مطالب مرتبط با کلیدواژه

حل تعارض روایات


۱.

کاربست شؤون معصوم در علم اصول(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شؤون معصوم علم اصول روایات قابل استناد حل تعارض روایات قلمرو سنت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۹ تعداد دانلود : ۶۲۰
بررسى قرآن کریم و روایات معتبر، نشان مى دهد که پیامبر)ص( و امام)ع( غیر از شأن اصلى ابلاغ پیام الاهى، شؤون دیگرى همچون شأن عادى، ولایى و قضایى نیز داشته اند، همان طور که دانشمندان کلام، فقه و اصول، شؤون گوناگونى را براى معصوم ذکر کرده اند. توجه و به کارگیرى درست این شؤون در رشته هاى مختلف علوم اسلامى، مى تواند نتایجى را در این علوم به بار آورد. در این مقاله تلاش شده تا به اختصار، شؤون مؤثر در علم اصول توضیح داده شود و مهم ترین نتایج توجه و به کارگیرى آن شؤون در علم اصول بررسى شود. این نتایج عبارتند از تفکیک روایات قابل استناد در علم اصول از روایات غیر قابل استناد، حل تعارض روایات اثبات کننده برخى مسائل اصولى، تعیین وظیفه در هنگام شک در روایات قابل استناد در اصول، و تعریف سنت.
۲.

بازکاوی خاستگاه انصاف در فلسفه اخلاق اسلامی؛ تحلیل محتوای کیفی روایات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: انصاف خاستگاه انصاف روایات انصاف حل تعارض روایات محرک های انصاف موانع انصاف فلسفه اخلاق اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۲
انصاف از پربسامدترین واژه های کلام بشری و از مفاهیم اساسی فلسفی، حقوقی و اخلاقی است. با وجود کنکاش اندیشمندان علوم مختلف درباره انصاف، هنوز برخی زوایای آن مبهم است یا به درستی تبیین نشده است. پژوهش حاضر بر پایه داده های کتابخانه ای و به روش تحلیل محتوای کیفی روایات، در پی پاسخ به این پرسش اساسی در حوزه فلسفه اخلاق است که خاستگاه انصاف چیست؟ تا از رهگذر آن برای تحقق انصاف و آثار مثبت آن همچون سعادت و اعتلای فرد و جامعه، شایسته سالاری در انتخاب و انتصاب افراد، رفع شبهه ذهنی و پیش گیری از داوری های نادرست زمینه سازی کند. از ظاهر برخی روایات درباره چیستی خاستگاه انصاف، دو پاسخ شرع یا عقل برداشت می شود. اما بررسی مجموع روایات و توجه به قواعد حل تعارض همچون نوع دلالت و رابطه دوسویه میان عقل و شرع نشان می دهد انصاف از برترین فضائل اخلاقی درونی و حق محورِ برخاسته از عقل است و ایمان از مهم ترین محرک های آن به شمار می آید. همچنین اشاره به ضرورت عقلی انصاف در سخن برخی اندیشمندان و سرچشمه گرفتن بیشتر عوامل برانگیزاننده به انصاف مانند بیزاری از بدی، خیرخواهی و جوانمردی، یا بازدارنده از آن مانند خشم، پستی و ناتوانی، از عقل این نتیجه را تأیید و تقویت می کند. بنابراین انصاف در حوزه اخلاق اسلامی، امضایی است نه تأسیسی و تنها ویژه دیندارها نیست و افراد بی دین نیز می توانند منصف باشند.