فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۱۹٬۰۷۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از داستانهای مورد مناقشه در قرآن که مربوط به بحث عصمت انبیاء است، داستان حضرت آدم است. فارغ از مناقشاتی که در مورد واقعی یا نمادین بودن این داستان وجود دارد، ظاهر این آیات دلالت بر نافرمانی حضرت آدم از دستور الهی دارند. دسته ای از متکلمان اسلامی که قائل به عصمت مطلق انبیاء هستند، این نافرمانی آدم را گناه ندانسته و درصدد توجیه نافرمانی او برآمده اند که مهم ترین توجیه ایشان، حمل نهی الهی به کراهتی یا ارشادی بودن و عمل آدم به ترک أولی است. هدف این مقاله بررسی اتقان و استحکام این توجیه است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی ضمن بیان این توجیه و تحلیل استدلال مربوط به آن، به نقد این توجیه پرداخته است. با توجه به مباحث علم اصول در ظهور اَوّلی صیغه نهی در حرمت و خلاف اصل بودن حمل نهی به کراهتی و ارشادی به نظر می رسد گریزی جز مولوی دانستن دستور الهی به آدم نیست. علاوه بر اینکه الفاظی چون عصیان، غوایت و ظلم که در قرآن درباره عمل آدم بکار رفته ظهور اوّلی در ارتکاب معصیت و نهی مولوی است. از سوی دیگر، بر فرض پذیرش توجیه ترک أولی در خصوص نافرمانی آدم، به نظر می رسد این توجیه همچنان با نظریه عصمت مطلق انبیاء در کلام شیعه ناسازگار است؛ چرا که پذیرش ترک أولی بودن عمل آدم به معنای پذیرش ارتکاب خطا توسط او و تحت وسوسه شیطان قرار گرفتن اوست که دلایل عصمت در کلام شیعه مخالف با هر دو است. نتیجه اینکه توجیه متکلمان اسلامی درباره عمل آدم که آن را ترک أولی و ارتکاب نهی ارشادی خدا دانسته اند، قابل قبول نیست.
بازشناسی نسبت میان مؤلفه های سعادت در فلسفه ملاصدرا (با تأکید بر ثمرات آن در حلّ تعارضات عملی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر گونه نظریه پردازی درباره مؤلفه های سعادت، مستلزم تعیین ملاک هایی برای أولویت بندی آنهاست تا تزاحمات عملی میان آنها را مرتفع نماید. این ثمره عملی، منوط به تفکیک میان مؤلفه های وابسته (وسیله صرف) از مؤلفه های مستقل (هدف صرف) و نیمه مستقل (مقدمه و هدف همزمان) سعادت می باشد و این امکان را فراهم می آورد تا در شرایط تزاحم، نسبت به حفظ، تقلیل یا حذف مؤلفه ها اقدام نمود.حلّ این مسأله با تمسک به مبانی حکمت متعالیه دشوار به نظر نمی رسد. زیرا با وجود آنکه وی مؤلفه اصلی سعادت را در قوه نظری می داند (نظریه سعادت غالب) و دلایل محکمی هم برای آن دارد؛ اما نظریه خود را حول مفهوم وجودی کمال (به جای مفاهیم فضیلت و کارکرد ارسطویی) سامان داده و تبیین آن را بر "اتحاد" با عقل فعال _ و نه فقط اتصال با آن_ مُبتنی کرده است. با ضمیمه کردن این آراء به سایر مبانی وی به ویژه در حوزه نفس شناسی، تصویر جدیدی از مؤلفه های سعادت قابل صورت بندی است که ضمن توسعه آن مؤلفه ها، روشی برای بازشناسی نسبت میان آنها در جهت ثمره عملی پیش گفته به دست خواهد داد.توجه به نظریاتی همچون ارتباط عمیق نفس با بدن، وحدت نفس و قوای آن، و تساوق وجود با خیر و کمال، نشان می دهد که تمام کمالات وجودی (شامل امور بدنی) می توانند به عنوان غایتی بالذات، از مؤلفه های مستقل یا نیمه مستقل سعادت تلقی گردیده و شبکه ای طولی و عرْضی را تشکیل دهند که تعیین نسبت ها و تقدم و تأخر میان آنها، مسیر مناسبی خواهد بود برای أولویت سنجی در میان مؤلفه های سعادت و رفع تزاحمات عملی احتمالی. این دیدگاه را می توان نظریه سعادت شامل نامید.
تحقیق و تصحیح انتقادی «مقاله فی الزمان» اثر اسکندر افرودیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
73 - 96
حوزههای تخصصی:
اسکندر افرودیسی در قرن دوم میلادی و در روزگار جالینوس می زیسته است. وی بیشتر کتاب های ارسطو را شرح کرده است؛ به گونه ای که می توان چنین ادعانمود که وفادارترین و دقیق ترین مفسر ارسطو محسوب می شود. تفاسیر او از آثار ارسطو با دقت بی مانندی همراه است. ازجمله ویژگی های بارز او این است که سعی نموده تناقض ها و ناهماهنگی های احتمالی در آثار برجای مانده از ارسطو را رفع نماید. رساله هایی که از وی تاکنون باقی مانده بیشتر توضیح دیدگاه های ارسطو در مسائل فلسفی است. رساله ای که وی درباره ی زمان نگاشته یکی از رسائلی است که وی به جهت توضیح و دفاع از روی کرد ارسطو نوشته است. اسکندر در این رساله ضمن بیان برخی از اقوال مطرح پیرامون زمان سعی در توضیح دیدگاه خود دارد. بررسی برخی از مباحث موجود در این رساله درضمنِ بیان چهار مطلب است: ۱) اقوال مطرح پیرامون زمان؛ ۲) تعبیر «عدد» نسبت به زمان؛ ۳) چگونگی عادّ بودن حرکت نسبت به حقیقت زمان؛ ۴) پیرامون کیفیت اتصال موجود در حقیقت زمان. این رساله براساس سه نسخه از کتابخانه های دانشگاه تهران، دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران و مدرسه ی سپهسالار است. ازآنجاکه نسخه ی اصل در دسترس نبود، سعی شد ه است در تصحیح این رساله از روش قیاسی استفاده شود. هدف از تصحیح این رساله نه تنها تبیین برخی مطالبی است که اسکندر به طور اجمال آن ها را بیان نموده است، بلکه نشان دادن تأثیر آن در فیلسوفان پس از او است.
بررسی تعامل نفس و بدن در سیر کمال نفس ازنظر ابن سینا با محوریت قصیده ی عینیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
115 - 136
حوزههای تخصصی:
قصیده ی عینیه یکی از آثار تمثیلی و منظوم ابن سینا، اثری فلسفی است که به بررسی رابطه ی نفس و بدن رداخته و جنبه های مختلف آن را تحلیل کرده است. در این اثر سه جایگاه برای نفس و بدن در مسیر کمال نفس ترسیم شده است. جایگاه نخست به پیوند نفس و بدن اختصاص دارد و به مبانی فلسفی این تعلق می پردازد. این مبانی نشان می دهد که بدن به عنوان ابزاری برای فعالیت های نفس، نقشی حیاتی در آغاز حرکت کمالی آن دارد. جایگاه دوم به نقش دوگانه ی بدن می پردازد. ابن سینا بیان می کند که از یک سو نفس به بدن متمایل است و به همین خاطر از مکتب گنوسی که بدن را بی ارزش می داند فاصله می گیرد؛ از سوی دیگر به دلیل علاقه ی ذاتی نفس به عقل، بدن را ابزاری محدودکننده قلمدادمی کند و از آن فاصله می گیرد. این تعارضْ نشان دهنده ی طبیعت دوگانه ی ارتباط نفس و بدن است. جایگاه سوم به ترک بدن و صعود نفس اختصاص دارد که در آن، نفس از قیدهای جسمانی رهایی می یابد و به سوی کمال مطلق حرکت می کند. این مرحلهْ نماد جدایی کامل نفس از بدن و دستیابی به درجات بالای عقلانی است. در این مقاله تلاش شده است تا ضمن بررسی دقیق هر جایگاه، مبانی فلسفی مرتبط نیز به صورت جامع تحلیل شود. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی است و بر پایه ی تفسیر آثار فلسفی ابن سینا شکل گرفته است.
بررسی تحلیلی «معنا» به عنوان متعلَق ادراک وهمی و نقش آن در شکل گیری روش و معرفت تجربی از دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۱
25 - 52
حوزههای تخصصی:
ابن سینا وظیفه اصلی قوه واهمه را ادراک «معانی» می داند و بالتّبع سایر کارکردهای این قوه باید در پرتو این نوع ادراک تبیین شود. مقصود اولیه و مشهور او از «معنا» امری ذاتاً نامحسوس است که در محسوسات جزئی تحقق دارد و مصادیق مختلف آن به نوعی قابل اندراج تحت دوگانه موافقت (ملائمت) و مخالفت (منافرت) اند؛ به این جهت می توان میان این دسته از معانی و عوارض خاصه موجود ارتباط برقرارکرد؛ البته با این تفاوت که معانی هیچگاه حالت اضافی خود نسبت به امر محسوس را، نه در مقام تحقق و نه در مقام تصور، ازدست نمی دهند؛ بااین حال ابن سینا مقصود دیگری از معنا را نیز به عنوان متعلَق ادراک واهمه مدنظر داشته است. این معنا همان ارتباط و نسبت میان صور محسوس است که از اشیاء و هویات محسوس خارجی ادراک می گردد. چنین معنایی در عین نامحسوس بودن، برخلاف معنای اول، برگرفته و قابل فروکاست به محسوسات است. مبتنی بر سنخ دوم معنا، می توان چگونگی تعمیم یافتن حکم محسوسات به امور نامحسوس را در وهمیات تبیین کرد. همچنین این تعمیم بخشی در حوزه اشیاء محسوس و ویژگی های آن ها موجب شکل گیری استقرا می گردد. باتوجه به اینکه ابن سینا تجربه را حاصل اجتماع استقرای حسی و قیاس عقلی می داند، می توان نتیجه گرفت که واهمه و معانی ادراکی آن در شکل گیری روش و معرفت تجربی نقشی محوری ایفا می کنند.
یافته هایی نو درباره «الإنصاف» برپایه «المباحثات» شیخ الرئیس ابوعلی سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۱
229 - 252
حوزههای تخصصی:
به منظور تقریر و تبیین جامع منظومه فکری شیخ الرئیس ابوعلی سینا، به ویژه تشخیص میزان و کیفیت ابداعات فلسفی او، ارجاع و استناد به آثار کمتر شناخته شده وی ازجمله کتاب «الإنصاف» ضروری است. این ضرورت نه فقط به لزوم تکمیل هندسه «حکمت مشرقی» وی، بلکه به تقریر درست مبادی و مبانی اندیشه فلسفی عالم اسلام و میزان استقلال و هویت پدیده ای به نام «فلسفه اسلامی» بازمی گردد. وجه دیگر اهمیت این ارجاع و پژوهش آن است که ابن سینا در کتاب یادشده با بررسی و سنجش انظار شارحین قدیم و جدید ارسطو، میان سنت های فلسفی متعارف تا زمان خود به محاکمه و قضاوت می پردازد؛ چیزی که در کمتر آثاری از این دست می توان مشاهده کرد. باوجود قطعیت انتساب تألیف اثر به ابن سینا، پرسش های متعددی حول مضامین و مطاوی این کتاب وجوددارد؛ علاوه برآنکه درمورد زمان پیدایش و تألیف اثر، کمیت و کیفیت محتوا و مسئله بازنویسی آن بحث هایی مطرح شده است. در نوشتار حاضر تلاش شده با استفاده از منابع و مصادر تاریخی و فلسفی و قسمت هایی از متن کتاب «المباحثات» به عنوان شاهد و قرینه ای مهم، به برخی پرسش های مذکور پاسخ داده شود. درمجموع باید گفت «الإنصاف» دارای یک نسخه ابتدایی و یک نسخه بازنویسی شده است و ابن سینا در هرکدام، پرداختی متفاوت نسبت به شرح های کتب ارسطو داشته است. تلاش او این بوده که درضمن قضاوت منصفانه میان انظار مختلف، با تعیین اصولی که آن ها را از کتاب های اصلی حِکمی به دست آورده، ابهامات موجود در کتاب های ارسطو را بر پایه ملاکات عقلی و قطعی برطرف کند. در این میان کیفیت مراودات علمی ابن سینا و شاگردان او با اندیشمندان زمان نیز، به خصوص اهل بغداد، حول موضوعات و مسائل فلسفی تا حدی روشن گردیده است. به منظور استشهاد به آثار و ادبیات خود ابن سینا در این زمینه، ترجمه بخشی از متن و ملحقات المباحثات به این نوشتار پیوست شده است.
بررسی وقوع عذاب استیصال در امت رسول خاتم (ص) و سنجش رابطه آن با استخلاف صالحان از منظر قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
180 - 207
حوزههای تخصصی:
یکی از سنّت های جاری در طول تاریخِ امّت های رسولان، سنّت عذابِ استیصال است. خدای سبحان با نزولِ عذاب های آسمانی و زمینی، مجرمان و مفسدان را ریشه کن ساخته و صالحان را از عذاب نجات داده و آنان را جانشین در زمین کرده است. همه ی امّت ها در این امر یکسان اند و هیچ امّتی، از جمله امّت رسولِ خاتم؟ص؟، از این قاعده مستثنا نیست. در آیاتِ فراوانی به این همسانی تصریح شده است، چنان که در آیاتِ متعددی از حتمیتِ آن در این امّت نیز خبر داده شده است. براساس یافته های این پژوهش، از آن جا که سنّت عذابِ استیصال در این امّت قطعی است و با جانشینی صالحان تلازم دارد، لذا جانشینی و وراثتِ صالحان در این امّت نیز، مانند امّت های رسولانِ پیشین، با نزولِ عذاب بر کفّار رقم خواهد خورد. در این پژوهش، ادلّه ی مخالفان بررسی و به آنها پاسخ داده شده و همچنین شیوه ها و ابزارهای عذاب در امّت خاتم مورد تحلیل قرار گرفته است. پژوهشِ حاضر از روش های توصیفی، بنیادی، توسعه ای و اکتشافی بهره برده است.
بررسی معرفت شناسانه لذت و الم تشکیکی از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
35 - 52
حوزههای تخصصی:
ابن سینا و ملاصدرا، هر دو، لذت و الم را از سنخ ادراک میدانند. ادراک از نظر بوعلی دارای سه مرتبه حسی، خیالی و عقلی است و بتبع آن، لذات و آلام نیز در همین سه مرتبه سامان می یابند. ملاصدرا نیز همچون بوعلی، به تثلیث در ادراک قائل است و ادراک وهمی را شعبه یی از ادراک عقلی میداند و بتبع آن، لذت و الم وهمی را نیز ذیل لذت و الم عقلی قرار میدهد. دو اندیشمند در اینباره اشتراکات و اختلافاتی دارند. از مهمترین اشتراکات میتوان به همراهی عوارض و جزئی بودن مدرَک حسی، جزئی بودن مدرَک خیالی، مجرد بودن قوه عاقله و مدرَکات آن، قویتر بودن لذت و الم خیالی از حسی و ضعیفتر بودن آن از لذت و الم عقلی اشاره کرد. از مهمترین اختلافات نیز میتوان سه مورد را برشمرد: 1 در دیدگاه ابن سینا مراتب ادراک از طریق فرایند تقشیر و زدودن اضافات صورت میپذیرد، درحالیکه در دیدگاه صدرالمتألهین، از طریق ترفیع و باریابی به نحوه وجودهای مجرد برتر محقق میشود. 2 مدرَکات و قوای حسی از نظر ابن سینا، مادی و لذت و الم این مرتبه ادراکی نیز مادی است، ولی از نظر ملاصدرا، قوا و مدرَکات حسی و بتبع آن، ل ذت و الم آنها، مجردند. 3 تصویری که بوعلی از مراتب و درجات لذت و الم قوای ادراکی ارائه کرده منطبق بر معیار تشکیک طولی است، ولی ملاصدرا رابطه درجات لذت و الم قوای ادراکی را بنحو تشکیک در مظاهر سامان میدهد.
رابطه فقر ذاتی و تربیت انسان در قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
78 - 99
حوزههای تخصصی:
در قرآن انسان موجودی با فقر ذاتی معرفی شده است که در هر حالی تحت ولایت الله یا تحت ولایت شیطان، مطیع و فرمان بردار خواهد بود؛ از این رو انسان همچون آینه ای است که باید رو به سوی خدا داشته باشد که به صفات کمالی آراسته شود. با توجه به اینکه فقر ذاتی انسان یکی از چالش های اساسی او در مسیر رشد و تربیت است و برای فهم فقر ذاتی باید به قرآن به عنوان مهم ترین منبع معرفت دینی مراجعه نمود. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نقش فقر ذاتی در رشد و کمال انسان، تأثیر آن در عبودیت و نیز به دست آوردن قاعده اخلاقی و تربیتی در قرآن با توجه به مسئله فقر ذاتی پرداخته شده است. بر اساس یافته های این پژوهش تعادل قوا با توجه انسان به فقر ذاتی و نیازمندی و در سایه بندگی خدا حاصل می شود و قاعده رشد و تربیت بر محور بودن در هویت حقیقی (فقر ذاتی) انسان است. با توجه به آیات قرآن آثار توجه به فقر ذاتی شامل ذکر، شکر، توکل، آرامش و آثار عدم توجه به فقر ذاتی، شرک و توهم استقلال است.
Consciousness, Subjective Facts, and Physicalism – Fifty Years since Nagel’s Bat(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The existence of subjective facts in the epistemic sense defined by Thomas Nagel’s famous article, “What is it like to be a bat?” might be taken to support an anti-physicalist conclusion. I argue that it does not. The combination of nonreductive physicalism and teleo-pragmatic functionalism is not only consistent with such subjective facts but predicts their existence. The notion that conscious minds are self-understanding autopoietic systems plays a key role in the argument. Global Neuronal Workspace Theory is assessed in terms of its potential to answer David Chalmers’ Hard Problem of consciousness. A suggestion is made for augmenting the theory that involves another sense in which facts about conscious experience are subjective. The idea of conscious minds as self-understanding systems again plays an important role.
بررسی تطبیقی نقد نسخه شناسی عهد جدید و قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
21 - 36
حوزههای تخصصی:
با توجه به جایگاه محوری متون مقدس در دو دین اسلام و مسیحیت، ضروری است که مطالعاتی همه جانبه درباره متون مقدس این دو دین بزرگ صورت پذیرد. در این راستا، مطالعات تطبیقی جایگاه ویژه ای در تبیین این امر خواهند داشت. این پژوهش با روش تحلیلی توصیفی و انتقادی به بررسی نسخه های خطی عهد جدید و قرآن کریم پرداخته و به دنبال بررسی تطبیقی اعتبار و وثاقت این دو متن از منظر نقد نسخه شناسی است. بررسی قدیمی ترین نسخه های خطی عهد جدید حاکی از آن است که عهد جدید دستخوش تغییراتی توسط نسخه برداران شده و این تغییرات صرفاً ناشی از خطای نسخه برداران نبوده است و در برخی موارد، این متون به سبب تأکید بر آموزه های الهیاتیِ مورد اختلاف مسیحیان نخستین دستخوش تغییراتی شده اند. از طرفی، اختلاف بسیار اندکی در میان نسخه های خطی قرآن کریم به چشم می خورد و اگر بخواهیم عهد جدید و قرآن را صرفاً از حیث وثاقت نسخه های خطی آنها بررسی کنیم، نسخه برداران قرآن توجه و اهتمام بسیار بیشتری برای حفظ این کتاب داشته اند؛ حال آنکه نسخه برداران عهد جدید در بسیاری از موارد، متن را آزادانه تغییر داده اند.
بررسی انتقادی رویکرد وجودی احمد علوی از برهان اثبات واجب خواجه در شرح حظیرة الانس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجرید الاعتقاد نصیرالدین طوسی از مهم ترین متون آموزشی علم کلام است و شروح و حواشی بسیاری بر آن نگاشته شد. یکی از مهمترین شروح، شرح قوشچی و تعلیقات خفری بر این شرح است. علوی نیز سه شرح بر حاشیه خفری نگاشته است که حظیره الانس یکی از آن سه شرح است. پرسش اصلی این جستار این است: «رویکرد وجودی احمد علوی از برهان اثبات واجب خواجه در شرح حظیره الانس قرین توفیق بوده است؟» دستاوردهای این مقاله عبارتند از: یکم. علوی تلاش می کند تا برهان خواجه را برهانی لمّی و در مدار رویکرد وجودی و با نظر به وجود بداند؛ دوم. زمانی می توان از تفکیک وجود نفسی حدّ اکبر و وجود رابطی حدّ اکبر و در پی آن از عدم احتیاج اکبر در اصل وجود، و نیازمندی آن به علّت در کیفیتی از کیفیات و عرضی از اعراض حدّ اکبر سخن گفت که وجود محمولی غیر از واجب باشد. چون واجب همان طور که در مقام ذات، واجب است، در جمیع صفات و احوال، واجب است و حالت منتظره و نیازمندی ندارد؛ سوم. هرچند علوی در رساله حظیره الانس از نظر در وجود و موجود مطلق سخن می گوید و اظهار می کند که نظر به وجود، غیر از نظر در امکان است. اما آنچه در دستور کار او قرار گرفته است، موجودی است که به دو قسم واجب و ممکن، تفکیک شده است و تفکیک پذیری و انقسام، وصف امر ذهنی است، نه عینی.
رویکرد انتقادی به مناسبات دین و اخلاق از منظر حلمی ضیا اولکن
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
25 - 40
حوزههای تخصصی:
دین و اخلاق، دو پدیده ی اساسی در زندگی انسان می باشند که مناسبات این دو، مسئله ای چالشی میان اندیشمندان است؛ به طوری که کیفیت ارتباط دین واخلاق، در نحوه ی عمل به آن دو، تأثیر گذار است. یکی از اندیشمندانی که در خصوص رابطه ی این دو پدیده، با توجه به تلاقی سنت و مدرنیته در عصر پساروشنگری اظهار نظر می نماید، حلمی ضیا اولکن، فیلسوف، متفکر و جامعه شناس ترکیه ای می باشد که دیدگاه های تأثیرگذاری بیان داشته است. از این رو، پس از بررسی چیستی دین و اخلاق از منظر اندیشمند حاضر، مناسبات آن دو، به صورت تحلیلی، در این مقاله، مورد ارزیابی قرار می گیرد. از منظر این اندیشمند، دین و اخلاق، دو مقوله ی منفک بوده و تنها در برخی شرایط خاص، امکان تلاقی و تعامل ثانوی آن دو، امکان پذیر می باشد. کامل ترین تلاقی دین و اخلاق، در دین اسلام متجلی شده است که دلیل آن نیز اعتقاد به جاودانگی روح و مسئله ی الوهیت می باشد. همچنین علی رغم اینکه اولکن تلاش نموده دیدگاه های غربی جدید الورود به جامعه اسلامی را به میراث دینی کشور ترکیه و مناطق حومه نزدیک کند؛ اما انتقاداتی از قبیل ثانوی دانستن رابطه ی دین واخلاق، تاریخی و اجتماعی قلمداد نمودن دین، نادیده گرفتن ضمانت اجرایی اخلاق و بی توجهی به دیدگاه های اندیشمندان اسلامی متوجه نظریه ی وی می باشد. مقاله ی حاضر، با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از منابع و کتب حلمی ضیا، نگاشته شده است.
چیستی و اعتبار گزاره های شخصی از منظر منطق ارسطویی، رواقی و سینوی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۱
100 - 123
حوزههای تخصصی:
وجود گزاره های شخصی از منظر منطق ارسطویی، رواقی و سینوی انکارناپذیر است؛ ولی سخنان منطق دانان در این سه مکتب منطقی درباره چیستی و اعتبار این گونه گزاره ها متفاوت و گاهی متعارض اند. شباهت میان شخصیه و قضایای طبیعیه و خارجیه و گزاره های اتمی مطرح نمودن تشخّص در ناحیه محمول علاوه بر موضوع و مطرح نمودن آن در شرطیات، سبب ابهام در چیستی شخصیه و ملاک آن شده است؛ چنان که نامعتبردانستن شخصیات و گزاره های اتمی در استدلال ها با تصریح منطق دانان به اعتبار برخی از این گونه گزاره ها در صغری و کبرای قیاس ها و نیز در استقرا و تمثیل ها سبب ابهام در مسئله اعتبار یا عدم اعتبار این گونه گزاره ها شده است. این سخنان متفاوت، ذهن منطق پژوهان را با این سؤالات مواجه می کند که ملاک شخصیه چیست و تمایز آن با گزاره های مشابه مانند اتمی، طبیعیه و خارجیه در چیست؟ آیا تشخّص فقط در ناحیه موضوع است یا در ناحیه محمول هم قابل طرح است؟ آیا تشخّص در شرطیات هم قابل طرح است؟ آیا گزاره های دارای تشخّص، در علوم و در استدلال ها معتبرند یا خیر؟ یافتن پاسخی دقیق برای این سؤال ها و یافتن راهی برای جمع میان سخنان متفاوت منطق دانان، ضرورت پژوهش در این زمینه را آشکار می کند. در این تحقیق که به روش توصیفی- تحلیلی ارائه می گردد، پاسخی مبتنی بر مبانی منطق ارسطویی، رواقی و سینوی، برای سؤال های مذکور ارائه می شود و دیدگاه های مختلف مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.
ارزیابی نزاع فخر رازی با فلسفه اسلامی در مسئله اقلّی بودن شرور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
475 - 492
حوزههای تخصصی:
مسئله شر و چگونگی وارد شدن آن در قضای الهی از مهمترین مسائل مطرح در فلسفه اسلامی است. یکی از مشهورترین پاسخ ها در این رابطه، نظریه تقسیم پنج گانه موجودات نزد فیلسوفان مسلمان است که به ارسطو نسبت داده شده است. طبق این پاسخ، شرور اقلّی، لازمه جدایی ناپذیر عالم ماده هستند و بنابراین باید عالم علیرغم احتمال رخ دادن این شرور آفریده شود؛ زیرا رخ ندادن این شرور اقلّی هیچ راهی ندارد جز اینکه عالم اصلا آفریده نشود؛ راهی که به نظر فیلسوفان اسلامی، ترک خیر کثیر و ارتکاب شر کثیر است. ایشان در ضمن استدلالی قیاسی و پیشینی کوشیده اند با محاسبات کمّی نشان دهند که چگونه شرور در عالم انسانی و غیر انسانی در نسبت با خیرات اندک هستند. در مقابل، فخر رازی با نقد فلسفه اسلامی در این مسئله مدعی شده است که شرور لازمه جدایی ناپذیر عالم نیستند کما اینکه عدم آفرینش عالم به قیمت رخ ندادن شرور اصلا شر کثیر نیست. وی در ضمن استدلالی استقرایی و پسینی و در عین حال چونان فلاسفه اسلامی تلاش کرده است تا با محاسبات کمّی نشان دهد که اکثر انسان ها مبتلا به شرور زیاد و محروم از لذت های گوناگونند و در نتیجه، برخلاف محاسبات عددی فیلسوفان مسلمان، اکثری بودن خیرات نادرست است. در این مقاله که با رویکرد توصیفی تحلیلی سامان یافته است، عمدتاً با تمرکز بر گفته های ابن سینا دیدگاه فلسفه اسلامی را تقریر نموده و آن را با نقدهای فخر رازی پی خواهیم گرفت. در نهایت نیز نشان خواهیم داد که ارزیابی این نزاع بنیادین جهان کلاسیک در آینه افق نگاه امروزین به مسئله شر گویای آن است که اگرچه فخر رازی با فیلسوفان مسلمان در تقریر چرایی وجود شرور در عالم اختلاف نظر جدی دارد اما در نداشتن و یا غفلت از منظر انسانی و کیفی در تحلیل این مسئله هم داستانند.
چیستی فناوری: تأملی بر اساس هستی شناسی بسکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، بر اساس هستی شناسی مطرح در فلسفه علم روی بسکار، تعریفی برای فناوری ارائه شده است. درک چیستی فناوری پیش نیازی جدی برای پاسخگویی به پرسش های کلیدی در حوزه فلسفه فناوری است، پرسش هایی در حوزه تعامل فناوری و جامعه، اخلاق و فناوری، فناوری و دانش، آزادی و دموکراسی و فناوری، و بسیاری مباحث دیگر. مقاله با بهره گیری از هستی شناسی بسکاری و تحلیل ساختارهای طبیعی، مصنوعی و اجتماعی، فناوری را به عنوان برهم کنش انسان با ساختاری ترکیبی تعریف می کند که هدف آن دستیابی به کارکردهایی مشخص است. بر اساس این تعریف، فناوری نه امری خنثی، بلکه ارزش بار و بدیل پذیر است، به این معنا که مسیر توسعه و کارکردهای آن می تواند با توجه به ارزش ها و انتخاب های اجتماعی تغییر کند. مقاله نشان می دهد که فناوری محصول تعامل پیچیده انسان با ساختارهای طبیعی، مصنوعی و اجتماعی است، و همین تعامل امکان ایجاد شکل های مختلف فناوری را فراهم می کند. در این مقاله تلاش شده به لحاظ فلسفی فهمی عمیق تر از چیستی فناوری ارائه شود. این فهم نشان می دهد که در مواجهه با فناوری نمی توان منفعل بود و می توان فعالانه در شکل گیری آن نقش ایفا کرد. به این ترتیب محتوای مقاله روی خوشی به دیدگاه جبرانگاری فناوری نشان نمی دهد.
تحلیل و بررسی چالش ها و موانع مهم، در ایجاد حکومت مهدوی با تأکید بر روایات مفسرل آیات قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۳
158 - 183
حوزههای تخصصی:
جهان هستی و گردش گیتی، همه برمدار وجود یگانه منجی ای است که خدا و معصومین وعده ظهورش را در آخرالزمان داده اند. در همه ادیان آسمانی به ظهور این انسان الهی بشارت داده شده است؛ تا جهان آکنده از ستم را به عدل و داد برساند. طبیعتاً ظهور ایشان مخاطرات و دشواری های فراوانی را به دنبال خواهد داشت و این مخاطرات می تواند چالش زیادی برای برپایی حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) ایجاد کند. پرسش اساسی این است که قرآن کریم به کدام یک از چالش های ایجاد حکومت جهانی مطرح شده، توجه داشته است؟ و حضرات معصوم(ع) کدام آیات را به آن چالش تأویل برده اند؟ با بررسی انجام شده از طریق روش توصیفی _ تحلیلی به نظر می رسد شناخت این حوادث و چالش ها برای منتظرین حضرت خصوصاً چالش های حتمی؛ بسیار لازم و ضروری است. یافته ها نشان می دهد بعضی از این حوادث برای امام مزاحمت زیادی ایجاد می کند و روند ظهور و برپایی حکومت را مختل می کند. قرآن کریم به کمک روایات تفسیرکننده اش به سه چالش مهم اشاره دارد که خروج سفیانی ذیل 11 آیه و خروج دجال ذیل 5 آیه از جمله آنهاست که احادیث آن آیات را به این دو حادثه تأویل برده اند؛ اما چالش سوم و مهم دیگری هم هست که پیوسته دغدغه حضرات معصومین؟عهم؟ و اصحاب آنها بوده است؛ چراکه بیش از یازده قرن از غیبت امام مهدی؟عج؟ می گذرد و بیشتر انسان ها آن حضرت را ندیده اند و با ایشان معاشرت نداشته اند، که با یک نگاه، ایشان را شناخته و با او بیعت نمایند و آن چالش(طولانی شدن غیبت امام و فراموشی یاد حضرت در ذهن مردم) جایگزین شود؟ شناخت و معرفی امام است که در روایات به عنوان مهم ترین چالش معرفی شده است که حضرات معصوم؟ع؟ یک آیه را به این مسئله تأویل برده اند.
مالیخولیا و شیوه درمان آن از دیدگاه ابن سینا (رویکردی فلسفی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۱
5 - 23
حوزههای تخصصی:
مسئله رابطه نفس ناطقه با بدن و واسطه بودن روح بخاری، به شکل گیری مباحث فلسفی فراوانی در این زمینه منجر شده است. یکی از این مواردْ علل و نشانه های بیماری های روانی، مانند افسردگی مالیخولیائی است که از دیدگاه ابن سینا مهم ترین دلیل به وجود آمدن آن و مؤثرترین شیوه درمان آن را باید در رابطه نفس ناطقه با بدن جست و جونمود. افسردگی مالیخولیا به معنای انحراف افکار و صورت های ذهنی انسانی از مسیر صحیح است که در این حالت انطباق مفاهیم علمی با خارج مختل می شود و لذا شخص در افکار و پندارهای نادرست خود غرق می گردد. این بیماری روانی دارای مراتب مختلفی است که در شدیدترین حالت آن، یعنی مانیا، ادراکات فرد بیمار تا حد زیادی از عالم واقعیت منحرف می گردد، دائماً به مردگان می اندیشد و ممکن است خود را فوت شده تلقی نماید. ازنظر ابن سینا علت اصلی این بیماری را باید در ضعف روح بخاری جستجوکرد که این ضعف موجب ضعف ارتباط نفس با بدن می شود. ریشه این ضعف نیز غلبه مزاج سودائی در مغز است که باعث اختلال در عملکرد روح بخاری به عنوان رابط نفس و بدن می شود. درمجموع نحوه مواجهه ابن سینا با افسردگی مالیخولیا نشان دهنده روی کرد جامع وی در مواجهه با اختلالات روانی است. روی کردی که هم در مبانی فلسفی وی و هم شواهد و مطالعات تجربی ریشه دارد.
مقایس آرای ملاصدرا و پلانتینگا در حل مسئله شر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات تطبیقی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
113 - 128
حوزههای تخصصی:
در سنت فلسفه اسلامی، ملاصدرا به عنوان یکی از حکیمان متأله و در ساحت تفکر فلسفه غربی، پلانتینگا به عنوان فیلسوف خداباور، هریک با مبانی و راه حل های خاصی درباره مسئله شر تحقیق کرده اند. اصلی ترین مبنای ملاصدرا، اصالت وجود است و راه حل های او از الگوی عدمی بودن شر و مجعول بالعرض بودن آن تبعیت می کند. پلانتینگا نیز با استفاده از توصیف جهان های ممکن و نسبت میان اختیار انسان و قدرت مطلق خداوند، درصدد اثبات عدم تناقض مسئله منطقی شر با وجود خدا است. این دو متفکر در اصلِ اعتقاد به خدا، عالِم، قادر و خیرخواه بودن خدا، مشابهت، اما در نوع مواجهه، ذاتی بودن گناه، دفاع از نظریه عدل الهی و غلبه نگاه منطقی، با یکدیگر اختلاف نظر دارند. هدف از این مقاله، صرف تبیین و مقایسه مبانی فکری و راه حل های ملاصدرا و پلانتینگا در مسئله شر نبوده است؛ بلکه نقد مبانی و راه حل های این دو متفکر و درنتیجه، ارائه راهکاری تطبیقی برای حل مسئله شر است. روش تحقیق در این پژوهش، از این نظر که به موضوعی اندیشه ای و معرفتی می پردازد و به روش استدلال و تحلیل عقلانی مبادرت می ورزد، بنیادین و نظری است و از این نظر که آرای دو متفکر را مقایسه می کند و تطبیق می دهد، مقایسه ای و تطبیقی است.
مقایس تطبیقی دیدگاه شهید مطهری و علامه عسکری در معناشناسی و مصداق یابی شئون پیامبر و امام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات تطبیقی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
129 - 146
حوزههای تخصصی:
به واژه شأن در کتب متکلمان متقدم چندان توجه نشده است؛ اما متکلمان معاصر به تازگی به این اصطلاح توجه کرده اند. در این میان، شهید مطهری و علامه عسکری با تعریف شأن و تعیین مصادیق شئون به معناشناسی و مصداق یابی این اصطلاح پرداخته اند. ضرورت پرداختن به این مسئله ازنظر نیاز به تعیین دقیق چارچوب معنایی و مصادیق شأن و گسترش این عرصه علمی در مباحث امامت پژوهی تخصصی است. سؤال این است که معنا و مصادیق شئون پیامبر و امام از دیدگاه شهید مطهری وعلامه عسکری چیست. فرضیه مقاله این است که شهید مطهری و علامه عسکری چارچوب معنایی مشخصی برای شأن، ارائه و مصادیق آن را مشخص کرده اند. شأن در لغت به معنای امر و حال و کارهای بزرگ است و در اصطلاح قرآن و روایات، به معنای امور بزرگی است که بر عهده امام بوده و سزاوار اوست. شهید مطهری از اصطلاح شئون در معانی نزدیکی چون امور، کارها و سزاواری با اولویت «امور و کارها» استفاده کرده است. علامه عسکری در معناشناسی شئون با شهید مطهری هم عقیده بوده و شأن را به معنای «کار» دانسته و وظیفه اصلی پیامبر به معنای تبلیغ دین را از شئون جدا کرده است. شهید مطهری در کتب مختلف خویش در مجموع، شئون پیامبر را شامل مرجعیت دینی، قضاوت و حکومت دانسته و مصادیق حکومت، مرجعیت دینی، قضاوت و ولایت را شئون امام دانسته است؛ اما علامه عسکری به مصادیقی چون تبلیغ قرآن، خلافت، اقامه جماعت، برپاداشتن احکام اسلامی و ایجاد جامعه اسلامی و حکومت عادله به عنوان شئون پرداخته است. درمجموع، هر دو متکلم با اختلاف عبارات، در مصادیقی چون حکومت و مرجعیت دینی به عنوان شئون امام اتفاق نظر دارند.