فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۰۱ تا ۱٬۲۲۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
این نوشتار از واژگان بیگانه در قرآن بحث می کند. نویسنده با توجه به پژوهش های زبان شناختی و تاریخی واژه های زیر را بررسی می کند: اب، ابابیل، ابراهیم، ابریق، ابلیس، اجر، احبار، آدم، ادریس، ارائک، آزر، ارم، اساطیر.
زن و روشنبینی در مقام مخاصمه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نگاه قرآن به زن و منزلت او موضوعی است که همواره مورد توجه اصحاب اندیشه و قلم بوده است. در این میان آیه 18 سوره زخرف، توصیفی در خور بررسی از زن ارائه داده است. در این آیه پس از اشاره به انگاره مشرکان مبنی بر مؤنث بودن فرشتگان – با آنکه مؤنث را برای خود نمی پسندیدند – می خوانیم: «آیا کسی که در زر و زیور پرورش می یابد و گاه جدال و مخاصمه روشن نمی اندیشد؟» در این مقاله مراد از خداوند از این آیه با بررسی مدلول مفردات واژه ها و قیدهای آیه و نیز سیاق آن و با استفاده از ده ها تفسیر مورد کاوش قرار گرفته و احتمالات موجود در آیه مطرح و سپس ارزیابی شده است. توصیف بیان شده در آیه بنابر یک احتمال، سخن خداوند است، و بنابر احتمال دیگر، حکایت از سخن مشرکان و زبان حال ایشان، بنابر احتمال نخست نیز دلالت آن بر نکوهش زن، مجال بررسی دارد.
مفهوم شناسی واژه لقاءالله در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه ای که بدان پرداخته شده و در صدد مفهوم شناسی آن در فضای قرآن بوده ایم، کلمه « لقاء الله» است که یکی ازمفاهیم عرفانی قرآن است. برای این مقصود، ابتدا معنای لغوی واژه را تبیین کرده؛ که شرط اصلی تبیین مفردات می باشد و سپس با در نظر گرفتن ساختار سور و آیات لقاء الله، تفسیر آیات را در جایگاه بافت و سیاق دنبال کرده و لقاء الله مطلوب قرآن را بیان کرده ایم و به این نتیجه رسیده ایم که لقاء الهی به معانی مختلفی چون حضور معنوی وشهود باطنی خداوند سبحان، عقاب وثواب الهی،ملاقات فرشتگان تفسیر شده است که هرکدام از آن معانی در جای خود مطلوب است.اما با توجه به حکمت خداوند در مساله خلقت،این نکته به دست آمد که لقاء مطلوب الهی همان حضور معنوی وشهود باطنی خداوند بوده که مخصوص مومنان است.
نظام اخلاقی از منظر قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
نظام های اخلاقی غالباً برای تأمین سعادت انسان و لذت بخشی به زندگی او تعریف میشوند؛ گرچه برخی با به چالش کشیدن غایت انگاری، وظیفه گرایی را شعار خود میدانند و به نتیجه نظام اخلاقی خود نمیاندیشند.
این پژوهش، نظام اخلاقی قرآن کریم را از حیث غایت مداری یا وظیفه گرایی، اتکای بر عقل و اطلاق یا وابستگی به جعلِ ناشی از اراده الاهی بررسی میکند و این نظام را بر مشخصات مؤلفه های نظام اخلاقی برتر تطبیق میدهد. نسبت گزاره های اخلاقی را با عقل، فطرت، وحی، جهان بینی و عقائد انسان ها مشخص میکند و دیدگاه اسلام را در مورد مسئله مهم نسبیت در اخلاق روشن میسازد و در پایان نمونه ای از نظام اخلاقی مورد نظر قرآن کریم را با توجه به آیات ارائه میدهد.
بد مکن که بد افتى
نظریه قرآن در باب چیستى علم; (نیم نگاهى به نهضت تولید علم)
منبع:
معرفت ۱۳۸۳ شماره ۸۳
حوزههای تخصصی:
روابط بینابینی قرآن با خطبه های نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متن های گوناگون از دیرباز، با یکدیگر ارتباطی بینابینی داشته و از نظر زبانی، وزنی و معنایی بر یکدیگر اثر گذاشته و از هم اثر پذیرفته اند.اگرچه این ارتباط از گذشته مطرح بوده است و تبادل کلام هنری را در بسیاری از آثار گذشتگان می بینیم، در دوره معاصر، میخائیل باختین، اندیشمند روسی، باردیگر، مقوله بینامتنی را از دیدگاهی نو بررسی کرده و کسانی همچون ژولیا کریستوا، رولان بارت و هارولد بلوم، تحت تاثیر باختین، به این مسئله پرداخته اند.بر اساس نظریه بینامتنی، هر متن بر پایه متونی که پیشتر خوانده ایم، معنا می دهد و بر رمزگانی استوار است که پیشتر شناخته ایم. پیوند ناگسستنی مفاهیم نهج البلاغه و قرآن کریم، از ژرفایی بسیار برخوردار است و به روساخت، محدود نی شود؛ بلکه در سطح ژرف ساخت، پیوندی عمیق میان این دو کتاب برقرار است؛ به طوری که در بسیاری از موارد، درک دقیق معنای موردنظر امام (ع) جز از طریق آشنایی با متن پنهان و شناخت چگونگی رابطه این دو کتاب با یکدیگر میسر نیست.با خوانش دقیق خطبه های نهج البلاغه، به این نتیجه می رسیم که بیشترین شکل روابط بینامتنی قرآن با خطبه های نهج البلاغه، به صورت نفی متوازی است که در آن، امام (ع) توانسته است نوعی سازش میان متن پنهان و متن حاضر ایجاد کند و تعاملی آگاهانه با آن پدید آورد.
تحلیل و بررسی نام شناسانه تفاسیر عرفانی از منظر هسته معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش نام شناسی (Onomastics) یکی از شاخه های زبان شناسی است که حوزه ای گسترده از علوم گوناگون را در خود گنجانده است؛ پیشینه نام شناسی به اواخر قرن نوزده میلادی برمی گردد که دوره تدوین اصول و قواعد زبان شناسی تاریخی است. در نام شناسی، مطالعه نام ها از زوایای مختلف جغرافیایی، تاریخی، اجتماعی و زبانی بررسی می شود. این دانش می کوشد قلمروهای مختلفی از نام ها را بکاود و درباره ساختار نام، وجه تسمیه و دلایل و توجیهاتی را برملا سازد که در ورای نام گذاری نهفته است. در پژوهش حاضر، به شیوه ای توصیفی تحلیلی، عناوین تفاسیر عرفانی گرد آمده و از جهت هسته معنایی، بررسی شده اند. نتایج به دست آمده پژوهش نشان می دهند در نام هایی که واژه «حقائق» به عنوان مرکز نام استفاده شده و نام دارای ساختار اضافی است، باید بخش دوم را هسته ترکیب در نظر گرفت. این ویژگی در نام هایی که واژه «اسرار» در آنها به کار رفته است نیز دیده می شود؛ در حالی که در بسیاری از نام های تفاسیر که واژه «بیان» در آنها استفاده شده، هسته ترکیب همان بخش اول نام است. به عبارت دیگر، این نام ها جزء اسامی درون مرکز شمرده می شوند؛ اما نکته بسیار مهم در این تحقیق نام هایی هستند که در ساختار آنها جار و مجرور دیده می شود. می توان این ساختارها را در گروه اسامی مرکب اضافی قرار داد؛ البته در این بین، اسامی و عناوینی وجود دارند که فاقد هسته مشخص اند.
نگاه نو به ماهیت یأجوج و مأجوج و سدّ ذوالقرنین(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
قرآن حکیم به طور اجمال سخن از یأجوج و مأجوج و ساختن سدّی توسط ذوالقرنین در برابر آنها به میان می آورد و این مسائل را در اذهان متفکّران ایجاد می کند که یأجوج و مأجوج چه بوده اند و آن سدّ شگفت انگیز چگونه و در کجا ساخته شده است؟ نظریه هایی از سوی محققان ارائه شده است که به دلیل ناسازگاری آنها با آیات و آموزه های قرآنی، عقلانی و کلامی، و همچنین عدم ارائه دلیل و مؤید، پذیرش آنها را مشکل می کند. نظریه ای که در این نوشتار ارائه شده است، با توجه به دو اصل مذکور، یعنی سازگاری با آیات و آموزه ها و ارائه مؤیدات و نشانه های قرآنی، روایی، لغوی و علمی، نسبت به دیگر نظریه ها ترجیح و برتری دارد. با توجه به این دو اصل، یأجوج و مأجوج از مواد مذابی بودند که از میان یک گسل فوران می کردند و ذوالقرنین با خود آنها و دیگر مواد سخت و انعطاف پذیر، آن شکاف را پر کرده و سدّی افقی بنا نهاد. موقعیت این سدّ ممکن است در اثر جابه جایی پوسته زمین، به لایه های زیرین و حتی به کف اقیانوس ها منتقل شده باشد.
نقد واژگانى ترجمه قرآن به زبان فارسى بر اساس بافت(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
وجود واژههاى چند معنا و همنام در هر زبانى فهم متن را دچار مشکل مىکند. از آنجا که قرآن به زبان بشرى نازل شده وجود این نوع واژهها در آن امرى اجتنابناپذیر است. قرآن پژوهان در گذشته با عنوان وجوه و نظایر و مشترک لفظى به بررسى این نوع واژگان قرآنى پرداختهاند. در زبانشناسى جدید بافت زبانى و فرا زبانى براى تشخیص مفهوم واژههاى هم معنى و چند معنى مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله ابتدا به نقش بافت در معنى بخشى به واژه از دیدگاه زبانشناسى جدید پرداخته شده سپس دو واژه همنام «بشارة» و «اغواء» در بیش از ده ترجمه فارسى قرآن مطالعه شده تا از خلال آن دقت مترجمان به نقش بافت در مفهوم واژه ارزیابى شود.
همه انسانها زیانکارند
المتکبر
منبع:
بشارت ۱۳۸۶ شماره ۶۳
ستایش و نکوهش انسان در قرآن کریم و تفاسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه قرآن کریم، انسان برترین آفریدة الهی است و به همین دلیل، دربارة او فراوان در این کتاب سخن گفته شده است و قضاوت هایی دربارة او و کارهایش صورت گرفته است. با توجّه به اهمیّت انسان شناسی ارزشی و تأثیر آن در رفتار آدمی، در این مقاله قضاوت های قرآن دربارة انسان را در دو گروه، ویژگی های ستایش آمیز و ویژگی های نکوهش آمیز، جمع آوری و طبقه بندی و به اختصار با توجّه به بعضی از تفاسیر شیعه و سنّی، معاصر و متقدّم مقایسه و تحلیل کرده ایم. از منظر قرآن، انسان از چه جهاتی قابل ستایش و از چه نظر سزاوار نکوهش است و در سنجش کمّی وکیفی، نسبت این ابعاد چگونه، و اصالت با کدام یک از این دو ویژگی مهمّ انسان است. پرسش اساسی در این مسئله آن است که حکمت توصیف های دوگانة قرآن از انسان چیست؟ این تحقیق با رویکرد نظری و به شیوة کتابخانه ای و با روش توصیفی و هرمنوتیکی در صدد دریافت دیدگاه قرآن نسبت به پرسش های تحقیق است. از این تحقیق فهمیده شد که تمام غرایز و صفاتی که ذات انسان بر اساس آن سرشته شده (مثبت یا منفی)، لازمة کمال و مقدّمة تعالی و رشد انسان است و اگر بعضی از ویژگی های انسان در آیاتی از قرآن مورد نکوهش قرار گرفته، ناظر به آن جهتی است که انسان آن را در مسیر غیرصحیح و خارج از حدّ اعتدال به کار می گیرد و یا نکوهش نسبی است؛ یعنی وقتی انسان در بعضی از جهات با بعضی از موجودات مقایسه و یا با عظمت الهی سنجیده می شود، صفات نقص به او نسبت داده می شود. بدین ترتیب، چرایی توصیف های دوگانة قرآن از انسان معلوم می گردد و تعارض ظاهری بین آیات ستایش آمیز و نکوهش آمیز برطرف می شود.
گرایش های تفسیری مفسران شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرایش تفسیری، تاثیر عقاید، نیازها، ذوق و تخصص مفسران در تفسیر قرآن است. مفسران شیعه نیز همچون دیگر مفسران قرآن، دارای گرایش های فقهی، کلامی، فلسفی، اجتماعی و ادبی بوده اند؛ هرچند مفسران شیعه همه این گرایش ها را در چارچوب مذهب اهل بیت‰ تعریف کرده اند. در این نوشتار به صورت مبسوط تاریخچه، ویژگیها، موضوعات گرایش های تفسیری و مهم ترین تفاسیر شیعه در هر مورد، معرفی شده است.
نیز یادآوری شده است: گرایش های تفسیری دیگری مثل گرایش عرفانی، حدیثی و علمی در میان شیعه وجود داشته است. در دهه اخیر نیز گرایش های میان رشته ای در تفاسیر، مثل تفسیر تربیتی، مدیریتی، سیاسی و... در مورد قرآن مطرح شده است.
نقش هدایت گری امام در شکل گیری جامعة آرمانی با تکیه بر آیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن انسان و جامعه در قرآن جامعه در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن حکومت وسیاست در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر قرآن وعترت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی انسان و جامعه در روایات جامعه در روایات
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی حکومت وسیاست در روایات
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی موارد دیگر روایات و عترت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی اندیشه سیاسی اسلام فلسفه سیاسی
پیامبران و امامان همواره در طول تاریخ با هدایت تشریعی و ارائه طریق، گنجینه های عقول بشری را شکوفا کرده اند و آنان را به سوی سعادت و کمال رهنمون ساخته اند. یکی از اهداف آنان در این مسیر تشکیل مدینه فاضله یا جامعه آرمانی است که افراد جامعه در آن، فارغ از هرگونه ظلم و بی عدالتی، به سوی کمال حقیقی و معرفت الهی پیش روند، امّا امام علاوه بر هدایت تشریعی با هدایت تکوینی و باطنی خود نیز دلهای مستعد را هدایت و ایصال به مطلوب می کند و این شأن از شئون امام در پیشبرد مردم به سوی آن حیات طیّبه، نقشی مهم و اساسی را ایفا می کند. در این مقاله به این پرسش اصلی پرداخته می شود که «نقش هدایت به أمر امام در شکل گیری جامعه آرمانی چیست؟» بر اساس تحقیق به عمل آمده برای رسیدن به چنین جامعه ای، زمینه سازی، هدایت و تربیتی دایمی لازم است که از عهده بشر عادی برنیامده، بلکه باید پیشوا و رهبری که از همه کمالات انسانی و فضایل اخلاقی برخوردار است، این وظیفه را به عهده گرفته تا بتواند فطرت تشنه بشری را سیراب سازد. امام شخصیّت یگانه ای است که به عنوان فردی معصوم و منصوب پروردگار و وابسته به علم الهی با دارا بودن تمام این صفات می تواند به تربیت و هدایت مردم پردازد و آنان را ایصال به مطلوب نماید. به همین دلیل شأن هدایت به أمر امام نقشی اساسی را در تحقّق این آرزوی دیرینه بشر ایفا می کند. روش تحقیق در این مقاله، تحلیلی توصیفی و شیوه جمع آوری اطّلاعات، کتابخانه ای می باشد.