فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۶۱ تا ۱٬۴۸۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
منبع:
سراج منیر سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۵
55 - 84
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین مبانی فلسفی انسان صبور در قرآن کریم و راهکارهای تقویت صبر در معلمان ابتدایی انجام شده است. روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع تحلیل محتوا و الگوی تحلیلی فرانکنا بوده است. جامعه پژوهش حاضر را کلیه آیات قرآن کریم که به صبر و انسان صبور پرداخته است تشکیل می دهد که با روش نمونه گیری هدفمند و مراجعه به تفسیرهای آن (تفسیرجوادی آملی) مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظور جمع آوری اطلاعات از فیش جمع آوری اطلاعات استفاده شد. نتایج تحلیل محتوای عرفی و تحلیل استنتاجی پژوهش حاضر نشان داد که مبانی فلسفی انسان صبور در مبانی هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی، ارزش شناسی و زیباشناسی مصادیقی را در آیات نشان داده است. راهکارهای تقویت انسان صبور در معلمان ابتدایی شامل یاری خواستن از خداوند و عبادت و راز نیاز، سفارش به صبر و ایستادگی، الگوگیری و پیروی از الگوهای صبر و یادآوری آثار و فواید صبر و شکیبایی بوده است که می توان با آموزش و توانمندسازی معلمان در این راهکارها، منجر به تقویت صبر در آنان شد.
بررسی مفردات قرآنی کشاف از دیدگاه علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۵
217 - 244
حوزههای تخصصی:
توجه به معانی صحیح واژه های قرآن نقش مهمی در تفسیر و فهم مراد خداوند متعال دارد. از این رو معانی لغات قرآنی یکی از کلید واژه های مهمِ مفسران در فهم کلام الهی شمرده می شود که بر پایه ی آن، تفسیر سمت و سویی خاص به خود گرفته و ممکن است در آثار دیگر مفسران نیز تأثیرگذار باشد. یکی از این مفسران، زمخشری است که در تفسیر خود(کشاف)، معانی خاصی برای برخی از واژه ها برگزیده که مورد نقد دیگر مفسران از جمله علامه طباطبایی قرار گرفته اند. در این پژوهش به این سؤال پاسخ داده شده که علامه طباطبایی چه واژه هایی از تفسیر کشاف را مورد نقد قرار داده و اعتبار نقدهای ایشان چگونه است؟ این نوشتار، با روش توصیفی-تحلیلی و شیوه ی کتابخانه ای، ضمن گردآوری این واژه ها و ذکر معانی زمخشری و نقد طباطبایی، صحت این معانی و نقدهای صورت گرفته را نیز بررسی نموده تا معلوم گردد که کدام معانی؛ معانی مورد نظر زمخشری یا علامه طباطبایی درست است. نتیجه ی پژوهش چنین بیان می شود که گرچه غالباً نظرات نقادانه ی مؤلف المیزان صحیح است اما در مواردی نیز دیدگاه زمخشری معتبر و ارجح بوده و نقد طباطبایی بر آن وارد نیست.
A comparative study of the word "Ghanmatm" in verse 41 of Surah Anfal From the perspective of Shiite and Sunni commentators(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The obligation of khums, which is understood from verse 41 of Surah Anfal, is a difference of opinion among the scholars of the two sects in some aspects, such as the meaning and scope of the word booty, from the branches of Islam and the common denominator of all Muslims. Shiite scholars, citing the absoluteness of the word booty and emphatic words and the word "I am the object" in the verses and hadiths of the Infallibles (peace be upon them), call booty any benefit that man obtains. The Sunni scholars also, since there is no restriction in its original meaning and by quoting the word "I am an object" and the narrations of the Prophet (peace and blessings of Allaah be upon him), have interpreted the word booty in everything that a person obtains. But for customary reasons they consider it bound to spoils of war, because the narrations of the Prophet (peace be upon him) which stated only the division of spoils, never indicate the monopoly of khums on spoils of war and the interpretation of spoils to spoils of war by the followers. Most are the result of their ijtihad.This article tries to study the word "booty" from the perspective of Shiite and Sunni scholars by using the library and analytical-descriptive method in order to reveal the reasons for the scholars' disagreement.
Metaphorical imagery in verses related to the Day of Judgment(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Quran and Religious Enlightenment, Volume ۲, Issue ۲ - Serial Number ۴, February ۲۰۲۲
149 - 160
حوزههای تخصصی:
According to rhetoricians, metaphor is more eloquent than other expressive tricks and techniques such as simile and metaphor.Because in metaphor, simile is forgotten and is claimed to be vihicle same tenor. European speakers have considered it the queen of virtual similes and the main form of permission. Exaggeration in simile and illustration and creating an important purpose of any metaphor.Thus metaphor is at the highest level of rhetoric.In the present article, which is provided by a descriptive-analytical method, a corner of the functions of metaphor in explaining and depicting the resurrection and its circumstances was shown.This article seeks to answer the question of whether metaphor is useful in explaining the verses related to the resurrection.Based on the findings of this study,the God has used metaphor for purposes such as visualization in order to guide human and to better explain and influence the word on hearts.Among these, the use of submerged metaphor and allegory is more.
The Quiddity of Tashābuh in the Qur'an from the Perspective of Shari’at Sanglaji; Review and Critique(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Quran and Religious Enlightenment, Volume ۲, Issue ۲ - Serial Number ۴, February ۲۰۲۲
181 - 191
حوزههای تخصصی:
From past to present, there have been many differences among Islamic thinkers about the quiddity of Mutashābih and its Ta’wīl in the Qur'an. Each of these thinkers has spoken on this subject according to their profession and method. In the meantime, the view of "Shari’at Sanglaji" is remarkable. Sanglaji, who is known for his modern thinking and inclination towards the Qur'an-sufficiency, believes that Qur'anic similarities mean the end of the matter and include only occult concepts. The general public is unable to comprehend similarities due to its preoccupation with tangibility. Leading research with a descriptive-analytical method tries to discuss some aspects of Sanglaji’s theory while accurately reporting his point of view. The result of the research shows that Sanglaji’s view does not have the necessary accuracy and credibility, because Mutashābih i.e. the similarity does not only include occult concepts but also material concepts. The result of this research is used in the field of Qur’anic research and interpretation.
تمایزسنجی ایمان آوری قوم یونس با ایمان ناپذیری دیگر اقوام بر اساس تحلیل محتوای مضمونی سوره یونس(علیه السلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
243 - 265
حوزههای تخصصی:
در روایتِ دعوت اقوام توسط انبیاء، مدح قوم یونس در نسبت با نکوهش سایر اقوام، یک وجه تمایز اساسی محسوب می شود. در این پژوهه به روش تحلیل محتوای مضمونی و استفاده از رابطه همنشینیِ مضامین در روش تحلیل گفتمان، با دسته بندی موضوعی آیات سوره یونس و توسعه شبکه مضمونیِ مرتبط در سایر آیات، چرایی ایمان آوری قوم یونس(ع) مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های تحقیق حکایت از آن دارد که اقوام تمامی انبیاء به جز حضرت یونس(ع)، تکذیب کننده آیات الهی بودند. مبتنی بر تحلیل های کمّی، رویکرد غالب در سوره یونس، اتمام حجت با اقوام تکذیب کننده به دو طریق «انذار» و «استدلال ورزی» است. تحلیل های کیفی نشان می دهد که اقوام به تدریج طیّ یک رابطه طولیِ تدلّی از اعلی به ادنی، به موضع «تکذیب گری» روی آورده اند و آنچه آن ها را ایمان ناپذیر کرده، اتخاذ چنین موضعی در برابر دین بوده است. عامل سوق دهنده اقوام به تکذیب گری، محیط اجتماعی ناسالمی بوده که متأثر از دو عاملِ «الگوی رفتاری» در درجه اول و «تغییر ذهنیت ها» در مرتبه بعد، توسط کنشگرانی با مرجعیت فکری و سیاسی تحت عنوان «ملأ» شکل گرفته است. قوم یونس تنها قومی است که سخن از وجود چنین طبقه ای در آن یافت نشده و به جای آن در روایت های مربوط به این قوم، از حضور یک «عالم ناصح» نام برده شده است.
نور هدایت در تفسیر «برهان رب»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
۱۴۶-۱۲۵
حوزههای تخصصی:
«برهان رب» از موضوعات مطرح در قصه حضرت یوسف× و یکی از عبارت های مورد مناقشه در قرآن کریم است که مفسران، اظهارنظرهای گوناگونی درباره آن ارائه داده اند. برخی از مفسران مشاهده ناظر بیرونی را به عنوان «برهان رب» دانسته اند که برگرفته از روایات مجعول و دور از شأن مقام نبوت و عصمت حضرت یوسف× است. دیگر مفسران امداد غیبی، مشاهده جمال الهی و عصمت را به عنوان «برهان رب» معرفی کرده اند. از میان نظرهای متعدد ارائه شده، این نظرها پرتکرارترین و قابله عرضه ترین آنهاست؛ پژوهش حاضر در صدد است تا «عصمت» به عنوان مهمترین نظر مطرح شده از سوی اکثر مفسران خاصه را به تفصیل مورد نقد و بررسی قرار دهد. بر این پایه با استفاده از شواهد و قرائن عقلی و نقلی، ادله دیدگاه های بالا ناکافی هستند و «برهان رب» نور هدایت و توفیق است.
تفسیر مقارنه ای آیه 105 توبه از دیدگاه مفسران فریقین با تأکید بر دیدگاه فخر رازی و علامه جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۱
۱۱۰-۸۷
حوزههای تخصصی:
آیه یکصد و پنجم سوره توبه: «بگو انجام دهید که خدا و رسول او و مؤمنان، عمل شما را خواهند دید، به زودی شما را به سوی دانای غیب و شهود می برند، و خدا شما را از اعمالتان باخبر می سازد» به صراحت از رؤیت اعمال توسط خداوند، رسولrو مؤمنین سخن می گوید. در بحث رؤیت خداوند بحث چالش انگیز مطرحی نیست؛ اما در چگونگی و معنای" رؤیت" توسط رسولr و مؤمنین، و همچنین مصداق "مؤمنین" در آیه بین مفسران، اختلاف نظر و چالش مشاهده می شود. این نوشتار در مقام بررسی تطبیقی دیدگاه مفسران امامیه و عامه، با إرائه ی نکات اشتراک و افتراق فریقین، به این نتیجه رسید که دیدگاه امامیه، دارای مبانی و تحلیل است بدین بیان که به اعتبار قائل شدن عصمت پیامبرانu و امامانu و بحث ولایت باطنی به همراه ادله ی قرآنی، روایی و عقلی، محذوری در تفسیر آیه ندارد، اما اغلب مفسران عامه به علت عدم اعتقاد به مبانی فوق، به صورت سطحی از تفسیر آیه گذشته، تفسیر قاطع و درخوری إرائه ننموده اند.
دیدگاه انتقادی علامه طباطبائی در لغت شناسی المفردات راغب مورد مطالعه: سوره های مائده و انعام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از منابع مهم و مورد نیاز مفسران در تفسیر آیات قرآن ، کتاب های لغت است و می توان از میان کتاب های لغت سده چهارم هجری ، به کتاب ارزشمند مفردات راغب اصفهانی; اشاره نمودکه همواره مورد توجه مفسرانی همچون علامه طباطبائی 1 قرار گرفته است. این جستار برآن است تا به بررسی آراء و نظرات علامه طباطبائی1 نسبت به گفته راغب اصفهانی ; در واژگان َولیّ ، عَصم ، قهر ، وجه، إجتباء ،صنم و مشتقات آن در سوره های مبارک مائده و أنعام به روشی توصیفی – تحلیلی و به وسیله ی گرد آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای بپردازد. ایشان در بهره گیری از این منبع در ذیل تفسیر برخی از آیات ابتدا معنای ارائه شده واژه توسط راغب اصفهانی ;را به طور کامل شرح داده است و در پاره ای از واژه ها نظرات راغب اصفهانی ; را نپذیرفته و نهایتاً اصلاح و نقد ،تکمیل وبه شرح کامل واژه مبادرت نموده است .
تأثیر ساختارهای اجتماعی «مطالعه موردی همنشینان» بر تفسیر نمونه و تفهیم القرآن
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ششم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۱
45 - 74
حوزههای تخصصی:
با دقت در تفاسیر قرآن می توان دریافت که هر کدام از این تفاسیر بر اساس روش و گرایش خاصی به رشته تحریر در آمده اند که منجر به برداشت های تفسیری متفاوت و گاه متناقض بین مفسران از یک آیه قرآن گردیده است. تحقیق حاضر به روش تحلیلی توصیفی و با جمع آوری کتابخانه ای به بررسی تأثیر ساختارهای اجتماعی با مطالعه موردی هم نشینان در دو تفسیر اجتماعی معاصر و مطرح جهان اسلام تفسیر نمونه و تفهیم القرآن پرداخته است. نتایج حاصله حاکی از آن است که اختلاف و تفاوت دیدگاه ها در تفاسیر، متأثر از ساختارهای اجتماعی است و زمینه ها و هم نشینان جامعه در برداشت های تفسیری مفسر قرآن مؤثر واقع می شوند، گرچه ساختارهای اجتماعی علت اصلی و تامه در فهم های تفسیری به شمار نمی روند ولی در تحول و تکامل فهم و برداشت های تفسیری نقش دارند، همچنان که در تفاسیر نمونه و تفهیم القرآن، برداشت های تفسیری مؤلفان و توجه به مقتضیات زمان و مکان، اصلاح گرایی و علم گرایی از جمله موارد تأثیرگذار هم نشینان و هم دوره ای ها بر این تفاسیر می باشد.
بررسی تفسیری احتمال تعارض آیه «لا إکراهَ فی الدین» با آیه مباهله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۱
۸۶-۶۷
حوزههای تخصصی:
با نگاه بدوی به ظاهرآیه ی « لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» در مقایسه با آیه ی مباهله، شائبه ی تعارض پدید می آید که گویا اسلام بر خلاف حق انتخاب و آزادی، درپی تحمیل عقیده است ومحتمل است این شبهه به تزلزل اعتقادی و ضعف پای بندی مسلمان و گریز غیر مسلمان از آیین حق الهی منجرگردد. از این رو در این نوشته ی تحقیقی-توصیفی با مطالعه ی 47منبع تفسیری ومرتبط، با ادله ای متقن، ضمن رفع شبهه مشخص شد که آیه ی « لا إکراهَ...»با رویکرد فلسفی- کلامی بر إجبار ناپذیر بودن عقیده که أمر درونی است، تأکید نموده ولی آیه ی مباهله با رویکرد سیاسی-أمنیتی در تلاش است تا ضمن افشاگری و راستی آزمایی، بر أمنیّت نظام اسلامی بیفزاید و افکار عمومی را برای حاکمیّت اهل بیت و امامت ِ پس از رحلت فراهم سازد؛ نه آن که بخواهد مسیحیان را از آیینشان برگرداند.بنابر این هیچ تعارضی بین این دو وجود ندارد.
ملاحظات گیتی شناختی بر تفسیر علامه طباطبایی پیرامون آیه کرامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۱
۲۴۶-۲۲۹
حوزههای تخصصی:
آیه کرامت از جمله آیاتی است که مفسر کبیر جهان اسلام علامه طباطبایی در جلد 13 تفسیر المیزان از حیث گیتی شناسی بدان توجه کرده است. با بررسی آراء وی چند پرسش مطرح می شود مانند اینکه منطق تفسیری ایشان در خصوص این آیه چیست؟ اینکه آیا این منطق منطبق بر منطق حاکم بر قرآن است؟ آیا مطالبی که در ذیل این آیه بیان کرده است، تفسیر است یا تأویل و اگر تأویل است مدارک آن چیست؟ وی مدعی شده است که این آیه برای مقایسه موجودات عالم ماده، رتبه بندی آن ها و در نهایت، اثبات برتری انسان بر موجودات مادی دیگر بخاطر برخورداری از عقل نازل شده است. وی عقل را فصل مقوم ذات و ماهیت انسان و ممیز او از دیگر موجودات دانسته و بر این شده که این خصوصیت موجب می شود تا انسان پیرامون خود را تسخیر و آفریننده کلام و صنعت باشد. تحقیق حاضر تلاش کرده تا با روش تحلیل محتوا، ملاحظات و تأملاتی را بر نظرات وی اظهار کند که عموماً برگرفته از دیدگاه وی در ضمن تفسیر دیگر آیات است. به نظر می رسد منشاء اشکالات وارده، به درآمیختگی و اشتراک لفظی واژه «ذاتی» و نیز تحیر و تسلط آراء یونانی بر تأویل های تفسیرنما در خصوص گیتی شناسی مربوط باشد.
تحلیل انتقادی تفسیر علمی آیات مربوط به چگونگی آفرینش جهان از نظر مفسران
حوزههای تخصصی:
چگونگی آغاز و سرانجام جهان هستی، از جمله مسائل نظری بنیادی میان رشته ای است که در دانش فیزیک و قرآن کریم بدان پرداخته شده است. پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای در گردآوری مطالب و شیوه اسنادی در نقل دیدگاه ها و روش تحلیل کیفی و توصیفی محتوا در ارزیابی داده ها به بررسی و تحلیل دیدگاه های مختلف درباره این مسئله با محوریت آیات 30 سوره انبیاء، 11 فصلت و 47 ذاریات پرداخته و به این نتیجه رسیده است که قدر متیقن از دیدگاه های فیزیکی و اشارات قرآنی در آیات مربوط این است که در ابتدای خلقت، جهان هستی توده متراکمی بوده که در پی شکافته شدن آن نظام هستی ما پدید آمده است و یکی از مهم ترین مراحل آن نسبت به حیات انسانی مربوط به شکل گیری طبقات جوّ است که قرآن تحت عنوان سبع سماوات از آن یاد می کند و جهان هستی پیوسته در حال گسترش است تا اینکه زمانی شروع به انقباض کرده و صفحه گسترده هستی برچیده می شود؛ با این حال هیچ دلیلی نداریم که حوادث مربوط به زمان قیامت را مرتبط با پدیده های طبیعی سازیم که در جهان براساس پیش بینی های علمی رخ خواهد داد.
تحلیل معناشناختی و وجودشناختی کاربردهای قرآنی وحی با تأکید بر مبانی حکمت متعالیه
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
31 - 63
حوزههای تخصصی:
چیستی وحی و چگونگی نزول آن از جمله مسائل مهمی است که از دیرباز ذهن اندیشمندان مسلمان را به خود مشغول داشته است. در این میان مفهوم شناسی و وجودشناسی وحی براساس کاربردهای قرآنی آن، از اهمیت بسیاری برخوردار است. در جستار حاضر تلاش شده است با رویکردی معناشناسانه و فلسفی و با بهره گیری از برخی مبانی حکمت متعالیه، به این پرسش پاسخ داده شود که کاربردهای قرآنی وحی براساس دو محور هم نشینی و جانشینی چگونه است. این کاربردها از نوع اشتراک لفظی است یا معنوی؟ اگر از نوع اشتراک معنوی است، تفاوت مصادیق وحی در چیست؟ در پایان، این نتیجه به دست آمده است که کاربردهای گوناگون وحی در آیات قرآن، از لحاظ مفهومی از نوع مشترک معنوی و از جهت مصداقی از نوع تفاوت تشکیکی است؛ بر همین اساس وحی نازل شده بر پیامبر با وحی نازل شده بر غیرپیامبر اعم از انسان و دیگر حیوانات مانند زنبور عسل، از حیث مفهومی و ماهوی تفاوت ندارد، بلکه تفاوت آنها از حیث وجودی است و از نوع تفاوت تشکیکی است؛ البته باید توجه داشت که وحی نازل شده بر پیامبر عالی ترین درجه وحی است و نمی توان الهام و غریزه را هم مرتبه آن دانست.
اعجاز بیانی قرآن در سوره تکویر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن در استوارى گفتار و شیوایی و رسایی بیان، نوآورى هاى فراوان در زمینه معارف و احکام و دیگر محاسن، در اوج قرار دارد و به معجزه جاوید تبدیل گشته است. یکی از خلأها در پژوهش های اعجاز قرآن کریم، سوره شناسی اعجاز است. با توجه به آنکه مرز تحدی سوره است، لازم است وجوه اعجاز تمامی سوره های قرآن شناسایی گردد. در این مقاله به عنوان مطالعه موردی سوره تکویر انتخاب و اعجاز بیانی آن بررسی شده است. مسئله آن است که سوره تکویر از جهت بیانی، چه ابعاد و ظرافتهایی دارد که آن را معجزه ساخته است؟ بررسی های ادبی و زبانشناختی در سوره تکویر نشان داد که این سوره در چهار محور مهم اعجاز بیانی: انسجام، واژه گزینی، موسیقی و تصویر سازی، قطعه ای الهی را می نوازد که بشر را توان معارضه با آن نیست . در محور انسجام، از نظر نحوی و بلاغی متنی به هم پیوسته و منسجم است و کلامی واحد را تشکیل می دهد. در محور واژگانی، کلماتی زیبا و فصیح را برگزیده است که در حد اعجاز در فواصل و در درون آیات هم آوا هستند و ضمن تناسب کامل با معنا، دلالتهایی ضمنی و دقیق در راستای آموزه های الهی دارند. سوره تکویر موسیقی برجسته ای دارد که از توازن فقرات، تناسب فواصل، انسجام مخارج حروف، تکرار «رویّ» و آواها، تشکیل شده است و همگام با معنا فراز و فرود دارد. تصویر نیز به عنوان برجسته ترین ابزار بیانی با تمامی عوامل تأثیرگذار، در سوره حضوری پر رنگ دارد و عهده دار بخشی از اعجاز بیانی آن است.
بررسی تطبیقی دیدگاه مفسران درباره آیات ناظر به استغفار رسول اکرم (ص) (در آیات 19 سوره محمد و 104 سوره نساء)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در رهنمود اهل بیت(ع) و بر اساس تعالیم قرآن کریم، انبیاء(ع) از ارتکاب گناه معصوم هستند. اما برخی آیات قرآن، در ظاهر خلاف این باور را نشان می دهند. آیات 19سوره محمد(ص) و 104 سوره نساء از جمله این آیات هستند که در آن ها به رسول اکرم(ص) دستور استغفار داده شده است. مفسران در خصوص علت استغفار در این دو آیه، آراء متفاوتی دارند. مقاله حاضر، به استناد قرائن متعددی از آیات و روایات، به این نتیجه رسیده است که استغفار در سوره محمد(ص) به منزله دعا برای رفع تبعات اموری است که وجود آنها شایسته ایمان موحدانه نیست و علت استغفار در سوره نساء نیز دفع آثار سوء ناشی از قضاوت بر اساس ظواهر است. رویکرد این تحقیق قرآن محوری است که بر مبنای آن، محکمات دینی(محکمات عقل، قرآن، سنت، تجربه و...) برمحور قرآن کریم داور اندیشه ها و عملکردها است.
بررسی تفسیری مکلف بودن حیوانات و محشور شدن آنها در آیه 38 أنعام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
۲۲۶-۲۰۵
حوزههای تخصصی:
برخلاف تلقی رایج که «حیوانات، از نعمت عقل و فهم و از موهبت اختیار محرومند، بنابراین معقول و متصور نیست آنها مکلّف باشند و در آخرت محشور گردند»، از آیه 38 سوره انعام که حیوانات را امت هایی چون انسان ها می داند و سرانجامِ آنها را حشر الی الله معرفی می کند، استفاده می شود این موجودات، از برخی مراتب فهم و درک و از حدّی از اختیار برخوردارند، بنابراین می توان آنها را مکلّف به تکالیفی متناسب با شرایط و ساختار وجودی آنها دانست و نیز می توان گفت سرانجام آنها، حشر الی الله است. این دو امر، به وسیله روایات پرشماری که شاید بتوان آنها را متواتر معنوی دانست، تأیید می شود. البته نه در قرآن و نه در روایات، کمّ و کیف تکلیف شدن آنها و چگونگی محشور شدنشان تبیین نشده است.
بازخوانی کیفیت «جامع» در استعاره تبعیه(فعلیه) و بازتاب آن در ترجمه آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جلوه های هنر بیانی در قرآن کریم، کاربردِ استعاره در تبیین مفاهیم است و از آن میان، استعاره تبعیه در فعل به دلیل وجود پیچیدگی های زیاد در مسیر کشف معنای مقصود، اهمیت خاصی دارد. مسئله مهم مغفول مانده درباره این نوع از استعاره، جامع مشترک میان مستعارٌله و مستعارمنه است. دانشمندان حوزه بلاغت در تقسیم بندی های خود، به وجود جامع مفرد میان طرفین استعاره قائل اند؛ اما ظاهراً این موضوع را می توان بازخوانی کرد و نگاهی نو به جامع استعاره تبعیه انداخت. این پژوهش بر آن است تا با استفاده از روش توصیفی تحلیلی پس از ذکر دیدگاه اندیشمندان حوزه بلاغت درباره تقسیم بندی های استعاره براساس جامع، مفرد یا مرکب بودن وجه مشترک میان طرفین تشبیه را براساس محور همنشینی و جانشینی نمایان سازد و تأثیر آن را بر ترجمه آیات نشان دهد. یافته های پژوهش نشان می دهند با توجه به عملکرد فعل در روند معنارسانی و ارتباطش با سایر الفاظِ کاربردی در جمله و نیز با توجه به تفاوت فعل «حاضر و غائب» در یک عبارت، جامع مشترک در استعاره تبعیه، مرکب است و می توان این نوع از استعاره ها را «شبه تمثیل» در نظر گرفت که این امر سبب می شود تصویرگری قرآن در ترجمه آیات نمود بهتری یابد.
واکاوی مؤلفه های مفهومی «استنطاق قرآن» در روش تفسیری شهید صدر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۲)
23 - 42
حوزههای تخصصی:
شهید صدر بی تردید از پیشگامان نظریه پردازی قرآنی در دوره معاصر است. او دستیابی به نظریات قرآن را مستلزم استنطاق کلام الهی می داند. تعبیر «استنطاق» هرچند خاستگاهی روایی دارد و همواره در ادبیات دینی مورد استفاده اندیشوران بوده است، اما در اندیشه شهید صدر اصطلاحی خاص و مفهومی کلیدی است که نظریه پردازی قرآنی براساس آن صورت می گیرد. نظر به اهمیت این مفهوم در شناخت دیدگاه شهید صدر نسبت به نظریه پردازی قرآنی، پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به تبیین مؤلفه های مفهومی «استنطاق قرآن» در اندیشه او پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد استنطاق قرآن از نظر شهید صدر به لحاظ هدف، موضوع و روش، مقوله ای متفاوت از تفسیر و تأویل قرآن است و محصول آن در حوزه مدلول های اشاری کلام الهی قرار می گیرد. همچنین این مفهوم متوقف بر مؤلفه هایی چون پرسشگری، تطبیق، تاریخ مندی، پایان ناپذیری، دوسویگی، شعورمندی، قضاوت گری و وحدت متن و مفسّر است که توجه به ماهیت، نقش و نسبت های آنها، ابعاد پنهان دیدگاه شهید صدر در نظریه پردازی قرآنی را روشن کرده و امکان طراحی مدل نظریه پردازی قرآن براساس دیدگاه های او را فراهم می آورد.
تحلیل و نقد هستی شناسی و گستره کاربرد عقل در آراء قرآنی تفکیکیان متأخر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تحلیل و نقد هستی شناسی عقل در آراء«تفکیکیان متاخر» یعنی پیروان کنونی این جریان فکری و تبیین کاستی های کاربست آن در فهم قرآن است و این موضوع را در آراء قرآنی مرحومان ملکی میانجی،تهرانی،حکیمی وآیت الله سیدان بررسی کرده است. نتایج این مطالعه که به شیوه توصیفی-تحلیلی مبتنی بر اطلاعات کتابخانه ای است، نشان می دهد تفکیکیان متاخر، ضمن مخالفت سرسختانه با عقلِ فلسفی به معنای خاص آن، عقلِ مورد پذیرش خود را با عناوین متمایزی همچون عقل فطری(عقل انواری)، خودبنیاد دینی و ضروری معرفی می کنند تا تفاوت آن را با عقل فلسفی نشان دهند، اما در واقع امر، عقل مطلوب ایشان، همان عقل تحلیل گر یا عقل مدرک بدیهیات است و در قالب قضایای منطقی، ارجاع عمومات و مطلقات به مخصصات و مقیدات و فهم قرآن با قرائن متصله و منفصله ظهور یافته است. نیز این فرضیه ثابت می شود که گرچه تفکیکیان متاخر نسبت به پیشینیان خود تا حدودی به عقل بهاء داده اند، اما این کارکرد باز هم حداقلی است و تنها در محدوده اثبات اصل برخی عقاید، درک حرمت، وجوب، حسن و قبح برخی امورکارآیی دارد. حاصل اینکه این جریان فکری، مبتنی بر تفکیک ازپیش ساخته خود در بین منابع تفسیر، دست عقل فلسفی را از دایره فهم و درک معانی عمیق قرآن کوتاه و نوعا به سطوح ظاهری معنای آیات اکتفاءکرده است. مقایسه نظرگاه قرآنی ایشان با تفاسیر عقل گرا شاهد این مدعاست.