تعامل میان رشته ای قرآن و تاریخ از پیشینه ای طولانی برخوردار است. همواره مفسران در تبیین بخش هایی از قرآن بر خود لازم می دانسته اند که از تاریخ استفاده نمایند. با گذشت زمان روش هایی که مورخان استفاده می نمودند پیچیده تر شد و توانایی بالاتری را در حل مسائل خود به دست آوردند اما مفسران همسوی با این پیشرفت ها حرکت ننمودند؛ به همین خاطر در حوزه روش های تاریخی به کارگرفته شده ایشان آسیب های فراوانی قابل مشاهده است. روش هایی که مفسران معاصر در تبیین مسائل تاریخی به کار می گیرند تفاوت چشمگیری با روش های مفسران متقدم ندارد ازاین رو با تکرار روش هایی ناکارآمد در این زمینه روبه رو هستیم. مقاله پیش رو با استفاده از روشی تحلیلی- توصیفی و با منظری انتقادی به دنبال بررسی نقاط قوت و ضعفی است که در روش های تاریخی مفسران قابل ملاحظه است. بررسی این نقاط کمک می کند تا امکان رسیدن به الگویی پیشرفته و بومی در حوزه به کارگیری از روش های تاریخی در تفاسیر قرآن کریم فراهم بیاید.
نوشتة حاضر پیرامون دو محور «حکمت» و «جمال» و نسبت آن دو با یکدیگر در قرآن فراهم آمده است. حضور مکرّر در قرآن دو واژة مذکور، جایگاه آنها را تصدیق می کند و همین تکرار و تأکید از وجوه مختلف و طیّ آیات عدیده، بررسی هر یک از این دو واژه را ضروری می کند. امّا علی رغم اهتمام قرآن پژوهان، آنچه مغفول مانده، نسبت بین این دو واژه است که در این مقام با تأمّل و تدبّر عمیق تر در قرآن به این معجزة عمیق قرآنی دست یابیم. در منظومة فکری قرآن، حکمت و جمال نه تنها دو سیّارة دور افتاده از هم نیستند، بلکه به طور وثیقی به یکدیگر مربوط و وابسته اند. هنر قرآن در این است که در ساختار خلل ناپذیر خود معنایی شگرف و معجزه آسایی عرضه می دارد که در بسیاری اوقات، از نگاه سطحی دور می ماند و هنرمند کسی است که به کشف چنان روابط پنهان و ناملموسی نائل آید. از این رو، برای دستیابی به چنین هدفی با مراجعه به قاموس ها، معنای لغوی هر یک را به دست آوردیم و آنگاه بر بنیاد تفاسیر معتبر، بهترین معنا را مشخّص کردیم و در نهایت، از نسبت شگرف بین آن دو که در کلام وحی به خوبی یادآوری شده، پرده برداشتیم.
یکی از واژگان پرکاربرد در متون دینی و عرف مردم، واژه «برکت» است. واژه برکت در قرآن نیامده؛ اما استعمال مشتقات این واژه در آیات قرآن به وفور یافت می شود؛ این مقاله به بررسی مشتقات واژه برکت و جمع مؤنث آن یعنی واژه «برکات»، در قرآن می پردازد. با بررسی آیات، ضمن آشنایی با مفهوم لغوی و همچنین بیان دیدگاه های مفسران درباره معنای این آیات، موارد استعمال و مصادیق این واژه مشخص شده و مراد از برکت مورد نظر قرآن تبیین شده است. همچنین به طور ضمنی راه دستیابی به برکت در هر چیزی و عامل جلوگیری از نزول برکت پیشنهاد شده است.
برای تربیت دینی، مربیان می توانند از روش های گوناگونی بهره گیرند. یکی از این روش ها «الزام» است که در آن افراد به پذیرفتن دین، افزایش میزان ایمان، فراگیری آموزه های دین و انجام دستورهای عملی دین وادار می شوند. یکی از پرسش های مهمی که در این بحث مطرح می شود این است که آیا مربیان مجازند در تربیت دینی متربی از الزام و اجبار استفاده کنند؟
از آنجا که برای نفی الزام در تربیت دینی از منظر اسلام عمدتاً به آیة «لا اکراه» تمسک شده است؛ در این مقاله برای پاسخ به پرسش مزبور، آیة «لا اکراه» و آیات مشابه آن را با روش تفسیری و فقهی بررسی می کنیم. نتیجة کلی به دست آمده از این بررسی نشان می دهد که استدلال به آیة «لا اکراه» و آیات مشابه آن بر عدم جواز استفاده از روش الزام و اجبار در تربیت دینی به طور مطلق، تام نیست و با اشکال رو به رو ست.
در یک قرن گذشته، به علت افزایش جمعیت، مصرب آب در جهان ده برابر شده است. بخش مهمی از رشد مصرف آب در کشورهای اسلامی است. حدود 290 آیه به موضوع آب و مفاهیم مربوط به آن است. آب از نگاه قرآن افزون بر ابزار قدرت، وسیله تنبه نیز بوده است، چنان که امروزه آمار تلفات ناشی از سیل، از زلزله بیشتر است. در عصر حاضر با پیشرفت علوم طبیعی رابطه میان آیات قرآن و روابط انسان با طبیعت و محیط زیست بیشتر آشکار شده است. قرآن نسبت به طبیعت و عناصر آن از جمله آب و منافع حیاتی آن در زندگی بشر، توجه ویژه ای دارد؛ مسئله ای که مورد تأکید دانشمندان علوم تجربی عصر حاضر است. این مقاله بر آن است تا با استفاده از آیات قرآن درباره آب و اهمیت آن در زندگی بشر، وضعیت آب را در شرایط کنونی و آینده جهان، بررسی نماید. با توجه به مطالعات علمی، برای تداوم صحیح حیات نسل بشر، لازم است تا آموزه های قرآنی در مورد عنصر حیات بخش آب و چگونگی استفاده از آن، مورد توجه جدی قرار گیرد.