فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۱۰٬۱۵۷ مورد.
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۲ - Serial Number ۵۶, Spring ۲۰۲۵
89 - 102
حوزههای تخصصی:
Narrative inquiry has emerged as a pivotal approach for analyzing human processes and experiences in urban planning. This study employs a systematic review methodology based on the PRISMA framework to explore the role and positioning of narrative and narrative inquiry in addressing contemporary urban challenges. From an initial pool of 327 English-language sources, a refined process involving rigorous inclusion/exclusion criteria, screening, and citation chaining identified 27 key references (85% journal articles, 15% books; mean publication year: 2017). Findings, supported by quantitative trends (e.g., 75% growth in narrative studies post-2016, 48% focusing on participation, Table 3), reveal that narratives—categorized as for, in, and of planning (Ameel, 2017, 2020, 2022)—enhance stakeholder dynamics, place identity, and social decision-making, aligning with Clandinin and Rosiek’s (2007) polyphonic narratives and Sandercock’s (2003) transformative typologies. The integration of these narratives fosters interdisciplinary linkages across urban studies, architecture, and sociology, yet gaps persist in inclusivity (33% addressing identity/heritage, Table 3) and technological adoption (15%, Table 6). Thematic analysis using NVivo 12 (r = 0.65 interconnectivity) highlights the need for justice-oriented and context-sensitive approaches. Narrative inquiry facilitates interdisciplinary planning methodologies, forging robust linkages among urban studies, architecture, and sociology, while identifying critical gaps, such as inclusivity and technological integration.
واکاوی ارزش های پایدار بازار تاریخی شهر اصفهان در گستره سازوکارهای مدیریتی سنتی آن، با تکیه بر اسناد تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، بازار شهر اصفهان با بهره گیری از سازوکارهای مدیریتی ویژه ای توانسته بود، پویایی و تداوم خود را حفظ نماید. امروزه، با وقوع تغییرات کلان در شیوه زندگی و به تبع آن، ظهور نظام های مدیریتی نوین، بدون توجه کافی به پیشینه غنی آن، این بازار به مسئله ای پیچیده، در زمینه مدیریت شهری و میراثی بافت تاریخی اصفهان بدل شده و آسیب های جبران ناپذیری را تجربه کرده است. بنابراین، حفاظت و تثبیت جایگاه آن، در رویارویی با فرآیندهای توسعه شهری، پیوندی معنادار با راهبردهای پایدار مدیریت سنتی این بازار در گذر زمان دارد. بر همین اساس، در پژوهش حاضر تلاش شده است تا این موضوع با بهره پذیری از روش تفسیری - تاریخی، مبتنی بر جمع آوری اطلاعات بر پایه اسناد و مدارک توصیفی و تصویری و مطالعات میدانی مورد واکاوی قرار گیرد. بررسی ها نشان می دهند که سازوکارهای مدیریت سنتی بازار تاریخی اصفهان تنها به ابعاد کالبدی (ا رزش های ملموس) آن محدود نبوده اند و وجود مناسبات بازار با حکومت ها و نهادهای مذهبی، حضور و فعالیت تجار و بازاریان در سطوح مختلف و پیچیدگی کسب وکار، تنوع فعالیت ها، تعدد ذی نفعان و دیگر ارزش های ناملموس مستتر در آن، مدیریت جامعی را برای تضمین بقای عملکردی بازار و پایداری آن، در بطن زندگی شهری ضروری ساخته بود. این سازوکارها بر شش گستره ذیل بخش پذیر هستند: الف. نظام اجتماعی و جایگاه بازار اصفهان در تعامل با ساختار شهری، ب. نظام مالکیت و مالیاتی بازار، پ. بازار عرصه تولید و تخصص، ت. مکان یابی فعالیت ها، ث. تأمین امنیت بازار و ج. تشکیلات اصناف و ارتباطات بیرونی و درونی آن ها. شناخت این ارزش ها در راستای تعامل با اصول نوین مدیریت میراث جهانی، به ویژه در گستره شناخت عوامل بنیادین درک معنا و ارزش ذاتی میراث فرهنگی ناملموس (در پنج گستره: خودشناسی، خود ترمیم نمایی، هویت فرهنگی، حفظ اصالت و انطباق با موازین حقوق بشر ) و شیوه های مدیریت سنتی بافت های تاریخی، یاری-رسان خواهد بود.
ارتقاء سلامت اجتماعی در مسکن معاصر؛ نمونه مطالعاتی: مجتمع های مسکونی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۱۰۸-۸۵
حوزههای تخصصی:
اهداف: مسکن سالم و پایدار، هویت و همچنین کیفیت محیط نقشی کلیدی در بهبود سلامت اجتماعی دارد. این مقاله با بررسی مفاهیم مرتبط با کیفیت محیط به عنوان متغیر مستقل و سلامت اجتماعی به عنوان متغیر وابسته، به تحلیل تأثیر این عوامل در مسکن به عنوان بخشی از میراث معماری معاصر ایران می پردازد. روش ها: پژوهش حاضر از لحاظ روش در زمره پژوهش های آمیخته (کیفی- کمی) است. از نظر روش گردآوری اطلاعات، در بخش کیفی از مصاحبه و روش گروه های بحث استفاده شد و در بخش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه و به شیوه پیمایشی جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Lisrel با آزمون های معادلات ساختاری انجام گرفته است. یافته ها: طبق نتایجی که از تحلیل فرضیه های این تحقیق بدست آمد، مولفه های کیفیت محیط شامل بعد اقتصادی، جنبه های انسانی - اجتماعی، جنبه زیست- محیطی، جنبه های عملکردی، فیزیکی واحد مسکونی، زیبایی شناختی فرمی، جذابیت بصری، بهره گیری از عناصر طبیعی، نورپردازی، ایمنی، معنایی ادراکی؛ بر ارتقاء سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر اردبیل تاثیر دارد و ترتیب اثرگذاری به ترتیب برابر با: بهره گیری از عناصر طبیعی 73/0، بعد اقتصادی 70/0، بعد ایمنی 65/0،جذابیت بصری 59/0، کیفیت زیبایی شناختی فرمی 53/0، مولفه زیست محیطی 48/0، جنبه های انسانی اجتماعی 47/0، جنبه های عملکری و نورپردازی 46/0، مولفه های فیزیکی واحد مسکونی 42/0، می باشد. نتیجه گیری: با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که در جهت بالا بردن میزان سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی باید به شاخص های کیفیت محیط و مفهوم مسکن سالم توجه بیشتری داشت.
درخت- خانه: غرابتِ درختان در نقاشی های داوود امدادیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۲
40 - 49
حوزههای تخصصی:
شاید نتوان در سنت منظره نگاری ایران نقاشی مانند داوود امدادیان را یافت که به «درخت» در مقام یک موضوعی منحصر برای نقاشی چنین وفادار بوده باشد. علاوه بر شکل و جایگاه این درختان در ترکیب بندی، تکرار آن ها در آثار امدادیان نیز به رازگونگی آن ها افزوده است. در این پژوهش، این درختان در مقام «امری غریب» توصیف و تحلیل می شوند. در این پژوهش با اتخاذی رویکردی روان شناختی و بر مبنای صورت بندی مفهومی «امر غریب» نزد زیگموند فروید کوشش می شود که از «چگونگی» تجسم درختان در آثار امدادیان تحلیلی منسجم و دقیق ارائه شود. روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده است و از میان آثار داوود امدادیان با نمونه گیری هدفمند، آثاری برای تحلیل انتخاب شده اند که بتوانند ابعاد و مؤلفه های کلیدی چگونگی نمایش درختان در این آثار را نشان دهد. گردآوری اطلاعات در این مقاله به شیوه ای کتابخانه ای بوده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که ازنظر شکلی در اغلب آثار امدادیان ساختاری مشابه تکرار شده است. مطابق این ساختار در میانه اثر «چیزی» قرار گرفته است که بخش اعظم تابلو را می پوشاند، این چیز که غالباً در هیئت درخت تصور می شود در عین بیگانگی و مهابت، آشنا و نزدیک نیز هست، ازاین رو، واجد دیالکتیک بنیادین برسازنده تجربه «غرابت» است. غالباً در کنار این درخت عظیم نشانه های خسران در هیئت زوال و ویرانی در نمایش خانه ها یا درختان کوچک دیده می شود. این ازدست رفتگی ها و وجه مالیخولیایی در تصویر درختان عظیم میانه اثر، وجهی عمیق تر و بنیادی تر می یابد. «تکرار» بی وقفه مضمون درخت در قالبی واحد در آثار امدادیان می تواند نشانه ای از «اجبار به تکرار» و فراوری از اصل لذت به سوی بازگشت باشد: از سکنی گزیدن در سکونت گاه های موقت ازدست رفته به سوی آرامشی جاوید در مرزهای مرگ، به سوی خانه ای ابدی.
آب محور توسعه پایدار دارالخلافه باهره، تهران عصری ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
225 - 250
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار در مفهوم عام خود، تنها رفاه و بهزیستی نیست بلکه همساز با زیست بوم (اقلیم)، رهنمای رشد یا بهبود حیات جوامع انسانی است. در این نگاه توسعه همچون شریانی حیاتی است که در استقرارگاه های انسانی همچون شهرها جاری و ساری اند و به دنبال خود بایستگی و پایایی را برای شهرها به ارمغان آورده اند. در این مفهوم، آینده، تنها در استمرار رفتار گذشتان با محیط، هستی می یابد. بدین معنا، گذشتگان آموختن تا در ذیل مفهوم توسعه پایدار، بقا و هستی خود را ضمانت کنند. جستار پیشرو، با بهره گیری از نظریه نحو فضا، به بازخوانی هویت مکانی آب در ذیل هویت تاریخی آن پرداخته است. در این پژوهش ساختار فضایی دارالخلافه تهران عصر ناصری، با تحلیل نقش آب در شهر، به وساطت حافظه تاریخی آن، مورد بازخوانی دوباره قرارگرفته است. پژوهش حاضر، از نظر هدف در زمره تحقیقات بنیادین و از نظر ماهیت و روش توصیفی–تحلیلی است. بر مبنای هدف یاد شده، پرسش پژوهش عبارتست از اینکه؛ متغیر آب (قنات)، به مثابه محرک توسعه پایدار، چه تأثیری و نقشی در تکوین و انبساط مدنیت شهری بافت تاریخی تهران عصر ناصری داشته است؟نتایج منتج از جستار حاضر حاکی از آن است، گشایش حصار کهن و برپایی حصار نو هم راستا با بافت کهن و درآمیزش با سه مؤلفه محیط طبیعی، سازه های آبی انسان ساخت و فضاهای شهری همراه بوده است. همچنین، افزایش شاخص هم پیوندی فزونی (اقتصاد حرکت)، برگرفته از پیکره بندی فضا (مسیر قنات ها) در تهران عصر ناصری در نظم نوین خیابان های شهر، راهبردی برای هم رنگ و هم سو شدن با مفهوم جدید شهرسازی (مدرنیته) در جوار بافت کهن که بر پایه توسعه پایدار بوده، شکل گرفته است. این راهبرد، بستر لازم را از برای پذیرش ماهیت محلات جدید فراهم آورده و در کنار آن اصل سازگاری محلات جدید را با ساختار محلات قدیم مبتنی بر الگو و نحوه پراکنش کاربری ارضی و هستی محلات را نیز به همراه داشته است.
بازبینی تأثیر طراحی بیوفیلیک بر یادگیری و رفتار دانش آموزان مبتلا به اختلال (ADHD) و نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
67 - 82
حوزههای تخصصی:
طبیعت به عنوان یکی از مؤلفه های بنیادین زیست انسانی، نقش تعیین کننده ای در رشد جسمانی و روان شناختی ایفا می کند؛ بااین حال، گسترش شهرنشینی و کاهش تماس مستقیم با محیط های طبیعی، به ویژه در کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD)، موجب افزایش آسیب پذیری های روان شناختی می شود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر طراحی بیوفیلیک بر یادگیری و رفتار دانش آموزان مبتلا به اختلال (ADHD) نقص توجه و بیش فعالی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با روش پیمایشی و رویکرد شبه تجربی پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل اجرا گردید. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر ۵ تا ۶ ساله مبتلا به ADHD در مدارس ابتدایی شهر شیراز بود که با نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه استاندارد با پایایی تأییدشده (آلفای کرونباخ 0.817) بود. تحلیل داده ها با آزمون های کولموگروف–اسمیرنوف، لوین، تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) که در نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ انجام گرفت. نتایج حاکی از آن بود که بین گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون، پس از کنترل پیش آزمون، تفاوت معناداری در کاهش علائم ADHD و بهبود یادگیری وجود دارد (سطح معناداری < 0.05). مقادیر بالای اندازه اثر (0.664 و 0.693) بیانگر تأثیر قوی محیط های بیوفیلیک در ارتقای کیفیت یادگیری و سلامت روان کودکان است. یافته ها ضرورت ادغام اصول بیوفیلیا در طراحی مراکز آموزشی شهری را برای بهبود رشد شناختی و رفتاری کودکان تأیید می کند.
تجلی آموزه های اسلامی در طراحی خانه های آرامش بخش (نمونه موردی: خانه الداغی ها و جعفرزاده سبزوار)
حوزههای تخصصی:
معماری خانه های ایرانی، به ویژه با تأثیرپذیری از آموزه های اسلامی، نقش مهمی در پاسخگویی به نیازهای معنوی و مادی ساکنان دارد. این پژوهش به بررسی تجلی آموزه های اسلامی در طراحی خانه های سنتی منطقه سبزوار، با تمرکز بر خانه های الداغی ها و جعفرزاده از دوره قاجار، می پردازد. هدف پژوهش، استخراج معیارهای اسلامی برای طراحی خانه هایی آرامش بخش است که با بهره گیری از اصول قرآنی و روایات اسلامی، قادر به ایجاد محیطی هماهنگ با نیازهای انسان و فرهنگ ایرانی باشند. این پژوهش از نوع کیفی بوده که با جمع آوری اطلاعات از طریق روش اسنادی-کتابخانه ای به تجزیه وتحلیل اسناد و متون اسلامی پرداخته شده و با استدلال منطقی، تجلی اصول و ارزش های اسلامی در خانه های تاریخی الداغی ها و جعفرزاده از دوره قاجار مورد بررسی قرار گرفته شده است. بررسی خانه ها نشان می دهد که معماران ایرانی اصولی مانند حریم و محرمیت، تعادل و تناسب، زیبایی شناسی، بهره برداری از هندسه و سلسله مراتب فضایی و اهتمام به خلوت و آرامش را رعایت می کردند، همچنین توجه و استفاده از مصالح طبیعی و سبک زندگی متناسب با فرهنگ مردمان این منطقه، از ویژگی های بارز این خانه ها است. یافته های پژوهش گویای آن است که با بازگشت به این آموزه های حکیمانه، می توان کیفیت و معنویت مسکن معاصر را ارتقاء داد و با پیروی از این ارزش های اسلامی نه تنها پایداری و دوام ساختارها فراهم می شود، بلکه آرامش روان شناختی و اجتماعی ساکنان نیز تأمین می گردد.
ارائه مدلی نوین جهت ارتقاء مدیریت کیفیت در ساخت و ساز ساختمان های مسکونی لوکس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۲
109-117
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، روند توسعه جوامع به سمت مدرنیته و پیشرفت شتاب فزاینده ای گرفته است. یکی از شاخص های کلیدی این توسعه، رشد و گسترش شهرها و صنعت ساختمان در آنهاست که نقش بسزایی در ارتقای کیفیت زندگی ایفا می کند. از این رو، شاهد ساخت و ساز بناهایی لوکس با سبک های خاص و کیفیت مرغوب توسط برخی از سازندگان هستیم. ساخت این نوع ساختمان ها به عنوان سرمایه گذاری های قابل توجه، مستلزم ترجمه دقیق الزامات و خواسته های مشتریان به زبان مهندسی در مراحل طراحی، اجرا و بهره برداری است. این تحقیق یافته های یک تلاش پژوهشی را ارائه می دهد که با نظر سنجی فازی، پس از تشخیص معیارهای تشکیل دهنده ساختمان های مسکونی لوکس، کیفیت مورد نظر مشتریان و راه های ارتقای کیفیت آن ساختمان ها را ارزیابی کرده است. نظریه مجموعه فازی به دلیل سازگاری آن برای استدلال تردیدآمیز یا تقریبی که شامل تفکر شهودی انسان است، برای استفاده در تمام مراحل تحقیق انتخاب شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بیش از هر زمان دیگری به طرز چشمگیری، معنای لوکس در املاک مسکونی تغییر کرده است و کیفیت جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. با تحلیل خانه کیفیت دو مرحله ای فازی مدلی جهت ارتقاء سطح مدیریت کیفیت با 12معیار ارائه شده است که به ترتیب "مدیریت زمان و هزینه"، "به کارگیری BIM" و " مدیریت بهره برداری" اولویت های تاثیر گذار آن هستند.
Optimizing Channel Configurations to Enhance Thermal Comfort in Connected Enclosed Atrium (Case Studies: Yazd and Tabriz)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۲ - Serial Number ۵۶, Spring ۲۰۲۵
31 - 50
حوزههای تخصصی:
Global challenges, including climate change and rising energy consumption, necessitate sustainable architectural solutions. Optimizing architectural design for passive natural ventilation enhances energy efficiency and reduces reliance on mechanical systems. An investigation was conducted to examine how channel dimensions impact thermal comfort in connected, enclosed atria in Yazd and Tabriz. The objective is to determine channel configurations that maximize year-round thermal comfort while minimizing mechanical heating and cooling. With Rhino software and Honeybee and Ladybug plugins, simulation models were developed. A variety of channel dimensions were tested to determine the optimum PMV values throughout seasonal changes. A variety of channel widths were evaluated for thermal comfort. The atrium and adjoining spaces were improved by enhancing airflow and temperature regulation. In both cities, a 1-meter channel width consistently provided optimal thermal comfort. During winter, PMV should be -3.43, in autumn -0.66, in summer 2.41, and in spring 0.0041. As in Tabriz, the winter PMV is -4.94, the autumn PMV is -0.62, the summer PMV is 0.72, and the spring PMV is -1.13. One-meter channel widths maintain comfort through seasonal temperature variations and environmental conditions, eliminating the need for supplemental heating or cooling. The study highlights the importance of climate-responsive design and optimizing passive ventilation systems to enhance building energy efficiency. As a result, buildings can be designed for both hot and cold climates. Energy-efficient and comfortable architectural solutions are supported. A focus on channel dimensions for optimal natural ventilation is recommended for future building designs in similar climates.
Multi-objective Optimization Design of Adaptive Shading Devices for Office Buildings Considering Daylighting and Visual Comfort(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۳ - Serial Number ۵۷, Summer ۲۰۲۵
69 - 84
حوزههای تخصصی:
Adaptive shading devices offer architects a range of opportunities. These devices not only contribute to unique features and characteristics in building envelopes but, with appropriate design and principled implementation, also enhance visual conditions in interior spaces by providing sufficient levels of daylighting and improving visual comfort. Additionally, they reduce lighting energy consumption in buildings. This study examines four types of adaptive shading systems designed to optimize daylighting and visual comfort. Using a multi-objective optimization approach, various configurations of these systems are examined within the context of a reference office model to achieve a balance between the discussed objectives. For each season, the design alternatives with the highest fitness scores are identified. The findings highlight the relative advantages of horizontal louvers and horizontal sun-breakers over other shading devices. These two adaptive systems provide the reference model with satisfactory daylighting levels (i.e., ). Furthermore, regarding glare reduction, full visual comfort is achieved in spring and summer. In fall and winter, when sunlight entering through the southern façade is likely to produce glare, visual comfort is improved by approximately 43% compared to the base case.
شناسایی مصادیق بازتاب کنش سیاسی در آثار تجسمی هنرمندان معاصر گیلان براساس دیدگاه گافمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۴
73 - 84
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: با توجه به تحولات اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی رخ داده در سال های اخیر و ظهور هنر اجتماعی، در واقع هنر معاصر نوعی از کنش های اجتماعی وسیاسی جامعه محسوب می شود. این پژوهش به شناخت و تحلیل منتخبی از آثار هنرمندان گیلانی که به نوعی مصداق بازتاب رویکردهای سیاسی هستند، می پردازد و درصدد پاسخ به این پرسش است که براساس دیدگاه گافمن، رویکردهای سیاسی بازتاب یافته در آثار هنرمندان معاصر گیلانی کدام اند؟ هدف پژوهش: هدف این پژوهش، شناسایی نمونه هایی از بازتاب رویکرد سیاسی به عنوان یکی از کنش های اجتماعی در آثار هنرمندان گیلانی است. ضرورت انجام پژوهش در آن است که مطالعه کنش هنرمندان معاصر بومی می تواند درباره چگونگی تعامل و کنش آنها با جامعه خویش دانش لازم را تولید کند. روش پژوهش: روش پژوهش از منظر هدف بنیادی و از نظر ماهیت به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده و زیرمجموعه پژوهش های کیفی است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش ترکیب روش کتابخانه ای و میدانی است. در راستای شناسایی مصادیق الگوهای سیاسی گافمن در مجموع حدود ۲۶۶ اثر از بین کل آثار ۱۳ هنرمند منتخب که رویکردسیاسی داشتند، شناسایی و در این پژوهش بررسی شده است. نتیجه گیری: نتیجه بررس ی ها نشان می دهد که هنرمند معاصرگیلانی از دیرباز تاکنون در بسیاری از آثار نقش کنشگر سیاسی را بازی کرده تا دغدغه های خود و مخاطبانش را به عنوان واکنش به شرایط سیاسی دوره خود به تصویر کشد. در بین آثار هنری منتخب علاوه بر بازتاب مضامین سیاسی و تجارب فردی و جمعی مختلف، قهرمان پروری و نمایش شخصیت های ملی همچون میرزاکوچک خان جنگلی دیده می شود. اکثر هنرمندان معاصر گیلانی مورد مطالعه به مثابه هنرمند- شهروند فعالیت داشته تا به عنوان کنشگر متقابل، شرایط سیاسی دوران های تاریخی گیلان را بازتاب دهند.
شبیه سازی میزان روشنایی و دید به بیرون فضا براساس دو پارامتر موقعیت و کشیدگی بازشو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۰
44 - 51
حوزههای تخصصی:
استفاده از یک بازشو در نما یا جداره ساختمان، علاوه بر جنبه های زیبایی شناسی، در سیما و منظر بیرونی بنا، دارای وجوه کارکردی نیز هست که در قالب تأمین روشنایی فضای داخلی و ایجاد دید به بیرون نمود می یابد. کیفیت طراحی بازشو می تواند تأثیر قابل ملاحظه ای بر کیفیت روشنایی فضای داخلی و میزان دید ساکنان از درون به بیرون فضا داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی نقش موقیعت و کشیدگی بازشو در تعیین کیفیت روشنایی داخلی و میزان دید از درون به بیرون فضا می پردازد. به منظور سنجش میزان روشنایی، از شاخص های نور روز (DF)، خیرگی (Glare) استفاده شد. همچنین، برای سنجش شاخص دید به بیرون، میزان رؤیت پذیری فضای بیرونی از داخل فضا (View Analysis) بررسی شد. براین اساس، یک فضای مستطیلی شکل با ابعاد 5*3متر مربع به همراه یک بازشو به ابعاد 1*1متر مربع واقع در جبهه جنوبی آن، در شهر شیراز به عنوان الگوی پایه در نظر گرفته شد. همچنین، 22 نمونه موردی با موقیعت ها و کشیدگی های مختلف بازشو به عنوان نمونه های موردی تحقیق انتخاب شد. پس از شبیه سازی و تحلیل این نمونه ها با استفاده از افزونه های هانی بی و لیدی باگ، نتایج در قالب یافتن بهینه ترین موقعیت و کشیدگی بازشو در جداره ارائه شد. نتایج تحقیق نشان داد که استفاده از بازشو با کشیدگی افقی و مستقر در بخش مرکزی جداره، بهنیه ترین حالات دید به بیرون و روشنایی روز را درون فضا ایجاد می نماید.
Investigating The Effect of Mesoclimate on the Physical Characteristics of Semi-Open Spaces in Vernacular Houses of Cold Climate (Case Study: Qajar-Era Houses in Ardabil and Tabriz)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۴ - Serial Number ۵۸, Autumn ۲۰۲۵
19 - 34
حوزههای تخصصی:
Today, the necessity and importance of paying attention to climatic conditions in architecture as an effective factor on the environmental quality of buildings is not hidden from architects. In the country of Iran, the cold climate zone requires special attention in the climatic design of buildings due to its difficulties and considerable extent. Semi-open spaces have been a crucial element in architecture, significantly influencing the spatial arrangement of vernacular buildings in Iranian architecture. However, in contemporary housing, these spaces lack the necessary efficiency, and one of the factors contributing to this, especially in cold climates, is the failure to consider climatic conditions. Modeling climatic design solutions for these spaces in vernacular architecture and applying them in contemporary housing design will enhance the efficiency of these spaces. Intending to investigate the effect of mesoclimate on the structure of semi-open spaces in Qajar-era houses in cold climates, this article examined and compared the climatic conditions in the two cold cities of Ardabil and Tabriz. It identified the physical characteristics of semi-open spaces in the case studies and analyzed the impact of mesoclimatic conditions on the differences in the features of semi-open spaces between the two cities. This research is applied and has a qualitative nature, utilizing the grounded theory method. Comparing the physical attributes of the semi-open spaces in the vernacular houses of the two cities and matching them with the differences in climatic conditions reveals significant differences based on the influence of the mesoclimate on the physical structure of the semi-open spaces.
رهیافت فراترکیب در حوزه مطالعات مکان سازی با رویکرد بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
63 - 76
حوزههای تخصصی:
شتاب مداوم روند شهرنشینی در سراسر جهان منجر به تشدید معضلات زیست محیطی شده و حفظ عرصه های طبیعی توسط مکان سازی استاندارد و باتوجه به راه حل های مبتنی بر طبیعت ضمن این که نقش مهمی در رفاه کلی جوامع شهری داشته منجر به افزایش مزایای متعددی مانند بهبود کیفیت هوا، کاهش کربن شهری و افزایش تنوع زیستی (که از عوامل اصلی کیفیت زیستگاه های شهری امروزی هستند) می گردد. این مقاله فراترکیبی از مطالعات جهانی در زمینه مکان سازی با رویکرد بیوفیلیک ارائه می کند و هدف از این تحقیق، تجزیه وتحلیل و ترکیب ادبیات موجود در مکان سازی، به ویژه با تمرکز بر ادغام اصول طراحی بیوفیلیک است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با یک بررسی سیستماتیک و فراترکیب کیفی با استفاده از یک رویکرد استقرایی( همان طور که به وسیله ساندلوسکی و بوروسو پیشنهاد شده) انجام شد. ما یک جست وجوی سیستماتیک ادبیات را در دو پایگاه داده سمانتیک اسکولار و وب آف ساینس در سال های اخیر( با به روزرسانی سال 2023) انجام دادیم و نتایج هر مطالعه با استفاده از کدگذاری استقرایی در نرم افزار مکس کیودا مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. مطالعات صورت گرفته بین بازه زمانی 2017-2023 قرار دارند. بیشترین مطالعات منتخب این پژوهش به سال 2020 با 36 درصد تعلق می گیرد. کدهای استقرایی این پژوهش در قالب پنج مقوله اصلی زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی، عملکردی و کالبدی دسته بندی شدند. باتوجه به میزان شباهت مفاهیم شناسایی شده، در قالب 12 مقوله فرعی و باتوجه به میزان شباهت مقوله های فرعی، آنها به 28 شاخص طبقه بندی شدند. نتیجه نشان داد که کیفیت مکان سازی و طراحی بیوفیلیک(گرایش ذاتی به طبیعت) می تواند با سطوح مختلف ارتباط با طبیعت و درک انسان مرتبط باشد و اگرچه ادبیات موجود ، بیوفیلیک و مکان سازی را به عنوان پدیده هایی مستقل گزارش می کنند، اما نتایج ما روایتی متفاوت را بیان می کند و نشان می دهد که آنها درهم تنیده شده اند و برای ارتقای کیفیت محیط شهری و توسعه فضای شهری بسیار ضرروری ارزیابی می شوند. این مطالعه تلاش کرده اهمیت توازن بین محیط زیست شهری و توسعه فضای شهری را از طریق این موضوع نشان داده تا پس از آن در پژوهش های آتی بتوان از رویکردی جدید با نام مکان سازی بیوفیلیک استفاده کرد.
شناسایی و تحلیل آینده پژوهانه پیامدهای آبشاری زلزله احتمالی در تهران (معرفی زنجیره های متقاطع، مخرب و پیچیده)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
30 - 53
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: زلزله ها به منزله یکی از مخرب ترین بلایا، ظرفیت ایجاد پیامدهای آبشاری و زنجیره های بحرانی دارند که بر همه ابعاد مدیریت شهری تأثیر می گذارند. تهران، با جمعیت بالا، زیرساخت های آسیب پذیر و موقعیت لرزه خیز، در زمره شهرهای به شدت در معرض خطر زلزله و پیامدهای پیچیده ناشی از زلزله قرار دارد. زلزله احتمالی تهران با آثار متقاطع خود می تواند بحران های گسترده ای برای مدیریت شهری ایجاد کند. با توجه به «رویکرد چند خطر» به مخاطرات، به نظر می رسد این بحران ها، به ویژه به دلیل تعاملات پیچیده پیامدها، فراتر از آثار زیرساختی بوده و به زنجیره های مخرب تبدیل می شوند.
هدف: این پژوهش به شناسایی پیامدهای زلزله تهران با لنز محیط های پیچیده شهری با رویکردی جامع و آینده نگر می پردازد. این مطالعه با تحلیل وابستگی های متقابل میان پیامدها و معرفی «زنجیره های مخرب» ناشی از آثار آبشاری، در پی ارائه بینش هایی برای بهبود تصمیم گیری در مدیریت شهری است. این پژوهش بر تحلیل زنجیره های مخرب ناشی از زلزله تمرکز دارد تا از منظر مدیریت شهری و امنیت پیش نگرانه، بینشی برای تقویت تاب آوری شهری و کاهش پیامدهای بحران ارائه دهد.
روش: پژوهش با رویکرد کیفی، از کدگذاری باز، چرخ آینده و تحلیل مضمونی برای شناسایی و دسته بندی پیامدهای زلزله در حوزه های مختلف بهره می برد. همچنین، پیامدها و محرک ها با استفاده از ابزارهای متعددی شناسایی و تحلیل شده اند.
یافته ها : تحلیل ها نشان دادند زلزله می تواند پیامدهایی هم پیوند در زیرساخت های حیاتی، روان جمعی، شریان های انرژی و حوزه های اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند. این پیامدها، با هم افزایی متقابل، زنجیره های مخربی شامل هفت حوزه امنیت زیست محیطی، زیرساخت های حساس، روان شناختی، انرژی، اقتصادی، منابع حیاتی و حکمرانی پایدار شکل می دهند.
نتیجه گیری: زلزله در تهران با ایجاد «زنجیره های مخرب» پیامدهای آبشاری، بحران های چندلایه ای در ابعادی همچون زیرساختی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی رقم می زند. مدیریت مؤثر این بحران، نیازمند برنامه های جامع، تقویت شبکه های حیاتی، بهبود مدیریت ساختارهای شهری، استقرار مدیریت تاب آور شهری و هماهنگی میان نهادهای مرتبط است.
کنشگری ارتباطی در مدیریت پروژه های شهری، نمونه مورد مطالعه: مدیریت شهری زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
35 - 48
حوزههای تخصصی:
کنش مبتنی بر تعامل و تفاهم چندجانبه، الگویی است ریشه در نظریه کنشی یورگن هابرماس که اصول آن در مشارکت، مباحثه، تفاهم، تمرکز و انحصار خارج از قدرت تبیین می شود. مدیریت شهری نوین با این رویکرد می تواند توسعه شهری را با نگاه جمعی و کارشناسی کثرت گرا به پایداری سوق دهد. این پژوهش باهدف تبیین رویکرد کنش ارتباطی هابرماس در مدیریت میانی در پیشبرد پروژه های توسعه شهری انجام گرفته است. روش تحقیق از نوع کیفی مبتنی بر رویکرد داده بنیاد است که به شیوه پدیدارشناسی (تفسیری استقرایی) شکل گرفته است. واحد جغرافیایی و جامعه موردمطالعه، شهر زنجان و مدیریت های اثرگذار بر توسعه شهری هستند. گردآوری داده ها حاصل مصاحبه های نیمه ساختارمند و مشاهده های موردی است که در آن مدیران میانی سازمان های با اثرگذاری بیشتر در مدیریت شهری با حجم نمونه ای بالغ بر 45 نفر بوده اند. تحلیل داده بر اساس مدل داده بنیاد در فرایند کدگذاری باز انجام و با کدگذاری محوری و انتخابی، مفاهیم و مقوله های کلیدی استخراج گردید. تبیین تفسیری مقوله ها و مفاهیم استخراج شده در مدل پارادایمی مبتنی بر شرایط علّی، زمینه ای، میانجی، راهبردی انجام گرفته و شرایط پیامدی تبیین گردید. نتایج نشان می دهد مقوله های قدرت، ترس، مقاومت، اجبار، فردگرایی و انحصارگرایی، اطاعت و دستورپذیری، وابستگی و منافع سازمانی به عنوان عوامل غیر کنشی و تعامل، پذیرش و مقبولیت، نقدپذیری، تفاهم، مشارکت نهادی و ارتباط داده ای به عنوان عوامل کنشی فعال شناخته می شوند. پیامد های حاصل از شرایط علّی، زمینه ای میانجی و راهبردی نشان می دهد یک جانبه نگری، فردگرایی، تفکر سیاسی و جناحی، تغییرات مداوم، رویه های اداری، کاهش سرمایه اجتماعی ناشی از انحصارطلبی، ناتوانی مدیریت شهری در پیشبرد کیفی و به هنگام پروژه های شهری و نارضایتی شهروندان پیامد مانع برای ایجاد کنش ارتباطی است. شرایط پیامدی تقویت حس تعلق، کنش مفاهمه ای، همیاری و همکاری نهادی، تخصص مبتنی بر مشورت، کثرت گرایی و هم افزایی نهادی را مؤثرترین شرایط پیامدی در پیشبرد کیفی مدیریت پروژه های شهری تبیین کرده است.
تحلیل مفصل بندی معماری مساجد قدیمی در فضای گفتمانی هنر اسلامی بر اساس نظریۀ تحلیل گفتمان ارنستو لاکلا و شنتال موف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ تیر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
79 - 86
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: این پزوهش با طرح مسئله مفصل بندی معماری مساجد قدیمی در فضای گفتمانی هنر اسلامی نوشته شده است. در فضای گفتمانی هنر اسلامی، معماری یکی از نظام های نشانه ای محوری است که از ابعاد مختلف نقش نشانه ای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را ایفا می کند. اما هنگامی که بحث معماری اسلامی، معماری سنتی، ایرانی و... مطرح می شود این نظام نشانه ای واجد ویژگی های گفتمانی می شود. پس معماری اسلامی در قالب بناهای مذهبی که کارکردهای اجتماعی - دینی هم دارد، مجدداً به واسطه نشانه ها و در فرایند رقابت بین گفتمانی مفصل بندی می شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش تبیین سازوکارهای مفصل بندی معماری اسلامی در فضای گفتمانی هنر اسلامی است که نقش ها و کارکردهای گفتمانی معماری مساجد قدیم را روشن می سازد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع تحقیقات کیفی است و با روش تحلیل گفتمان نوشته شده است و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا رابطه ای بین ساختار و مفصل بندی معماری مساجد قدیم با گفتمان قدرت و دین وجود دارد؟ نتیجه گیری: یافته ها و نتایج اصلی پژوهش نشان می دهد در فضای گفتمانی هنر اسلامی، معماری پیوسته در بستر تغییرات ساختار اجتماعی و فرهنگی ناشی از گفتمان قدرت، دچار دگرگونی های متعددی بوده است چنانکه تغییر کارکردهای اجتماعی مساجد امروز در قیاس با ساختار معماری مساجد دوره های قدیم، متحول شده اند.
ارزیابی نقش ذینفعان در سیاست گذاری شهری بر مبنای حکمروایی خوب شهر (نمونه موردی طرح توسعه کمپ B بندر امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶
76 - 85
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، ناکارآمدی طرح های توسعه شهری، به ویژه در مناطق حاشیه نشین، ناشی از غیبت مشارکت موثر ذینفعان و تصمیم گیری های یک جانبه نهادهای بالادست و دارای قدرت بوده است. پروژه طرح توسعه کمپ B(محله صباغان) در بندرامام خمینی نمونه ای بارز از سیاست گذاری بالا به پایین است که با هدف ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی این محله توسط بنیاد مسکن طراحی شد اما در ادامه نتوانست موجب ارتقای کیفیت زندگی ساکنان محله شود. این پژوهش با هدف تحلیل نقش و جایگاه ذینفعان در فرآیند سیاست گذاری و برنامه ریزی این پروژه، از چارچوب چرخه سیاست گذاری عمومی (در پنج مرحله) و ماتریس قدرت-علاقه مندی برای طبقه بندی و ارزیابی گروه های بازیگر استفاده کرده و تحلیل می کند که نقش آفرینی گروه های ذینفع در هر مرحله به چه میزان بوده، چه عواملی سبب تغییر نقش و جایگاه آنان شده و تغییر در ساختار تعامل میان بازیگران چه پیامدهای را در پی داشته است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا و مطالعه موردی بوده و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه با بازیگران کلیدی، تحلیل اسناد رسمی و مشاهده میدانی صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که بنیاد مسکن تحت نظارت نهادهای بالادست به عنوان بازیگر کلیدی و انحصارگرا، با حذف یا تضعیف نقش سایر ذینفعان همچون شهرداری، نهادهای محلی، دانشگاه ها و ساکنان از فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری و اجرا، موجب بروز آسیب در چهار بعد نهادی، اقتصادی، اجتماعی-روانی و کالبدی-فضایی شده است. این پیامدها شامل تمرکز قدرت، بی اعتمادی و فقدان حس تعلق، چرخش از عدالت اجتماعی به سودمحوری، و ناهماهنگی در طراحی و اجرا می شود. ماتریس قدرت-علاقه مندی نیز بیانگر گسست جدی بین قدرت رسمی و نیازهای واقعی جامعه محلی است. در مجموع، فقدان ساختارهای حکمروایی چندسطحی و تعامل میان بخشی موثر، از عوامل اصلی شکست این پروژه توسعه ای بوده اند.
آینده پژوهی توسعه شهر چابک در راستای تاب آوری و پویایی شهری کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر چابک، پاسخی نوین به تحولات پیچیده و چالش های نوظهور است که با بهره گیری از فناوری های هوشمند و حکمرانی داده محور، زمینه تاب آوری و پویایی شهری را برای دستیابی به توسعه آینده شهری فراهم می کند. در این راستا، پژوهش با هدف آینده پژوهی توسعه شهر چابک در راستای تاب آوری و پویایی شهری کلان شهر تهران تدوین شده است. روش پژوهش رویکرد آینده پژوهی است که از لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ نوع توصیفی-تحلیلی است. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و پیمایشی بر اساس روش دلفی بوده است. جامعه آماری خبرگان متخصص در مطالعات شهری می باشند که حجم نمونه به صورت هدفمند با روش نمونه گیری گلوله برفی 70 نفر انتخاب شده است. در بخش تجزیه و تحلیل برای ارزیابی، زمینه سازی و رتبه بندی شاخص ها از روش ماتریس اثرات متقابل (MICMAC) و برای تدوین سناریوهای نهایی از سناریو ویزارد (SCENARIOWIZARD) استفاده شده است. شاخص اتکا به منابع پاک بیشترین تأثیرگذاری و برنامه ریزی مشارکتی بیشترین تأثیرپذیری را دارند. همچنین، تصمیمات داده محور و بازیافت مواد به عنوان پیشران های کلیدی شناخته شدند، درحالی که شاخص های رفاه اجتماعی و فرهنگ سازی زیست محیطی بیشتر تأثیرپذیر و کمتر تأثیرگذار هستند. در تحلیل سناریو، پنج حوزه کلیدی توسعه شامل فناوری های نوین، تاب آوری اقلیمی، اقتصاد دیجیتال، آموزش مستمر و زیرساخت های هوشمند شناسایی شده است که هریک بر پایداری و کارآمدی کلان شهر تهران تأثیرات متنوعی دارند. توسعه شهر چابک مسیر تحقق مدیریت هوشمند، پویا و تاب آور را در کلان شهر تهران هموار ساخته و زمینه پاسخ گویی مؤثر به چالش های پیچیده شهری آینده را فراهم می کند.
تبیین چالش های نظری کیفیت هوای داخلی ساختمان های سبز و فرصت های بهبود آن
حوزههای تخصصی:
ساختمان های سبز که امروزه جهت بهره وری انرژی طراحی می شوند، بر کارآمدی انرژی و منابع تمرکز داشته و کمتر به کیفیت هوای محیط داخلی می پردازند؛ فقدان کیفیت مطلوب هوای داخل بسیاری از این ساختمان ها سلامت ساکنین را مختل می کند و آسیب های جبران ناپذیری در پی خواهد داشت. این مقاله با هدف کاربردیِ تبیین فرصت های بهبود کیفیت هوای داخلی به بررسی چالش های کیفیت هوای محیط داخلی در ساختمان های سبز می پردازد. در این راستا ابتدا مروری بر تعاریف ساختمان سبز و کیفیت هوای محیط داخلی می شود و نحوه پرداختن ساختمان های سبز به کیفیت هوای محیط داخلی ساختمان به روش اسنادی و کتابخانه ای بررسی خواهد شد. در ادامه به روش توصیفی تحلیلی با مقایسه کیفیت هوای محیط داخلی ساختمان های سبز و معمولی، اقدامات به اصطلاح سبزی که تاثیرات نامطلوبی روی کیفیت هوای محیط داخلی دارند شناسایی شده و با تحلیل محتوای کیفی مجموعه ای از راهکارهای بهبود کیفیت هوای محیط داخلی پیشنهاد می شود. یافته های به دست آمده نشان می دهند علی رغم اینکه عموما کیفیت هوای محیط داخلی درک شده در ساختمان های سبز، بالاتر از ساختمان های معمولی بوده، اما سبز بودنِ ساختمان، لزوماً کیفیت هوای محیط داخلی مطلوب تری را تضمین نمی کند. بر اساس جمع بندی داده های نظری، علاوه بر تهویه، باید بر راهبردهای دیگری نظیر کنترل منابع و کاهش مواجهه ساکنین با آلاینده ها تمرکز نمود. از جمله راهکارهای بهبود کیفیت هوای محیط داخلی می توان به الزام رعایت دستورالعمل های کیفیت هوای محیط داخلی برای آلاینده های کلیدی و اعطای امتیاز در گواهی ساختمان سبز برای کاهش و به حداقل رساندن آلاینده ها، توسعه شاخص ها و معیارهای کیفیت هوای محیط داخلی، اعطای امتیاز برای تست آلایندگی محصولات مورد استفاده در ساختمان، نظارت منظم بر کیفیت هوای محیط داخلی، بررسی تأثیرات متقابل راه حل ها در سایر معیارهای تولید ساختمان های سبز بر کیفیت هوای محیط داخلی اشاره کرد.