که بتوان مصداقی از آن را پیش روی شنونده نهاد؛ بلکه چنین گوهری، مفهومی انتزاعی و معنوی است که با انگاره سازی می توان آن را به ذهن مخاطب القا کرد. محتوا و ظاهر وحیِ ناب، مورد تأییدِ ادلّه عقلی است و از زاویه اندیشه و خِردورزی، علمِ مُنصف و برکنار از تعصّب و جانبداری، دیدگاه وحیانی ایمان را پشتیبانی می کند.
۷۲.

نسبتِ میانِ مفهوم وحی و لوگوس به عنوانِ الهامِ طبیعی یا عقلانی در اندیشه رواقی.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۹
وحی شناسی رواقی، هم راستا باکلّیّت نظام علّی جهان ونقطه ی تلاقی طبیعت، عقل وامر قدسی است. ایشان وحی را تحقّق تدریجی عقل کلّ درعقل فردی وفرایندی عقلانی واخلاقی دربستر طبیعت می دانند. طبیعت، زنده وقانون مند است ولوگوس درآن جاری است. طبیعتِ فردی انسان، بخشی ازطبیعت کیهانی است وخدا، طبیعت وانسان، اجزای یکپارچه ی جهانند. عقل جزئی درسایه ی لوگوس، به سوی کمال خود، یعنی اتحاد باعقل کلّ می رود واین فعلیّت، همان وحی عقلانی است. وحی درچنین نگرشی درپرتو سلوکی مبتنی برپالایش اخلاقی، تمرکز عقلی برفهم نظم کلّ هستی وتجربه ی درونی وحدت باعقل کلّ، فعلیّت می یابد. این نگاه، نه انقطاع ازطبیعت، بلکه هم نوایی بابنیاد عقلانی هستی است.
۷۳.

شکل زمانی تجربه های ادراکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۳ تعداد دانلود : ۲۱۴
این نوشتار ماهیت وجودشناختی تجربه های ادراکی را بررسی می کند و به دنبال دسته بندی آن ها در چارچوب متافیزیکی است. برخلاف مباحث مرسوم در رابطه با محتوا و ویژگی پدیداری تجربه ها، این بحث ماهیت زیربنایی تجربه ها را از نظر تعلق به مقوله های وجودشناختی بررسی می کند. دیدگاه رایج تجربه های ادراکی را رویدادهایی ذهنی می داند که محتوایشان جهان را بازنمایی می کند. با وجود این دیدگاه، این پرسش همچنان باقی است که آیا تجربه ها از نظر وجودشناختی در مقوله رویداد مندرج می شوند. این نوشتار در وهله نخست دیدگاه الکس برن را توضیح می دهد که در دلایل مبتنی بر زبان طبیعی و درون نگری برای طبقه بندی تجربه های ادراکی در مقوله رویداد مناقشه می کند. سپس، برن با مقایسه تجربه های ادراکی با گرایش های گزاره ای مانند باور دیدگاهی جایگزین را مطرح می کند؛ از این رو، تجربه ها اصلاً رویداد نیستند، بلکه همانند باورها، قرار گرفتن در حالت هایی هستند که سوژه را با محتوا مرتبط می کنند. به نظر می رسد برن با طرح این دیدگاه، اولاً، تمایز وجودشناختی بین حالت و رویداد را می پذیرد و ثانیاً، حالت بودن تجربه های ادراکی را ترجیح می دهد. با بررسی ساختارهای زمانی پدیده ها (شکل زمانی)، به این پرسش پاسخ می دهم که آیا تمایز میان رویداد و حالت وجودشناختی است یا اینکه این دو صرفاً شیوه هایی مختلف برای بیان توصیف های ما از پدیده ها در زبان هستند. طی طرح مباحثی در رابطه با موضوع استمرار اشیای فیزیکی، در نهایت به این نتیجه می رسم که تعیّن در لحظه ممکن است ملاکی خوب برای تمایز میان دو مقوله حالت/رویداد باشد. در نهایت، استدلال خواهم کرد که ویژگی های تجربی ویژگی هایی پویا هستند و تمثّل یافتن این ویژگی ها توسط سوژه تجربه های ادراکی را در مقوله واقع شوندگان، مشخصاً رویدادها، قرار می دهد.
۷۴.

بررسی و مقایسه خوانش دریفوس و کرزویل از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۶۵
پر سش درباره مسئله آگاهی رویکردی دیرینه در فلسفه دارد. امروزه با پیشرفت هوش مصنوعی پرسش هایی از قبیل امکان آگاه بودن هوش مصنوعی مطرح شده است. هرچند که آگاهی مسئله ای حل ناشده در علم و فلسفه است اما آینده ی هوش مصنوعی توسط دانشمندان و آینده پژوهان در کانون توجه است. ری کرزویل یکی از آینده پژوهانی است که پیش بینی می کند در آینده ای نه چندان دور هوش مصنوعی از هوش انسانی پیشی خواهد گرفت. در مقابل هوبرت دریفوس که فیلسوفی پدیدارشناس است امکان تحقق هوش مصنوعی به صورت موجودی با آگاهی مشابه آگاهی انسانی در آینده را رد کرده و آن را غیر قابل تحقق می داند. رویکرد کرزویل به هوش مصنوعی محاسباتی و علمی است و رویکرد دریفوس، فلسفی و پدیدارشناسانه است. هرکدام با ارجاع به دلایلی از ادعای خود دفاع می کنند. سوال اصلی این پژوهش، نقد نظرگاه فیزیکالیستی و تحویل گرایانه کرزویل نسبت به ذهن از منظر دریفوس از پایگاه مضامینی عموما هایدگری چون یادگیری زبان، تجربه، ناخودآگاه، درجهان بودگی و بسترهای فرهنگی است.
۷۵.

تحلیل دلالت های تربیتی گفت و گو و پرسش گری بر اساس آثار روایی منتخب امام علی (ع)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۹
ﭘﺮﺳﺶ کﺮﺩﻥ ﺭﺍﻫی ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍی ﭘﺨﺘﮕی ﺷﺨﺼیﺖ ﻭ ﭘﺮ کﺮﺩﻥ کﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﻌﺮﻓﺖ است. کﺴی کﻪ ﺩﺭ ﻣﺴیﺮ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺗکﺎﻣﻞ ﭘﺮﺳﺸﮕﺮی ﻧکﻨﺪ، ﺑﻪ کﻤﺎﻟی کﻪ ﺷﺎیﺴﺘﻪ ﻭی ﺍﺳﺖ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ یﺎﻓﺖ. بنابراین هدف از انجام پژوهش، تحلیل مراحل گفتگو و پرسشگری در سیره امام علی(ع) و دلالتهای تربیتی آن است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و به روش تحلیلی- توصیفی انجام شد. بدین منظور کلیه منابع و مراجع موجود و مرتبط شامل کتاب های نهج البلاغه، تحف العقول، میزان الحکمه، غررالحکم به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات فیش های محقق ساخته بود. تجزیه و تحلیل داده ها باکدگذاری موضوعی شامل سه مرحله(کد گذاری باز، محوری و گزینشی) و با استفاده از نظام مقوله بندی قیاسی انجام شد. یافته های حاکی از آن است تحلیل مراحل گفتگو و پرسشگری شامل 7 بعد: استفاده از جملات مناسب، استقبال از پرسش، فهم جویی(فهمیدن)، گفتگوی طرفین، ابهام زدایی، استنتاج (استدلال)، استفهام (برهان) است ، فهم جویی و استفهام (برهان) بیشترین فراوانی را به خود اخنصاص داده است.و دلالتها ی تربیتی گفتگو و پرسشگری بر اساس آموزه های امام علی(ع) شامل 10 بعد: زمان طلائی، اندیشیدن و گفتار نیکو، آموختن، غنیمت شمردن فرصت ها، کسب دانش و معرفت، حل مشکلات، روشنگری، هدایت و اصلاح رفتار، دانش ورزی و پیشرفت است ، اندیشیدن و گفتار نیکو بیشترین کد را به خود اختصاص داده است. بنابراین نقش سؤال و پرسشگری آنقدر مهم است که می توان انسان را به سرمنزل مقصود برساند.
۷۶.

بلوغ صوری از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۳
بلوغ صوری نشئه ای از مراحل تکامل نفس آدمی است که در حکمت متعالیه با توجه به حدوث جسمانی و حرکت اشتدادی نفس مطرح می شود. این مرحله که صدرالمتألهین آن را به صورت بازه ای از تحولات در وجود نفس، مطرح میکند سرآغاز ویژگی های مهمی مانند تجرد مثالی شدید، ناطقیت، عقل عملی بالفعل، عقل نظری بالقوه، تحول نحوه ی تعلق نفس به بدن، عمل اختیاری کمال آور و کسب استعداد بلوغ معنوی است. طرح این ادعا و تبیین آن در حکمت متعالیه با چالش هایی مانند چگونگی حدوث نفس ناطقه قبل از فعلیت عقل نظری، چگونگی فعلیت عقل عملی قبل از عقل نظری، چگونگی تحول نحوه تعلق نفس به بدن، چیستی نسبت بلوغ صوری با بلوغ معنوی و چیستی نسبت بلوغ صوری با بلوغ شرعی مواجه است. باتوجه به نظام حکمت متعالیه، نفس ناطقه با تجرد مثالی شدید و به همراه مرتبه بدوی عقل عملی و عقل نظری مشوب به خیال حادث شده و با عمل اختیاری، اسباب حرکت به سوی بلوغ معنوی را فراهم می آورد. این فعلیت جدید نفس به نحوی ایجاد می شود که کیفیت ارتباط آن با بدن را دستخوش تغییر قرار میدهد.
۷۷.

بررسی چهره و مبنای توجیه آن در فلسفۀ اخلاق لویناس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۲۷۳
ایمانوئل لویناس یکی از مهم ترین فیلسوفان عصر جدید به شمار می آید. اهمیت فلسفه او در اخلاق نمایان می شود. در فلسفه اخلاق لویناس، سوژه محوری از اولویت خارج می شود و «دیگری» و «چهره» او در اولویت قرار می گیرند؛ به نحوی که چهره دیگری بر پیام های اخلاقی دلالت می کند و سوژه با دریافت این پیام های اخلاقی، احساس وظیفه می کند تا خود را در برابر دیگری پاسخ گو و مسئولیت پذیر بداند؛ اما پرسش این است که در فلسفه اخلاق لویناس، مقصود از «چهره» در مواجهه با دیگری چیست؟ و وجه اخلاقی آن با چه مبنایی قابل توجیه است؟ آیا می توان آن را بر مبنای هستی شناسی و معرفت شناسی یا روان شناسی و زبان شناسی توجیه کرد؟ لویناس هنگامی که فلاسفه غربی می کوشیدند به سوژه اولویت ببخشند و همه موضوع ها را به هستی شناسی و معرفت شناسی تقلیل دهند، بازتعریفی از مفهوم دیگری و چهره دیگری را ارائه می دهد. نگارنده باور دارد بنیان اخلاقی چهره دیگری را می توان بر اساس چهار مبنای: 1-هستی شناسی، 2-معرفت شناسی، 3-روان شناسی و 4-زبان شناسی بررسی کرد؛ به گونه ای که در نهایت، بتوان بنیان اخلاقی اندیشه لویناس را در مبنای زبانی او کشف کرد.
۷۸.

دغدغه های معناداری در اشعار ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۲۷۶
این مقاله بر این اعتقاد است که اساساً شعر می تواند مقوله ای فلسفی باشد. ادبیات و به طور خاص شعر، نوعی نگرش به هستی است و ادبیاتی که پشتوانه فلسفی دارد، به صورتی هنرمندانه از نگرش شخص به هستی، زندگی، رنج، مرگ و معنای زندگی سخن می گوید. براساس مطالعه اشعار ابن سینا که در این مقاله انجام شده است، می توان گفت که ابن سینا هرگز فارغ از دغدغه ها و دلواپسی های غایی با خاستگاه اگزیستانسیالیستی نبوده است. آزادی اراده، تنهایی، مرگ و پوچی چهار مسئله اساسی این مطالعه هستند. این مقاله به منظور رسیدن به قضاوتی دقیق تر در مواجهه ابن سینا با هستی و همچنین، پاسخ به معناداری یا بی معنایی زندگی، به بررسی اشعار وی پرداخته است.
۷۹.

تبیین نقش محیط و نقش معلم و دانش آموز در یادگیری بر اساس مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۸
هدف مقاله حاضر بررسی نقش محیط و نقش معلم و دانش آموز در یادگیری بر اساس مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی است. در این پژوهش با روش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی، مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی تبیین شده اند و سپس با استفاده از گزاره های معرفت شناختی، نقش محیط و نقش معلم و دانش آموز مورد استنباط و تحلیل قرار گرفته است. برخی از یافته های حاصل برای نقش محیط در یادگیری بر اساس مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی شامل: نقش محیط فیزیکی بر یادگیری، نقش امنیت و فشار روانی محیط بر یادگیری، نقش محیط واقعی و طبیعی و تعامل با آن بر یادگیری، نقش محیط های متنوع بر یادگیری، و برخی یافته های به دست آمده برای نقش معلم و دانش آموز در یادگیری شامل: ساخت شبکه های عصبی جدید در مغز، یادگیری مبتنی بر یکپارچه بودن مغز، یادگیری اجتماعی و نیابتی، یادگیری مبتنی بر هیجان و عواطف، یادگیری مبتنی بر ارزشیابی و بازخورد، یادگیری مبتنی بر تجارب چند حسی، یادگیری مبتنی درگیری کل فیزیولوژی بدن، یادگیری مبتنی بر توجه، یادگیری مبتنی بر پردازش های کلی و جزئی، یادگیری مبتنی بر جستجوی معنا و الگوسازی، یادگیری مبتنی بر چالش و تهدید و ترس و اضطراب است. از نتایج به دست آمده می توان برای افزایش کیفیت بخشی در امر تعلیم وتربیت و به ویژه فرایند یاددهی و یادگیری در کلاس درس استفاده کرد.
۸۰.

رابطه علم و تکنولوژی: بازسازی و بسط دیدگاه دیوید میلر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۵
اگر هدف علم را شناخت واقعیت و تکنولوژی را تغییر واقعیت برای تحقق مقاصد در نظر بگیریم، این پرسش پیش رو است که علم و تکنولوژی چه رابطه ای با هم دارند و چه نقشی در پیشرفت یکدیگر ایفا می کنند؟ ما در این مقاله تحت تأثیر مقاله ی به کارگیری علم دیوید میلر و با اختیار رویکرد عقلانیت نقاد، نشان می دهیم که علم برای تکنولوژی نه تنها کافی نیست بلکه از جهت منطقی ضروری هم نیست و نقش علم در تکنولوژی، نقادانه و الهام بخش و حتی در مواردی گمراه کننده است. در تکمیل دیدگاه میلر، استدلال خواهیم کرد که تکنولوژی نیز برای علم کافی و از جهت منطقی ضروری نیست. علم قطعی نیست و تکنولوژی می تواند برای آن نقش نقادانه ایفا کند. همچنین برخی تکنولوژی ها می تواند الهام بخش علم باشد. به این نکته نیز توجه می دهیم که در مواردی پیشرفت تکنولوژی می تواند مانع پیشرفت علم شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان