ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۵٬۵۳۹ مورد.
۴۱.

تحلیل چالش های وجودی در چارچوب ارتباطات چهارگانه انسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۶۶
چالش های وجودی از اساسی ترین دغدغه های انسانی به شمار می روند که از مواجهه فرد با پرسش های بنیادین درباره معنا، هدف، آزادی، تنهایی و مرگ نشأت می گیرند. این چالش ها برخلاف مشکلات روزمره، به ابعاد فلسفی و بنیادین تجربه زیسته مرتبط بوده و در تمام جنبه های زندگی انسان تأثیرگذارند. به منظور دستیابی به درکی جامع و نظام مند از این چالش ها، این پژوهش با روش سنتزپژوهی به شناسایی و طبقه بندی مؤلفه های مختلف چالش های وجودی پرداخته و چارچوب تحلیلِ مبتنی بر ارتباطات چهارگانه انسان را به عنوان رویکردی نوین معرفی می کند. این چارچوب با در نظر گرفتن ابعاد گوناگون وجودی انسان (ابعاد فردی: خودشناسی و درون نگری و ابعاد اجتماعی: روابط انسانی، معنویت و طبیعت) و تعاملات میان این ابعاد، به درک واقع بینانه و عمیق تر از چالش های وجودی و ارائه راهکارهای مؤثرتر برای مواجهه با آن ها کمک می کند. یافته ها نشان می دهند که ریشه بسیاری از بحران های وجودی در ارتباط انسان با خود به عنوان نخستین منبع ادراک و شناخت نهفته است و این بحران ها در سایر ارتباطات او نیز بازتاب می یابند. همچنین، هر یک از چالش های وجودی در چهار نوع ارتباط، قابل ردیابی بوده و کیفیت این ارتباطات به طور مستقیم در تشدید یا کاهش دلواپسی های وجودی مؤثر است. استفاده از چارچوب تحلیل ارتباطات چهارگانه به شناسایی دقیق تر منشأ مشکلات وجودی در افراد کمک کرده و امکان بررسی عمیق تری از اختلالات ارتباطی به عنوان عوامل زمینه ساز این چالش ها را فراهم می آورد. این رویکرد تحلیلی، زمینه را برای تدوین مداخلات و راهبردهای مؤثرتر در مواجهه با چالش های وجودی مهیا می سازد و به بهبود کیفیت زندگی و رشد وجودی انسان کمک می کند.
۴۲.

تبیین براهین یگانگی خدا در فلسفه اسپینوزا و بازسازی برهان اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۵
فلسفه اسپینوزا را می توان جزء فلسفه های خداباور دسته بندی کرد، به این معنا که به وجود خدا باور دارد و آن را یگانه نیز می داند. البته تصوری که از خدا به دست می دهد، لزوماً همان تصوری نیست که متألهان و فیلسوفان در سنت الهیاتی ادیان ابراهیمی، عمدتاً از خدا به دست داده اند. اسپینوزا در آثار مختلف خود براهینی برای اثبات یگانگی خدا یا جوهر الهی به دست می دهد. در این مقاله تلاش کرده ایم تا با روش توصیفی-تحلیلی این براهین را مطرح ساخته و تبیین کنیم. عمده این براهین مبتنی بر کمال مطلق و وجوب وجود هستند، البته برخی از آنها نافی کثرت جواهر نیستند و صرفاً جوهر الهی را واحد می دانند، ولی برخی دیگر، درصدد اثبات جوهر الهی به عنوان تنها جوهر موجود و تصورپذیر هستند. همچنین نشان داده ایم که برهان کتاب اخلاق اگر به صورت مرسومش تقریر گردد، تام نخواهد بود. از این جهت، با تکیه بر مفهوم نامتناهی مطلق و نامتناهی در نوع خود، تلاش کرده ایم که صورتی معقول تر از آن به دست دهیم. در تقریر عمده براهین، رجوعی به پیشینه آنها در میان متفکران قرون وسطای یهودی-مسیحی-اسلامی نیز داشته ایم.
۴۳.

معانی وجود در کتاب العلل (کتاب الایضاح فی الخیر المحض لأرسطوطالیس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۱
بحث از «وجود» از قدیمی ترین بحث های فلسفی است و در متون عربی فیلسوفان با اصطلاح هایی متعدد از جمله «انیّت»، «هویّت»، «کون» و «أیس» بیان شده است. وجود در کتاب العلل با اصطلاح «انیّت» به معنای «وجود» و «هویّت» به معنای «موجود» و «کون» به معنای «به وجود آمدن» مطرح شده است و معنای وجود برای مراتب هستی متفاوت است. معنایِ وجود برای علت نخستین، وجود محض است؛ اما برای مراتب دیگر عقل و نفس، «وجود محدود» است. توماس بر اساس باب هشتم کتاب العلل ، در شرح این کتاب گفته است «وجود» در کتاب العلل به معنای «فعل وجود» نیست. بر این اساس، این مسأله را طرح می کنیم که «وجود» در کتاب العلل به چه معنایی به کار رفته است؟ آیا می توان به نظر توماس پاسخی دیگر داد؟ برای بررسی این مسأله و پاسخ به این پرسش ها با روش توصیفی – تحلیلی، اصطلاح های مختلف وجود و کاربست معنایی آن ها در کتاب العلل را به تبیین می کنیم و به این نتیجه می رسیم که «وجود» در اطلاق آن برای خدا، وجود محض، برای عقل «نخستین موجود» و برای موجودات به معنای «فعل وجود دادن» است.
۴۴.

پردازش پیش بینانه و ادراک حسّی بی واسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۶۶
پردازش پیش بینانه ادراک حسّی را برمحور پیش بینی توضیح می دهد. سیستم ادراکیِ سلسله مراتبی پیش بینی هایی را درباره جهان خارج، از سطوح بالاتر سلسله مراتب برای سطوح پایین تر، می سازد. این رویکرد یک نظریّه محاسباتی قوی است که پیوندی تنگاتنگ بین ادراک حسّی، کنش و توجّه برقرار می سازد. بررسی خواهد شد که پردازش پیش بینانه ادراک حسّی را بی واسطه می داند یا خیر. ادراک حسّی بی واسطه است اگر عینِ آن مستقل از ذهن و واقع در جهان خارج باشد. دیدگاه های متفاوتی در خصوص رابطه پردازش پیش بینانه و بی واسطه گی مطرح شده است. در این بین می توان سه تعبیر را از یکدیگر تمیز داد. بنا به تعبیر اول، عینِ ادراک حسّی بهترین پیش بینی است. مطابق با تعبیر دوم، ادراک حسّی مبتنی بر استنتاج علّی است و عینِ واقع درجهان علّت پنهان است که ممکن است در زنجیره علّیِ آن خطا رخ دهد. تعبیر سوم اظهار می کند که ادراک حسّی از طریق پردازش پیش بینانه گشودگی جهان را برای سوژه فراهم می کند. استدلال خواهد شد که تعبیر اول برخطا است. تعبیر دوم نیز به ردّ بی واسطه گی نمی انجامد. با تأیید تعبیر سوم می توان پردازش پیش بینانه را رویکردی پنداشت که مواجهه گشوده با جهان را میسّر می کند، نه آن که خود مانعی برای آن باشد.
۴۵.

بازتفسیر تحلیل علّیت ماکس وبر در علوم فرهنگی: نقش قواعد تجربی و شرطی های خلاف واقع در حفظ تمایز نوکانتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۹
روش شناسی ماکس وبر تحتِ تأثیر اندیشمندان مکتب نوکانتیِ بادن، به تمایز میان علوم طبیعی و علوم فرهنگی تأکید دارد. این رویکرد علوم انسانی را با فهم معنای کنش های انسانی، و علوم طبیعی را با تبیین از طریق قانون های علّی تشخیص می دهد. امّا، وبر برای تحلیل خود از واژه «علیت» و «تحلیل های علّی» استفاده کرده و از آنجا که تبیین (در عامیانه ترین تعریف) به معنای بیانِ علّت است، این تصوّر ایجاد شده که روش وبر در علوم فرهنگی به واسطه علاقه او به تحلیل علّی، به علوم طبیعی نزدیکتر شده که این نیز معنایی ندارد به جز پذیرش نوعی از تحصل گرایی. در این مقاله استدلال می کنیم که تحلیل علّی وبر، همچنان به تمایز میان علوم فرهنگی و علوم طبیعی (موردنظر نوکانتی های بادن) متعهد باقی می ماند. برای این منظور بعد از شرح روش شناسی و رویکرد علّی وبر، با مقایسه شرح وبر با فلاسفه دیگری که درخصوص علیت منفرد قرائت هایی ارایه داده اند (به طور مشخص دیوید لوئیس) نشان خواهیم داد که تحلیل علیّت منفرد، دارای ویژگی هایی است که به کار رفتن آن در دیدگاه وبر، مرز میان علوم طبیعی و علوم فرهنگی همچنان حفظ خواهد شد. در این مقاله، ملاکی برای تمایز میان این دو نوع علم ارایه می شود.
۴۶.

نقش اراده در تربیت و شیوه های پرورش آن در منظومه فکری شهید مطهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۷۶
مقدمه و هدف: یکی از مهم ترین ارکان سازنده هر مکتب تربیتی، تقریری است که از اراده و به تبع نقش آن در تربیت ارائه می شود . این مسئله از صدر اسلام نیز با توجه به برخی آیات قرآن کریم محل نزاع مکاتب مختلف فکری بوده است. از طرفی اگر اراده در تربیت نقش مؤثر و مفیدی داشته باشد، روش های تقویت آن نیز مطلوب خواهد بود. این پژوهش با هدف بررسی نقش اراده در تربیت و روش های تربیت آن در اندیشه شهید مطهری انجام شده است. روش شناسی پژوهش: در این پژوهش از روش تحلیلی کیفی استفاده شده است. حوزه پژوهش کلیه منابع معتبر مکتوب و دیجیتال مرتبط با اندیشه شهید مرتضی مطهری بوده و نمونه گیری صورت نگرفته است. ابزار جمع آوری اطلاعات فیش برداری بوده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از طریق کدگذاری باز صورت گرفته و مبتنی بر پرسش های پژوهش، دسته بندی شده است. یافته ها: یافته های حاکی از آن است که در اندیشه شهید مطهری، اراده از سه جنبه امکان تربیت، عامل تربیت و هدف تربیت قابل طرح است. روش های تربیت اراده شامل دو بخش سلبی و ایجابی می شود که با توجه به ملاحظات روش ایجابی، این روش شامل دو زیر شاخه قابل توصیه و غیر قابل توصیه می شود. نتیجه گیری: رابطه اراده و تربیت دارای وجوه مختلفی است. همان گونه که اراده یک عنصر اساسی در تربیت است، روش های مختلف و مداخلات گوناگون تربیتی نیز می تواند به تقویت آن کمک کند تا چرخه تقویت مثبتی میان این دو شکل گیرد.
۴۷.

دیدگاه دکارت در باب کیفیات اولیه و کیفیات ثانویه: واقع گرایی یا ضد- واقع گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۹
در این مقاله تلاش بر آن است تا ابتدا تصویری روشن از مبحث کیفیات اولیه و ثانویه در اندیشه دکارت ارائه شود. دکارت، در کنار سایر دعاوی متافیزیکی خود، ضمن قبول سه جوهر نفس، خدا و ماده، در باب جوهر مادی مدعی است که این جوهر، تنها دارای یک صفت ذاتی است و آن صفت امتداد است. به اعتقاد او، تمام آنچه هست ذرات ماده است، که این ذرات دارای ویژگی های هندسی خاصی از جمله اندازه، حرکت و شکل هستند. این ویژگی ها را دکارت «کیفیات واقعی» ماده نام می نهد. اگرچه اندیشه دکارت در باب «کیفیات اولیه یا واقعی» از وضوح بیشتری برخوردار است، اما این وضوح گفتار و اندیشه در آراء او، ناظر به کیفیات ثانویه موجود نیست. از همین روست که برخی شارحین دکارت، او را یک ضد- واقع گرا در باب کیفیات ثانویه بشمار می آورند. در این مقاله نیز تلاش می شود، تا ضمن ارائه دیدگاه دکارت در باب کیفیات و تقابل او با فلسفه مدرسی، تفاسیر مختلفی که از دیدگاه او ناظر به کیفیات ثانویه به عمل آمده، از تفاسیر میانه و ضد- واقع گرایانه، شرح داده شود، و نهایتاً از او، با نظر به رهیافت لاکی در باب کیفیات، در مقام یک واقع گرا دفاع شود.
۴۸.

برهان شرط بندی پاسکال در بوته نقد: بررسی ابعاد معرفت شناختی، اخلاقی و متافیزیکی در فلسفه دین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۰
چکیده برهان شرط بندی پاسکال از استدلال های شاخص در فلسفه دین است که با تکیه بر محاسبه عقلانی سود و زیان، باور به خدا را به عنوان گزینه ای موجه معرفی می کند. مبنای آن بر این فرض استوار است که حتی با احتمال اندک وجود خدا، باور به او از منظر منفعت نهایی، معقول ترین راهبرد است؛ زیرا سود احتمالی آن نامتناهی و زیان عدم باور، سنگین و جبران ناپذیر خواهد بود. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی مفهومی و ارزیابی انتقادی، ظرفیت ها و محدودیت های این برهان را در سه بُعد معرفت شناختی، اخلاقی و متافیزیکی بررسی می کند. در بُعد معرفت شناختی، تمایز میان باور و ایمان نشان می دهد که پاداش اخروی بر ایمان مترتب است، نه بر باور، و باور نیز به مثابه حالت ذهنی، امری غیراختیاری است و نمی تواند صرفاً بر مبنای محاسبه سود شکل گیرد. از منظر اخلاقی، پذیرش دین بر پایه مصلحت جویی می تواند به بی صداقتی و ریا بینجامد. در بُعد متافیزیکی نیز مسئله خدایان متعدد و تنوع ادیان، اعتبار این برهان را مخدوش می سازد. نتیجه آنکه برهان شرط بندی پاسکال بیش از آنکه اقناع کننده نامؤمنان باشد، نقش تقویتی برای باورهای پیشین دارد و به عنوان مبنای شکل گیری باور دینی کفایت لازم را ندارد.
۴۹.

سایه افلاطون و زوال فهم وحیانی از نفس در الهیات کلیسای اولیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۹
این مقاله به بررسی ورود آموزه فلسفی جاودانگی نفس از سنت افلاطونی به الهیات کلیسای اولیه می پردازد. با تحلیل واژگانی چون نَفَش در عبری و ψυχή در یونانی نشان داده می شود که کتاب مقدس انسان را موجودی واحد و فناپذیر معرفی می کند که هستی او وابسته به افاضه حیات از سوی خداوند است، در حالی که افلاطون نفس را مستقل و جاودانه می دانست. آثار آبای کلیسا نشان می دهد که تحت تأثیر فلسفه یونانی، مفاهیم مرگ، رستاخیز و داوری نهایی بازتفسیر شدند و جاودانگی به عنوان ویژگی ذاتی نفس تلقی شد. این روند موجب دگرگونی تصویر عدالت و رحمت الهی در الهیات مسیحی گردید.
۵۰.

فلسفه دین و تفاوت بین دیدگاه های مسیحی و اسلامی در مورد نبوت و محتوای پیام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۲
این مقاله مقایسه ای تحلیلی و جامع بین مفاهیم اسلامی و مسیحی از نبوت و وحی (یا انکشاف الهی) در چارچوب فلسفه دین ارائه می دهد. در این مقاله بیان می شود که اگرچه هر دو سنت، پیامبر را به عنوان واسطه ای منصوب از جانب خداوند می شناسند، اما مبانی فلسفی، اهداف الهیاتی و ماهیت وحی (یا انکشاف الهی) در آنها اساساً متفاوت است. این تحلیل، تکامل نبوت را در سنت یهودی-مسیحی، از نصیحت و پیشگویی اخلاقی در عهد عتیق تا اوج آن در شخص عیسی مسیح به عنوان کلمه تجسدیافته در عهد جدید، دنبال می کند. این در تضاد با دیدگاه اسلامی است که در آن نبوت به عنوان انتقال یک قانون و هدایت جامع الهی (شریعت) درک می شود که در خاتمیت حضرت محمد (ص) و قرآن به اوج خود می رسد. این مطالعه به طور سیستماتیک این تفاوت ها را از طریق تحلیل تطبیقی هدف نبوت، نقش و جایگاه پیامبران، مفهوم وحی و خاتمیت آن مشخص می کند. این بخش با تأملی فلسفی در مورد ضرورت نبوت برای انتقال معرفت ماوراء طبیعی، به ویژه آخرت، که برای عقل بشر به تنهایی قابل دسترسی نیست، به پایان می رسد.
۵۱.

ارزیابی فلسفی از مدل سازی های انتقال تکنولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۸
هرگونه مدل سازی از انتقال تکنولوژی، مبتنی بر تصوری از تکنولوژی است. تصوری که تکنولوژی را صرفاً ساختارهای فیزیکی مصنوعات فنی در نظر می گیرد، در انتقال تکنولوژی نیز به دنبال انتقال فیزیکی این مصنوعات است. در این مقاله نشان می دهیم که هرچند تحول مدل های انتقال تکنولوژی نشان از توجه آن ها به زمینه و برخی ابعاد فرهنگی و اجتماعی دارد اما همچنان دچار برخی انگاره های مبهم یا نادرست هستند. این امر ناشی از یک آشفتگی مفهومی پیرامون چیستی تکنولوژی و فقدان یک نظریه فلسفی یکپارچه است. ما برای رفع این فقدان با بهره گیری از ادبیات فلسفه تکنولوژی، نظریه ای فلسفی پیرامون تکنولوژی ارائه می کنیم. بر اساس این نظریه، یک تکنولوژی ، طرح و راه حلی برای مسائل فنی است که توسط عامل های قصدمند جهت تحقق مقاصد به کار گرفته می شود و در آن از توان علّی واقعیت فیزیکی یا اجتماعی موجود استفاده می شود. از این رو انتقال تکنولوژی شامل ایجاد مقاصد مشابه، به کارگیری طرح مشابه، انتقال یا ایجاد مصنوع مشابه برای به کارگیری توان علّی آن در موقعیت مقصد است. این رویکرد توجه ما را به مقاصد، ارزش ها و هنجارهای جامعه مقصد، ایجاد مصنوعات اجتماعی از جمله نهادها یا قوانین متناسب، لزوم وجود تکنولوژی های وابسته در جامعه مقصد، لزوم بازسازی طرح تکنولوژیکی متناسب موقعیت مقصد و موارد دیگری معطوف می کند. این جنبه ها تذکری است بر اینکه پیش از تسهیل انتقال تکنولوژی باید به نقادی انتقال تکنولوژی توجه کرد.
۵۲.

مطالعل هستی شناسیِ اثر موسیقایی در نظریۀ بداهۀ گفت و شنود موسیقایی نزد بروس الیس بنسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۲۷۶
هستی شناسی اثر موسیقایی همواره مورد سؤال بسیاری از متفکران قرار گرفته است. بروس الیس بنسن در نظریه خود با عنوان «بداهه گفت و شنود موسیقایی» به این مهم اشاره می کند که در خلق و اجرای اثر موسیقی، همواره بستری برای بداهه پردازی وجود دارد که آهنگ ساز، اجراگر و شنونده را وارد نوعی گفت و شنود می کند که بر هر گونه تبدیل و تعدیلِ بعدی گشوده است. او به روش پدیدارشناسیِ هرمنوتیکی، نظریه خود را در بستر موسیقی کلاسیک با تکیه بر سنّت ها و کاربست های موسیقایی طرح می کند. هدف از انجام این پژوهش، تبیین مفاهیم هستی شناختیِ پیشنهادشده توسط بنسن در نظریه بداهه گفت و شنود موسیقایی است؛ نظریه ای پساساختارگرا که اساسِ موسیقی را «بداهه» می داند و خود نیز همواره سرشتی تفسیری دارد. سنّت و کاربست موسیقایی به مثابه یک جهان برای یک گفت و شنود در موسیقی دارای اهمیت است. بنسن به جای مفهوم «اثر» و «نقش آهنگ ساز» به عنوان تنها آفریننده آن، «قطعه موسیقی» را معرفی می کند که دارای هویتی سیال است و همواره با اجراها و تفسیرهای اجراگرِ کارآزموده و آشنا به سنّت و کاربست به حیات خود ادامه می دهد. در این پژوهش که در رده پژوهش های کیفی قرار می گیرد، روش پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از منظر شیوه انجام، توصیفی - تحلیلی است و کلیه مطالب به روش کتابخانه ای به دست آمده اند.
۵۳.

تلاقی فلسفی آرنت و کوندرا: فردیت شاعرانه در برابر طعنۀ تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۲۷۸
 مقاله حاضر با رویکرد بینارشته ای بر دغدغه مشترک هانا آرنت و میلان کوندرا متمرکز است: خطرات تاریخ برای فرد. پرسش محوری این است: چرا آرنت و کوندرا در آثار متعدد خویش نسبت به مفاهیمی همچون نیروهای تاریخ یا اراده تاریخ بدبین بوده اند؟ از دید آرنت و کوندرا، فرد به نام فراخوان های غیرشخصی و دست های نامرئی، خود را از یاد می برد و تسلیم نیروهای فراانسانی می شود. توتالیتاریسم همواره به پشتوانه این نیروهای فراانسانیِ تاریخ، فرد را به انقیاد کشیده است. به همین دلیل است که به گفته آرنت، آیشمن را تاریخ تباه کرد؛ زیرا از هر گونه تصمیم و انتخاب شخصی عاری شده بود و فقط به صدای خداگونه تاریخ گوش سپرده بود. بیرون از این راهبردهای تاریخ، هر گونه کنش تحول بخش ناممکن شده است. بازگشت به کنش (به تعبیر آرنت) و نگهبانی از میراث رمان (به تعبیر کوندرا) مقاومت در برابر چنین دست درازی های تاریخ است. به اعتقاد آرنت، هر کنشی آغازگر داستان شخصی خود است و به گفته کوندرا، حافظه رمان تجربه هایی را ثبت می کند که در تاریخ رسمی به فراموشی سپرده شده اند؛ در نتیجه، از دیدگاه آرنت و کوندرا، تاریخ شخصی در برابر تاریخ غیرشخصی، کنش در برابر واکنش و تصمیم در برابر دستور اهمیت می یابد و هر کس نسبت به داستان های خودش مسئولیت شخصی دارد. تأکید آرنت بر اهمیت کنش و توجه کوندرا به استقلال رمان در برابر تاریخ، وفاداری به خلق فردیت شاعرانه ای است که در عصر مدرن رو به فراموشی است.
۵۴.

مرگ آگاهی از دیدگاه نیچه و شوپنهاور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۸ تعداد دانلود : ۶۰۷
مرگ آگاهی نزد شوپنهاور در شناخت خواست و مرگ خودخواسته و در واقع، در لغو خواست جاودانگی نهفته است. نظر وی هر نوع تفرد در جاودانگی را انکار می کند و از این رو، میل به بقاء در انسان را سیراب نمی کند. جنس مرگ اندیشی وی از نوع شهود نفسانی است. نیچه از مرگ به سمت زندگی نظر می کند و به عبارتی، سرنا را از ته می نوازد، این مرگ است که نیروی زندگی به انسان می بخشد. ایده آل زندگی هر فردی با مشخصه های شخصی او تعریف می شود. نیچه از انسان می خواهد خلاقانه زندگی کند نه منفعلانه. نیچه پیرو اخلاق طبیعی فردی است، اما در تبیین باور خود، زوایایی از اخلاق طبیعی که مبتنی بر اموری غیر از تنازع بقاء هستند را نادیده می گیرد. همچنین، او از نقش عوامل محیطی و آموزش در ساخت ابَرانسان غفلت ورزیده است. آنچه وی به عنوان راه کار برای معناداری زندگی معرفی می کند، مستلزم داشتن خرد ناب است که هم سنگ خردهای عامه مردم نیست و از این رو، کارآمدی همگانی ندارد. مرگ آگاهی نزد وی از جنس فهم است که به وسیله تمام قوای طبیعی انسان تولید می شود.
۵۵.

بازآفرینی مناقشه اراده آزاد: از قرن هجدهم تا علوم شناختی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۲
بحث درباره اراده آزاد از کهن ترین و بنیادی ترین چالش ها در فلسفه است که اوج خود را در قرن هجدهم، به ویژه در آثار دیوید هیوم، یافته است. این مقاله با عنوان «بازآفرینی مناقشه اراده آزاد: از قرن هجدهم تا علوم شناختی معاصر» می کوشد این تقابل کلاسیک میان آزادی و ضرورت را در پرتو داده ها و مباحث جدید در علوم شناختی و عصب پژوهی بازخوانی کند. پرسش اصلی این است که آیا یافته های تجربی اخیر همچون پژوهش ها درباره فرایند تصمیم گیری، پیش بینی کنش ها و علیت ذهنی می توانند امکان «آزادی اراده» را تأیید یا به چالش بکشند؟ فرضیه مرکزی مقاله این است که چارچوب همخوان گرایانه هیوم، که بر هماهنگی میان ضرورت علّی و توانایی انسان برای عمل بر اساس دلایل تأکید دارد، همچنان منبعی مهم برای فهم و هدایت مناقشات علمی امروز فراهم می آورد. روش تحقیق، تحلیلی تطبیقی است: از یک سو مفاهیم و استدلال های هیوم و دیگر متفکران قرن هجدهم بررسی می شوند، و از سوی دیگر، این مفاهیم در پرتو یافته های علوم شناختی و عصب پژوهی بازخوانی می گردند. نتایج نشان می دهد که خوانش همخوان گرایانه از آزادی اراده نه تنها در برابر چالش های علوم شناختی مقاوم است، بلکه می تواند در بازتعریف مفاهیمی چون ضرورت، کنترل و مسئولیت اخلاقی در گفت وگوی میان فلسفه و علم نقش آفرین باشد. ازاین رو، مناقشه دیرپای آزادی و ضرورت پایان نمی یابد، بلکه در بستر علوم معاصر افق های تازه ای می یابد.
۵۶.

تقارن در فیزیک نوین و تبعات فلسفی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۶۷
تقارن یکی از بنیادی ترین و پرکاربردترین مفاهیم در فیزیک نوین است که نقشی کلیدی در توسعه نظریه های جدید ایفا می کند، خصوصاً در زمینه هایی چون نسبیت عام، نظریه میدان های کوانتومی و وحدت بخشی نیروهای فیزیکی. این مفهوم در فیزیک نوین فراتر از تقارن های هندسی و مشاهده پذیرهاست در معنای نوین تقارن به صورت ناوردایی تحت تبدیلات مورد نظر تعریف می شود و بیشتر متوجه قوانین فیزیک و ساختارهای نظری است تا اشیا فیزیکی. به عبارتی در حوزه فیزیک نظری تقارن به مثابه یک ابر قانون عمل می کند که محدودیت هایی را بر قوانین فیزیکی و شکل نظریه به صورت کلی اعمال می کند. نقش محوری این مفهوم در فیزیک نوین موجب شکل گیری بحث های فلسفی متنوعی شده است. این مقاله مروری دارد بر مفهوم تقارن، بررسی تاریخی ورود آن به فیزیک نوین و نحوه استفاده فیزیکدانان از این مفهوم. در پایان به تبعات و مسائل فلسفی مرتبط با آن اشاره می شود.
۵۷.

دسته بندی نسبت علم و دین بر مبنای طیفی از هم خوانی تا ناهم خوانی نمونه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۴۷
مسئله نسبت علم و دین از مهم ترین چالش های معرفتی معاصر است. این پژوهش با رویکردی نو به دسته بندی مصادیق رابطه ی علم و دین بر مبنای میزان هم خوانی و ناهم خوانی آن ها می پردازد. روش پژوهش مبتنی بر مطالعه و تحلیل موردی نمونه های عینی در طول هفت سال (1395-1403) در قالب مباحثات بین رشته ای با دانشجویان تحصیلات تکمیلی در رشته های علوم پایه و فلسفه است. نشان داده ایم روابط علم و دین را می توان در سه دسته ی اصلی قرار داد: «هم خوانی» (مانند شواهد آغازمندی جهان و تنظیم ظریف کیهانی)، «بی تفاوتی» (که اکثریت موارد را شامل می شود)، و «ناهم خوانی» که خود به دو زیرگروه تقسیم می شود: ناهم خوانی های حل وفصل پذیر (مانند برخی تفسیرهای تکاملی) و ناهم خوانی های بحران زا (مانند تفاسیر فیزیکالیستی افراطی-نئوداروینیستی). در نتیجه با بهره گیری از استعاره ی موسیقایی، نشان داده ایم هر سه نوع رابطه کارکرد خاص خود را دارند و حتی موارد ناهم خوان می توانند محرک پیشرفت علمی و بازاندیشی معرفتی باشند و مطلوب است به جای اتخاذ مواضع بر مبنای منطق دوارزشی (درست/غلط)، از منطقی فازی با طیفی گسترده از هم خوانی تا ناهم خوانی استفاده کنیم.
۵۸.

بازخوانی مفهوم «برزخ» در الهیات کاتولیک و نقش آن در اقتصاد قرون وسطی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۰
مفهوم «برزخ» در الهیات کاتولیک، برخلاف تصور رایج که آن را صرفاً آموزه ای اخروی و متافیزیکی می پندارد، در بستر تاریخی خود واجد کارکردهایی اجتماعی، سیاسی و به ویژه اقتصادی بوده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی در پی آن است تا با بازخوانی این آموزه، نشان دهد چگونه برزخ نه تنها در چارچوب نظام نجات شناسی کلیسا، بلکه در تنظیم رفتارهای اقتصادی مؤمنان و ساختارهای نهادی جامعه قرون وسطی نقش فعالی ایفا کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که مفهوم برزخ در الهیات کاتولیک چگونه در شکل گیری و تحول نهادها و مناسبات اقتصادی قرون وسطی تأثیرگذار بوده است؟ در پاسخ به این پرسش، مقاله به بررسی چند محور فرعی نیز می پردازد: نخست، تحلیل تأثیر آموزه برزخ بر رفتارهای اقتصادی فردی مؤمنان، همچون خرید آمرزش نامه، وقف اموال، پرداخت نذورات و صدقات به منظور کاهش رنج برزخی. دوم، واکاوی نقش کلیسا در نهادینه سازی این آموزه و بهره گیری از آن برای مشروع سازی قدرت اقتصادی و معنوی خویش از طریق نهادهایی چون صلح نامه ها، انجمن های دعای جمعی و بازار آمرزش نامه ها. سوم، واکاوی این دیدگاه که برزخ تنها ابزاری برای تحکیم ساختار قدرت کلیسا بوده است، با توجه به تجربه های دینی مردم و ابعاد معنوی-روان شناختی این باور. این پژوهش با تکیه بر منابع تاریخی، الهیاتی و اقتصادی، کوشید نشان دهد آموزه هایی چون برزخ می تواند به گونه ای مضاعف در زندگی مؤمنان عمل کند: از یک سو به عنوان منبعی برای امید به رهایی و تطهیر اخروی و از سوی دیگر به مثابه ابزاری نهادی برای مدیریت ترس، هدایت رفتار اقتصادی و تقویت اقتدار کلیسا. تحلیل انتقادی این پیوند، افق هایی تازه در مطالعات میان رشته ای دین، جامعه و اقتصاد می گشاید و امکان تأملی مجدد بر نسبت مفاهیم الهیاتی و ساختارهای مادی را فراهم می آورد.
۵۹.

تجربه تحولی و عقلانیت اختلاف درونی: بازخوانی معرفت شناختی تحول دینی در پرتو روایت آگوستین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۶
تحول دینی دگرگونی عمیقی در هویت، ارزش ها و معیارهای عقلانی فرد ایجاد می کند و با دو ویژگی اصلی همراه است: عدم امکان پیش بینی کامل پیامدها پیش از وقوع، و تغییر بنیادین در ساختار شخصیت و معرفت پس از آن. این امر تصمیم برای ورود به چنین تجربه ای را به یک پارادوکس تبدیل می کند که در آن عقلانیت سنتی کارایی ندارد و اراده و شجاعت معرفتی اهمیت می یابند. در این فرایند پرسش از اعتبار خویشتنِ پیشین و جدید مطرح می شود اما هیچ یک به طور مطلق برتر نیستند. گفت وگوی عقلانی درونی، که ریشه در معیارهای اجتماعی و بین الاذهانی دارد راهی برای مقابله با این شکاف است. به عنوان مثال، روایت آگوستین در اعترافات نشان می دهد که اختلاف با خویشتن پیشین نه تنها گسست نیست، بلکه فرصتی برای تعمیق عقلانیت و بازسازی خودفهمی است. بنابراین، عقلانیت در حوزه ی دین به معنای ایستادگی در برابر تغییر نیست، بلکه توانایی رشد درون آن است.
۶۰.

اختر الهیات: تحلیل نسبت حیات بیرون زمینی با برتری انسان در نظام آفرینش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۴
این پژوهش به بررسی این پرسش می پردازد که آیا پذیرش موجودات هوشمند غیرزمینی با باور به انسان به عنوان «اشرف مخلوقات» ناسازگار است؟ ابتدا نشان داده می شود که قرآن کریم در این باره تصریحی ندارد، اما گشودگی تفسیری آن امکان خوانش های متنوع فلسفی، عرفانی و کلامی را فراهم می کند. سپس با تکیه بر استدلال های فلسفی، از جمله نظریه صدور، کثرت مراتب وجود و اصل سنخیت علت و معلول، استدلال می شود که آفرینش جهان های متعدد و اشکال گوناگون حیات نه تنها ممکن، بلکه مقتضای نظام هستی است. از منظر عرفانی نیز با توجه به تجلی اسم «الحیّ» و دیگر اسماء الهی، حیات نمی تواند به انسان زمینی محدود باشد و باید در عوالم مختلف ظهور یابد. در ادامه، برخی آیات و روایات مربوط به کثرت عوالم و موجودات آگاه، به عنوان قرینه هایی بر امکان حیات فرازمینی بررسی می شوند. بخش دیگری از پژوهش به اختلاف دیدگاه ها درباره اشرف مخلوقات بودن انسان یا فرشتگان اختصاص دارد و نشان می دهد که برتری مطلق انسان مستند به نص قطعی نیست، بلکه بیشتر برداشتی فلسفی کلامی است. در نهایت نتیجه گرفته می شود که اگر موجودات فرازمینی دارای عقل، اراده و توانایی اخلاقی باشند، وجود آنان نه تنها با کرامت انسانی تعارضی ندارد، بلکه می تواند افق های تازه ای در الهیات اسلامی بگشاید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان