فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
نزول یا تنزّل قرآن کریم در وجوه مختلف زبانی، ادبی و روشی صورت گرفته است. در مقاله حاضر، با روشی توصیفی، تحلیلی و هرمنوتیکی کوشش شده که به ابعاد نظری و معانی مختلف نزول یا تنزیل ادبی قرآن پرداخته شود، و روش ها، عوامل مختلف این امر بازنمایی و اختصاراً تحلیل شود. نسبت ها، شباهت ها و تفاوت های زبان و ادبیات با زبان و ادبیات قرآن از مقدمات مقال است، و اهمّ اختلافات از حیث اهداف و انگیزه های هریک معرفی شده است. در بخش دوم، معانی و ابعاد متعدد نزول یا تنزیل ادبی قرآن، و برخی روش ها و دسته بندی های قابل ذکر در خصوص انواع و شیوه های تنزّل قرآن معرفی شده که در ساحت زبان و ادبیات قابل استنباط است. درنهایت با ذکر عوامل مختلف تنزیل ادبی قرآن، و با تأکید بر عوامل معطوف به خواننده، تأکید و تبیین شده است که چگونه توجه به مجموعه این نسبت ها و تفاوت ها، و معانی و ابعاد می تواند مخاطب را از قبول فرضیات اشتباه باز دارد و راه انتقاد بر آن فرضیات را بازگشایی کند.
تأملی در مبانی تأویلی انسان شناسی قرآنی آیت الله جوادی آملی
حوزههای تخصصی:
این مقاله با تمرکز بر جایگاه انسان در نظام تأویلی آیت الله جوادی آملی، به تبیین مفهومی و تحلیل نظری تأویلات قرآنی در باب هویت، فطرت و غایت انسانی می پردازد. هدف اصلی، بررسی نحوه صورت بندی انسان شناسی قرآنی در پرتو مبانی حکمت متعالیه، عرفان اسلامی و اصول تفسیر تأویلی است. مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی و مفهومی، به بازسازی دستگاه فکری جوادی آملی در حوزه تأویل می پردازد و ضمن تحلیل مفاهیمی چون خلافت الهی، عقل قدسی، فطرت توحیدی و حرکت جوهری، انسان را نه تنها به مثابه مفسر قرآن، بلکه به عنوان محور تأویل معرفی می کند. ویژگی تأویل در اندیشه ایشان، بر تعامل عقل، شهود، و سلوک باطنی استوار است که در پیوندی وثیق با مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی، ساختار انسان شناختی تأویلات قرآنی را سامان می دهد. دستاورد مقاله در برجسته سازی نقش انسان کامل به مثابه آیینه اسماء و واسطه تجلی حق، بازخوانی تأویلی از انسان به مثابه خلیفه الله و ارائه الگویی وحدت گرا از فهم باطنی قرآن است. یافته های این مطالعه زمینه ای برای توسعه نظام انسان شناسی تأویلی در الهیات اسلامی معاصر فراهم می آورد
نقد شبهه بهائیت در مسئله پایان پذیری دین اسلام با محوریت آیه 5 سوره سجده
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
۱۲۸-۱۰۱
حوزههای تخصصی:
اعتقاد به خاتمیت به معنای اختتام پرونده پیامبری پس از پیغمبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله، از ضروریات دین و اصول اساسی فرهنگ اسلامی به شمار آمده و این مهم با دلایل متعدد قرآنی و روایی مبرهن شده است؛ با این حال مسئله خاتمیت همچون دیگر ارزش های دینی از تحرکات شیطانی معاندان و تحریف گران در امان نبوده است و کسانی با تفسیرهای مغایر با صریح آیات و روایات و طرح شبهاتی با هدف تخریب بنیان خاتمیت، در پی زمینه سازی برای ادعای ظهور پیامبران جدید بوده اند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و نقد اندیشه «بهائیت» در مسئله پایان پذیری دین اسلام در صدد تبیین و پاسخگویی به یکی از اشکالات طرح شده بهائیت در حوزه نسخ دین اسلام و یا اثبات الهی بودن وعده دین جدید بر اساس تأویل معنوی آیات و روایات است. در این راستا با روش توصیفی- تحلیلی با تمسک به منابع اصیل اسلامی به ارزیابی و نقد وجوه مختلف شبهه بهائیت در «مسئله پایان پذیری دین اسلام» در آیه 5 سوره سجده، پرداخته شده است. دستاورد حاصل از پژوهش بیانگر آن است که تفسیر بهائیت از آیه مورد بحث، تحریفی معنوی و در راستای القای حقانیت آیین دروغین ایشان بر پایه گزینشی برخورد کردن با منابع، نگاه سطحی و غیر عمیق به مفردات، عدم توجه به وجود معارضات، نادیده انگاشتن منابع تفسیری اصیل مسلمانان و گذر از آیات، روایات و ادعیه فراوانی است که مؤید خاتمیت نبوت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و پایان پذیری شریعت اسلام است.
بازنمایی شناختی «ضدارزش ها» در گفتمان قرآنی با محوریت طرحواره حجمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حوزه شناختی، «طرحواره حجمی» به عنوان پربسامدترین گونه طرحواره تصویری با ویژگی هایی تجربی در ساختار «حفاظت»، «محدودیت»، «مهارشدگی» و «ثبات مکانی» شناخت مفاهیم انتزاعی را با سازمان دهی مکان مند فراهم می آورد. انگاره های حجمی با مقوله سازی عینی خاستگاه فکری و مراد جدی خالق متن را بازنمایی می کنند. در گفتمان قرآنی، نگرش شناختی و استعاری بنیاد به امور معنوی و به ویژه صفات ضدارزشی بیشتر با انگاره «ظرف-بودگی»، «درون و بیرون» و «اشغال بخشی از فضا» عینیت یافته است. پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی، شیوه مفهوم سازی صفات ضدارزشی در قرآن را با فرافکنی استعاری و تناظر نگاشت حوزه مبدأ و مقصد در فضای هندسی واکاوی می کند و به این پرسش پاسخ می دهد که مکان مندی در این صفات به چه بسامدی از ظرافت های معنایی در چشم انداز الهی اشاره دارد؟ رهیافت های حاصل آنکه ضدارزش هایی مانند «تصاحب مال یتیم»، «شیطان گرایی»، «ترک انفاق»، «شک»، «کفر» و «نفاق» و ... در حجمی ناخوشایند همچون «غذای آتشین»، «مهلکه»، «بار سنگین» و «اسارت گاه» و «پوشش ضخیم» کالبدینه شده اند که هر یک با توجه به استلزامات منطقی ظرف بودگی، آموزه ای معرفتی همچون «گستردگی آسیب»، «کارکرد انحرافی»، «مهارشدگی»، «محدودیت» و ... را پدیدار می کند. گفتنی است، کاربست چنین طرحواره ای در ضدارزش ها به واکاوی دقیق اندازه، شکل، ابعاد حضور و کارکرد محیطی آن اشاره دارد و به این ترتیب، مفسر یا مترجم را از ارجاع به تعابیر غیرمنطقی وجایگزین بازمی دارد.
نقش اراده ها در کنترل فرهنگ اجتماعی از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۵ بهار ۱۴۰۳شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
8 - 45
حوزههای تخصصی:
فرهنگ اجتماعی مجموعه ارزش ها، باورها، آداب، نمادها و نهادهایی است که در طول زمان در یک جامعه شکل می گیرد و بر رفتار و نگرش و هویت افراد تأثیری عمیق دارد. فرهنگ اجتماعی متأثر از تکامل جامعه و تغییرات اجتماعی است. اراده ها در کنترل فرهنگ اجتماعی نقش قابل توجهی دارد که این تأثیرگذاری را می توان در قالب های مختلفی همچون شکل دهی به ارزش ها و باورها، تغییر در آداب ورسوم و تغییر رفتارها مشاهده کرد. ازآنجاکه فرهنگ اجتماعی در شکل دهی هویت جمعی و فردی افراد و مقاوم سازی جامعه در برابر آسیب ها نقش بسزایی دارد، محقق درصدد تبیین نقش اراده ها، یعنی اراده خداوند و انسان، در کنترل فرهنگ اجتماعی از منظر قرآن کریم است. با بررسی آیات قرآن کریم، 154 آیه در ارتباط با اراده ها و 218 آیه در ارتباط با فرهنگ اجتماعی استخراج گردید. هدف اصلی، تبیین نقش اراده ها در کنترل فرهنگ اجتماعی جامعه است. این تحقیق با روش کیفی و بر اساس نظریه زمینه ای (گرندد تئوری) با کدگذاری نرم افزار مکس کیودا[1] و تحلیل آیات صورت گرفته و از نوع کاربردی است. جامعه آماری مشتمل بر آیات و تفاسیر و 120 نفر از صاحب نظران علوم قرآنی و اساتید دانشگاه و حوزه بوده و سعی شده است در انتخاب آن ها مرتبطان واقعی انتخاب شوند. روش های گردآوری داده ها کتابخانه ای و میدانی با تکیه بر پرسش نامه است . برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، از نرم افزارهای اس پی اس اس[2] و مکس کیودا بهره برداری شده است. بر مبنای یافته های پژوهش، در زمینه کنترل و نظارت خداوند عواملی از قبیل هشدار او به انسان ها، نظاره گر بودن خداوند بر نهان انسان ها، آگاه شدن انسان از رفتارهای خود در روز قیامت، ثبت و ضبط اعمال آن ها، آگاهی خاص علمی خداوند از اعمال انسان ها و در زمینه امربه معروف و نهی ازمنکر عواملی از قبیل حق گویی آمران به معروف، تربیت و آموزش ایشان، تخلص به نیکوصفتی آن ها و عالم بودن آمران به معروف از اهمیت بیشتری برخوردار است. [1]. Maxqda [2]. Spss
قرآن و آموزه «استعاذه»؛ چالشی پیش روی نظریه «تکثر معنا»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۷
197 - 230
حوزههای تخصصی:
قرآن به عنوان متن و کلام الهی، دارای اعجاز تأثیری و از جهت «لفظ» و «معنا»، امری وحیانی است. از طرفی خدا به پیامبر (ص) هنگام قرائت قرآن، امر(ندبی) به «استعاذه» نموده است. از دیگر سو، «تکثر معنا» به عنوان یک نظریه معنایی در خصوص متون دینی و به طور خاص قرآن مطرح است. نوشتار حاضر به شیوه ای تحلیلی، بر اساس جدول تحلیل محتوا و ابزار کتابخانه ای، نظریه ی «تکثر معنا» را بر پایه اثر وجودی و کارکردی آموزه «استعاذه» پیش از قرائت قرآن مورد نقد قرار داده است. قرآن، در موارد مختلفی، امر به «استعاذه» نموده است. طبق بررسی های انجام شده، بالاترین فراوانی از جهت «مستعاذه منه»، به «شیطان» تعلق دارد. «صیانت و نفی سلطه شیطان»، «پیشگیری از لغزش در تلاوت و اشتباه در تفسیر» و همچنین «درمان روانی و معرفتی» از آثار وجودی و کارکردی عمده «استعاذه» است. توجه صرف به ظواهر لفظ، عبارت و جمله های متن، سهیم بودن تصورات ذهنی و عدم نیاز به کشف و اهمیت «مراد مؤلف» در فهم متن از جمله مفاد نظریه های معنایی است که موجب «تکثر معنا» در فهم متون می شود. با نظری به دلائلی چون؛ یک: «وحیانی بودن "لفظ" و "معنا" در قرآن»، دو: «تأکید به "استعاذه" پیش از قرائت قرآن» و سه: «کارکردهای سه گانه استعاذه قرائت»، «تکثر معنا» در قرآن با چالش مواجه می شود. بنابراین باید به آموزه «استعاذه» به عنوان راهبرد عملی قرآنی و دژ محکم در راستای «فهم صحیح قرآن» و پیشگیری از «تکثر معنا» بهره برد.
Critique of Self-esteem from Nathaniel Branden’s Perspective in Light of Islamic Teachings(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Quran and Religious Enlightenment, Volume ۵, Issue ۱, ُ۲۰۲۴
97 - 108
حوزههای تخصصی:
Self-esteem refers to a sense of intrinsic worth that does not consider superiority over others. Awareness of the significance of self-esteem leads to a greater commitment to its enhancement, and understanding its effects highlights its importance. This research categorizes the effects of self-esteem according to Nathaniel Branden, who is regarded as the father of self-esteem, into three areas: Cognitive, moral, and behavioral, and then analyzes them through the lens of Islamic teachings using a descriptive-analytical method to provide a foundation for critiquing his views. Branden believes that self-expression, acceptance of others' definitions, and individualism are effects of self-esteem; however, these effects are not supported by the teachings of the Quran and Hadith. For instance, sometimes a lack of self-expression indicates transcending one’s superficial self and reaching a higher self, which is a result of self-esteem. Similarly, an individual may consciously refuse to accept others’ definitions despite having high self-esteem for reasons such as humility or the aim of combating the ego. Additionally, not being individualistic and prioritizing the interests of others over oneself can sometimes indicate the maturity of a dignified individual, whereby the false self is sacrificed for the true self, which does not contradict self-worth and dignity.
راز هم تایی فاتحه الکتاب با قرآن کریم در آیه 87 سوره حجر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
۹۸-۶۹
حوزههای تخصصی:
سوره مبارکه حمد که جزو سوره های کوچک قرآن کریم و به تعبیر رسول خدا|، سبعاً من المثانی است در آیه 87 سوره حجر، برابر با کل قرآن کریم، معرفی شده است. با وجود برابری این دو سوره، سؤال اساسی این است که سِرِّ هم تایی این سوره با کل قرآن کریم در چیست؟ این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی، در صدد است تا راز هم تایی این سوره با کل قرآن کریم را کشف نماید. از تعابیر: «سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِی» و «وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ» در آیه 87 حجر و روایات معصومان^ که این سوره را امتنان بر رسول خدا|، عدل قرآن کریم، تلاوتش در نماز سبب حفظ قرآن کریم از مهجوریت و خواندن آن، معادل کل قرآن کریم، توصیف کرده اند، به دست می آید که انحصار ستایش و ربوبیت به پروردگار، اظهار ایمان به مبدأ و معاد و تقاضای هدایت و همراهی با بندگان برگزیده خداوند، هم در سراسر قرآن کریم محور معارف آن، قرار گرفته و هم به عنوان سه رکن اصلی در سوره مبارکه حمد، بازتاب یافته است.
مؤلفه های استخدام نیروی انسانی در سازمان از منظر قرآن
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
316 - 345
حوزههای تخصصی:
رشد و با لندگی و توجه به توسعه نیروی انسانی در سازمان های پیشرفته دنیا از نکات بسیار اساسی است. اسلام به عنوان یک دین جامع و کامل توسعه معنوی و کرامت ذاتی انسان را سرلوحه دستورات خود قرار داده است. از آنجا که سرمایه انسانی اصلی ترین دستاورد الگوهای توسعه منابع انسانی است امروزه سازمان های موفق و پیشرو نقش خود را در حفظ و ارزش نهادنیه نیروی انسانی جهت تولید و بهره وری بیشتر قرار داده اند.دانشمندان غربی و اسلامی در حوزه ی دانش مدیریت بر این باور هستند که انسان در بستر فرهنگی و ارزشی خود اقدام به فعالیت می کند. بنابراین لازم است مؤلفه ها مرتبط با استخدام نیروی انسانی در سازمان و جامعه نیز بر اساس فرهنگ و ارزش های آن جامعه تعریف گردد. در این راستا، محققان با توجه به اهمیت، نفوذ و جایگاه دین مقدس اسلام در عصر معاصر، به بررسی کتاب آسمانی قرآن کریم که بر مبنای اعتقادات مسلمانان، کتاب زندگی فردی و اجتماعی است، پرداخته و سعی نموده اند که مؤلفه های استخدام نیروی انسانی در سازمان را بر اساس آن استخراج نمایند. هدف این تحقیق، که با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته، بررسی مؤلفه های استخدام نیروی انسانی در سازمان از منظر قرآن کریم است. یافته های این تحقیق نشان می دهد مؤلفه های معنوی و غیر معنوی با بررسی آیات مرتبط با استخدام نیروی انسانی در قرآن شناسایی شده اند.
نسبت سنجی خودشیفتگی در قرآن با روان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
353 - 386
حوزههای تخصصی:
خودشیفتگی در قرآن به عنوان یک رذیلت اخلاقی محسوب می شود که مشمول مذمت و عقوبت است، در حالی که در روان شناسی به عنوان نوعی اختلال شخصیتی تعریف می شود. پرسش اصلی این است که تفاوت خودشیفتگی در قرآن و روان شناسی چیست؟ چالش میان توصیف خودشیفتگی به عنوان اختلالی شخصیتی که دارای سویه های ناخودآگاه و ناارادی است و در مقابل آن، رذیلتی اخلاقی در قرآن که با اراده و آگاهی همراه است، اهمیت و ضرورت این پژوهش را نمایان می سازد. به این دلیل که خداوند حکیم قصد تربیت و هدایت انسان ها را دارد، فردی که دچار اختلال غیرارادی است، مشمول سرزنش و عقوبت نمی شود. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد کتابخانه ای، وجوه اشتراک و افتراق خودشیفتگی را در این دو حوزه مورد بررسی قرار داده است. یافته ها نشان دهنده وحدت در مفهوم و نشانه ها و تباین در سبب و منشأ خودشیفتگی هستند. از سیاق آیات مرتبط، می توان نتیجه گرفت که سبب خودشیفتگی، ضعف معرفت توحیدی است؛ این موضوع با استناد به بافتار عقلانی وحی، به عنوان عملی آگاهانه و ارادی تلقی می شود و بنابراین مشمول مذمت و عقوبت خواهد بود. اما در روان شناسی، فرد در ایجاد اختلال شخصیتی نقشی ندارد. با این حال، از آنجا که این اختلال معمولاً در کارکردهای اساسی روانی افراد و به تبع آن، در قدرت اراده و تمییز آن ها خللی ایجاد نمی کند، طبق اصول روان شناسی، فرد خودشیفته نیز نسبت به اعمال خود مسئول است و داشتن اختلال خودشیفتگی، موجب سلب مسئولیت از او نمی شود.
اهمیت سنجی وجوه اعجاز قرآن کریم با تاکید بر بیانات قرآنی آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۱)
40 - 67
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم کتابی الهی است که تمامی محتوا و الفاظ آن از سوی خداوند بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده است، کتابی که معجزه ی جاویدان پیامبر اکرم(ص) است و نبوت آن حضرت را اثبات می کند. یکی از راه های اثبات الهی بودن قرآن کریم، اثبات معجزه بودن قرآن است. هر یک از علمای اسلام چند وجه از وجوه اعجاز قرآن را ذکر کرده و برخی از آن ها یک وجه را مهمترین وجه اعجاز قرآن به حساب آورده اند. در این مقاله به معروف ترین آنها اشاره شده و با توجه به اندیشه ی آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)، مهمترین بُعد اعجاز قرآن معرفی شده است. با بررسی چند بُعد اعجاز قرآن کریم، در ضمن بررسی کلمات مقام معظم رهبری در آن خصوص، برخی کلمات علمای دیگر هم بررسی شده است. در این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی اثبات می شود که این کتاب مبین، دارای ابعاد مختلفی از اعجاز است ولی باتوجه به جهانی بودن و جاودانه بودن قرآن و باتوجه به هدف از اعطای معجزه به پیامبران، مهمترین وجه اعجاز قرآن، اعجاز هدایتی آن است.
نقد ادبی روش یوری روبین در زائده شمردن حرف باء در نخستین آیه علق
حوزههای تخصصی:
یوری روبین که از اسلام شناسان معروف است در مقاله خود با عنوان «نکاتی در تفسیر نخستین آیات سوره علق» ، فرمان « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ » را به معنای برشمردن نعمت های پروردگار فهم می کند و در نهایت دیدگاه وی این می شود که هدف اصلی سوره علق، ترغیب پیامبر به ستایش قدرت مطلق پروردگار خویش است؛ روبین این فهم خود از آیه نخست سوره علق را بر چند مقدمه مبتنی ساخته است که مهم ترین و اساسی ترین مقدمه او، یک روش ابتکاری است که با اتکای به آن، حرف باء در آیه مذکور را زائده می شمارد؛ از آن جا که نظریه های عالمان غیر مسلمان درباره آیات قرآنی تأثیر به سزایی در معرفی قرآن به محافل و جوامع غیر اسلامی دارد، ضروری است که این نظریه ها با دقت بررسی گردد تا نقاط قوت آن کشف و نقاط ضعف آن نیز تذکر و بازتاب داده شود. در این نگاشته که روش تحقیق در آن از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد انتقادی است، ضمن گزارش روش روبین، ادله ای از قبیل تقطیع ساختار آیه، بی توجهی به ظرافت های معنایی ساختارهای مشابه و بی توجهی به عرف قرآنی حاکم بر استعمال واژه های هم خانواده بر نادرستی روش ابتکاری او، اقامه شده اند؛ که البته با توجه به ترتب مقدمات دیدگاه او بر یکدیگر، نادرستی آن نیز در پی خواهد بود.
تحلیل انتقادی انگاره حق طلاق در کتاب احکام قرآن (سها)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو عهده دار ارزیابی انتقادی شبهه حق طلاق زن در کتاب نقد قرآن است. احکام قضایی اسلام عادلانه و بر اساس مصالح بندگان صادر شده است. ازجمله احکام قضایی خانواده حق طلاق است که طبق ادله قرانی و روایی جز در مواردی خاص به مرد اعطا شده است. ولی برخی از روشنفکر نمایان این حکم شرع را منافی با حقوق زن دانسته و قائلند اسلام شأن زن را پایین تر از مرد قرار داده و زمام او را به دست مرد سپرده است. این مقاله به روش تحلیلی انتقادی عهده دار پاسخ به این شبهه بوده و از رهگذر بررسی قرانی، روایی و عقلی به این نتایج دست یافته که تمامی احکام قضایی قرآن از جمله اعطای حق طلاق به مرد عادلانه، متناسب و بر اساس حکمت الهی بوده و شبهات معاندان بی پایه و اساس و از روی غرض ورزی با بی اطّلاعی از دین مقدّس اسلام می باشد.
نقش عقل در تاویل معانی قرآن از دیدگاه عقل گرایی و نص گرایی
حوزههای تخصصی:
در میان مباحث مختلف علوم قرآنی، بحث از رویکردهای تفسیری و دیدگاه های مفسران ازجایگاه ویژه ای برخوردار است . دو رویکرد عقل گرایی و نص گرایی به طور خاص در فرآیند تاویل و تفسیر معانی ومفاهیم قرآن نقش اساسی ایفا می کنند. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی و با رویکرد کتابخانه ای به بررسی دیدگاه های عقل گرایی و نص گرایی در فهم معانی قرآن پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ملاصدرا به عنوان یکی از برجسته ترین اندیشمندان عقل گرای مسلمان، دیدگاه خاصی در شناخت قرآن دارد و معتقد است که شریعت و اصول عقلی از هم جداشدنی نیستند. وی عقل را در فهم قرآن ضروری می داند و به تاویل فلسفی و برهانی آیات تأکید می کند. در مقابل، مفسران نص گرا بر ظاهر نصوص دینی در تفسیر و تاویل آیات تأکید دارند و هیچ جایی برای دخالت عقل در تشخیص مراد خداوند قائل نیستند. این دیدگاه ها در نهایت به تأثیرات متفاوتی در نحوه تفسیر و تاویل قرآن منجر می شود.
تحلیل دلالی حوزه های معنایی الفاظ در قرآن مجید بررسی موردی سوره واقعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان شناختی و معناشناسی الفاظ یک متن، واکاوی مجموعه ای از الفاظ هم معنا در آن متن حائز اهمیت است که در یک «حقل دلالی» (حوزه معنایی) قرار دارند. این رویکرد زبان شناختی، در شناسایی بهتر یک متن هدفمند مانند قرآن مجید، به مثابه عالی ترین نمونه متن بلاغی و گران سنگ ترین متن ادبی کارآمد است؛ زیرا قرآن از بسامد الفاظی برخوردار است که ازنظر معنایی همگرا و با یکدیگر مرتبط اند و در یک حوزه معنا قرار می گیرند. بی تردید با شیوه ها و رویکردهای مختلف ازجمله معناشناسی می توان به برخی از جنبه های دلالی این الفاظ و بلاغت قرآن پی برد؛ براساس این، در جستار پیش رو با روش تحلیلی – توصیفی، الفاظ مشمول حوزه معنی (حقل دلالی) استخراج شدند و روابط معنایی میان آنها بررسی، تبیین و معلوم شده است؛ واژگانی که باوجود اختلاف لفظی در حوزه معنایی وصف «قیامت» جای دارند و با نام این سوره و آیات آغازگر آن سازواری دارند. همچنین، الفاظ مختلفی که براساس رابطه تقابل (تضاد) در یک حوزه معنایی هستند، در توصیف واقعه قیامت اشتراک معنایی دارند و شمولیت الفاظ هم معنا، جامعیت توصیف صحنه های قیامت و بهشت را رقم زده است.
The Anthropological Fundamentals of Self-Awareness and its Educational Functions according to the Holy Quran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Self-awareness is one of the key issues in life that every individual must possess for progress and advancement in their lives. It is highlighted in the Quran with terms such as insight and self-forgetfulness, and it is based on theological, ontological, and anthropological foundations. Each of these foundations has educational effects. The present study discusses the anthropological foundations of self-awareness in dimensions such as insight, orientation, and values, and aims to address the following questions: What are the cognitive foundations of self-awareness in the Quran, and what are their educational functions? What are the orientation foundations of self-awareness in the Quran, and what are their educational functions? What are the values foundations of self-awareness in the Quran, and what are their educational functions? Background Regarding the significant importance of this research, numerous activities have been carried out in the field of psychology with a religious approach, such as the book "Comparative Self-Awareness from the Perspective of Islam and Psychology" by Fatemeh Esfandiari, the book "Self-Awareness" by Samad Shah Mohammadi, the book "Self-Awareness and Self-Management" by Masoud Noorali Zadeh, the book "From Self-Awareness to Self-Knowledge" by Shahrbano Ghahhari, and articles like "The Relationship between Self-Awareness and God-Awareness" by Noorali Zadeh Miyaneji, Bashiri, and Jan Bozorgi in the Psychology and Religion Journal, no.19, article on the effectiveness of teaching self-awareness from the perspective of Islamic teachings on reducing students' psychological pressure by Amir Hossein Mousavi in the Psychology Studies Journal, no. 30, article on self-awareness and its educational functions in improving human social relationships in the Quran and Hadith by Fatemeh Saifali'i in issue 2 of volume 2 of the Journal of Educational Teachings in the Quran and Hadith, and others. However, no work has yet delved into the Quranic foundations that provide a fundamental and root-based look at this issue and its educational effects. It seems that this article may be the first work to address this topic. Methodology In this research, a descriptive-analytical method has been used to evaluate and analyze the main concepts including various dimensions of cognitive human foundations, self-awareness, and their educational effects in detail. This analytical method allows us to delve into a better understanding of the cognitive human foundations in dimensions such as attitude, orientation, values, self-awareness, and their educational effects from the perspective of the Holy Quran. General Research Findings Cognitive human foundations of self-awareness in the Quran are divided into attitude, orientation, and values foundations. The dual existence of human from body and soul, human's free will, and purposefulness are among the most important attitude foundations that significantly impact the fulfilling self-awareness and have educational effects such as attention to physical and spiritual dimensions, assisting human in the path of perfection, and enhancing human resilience, patience, and self-esteem. Purposefulness is directly related to self-awareness because without self-awareness, achieving one's goals and ultimate purpose is not possible, and without consideration of the hearafter, reaching the final goal is not achievable. Human nature and pure temperament, awareness of capacities, abilities, and shortcomings are among the most vital orientation cognitive human foundations that have a significant impact on the realization of self-awareness and have educational functions such as awareness of capacities, talents, and shortcomings as the starting point of self-awareness, recognizing capacities and shortcomings leading to strengthening confidence, increasing self-belief, and self-awareness. Human dignity, caliphate, and vicegerency of God are among the crucial values-based cognitive human foundations, each of which has a direct relationship with self-awareness and results in feelings of worthiness, self-esteem, and social status in society. Final Conclusion Cognitive human foundations of self-awareness in the Quran are divided into attitude, orientation, and values foundations, each of which has educational effects.
اصول طنز اجتماعی در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۴ بهار ۱۴۰۳شماره ۱ (پیاپی ۱۳)
28 - 57
حوزههای تخصصی:
نقد به وسیله طنز، از مهم ترین شیوه های انتقال پیام به مخاطب است و به آن دلیل که این امر با نشاط و خندیدن همراه است، می تواند عمیق ترین مرادهای مخاطب را در عبارت هایی آسان انتقال دهد و به سهولت، احساسات و عواطف مخاطب را به گونه ای تحت تأثیر قرار دهد که در کلام عادی، امکان آن وجود ندارد. دستیابی به اصول قرآنی طنز اجتماعی مبتنی بر نظام جامع آموزه های قرآن کریم به عنوان کامل ترین کتاب آسمانی مصون از تحریف، هدف اصلی این نوشتار است. اکنون این سؤال مطرح است که قرآن کریم در راستای معرفی طنز اجتماعی مقبول و صحیح، کدام اصول را معرفی می کند؟ این پژوهش از نوع بنیادی و روش پژوهش در دستیابی به اصول یادشده، از تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی و توصیف و تحلیل بهره می برد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که مبتنی بر آموزه های قرآنی، جهت گیری اصول قرآنی طنز اجتماعی، تک بُعدی و یک جانبه نگری نیست بلکه با رویکردی معناگرا و جامع، در ساحت دوگانه زیست مادی و معنوی و در بستر سیر عبودیت الهی به سمت غایت رشد آن (قرب الهی) مبتنی بر فطرت و سرشت لایتغیر انسانی، سامان می یابد که درنتیجه آن، اصولی همچون «اصلاح گری فرد و اجتماع، عقلانیت محوری، دو ساحتی محوری در محتوا، حفظ کرامت انسانی و واقع گرایی» از آیات قرآن استنباط گردیده است.
بر رسی کلامی – تاویلی رؤیت پذیری خداوند در آیات قرآنی مبتنی برنهج البلاغه و مثنوی معنوی
حوزههای تخصصی:
آیات قرآنی و روایات اسلامی، از طرف اشاعره، معتزله و امامیه، مبنای برداشت های متفاوت کلامی و عرفانی بوده اند. یکی از مباحث مهم محل اختلاف نحله های گوناگون، چگونگی رؤیت خداوند است. اینکه خداوند به حس قابل رؤیت است یا به شهود، موضوع مقالات و کتاب های بسیاری در آثار محققان بوده است. مسئله خاص پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل کلامی و تاویلی آیات قرآنی با محوریت مبانی موجود در نهج البلاغه و مثنوی معنوی می باشد. این مقاله با روش تحلیلی تطبیقی، ضمن بیان نظرات اشاعره و معتزله، در پی یافتن پاسخ این سوال است که در فهم و تاویل آیات قرآنی، نظر مولانا به کدام نوع رؤیت (حسی یا شهودی) در آثارش نزدیک تر است و سپس با رجوع به آموزه های نهج البلاغه، نقاط اشتراک و افتراق تحلیل گردد. تفاوت این پژوهش با مطالعات پیشین، پرداختن به آثار مولانا و نهج البلاغه و تطبیق با یکدیگر است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد امام علی علیه السلام در نهج البلاغه ضمن رد رؤیت بصری، شهود قلبی را به عنوان مسیر شناخت خداوند مورد تأکید قرار می دهد. مولوی، علی رغم گرایش کلامی به اشاعره، از رؤیت حسی خداوند فاصله گرفته و شهود قلبی را نیز به عنوان ابزار شناخت خداوند تأیید می کند؛اما در آخرت، نحوه مواجهه با خداوند هم به صورت حسی و هم شهودی از آثار مولانا قابل برداشت است که به دلیل صراحت برخی ابیات بر شهود قلبی باید ابیات دال بر شهود حسی را تاویل نمود.
Speech Acts in Qur’anic Verses of Iftirā’: Meccan vs. Medinan Contexts(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study examines the use of speech acts in Qur’anic verses addressing the concept of iftirā’ (slander), emphasizing the contextual and thematic distinctions between the Meccan and Medinan periods. Employing a descriptive-analytical method and drawing on Searle’s classification of speech acts, the analysis identifies expressive acts as the most prevalent, followed by assertive, directive, commissive, and declarative acts. The study contextualizes these speech acts within the socio-religious frameworks of Mecca and Medina, demonstrating how the Qur’an’s rhetorical strategies evolved to meet the distinct needs and challenges of each period. The findings categorize the sources of iftirā’ into three primary groups, with the highest incidence attributed to disbelievers, followed by Jews, and then hypocrites. The themes of iftirā’ in the analyzed verses include slanders about divine unity, the Prophet Muhammad (PBUH), divine signs, the truth of prophethood, the Qur’an, the miracles of the prophets, the reality of resurrection, and human relationships. This research underscores the Qur’an’s dynamic communicative approach, illustrating how its discourse effectively engaged diverse audiences while addressing theological, and social dimensions of slander. The study offers valuable insights into Qur’anic rhetoric and its broader application in contemporary discourse analysis.
واکاوی و تحلیل ادعای مستشرقان مبنی بر تناقض در قرآن، مورد پژوهی آیات جبر و اختیار
حوزههای تخصصی:
آیاتی که در قرآن در زمینه ی جبر و اختیار بیان شده به دور از هرگونه تناقض می باشد و این آیات بیانگر این است در اعمال و افعال بشر نه جبرى وجود دارد که در انجام آن مجبور و بى دخالت باشد و نه تفویض که در انجام آن کاملاً مستقل باشد و خداوند در آن بى اثر و بى دخالت باشد. بلکه راه سومى در این مورد وجود دارد و آن این که: در افعال و اعمال بشر، هم خداوند دخالت دارد که نیرو، اراده، اختیار، توفیق عمل و دیگر مقدمات و وسایل لازم را در اختیار بشر مى گذارد و هم خود بشر در اعمال خویش دخالت دارد که همه آن ها را با اراده و اختیار خود انجام مى دهد و کننده کار هم اوست. برخی از مستشرقان با سطح کم اطلاعات و مقایسه ی این آیات و تفسیر ناصحیح آن ها سعی بر این داشته که نشان دهند بین آیات قرآن تناقض و اختلاف وجود دارد، و با هدف ایجاد تزلزل در جایگاه قرآن و اثبات غیر وحیانی بودن آن، قرآن را به تناقض گویی متهم می کنند، این تحقیق قصد دارد به نقد و بررسی دقیق ادعای مطرح شده بپردازد. پژوهش حاضر، به روش توصیفی- تحلیلی با گرایش انتقادی و بر اساس منابع کتابخانه ای انجام شده و پس از تحلیل و بررسی ادعاهای مطرح شده توسط مستشرقان به روش استنباط و استظهار قرآنی، ناتمام بودن آنها را در اثبات نتایج مورد ادعا نشان می دهد.