فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۷
68 - 87
حوزههای تخصصی:
وضعیت شیراز در روزگار صفوی و چندوچون حومه های آن از پوشیده ترین دوره ها در مطالعات معماری و شهرسازی این شهر است. این درحالی است که کُرنِلیس دو بروین (جهانگرد و نقاش هلندی)، هشت گراوُر بی مانند از شیراز در اوایل سده 18م/12ق فراهم آورده که واجد «واقع نمایی» و «مکان گرایی» است. هدف این پژوهش، شناخت زمینه های تاریخی و هنری تأثیرگذار در خلق گراوُرها و بازخوانی و تحلیل آن هاست؛ می کوشد تا مؤلفه های منظر تاریخی-طبیعی شیراز و نسبت متن به تصویر را در آن ها شناسایی کند و داده های تازه موجود در آن ها را آشکار سازد. روش پژوهش تاریخی است. یافته ها نشان دهنده الف) تأثیر سیاق هنری و ذهنی بروین بر خلق آن هاست. آن ها همچنین معرف سنتز «شهر» و «حومه» یا «ویرانه» و «باغ» هستند که منظر تاریخی و طبیعی شیراز را در «دید های جزئی و گسترده» زیر عنوان کهنگی و دیرینگی بازنمایی می کند. ب) متن سفرنامه (جزئیات و اندازه ها و نسبت ها) مکمل گراوُرها هستند. ج) گراوُرها به دو دسته «معرف آثار معماری و منظر تاریخی» و «معرف منظر شهر و حومه ها» قابل تقسیم اند و داده هایی از آثار معماری (پیش و پس از اسلام) و ساختار حومه ها (منظر تاریخی) را دربردارند. جانمایی دقیق بناهای شهر، تمایز در شکل گنبدها، حضور منارها، تأکید بر مقبره ها (شیخ زین الدین و شیخ نوربخش)، باغ ها (فردوس) و آثار معماری و ویرانه های پیرامون شهر در کمتر گراوُر عصر صفویِ شیراز دیده می شوند.
تأملی بر اهداف عمیق پرورش معمار در ایران معاصر، نمونه موردی: آتلیه ۳ معماری دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۴
5 - 18
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله:آموزش معماری در ایرانِ امروز با چالش های متعددی روبه روست که ریشه در عدم تطابق شیوه های آموزشی با تحولات دوره پسامدرن دارد. ساختارهای آموزشی موجود همچنان برپایه استانداردسازی های دوره مدرن استوارند و این مسئله مانع رشد آموزش معماری مطابق با شرایط زمانی و مکانی جدید شده است.هدف پژوهش: این پژوهش نشان می دهد که با هدف بررسی ویژگی ها و نیازهای آموزش معماری در دوره پسامدرن، به دنبال پیشنهاد اهدافی نوین برای پرورش معمار در ایران معاصر است.روش پژوهش: این پژوهش ترکیبی از رویکرد بازتابی1 و توصیفی - تحلیلی است و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، مقالات علمی و تجربیات عملی نگارنده در آموزش معماری در آتلیه ۳ معماری دانشگاه تهران طی ۱۲ نیمسال تحصیلی (۱۳۹۶-۱۴۰۲) گردآوری شده اند.نتیجه گیری: نشان می دهد که آموزش معماری نیازمند تحول از استانداردسازی به سوی رویکردهای متکثر است. این تحول نه از طریق ساختارشکنی بلکه از طریق ساختارزدایی و ترکیب اهداف تخصصی و عمیق محقق می شود. این پژوهش در کنار اهداف تخصصی (دانش، بینش و توانش) اهدافی عمیقتر در آموزش (اقتصادی، اجتماعی و مدنی، توسعه تفکر، سلامت روان) را پیشنهاد می دهد و مسیری ترکیبی را راه گشا می داند. تغییر نقش مربی از انتقال دهنده دانش به تسهیل گر فرایند یادگیری، کلید تحول در آموزش معماری دوره پسامدرن و دستیابی به اهداف عمیق پرورش معمار است و بدین ترتیب مربی معماری دوره پسامدرن می تواند الهام بخش زندگی حرفه ای و شخصی دانشجویان باشد.
بررسی اثر غلظت هوا ( CO2) معماری فضاهای درمانی بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی کارکنان
حوزههای تخصصی:
کیفیت پایین هوا و سطوح بالای CO₂ در فضاهای درمانی به دلیل تهویه ناکافی و شرایط نامناسب، آسایش حرارتی و سلامت کارکنان را تهدید می کند. معماری مناسب این فضاها با طراحی بهینه تهویه، نورگیری و چیدمان، می تواند از تجمع CO₂ جلوگیری کرده و خستگی و کاهش عملکرد کارکنان را کاهش دهد. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی نقش غلظت بالای CO2 بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی است. مطالعه حاضر به روش آزمایشگاهی در یک درمانگاه تخصصی در شهر ایلام انجام گرفت، جامعه آماری این پژوهش شامل 20 نفر از کارکنان فضاهای درمانی است که در یک آزمایشگاه در زیرزمین فعالیت داشتند. گروه های شرکت کننده پس از تقسیم به صورت تصادفی در معرض دو سطح CO2 با مقادیر 1100 PPM با تهویه مکانیکی و 1800 PPM بدون تهویه مکانیکی قرار گرفتند، هم زمان مقادیر ضربان قلب، وضعیت آسایش حرارتی (بر اساس پرسشنامه استانداردهای ASHRAE آمریکا)، احساس خستگی (بر اساس پرسشنامه استاندارد MFI) ثبت گردید. سپس داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد غلظت بالای CO2 (1800 PPM بدون تهویه در مقابل 1100 PPM با تهویه) بر احساس خستگی عمومی، جسمی و ذهنی و کاهش فعالیت و انگیزه کارکنان تأثیر معنی داری دارد (05/0> p). همچنین عدم سازگاری حرارتی کارکنان حین فعالیت کاری، بر بروز خستگی عمومی، جسمی و ذهنی تأثیری معنی داری دارد تأثیر معنی داری دارد (05/0> p). افزایش میزان ضربان قلب کارکنان بر خستگی عمومی کاهش فعالیت و انگیزه تأثیر معنی داری دارد (05/0> p). همچنین اثر متقابل این فاکتورها معنادار نیست (05/0< p)؛ بنابراین مهم ترین عامل بین سطوح خستگی متغیر خستگی عمومی است و پس از آن خستگی جسمی و ذهنی هستند. با استناد به مقادیر CO2 در استاندارد اشری امریکا و نتایج حاصل از این پژوهش، غلظت بالای CO2 (1800 PPM در مقابل 1100 PPM) در محیط های درمانی می تواند بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی افراد اثرگذار باشد و در بلند مدت سبب بروز آسیب جدی به سلامت افراد در فضاهای درمانی گردد، همچنین نتایج نشان داد غلظت بالای CO2 سبب عدم سازگاری حرارتی، افزایش ضربان قلب و بروز خستگی عمومی، جسمی و ذهنی است و باعث کاهش فعالیت و انگیزه کارکنان می شود. ایجاد تهویه مطبوع و کنترل مداوم کیفیت هوا در محل کار افراد جهت ارتقاء عملکرد افراد و حفظ سلامت کارکنان فضاهای درمانی ضروری است.
معماری پایدار جزیره قشم: درس هایی برای طراحی انرژی کارا در اقلیم گرم و مرطوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۱۷۴-۱۵۳
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف این پژوهش، بررسی ظرفیت های معماری سنتی جزیره قشم به منظور استخراج راهکارهایی برای طراحی انرژی کارا و سازگار با اقلیم گرم و مرطوب است. در این راستا، پژوهش بر حفظ منابع انرژی برای نسل های آینده، ارتقای فرهنگ مصرف بهینه، کاهش یارانه های مستقیم سوخت، کاهش آلاینده های زیست محیطی، و استفاده از مصالح بومی و عناصر اقلیمی تمرکز دارد. روش ها: روش تحقیق به کار رفته در این مطالعه از نوع کاربردی بوده و داده ها از طریق سفر میدانی به جزیره قشم گردآوری شده است. ابزار گردآوری داده ها شامل مشاهده مستقیم معماری بومی، بررسی منابع مکتوب محلی، مصاحبه با ساکنان، دانشجویان معماری، و اساتید دانشگاهی در منطقه بوده است. با توجه به شرایط اقلیمی خاص جزیره، دو نمونه موردی شامل خانه های سنتی «مغ» در قشم و بافت سنتی بندر لافت انتخاب شدند و با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی و تطبیقی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: پژوهش حاکی از آن است که طراحی معماری سنتی منطقه با بهره گیری هوشمندانه از عناصر اقلیمی نظیر بادگیر، حیاط مرکزی، بازشوهای کنترل شده و مصالح بومی، توانسته در تأمین آسایش حرارتی و کاهش نیاز به انرژی های فسیلی نقش مؤثری ایفا کند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از اصول معماری سنتی قشم می تواند به عنوان الگویی بومی، مؤثر و پایدار برای طراحی انرژی کارا در معماری معاصر اقلیم های گرم و مرطوب ایران مورد استفاده قرار گیرد.
شناسایی لایه های معنایی با رویکرد منظر در مواجهه با پدیده راه
منبع:
پژوهش های معماری نوین دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
97 - 108
حوزههای تخصصی:
در برداشت سطحی تر و البته نگاه متداولِ امروز به پدیده راه، تنها بر نقش ارتباطی آن تأکید می شود. این در حالی است که راه ها زمانی پیوند عمیقی با زندگی انسان برقرار می نمایند؛ و می توانند به عنوان مقصد مسافران انتخاب شوند. خلأ موجود در بحث مطالعه راه همین عدم توجه به ابعادی است که با زندگی انسان در گذر زمان پیوند عمیقی برقرار کرده است. مطالعات انجام شده در دوران مدرن، حاکی از آن است که با سرعت گرفتن جریان زندگی، سرعت حرکت و به تبع آن ایمنی مسیر در اولویت اول برنامه ریزان، طراحان و مهندسان راه قرار گرفته است. این نوع نگاه تک بعدی و کالبدی به مقوله راه از مشخصه های اصلی علوم مهندسی است. گذشته از آسیب شناسی اقدامات انجام گرفته توسط علوم مهندسی در جهت تسهیل و تسریع هرچه بیشتر، هدف از مطالعه راه می تواند فراتر رود. دانش منظر به کمک فنون مهندسی آمده و با نگاهی کل نگر به مفهوم پدیده راه و توجه هم زمان به تمام ابعاد ملموس و ناملموس راه، گام های مؤثری در جهت ارتقاء کیفیت آن به وسیله احیاء معانی نهفته در راه و با هدف تبدیل آن به مقصد گردشگران بردارد. اگرچه با این زاویه نگاه و در رویکرد منظر، سیاست گذاری راه متفاوت از وضع موجود خواهد شد. این پژوهش از نوع کیفی و بر پایه تحلیل محتوای کیفی بوده که سعی دارد تا با بررسی اسناد کتابخانه ای، مرور نظریات پیشینِ اهل فن، همچنین مشاهده و تحلیل شرایط ضمن تأکید بر ضرورت کیفیت راه ها، به بررسی تأثیر و نقش بسزای رویکرد منظر در سطوح مختلف مطالعاتی پدیده راه بپردازد.
بازنمایی حضور زنان افغان در فضاهای شهری جنسیت زده مروری بر تجربۀ پارک تخت سفر هرات، افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۶
73 - 88
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: جریان یافتن تبعیضات جنسیتی و نادیده انگاشتن جایگاه زنان در جامعه افغان، ساختار اجتماعی فضاهای شهری را رو به انحطاط می برد. در هرات، به واسطه ویژگی های خاص جغرافیای انسانی، این مسئله برجسته تر شده و حضور زنان در فضاهای شهری را با احساس ترس و سردرگمی همراه ساخته است.هدف پژوهش: حاضر با تمرکز بر پارک تخت سفر هرات، تأثیر عوامل فضایی و غیرفضایی را بر نحوه حضور و استفاده زنان در فضاهای شهری جنسیت زده بررسی کرده و هدف آن رسیدن به درک عمیق تری از تجربه، ترجیحات، محدودیت ها و راهبردهای فردی آنان در تعامل با فضاهای عمومی است.روش پژوهش: مطالعه به تحلیل واقعیت های مؤثر بر این امر، از طریق مستندسازی رفتارهای فضایی زنان در پارک تخت سفر هرات پرداخته و سپس تحلیل تصاویر به دست آمده صورت گرفته است. تحلیل ها ناشی از استنتاج نظرات 10 نفر از متخصصین شهری و جامعه شناسان هراتی است که دیدگاه های آن ها درخصوص تصاویر، تحلیل شده است. در ادامه یافته های حاصل توسط 40 نفر از دانشجویان دختر شهرسازی و رشته های مرتبط دانشگاه هرات به کمک پرسشنامه و آزمون افتراق معنایی ارزیابی شده است.نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که نحوه حضور و استفاده زنان افغان در فضای پارک تخت سفر، حاصل تأثیر متقابل میان عاملیت های فضایی و غیر فضایی است که زیر شمول های هر یک از عوامل به بحث گذاشته شده است. این عوامل، در بستر سیاست، قومیت، مذهب و فرهنگ، بر رفتار فضایی زنان تأثیرگذار بوده و منجر به شکل گیری تفاوت هایی در ترجیحات آنان نسبت به فضای عمومی ایده آل شده است؛ نتایج حاصل از پرسشنامه ها در برخی موارد مؤید یافته های مطالعات پیشین بوده و در بعضی دیگر ترجیحات آنان را با سوگیری های فرهنگی- مذهبی بیشتر نشان داده است.
تبیین فرآیند مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی با تأکید بر قابلیت های محیطی؛ نمونه مورد مطالعه: محدوده زندیه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
3 - 20
حوزههای تخصصی:
کم توجهی به جنبه های بصری مناظر شهری تاریخی منجر شده تا تصاویری مخدوش و ناخوانا از مناظر در ذهن شهروندان ثبت شود؛ بنابراین به فرآیندی برای مدیریت بصری مطلوب مناظر شهری تاریخی نیاز است تا مراحل آن با در نظر داشتن قابلیت های مناظر شهری به طور کامل طی شود. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی مبتنی بر قابلیت های محیطی در نمونه موردمطالعه و تدقیق مراحل انجام مدیریت مطلوب انجام شده است. دلیل انتخاب محدوده زندیه شیراز تغییرات این بخش در فرآیندهای توسعه و ساماندهی های اخیر است. در پاسخ به پرسش های پژوهش که فرآیند مدیریت بصری چه مراحلی دارد و در چه وضعیتی قرار دارد؟ و میزان قابلیت های محیطی در محدوده چقدر است؟ پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و شناسایی قابلیت های محیط، با استفاده از تکنیک «شبکه تصویری» محدوده موردمطالعه شبکه بندی گردید. در گام بعد در قالب پرسشنامه تصویری از متخصصان خواسته شد تا به هر یک از قابلیت های موجود در این محدوده، متناسب با تصاویر و شناخت قبلی امتیاز دهند. علاوه بر این، وضعیت مراحل مختلف فرآیند مدیریت بصری در شیراز نیز ارزیابی شد. نتایج نشان داد که «چالش های طراحی و برنامه ریزی»، «چالش های مدیریتی» و «چالش های مرتبط با شناخت بستر» سه دسته مشکلات وضعیت فعلی بافت تاریخی شهر شیراز هستند. در فرآیند مدیریت بصری، مراحل «تدوین اهداف حفاظت بصری» و «ساماندهی منظر» از کمترین میزان برخوردار است و دارای اولویت برای اقدام است. در انتها فرآیند مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی قابل کاربست در بافت تاریخی شیراز تبیین گردید و با تأکید بر مرحله چارچوب گذاری و قابلیت های محیطی مشخص شد که پهنه شماره 5 محدوده زندیه (محدوده مجاور مسجد و حمام وکیل) تمامی قابلیت ها را در حد مطلوب دارد و پهنه شماره 2 (محدوده دیوان خانه) از سایر بخش ها امتیاز کمتری را به خود اختصاص داده که نیازمند رسیدگی بیشتر است. نتایج پژوهش حاضر در اتخاذ تصمیمات بهینه و اولویت بندی اقدامات پیشنهادی برای مداخله در محدوده بافت تاریخی کاربرد خواهند داشت.
ارزیابی تأثیر الیاف صنعتی پلی پروپیلن بر مقاومت کششی مصالح ساختمانی گلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۰
105 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف: گل به عنوان یکی از قدیمی ترین مصالح معماری روستایی ایران با ضعف هایی همچون کم بودن مقاومت کششی همراه بوده و نیازمند ارائه راهکارهایی برای فائق آمدن بر این ضعف است. پژوهش حاضر به دنبال استفاده از الیاف مصنوعی پلی پروپیلن در بهبود مقاومت کششی این ماده است. روش پژوهش: پژوهش پیشِ رو مبتنی بر روش آزمایشگاهی بوده و مقاومت کششی مصالح گلی را تحت تأثیر الیاف پلی پروپیلن در دو طول 6 و 12 میلی متر با درصدهای وزنی متفاوت موردسنجش قرار داده تا بتواند بهترین درصد وزنی برای این ترکیب را بیابد. این آزمایش در مرحله اول با درصدهای وزنی 6، 12، 18، 24 و 30 و در مرحله دوم در درصدهای 1، 2، 4 و 6 انجام گرفت. سپس مقاومت کششی نمونه های خشتی اندازه گیری و بررسی شد. گفتنی است، الیاف مورداستفاده در این آزمایش از شرکت نگین رز اصفهان تهیه گردید. این الیاف به رنگ سفید، به صورت رشته ای و با قطر 17 الی 19 میکرون مورداستفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که با استفاده از 2 درصد الیاف پلی پروپیلن در طول 6 میلی متر می توان مقاومت کششی این مصالح را تا حدود 300 درصد نسبت به حالت اولیه یا همان نمونه شاهد (نمونه بدون الیاف) افزایش داد؛ به علاوه اینکه، هرچه میزان درصد وزنی الیاف افزودنی از 12 درصد بیشتر شود، مقاومت کششی نمونه تقویت شده نسبت به شاهد، کمتر می شود. همچنین یافته ها نشان داد که الیاف با طول 6 میلی متر تأثیر بیشتری در بهبود مقاومت کششی خشت تقویت شده دارند. نتیجه گیری: مقایسه نتایج به دست آمده از این آزمون ها با نتایج حاصل از نمونه شاهد به خوبی نشان داد که می توان با استفاده از الیاف افزودنی پلی پروپیلن مقاومت کششی مصالح گلی، همچون خشت را افزایش داد و با حفظ اصالت آن ها، ترکیبی جدید و بهبودیافته برای این مصالح سنتی ارائه نمود. دستاورد مهم پژوهش آن بود که الیاف مصنوعی یادشده با طول و درصد مناسب مقاومت کششی این مصالح را ارتقاء می دهد.
شناسایی پیشران های مؤثر بر توسعه الگوی روستا-شهر در حومه شهرهای ایران؛ مطالعه موردی: حومه امامزاده کلان شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۰
131 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف: تقویت روستاهای مستعد و شهرهای کوچک به عنوان یکی از راهبردهای محوری در دستیابی به تعادل ناحیه ای، نقش کلیدی در تنظیم و کنترل تحرکات جمعیتی و کاهش فشار مهاجرت های روستا به شهر دارد. در این میان، الگوی توسعه «روستا-شهر» مبتنی بر اصول منشور نوشهرگرایی، به عنوان یکی از الگوهای موفق جهانی، در کشورهای مختلف مورد اجرا قرار گرفته و نتایج مثبت و پایداری را به همراه داشته است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل پیشران های حیاتی مؤثر بر توسعه الگوی کالبدی-معماری روستا-شهر در منطقه موردمطالعه (حومه امامزاده شهر ارومیه) است، به گونه ای که بتوان با بهره گیری از این الگو، زمینه های لازم برای جذب جمعیت سرریز شهری و کاهش فشار بر کلان شهرها را فراهم نمود. روش پژوهش: این مقاله با رویکردی اکتشافی و مبتنی بر روش های آینده پژوهی، به ارزیابی سیستماتیک متغیرهای مؤثر بر توسعه الگوی روستا-شهر پرداخته است. روش تحقیق شامل دو مرحله اصلی بود: نخست، شناسایی و ارزیابی متغیرهای کلیدی با استفاده از روش دلفی و نظرات کارشناسان؛ و دوم، کشف پیشران های حیاتی و تحلیل روابط متقابل آن ها با بهره گیری از روش تحلیل ساختاری و. تحلیل اثرات متقاطع. یافته ها: از میان 40 متغیر اولیه، 15 متغیر به عنوان پیشران های حیاتی شناسایی شدند. در این میان، متغیر «اختلاط کاربری ها» با مجموع تأثیرگذاری 1012، بیشترین نقش را در توسعه الگوی روستا-شهر ایفا می کند، درحالی که «شبکه پیوسته حمل ونقل داخلی» با امتیاز 568 کمترین تأثیر را دارد. نتیجه گیری: با توجه به روند رو به رشد مهاجرت های روستایی به شهری، روستاهای بزرگ و مستعد می توانند به عنوان مقصد جایگزین و جاذب جمعیت عمل کنند. تحقق این امر مستلزم ارائه الگوهای توسعه هوشمند، همراه با لحاظ اصول زیست محیطی، توسعه پایدار و انطباق با شرایط دنیای مدرن و فناوری های نوین است ؛ شرایطی که در صورت فراهم آوری، حتی می تواند منجر به مهاجرت های معکوس و احیای روستاها شود.
توزیع فضایی- مکانی پارکینگ های عمومی و مکان یابی بهینه آن با بهره گیری از مبانی شهرسازی و مدیریت ترافیک شهری، مطالعه موردی: شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پارکینگ های عمومی یکی از مهم ترین زیرساخت های سیستم حمل ونقل هستند که نقش مؤثری در کاهش ترافیک و کارایی آن و کیفیت زندگی شهری دارند. در عصر معاصر به دلیل افزایش اتومبیل، کمبود فضای پارک کردن، هزینه هنگفت ساخت پارکینگ، ارزیابی دقیق برای مدیریت و مکان یابی پارکینگ ضرورت پیدا می کند. این پژوهش از نوع کاربردی است که به بررسی امکان سنجی مکان و مکان یابی مناسب پارکینگ در شهر ارومیه به روش توصیفی تحلیلی پرداخته است. با مطالعات کتابخانه ای به تدوین مبانی نظری (شهرسازی و مدیریت ترافیک شهری)، برای شناخت محدوده مورد مطالعه و بررسی وضع موجود از روش میدانی و استفاده از نقشه های طرح تفصیلی و جامع پرداخته و میزان کمبودها و نحوه توزیع فضایی پارکینگ ها مشخص شده است. تعیین سرانه پارکینگ عمومی با توجه به استاندارد وزارت راه و شهرسازی انجام گردیده است. برای تعیین محدوده های مناسب جهت احداث پارکینگ، معیارهای تأثیرگذار در مکان یابی را شناسایی و با استفاده از نرم افزار سوپر دسیژن معیارها را به لایه های اطلاعاتی تبدیل کرده و برای هریک از معیارها (لایه ها)، فاصله های موردنیاز (حریم ها) ایجاد شده است. شبکه معابر در مطالعات جامع حمل ونقل و ترافیک شهر ارومیه با محیط نرم افزار شبیه سازی ترافیک مدل سازی شده است. با توجه به میزان تأثیر هریک از لایه ها و مقایسه زوجی آن ها از طریق نرم افزار سوپر دسیژن، وزن هریک از لایه ها را محاسبه کرده که نرخ ناسازگاری مقایسات زوجی 08/0 به دست آمده و چون کمت ر از 1/0 بوده ، س ازگاری ای ن مقایسات قابل قبول است. در نهایت با روی هم گذاری لایه های اطلاعاتی، محدوده های مناسب مشخص و در پنج دسته خیلی ضعیف تا بسیار خوب تقسیم بندی شده است.
بررسی سیر تحول تاریخی نقش رودخانه در شکل گیری مرکز شهر دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
56-65
حوزههای تخصصی:
نقش رودخانه ها در تاریخ شهرسازی به عنوان عنصر طبیعی بنیادین، نقش اساسی در شکل گیری، تثبیت و توسعه مراکز شهری ایفا کرده اند. دزفول نیز به عنوان شهری رودپای، همواره تحت تأثیر رودخانه دز شکل گرفته و تحول یافته است. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و رویکرد تاریخی فضایی، به بررسی رابطه مرکز شهر دزفول و رودخانه دز در طول ادوار مختلف تاریخی از دوره ساسانی تا عصر معاصر می پردازد. یافته ها نشان می دهد که در دوره ساسانی، رودخانه نقش دفاعی و زیربنایی در استقرار نخستین هسته شهر داشته است. در دوران اسلامی، به ویژه با گسترش شبکه قمش ها، مرکز شهر در پیوند مستقیم با منابع آب و کشاورزی پیرامونش گسترش یافت. در دوران صفوی تا قاجار، تمرکز بر شبکه محلات بر اساس قمش ها و سازمان اجتماعی محله محور، رابطه مرکز شهر با رودخانه را در حد متوسط نگه داشت. اما در دوره پهلوی و معاصر، با استقرار سیستم های نوین آبرسانی، احداث خیابان های جدید، شکل گیری مراکز شهری نوظهور و تغییر رویکرد کالبدی و عملکردی شهر، نقش رودخانه در هویت بخشی مرکز شهر به تدریج کمرنگ شد و به حداقل کاهش یافت. در حال حاضر، نقش رودخانه عمدتاً به عنوان لبه طبیعی و فضای تفرجی مطرح است و پیوند ساختاری و عملکردی آن با مرکز شهر گسسته شده است. این تحولات گویای دگرگونی عمیق در الگوی شکل گیری و هویت پایی شهر دزفول است که از وابستگی طبیعی به رودخانه، به ساختار انسان ساخت و منفک از بستر طبیعی تغییر یافته است.
سنجش کیفیت محیطی در فضاهای عمومی شهری و بررسی ارتباط آن با سلامت روان سالمندان، مطالعه موردی: محلات منطقه 4 شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بوم شناسی شهری سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۹)
109 - 130
حوزههای تخصصی:
سلامت روانی افراد به طور قابل توجهی تحت تأثیر محیط زندگی قرار دارد و سازمان بهداشت جهانی نیز بر اهمیت این موضوع تأکید می کند. عدم توجه به تأثیر محیط بر سلامت روان شهروندان، به ویژه سالمندان، می تواند منجر به بروز مشکلات روانی و جسمانی مانند اضطراب، استرس، پرخاشگری و افسردگی شود. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف سنجش کیفیت محیطی فضاهای عمومی در سطح محلات منطقه 4 شهر رشت و بررسی ارتباط آن با سلامت عمومی (جسمی و روانی) سالمندان به انجام رسید. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی، از نظر روش، توصیفی - تحلیلی و از جهت روش گردآوری داده ها، اسنادی و پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش، سالمندان ساکن در منطقه 4 شهرداری رشت انتخاب گردید. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر برآورد شد. برای ارزیابی سلامت روان سالمندان از پرسشنامه (GHQ-28) و برای سنجش کیفیت محیطی فضاهای عمومی شهر از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. همچنین با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و واریانس یک طرفه (ANOVA) به تحلیل داده ها پرداخته شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین مقیاس اختلال در مؤلفه های سلامت عمومی (جسمی و روانی) سالمندان و متغیرهای پیاده محوری با ضریب (589/0-)، امنیت و آسایش با ضریب (634/0-)، مبلمان شهری با ضریب (636/0-)، کیفیت محیط و منظر با ضریب (620/0-) و شاخص دسترسی به فضاهای عمومی و خدمات محلی با ضریب (657/0-)، رابطه و همبستگی معنادار و معکوس وجود دارد.
مؤلفه های طراحی شهری پردیس دانشگاهی سلامت بخش از دیدگاه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 12
حوزههای تخصصی:
پردیس های دانشگاهی فضاهایی هستند که دانشجویان در آن ها همواره با تجارب متعدد آموزش و یادگیری در کنار چالش های متعددی ازجمله فشارهای تحصیلی و اجتماعی رو برو می باشند که تاثیرات منفی بر سلامت روان و جسم آن ها دارد. این موضوع اهمیت وجود فضاهای سلامت بخش در پردیس های دانشگاهی جهت کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری کاراتر را دوچندان می کند. ازاین رو هدف مطالعه حاضر، واکاوی ارتباط بین نیاز دانشجویان به کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری با میزان سلامت بخشی حوزه دانشکده علوم پایه از پردیس دانشگاهی فردوسی مشهد، و تدوین چارچوب مفهومی معطوف به ارتقای سلامت روان دانشجویان از طریق طراحی شهری سلامت بخش است. مطالعه حاضر از نوع کیفی بوده و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه ساختاریافته با 33 نفر از دانشجویان دانشکده علوم پردیس دانشگاه فردوسی و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کیفی مصاحبه های پیاده سازی شده انجام شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که از منظر دانشجویان دانشکده علوم، سلامت بخشی این محیط دانشگاهی با کیفیت های خلوت گزینی و آرامش، پیاده مداری، عرصه همگانی باکیفیت، پیوند با طبیعت، خوانایی و گستردگی، سازگاری، و اجتماع پذیری معنا می یابد. بنابراین سلامت دارای بعد فضایی است و بازیابی روانی دانشجویان می تواند با حضور در فضاهای باز و نیمه باز در کنار عناصر طبیعی همچون کال، درختان و پوشش گیاهی همراه با ارتقا دیگر کیفیات طراحی شهری سلامت بخش در محدوده دانشکده علوم فردوسی مشهد تسهیل شود.
Explaining The Role And Impact Of Urban Public Spaces On Enhancing Public Health In Iranian Metropolises (Case Study: Tabriz City)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۲ - Serial Number ۵۶, Spring ۲۰۲۵
17 - 30
حوزههای تخصصی:
The accelerated pace of urbanization in Iranian metropolises has underscored the need to reevaluate the role of public spaces in promoting public health. This study investigates the influence of urban public spaces on enhancing the physical and mental well-being of citizens in the metropolis of Tabriz. Adopting a quantitative and analytical method, data were collected through a purposive documentary review and field studies. The statistical sample consisted of visitors and users, with an average of 5,000 individuals per public space. Using Cochran's formula and a 10% margin of error, 96 questionnaires were collected for each space. Considering the existence of eight urban spaces—including Sa'at Square, Maqbarat-ol-Sho'ara, Shahid Beheshti Square, El-Goli Park, Golestan Park, Tarbiat Pedestrian Path, Valiasr Park, and Laleh Park Commercial-Recreational Complex—the total number of questionnaires required for this study was 752. Documentary data were analyzed using qualitative content analysis, while field data were examined using descriptive statistical techniques. The findings demonstrate that accessibility, safety, environmental design quality, social vitality, and opportunities for physical activity are critical factors contributing to public health improvement. These urban public spaces, beyond their recreational and social roles, function as strategic infrastructures for health promotion in large cities. The results suggest that integrating a health-oriented approach into the design and governance of public spaces can substantially enhance the quality of life in Iran's metropolitan contexts.
فهم تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری: مروری انتقادی با هدف ارائه یک دستور کار پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حرکت در شهر فقط فرایندی کارکردی برای انتقال افراد از مبدأ به مقصد نیست؛ بلکه کنشی پیچیده و چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل محیطی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی قرار دارد و تجربه زیسته افراد از جابه جایی را شکل می دهد. امری که متأثر از طرح «چرخش جابه جایی» در علوم انسانی و اجتماعی، مورد توجه مطالعات شهری معاصر و حوزه تحقیقات پدیدارشناسی حرکت قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی مطالعات انجام شده درباره فهم تجربه های زیسته دوچرخه سواری شهری و ارائه دستور کار پژوهشی برای مطالعات آینده است؛ شامل معرفی چهارچوب مفهومی مناسب، طرح پرسش های بنیادین پژوهش و ارائه الزامات روش شناسی در این حوزه. بدین منظور، پژوهش های پیشین از منظر چهارچوب های مفهومی، پرسش ها و اهداف پژوهش و روش شناسی بررسی شدند. پس از تشریح فقدان چهارچوب مفهومی جامع در مطالعات قبلی، چهارچوب پدیدارشناسانه چهارگانه معرفی شده توسط ون منن، برای استفاده در پژوهش های آتی معرفی و سپس پژوهش های پیشین در چهارچوب آن تحلیل شدند. همچنین با ارزیابی روش های پژوهش به کاررفته، ویژگی ها و الزامات روش شناسی کلیدی برای فهم تجارب زیسته دوچرخه سواری شهری در مطالعات آینده ارائه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که درک تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری مستلزم بهره گیری از چهارچوب مفهومی جامع برای تحلیل ابعاد مختلف و درهم تنیدگی آن ها با یکدیگر، و نیز تلفیق روش مردم نگاری با رویکردهای نوآورانه متناسب با ماهیت زیسته، متحرک و بدن مند این تجربه است.
ادراک نشانه شناسی جنسیتی کودکان پیش دبستانی از دیوارنگاره ها و المان های شهری (نمونه موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، دیوارنگاره ها و المان های شهری به عنوان بخشی از آموزش غیررسمی، نقش قابل توجهی در جامعه پذیری کودکان ایفا می کنند. هدف این پژوهش، بررسی ادراک کودکان از فضاهای عمومی شهری بر شکل گیری و تحول هویت جنسیتی آنان، با تمرکز بر مضامین تقویتی و آسیب زاست. این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی در بین کودکان ۴ تا ۶ساله شهر مشهد انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۱ کودک منتخب به روش نمونه گیری هدفمند گردآوری و با رویکرد کلایزی تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد دیوارنگاره ها و المان ها می توانند نقش دوسویه ای ایفا کنند. در بُعد مثبت، این بازنمایی ها با ارائه تصاویر غیرکلیشه ای، تنوع نقش های جنسیتی و تقویت عزت نفس، به ارتقای درک سالم از جنسیت و رشد اجتماعی کودک کمک می کنند. در مقابل، بازنمایی های فاقد انسجام و حساسیت رشدی ممکن است با تثبیت کلیشه ها، تحقیر هویت های متفاوت، جنسی سازی زودهنگام و القای نقش های محدودکننده، موجب بروز تعارضات شناختی، اضطراب و اختلال در خودپنداره جنسیتی شوند. ازاین رو، نحوه بازنمایی جنسیت در المان های بصری شهری نیازمند بازنگری و حساسیت تربیتی است و ضروری است در طراحی آن ها از نمادهایی استفاده شود که تنوع جنسیتی را نشان و برابری و احترام متقابل را بازتاب دهند؛ زیرا به کارگیری فرم های غیرکلیشه ای به شکل گیری هویت جنسیتی سالم در کودکان کمک می کند.
Presenting an Indigenous Model for Regeneration of Inefficient Urban Fabrics with Emphasis on Social Sustainability: Case Study of Inefficient Fabric in Region 2 of Rafsanjan City(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۳ - Serial Number ۵۷, Summer ۲۰۲۵
85 - 94
حوزههای تخصصی:
This study aims to present an Indigenous model for recreating inefficient urban textures, with an emphasis on social sustainability, in Region 2 of Rafsanjan. The research method employs a qualitative approach and content analysis, which involves identifying basic, organizing, and overarching themes. The DEMATEL technique was used to determine the causal relationships between the indicators. Findings revealed five themes: physical-spatial regeneration, social sustainability, economic-social regeneration, preservation of local identity and heritage, and participatory governance, comprising a total of 49 indicators. The results of the DEMATEL analysis indicate complex and multi-layered relationships between different dimensions of regeneration, such that the state of deterioration of the fabric and the quality of existing materials, as primary influencing factors, have a direct impact on other physical and social indicators. Enhancing neighborhood ties and building local social networks strengthens solidarity, encourages resident participation, and fosters social oversight and ownership of spaces. Preserving traditional architecture, vernacular features, and local symbols supports cultural continuity, residents' sense of belonging, and neighborhood identity. The proposed model follows a systemic and integrated approach that extends physical interventions to include social, cultural, economic, and managerial aspects. Economic factors, including generating local employment and developing small businesses, contribute to equitable benefit distribution, residential stability, and long-term socio-economic sustainability. Furthermore, the model offers a practical framework for sustainable urban regeneration. Its adaptability also makes it applicable to other cities with similar socio-spatial conditions, providing a pathway to integrate physical renewal with social cohesion and cultural continuity.
تأثیر نور روز بر واکنش های احساسی در فضاهای سکونتی شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ فروردین ۱۴۰۴ شماره ۱۴۲
71 - 82
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نور، پارامتر اصلی در ایجاد رابطه بصری انسان با محیط اطراف است که بدون آن بسیاری از امور روزمره در شرایط کنونی قابل انجام نیست. مطالعات نشان می دهند شرایط نور روز در انواع مختلف فضاهای داخلی بر واکنش های احساسی ساکنان آن تأثیر گذارند و ازآنجایی که امروزه افراد، بیشتر زمانشان را در خانه و محیط های داخلی سپری می کنند و نیاز جسمی و روانی به نور روز دارند، لازم است معماران دانش لازم در مورد نور روز و ارتباط آن با واکنش های احساسی ساکنان داشته باشند، درحالیکه پژوهش در این زمینه کم و در عرض های جغرافیایی دیگری است که کیفیات نوری متفاوتی داشتند.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه های مؤثر نور روز بر واکنش های احساسی ساکنان در محدوده شهر تبریز و تبیین تأثیر جنسیت و سن و نوع مسکن در این رابطه و تبیین تأثیر جهت نور ورودی و ابعاد پنجره بر واکنش های احساسی ساکنان انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی و روش پردازش تصاویر یک واحد مسکونی نمونه تبریز در محیط شبیه سازی شده با نرم افزار رویت انجام شده است. جهت ارزیابی، از پرسشنامه استاندارد پرات و راسل استفاده شده است. سپس ویژگی های جمعیت شناختی، شرایط مرتبط با آزمایش و ادراک شرکت کنندگان تجزیه و تحلیل شده است.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند دو مؤلفه ابعاد و جهت پنجره ها بر واکنش های احساسی ساکنان تأثیرگذار است و در جبهه شمال و شرق با افزایش ابعاد پنجره سرزندگی ساکنان افزایش پیدا می کند ولی در جبهه جنوب با افزایش ابعاد پنجره، سرزندگی ساکنان کاهش یافته و در معدود موارد بین جنسیت و سن با واکنش های احساسی حاصل از نور روز رابطه معنادار وجود دارد و نوع مسکن بر واکنش های احساسی حاصل از نور روز ساکنان تأثیری ندارد.
هوش مصنوعی و معماری بررسی تطبیقی طراحی انسان محور و ماشین محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۱۴۷
5 - 18
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: با وجود قابلیت های هوش مصنوعی در تسریع و بهبود فرایندهای معماری، پرسش هایی اساسی درباره جایگاه خلاقیت انسانی و توانایی حفظ اصالت و هویت فرهنگی در طراحی های تولیدشده توسط هوش مصنوعی مطرح است.هدف پژوهش: هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی زیبایی شناسی طراحی معماری انسان محور و ماشین محور است.روش پژوهش: این تحقیق براساس هدف، یک تحقیق کاربردی است. و از نظر ماهیت و روش در شمار تحقیقات توصیفی -تحلیلی محسوب می شود. در این مطالعه، چهار طرح منتخب از مسابقات مدرسه معماری ایرانی انتخاب و با استفاده از هوش مصنوعی طرح های مشابهی تولید شد. نمونه ها توسط اساتید، مشاوران و دانشجویان معماری و غیرمعماری براساس پنج مؤلفه خلاقیت، هماهنگی، اصالت، جذابیت و کلیت ارزیابی شدند.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که در مؤلفه اصالت، طراحی های انسانی به طور قابل توجهی برتر ارزیابی شدند، اما در مؤلفه هماهنگی، طراحی های هوش مصنوعی برتری اندکی داشتند. همچنین، جذابیت طراحی های انسانی بیشتر مورد تأیید اساتید و مشاوران قرار گرفت، در حالی که دانشجویان غیرمعماری تمایل بیشتری به طراحی های هوش مصنوعی نشان دادند. به طور کلی، جامعه معماران، طراحی های انسانی را برتر دانستند اما انحراف معیار در ارزیابی ها به ذهنی بودن قضاوت ها و تنوع ترجیحات زیبایی شناختی اشاره دارد. این پژوهش بر اهمیت حفظ خلاقیت انسانی در معماری تأکید داشته و هوش مصنوعی را ابزاری مکمل برای بهبود فرایندهای طراحی می داند، نه جایگزینی کامل برای طراحان انسانی.
جستاری بر نقش ساختار کالبدی- فضایی بر کیفیت مسکن مناطق نفت خیز، با نگرشی بر نظریه نحو فضا؛ مورد پژوهی: شرکت شهر نفت اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
21 - 50
حوزههای تخصصی:
شهرهای متکی بر منابع طبیعی، به ویژه نفت، الگوهای رشد و توسعه منحصر به فردی را تجربه می کنند. شرکت شهرهای استخراجی خوزستان، به عنوان نمونه ای بارز از این نوع شهرها، با مهاجرت های گسترده و تغییرات در الگوهای تولید، تحولات کالبدی-فضایی چشمگیری را پشت سر گذاشته اند. یکی از مهم ترین این تحولات، تغییرات در ساختار مسکن و در نتیجه، کیفیت کالبدی زندگی ساکنان بوده است. نظر به اهمیت کیفیت کالبدی در برنامه ریزی های شهری، این پژوهش به دنبال بررسی تحولات تاریخی ساختار کالبدی-فضایی مسکن در شرکت شهرهای استخراجی خوزستان است. در این راستا، مفهوم نحوفضا به عنوان ابزاری جهت تحلیل روابط اجتماعی و فضایی در محیط های شهری به کار گرفته شده است. هدف از نگارش این پژوهش، شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار و بررسی ساختار کیفیت کالبدی- فضایی مسکن شرکت شهر اهواز به روش نحو فضا می باشد. این تحقیق به لحاظ «ماهیت» پژوهش، از گونه تحقیقات «آمیخته» و به لحاظ «قصد» از پژوهش، «تفسیری» و از جنبه منطق پژوهش، «استقرایی» است. داده های کمی به صورت میدانی (پرسشنامه) و داده های کیفی به روش تکنیک چیدمان فضا گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که معماری خانه های شرکت شهر نفت اهواز با وجود کالبد فیزیکی که با الهام از معماری بریتانیا ساخته شده، توانسته است با اصول فرهنگی، اجتماعی و اقلیم بومی منطقه، همساز شود و معیارهای بومی ایرانی-اسلامی نظیر محرمیت، تفکیک فضاهای عمومی و خصوصی خانه و ورودی های متعدد در این معماری به خوبی لحاظ گردد. این امر حاکی از تعامل پویا میان تأثیرات جهانی و محلی در شکل دهی به محیط انسان ساخت می باشد.