فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۴۱ تا ۱٬۸۶۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
منبع:
پژوهشنامه تأویلات قرآنی دوره چهارم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۷
225 - 253
حوزههای تخصصی:
به گفته دین شناسان، دین جزء اساسی وجود انسان است. ازطریق دین، انسان به دنبال تحلیل جهان و زندگی، منشأ و پایان هستی است؛ این مساله، موضوع اصلی جامعه شناسی و مردم شناسی است، تا آنجا که یک جایگزین فکری و فرهنگی برای تفسیرهای سکولار ازمبدأ وجود و رابطه انسان با جهان و زندگی قلمداد می شود. ازنظر برخی، تفکر افسانه ای به تفکر دینی و سپس به تفکر علمی و عینی تبدیل شده است. رابطه جنسی اساس بیولوژیکی وجود انسان است. اما با این حال، به ظاهر، دین و جنسیت ازحیث فرهنگی با هم ناسازوارند. دراین تحقیق که با رویکرد توصیفی –تحلیلی صورت گرفته بدین پرداخته ایم که نص قرآنی به موضوع رابطه جنسی به این اعتبار که اساس وجود انسان و راه ادامه حیات هستی است، با زبانی وحیانی و به دور ازپستی و با عباراتی لطیف و الفاظی برگزیده پرداخته است. تفسیر جنسی برخی آیات، تابع فرهنگ مفسر درپارادایم تحلیل های اجتماعی و آنتروپولوژیک است که این موارد را درزمره تلاش های بشری قرار داده و ازاین رو دلالت حقیقی نص قرآنی را ۱۰۰% بازتاب نمی دهد و این موضوع، مجال را برای خوانش دوباره نص قرآنی و تاویل دوباره آن مطابق با قُدسیتش، بازمی گذارد.
Human Values in the Qur'an and Hadith and Its Reflection in Persian Literature
حوزههای تخصصی:
In the Qur’anic verses and Islamic hadiths, human values rank such a high status that religious leaders have also emphasized to respect these values. Altruism and serving humans - in all religions and denominations - have also been emphasized by religious leaders theoretically and practically. Paying attention to such values can play an important role in the solidarity of human societies and the peaceful life of different ethnic groups and nationalities. Human values have also been considered by Iranian writers and mystics, some of whom have reflected those valuable lessons in their Persian poems and texts. Despite blind prejudices, “Religious Enlightenment” requires that those life-giving and altruistic teachings be discussed by scholars.
مبانی علامه طباطبایی در نقد نظرات زمخشری در تفسیر الکشاف(با رویکردی بر ادله ی قرآنی و قرائن درون متنی آیات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث تفسیری علامه طباطبایی در تمام مجلدات المیزان، پرداختن به صحت و سقم آرای دیگر مفسران می باشد که با در نظر گرفتن معیارهایی به پذیرش و یا نقد نظرات آنان اقدام نموده است. از مهم ترینِ این تفاسیر؛ تفسیر «الکشاف» می باشد که مؤلف المیزان علاوه بر تأیید و بهره گیری از نظرات {نحوی و ادبی} زمخشری، در موارد متعددی با تکیه بر ادله ی قرآنی و قرائن درون متنیِ آیات به بررسی و تحلیل نظرات ایشان پرداخته و با دلایلی از جمله: در نظر نگرفتن ارتباط و قرائن موجود درآیات، بی توجهی به سیاق آیات، تحلیل ناصواب نحوی و ادبی آیات، مخالفت نظر وی با معارف قرآنی، نسبت ناروا به پیامیر اسلام (ص)، تعیین ناصواب مطلق و مقید، عام و خاص، ناسخ و منسوخ، برداشت ناصواب زمخشری از مباحث عقیدتی، ناسازگاری نظر وی با امور مورد تأیید قرآن و علم، عدم توجه به عدل الهی در تفسیر آیات، بدون استدلال بودن نظرات مؤلف الکشاف و... آرای وی را مورد نقد و رد قرار داده است.
بررسی تفسیری آیه «مَن کَانَ یُرِیدُ العزهَ فَللِّه العزَّهُ جَمیعاً» با تأکید بر آسیب شناسی اعتقادی دنیوی عزتمندی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۶
127-142
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم در آیایی نظیر آیه: « مَن کَانَ یُر ِیدُ العزهَ فَللِّه العزَّهُ جَمیعاً » به بیان عزت و سرچشمه آن می پردازد. یکی از مصادیق آسیب ها در آیات قرآنی ناظر به عزت، آسیب های عزتمندی با رویکرد اعتقادی است. این نوع از عزتمندی انسان، در برجسته ترین حوزه اعتقادی؛ یعنی مبدأشناسی قابل طرح و پیگیری است؛ چراکه در آیات ناظر به عزت، به این آسیب ها و رفع آنها به جهت عدم خدشه دار شدن عزت انسانی، اشاره های بسیاری شده است. با تأمل در این آیات، معلوم می شود که انسان با نبود باور به مبدأ یا اعتقاد به همتا داشتن پروردگار متعال، با آسیب های دنیوی گوناگونی چون: آلودگی به نفاق و دورویی، وابستگی و دلبستگی به دشمن، ناامیدی به نصرت الهی و ... مواجه می گردد. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی، به دنبال تبیین، تحلیل و تفسیر این آیات است تا با بیان آسیب های مذکور، زمینه بسیاری از تحولات اجتماعی و فرهنگی در عرصه زندگی دنیوی و اصلاح امور اخروی انسان فراهم گردد.
رکوعات قرآنی؛ از پیشینه تاریخی تا کاربست ها در فرهنگ اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از تقسیمات متن قرآن در کنار آیه، سوره، حزب و جزء، «رکوع» نام دارد؛ مجموعه ای از آیات که در موضوع و معنا، قرابت بسیاری دارند و برخلاف غالب تقسیمات قرآنی، تعداد حروف و کلمات در تعیین دامنه اش دخالتی ندارد. رکوع با توجه به اهمیت شایان توجهی که در امر قرائت و تفسیر دارد، اما کمتر از دیگر همتایان خود مورد توجه بوده است. قدیم ترین یادکرد به یادگارمانده از رکوعات، به سده چهارم هجری بازمی گردد؛ جایی که برای نوافل شبانه ماه رمضان ، می بایست پس از فاتحهالکتاب، قطعاتی از قرآن خوانده شود. از آن پس، به تدریج کاربست و ضرورت توجه به رکوعات فزونی گرفت تا آنکه نشانه اش در حاشیه برخی مصاحف، وارد شد. نوشتار حاضر با روشی توصیفی تحلیلی، می کوشد نخست با استفاده از مطالعات خوانش متن، ارتباط رکوعات را با بحث سازماندهی متون و پاراگراف بندی به بحث گذارد. آنگاه از جایگاه رکوعات قرآنی در فرهنگ اسلامی بگوید و در پایان، فواید آن را در قالب کارکردهای قرائت قرآن (جنبه تبلیغی و تعلیمی) و نگارش تفسیر (جنبه علمی) تبیین نماید.
وجوه قرآنی واژه "حق" درمورد نظام آفرینش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجوه معنایی یک کلمه در قرآن کریم، برای فهم مقاصد آن مهم است. محققین مختلفی در این زمینه تحقیق کرده و تألیفاتی نگاشته اند و امروزه این مبحث در میان مباحث علوم قرآن جای گرفته است. نگریستن و بررسی آیات قرآن کریم آنجا که از "حق" سخن می گوید، نشان می دهد قرآن کریم برخی مفاهیم را حق یا همراه با حق دانسته که یکی از این مفاهیم "جهان آفرینش" است. این تحقیق با جستجو و یافتن آیات مرتبط با واژه "حق" درمورد جهان آفرینش، وجوه معنایی این واژه را در مفهوم مورد بحث، بررسی و استخراج کرده است. بر این اساس، آنچه به دست آمد این است که واژه حق در قرآن درباره نظام آفرینش سه مفهوم دارد که عبارت است از: 1. منسجم و خلل ناپذیر بودن جهان آفرینش؛ 2. هدف دار و جهت دار بودن جهان آفرینش؛ 3. قانون مند بودن و برنامه داشتن آن. در پایان این تحقیق، منشأ حق بودن جهان هستی مورد بررسی قرار گرفته و ارتباط آن با حق مطلق و ربوبیت خدا که خالق و مدبر هستی است، بیان شده است.
تحلیل فقهی و حقوقی رحم جایگزین از منظر زن صاحب رحم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال چهارم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
113 - 90
حوزههای تخصصی:
اجاره رحم از موضوعات تقریباً مستحدثهای است که درباره ماهیت، صحت و بطلان و آثار آن، بحثهای گوناگونی شکل گرفته و آرای مختلفی ابراز شده است. در بیشتر مطالعات و پژوهشهای انجام گرفته در این زمینه، معمولاً با ملاک قرار دادن زن و مرد صاحب نطفه به ماهیت این تعهد و قواعد حاکم بر آن پرداخته شده است اما در این پژوهش توجه و تأکید اصلی بر زنی است که اقدام به این تعهد میکند و اینکه وجود چه ضرورت و توجیهی است که بر مبنای آن به این عمل تن در میدهد. آیا موضوع عقد، میتواند دخل و تصرف در جزئی از بدن انسان باشد؟ در این بررسی، صحت استناد به اصل اباحه مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است و از طریق بررسی یکی از نکاحهای موجود در زمان قبل از اسلام به نام «نکاح استبضاع» به این نتیجه میرسد که مالکیت بضع از جمله حقوق الله بوده که از طریق عقد نکاح، منحصراً در اختیار زوج قرار داده شده است. و در نهایت به دلیل تعارض این قرارداد با قواعد عمومی قراردادها از جمله موضوع عقد و اخلاق حسنه، حقوق طفل و قواعد نظر به نامحرم، قول به بطلان آن، تقویت میشود.
ولایت قیم بر اموال صغیر،مجنون وسفیه در فقه مذاهب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال چهارم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
87 - 66
حوزههای تخصصی:
زمینه وهدف:صغیرومجنون،به علت ناتوانی دراداره اموالشان از راه هایی موردحمایت قرار گرفته اند،آنها ازتصرف دراموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند،افرادی چون پدر،جد پدری، وصی آن دو،وحاکم شرع بعنوان قیم بر آنها ولایت داشته و در امور مالی آنان حق تصرف دارند. حاکم شرع قیم است و شرعا نیزمی تواند، شخصی را به عنوان قیم برای این کارمنصوب کند. در فقه مذاهب اسلامی توجه خاصی به امور صغیر ومجنون و در برخی از آیات قران کریم و روایات سرپرستی و امور مالی کودک ومجنون تبیین گردیده است. هدف از این نوشتارشناخت موارد اشتراک واختلاف مذاهب پنجگانه اسلامی درنحوه وچگونگی ولایت قیم بر اموال صغیر ومجنون است وشرایط تصرفات او. روش:این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته، ادله، مبانی وشرایط ولایت قیم وقیمومت صغیر ومجنون از دیدگاه امامیه واهل سنت مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه گیری: به اتفاق تمام مذاهب پنج گانه قیم بر شخص صغیر، سفیه ومجنون ولایت دارد. اما در زمان ولایت داشتن وی بر آنان اختلاف نظر وجود دارد. از نظر امامیه، ولایت قیم وحاکم به عنوان قیم بر صغیر ومجنون زمانی است که آنان، پدر، جد پدری و وصی نداشته باشند و شخصی که بعد از بلوغ دچار جنون شده باشد، ولایت بر او با قیم است.
تحلیل انتقادی ترجمه آیات به ظاهر متناقض با جنبه عصمت در ابلاغ وحی پیامبراکرم(ص) (مطالعه موردی آیه 12 سوره هود)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که در نگاه نخست، تلقی عدم عصمت پیامبر اکرم(ص) را در ذهن خواننده ایجاد می کند. در این آیات، خداوند با نوعی خطاب که در نگاه اول تنافی با عصمت را به ذهن متبادر می کند سخن گفته و به صورت مذمت گونه پیامبر اکرم(ص) را مورد خطاب قرار داده و یا در مورد ایشان سخن گفته است. خطاب ها و گزارش-هایی چون دستور به دوری از پلیدی ها، نهی از غفلت و فساد، عتاب به خاطر حرام کردن آنچه که حلال است، شک در محتوای نبوت و مانند آن از این نمونه است. برگردان صحیح این آیات از زبان مبدا به زبان مقصد و انتقال حداکثری محتوای این دست از آیات، افزون بر نگاه داشت ساختارهای دستوری و بلاغی و همسانی تاثیر متن مبدا و مقصد، احاطه و اشراف ویژه به مبانی تنقیح شده علم کلام و نیز بازتاب این مبانی در زبان مقصد را طلب می کند تا تلقی عدم عصمت پیامبر اکرم(ص) را در ذهن خواننده ایجاد ننماید. پژوهش حاضر در صدد بوده تا با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی و انتخاب تعدادی از روش های ترجمه تحت-اللفظی، امین، معنایی، تفسیری و آزاد به تحلیل و نقد ترجمه ا
واکاوی مفاهیم قرآنی براساس مدل ارتباطی یاکوبسون با تأکید بر دریافت آیرونی (نمونه موردی سوره زمر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی کارگفت های ارتباطی در سوره های قرآن، راهکاری مناسب برای دست یابی به مفاهیم ثانویه این معجز ه جاوید خواهد بود. هر اندازه پژوهشگران تلاش بیشتری برای بررسی ساختار آیات قرآن داشته باشند، به همان اندازه به درک مفاهیم اساسی و مقاصد اصلی آن پی خواهند برد. یکی از ابزار های بررسی گفتمان قرآنی، یافتن کارگفت های ارتباطی براساس نظریه یاکوبسون است. پژوهش حاضر بر آن است تا با انطباق نظریه ارتباطی یاکوبسون و تلفیق آن با تکنیک آیرونی، آیات سوره زمر را از زوایای مختلف بررسی کند و در روشی توصیفی تحلیلی، کاربست مفاهیم بنیادی سوره زمر را به دست آورد و با کشف ساختار ارتباطی سوره با مخاطب یا گیرنده، به این نتیجه دست یابد که مفاهیم تأکیدشده آن چیست و با کدامین روش ارتباطی توانسته است بر گیرنده پیام های سوره اثر بگذارد. به طور کل، جهت گیری عمده و اساسی در مدل ارتباطی آیات این سوره، بیشتر به سمت موضوع پرستش خداوند است و آیرونی بیم و امید در مفاهیم این سوره، نشان دهنده ظهور نقش ترغیبی امیدبخشی و بیان آثار رحمت الهی است؛ هرچند فهم این آیرونی، نیازمند دقت بیشتری است تا بتوان تأثیر آن را در دریافت جنبه های مختلف مفاهیم سوره زمر و درک نقش های متعدد زبانی دانست. همچنین، نمی توان نقش ترغیبی آیات موجود در سوره زمر را نادیده انگاشت؛ زیرا فرستنده پیام (خداوند) با به کارگیری ابزارهای ادبی، فرازبانی و همدلی، موجبات روشن ترشدن ابعاد نقش ارجاعی و ترغیبی را فراهم آورده است.
بررسی و نقد دیدگاه مفسرین درباره آیه 89 سوره صافات
منبع:
تفسیرپژوهی سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۶
29 - 54
حوزههای تخصصی:
در قصص انبیاء (ع) به مباحثی اشاره شده که شبهه ایجاد می کند و ظاهراً برداشت های گوناگون و بعضاً غیر معقولی از آنها می شود که با عصمت آن بزرگواران مغایر است. یقیناً ساحت مقدس معصومین (ع) اعم از پیامبران و امامان از بسیاری تهمت ها و توهین ها که در طول زمان به آنها نسبت داده شده مبرّاست. حضرت ابراهیم (ع) پیامبری اولوالعزم و دارای مقام امامت است؛ ولی قرآن کریم در عبارت « إِنىّ سَقِیم » ( صافات/ 89) به گونه ای درباره برخورد آن حضرت با نمرودیان صحبت کرده که در نگاه اول شائبه دروغ گویی آن بزرگوار به ذهن متبادر می شود و همین امر باعث ارائه تفسیرهای غیر واقع و خلاف حقیقت شده است. این مقاله با هدف بررسی آیه مذکور و نیل به تفسیر صحیح به روش تحلیلی توصیفی سامان یافته و به این نتیجه رسیده است که: الف) اتهام دروغ گویی به حضرت ابراهیم (ع) بر اساس روایتی از ابوهریره مطرح شده که به دو دلیل مردود است: اول: اینکه عصمت، لازمه پیامبری است، لذا با دروغ گویی منافات دارد. دوم: ابوهریره در نقل روایت منفرد است و اغلب علمای رجال او را جرح کرده اند. ب) اگر سقیم را به معنی مریضی جسمانی بگیریم حضرت ابراهیم (ع) واقعا بیمار بود. این دیدگاه از باقی دیدگاه ها به واقعیت نزدیک تر است. زیرا با ظاهر آیه مغایر نیست و اگر به معنی پریشان حالی بگیریم که در ادبیات گذشته بوده است نیز صحیح است. نتیجه نهایی این است که این جواب نه دروغ و نه حتی توریه بوده است؛ نه ایشان از مریضی فعلی و نه آینده خود خبر داده اند؛ بلکه بیان احوال روحی خود از کفر آنان بوده است.
بررسی جوامع حدیثی فریقین در چگونگی پرداخت به احادیث تفسیری معصومان (ع)
منبع:
تفسیرپژوهی سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۶
127 - 150
حوزههای تخصصی:
دانشیان، بخشی از تراث حدیثی فریقین را جوامع حدیثی نام نهاده اند. یکی از مسائلی که درباره جوامع حدیثی فریقین قابل طرح است اینکه این کتب چگونه به احادیث تفسیری پرداخته اند. در این زمینه پژوهش مستقلی تألیف نشده است. با مطالعه در ابواب و موضوعات این کتب، نحوه پرداختن به احادیث تفسیری مشخص می گردد. در این پژوهش که با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به مطالعه در ابواب کتب جوامع حدیثی پرداخته است، این نتایج به دست می آید که جوامع اولیه حدیث شیعه چون بر اساس ابواب فقه تبویب شده اند، هیچ باب مستقلی برای احادیث تفسیری تدوین نکرده اند و احادیث تفسیری ذیل ابواب گوناگون پراکنده است. مؤلفین جوامع حدیثی متأخر نیز کتب حدیثی خود را به پیروی از آنان تحت همان ابواب تدوین نموده اند. در جوامع حدیثی اهل سنت نیز اگر چه بابی تحت عنوان «باب التفسیر» تدوین شده، ولی در سایر ابواب نیز احادیث تفسیری کم و بیش مشاهده می شود. نیاز به جمع آوری و تدوین احادیث تفسیری در فریقین احساس می شود.
مدیریت بحران جریان نفاق توسط پیامبر اکرم(ص) از دیدگاه قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی سال دوازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۵
283 - 311
حوزههای تخصصی:
مدیریت بحران به عنوان موضوعی بین رشته ای در حوزه های مختلف مدیریت سیاسی، اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین رویکرد قرآن کریم به این موضوع، قابل توجه است. مطالعه آیات مدنی نشان می دهد که پیامبر اکرم(ص) در دوران حکومت مدینه، با بحران های گوناگونی مواجه بوده است. یکی از پیچیده ترین این بحران ها، اقدامات مخرب جریان نفاق در برابر پیامبر(ص) است. با توجه به جایگاه خاص پیامبر(ص) در دریافت وحی، واکنش های ایشان در برابر منافقان می تواند به عنوان الگویی مطمئن برای مدیریت بحران در جهان اسلام و جامعه بشری مورد بهره برداری قرار گیرد. مدیریت پیامبر(ص) در بحران های ایجاد شده توسط منافقان را می توان در سه مرحله کلی شامل مدیریت قبل از بحران، حین بحران و بعد از بحران ارزیابی کرد. این پژوهش بر آن است تا بر اساس مطالعه ادبیات موضوع و با رویکرد توصیفی-تحلیلی، مهم ترین بخش های این مدیریت که شامل بیان روش ها و اقدامات تنش زای منافقان و واکنش های متناسب قرآن همراه با اعلام سیاست ها و تدابیر پیامبر(ص) است را بررسی نماید. راهبردهای شش گانه به دست آمده در پژوهش حاضر، از دستاوردهای این نوشتار است.
بررسی تطبیقی دو مؤلفه جاهلیت اولی، تبرج و خشونت علیه زن، با جاهلیت مدرن از منظر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی سال دوازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۵
409 - 427
حوزههای تخصصی:
جاهلیت دارای مؤلفه های ویژه ای است و محدود به زمان و مکان معینی نمی باشد و محورهای گوناگون آن در قرآن مطرح و نقد شده است. یکی از این محورها، نماد و ویژگی های جاهلیت می باشد. از جمله مؤلفه های فرهنگی مهم دوران جاهلیت که همچنان به اشکال دیگر در زمان حاضر در جوامع مختلف از جمله جوامع مسلمان دیده می شود، دو موضوع تبرّج و خشونت علیه زنان است. لذا ضروری است با تأسی به قرآن جهت شناخت چهره واقعی جاهلیت، این مؤلفه ها بررسی و تحلیل شود تا با نگرشی اصلاح گرایانه در دوران معاصر به کار برده شود. در پژوهش حاضر که با رویکرد توصیفی– تحلیلی و گردآوری مطالب از منابع معتبر صورت پذیرفته، می توان دریافت که رذائل اخلاقی در جاهلیت مدرن بر اساس تحولات فرهنگی، اجتماعی و دیدگاه های مادی گرایانه، جایگاه جدیدی پیدا کرده و مشابه جاهلیت اولی، همچنان ادامه دارد.
نسبتِ گفتمانی قرآن و نهج البلاغه در ارتباط با جنسیت؛ نگاهی نو به مرجعیت قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگاهی کل نگر و سیستمی، یکی از جدیدترین روی آوردها در شناسایی و استخراج ساختارها و گفتمان های حاکم بر متون می باشد. استخراج ساختارها و گفتمان های مرتبط با جنسیت در قرآن و نهج البلاغه برهمین نگاه کل نگر و سیستمی مبتنی است. دو گفتمان اساسی را در این ارتباط می توان مشاهده کرد: گفتمان مردانه و گفتمان تساوی طلبانه-زنانه. با وجودیکه گفتمان مردانه و گونه های آن به شکل گسترده ای در قرآن قابل رصد است امّا موارد متعددی مرتبط با گفتمانِ تساوی طلبانه و زنانه نیز قابل مشاهده است. هیچ گاه در قرآن کریم صریحاً نگاه هایی که همراه با تعمیم، جنس زن را مورد هجمه قرار داده باشد قابل مشاهده نیست. در نهج البلاغه نیز شاهد ظهور و بروز وسیع رویکرد مردانه هستیم امّا در مواردی نیز به ظاهر هجمه هایی به جنسِ زن مشاهده می شود. از این جهت تمایز بارزی میان گفتمان قرآن ونهج البلاغه در اتخاذ رویکرد مردانه دیده میشود. این در حالیست که کاربست گفتمان تساوی طلبانه-زنانه در نهج البلاغه در وضعیتِ کمینه و حداقلی آن است. سبک قرآن کریم در کاربستِ تلفیقیِ گفتمان های مرتبط با جنسیت نمایش گر سبکِ پیشرو آن است و می تواند به عنوان ملاکی برای جرح و تعدیل روایاتی که رویکردی مخالف با آنرا اتخاذ کرده اند و نقد متنی آنها به حساب بیاید.
کمینه گرایی / بیشینه گرایی؛ شاخصی اثرگذار در روش تفسیری مفسران قرآن کریم
منبع:
تفسیرپژوهی سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۶
221 - 250
حوزههای تخصصی:
در بررسی روش تفسیری مفسران قرآن کریم، بررسی پیش زمینه اولین گام شمرده می شود. یکی از پیش زمینه های معرفتی ازوتریک (باطنی و نهان)، نگاه کمینه گرا یا بیشینه گرا داشتن مفسر نسبت به مسائل مختلف است. مسئله اصلی این نوشتار بررسی زمینه های کمینه گرایی و بیشینه گرایی اثرگذار در روش تفسیری مفسران قرآن کریم است. با توجه به اینکه قرآن در درجه اول از محتوای دینی و مذهبی برخوردار بوده و همچنین به صورت یک متن است، لذا زمینه های کمینه گرایی و بیشینه گرایی مطرح شده در این مقاله هم تابعی از این دو ویژگی- دینی و ادبی- و ناظر به آنها است و به زمینه های دیگر پرداخته نشده است. از این رو در این نوشتار، دین، شریعت، متن (نصوص) و تأویل به عنوان چهار زمینه مهم در کمینه گرا یا بیشینه گرا بودن مفسران، با رویکرد توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته و اثرگذاری آن بر نوع فهم و تفسیر از آیات تبیین شده است. همچنین راه های احراز کمینه گرا یا بیشینه گرا بودن مفسر در هر کدام از زمینه ها نیز تبیین شده است.
چالش های سیاسی مقاومت اسلامی در عرصه داخلی و راه حل های قرآنی مقابله با آن
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال سوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۱۰)
99 - 130
حوزههای تخصصی:
«مقاومت» یکی از مفاهیم مهم در فرهنگ اسلامی است که مسلمانان با بهرگیری از آن می توانند بر چالش های ایجادشده از سوی دشمن چیره شوند و به اهداف خود در برخورد با دشمن دست یابند. چالش هایی که دشمنان ایجاد می کنند، ابعاد گوناگونی دارند که چالش های سیاسی از مهم ترین آنها است. چالش های دشمن در دو عرصه داخلی و خارجی قابل ایجاد است؛ بنابراین چالش های سیاسی مقاومت اسلامی دو گونه است: چالش های سیاسی داخلی و چالش های سیاسی خارجی. در این مقاله ضمن بررسی چالش های سیاسی مقاومت اسلامی در عرصه داخلی، راه حل های قرآنی مقابله با این چالش ها تبیین می گردد. با بررسی و تحلیل اقدامات دشمن، مهم ترین چالش های داخلی، نافرمانی، ایجاد اختلاف، نفوذ، و درنهایت شکست و تسلط استبداد است. قرآن کریم در راستای مقابله با این چالش ها، راهکارهای متفاوتی نظیر وظیفه گرایی، وحدت، بصیرت و درنهایت ظلم ستیزی را بیان کرده است. نوع گردآوری اطلاعات در این تحقیق، کتابخانه ای است و با روش توصیفی تحلیلی به پاسخگویی به پرسش تحقیق پرداخته شده است.
معناشناسی «کتم» در قرآن بر اساس روابط همنشینی
حوزههای تخصصی:
قرآن با همان واژگان و کلمات مورد استعمال عرب معانی جدیدی را به وجود آورد. در واقع انقلاب قرآن یک انقلاب معناشناختی بود. قرآن دارای ساختار منسجم و به هم پیوسته است. حروف، کلمات و ضمایر و نسبت های افعال به کار رفته در جملات و عبارات قرآن کاملاً سنجیده و منطقی است و تناسب معنوی واژگان با یکدیگر رعایت شده تا از لحاظ معنوی نیز بافت منسجمی به وجود آورد. واژه ها در ترکیب عبارات و جمله ها، در قلمروى وسیع تر از معناى وضعى استعمال مى شوند. کاربرد انواع آرایه هاى ادبى (مجاز، کنایه، استعاره، تشبیه، تمثیل و...) روشنگر این موضوع است. یکی از روش-های فهم متون تکیه بر اصل روابط همنشینی و جانشینی است. بنابراین برای فهم معانی قرآن باید واژه های آن را در تقابل و همنشینی با دیگر واژه ها کشف کرد. پژوهش حاضر به بررسی واژه «کتم» و ساخت های متعدد آن در قرآن با روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از مطالعات واژه شناسانه از طریق لغت و تحلیل همنشینی واژه ها در کنار یکدیگر پرداخته است. با تکیه بر روش معناشناسی، واژه «کتم» که در لغت به معنای پنهان کردن است، با واژه های «شهاده»، «حق»، «تبدون»، «ایمان»، «بیّنه»، «خَلَقَ»، «أنزَلَ»، «علم»، «فضل»، «حدیث»، «مخرج» همنشین شده است.
نقد و تحلیل دیدگاه ها در آیه «لَتَرْکَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ» و فهم آن بر پایه تئوری چندمعنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
113 - 137
حوزههای تخصصی:
آیه نوزدهم سوره انشقاق که مفسران در تفسیر آن دیدگاه های مختلفی را مطرح کرده و گاهی آن را مجمل خوانده اند، از چندمعنایی برخوردار است. منظور از چندمعنایی در آیه، نه به مفهوم ابهام معنایی است که بدون قصد گوینده در کلام رخ می دهد، بلکه حاکی از قدرت و حکمت خداوند در گزینش واژه ها و ترکیب هایی است که همزمان بیانگر چند معنا بوده و همه معانی، مقصود او نیز باشد. تحقیق حاضر که با روش انتقادی تحلیلی نگاشته شده، ابتدا دیدگاه مفسران را تبیین نموده و پس از بررسی اجمالی دیدگاه ها به بررسی فرضیه چندمعنایی در آیه می پردازد. زمینه ها و عوامل مٶثر بر رخداد این مسئله در آیه مورد بحث عبارت اند از: چندمعنایی تکواژ و واژگان آیه، تعدد قرائات، ساختار نحوی جمله و بافت زبانی سوره یا سیاق کلام. وجوه معانی که می توان برای آیه برشمرد، عبارت اند از: 1 تبعیت از پیشینیان و رخداد سنن الهی در میان مخاطبان قرآن، 2 تبدیل نسل ها، 3 ورود به صحرای محشر، 4 ورود به دوزخ در بین امم پیشین، 5 صعود انسان ها به آسمان، 6 معراج حضرت محمد(ص). با توجه به عدم تعارض میان معانی مذکور با یکدیگر، با کلیت متن و معارف مسلم دینی می توان همه آن ها را به عنوان معانی متعدد آیه و مراد احتمالی خداوند متعال پذیرفت.
کفر «ثالِثُ ثَلاثَهٍ» و توحید «رابِعُ ثَلاثَهٍ» از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۶
203-222
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم با تعبیرهای مختلف از یک سو، به نفی شرک و چندگانه پرستی می پردازد و از سوی دیگر، مردم را به توحید و یکتاپرستی دعوت می نماید. نفی اعتقاد به « ثالِثُ ثَلاثَهٍ » درباره خدا و تاکید بر « رابِعُ ثَلاثَهٍ » بودن او، یکی از این راه هاست. ازمنظر قرآن کریم، تعبیر « ثالِثُ ثَلاثَهٍ » درباره خدا، بیانگر محدودیت، جسمیت و هم عرض بودن خدا با سایر موجودات و به تبع آن، اِسناد وحدت عددی به خداست؛ به طوری که اگر خدا به همراه دو نفر باشد، با آنها به شمارش درآمده، مجموع آنان سه نفر می شود. از این جهت، « ثالِثُ ثَلاثَهٍ » کفر و باطل است. این در حالی است که « رابِعُ ثَلاثَهٍ »، خدا را از محدودیت و هم عرضی با سایر موجودات دور داشته، وحدت او را غیر عددی می داند و به همین دلیل، اگر خدا با دو موجودی، معیت داشته باشد، سومی آن دو بوده، بر آنان احاطه قیّومی و عملی دارد، نه اینکه با آنها شمارش شود و به عدد و رقم آنان اضافه گردد. به همین دلیل، « رابِعُ ثَلاثَهٍ » نشانه توحید ناب بوده، درباره خدای سبحان به کار می رود.