فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۱۹٬۰۷۶ مورد.
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
257 - 284
حوزههای تخصصی:
یکی از رایج ترین شکل های گردشگری در سراسر جهان، گردشگری مذهبی است. این تحقیق با رویکردی توصیفی تحلیلی به بررسی آثار ارتباط زائران و مجاوران در آیین مذهبی پیاده روی به مشهد در بازه زمانی دهه آخر ماه صفر در سال1401 شمسی، بر دو شاخص کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی ساکنان می پردازد. جامعه آماری این پژوهش کلیه خبرگان در امور برنامه ریزی شهری و منطقه ای و حوزه گردشگری و خدمات زیارت در شهر مشهد است. با توجه به اینکه تجزیه و تحلیل این تحقیق به روش کیفی است، برای تعداد نمونه با روش اشباع نظری، نمونه گیری تا مرحله ای ادامه پیدا می کند که پاسخ 25 نفر از کارشناسان و خبرگان به هم نزدیک می شود. میزان ضریب توافق کندال شاخص های این تحقیق برابر با 0.864 است؛ بنابراین در هر مرحله 10 پرسش نامه محقق ساخت، توزیع و انتخاب افراد پرسش شونده بر اساس نمونه در دسترس به صورت هدفمند صورت می گیرد. با بررسی فردی و دموگرافی اعضا و با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای در نرم افزار SPSS به دو سوال عمده تحقیق، پاسخ و سپس از طریق تحلیل(سلسله مراتبی) AHP به ضریب اهمیت هر معیار پرداخته می شود. با توجه به بررسی حاصل از میانگین شاخص ها و معیارها و سطح معناداری آزمون شاخص کیفیت زندگی و سطح معناداری آزمون شاخص سرمایه اجتماعی، می توان نتیجه گرفت که این ارتباط اجتماعی، باعث افزایش کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی ساکنان می شود. در مقوله کیفیت زندگی به ترتیب کیفیت محیط و مسکن، سلامت و بهزیستی فردی اجتماعی و همبستگی و مشارکت، دارای اولویت بالا شناخته شده اند و اشتغال و درآمد، آموزش و فرهنگ، کیفیت زیرساخت ها و تفریح و اوقات فراغت، در اولویت های بعدی است. همچنین در اولویت بندی و ضریب اهمیت مقوله سرمایه اجتماعی، اعتماد به زائران، امنیت برای تردد در شب وآگاهی از گردشگری مذهبی دارای بالاترین ضریب اهمیت بوده اند.
نقد نظریه تناقض باوری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
124 - 149
حوزههای تخصصی:
تناقض باوری نظریه ای است که با نشان دادن چند قضیه پارادوکسیکال در پی اثبات امکان تحقق اجتماع تناقض در جهان خارج است. تناقض باوران مدعی اند که در عالم واقع برخی تناقض ها هم صادق اند و هم کاذب. تناقض باوران پارادوکس های دروغگو، کارت تبریک، تقویت شده و یابلو را به عنوان دلیل برای اثبات تناقض باوری ارائه کرده اند. سؤال اصلی مقاله این است که ما چه ادله منطقی علیه پارادوکس های تناقض باوری داریم؟ ما در این مقاله با روش تبیینی-تحلیلی، ادله تناقض باوران را نقد کرده، مغالطات به کاررفته، در هر پارادوکس را نشان داده ایم و درنهایت به این نتیجه رسیده ایم که ادله تناقض باوری موجه به نظر نمی رسد. نقدهای این مقاله ابتکاری است و در کتاب ها و مقالات پیشنیان دیده نشده است
فلسفه و فیلسوف از نگاه فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
239 - 264
حوزههای تخصصی:
فارابی فیلسوفی بی همتا و بی نظیر و مفتخر به لقب «معلم ثانی» است. بی تردید افکار و اندیشه های او در فیلسوفان بعدی و در کل ماجرای فلسفه اسلامی تأثیرگذار بوده است. ابن سینا با خواندن اغراض ما بعد الطبیعه فارابی بود که به رموز فلسفه دست یافت و درباره شخصیت فارابی می گوید: «باید به دیده عظمت و بزرگی به فارابی نگریست.» شناخت فلسفه و فیلسوف ازنظر فارابی می تواند ما را با یکی از سرچشمه های اصلی فلسفه اسلامی آشنا سازد. فارابی فلسفه را ملکه و مادر علوم می داند و بر این باور است که مدینه و تمدن قائم به فلسفه اند و معتقد است فلسفه حقیقی به لحاظ زمانی مقدم بر شریعت است و لازم است دینداران در احکام دینی تابع فلسفه و دلیل و برهان باشند و به دلایل اقناعی متکلمان اکتفا نکنند و می گوید فلسفه محصول حس سعادت طلبی و فضیلت جوئی انسان است و برای نیل به آن باید فلسفه نظری و عملی را بیاموزد و غایت و فایده فلسفه را کمال قوه نظری می داند و می گوید نام فیلسوف علامت و نشانه داشتن فضیلت نظری است. آنچه را نویسنده درباره فلسفه و فیلسوف از نگاه فارابی بررسی و تحقیق نموده، حاصل تأمل و بررسی در متون خود فارابی است. ازجمله دستاوردهای این نوشته این است که فارابی برای برهان و یقین فلسفی جایگزینی نمی بیند و هدف او از تقدم فلسفه بر شریعت، تقدم زمانی است و نه ذاتی و درواقع هدفش تقدم فلسفه بر اندیشه دینداران است و نه تقدم فلسفه بر ماهیت نفس الامری دین. علاوه بر این، تفکیکی که فارابی میان فلسفه و حکمت قائل شده است، در میان فیلسوفان مسلمان بی نظیر و بی سابقه است و می توان گفت فارابی با به کارگیری عناوینی از قبیل «فلسفه مدنی»، «فلسفه سوفسطائی» و «فلسفه حقیقی» مبتکر اصطلاح «فلسفه های مضاف» است. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی به انجام رسیده است.
جایگاه معرفت شناسانه عقل در کتاب العلل (کتاب الایضاح فی الخیر المحض لأرسطوطالیس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
85 - 106
حوزههای تخصصی:
مبحث عقل در کتاب العلل در باب های مختلفی مطرح شده است. در این نوشتار برآنیم جایگاه معرفت شناسانه عقل را بررسی کنیم که آیا عقل علاوه بر این که اولین مخلوق و اولین معلول است، در نفس انسانی به عنوان نفس ناطقه وجود دارد؟ جایگاه معرفت شناسی عقل در کتاب العلل چگونه است؟ با روشن شدن این پرسش ها می توان وظیفه عقل را نیز بررسی کرد. در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر باب های مختلفی از شرح توماس آکوئینی بر کتاب العلل، به این یافته ها دست یافتم که کتاب العلل از بحث درباره نفس ناطقه انسان غافل بوده، اما بر حسب طبیعت و ذات خود عقل، وظیفه عقل اندیشیدن و شناخت است؛ و به عنوان دومین مرتبه وجودی و اولین معلول، عقلی الهی، وظیفه آن تدبیر است. متعلقات عقل، امور بالاتر و پایین تر، و شناخت عقول و اشیای ازلی و نیز شناخت خود عقل است.
ناکارآمدی عقلانیت مدرن در تفکیک ذاتی و عرضی در دین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت کلامی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
159 - 176
حوزههای تخصصی:
روشنفکران دینی با تفکیک ذاتی و عرضی دین معتقدند که برای رسیدن به ذات دین باید عرضیات و مقتضیات عصر نزول را کنار گذاشت. از نظر آنها، عقلانیت مدرن یکی از مهم ترین ملاک ها برای این تفکیک است. بر اساس این ملاک، انسان عصر مدرن برای پذیرش آموزه های دینی باید آنها را با عقلانیت سکولار ارزیابی کند و هر آموزه ای را که با معیارهای عقلانیت مدرن سازگار باشد، به عنوان ذاتی دین بپذیرد و حفظ کند؛ اما اگر آموزه ای نتواند با عقلانیت مدرن همخوانی داشته باشد، به عنوان عرضی دین قلمداد شده، باید کنار گذاشته شود. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی درصدد بررسی کارآمدی عقلانیت مدرن در تفکیک ذاتی و عرضی دین است. بنابراین سؤال اساسی این است که آیا عقلانیت مدرن توان تفکیک ذاتی و عرضی در دین را دارد یا خیر؟ این پژوهش پس از تبیین ادعای روشنفکران دینی به بررسی توانایی عقل مدرن در انجام چنین تفکیکی می پردازد. مبانی و پیش فرض های دیدگاه روشنفکران دینی و نیز عقلانیت مدرن را مورد بررسی قرار می دهد. در پایان نشان داده می شود که عقلانیت مدرن به دلیل ابتنا بر مبانی و پیش فرض های نادرست، لزوم نسبیت معرفت شناختی و نیز نواقص و محدودیت های ذاتی ای که دارد، معیار مناسبی برای تفکیک ذاتی و عرضی دین نیست.
بررسی مسئله تنهایی انسان از منظر حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۷)
113 - 128
حوزههای تخصصی:
هرچند تنهایی خود یک بیماری مستقل تلقی نمیشود، اما منشأ بسیاری از امراض جسمی و روانی است. ما در این مقاله انواع تنهایی را معرفی نموده و به بررسی آثار جسمی و روحی آن خواهیم پرداخت. در بخش دوم، نظریه ملاصدرا درباب رابطه انسان و خدا را بیان میکنیم. بر اساس مبانی حکمت متعالیه، انسان عین ربط و فقر به خداوند است و هیچگونه انفصال و جدایی برای او متصور نیست. در چنین فضایی، اساساً مسئله تنهایی منحل خواهد شد. بعبارت دیگر، احساس تنهایی بواسطه جهل به ساختار هستی است، پس با رفع این غفلت، میتوان احساس تنهایی و تبعات منفی آن را برطرف نمود. چنین رویکردی با روان درمانی شناختی قرابت دارد. بر اساس این نوع از روان درمانی، احساسات و عواطف ما، صرفاً حاصل مواجهه مستقیم ما با جهان بیرون از ذهن نیست، بلکه تفسیر و نگرش ما در شکلگیری احساسات و عواطفمان مهم است. روشن است که با تغییر تفسیرها و نگرشهای فردی، میتوان احساسات و افکار را تغییر داد. تغییر در جهانبینی انسان منجر به تغییر تحلیل او از شرایط زندگی و جایگاه وی در هستی میشود. انسانی که جهانبینی خود را بر اساس حکمت متعالیه تنظیم میکند، احساس جدایی از جهان هستی ندارد، بنابرین مسئله تنهایی برای او مطرح نیست.
تحلیل و تطبیق تاریخی از مسئله خیر و شر در حکمت ایرانی، اشراقی و صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت دقیق و تحلیل صحیح افکار و آرای حکمای اسلامی، وابسته به شناسایی و زمینه ها و عوامل پیدایش اندیشه ها و اثرپذیری آنان از خردورزی پیشینیان است. انسان شناسی یکی از مواریث حِکمی ایران باستان است که بن مایه های آن در آرای حکیان مسلمان و فلسفه آنان (فلسفه مشاء، فلسفه اشراق و حکمت صدرایی) مشاهده می شود؛ ازاین رو، تحلیل فلسفی خیر و شر در حوزه انسان شناسی ، ناظر به معنای خیر و شر در حکمت ایران باستان است که اهمیت بسزایی داشته است. در این نوشتار برای تأیید و صدق این گفتار، مبانی فلسفی برگرفته از خیر و شر در حکمت ایرانی با حکمت اسلامی بررسی تحلیلی تطبیقی شده است. روی آوردی که حاصل آن، گواه از وجود نقاط مشترک فلسفی در تطبیق تاریخی مبانی حکمی ایرانی ، اشراقی و صدرایی دارد؛ اشتراکاتی چون، اشتراک مفهوم خیر و شر (نور و ظلمت)، وجود اختیار انسان و مختاربودن وی در پیداش خیر و شر و اینکه فرشتگان مصادیق خیر و شیاطین مصادیق شر هستند، به تمامی گواه بر سیر تاریخی اندیشه خیر و شر به لحاظ وجودشناسی و معرفت شناسی از حکمت ایرانی تا صدرایی است.
بررسی جابه جایی معقولات اولی و معقولات ثانی فلسفی و طرح تقسیم بندی جدید بر اساس اصالت وجود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
239 - 260
حوزههای تخصصی:
اصالت وجود، موجب تغییر و جابه جایی جایگاه مصادیق معقولات اولی و معقولات ثانی فلسفی می گردد. مقتضاى اصالت وجود آن است که وجود داراى فرد یا افرادى بوده و مابه ازای عینی داشته باشد و بر اساس اصالت وجود، نمى توان وجود را معقول ثانى فرض کرد که فرد خارجی ندارد. از سوی دیگر بنا بر اصالت وجود، صفات وجود از شئونِ حقیقت وجودند و مانند وجود عینیت و خارجیت خواهند داشت و ماهیات نیز تنها هویت مفهومی داشته و خارجیتی نخواهند داشت. در این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی بررسی و روشن شد که نه می توان ادعای جابه جایی همگی معقولات را پذیرفت و نه می توان مدعی عدم خارجیت وجود و صفات حقیقی وجود شد. بر اساس تأثیرات اصالت وجود بر نحوه وجود معقولات و باتوجه به تبیین هستی شناختی و معرفت شناختی از معقولات و نیز تفکیک صفات حقیقی وجود از دیگر معقولات، یافته های این مقاله به این نتیجه منجر شد که اصالت وجود موجب معقول اول بودن وجود و صفات حقیقی وجود با هر دو تبیین معرفت شناختی و هستی شناختی از معقولات می گردد. ماهیات نیز با تبیین هستی شناختی، معقول ثانی فلسفی و با تبیین معرفت شناختی، معقول اول محسوب خواهند شد. عوارض ذاتی وجود، مفاهیم نسبی، اضافی و عدمی نیز بنا بر هر دو تبیین معرفت شناختی و هستی شناختی معقول ثانی فلسفی خواهند بود. جابه جایی مصادیق معقولات نیز موجب می گردد تقسیم بندی جدیدی بر اساس اصالت وجود شکل بگیرد.
تحلیل تطبیقی اثر نظریه علیت اشرابی بر غایت شناسی طبیعی دکارت و سوارز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرانسیسکو سوارز با ابداع نظریه علیت اشرابی ادعا کرد که علل اربعه وجود را به معلول اشراب می کنند. بدین ترتیب، نظریه اشرابی علّیت مفهوم هر چهار علّت -به ویژه علّت غایی- را شبیه علّت فاعلی می گرداند. از این رهگذر، سوارز می توانست در فلسفه خود اراده آزاد و بی غایت الهی را با کنش غایتمند او در طبیعت جمع کند. دکارت نیز، با تأثیرپذیری از نظریه اشراب، علت غایی را از فلسفه خود حذف کرد تا راه را برای توضیح مکانیکی طبیعت هموار نماید. بدین نحو نظریه ای که با اهدافی الهیاتی ابداع شده بود، مبنای توضیح علمی طبیعت قرار گرفت. در این پژوهش تفاوت ها و شباهت های غایت شناسی طبیعی را در متافیزیک دکارت و سوارز بررسی می کنیم. مطالعه تطبیقی این دو نظام مابعدالطبیعی نشان می دهد که چگونه ممکن است دو نظریه از مبانی واحدی متأثر باشند، اما به نتایج متضادی بینجامند. بنابراین، در ابتدا مفهوم نظریه اشرابی علیت را تحلیل خواهیم کرد، پس از آن با تکیه بر شواهد متنی تأثیر نظریه اشراب بر غایت شناسی سوارز و دکارت را آشکار خواهیم ساخت. سپس بررسی می کنیم که چگونه دکارت، با بسط نظریه علیت سوارز، ضرورت علّی (فاعلی) را تنها خیر در طبیعت در نظر گرفت.
تمثیل و استعاره و نقش آن ها در بیان تجربه عرفانی
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث عمده در عرفان اسلامی تجربیات عرفانی و در اصل دیدار باطنی و ارتباط با عالم غیب است. برخی از اندیشمندان، این تجارب را بیان ناپذیر می دانند و معتقدند در زبان منطق نمی توان آن را بیان کرد. برخی هم بر این باور هستند، که این تجارب را می توان در قالب تمثیل و استعاره بیان و گوشه ای از معما را حل نمود. این تحقیق درصدد است تا بیان نماید که:تمثیل و استعاره چه نقشی در بیان تجربه های عرفانی می توانند داشته باشد؟ این پژوهش که بر اساس روش تحلیلی توصیفی و روش تحقیق کتابخانه ای صورت پذیرفته است به دنبال آن است تا با ارائه مدلی از تاثیرگذاری تمثیل و استعاره، در بیان تجربیات عرفانی، بتواند علاوه بر تبیین هویت تجربه عرفانی، الگویی شفاف برای بیان پذیری تجربه های عرفانی در قالب تمثیل و استعاره ارائه دهد. با کنکاش عمیق صورت گرفته بدست آمد که: نقش زبان مجازی در تبیین و بیان شهودات عرفانی با توجه بر مستندات، اقوال عرفا، ادبیات عرفانی می باشد و از آنجایی که شهود، ورای طور عقل است، تجارب عرفانی را نمی توانیم بدون تمثیل و استعاره تعریف و انتقال دهیم؛ از این رو تمثیل و استعاره به عنوان دو فناوری نرم انتقال تجربیات عرفانی و ابزار بیان پذیری معنویت درونی در ورای طور عقل بکار می رود.
بررسی ادله روایی دیدگاه عبدالکریم سروش در انتساب اقتدارگرایی به اسلام
منبع:
آموزه های نوین کلامی دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶
156 - 133
حوزههای تخصصی:
نسبت دین و قدرت از جمله موضوعاتی است که از دیرباز مورد سوالات بسیاری از اندیشمندان حوزه فلسفه دین قرارگرفته است؛ در میان نواندیشان معاصر عبدالکریم سروش در سلسله جلساتی به بیان رابطه دین و قدرت پرداخته است. وی زبان اسلام را زبان قدرت و خشونت معرفی می کند و از پیامبر اسلام به عنوان یک شخصیت قدرت طلب و اقتدارگرا نام می برد و قرآن را به منزله بیانات و سخنان رسول، آکنده از شواهد اقتدارگرایی می داند.سروش در تبیین مدعی خود، به دسته ای از روایات تاریخی از سیره نبوی اشاره می کند که به عقیده وی بر نسبت اقتدارگرایی به پیامبر اسلام دلالت دارد. این جستار با رویکرد تحلیلی- انتقادی ضمن بررسی ادله روایی دیدگاه سروش، به نقد آن پرداخته و پس از برشمردن ملاکات صحت گزاره های تاریخی، بر این عقیده است که ادله روایی سروش، با این ملاکات همخوانی نداشته بلکه نقش جریانات سیاسی دستگاه خلافت در خوانش اقتدارگونه از سیره نبوی قابل کتمان نیست؛ مضاف بر آن که دیدگاه سروش با آیات قرآن و سیره نبوی تعارض داشته و دیدگاه وی در این زمینه از جامعیت لازم برخوردار نیست.
پژوهشی درباره انسان شناسی اثولوجیا از منظر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت صدرایی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
113 - 126
حوزههای تخصصی:
اثولوجیا انسان شناسی را در قوس نزول و قوس صعود بررسی می کند در قوس نزول انسان عقلی، انسان نفسی، و انسان حسی و در قوس صعود، بازگشت این مراتب انسانی به موطن اصلی را تبیین می کند. مسئله این نوشتار بررسی خوانش ملاصدرا از انسان شناسی اثولوجیاست. مراتب انسانی در اثولوجیا چگونه با قرائت و خوانش صدرایی از مراتب انسانی سازگار است؟ آیا می توان از تأثیرپذیری ملاصدرا از انسان شناسی اثولوجیا سخن گفت؟ ملاصدرا در آثار مختلف مانند اسفار، شواهد الربوبیه، مفاتیح الغیب و تفسیر قرآن کریم انسان شناسی اثولوجیا را انعکاس داده است. ملاصدرا با مبانی فلسفی-اسلامی خود یعنی حرکت جوهری، و تشکیک وجود و نفس واحده و نگاه قرآنی به مسئله انسان، انسان شناسی اثولوجیا را در مراحل قوس نزول و صعود تبیین کرده است؛ درواقع بازخوانی ملاصدرا از انسان شناسی اثولوجیا بازخوانی انتقادی برمبنای فلسفه اوست. و به نتایج متفاوتی از اثولوجیا می رسد. این نوشتار به روش توصیفی و تحلیلی است.
پدیدارشناسی کنش زیارت امام رضا (ع)؛ مطالعه موردی در زمستان 1398(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۵
25 - 57
حوزههای تخصصی:
با رونق گرفتن جامعه شناسی دین، زیارت نیز به عنوان کنشی دینی اجتماعی موردتوجه پژوهشگران علوم اجتماعی قرار گرفته است. در رویکرد پدیدارشناسانه به صورت خلاقانه، کنشگران اصل عمل اجتماعی را تجربه می کنند و این تجربه زیسته به صورت میان ذهنی در آگاهی دیگران نیز پدیدار می شود. این پژوهش باهدف پی بردن به آگاهی و فهم تجربه زیسته زائران و نحوه ساخت پدیدار زیارت و درک معنای تجربه زیارت از طریق توجه به اشتراک میان ذهنی زائران حرم امام رضا (ع) بر اساس رویکردی پدیدارشناسانه انجام گرفته است. اصلی ترین تکنیک مورد استفاده این پژوهش نیز مصاحبه است و موقعیتی فراهم آمده تا زائر دیدگاه خود را نسبت به دنیایی که تجربه کرده با استفاده از زبان و لغات خاص خود تشریح کند. مصاحبه ها بر اساس مدل مفهومی دیداری شجاعی زند با 5 نمونه مرد با تیپ های شخصیتی متفاوت انجام گرفته و نتایج ذیل حاصل شد: زیارت دارای ابعاد معرفتی، عاطفی و عملی است. زائران در بعد معرفتی در پی کسب معرفت نسبت به امام و شناخت این حقیقت هستند که امام واسطه ای است برای رسیدن به معبود خویش؛ بنابراین به جلب مهربانی امام نسبت به خود توجه دارند. در بعد عاطفی زیارت احساسی از آرامش و خشوع را از طریق انجام فردی و جمعی عبادات در حرم امام رضا (ع) و رعایت هرچه بیشتر اخلاقیات از سوی زائران را در پی دارد. در بعد عملی زائران با انجام آدابی معین و اهتمام در عمل به تکالیف فردی و جمعی، میزان پایبندی و متشرع بودن خود را به نمایش می گذارند.
سنجش نظریه «اتحاد وجودی و تغایر تحلیلی جوهر و عرض» استاد فیاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
25 - 38
حوزههای تخصصی:
در باب رابطه وجودی جوهر و عرض، دو دیدگاه کلان وجود دارد: اتحاد وجودی و تغایر وجودی. استاد فیاضی با اتخاذ مبانی خاص در باب معنا، مفهوم و مصداق، نظریه «اتحاد وجودی» را تقویت کرده است. وی برای دیدگاه مذکور از یک مبنای عام، یک دلیل و یک مؤید بهره برده است. مبنای عامِ دیدگاه مذکور این است که «تعدد معانی مستلزم تعدد وجود نیست» و در نتیجه، یک وجود می تواند مستجمع معانی متعدد شود و معنی در دیدگاه استاد فیاضی محکی مفهوم است و موطن آن همان جایی است که مصداق آن مفهوم واقع است. مدعای مورد بحث مردود است؛ زیرا نه شاهد یادشده قابل قبول است و نه مبنای نظریه مذکور (یعنی نظریه «معنی» به شکلی که در این دیدگاه مد نظر است) صحیح است و نه دلیل ادعاشده را می توان پذیرفت.
بررسی انتقادی «نظریه نظام گرا» در مواجهه با علوم انسانی غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
197 - 220
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش معرفی و ارزیابی رویکرد فرهنگستان علوم اسلامی در برابر علوم انسانی غربی است. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع کتابخانه ای است. یافته ها نشان می دهد اصالت فاعلیت و ولایت دو مبنای مهم ارزیابی برای فرهنگستان است. ازطرفی فرهنگستان برای علوم انسانی غربی چند ویژگی اصلی قائل است. همین ارزیابی به علاوه نگاه تمدنی که این مجموعه دارد، موجب شده است که تمامی رویکردهای موجود نسبت به علوم انسانی غربی را مردود بداند. فرهنگستان در برابر علوم انسانی غربی تنها رویکرد خود، نظریه نظام گرا، را کارآمد تلقی می کند. نتیجه این رویکرد آن است که در مسیر تولید علوم انسانی اسلامی، نمی توان از علوم غربی استفاده کرد و بر فرض آنکه عناصر مثبتی هم در تمدن غرب یافت شود، غیر قابل تجزیه است. رویکرد مذکور، در عین برخورداری از برخی نقاط قوت، دارای نقاط ضعفی است که مهم ترین آن ها عبارت اند از: تکیه بر مبانی باطل، ضعف در نظریه پردازی، تناقض در رویکرد، غلبه نگرش غرب ستیزانه بر نگرش غرب پژوهانه.
تبیین وجود رابط معلولی و پیامدهای آن در تفسیر برخی آیات توحیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۰
261 - 284
حوزههای تخصصی:
یک از مهم ترین ابتکارات صدرالمتألهین در حوزه هستی شناختی، «نظریه وجود رابط معلول» است که در ترسیم نسبت وجود خداوند با ماسوای او نقش بسزایی را ایفا می کند. مصداق حقیقی وجود و موجود بالذات، تنها خداوند است و کثرات و اشیاء امکانی با ظهور وجود خداوند، صبغه وجودی پیدا می کنند و موجودیت آن ها بالعرض بوده که به دلیل وحدت حقه حقیقیه وجود خداوند، تشکیک، صرفاً در آن ها قابل تصور است. جمع حیثیت تقییدی و تعلیلی در تشکیک خاص الخاصی از نگاه صدرالمتألهین اصطیاد می شود و با وحدت شخصی وجود سازگار خواهد بود. در این پژوهش، به روش توصیفی، تحلیلی، طبق تقریر صدرالمتألهین از نظریه وجود رابط معلول، نتیجه ای که حاصل شد این بود که هرچه مراتب وجود قوی تر و به واجب بالذات نزدیک تر باشد، آن وجود از کمالات و بساطت بیشتری برخوردار خواهد بود. این قاعده بر پایه تشکیک خاص الخاصی، عبارت است از اینکه هر کمالی اولاً و بالذات متعلق به وجود بسیط حقیقی خداوند است و ثانیاً و بالعرض به نحو شأنی در اشیاء امکانی متحقق شده است، زیرا موجود بالذات حقیقی و کمال حقیقی، منحصر در خداوند است و اشیاء امکانی، چه در وجود و چه در کمال، از ظهورات و شئونات او هستند.
جامعه پذیری مهدوی جوانان در عصر انفجار اطلاعات(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
45 - 62
حوزههای تخصصی:
جامعه پذیری مهدوی جوانان، رمز ماندگاری، و پویایی نظام مقدس اسلامی است. در جمهوری اسلامی ایران باگذشت چهار دهه از انقلاب، مسئله جوانان و چگونگی هویت یابی آنان تبدیل به یک موضوع اساسی شده است. یکی از مسائل اساسی جامعه اسلامی ایران، حفظ و اشاعه ارزش های مبتنی بر آموزه های مهدوی، نهادینه ساختن آنها و جاری ساختن آن در جریان رشد جوانان است. این پژوهش تلاش دارد عوامل موثر بر جامعه پذیری مهدوی جوانان را در شرایط کنونی جامعه ایران معرفی نماید. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد با توجه به شرایط ایران به ویژه توسعه شبکه های اجتماعی و فضای مجازی، عوامل مهم جامعه پذیری مهدوی و شکل گیری شخصیت مهدوی، خانواده، گروه همسالان، نهادهای مذهبی و رسانه ها هستند و چنانچه این کارگزاران در راستای آموزش و درونی کردن هنجارهای اجتماعی و فرهنگ مهدوی عملکرد مناسبی نداشته باشند، جامعه پذیری مهدوی دچار اختلال می شود. فرهنگ مهدوی، در سطوح نظام سیاسی، فرآیند و سیاست گذاری، در تعامل با یکدیگر شکل می گیرد. دو بعد مهم فرهنگ مهدویت بعد اعتقادی و بعد زمینه سازی است که باید تلاش شود در جامعه پذیری مهدوی جوانان به هر دو بعد اهمیت داده شود.
گونه شناسی یقین و نسبت آن با تعریف و شرایط یقین در فلسفه فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۶)
35 - 50
حوزههای تخصصی:
فلسفه بر دانشی یقینی استوار است و فارابی، در مقام مؤسس فلسفه اسلامی، توجه بسیاری به «یقین» داشته است. از یکسو، تعاریف و شرایطی که او برای یقین معرفی کرده، به اندازه یی سختگیرانه و حداقلی است که بسیاری از دانسته های بشری و حتی ادراکات حسی را از دایره یقین بیرون میگذارد؛ از سوی دیگر، در مواضعی از آثارش، گونه هایی مختلف از یقین را برشمرده که گویی با تعریف وی از یقین، و شرایط حصول یقین در نظر وی، پیوند چندانی ندارد. این نوشتار با روش تحلیل توصیفی و تحلیل انتقادی، درصدد پاسخ به این پرسش است که گونه شناسی یقین در فلسفه فارابی، چه نسبتی با تعریف و شرایط یقین از دیدگاه وی دارد، تا بدین ترتیب، تعارض درباب مسئله یقین در اندیشه فارابی مرتفع گردد. در این راستا، نخست تعاریف و شرایط یقین از دیدگاه فارابی بررسی شده و در ادامه گونه های یقین نزد فارابی و ارتباط آن با تعاریف و شرایط یقین از دیدگاه وی، تحلیل میگردد. این پژوهش نشان میدهد که دیدگاه واقع گرایانه فارابی درباب یقین، موجب شده تا در کنار تعریف سختگیرانه از یقین تام، نوعی تشکیک عامی در گونه های یقین را نیز برسمیت بشناسد و بدین ترتیب، راهی برای فرو نرفتن بخش بزرگی از دانسته های بشری در شک و تردید، فراهم آورد.
نقد نظریه توحید و عرفان زرتشتی و نسبت آن با توحید و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
53 - 69
حوزههای تخصصی:
بحث بر سر مسئله ی عرفانی بودن یا نبودن آموزه های زرتشت و دیانت زرتشتی در میان محققان ادیان ایران باستان بحثی پرمناقشه و اختلاف زا بوده است. برخی از پژوهشگران، اعم از ایرانی و بسیار کمتر غیرایرانی، به عرفانی بودن تعالیم زرتشت و دین زرتشتی باور دارند. اینان به تفاسیری عرفانی و باطنی از اوستا (به ویژه گاهان) و سایر متون زرتشتی قائل اند و دنباله ی این نگاه عرفانی زرتشتی را در آثار مشاهیر و بزرگانی چون فردوسی، شیخ اشراق، مولوی و... پی گرفته اند. در این نوشتار با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی، ابتدا به ذکر ادعای ایشان و دلایلشان پرداخته می شود؛ سپس با استناد به متن اوستا و آرای پژوهشگران مطرح، این دیدگاه که دیانت زرتشتی دارای مبانی عرفانی و توحیدی در ساحت خداشناسی و کیهان شناسی است، نقد و رد می شود؛ سپس با تحلیل هایی نشان داده می شود که این دین در حیطه ی عرفان عملی نیز فاقد عناصر عرفانی است. طبعاً با رد توحیدی و عرفانی بودن دین زرتشت، نسبت آن با عرفان و توحیدِ اسلامی نیز از نوع تضاد خواهد بود.
جایگاه شناسی نظام سازی مهدوی در مقابله با گفتمان های رقیب در فرآیند تغییر نظم نوین جهانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۳
76 - 93
حوزههای تخصصی:
امروزه جمهوری اسلامی با خرق قواعد حاکم بر نظام های سیاسی مادی دنیا، به احیاء گفتمان دین در عرصه فردی و اجتماعی پرداخت و ظرفیت های نهفته آن را به جهانیان ارائه نمود. مطابق با بیان رهبر معظم انقلاب، جمهوری اسلامی در مسیر ایجاد تمدن نوین اسلامی باید به نظام سازی تأثیرگذار در عالم روی بیاورد. قاعدتاً در هر نظام تمدنی، گفتمان های رقیبی وجود دارند که بدون شناخت آنها امکان ایجاد تمدن هدف وجود نخواهد داشت. این ضرورت نگارنده را در این اثر بر آن واداشته تا با روشی توصیفی _ تحلیلی به جایگاه شناسی نظام سازی مهدوی در مقابله با گفتمان های رقیب در فرآیند تغییر نظم نوین جهانی روی بیاورد و در نهایت بدین نتیجه رسیده است؛ از آن جا که جمهوری اسلامی با غایت مندی ظهور برپا شده، تنها گفتمان محوریت امام عصر و بازگشت به نظام امامت است که می تواند جمهوری اسلامی را تبدیل به نظامی تمدن ساز و محور نماید. این گفتمان از چالش های گفتمان های رقیب که عبارت از گفتمان تمدن غربی، مهندسی معکوس این تمدن و بازگشت به زندگی سنتی مبراست و توان ایجاد نظامی مبتنی بر دین ناب در عرصه جهانی به عنوانی نظام فعال و تعیین کننده در عرصه جهانی داراست که ماحصل آن، ایجاد نقش فعال گفتمان انقلاب در نظم نوین جهانی است که به مرور زمان سبب سطوح فرهنگ سازی کلان مهدوی و زمینه گرایش و اقبال عمومی به انقلاب موعود را فراهم خواهد آورد.