شیخ حر عاملی (1104- 1033ق) به عنوان یکی از بزرگان عرصه ی علم و فقاهت شیعه، در نسخه ای خطی تحت عنوان «خلق الکافر و الغرض منه» که به زیور طبع آراسته نشده، اختصاصاً به موضوع خلقت کافر پرداخته و تلاش نموده تا به این پرسش پاسخ دهد که چرا خداوند کافر را درحالی که اوصاف او در علمش معلوم بود، آفرید، مهلت داد و بر مؤمنین مسلط ساخت؟
این در حالی است که بعضی از معارف قرآن و حدیث مانند طینت خاص، قضا و قدر، مشیت و اراده ی الهی نیز به موضوع دامن زده و اعتقاد به جبر را تقویت می کند.راه کار اصلی شیخ در این رساله، مسلط کردن معیار و ادلّه عقلی بر حل مسئله است. وی ابتدا مبانی اعتقادی را بر عقل عرضه کرده و سپس نتایج عقلی را همراه با شواهد قرآنی و حدیثی مؤید بیان می کند.
از آنجا که مؤلف در نسخه خطی حاضر، از روایات بسیار استفاده نموده است، در این مقاله ابتدا به این پرسش پاسخ داده می شود که کیفیت روش مؤلف و «نظام فقه الحدیث» وی در استفاده از روایات اعتقادی چگونه است؟ برای رسیدن به سؤال مطرح شده، بر اساس مبانی فقه الحدیث، روش شیخ در دو مرحله: «فهم متن» و «فهم مقصود» مورد بررسی قرار گرفته است. سپس از آنجا که شیخ به دنبال ارائه پاسخی اقناعی و کاربردی است، به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که پاسخ های مؤلف به چه صورت ارائه شده و پاسخ ها تا چه اندازه کاربردی می باشند؟ و به این منظور، بر اساس توجه به نظام فکری و رده بندی، مطالب مورد سنجش و نقد قرار گرفته است.
منظورشناسی که به بررسی کلام میان متکلم و مخاطب در جهت ایجاد انگیزه ارتباطی معین بین طرفین اشاره دارد، ازجمله مبانی ای است که در علم زبان شناسی نوین دارای جایگاه ویژه ای است. «اقناع» که فرایندی ارتباطی زبانی است، بر پایه هدفی مشخص و نقطه غایی هر گفتمان است. پیامبر2 در گفتمان های خود، از برهان های زبانی برای جذب مخاطب چنان استفاده کرده است که انسان باوجوداینکه گوینده آن ها «بشر» است، به آسمانی بودن آن سخنان اذعان می کند. این پژوهش بر آن است تا با رویکرد کاربردشناسی و توصیفی، جنبه های برهان زبانی را در گفتمان های رسول اکرم2 موردتحلیل و واکاوی قرار دهد. دستاورد تحقیق بیانگر آن است که «مقدمه»های برهانی خطبه پیامبر2 که حول محور دین جدید است، گوش مخاطبان را به شنیدن سخنان وی تیز می نمود و عقل و عاطفه آنان را تسخیر می کرد. وی با بازکردن فضای گفت وگو در گفتمان ها، فضای حاکم بر آن ها را که برهان یک طرفه بود، به برهان گفت و گویی کشاند. او با استفاده از «تکرار» که کاربستی ارتباطی اقناعی است، کلام خود را در ذهن مخاطب تثبیت می کرد.
از سخنان منقول از پیامبر اسلام2 که موجب کژتابی ها و چالش هایی در فهم مراد واقعی آن گشته کلامی است صحیح السند که مسلمانان را مکلف می دارد تا در برابر بدعت گزاران در دین با قاطعیت موضع گرفته بیزاری خود از آنان را ابراز داشته با سب و طعن و بهتان و غیبت آنان موجب درماندگی آنان گردد. جست وجوی پیش رو به بررسی سندی و محتوایی حدیث مزبور پرداخته است تا مگر از رهگذر رویکرد فقه الحدیثی بدین پرسش، پاسخ دهد که حدیث موضوع بحث تا چه میزان با اصول و ارزش های شناخته شده در متن دین معارض است. در جست وجوی حاضر بدین نتیجه روشن می توان دست یافت که مفاد و مضمون حدیث بدعت و بهتان، هیچ گونه تعارضی با ارزش های شناخته شده در آموزه های دینی ندارد، چنانکه با اصول عقلائی حاکم بر پیوند های اجتماعی جوامع انسانی نیز به طور کامل همخوان است.