فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۶۱ تا ۱٬۳۸۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
علّامه طباطبائی، پیش از «المیزان»، تفسیر «البیان فی الموافقه بین الحدیث و القرآن» را با اهتمام به روایات تفسیری و تلاش در جهت بیان سازگاری میان قرآن و روایات، نگاشتند. این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی به هدف شناساندن آن دو تفسیر و بیان امتیازات «المیزان»، به اشتراکات و تفاوت های آن دو می پردازد. دو تفسیر مزبور، اشتراکاتی مانند بیان هدف سوره و بررسی روایات دارند.
در تفاوت های شکلی ساختاری، «المیزان» در پرداختن به تفسیر آیات، از جامعیت نسبی برخوردار است. نقل و بررسی روایات تفسیری، در پایان بحث تفسیری و طرح مباحث موضوعی مستقل در «المیزان» آن را متمایز از «البیان» ساخته و در نهایت، اینکه برخی عبارت های «البیان» در «المیزان»، اصلاح شده است.
در تمایزهای شکلی محتوایی، شاخصه مهم «المیزان»، تنوع در تفسیر قرآن به قرآن و توجه به نقش سیاق است که در «البیان» به آن گستردگی نیست. همچنین در «المیزان» برخی از قرائات آیات، بررسی شده و شبهات قرآنی پاسخ یافته است. منابع «المیزان» نیز بسیار گسترده تر است.
قرآن و دانش/گوشت حلال
اختلاف قرائات و نقش آن در تفسیر از دیدگاه علامه طباطبائی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ازجمله پیش نیازهای تفسیر قرآن در اختیار داشتن قرائت ابلاغ شده از سوی پیامبر است از نظر علامه طباطبائی(ره) این قرائت اکنون در میان قرائت های مختلف پنهان است و به همین جهت برای بازیابی آن به قرائت های مختلف توجه کرده و با توجه به آنها تفسیر گران سنگ المیزان را نگاشته است. وی با رد تواتر قرائات و تنها مشهور دانستن آنها و منحصر ندانستن قرائت صحیح در قرائت عاصم، به قرائت های دیگر نیز توجه دارد؛ چراکه به باور ایشان سه خصیصه صحت سند، موافقت با قواعد عربی و مطابقت با رسم مصحف در این قرائات وجود دارد. از نظر علامه، قرائن بازیابی قرائت پیامبر عبارت اند از: أفصحیت، سیاق آیات، قواعد صرفی، سازگاری با مفاد آیات، دلیل عقلی و نیز روایات.
وی بر پایه روایات معصومین(ع) بر این باور است که ایشان به پیروی از قرائت مشهور فرمان داده اند و لذا از قرائت منسوب به ائمه(ع) تنها به عنوان مؤید یا به عنوان تفسیر آیات استفاده می کند.
چیستی عالم امر در آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از مفس ِرّان در ذیل پاره ای از آیات قرآن که در آنها واژه «امر» بکار رفته است، از نظام معینی با عنوان «عالَم امر» سخن گفته اند که بکلّی از «عالم خلق» متمایز است. آیا می توان در عرض عالم خلق به وجود چنین عالَمی اذعان نمود؟
در صورتی که پاسخ مثبت باشد، ویژگی های آن عالَم چیست؟ و قرآن کریم برای شناخت آن چه اطلاعاتی را بر آدمیان عرضه کرده است؟ این نوشتار درصدد است با مراجعه به آیات وحی پاسخ های مستندی برای سئوالات مذکور ارایه نماید. براساس این تحقیق می توان اذعان نمود که در نگاه قرآن کریم در عرض نظام خلق که بر اسباب و مسببّات مادی استوار است نظام دیگری وجود دارد که بکلّی از مختصات جهان ماده برکنار و صرفاً مبتنی بر اراده خداوند می باشد؛ برخی از پدیده ها، فرایندها و حوادث پیرامون ما متعلقّ به آن جهان است که با قواعد مادی و مأنوس آدمیان قابل شناخت نمی باشد. این جهان بخشی از عالَم غیب است که قرآن کریم به کراّت از آن سخن گفته و آدمیان را به ایمان به آن فراخوانده است.
معاد جسمانی از منظر علّامه طباطبائی، با تأکید بر تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات مفسران و تأویل گران شیعی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن معاد در قرآن
علّامه طباطبائی با اینکه در بسیاری از علوم دینی صاحب نظر بوده ، در بحث معاد جسمانی کمتر قلم زده است و این مسئله موجب شده تا دیدگاه ایشان دربارة معاد جسمانی، کانون اختلاف مفسران و مروجان اندیشه های علّامه قرار گیرد. در این نوشتار برای تبیین دیدگاه ایشان به بررسی دیدگاه های انسان شناختی ایشان همچون دوساحتی بودن انسان، اصالت نفس، مجرد و جاودانه بودن آن، رابطة نفس و بدن و نقش بدن در هویت انسان، ضرورت حشر بدن و کیفیت آن می پردازیم. به نظر می رسد ایشان علی رغم پذیرش بیشتر آموزه های فلسفی حکمت متعالیه و تأثیر دادن آنها بر تفسیر آیات قرآن در بحث معاد جسمانی، با نپذیرفتن نظریة صدرالمتألهین که بدن اخروی را مُنشَأ نفس و قائم به آن می داند، اصل حرکت جوهری را همان گونه که در نفس مطرح است در بدن هم مطرح می کند و تبیینی دیگر از معاد جسمانی ارائه می دهد که می توان آن را بر دیدگاه مدرس زنوزی تطبیق داد.
جایگاه عقل در شرح اصول کافی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأمل در مباحث «باب العقل و الجهل» کتاب شرح الاصول الکافی ملاصدرا ما را به این نکته رهنمون میسازد که صدرالمتألهین در این اثر همواره بر آن برده که عقل را بعنوان اصیلترین شاکلة شخصیتی انسان و یگانه ابزار کشف رموز هستی، با حقایق صادره از بیانات ائمّه معصومین (علیهم السلام) تفسیر و تطبیق نماید. از منظر ملاصدرا با وجود تنوع مفهومی عقل در سی و چهار روایت «باب العقل و الجهل» کتاب شرح الکافی، میتوان به حمل آنها بر معانی مشترک لفظی مبادرت ورزید. هرچند وی در ادامه، بر مبنای نظام حکمی خویش عقلهای چهارگانه در کتاب نفس، مراتب عقل عملی در کتابهای اخلاق، عقل مجرّد در کتاب الهیات، صور عقلیه و همچنین عقل بمعنای غریزة انسانی را از مصادیق تشکیک دانسته که با وجود مراتب کمال و نقص به یک حقیقت اشاره دارند. ملاصدرا چنین اطلاق اشتراکی و تشکیکی را در قالب عقل نظری و عقل عملی قابل جمع دانسته و وحدت آنها را مقدمهیی برای تحصیل عقل مجردّ میشمارد و بر تعامل طولی ـ مدرّج میان آنها پای میفشارد. او در پایان «حقیقت محمّدیه» را مصداق اتمّ عقل مجرّد و بعنوان نخستین مخلوق و واسطة فیض و خلقت دیگر موجودات معرفی میکند و اتحاد عقل اول با روح محمّدی (ص) را دلیلی مهم در تفسیر اقبال و ادبار عقل به حالات روحی رسول اکرم (ص) میخواند.
خانه بی بنیاد
جستاری در تبارشناسی ماده «قرأ» در ساخت واژه «قرآن»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبان شناختی قرآن (کاوشی نو در معارف قرآنی) سال دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲ (پیاپی ۴)
حوزههای تخصصی:
جستجوی ریشه و نحوه ساخت برخی از واژگان غریب و کم کاربرد قرآن کریم، دغدغه ای است که در طول تاریخ اسلام بسیاری از عالمان لغت و زبان شناسان را به خود مشغول داشته و باعث شده نظریه های متعددی در این خصوص تولید شود، همانند نظریه وجود واژگان دخیل یا نظریه تشکیل شدن زبان قرآن از مخلوط زبان های عربی و آرامی. به نظر می رسد از جمله دلایل وجود ابهام در رابطه با ریشه این واژگان و طرح نظریات مختلف، عدم وجود روش های معتبر و نظام مند جهت جستجو و مطالعه زبان ها باشد. از این روی، در این مقاله تلاش شده برای پاسخگویی به این سوال تاریخی در حوزه زبان شناسی، و همچنین معرفی روشی برای جستجوی ریشه واژگان قرآنی، با استفاده از الگوی مطالعه تبارشناسی زبانی، به جستجوی ریشه واژه «قرآن» به عنوان یکی از پرکاربردترین واژگان قرآنی و در عین حال مبهم ترین آنها پرداخته و از این رهگذر، ضرورت اتخاذ رویکرد ریشه شناسی در تحلیل مؤلفه های لغوی واژگان قرآنی را تبیین نمائیم. آنچه به ابهام واژه «قرآن» در پژوهش های امروزین افزوده، عدم تحلیل ماده «قرأ» است. به صورتی که محققان در این حوزه صرفاً با استناد به گزارش لغویان متأخر، به بررسی ابعاد مفهومی و غیر لغوی این واژه پرداخته اند، که همین امر باعث شده برخی در اشتقاق و حتی تلفظ و مفهوم واژه «قرآن» اختلاف نظر داشته و آراء متفاوتی بیان کنند. در این پژوهش با مراجعه به فرهنگ لغت دیگر زبان های آفریقایی آسیایی همچون زبان های؛ سامی، عبری، آرامی، حبشی، اکدی و سریانی، کاربردهای ماده «قرأ» استخراج و چگونگی ساخت های مختلف آن تبیین شده است.
مفهوم شناسی نفاق،انواع ومراتب آن از منظر قرآن
حوزههای تخصصی:
مفهوم شناسی نفاق, انواع و مراتب دقیق این بلای روحی, آنجا ضرورت مییابد که روح تعاملات فردی و اجتماعی را خدشه دار نموده و در عرصه سیاست موجب ایجاد روح ماکیاولیستی در افراد، و مآلا با تفرقه و تحمیل خسارت های فراوان، اسباب فروپاشی نظام اسلامی را فراهم میآورد. این رذیله نامرئی، به اعتبارِ زمانِ گرفتار شدن، به نفاق اولیه و ثانویه و به لحاظ حجم تخریب و زیان بخشی به سه نوع پرخطر ،کم خطر ونفاق گونه تقسیم می شود.. شناخت این مراتب، علاوه بر تنظیم درست روابط اجتماعی انسان ها ، امکان مهار و برخورد صحیح با مراتب متفاوت نفاق و منافقان را میسر می سازد که نگارنده در پی اثبات لایه های متعدد آن با الهام از آیات قرآن میباشد.
نقش دانش اصول فقه در تفسیر قرآن از دیدگاه علامه طباطبائی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه علامه طباطبایی دانش اصول فقه در تفسیر قرآن و رسیدن به معنا و مراد خدای متعال از واژگان و جمله های قرآن کریم تأثیر چشمگیر و بسزایی دارد.
این نوشتار با روش توصیفی ـ تحلیلی نگارش یافته و هدف آن، ارائه و تبیین موارد و میزان نقش آفرینی دانش اصول فقه در تفسیر قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی است. در این پژوهش موارد و میزان تأثیر دانش اصول فقه در تفسیر و نیز برخی از کاربردهای عینی و عملی دانش اصول فقه در تفسیر قرآن به ویژه در غیر آیات الاحکام را از دیدگاه ایشان به اختصار ذکر می کنیم.
از دیدگاه علامه طباطبایی دانش اصول فقه در سه بخشِ مبانی تفسیر، قواعد تفسیر، و منابع تفسیر نقش آفرین است و از میان بخش های یادشده، بیشترین تأثیر مربوط به بخش قواعد تفسیر است.
مفهوم شناسی جهاد کبیر در قرآن کریم و تبیین عرصه های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهاد کبیر تنها ترکیب وصفی در حوزه جهاد، در آیات قرآن کریم است. از آنجایی که در آیات قرآن و نیز سنت اهل بیت، جنبه نظامی در موضوع جهاد پررنگ و برجسته است، شایسته است موضوع «جهاد کبیر» مورد بررسی قرار گیرد تا روشن شود آیا جهاد کبیر نیز در حوزه نظامی است یا به عرصه های دیگری مربوط می شود. مفسران و فقها نوعاً در مورد جهاد به معنای جنگ نظامی به تفصیل بحث کرده اند، اما در باب جهاد کبیر و مصداق و عرصه های آن پژوهش چندانی صورت نگرفته است. لذا مسئله اصلی مقاله پیش رو، تبیین چیستی مفهوم جهاد کبیر در قرآن کریم و بیان مهم ترین عرصه های آن است که نوآوری مقاله را تشکیل می دهد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به نظر مفسران و تحلیل دیدگاه های آنان موضوع جهاد کبیر را مورد پژوهش قرار می دهد. براساس یافته های تحقیق، جهاد کبیر مشتمل بر دو ویژگی «جهاد» به مفهوم عام آن یعنی همراه بودن امری با سختی و به کار بردن نهایت تلاش در جهت تحقق هدف است. در عین حال، ابزاری که در جهاد کبیر استفاده می شود نظامی نیست، بلکه بسته به اختلاف موجود در تفسیر آیه 52 سوره فرقان، «معارف و آموزه های قرآن کریم» و یا «تبعیت نکردن از کافران» است. جهاد فرهنگی، جهاد اقتصادی، جهاد سیاسی و جهاد علمی مهم ترین عرصه های جهاد کبیر است که دشمن می تواند با دور کردن امت اسلامی از این صحنه های جهاد، جامعه اسلامی را به اطاعت از خود وادار نماید.
بررسی سند قرائت حفص از عاصم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
شهرت و رواج قرائت حفص از عاصم و مطابقت غالب قرآن های موجود با این قرائت، بررسی سند آن را حائز اهمیت می سازد. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی، به نقد دیدگاه های موجود در این باره می پردازد. در برخی منابع رجالی فریقین، ابوعبدالرحمن سلمی، عاصم و حفص تضعیف شده و عثمان یکی از مشایخ ابوعبدالرحمن است. بررسی ها نشان می دهد اثبات عثمانی بودن ابوعبدالرحمن نیازمند مستندات قوی است. تضعیفات عاصم در نقل حدیث نیز با توثیقاتش در قرائت متعارضند و تمرکز عاصم در قرائت بوده است. سرمنشأ تضعیفات حفص، اشتباه او با حفص بصری و أزدی و عدم نقل صحیح سخنان متقدمین است و وجود عثمان در سند این قرائت نیز بنا بر دلایلی مردود است. این نوشتار با استفاده از منابع تاریخی و رجالی، نشان می دهد ضعف سند این قرائت قابل اعتنا نیست.
اعجاز علمی عبارت «تَصریف الریاح» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باد یا جریان هوا در قرآن کریم با لفظ «ریح» و «ریاح» چهل و دو بار و با تعبیر «تصریف الریاح» دو بار آمده است. از مهم ترین ویژگی های باب تفعیل تکثیر، مبالغه و تکرار است. ریشه «صرف» در لغت از جمله به معنای بازگرداندن چیزی از حالتی به حالت دیگر است. دانش امروز گویای استعداد جریان های هوا برای تغییرات کمیِ سمت و سرعت و تغییرات کیفیِ دما، «نم» و «اُمگا» است. این معانی در ظرف تصریف می گنجد ولی اگر ریشه «دَوَر» و «دَوَل» استفاده میشد، شاید فراتر از تغییر کمی جهت به عنوان ویژگی قابل درک باد، معنایی دیگر پیش رو نبود. چنانکه التبیان می گوید: «تَصْرِیفِ الرِّیاحِ: تحویلها من حال إلى حال جنوباً و شمالاً و ...». دانش امروز، جریان های هوا را عمدتاً متاثر از سه نیروی «شیب فشار هوا»، «کوریولیس» و «اصطکاک» می داند که دچار تغییر سمت و سرعت می شوند و به دنبال آن با گذر از روی آب ها و خشکی ها و با گذر از عرض های جغرافیایی گوناگون، مقادیر نم و دمای آن ها تغییر می کند و به تغییرات جوی کوتاه و بلندمدت می انجامند. همچنین همپایگی نشانه «تصریف ریاح» در آیات مورد پژوهش با «اختلاف شب و روز» و «نزول باران» می تواند گویای اهمیت الگوی پیوسته بادها باشد. یعنی اثرپذیری بادها از اختلاف پاندولی شب و روز سبب موجی شدن آن ها، نزول و صعود هوا و بارش های آسمانی می شود. در الگوی جهانی چنانچه بادها بدون «تصریف» بود، سرزمین های پهناور درون خشکی ها از حیات کنونی انسانی، جانوری و گیاهی تهی بود زیرا آب نداشت.
هجرت و افول تمدّنها در قرآن
حوزههای تخصصی:
مصاحبه با جناب آقای مرتضی حاجی(وزیر آموزش و پرورش )
حوزههای تخصصی: