مطالب مرتبط با کلیدواژه

نقاشی منظره


۱.

معنا و مفهوم «طبیعت» در نقاشی های منظره چینی بر اساس مکتب دائو

کلیدواژه‌ها: طبیعت نقاشی منظره هماهنگی خودانگیختگی مکتب دائو

تعداد بازدید : ۶۰۹ تعداد دانلود : ۴۰۹
تاریخ فلسفه چین به وضوح نشان می دهد که یکی از مسائل و دغدغه های فکری مردمان این سرزمین، مسئله تطبیق انسان با طبیعت و تطبیق انسان با جامعه بوده است. در عرصه هنر و نقاشی، می توان چنین استنباط کرد که برای آنان، طبیعت به میزان زیادی با تلقی شان از نقاشی قلم مو و مرکب مشابهت دارد. هم طبیعت و هم این نقاشی ها، نماد زیبایی و توازن هماهنگ عالم کاینات هستند. این مقاله بر آن است تا با اتکای بر تعالیم دائو، به عنوان مکتبی اثرگذار در شکل دهی به تمام زوایای فرهنگ چین باستان، بویژه در عرصه فرهنگ بصری، معنا و مفهوم «طبیعت» در نقاشی های منظره چینی و طریق هماهنگی با آن را مورد مطالعه قرار دهد. مراد از طبیعت، جامعیت خودانگیختگی یا خودجوشی چیزها و رهایی مطلق از تصنعی بودن است. به این ترتیب هرگاه چیزها آزاد باشند که راه طبیعی خود را دنبال کنند، در کمال هماهنگی حرکت می کنند. به طور کلی دائو با راه طبیعت، با سیر و جریانی که در طبیعت است، هماهنگ است. سیر طبیعی و خودجوشی هر چیز، شیوه دائو است. هنر چین در سراسر تاریخ خود، طبیعت را ملهم از این نیروی پنهان تصور می کند و هدف هنرمند نیز این است که با این روح تماس پیدا کرده و آن گاه کیفیت و انواع و اقسام آن را برای بیننده توصیف نماید. هدف رهرو دائو، پرهیز از انجام هر کاری است که با طبیعت ناسازگار باشد. این طبیعت نیست که به اصلاح و کمال نیاز دارد، بلکه این ما هستیم که نیازمند تغییر هستیم و باید خود را با آن وفق دهیم. از این رو باید در قبال طبیعت نیست شد و این همان طریقی است که هنرمند بواسطه آن به سراغ طبیعت می رود. در مکتب دائو، اصل تغییر به عنوان عامل پیش برنده جهان هستی (دائو) به عنوان توازن هماهنگ میان اضدادی تعریف می شود که با یکدیگر تعامل دارند (یین و یانگ). توازن میان اضداد نوعی نیرو یا روح طبیعی را به نام «چی» می آفریند. مناظر نقاشی شده (شانشوئی) نیز بازتابی از این باور در غالب نیروهای «یین» و «یانگ» هستند.
۲.

دائوئیسم و نقاشی منظره چینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چین دائوئیسم نقاشی منظره دائو دِ جینگ لائو زِه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۲ تعداد دانلود : ۶۰۲
در مقاله حاضر به این پرسش پرداخته می شود که زیبایی شناسی دائوئیستی چیست و چه ویژگی هایی دارد. با فرض این که آشنایی با دائوئیسم موجب شناخت بهتر نقاشی منظره در چین می شود، می کوشیم نشان دهیم که حکمت دائویی قرن ها مبنای نظری زیبایی شناسی نقاشی منظره در چین بوده است. براساس آموزه های دائوئیستی، نقاشی در بهترین حالت باید محمل و مجرای دائو باشد. لذا هدف این است که مشخص کنیم چرا نقاشی رسانه برتر «بیان» دائو است. براساس متون اصلی دائوئیسم، دائو هرگز به قالب کلام درنمی آید. لذا فرزانگان چینی نقاشی را رسانه توانایی برای انتقال حکمت دائویی می دانستند. با بررسی ترکیب بندی نقاشی منظره چینی خواهیم دید که زیبایی شناسی دائوئیستی چگونه درقالب تصویر بازتاب یافته است. درخاتمه نتیجه می گیریم که رنگ های رقیق و محو، فضای خالی و فقدان پرسپکتیو خطی در نقاشی منظره چینی نشان دهنده تأثیر دائوئیسم بر زیبایی شناسی این هنر است.
۳.

درخت- خانه: غرابتِ درختان در نقاشی های داوود امدادیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: داوود امدادیان زیگموند فروید نقاشی منظره درخت امر غریب خانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۲
 شاید نتوان در سنت منظره نگاری ایران نقاشی مانند داوود امدادیان را یافت که به «درخت» در مقام یک موضوعی منحصر برای نقاشی چنین وفادار بوده باشد. علاوه بر شکل و جایگاه این درختان در ترکیب بندی، تکرار آن ها در آثار امدادیان نیز به رازگونگی آن ها افزوده است. در این پژوهش، این درختان در مقام «امری غریب» توصیف و تحلیل می شوند. در این پژوهش با اتخاذی رویکردی روان شناختی و بر مبنای صورت بندی مفهومی «امر غریب» نزد زیگموند فروید کوشش می شود که از «چگونگی» تجسم درختان در آثار امدادیان تحلیلی منسجم و دقیق ارائه شود. روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده است و از میان آثار داوود امدادیان با نمونه گیری هدفمند، آثاری برای تحلیل انتخاب شده اند که بتوانند ابعاد و مؤلفه های کلیدی چگونگی نمایش درختان در این آثار را نشان دهد. گردآوری اطلاعات در این مقاله به شیوه ای کتابخانه ای بوده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که ازنظر شکلی در اغلب آثار امدادیان ساختاری مشابه تکرار شده است. مطابق این ساختار در میانه اثر «چیزی» قرار گرفته است که بخش اعظم تابلو را می پوشاند، این چیز که غالباً در هیئت درخت تصور می شود در عین بیگانگی و مهابت، آشنا و نزدیک نیز هست، ازاین رو، واجد دیالکتیک بنیادین برسازنده تجربه «غرابت» است. غالباً در کنار این درخت عظیم نشانه های خسران در هیئت زوال و ویرانی در نمایش خانه ها یا درختان کوچک دیده می شود. این ازدست رفتگی ها و وجه مالیخولیایی در تصویر درختان عظیم میانه اثر، وجهی عمیق تر و بنیادی تر می یابد. «تکرار» بی وقفه مضمون درخت در قالبی واحد در آثار امدادیان می تواند نشانه ای از «اجبار به تکرار» و فراوری از اصل لذت به سوی بازگشت باشد: از سکنی گزیدن در سکونت گاه های موقت ازدست رفته به سوی آرامشی جاوید در مرزهای مرگ، به سوی خانه ای ابدی.