فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۰۱ تا ۱٬۴۲۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مسائل رهبرى با روان بشر سروکار دارد. جلب همکارى و به حرکت درآوردن آن ها به سوی هدفى مقدّس و عالى مهارت و ظرافتی فوق العاده مى خواهد. امروز پس از پیشرفت هاى حیرت انگیز روان شناسى، جامعه شناسى، انسان شناسى و مدیریت، هنگامی که سیره رهبرى اولیای خدا مطالعه می شود به دست می آید که دقیق ترین ملاحظات روانى، بر اصول دقیق علمى رهبرى منطبق است؛ بنابراین مى توانستند تا اعماق دل هاى مردم نفوذ کنند؛ مردم آنچه داشتند را در طبق اخلاص مى گذاشتند. بااین وجود، دانش مدیریت و رهبری هنوز بر ناشناختگی و ناکافی بودن دستاوردها برای شناخت و نفوذ به ابعاد پنهان انسان اعتراف دارد. قرآن کریم، با بیان رهبری پیامبران، سازوکارهای گوناگون و اثربخشی را برای نفوذ در اختیار رهبران قرار می دهد. روش پژوهش در این مقاله برای یافتن پاسخِ مسئله پژوهش از قرآن کریم، تفسیر موضوعی شهید صدر بوده است. نتیجه آن شد که قدرت رهبر بر سه گونه «قدرت تخصص و اطلاعات»، «قدرت اخلاق» و «قدرت معنوی» استوار است. هرکدام از این قدرت ها برای تأثیرگذاری بر بُعد خاصی از وجود آدمی کارآمد می باشد. همچنین برای نفوذ، 13 سازوکار به دست آمد که رهبر باید از آن ها با توجه به سطح دانش، شرایط عاطفی و وضعیت روحی مخاطبان استفاده کند.
تحلیل انتقادی انگاره خطاهای نحوی (مرفوعات و منصوبات) قرآن در کتاب «نقد قرآن»
حوزههای تخصصی:
نحوه کاربرد نحویِ برخی از کلمات در قرآن با قواعد رایج علم نحو، همخوانی نداشته و این امر، دستاویزی برای معارضان قرآن از نزول آن تاکنون بوده تا با انتساب خطاهای ادبی در ساختار کتابی که به اعجاز ادبی و کمال فصاحت و بلاغت، مشهور است، آن را از الهی ووحیانی بودن، خارج ساخته و گرایش انسان ها به اسلام را کمرنگ سازند. از جمله آنها، کتابی به نام «نقد قرآن» است که اخیرا منتشر شده و در بخشی از آن، شبهات ناظر به اغلاط قرآنی با ادبیاتی نوین ارائه گردیده است. پژوهش حاضر، ضمن دسته بندی و انتخاب برجسته ترین شبهات نحوی در کتاب مذکور پیرامون مرفوعات- شامل «عدم تناسب فعل با فاعل»، «مرفوع بودن اسم (لکنّ)»، «مرفوع بودن اسم (إنَّ)»و «مذکر بودن خبر اسم مونث»- و منصوبات- شامل «مبتدای منصوب»، «کاربرد استثناء نامعقول»، «استثناء اکثریت از اقلیت» و «جمع آوردن معدود» -، آنها را با روش توصیفی- تحلیلی، بررسی و مهمترین نقدهای مرتبط را بر اساس دلایل متقن، تبیین می نماید. بر اساس نتیجه پژوهش، آسیب های نگرشی(غرض ورزی و تلاش برای ساختگی نمایاندن قرآن) و روشی(عدم تسلط بر ادبیات عرب عدم توجّه به قرآن به عنوان منبع قواعد عربی، توجه صرف به ظاهر قرآن و عدم رعایت ضوابط پژوهش) مؤلف/مؤلفان کتاب «نقد قرآن» را دچار لغزش کرده تا برداشت های اشتباه خود را دستمایه ای برای نفی الهی بودن قرآن و برساخته دانستن آن از سوی پیامبر(ص) سازند.
چالش چندهمسری در گفتمان فکری مدرن؛ بررسی خوانش های عصری از آیه نساء/3 با تأکید بر المنار، المیزان و مِن وحی القرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
65 - 88
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین آیات قرآن کریم که در انتقال به دوره مدرن، نوعی از نابرابری جنسیتی میان مردان و زنان را به اذهان متبادر ساخته، آیه شریفه نساء/3 است که بر مبنای آن، مردان اجازه یافته اند که مشروط به رعایت عدالت، تا چهار زن را به همسری بگیرند. در حالی که مفسرانِ سده های متقدم و میانه ی هجری به یادکرد از حکم شرع مبنی بر جواز چندهمسری بسنده کرده و همتشان را مصروفِ پاره ای از مباحث زبانی- ادبی در پیرامونِ آیه شریفه ساخته اند، با گذار به دوره معاصر و پیداییِ مجموعه ای از پرسش ها و شبهات نوظهور عصری، نسلی جدید از مفسران را شاهدیم که با فاصله گرفتن از سنت های تفسیری، به ارائه خوانش هایی توجیه پذیر متناسب با شرایط و اقتضائاتِ زمانه روی آورده اند. در این پژوهش تلاش می شود با تمرکز بر تفاسیر المنار، المیزان و مِن وحی القرآن، تغییرِ رویه یِ مفسران در مواجهه با آیه شریفه نساء/3 در انتقال به دوره معاصر تحلیل شود. این مطالعه نشان می دهد در حالی که عبده، طباطبایی و فضل الله از اصلِ تشریعِ تعدد زوجات در دین مبین اسلام جانب داری می کنند، شیخ محمد عبده با اثرپذیری از تفکرات نواعتزالی، از تداومِ عمل به آن در مصرِ معاصر نهی می نماید تا تفسیری سازوارتر با انتظارات و علایق مخاطبانِ دوره مدرن ارائه کرده باشد.
تبیین ضرورت و چرایی توکل به خداوند متعال بر مبنای تحلیل محتوای آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
143 - 172
حوزههای تخصصی:
خداوند متعال در قرآن کریم به صورت امر ارشادی، بندگانش را به توکل بر خود امر کرده و در موارد متعددی به طور مستقیم و یا ضمنی، به بیان صفات و اسماء مبارکه خویش در ذیل آیات متضمن مفهوم توکل پرداخته است تا به این روش، مٶمنان را به توکل بر ذات پاکش مجاب سازد. از آنجا که مفهوم توکل، یکی از واژگان دارای ابهام در نظام معارف اسلامی بوده است، لذا ضروری به نظر رسید که در پژوهشی مستقل به تبیین ضرورت این امر از منظر آیات قرآن کریم پرداخته شود و بدون هیچ پیش فرض مفهومی و دسته بندیِ از پیش تعیین شده، به تحلیل آیات قرآن کریم در این زمینه پرداخته شود. به همین منظور در این پژوهش تلاش شده با استفاده از روش «تحلیل محتوا» به مثابه یکی از روش های تحقیق میان رشته ای متن محور، به تحلیل آیات قرآنی متضمن اسماء و صفات الهی برای کشف ضرورت توکل پرداخته شود و ضرورت مسئله توکل با توجه به ماهیت اسمایی که در آیات توکل بدان ها اشاره شده، تحلیل و تبیین گردد. تحلیل محتوای آیات قرآنیِ مستخرج به عنوان جامعه آماری نشان می دهد که صفات الهیِ بیان شده در قرآن کریم، بیانگر آن است که خداوند مسلط بر کل هستی، آگاه به تمام مخلوقات، مهربان به بندگان، مبدأ و مقصد هستی، یاریگر مخلوقات و جزادهنده بندگان است و این صفات، مهم ترین عامل برای درک ضرورت توکل بر خداوند است که توجه به آن ها می تواند ما را با مفهوم توکل حقیقی به خداوند متعال آشنا کند.
تحلیلی بر گزاره قرآنی «سبّح بحمد ربّک» با روش ریشه شناسی واژگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گزاره «سبّح بحمد ربّک» و مفهوم «تسبیح به حمد» بارها در قرآن کریم تکرار شده است و این تکرار، نشان از اهمیت بالای آن در بینش و منش قرآنی دارد. پرسش از معنای تسبیح به حمد، از ابتدا موردتوجه عالمان و مفسران بوده و آنچه درباره این تعبیر قرآنی بیان شده، عمدتاً مبتنی بر پیش فرض ها در علم کلام و مبحث صفات الهی بوده است. از این رو نمی توان فهمی متأخر مبتنی بر دانش کلام را به کلام خداوند نسبت داد. این پژوهش در پی پاسخ به این مسأله است که تسبیح به حمد در قرآن کریم و متناسب با فرهنگ دینی عرب، چه معنای دقیقی داشته است. این پژوهش مبتنی بر روش ریشه شناسی و با استفاده از داده های زبا ن های سامی و متون مقدس، پیشینه دو مفهوم تسبیح و حمد را مرور کرده و از این رهگذر به بازخوانی معنای تسبیح به حمد در قرآن کریم پرداخته است. در پایان مشخص شد حمد در گزاره قرآنی «سبّح بحمد ربّک»، نه معنای ستایش که معنای شوق و علاقه را دارد و تسبیح به حمد، حاکی از نوعی ستایش و مناجات مبتنی بر عشق ورزی و توجه قلبی است. همچنین تسبیح به حمد برخلاف تسبیح (مطلق)، اشاره به ستایشی غیرمناسکی دارد.
Muhammad, the last Christ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Quran and Religious Enlightenment, Volume ۲, Issue ۲ - Serial Number ۴, February ۲۰۲۲
161 - 180
حوزههای تخصصی:
According to the Bible, Christ was the savior of Abraham's descendants from homelessness and their enjoyment of the land of nectar and lion, and this originated from the historical and cultural conditions of their lives. The descendants of Abraham always waited for such a person, and in every age they applied Christ to someone who they thought was their savior, of whom Jesus was one. It was in this historical and cultural context that Prophet Muhammad declared, I am the promised person of Torah and Bible that will appear at the end of time and make the righteous inherit the land of nectar and milk. It was based on this apocalyptic idea that he considered himself the Khātam al-Anbiyāʼ. All the Abrahamic prophets, including Jesus and Muhammad, were evangelicals; that is, they preached the good news of inheriting such a land. The Bible was nothing but the gospel to such a land. However, in Jewish culture, such a land was introduced worldly and earthly. But in Christian culture it has more of an afterlife and heavenly aspect, and in Islamic culture it has more of a worldly aspect like Jewish culture. Accordingly, the Qur'anic resurrection is described as physical.
سبک شناسی «علی هدی» و «فی ضلال» در قرآن (با تأکید بر لایه فکری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از بنیادی ترین مفاهیم وارده در قرآن کریم موضوع هدایت و ضلالت است. از جمله ویژگی های سبک شناختی این دسته از آیات همنشینی حرف «علی» با مفهوم هدایت (علی هدی) و حرف «فی» با مفهوم ضلالت (فی ضلال) است که در پژوهش حاضر تلاش شده با روش توصیفی_تحلیلی لایه فکری این این نوع تعابیر مورد بررسی قرار گیرد. از رهگذر این پژوهش می توان ضمن تحلیل بعد لفظی و بیانی دسته ای از آیات قرآن، به عمق بیشتری از فهم و تفسیر قرآن رسید. تحلیل دلالت های حروف علی و فی، در کنار هم آیی آن ها با مفاهیم هدایت و ضلالت در قرآن نشانگر آن است که قرآن حکیم انسان های مؤمن را بسان کسی که سوار بر مرکب و در مسیری حرکت می کند، حاکم بر سرنوشت خویش می داند، بطوری که این افراد در مسیر هدایت به پیش می روند و در نهایت به سرمنزل مقصود خواهند رسید. در مقابل مشرکان و کافران غرق در زندگی دنیوی و غوطه ور در تاریکی ها و بازیچه شیطان و حیات دنیوی شده و در پایان ناکام خواهند ماند. نیز افرادی که به تعبیر قرآنی «بر هدایت اند» از «منبع کنترل درونی» برخوردارند. اینان در قبال اقدامات و زندگی خود مسئولیت پذیرند، در مقابل نظرات دیگران و محرک های بیرونی کمتر تأثیر می پذیرند، عملکرد بهتری در مشاغل و مسئولیت های خود دارند و تمایل به حفظ سلامت روانی و جسمانی خود دارند. برعکس افراد گمراه که دارای «منبع کنترل بیرونی» هستند، عوامل بیرونی را در موفقیت یا شکست خود دخیل می دانند و تمایل کمتری به مسئولیت پذیری دارند.
معرفی دوره هایِ زمانیِ پس از نزولِ وحی و جایگاه آن در تحریفِ لفظیِ قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعاتی که مباحث «عدم تحریفِ قرآن» را مه آلود و شاید غیردقیق نشان می دهد، پرداختن به موضوع تحریف یا عدم تحریفِ قرآن، بدون مشخص نمودن محدوده ی زمانیِ بحثِ «تحریف قرآن» است. از سوی دیگر دسترسی ما به قرآن، دوره های زمانی مختلفی را طی کرده است که ماهیت و نوعِ بررسی آن ها، می تواند در موضوع تحریف، دارای نتایج متفاوتی باشد. این تفاوت به گونه ای است که پاسخ گویی به عدمِ تحریف قرآن، دلایل و اسنادِ متفاوتی را نیز از دو سویِ منازعه، طلب می کند؛ به این معنی که اگر موضوع تحریف قرآن را یک کل در نظر بگیریم، برخی از دلایلِ قائلانِ به عدم تحریفِ قرآن، جزئی است و نمی تواند مرتفع کننده ی آن ادعای کلی باشد. بنابراین، تقسیم بندی و معرفی دوره های زمانی برای دسترسی به قرآن کریم از صدر اسلام تا کنون، بسیار ضروری است. یعنی لازم است تا بررسی و پژوهش شود، چه دوره های زمانی، برای بررسی دقیق مصادیق «انحرافِ لفظیِ حذفیِ قرآن» قابل طرح هستند؟ و این دوره های زمانی چه مختصات و ویژگی هایی در خود دارند؟ در پژوهش پیش رو، پنج دوره زمانی، طرح و معرفی می گردد تا نسبت و جایگاه آن ها با مسئله تحریف لفظیِ حذفیِ قرآن، روشن گردد.
بررسی ویژگی های معجزه از دیدگاه قرآن و تطبیق آن با قرآن
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
243 - 277
حوزههای تخصصی:
بیشتر پژوهشگران مسلمان معتقدند قرآن کریم مهم ترین و جاودانه ترین معجزه پیامبر مکرم اسلام (ص) است. معجزه در اصطلاح علمای اسلام بر هر امر خارق العاده ای اطلاق می شود که توسط مدعی منصب الهی ارائه می شود و همراه با تحدی و سالم از معارضه است. البته باید توجه داشت که در قرآن، واژه معجزه (یا سایر مشتقات آن) در معنای اصطلاحی آن به کار نرفته است؛ لذا ممکن است این سؤال مطرح شود که آیا معجزه خواندن قرآن صحیح است؟ با تأکید بر این مطلب، در این پژوهش برای پاسخ به این سؤال به روش توصیفی - تحلیلی، اسامی، اوصاف، ویژگی ها و هدف هایی که قرآن برای کارهای خارق العاده انبیا بیان داشته است، مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که تمام این اوصاف و ویژگی ها، بر قرآن نیز قابل انطباق است. لذا این نتیجه حاصل شد: از منظر قرآن همان طور که معجزه خواندن کارهای خارق العاده انبیا صحیح است، معجزه پنداشتن قرآن نیز درست است.
ویژگی ها وشاخصه های لفظی و محتوایی استخراج اصول اخلاقی با تاکید بر قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصول اخلاقی در نظام های اخلاقی ضمن آن که می تواند خط و مشی اخلاقی آن نظام را سامان دهد در حل چالش های اخلاقی نیز کارگشاست. نظام های اخلاقی بر اساس نوع نظریه اخلاقی خود اصول اخلاقی را پیشنهاد می دهند که گاهی اصول مشترک همه نظام های اخلاقی است. این مقاله با هدف استخراج اصول اخلاقی قرآن با رویکرد فرا اخلاقی سامان یافته است. بررسی و تحلیل آموزه های قرآن و روایات اسلامی – که به روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است- نشان می دهد می توان بر اساس شاخص های لفظی چون هیئت و ماده وشاخصه های محتوایی چون تاکید، فراوانی ، تکرار و تقدیم، به مهم ترین اصول اخلاقی مورد نظر آموزه های دینی دست یافت. این اصول ضمن برخورداری از ویژگی هایی چون جامعیت ، هدفداری، سازگاری، برخورداری از اولویت و پایه ای بودن برای اخلاق نقش هدایت گری اخلاقی مومنان را ایفاکرده در برخی چالش ها و موقعیت های دشوار اخلاقی کارگشا هستند.
Identifying the correctness of interpretive narrations(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
After the holy Qur'an, hadith is the most important source of knowing the intentions of the verses of the Qur'an, and therefore the recognition of authentic hadiths is very important. From the beginning of Islam, the phenomenon of fabricating hadith by dissidents and hypocrites has a long history and has been used as a weapon. The Holy Prophet (PBUH) and the Imams (AS) and consequently the scholars and scientists of the Islamic religion, by using certain methods, have provided the ground for Muslims to identify the Sanad of the narrations and have thwarted this great conspiracy with special instructions. They used instructions such as the spread of the science of rijāl in order to identify truthful and reliable narrators and reject weak narrators. And in the field of protecting the text of hadiths, they used methods such as presenting hadiths to imams and scholars, comparing manuscripts, allowing the narration of hadiths, listing methods, etc. Therefore, one of the important issues of Islamic sciences in the field of Qur'anic interpretation is the issue of narrative interpretations issued by the Holy Prophet (PBUH) or the Imams (AS).And these interpretations have a lot of confusion and some of them are fake narrations or Isra’iliyyat, and some others are for adaptation rather than interpretation of the verse. Therefore, according to these inconsistencies that exist in the narrative interpretations, the following narrations should be carefully studied based on the guidance of the Infallibles (AS) and their true followers. So by studying the narrative interpretation, we can find some strategies including assimilation, separation and classification of narrations in narrative interpretations. This article is an attempt in this direction that deals with this issue through a descriptive-analytical method.
راه کارهای معرفتی حکومت دینی در رفع آسیب های فرهنگی با تأکید بر قرآن و سنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از وظایف حکومت دینی تأمین امنیت فکری، روحی و روانی افراد جامعه و دفع آسیب ها می باشد .این پژوهش در صدد است با روش توصیفی و تحلیلی راه کارهای حکومت دینی در دفع آسیب های فرهنگی را مورد بررسی قراردهد و در این زمینه به این سؤال اساسی پاسخ دهد که راه کارهای معرفتی حکومت دینی در رفع آسیب های فرهنگی کدامند؟ راه کارهای فرهنگی در یک تقسیم بندی کلی به راه کارهای عملی (رفتاری) و راه کارهای معرفتی تقسیم می شوند. راه کارهای معرفتی را می توان به راه کارهای معرفتی نگرشی، معرفتی گرایشی و معرفتی کنشی تقسیم کرد .باوربه توحید، رسالت و امامت و معاد از مهم ترین راه کارهای معرفتی نگرشی هستند که نقش اساسی و بنیادی در رفع آسیب های فرهنگی دارند و حکومت دینی موظف است در تقویت این باورها تلاش نمایدو افرایش علم و آگاهی مردم ، ترویج فرهنگ عدالت خواهی و ظلم ستیزی، ترویج آموزه های دینی در غالب پذیرش آزادانه ، ارائه آسان وساده آموزه های دینی از راه کارهای معرفتی گرایشی و مواجهه با اندیشه های آسیب زا همانند بدعت گذاری، التقاط و شبهه پردازی، مقابله به خرافه گرایی و مقابله با پیروی و تقلید کوکورانه از فرهنگ بیگانه، از راه کارهای کنشی حکومت دینی در رفع آسیب های فرهنگی می باشد.
چیستی «تفسیر فلسفی» و ارزیابی تلقّی های ناصواب از آن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«تفسیر فلسفی»، تعبیر مستحدثی است که فارغ از صحت و سقم این ترکیب، گاه به معنای «تحمیل باورهای فلسفی بر قرآن» و گاه به معنای «کاربرد معلومات فلسفی در فهم و تفسیر قرآن» و گاه به معنای «تفسیر موضوعی آیات فلسفی» و امثال آن به کار می رود. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و در بخش هایی به روش «تاریخی تطبیقی» تلقی های گوناگون از عنوان «تفسیر فلسفی» را بررسی و نیز منطق به کارگیری آنها در مقام تفسیر آیات قرآنی را به اجمال ارزیابی کرده است. حاصل پژوهش نشان می دهد: تعبیر «تفسیر فلسفی» مسامحی بوده و تلقی آن به عنوان گونه یا روشی تفسیری موجه نیست. در میان اندیشمندان مسلمان، صدرالمتألهین با اصرار بر «ظاهرگرایی طریقی»، ظاهر را به کمک معلومات فلسفی، طریقی به سوی کشف حقایق قرآنی قرار داد و بدین سان، هم بر ضرورت کاربرد معلومات فلسفی تأکید کرد و هم با تحفظ بر ظواهر قرآن، گرایش به تحمیل آراء فلسفی بر آیات را نفی نمود. او به تفسیر موضوعی آیات فلسفی غنای جدیدی بخشید و معلومات فلسفی را قرینه ای برای فهم مقصود و مراد برخی آیات قرآنی قرار داد. علامه طباطبائی در تفسیر «المیزان» در جهت روشمند کردن آن کوشید. ایشان معلومات فلسفی را طریقی به سوی فهم لایه های معارف قرآنی می دانست و بر ضرورت بهره مندی از معلومات فلسفی در کشف دلالت ها و فهم معنای مراد برخی آیات، بدون تحمیل و ضمیمه کردن تأکید داشت. حکمای مفسر از معلومات فلسفی در جهت یافتن موضوعات فلسفی در آیات و انسجام بخشی به آنها و نیز به عنوان «قرینه صارفه» در کشف تحلیل منطقی مضامین قرآنی و استنباط لایه های معنایی برخی آیات و کشف استلزامات معنایی تعدادی از آیات استفاده کرده اند. نیز لزوم پرهیز از تحمیلِ آراء فلسفی بر آیات قرآنی و بهره مندی از حقایق وحیانی در تنقیح و تکمیل اندیشه ورزی های فلسفی از دستاوردهای جانبی این پژوهش است.
معناشناسی واژه «رجس» در قرآن کریم با تأکید بر روابط هم نشینی و جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستیابی به معنای درست مفردات قرآنی اساس تفسیر است که کمال آن، با تحلیل معنای واژگان در سیاق آیات و دستیابی به شبکه معنایی کلمات صورت می گیرد. واژه «رجس» یکی از کلمات ارزشی در قرآن کریم است که 10 بار و در 9 آیه ازجمله در آیه مهم تطهیر (احزاب: 33) آمده است. پژوهش حاضر پس از بررسی در معنای اصلی «رجس» و معانی برآمده از آن، براساس روش معناشناسی به استخراج مفاهیم هم نشین و جانشین «رجس» در قرآن می پردازد. معنای اصلی «رجس»، حرکت، لرزش، اضطراب و شیوع تند و گسترده (بوی بد یا صدای بلند و آزاردهنده) است که باعث تنفر و دوری می شود. با بررسی روابط معنایی «رجس» در آیات قرآن روشن می شود مهم ترین هم نشین های «رجس» با رابطه مکملی، الفاظ «قَدْ وَقَعَ»، «من رَّبِّکُمْ»، «اللّهُ»، «یجْعَلُ»، «مَیْتَهً»، «دَمًا مَّسْفُوحًا»، «لَحْمَ خِنزِیرٍ»، «لِیُذْهِبَ»، «فَاجْتَنِبُوا»، «الْخَمْرُ»، «الْمَیْسِرُ»، «الأَنصَابُ»، «الأَزْلاَمُ»، «فَأَعْرِضُواْ» و «فَزَادَتْهُمْ» است. رجس بر محور جانشینی با واژگانی چون «القول» (حکم به عذاب)، «الرِجز»، «الظنّ»، «المشرکون» و «الشیطان» دارای هم معنایی نسبی است؛ به طوری که هر کدام از آنها یکی از مصادیق «رجس» نیز محسوب می شوند. وجه جامع معانی «رجس» در قرآن، «دوری» است که در دوری از رحمت الهی، ایمان و طهارت نمودار می شود. خداوند با موهبت عصمت به اهل بیت(ع)، آنها را از همه انواع «رجس» (زمینه ساز دوری از ایمان) مصون داشت.
انگاره های اقتباس نام محمد و احمد(ص) از عناصر سریانی- مسیحی در ترازوی نقد
حوزههای تخصصی:
سیره و تاریخ زندگی پیامبر اسلام یکی از عرصه های مطالعاتی خاورشناسان و اسلام پژوهان نوین است. نتایج حاصله از این پژوهش ها در اغلب موارد دچار نقصان است. اخیرا شبهه ای در این خصوص مطرح شده است که نام های محمد و احمد از عناصر سریانی- مسیحی اقتباس شده و ارتباط این دو نام با پیامبر اسلام را منتفی دانسته است. این دیدگاه مستند به شواهد متعدد ادبی ، تاریخی، قرآنی و باستان شناسی است. در مقوله ادبی، علمیت واژه های محمد و احمد نفی و وصفیت آنها اثبات گردیده است و بر همین فرض واژه محمد را همسو با واژه مِحمِت در زبان آرامی دانسته که در خصوص مسیح است. همچنین عبارات منقوش در کتیبه باستانی اورشلیم را نیز در مورد مسیح دانسته است. در مقوله قرآن، از سکوت آیات مکی در خصوص نام پیامبر اسلام سخن رانده و نام پیامبر را متاثر از تعالیم انجیل دانسته است. در این جستار به روش تحلیلی – توصیفی ادله نظریه اقتباس مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است. بر اساس یافته های این پژوهش، مسئله علمیت اسم های محمد و احمد اثبات و به شهرت پذیرش آن اشاره شده است. همچنین مسئله همسو انگاری این اسامی با عناصر مسیحی- سریانی نفی گردیده است. از سویی دیگر عبارات کتیبه باستانی مورد تحلیل قرار گرفته و در شان پیامبر اسلام معنا شده است. مسئله تاثیر پیامبر از تعالیم مسیحی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته و در خصوص سایر ادله قرآنی و تاریخی دیگر نیز پاسخ های مستدلی ارائه گردیده است.
بررسی اتهام اسارت و برده گیری به منظور شهوت رانی بر پیامبر(ص) از سوی دکتر سها در کتاب نقد قرآن
حوزههای تخصصی:
متهم ساختن پیامبر اکرم به اتهامات واهی و بی اساس، از جمله اشکالات و شبهاتی است که خاور شناسان یا دگر اندیشانی همچون دکتر سها-در کتاب نقد قرآن- بر دامن پاک و پیراسته ی رسول مکرم اسلام وارد ساخته اند. پاسخ دهی به این گونه شبهات از ضروریات پژهشی هر عصر و دورانی است. در این مقاله از سه منظر تفسیری، تاریخی و فقهی، با روش توصیفی-تحلیلی و بدون برخورداری از پیشینه ی اختصاصی، با ارائه ی تبیین روشنی از مفهوم و اسباب بردگی، به اتهام دکتر سها بر رسول خدا (برده گیری به منظور شهوت رانی) از طریق ارائه ی راهکار و شیوه ی مشروع برده گیری پاسخ داده شده که عبارت است از: سلب آزادی عمل از دشمنان دین و محاربان جامعه اسلامی، کشاندن آنان به درون جامعه ی اسلامی، وادار نمودن آنان را به زندگی در زیّ بردگی تا تربیت دینی بیابند و به تدریج آزاد گردند؛ لغو شدن برده گیری از طریق قلدری و ولایت و منحصر شدن سبب آن در غلبه ی جنگی، آن هم در جنگ مسلمانان با کفار، بعد از اتمام حجت و پذیرفته نشدن پیشنهاد جزیه و معاهده؛ مشروط شدن جواز وطی به استبراء
ارزیابی نگره «تمثیل» و «نمادین» دانستن مفاد آیه «میثاق»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همه دانشمندان اسالمی معتقدند که بر اساس آیه 271 سوره اعراف، بین خداوند و انسانها مکالمه ای وجود داشته و در این مکالمه، انسانها به ربوبیت خدا اقرار کرده اند؛ ولی در مورد »واقعی« یا »نمادین« بودن این مکالمه و اقرار، بین اندیشمندان اسالمی دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. برخی از دانشمندان اسالمی داللت آیه »میثاق« بر وجود »عالم ذر« را مورد تایید قرار داده و در نتیجه معتقدند این مکالمه و اقرار، »واقعی« و در عالم مادی قبل از آفرینش انسان در دنیا بوده و مفاد آیه حاکی از آن »واقعه« است. برخی دیگر، استفاده »عالم ذر« از آیه »میثاق« را مورد انکار قرار داده و معتقدند عالمی به نام »عالم ذر« وجود ندارد؛ ولی بعضی از اینان، مفاد آیه مذکور را »تمثیل« و »نمادین« عنوان کرده و درنتیجه این اقرار را »واقعی« ندانسته اند. بعضی دیگر، »تمثیل«و » نمادین« دانستن مفاد آیه را غیرقابل قبول و این میثاق و اقرار را »واقعی« دانسته اند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که اوال، الزمه انکار استفاده »عالم ذر« از آیه میثاق، پذیرش »تمثیل« و »نمادین« دانستن مفاد آیه میثاق است، نمیتوان استفاده »عالم ذر« از آیه میثاق را مورد انکار قرار داد و در عین حال، آن میثاق و اقرار را »واقعی« دانست. ثانیا، »تمثیل« و »نمادین «دانستن مفاد آیه »میثاق« از جهات متعددی بر خالف ظاهر آیه »میثاق« بوده و در نتیجه غیرقابل قبول است.
مبانی تفسیری مفسران مدرسه تفسیری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
89 - 106
حوزههای تخصصی:
اصفهان از دیرباز مهد عالمان، محدثان و مفسران فراوانی بوده است. تلاش و اندیشه ورزی این اندیشمندان، اصفهان را دارای مکتب و مدرسه ای تأثیرگذار در علوم اسلامی بر دیگر مکاتب کرده است. از این میان مکتب تفسیری اصفهان و مفسران به نام آن، درخور تحلیل و بررسی است. مفسران شاخص اصفهانی سه دوره متقدم، صفویه و معاصر و به دو قسم عقل گراها و اخباری ها تقسیم شده است. این پژوهش به روش کتابخانه ای به تنقیح و تحلیل مبانی، تطبیق آن ها با یکدیگر و شفاف سازی زوایای پنهان آن پرداخته است. در بیان مبانی مدرسه تفسیری اصفهان؛ مبانی قرآنی، روایی، ادبی، اصولی، کلامی، فلسفی، عقلی و اخلاقی، عرفانی، انفرادی و گروهی آنان بیان شد. مبانی قرآنی مفسران اصفهانی مشترک بوده و در مبانی روایی، برخی بشدت اثبات گرا بوده اند و شدت و ضعف کاربرد روایات در تفاسیرشان موجب تفاوت مبانی روایی آنان شده است. برخی مفسران عقل گرا و اخباری، صبغه شهودی داشته و تفسیر آیات را براساس شهود باطنی و نگاه عرفانی بیان کرده اند و برعکس برخی نگاه عرفانی نداشته و این مبانی را رد می نمایند
نظریه انقباض جهان از منظر قرآن (با محوریت آیه 104 سوره انبیاء)
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ششم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۱
179 - 212
حوزههای تخصصی:
اندیشمندان و عالمان برای تفسیر قرآن و درک مفاهیم الهی از روش تفسیر علمی استفاده می کنند که در این روش با استفاده از علوم قطعی شده یا نظریه های قوی، به تطبیق آیات قرآن می پردازند در این پژوهش نیز با استفاده از تفسیر علمی به انقباض جهان و برگشت آن از منظر سوره های (انبیا/104) و (زمر/67) پرداخته شد کیهان شناسان فرضیه ها و مدل هایی را در این زمینه ارائه دادند که از آن جمله نظریه پرکاربرد انیشتین، (انقباض جهان) می باشد که در این زمینه ارائه شده است بر مبنای این نظریه، جهان چرخه ای را طی می کند که شامل انفجارهای بزرگ (Big bangs) و انقباض های بزرگ ((Big crunches است بر اساس نظریه ی «انقباض بزرگ»، جهان در حال انبساط است و نیروهای جاذبه بین مواد باعث کند شدن این انبساط می شوند. هرچه جرم جهان متراکم تر باشد، انبساط آن کندتر می شود؛ و هنگامی که چگالی جهان بیشتر از چگالی بحرانی شود، انبساط جهان، به انقباض تغییر یافته و کل جهان و اجزایش دچار فروریختگی می گردد و یک انفجار بزرگ (Big Bangs) دیگر رخ می دهد و منجر به بازسازی جهان می گردد. قرآن کریم با کاربست ترکیب (نَطوِی الًسماء) در آیه 104 انبیاء به معنای (درهم پیچیده شدن آسمان) به مرحله ای از پایان جهان، واژه (خَلقٍ نُعیدُهُ) به معنای (برگشت جهان) اشاره می فرماید در این نوشتار با روش تحلیلی- توصیفی به این انطباق پرداخته شده است. یافته ها و نتایج علمی در این پژوهش نشان می دهد نظریه انقباض جهان با آیه 104 سوره انبیاء و آیه 67 سوره زمر که به در هم پیچیده شدن جهان و برگشت جهان به حالت نخستین اشاره می کند تطابق دارد و پس از اثبات قطعی این نظریه می توان آن را به عنوان مدلی در تفسیر علمی این آیات دانست.
نخستین پیامبر خدا: آدم ابوالبشر یا حضرت نوح علیهما السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از محقّقان با استناد به آیه «کَانَ النَّاسُ أُمَّهً وَاحِدَهً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیحْکُمَ بَینَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ» (بقره/213)، نبوّت آدم را منتفی و حضرت نوح(ع) را نخستین پیامبر خدا می دانند؛ زیرا مردمان نخستین بر روش و آیین واحدی زندگی می کردند که نیازی به پیامبر (حجّت بیرونی) نداشتند، با آغاز اختلاف هایی که دیگر با حکم عقل (حجّت درونی) به تنهایی قابل حل نبود، خداوند بعثت انبیاء را با فرستادن حضرت نوح(ع) آغاز کرد که از جمله آیات «شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَینَا إِلَیکَ ...» (شوری،13) و «إِنَّا أَوْحَینَا إِلَیکَ کَمَا أَوْحَینَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِیینَ مِنْ بَعْدِهِ» (نساء، 163) و نیز احادیث معتبر مبیّن آن است. این جستار ضمن بررسی دلایل این دسته از پژوهشگران، با تدبّر در آیات قرآن و مطالعه احادیث، پیامبری آدم ابوالبشر را با مؤلّفه های مطرح شده برای بعثت و نبوّت انبیا به بوته نقد و سنجش گذارده است.