مقایسه دیدگاه غیاث الدین دشتکی و جوادی آملی درباره عوامل سلوک با نگاه مبناشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات تطبیقی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۵ شماره ۳ (پیاپی ۳۷)
23 - 42
حوزههای تخصصی:
سالک در سلوک حقیقی با شناخت و معرفت صحیح و با راهنمایی مرشدی که خود طی طریق کرده، می تواند به والاترین کمال خود که شهود ذات حق است، برسد. نوشتار پیش رو عوامل سلوک را با نگاه مبناشناختی از دیدگاه غیاث الدین دشتکی وجوادی آملی مقایسه می کند تا رابطه مبانی فلسفی و روش های سلوک و همچنین، رابطه میان آرای دو اندیشمند را بررسی کند. این پژوهش از نظر روش توصیفی - تحلیلی است. دشتکی مراتب سلوک را در قالب مقاماتی مانند عزم و اصولی مانند زهد و تفکر و متممات سلوک مانند توحید، اتحاد و وحدت برمی شمارد. در سوی دیگر، جوادی آملی از فقر، ولایت و... به عنوان عوامل سلوک، از سفرهای چهارگانه به عنوان مراحل سلوک و از شهود، وحدت و فنا به عنوان غایت سلوک نام برده است. با مقایسه بین روش های سلوک و مبانی، دیده می شود عوامل سلوک از دیدگاه این دو اندیشمند تحت تأثیر اندیشه های ایشان در هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی آنها هستند. این دو دیدگاه با وجود شباهت های زیادی که نشان دهنده تأثیرپذیری احتمالی هستند، در بعضی موارد تفاوت دارند، از جمله تأکید جوادی آملی بر عقلانیت و جنبه اجتماعی عرفان در آثار او.