فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۲٬۵۹۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: همه گیری ویروس کرونا در جهان، مشاغل و کسب و کارهای زیادی را مختل نموده و معیشت میلیون ها انسان را در وضعیت ناپایداری قرار داده است. بیماری و علائم تنفسی، مرگ یا از دست دادن توان اشتغال بویژه برای سرپرستان خانوارها تهدیدی برای امنیت غذایی از جمله در مناطق روستایی است که از بحران کووید -19 زاده شد. هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثرات شیوع ویروس کرونا در معیشت پایدار روستاییان در سکونتگاه های روستایی استان آذربایجان شرقی با تاکید بر قلمرو عشایری بود. روش شناسی تحقیق: تحقیق از نظر هدف در جرگه تحقیقات کاربردی – توسعه ای، از لحاظ ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی بوده و برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از مطالعات اسنادی و میدانی (مصاحبه های نیمه ساختار یافته) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، استان آذربایجان شرقی (در سال 1395 دارای 1100220 نفر جمعیت و 335878 خانوار روستایی) است. حجم نمونه 48 نفر از صاحبان مشاغل، دهیاران، کارشناسان بخشداری ها، اساتید دانشگاهی و ... می باشد که در انتخاب آنها از روش کیفی متواتر نظری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات از روش کیفی نظریه مبنایی (گراندد تئوری) استفاده شد. قلمروجغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش سکونتگاه های روستایی در مناطق عشایری استان آذربایجان شرقی است. یافته ها و بحث: یافته های پژوهش نشان داد، پس از انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته با جامعه نمونه و کدگذاری باز این مصاحبه ها به شناسایی 37 مفهوم کلی، 26 مقوله و 18 شاخص منجر شد که اثرات شیوع ویروس کرونا را در جوامع روستایی استان آذربایجان شرقی بخصوص در قلمرو عشایر را نشان می دهد. نتایج: شیوع ویروس کرونا در نقاط روستایی این استان بخصوص در قلمرو عشایر اثراتی در سرمایه های معیشتی روستاییان برجا نهاده است. از دست رفتن شغل ثابت، کاهش درآمد و توان مالی، کاهش انگیزه ایجاد شغل جدید، امنیت غذایی، کاهش جریان فضایی کالا و محصولات، افزایش ناهنجاری اجتماعی، کاهش اعتماد اجتماعی، افزایش استرس و فشار روانی، مشکلات حمل و نقل و تردد بین شهری و کاهش ارتباطات اجتماعی، کاهش جریان سرمایه ورودی، کاهش جریان افراد، نیاز به دریافت تسهیلات بانکی، انتظار حمایت نهادی و ... از آن جمله اند.
Analysis of the Impact of Environmental Unsustainability on Social Unsustainability in Iran: Tensions and Social Damages Caused by Drought in Rural Areas(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose- Social sustainability, especially in rural areas, is one of the most important goals of policymakers, planners and managers. However, social sustainability in local communities, such as villages, can be challenged through environmental instabilities. Accordingly, the purpose of this study is to analyze the tensions and social dangers in rural areas of Neyshabur, one of the provinces of Iran. Design/methodology/approach- In order to measure the relationship between the independent variable of drought and the dependent variable of social tension, 24 variables were identified in the context of drought, existing tensions and social damage caused by water scarcity in the study area. The required information was collected from documentary studies and also through interviews and questionnaires. One-sample t-test, Pearson correlation, single-variable regression, and VIKOR model were used to analyze the data. Findings- The results show that there is a relationship between water deficit deduced from drought and 22 social unsustainability variables. Based on the results of the regression test and the amount of obtained beta, respectively, the greatest effects of water shortages deduced from drought was on intensifying rural poverty (0.932), increasing living expenses (0.931), and the destruction of small crop and small cultivation (0.924). Also, the results of the VIKOR model showed that there is a difference between the studied villages in terms of the severity of social tensions. Originality/value- This study has been promising to focus on the effects of drought and water scarcity as an environmental unsustainability in shaping and exacerbating tensions and social injuries. Therefore, the results of this study can be effective in recognizing the social impacts of environmental changes in geographical areas and countries facing environmental changes.
تحلیل فضایی مناطق روستایی بهینه برای بهره برداری از انرژی های تجدیدپذیر (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال بیست و پنجم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
1 - 24
حوزههای تخصصی:
با توجه به وجود فضای مناسب و پتانسیل نواحی روستایی کشور، انرژی های تجدیدپذیر به عنوان گزینه ای مناسب برای تأمین انرژی مطرح شده است؛ بنابراین، هدف این مطالعه ادغام روش های تصمیم گیری چندمعیاره و سیستم اطلاعات جغرافیایی به منظور پتانسیل سنجی مناطق بهینه در سطح محلی و روستایی است تا با ارائه روش تصمیم گیری در مطالعات فضایی انرژی های تجدیدپذیر بالاترین تفکیک فضایی ممکن در این زمینه فراهم شود. در این مطالعه، جهت وزن دهی به معیارها از روش بهترین- بدترین و برای به دست آوردن نقشه تناسب جهت توسعه انرژی های تجدیدپذیر در روستاهای شهرستان مشهد از روش ترکیب خطی وزنی استفاده شده است. نتایج نشان دهنده اهمیت معیارهای محیطی و اقتصادی و نیز توجه به نوع انرژی تجدیدپذیر برای مناطق روستایی است به طوری که از مجموع مساحت منطقه مورد مطالعه، 54 درصد جهت تأسیس نیروگاه خورشیدی و 25 درصد جهت تاسیس نیروگاه بادی در کلاس مناسب هستند. روستاها در منطقه مورد مطالعه به دو گروه روستاهای برخوردار از پتانسیل انرژی بادی و انرژی خورشیدی تقسیم بندی شدند. روستاهای گروه اول عمدتاً در حاشیه جنوب غربی و روستاهای گروه دوم در حاشیه جنوبی و مرکزی شهرستان مشهد توزیع شده اند. نتایج این مطالعه می تواند برای برنامه ریزی و تصمیم گیری در تمام سطوح مدیریتی جهت توسعه انرژی های تجدید پذیر در آینده بسیار مفید باشد.
تحلیل اثرات اجتماعی و اقتصادی یکپارچه سازی اراضی در شهرستان تربت جام مورد: شرکت سهامی زراعی نیل آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ﻣﻬﻤﺘﺮیﻦ ویﮋگی های بخش کشاورزی در ﻣﻨ ﺎﻃﻖ روﺳ ﺘﺎیی ای ﺮان، ﭘﺎییﻦ ﺑﻮدن ﺑﻬﺮه وری ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﻮﻟیﺪ اﺳﺖ. قطعهﻗﻄﻌﻪ ﺑﻮدن اراﺿی زراﻋی از ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﻮﺛﺮ در ایﻦ اﻣﺮ می باشد و مناسب ترین راﻫکﺎر، اﺟﺮای ﻃﺮح های یکﭙﺎرﭼﻪ ﺳﺎزی اراﺿی اﺳت. از مهم ترین آثار اجرای طرح های یکپارچه سازی اراضی کشاورزی، آثار اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی است. بر این اساس پژوهش حاضر از نظر روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف، توسعه ای و کاربردی است که به منظور گرد آوری اطلاعات، برحسب مقتضیات پژوهش از مطالعات پیمایشی و کتابخانه ای استفاده شده است. جامعه ی آماری تحقیق شامل 1448 خانوار سهام دار شرکت سهامی زراعی نیل آباد تربت جام است که با استفاده از فرمول کوکران 174 سهام دار به عنوان نمونه انتخاب و مورد پرسش گری واقع شدند. داده ها و اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار استنباطی و توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با توجه به نتایج حاصل از تحقیق، در بُعد اجتماعی- فرهنگی، شاخص افزایش دانش کشاورزان با میانگین 93/3 و در بعد اقتصادی- معیشتی، شاخص هزینه مصرف آب، با میانگین 82/3 نسبت به سایر شاخص ها افزایش معناداری را نشان می دهد. به طور کلی میانگین اثرات یکپارچه سازی اراضی در قالب شرکت سهامی 47/3 است که بالاتر از میانگین عددی 3 و در حد متوسط تا مطلوب ارزیابی گردیده است. بنابراین شرکت سهامی زراعی نیل آباد در بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی سهام داران تاثیر نسبتاً مثبتی داشته است. با اینحال، با گذشت ۵۰ سال از فعالیت شرکت، اکنون پایین رفتن سطح آب های زیر زمینی، عدم وجود صنایع مکمل در زنجیره تولیدی، افزایش اعضای اولیه از ۲۷۶ نفر به حدود ۲۰۰۰ نفر به عنوان عواید بگیر، عدم رضایت سهام داران از هیات مدیره شرکت سهامی زراعی، مهم ترین مسائل شرکت از دیدگاه مدیران و سهام داران است.
توانمندسازی روستاییان در شکل گیری سازمان های غیردولتی در جهت تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی، مورد: شهرستان جوانرود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توانمندسازی روستاییان، منجر به سازماندهی آن ها در قالب سازمان های غیردولتی و مردم نهاد شده؛ و زمینه مشارکت موثر آنان را در فراگرد توسعه و تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی فراهم می سازد. در این راستا، برای تبیین دقیق موضوع، در پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر ابزار پرسشنامه، ارتباط بین تسهیل کننده های توانمندسازی روستاییان در میزان شکل گیری سازمان های غیردولتی، و ارتباط این سازمان ها در فراگرد تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی(در قالب 15 شاخص) در سطح30 روستا و 300 خانوار نمونه روستاهای شهرستان جوانرود سنجیده شد. یافته ها نشان داد بین بهبود شاخص های توانمندسازی و میزان شکل گیری و گسترش سازمان های غیردولتی در راستای تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی رابطه معنی دار وجود دارد. لیکن، این ارتباط از نوع کاهشی-کاهشی بوده است؛ که نامناسب بودن جایگاه متغیرهای پژوهش در ناحیه مورد مطالعه را آشکار ساخته است. به سخن دیگر، عملیاتی کردن روش های توانمندسازی به دلیل غلبه رویکرد «بالا به پایین» و «حکومت محور» نتوانسته است احساس قدرت و توانمندی را در روستاییان ایجاد و زمینه مشارکت مؤثر و سازمان یافته آنان در چارچوب سازمان های غیردولتی را فراهم نماید. به گونه ای که پایین بودن سطح مشارکت سازمان های غیردولتی سبب نارسایی در تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی- اکولوژیک شده است. بنابراین، ضروری است، از راه توجه و بهبود شاخص های تسهیل کننده توانمندسازی روستاییان همچون؛ آموزش و آگاهی بخشی، دانش و مهارت، انسجام و همبستگی، اعتماد و اطمینان، مشارکت، نهادسازی و حمایت سیاسی دولت، و تغییر رویکرد به سوی «اجتماع محور» و «پایین به بالا»، زمینه مناسبی برای مشارکت آنان با هدف شکل دهی سازمان های غیردولتی در راستای تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی فراهم شود.
تحلیل عوامل موثر رقابت پذیری بر رشد و توسعه گردشگری در نواحی مقصد روستایی (موردمطالعه: دهستان دوهزار در شهرستان تنکابن)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۵۱)
468 - 483
حوزههای تخصصی:
گردشگری روستایی، یکی از انواع گردشگری است که نقش مهمی را در توسعه نواحی روستایی دارد. یکی از موضوعات مهم در گردشگری روستایی، رقابت پذیری مقاصد گردشگری است که برای افزایش توان بالقوه مقاصد بسیار مورد توجه قرار گرفته است. ازاین رو هدف مقاله حاضر ارزیابی عوامل مؤثر در رقابت پذیری گردشگری دهستان دوهزار و ارائه راهکار های مناسب برای آن است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و از ابزار پرسش نامه برای جمع آوری داده ها استفاده شده که جامعه آماری پژوهش ساکنان دهستان دوهزار بودند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری به شیوه نمونه گیری ساده در دسترس انتخاب شدند. برای تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که ضریب اثر مولفه هایی نظیر حمایت از رشد و توسعه گردشگری (154/3)، مهمان نوازی و پذیرش گردشگری (050/3)، تحلیل رقابتی (567/4)، توسعه (774/5)، جایگاه (626/3)، مدیریت بازدیدکنندگان (055/4) در رشد و توسعه گردشگری دهستان دوهزار تاثیر بیشتری دارند و از بین متغیرهای رقابت پذیری فقط منابع و جاذبه های محوری در رشد و توسعه گردشگری دهستان دوهزار تاثیر دارد و متغیرهای دیگر از جمله عوامل پشتیبانی، مدیریت مقصد، خطی مشی، برنامه ریزی و توسعه مقصد، عوامل تقویت کننده حتی با نقش تعدیلگر حمایت جوامع محلی در رشد و توسعه گردشگری تاثیر ندارند.
عملکردمدیریت محلی و مشارکت روستاییان در فراگرد تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی با نقش میانجی اثرات ادراک شده آن ها ازبرنامه ها و طرح ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال بیست و پنجم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
47 - 70
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به واکاوی عملکرد مدیریت محلی در اجرای برنامه ها و طرح ها و نقش اثرات ادراک شده روستاییان از این برنامه ها و طرح ها برای مشارکت آن ها درفرآیند تحولات فضایی سکونتگاه های روستایی در بخش اسفندقه پرداخته است. این پژوهش به روش کمی و توصیفی تحلیلی و با ابزار پرسشنامه، متغیرهای اثرگذار و اثرپذیر را دراین ارتباط وارسی کرده است. پی آیندهای پژوهش حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار بین متغیر مدیریت محلی با چهار متغیر میانجی اثرات محیطی اکولوژیک، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی زیربنایی ادراک شده از طرح ها و برنامه-ها است. همچنین، رابطه بین مدیریت محلی و مشارکت آنان در فرا گرد تحولات فضایی با نقش میانجی اثرات محیطی اکولوژیک، اجتماعی و کالبدی زیربنایی ادراک شده از برنامه ها و طرح ها مورد تائید قرار گرفت. اما رابطه بین مدیریت محلی و مشارکت آنان در فرا گرد تحولات فضایی با نقش میانجی اثرات اقتصادی ادراک شده از برنامه ها و طرح ها تائید نشد. به سخن دیگر، اجرای برنامه ها و طرح-های تحول فضایی در حوزه اقتصادی، به گونه ای نبوده که بتواند مشارکت روستاییان را در این زمینه با خود همراه سازد. به طورکلی، یافته های پژوهش نشان داد، مدیریت محلی با نقش میانجی اثرات محیطی اکولوژیک، اجتماعی و کالبدی ادراک شده روستاییان از برنامه ها و طرح ها بر مشارکت آنان در سه بعد محیطی اکولوژیک، اجتماعی و کالبدی تحول فضایی تأثیر مثبت و معنادار داشته است.
تبیین رفتار سازگاری کشاورزان با تغییرات آب و هوایی: تحلیل جنسیتی با استفاده از مدل توسعه یافته انگیزش حفاظت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۵۰)
226 - 245
حوزههای تخصصی:
درک فرایندهای ادراکی و شناختی دو گروه کشاورزان زن و مرد برای تشویق سازگاری با تغییرات آب و هوایی بسیار مهم است. در این مطالعه، به منظور بررسی عوامل مؤثر بر رفتار سازگاری کشاورزان زن و مرد شهرستان باغملک واقع در استان خوزستان، از مدل توسعه یافته انگیزش حفاظت استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش کشاورزان دو گروه زن و مرد بودند. تعداد اعضای نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 200 کشاورز مرد و 150 کشاورز زن انتخاب شد. برای انتخاب کشاورزان از نمونه گیری چند مرحله ای طبقه ای خوشه ای تصادفی استفاده گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ای بود که روایی صوری آن توسط چهار تن از اعضای هیئت علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی تأیید گردید. افزون بر این، برای تعیین میزان پایایی، از پیش آزمون و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج تجزیه وتحلیل معادلات ساختاری نشان داد، متغیرهای دانش ادراک شده، هزینه پاسخ و هنجار توصیفی متغیرهای مؤثر بر نیت کشاورزان مرد به صورت مثبت و مستقیم و رفتار به صورت مثبت و غیرمستقیم هستند و این متغیرها درنهایت توانستند به ترتیب 67 و 45 درصد از تغییرات متغیرهای نیت و رفتار کشاورزان مرد را پیش بینی کنند. متغیرهای شدت درک شده، هزینه پاسخ، اعتقاد به تغییرات آب و هوایی و عادت متغیرهای مؤثر بر نیت کشاورزان زن به صورت مثبت و مستقیم و رفتار به صورت مثبت و غیرمستقیم هستند و این متغیرها درمجموع توانستند به ترتیب 70 و 25 درصد از تغییرات متغیرهای نیت و رفتار کشاورزان زن را پیش بینی کنند. اطلاعات به دست آمده می تواند به عنوان پایه ای در تدوین مداخلات مناسب برای سازگاری با تغییرات آب و هوایی در بخش کشاورزی مورداستفاده قرار گیرد.
ارزیابی مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان های مرتبط با مدیریت توسعه روستایی (مطالعه موردی: سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از الزامات اساسی جهت دستیابی به توسعه مستمر و پایا، بررسی تحلیلی ساختارهای مرتبط با آن است. ساختارها و سازمان های متنوعی، عاملیت توسعه را به خصوص در حوزه روستایی بر عهده دارد. پرسش اساسی این است که تا چه اندازه بر مسئولیت اجتماعی خود واقف می باشند. تحقیق حاضر سعی در بررسی و ارزیابی مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان جهاد کشاورزی به عنوان یکی از نهادهای مسئول در توسعه روستایی ایران به صورت مطالعه موردی استان اصفهان دارد. جامعه آماری تحقیق حاضر را کارکنان ستادی و صفی ترویج جهاد کشاورزی استان اصفهان تشکیل داده که از این تعداد 158 نمونه آماری انتخاب و میزان مسئولیت پذیری اجتماعی این نهاد به وسیله این افراد مورد ارزیابی قرار گرفته است. ابزار اصلی تحقیق پرسشنامه بود. تحقیق از پرسشنامه ساختار یافته کارول (2016) در چهار بعد اقتصادی، حقوقی، اخلاقی و خیرخواهانه و 25 متغیر (5 متغیر در هر بعد) استفاده نمود. همچنین به منظور بررسی عوامل روانشناختی نیز چهار بعد: ریسک پذیری، توفیق طلبی، عمل گرایی و چالش طلبی مورد سنجش قرار گرفت. روایی پرسشنامه به وسیله متخصصان دانشگاه و سازمان جهاد کشاورزی مورد تایید قرار گرفت و پایایی ابزار تحقیق نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از 7/0 محاسبه گردید. نتایج تحقیق نشان داد که میزان مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان از دیدگاه کارکنان ترویج در حد مطلوبی نبوده به خصوص در بعد فعالیتهای خیرخواهانه پایین تر از حد مناسب (50 درصد) می باشد و عوامل روان شناختی کارکنان بر میزان این ارزیابی از دیدگاه آنان تاثیرگذار بوده است همچنین رابطه مثبت و معنی داری بین تعهد سازمانی کارکنان با میزان ارزیابی آنان از مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان وجود داشته است.
واکاوی آسیب پذیری معیشت خانوارهای روستایی نسبت به تغییرات اقلیمی در استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۵۰)
210 - 225
حوزههای تخصصی:
تغییر اقلیم طی قرن اخیر منجر به تغییرات قابل توجه در زندگی انسان شده، معیشت او را با افزایش هزینه های تولید و ریسک و عدم حتمیت با چالش مواجه کرده است. دراین بین، روستائیان به دلیل وابستگی معیشت آن ها به کشاورزی و درنتیجه اقلیم، آسیب پذیرتر هستند. این پژوهش که نوعی تحقیق پیمایشی است با هدف بررسی آسیب پذیری خانوارهای روستایی استان کرمانشاه نسبت به تغییر اقلیم انجام شد. بدین منظور از نمونه ای شامل 212 خانوار که از بین حدود 134 هزار خانوار روستایی استان کرمانشاه انتخاب شدند، استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بود. برای تعیین میزان آسیب پذیری از شاخص آسیب پذیری معیشت خانوار نسبت به تغییر اقلیم (LVI) استفاده شد. یافته های این تحقیق نشان داد که معیشت خانوارهای روستایی تمامی شهرستان ها به شدت نسبت به تغییرات اقلیم آسیب پذیر است. بیشترین میزان آن در شهرستان جوانرود (448/0) و کمترین آن در شهرستان کنگاور (4/0) بود. از میان مؤلفه های اصلی LVI، نوع استراتژی معیشتی (565/0)، بیشترین حساسیت را به تغییرات اقلیم داشت. پس ازآن به ترتیب شبکه های اجتماعی و ویژگی های اجتماعی - جمعیت شناختی با مقادیر 557/0 و 465/0 در رتبه های بعدی بودند. بر اساس نتایج، بهترین راهکارهای کاهش میزان حساسیت معیشت عبارت اند از: متنوع نمودن منابع درآمدی و کاهش وابستگی معیشت خانوارها به کشاورزی از طریق توسعه فرصت های شغلی غیرکشاورزی، گسترش خدمات حمایتی نظیر بیمه با ارائه مشوق های مختلف نظیر معافیت مالیاتی به بیمه گزاران و افزایش توانمندی خانوارها در تأمین نیازهای اساسی خود با ترویج فرهنگ پس انداز و ارائه بسته های حمایتی به منظور افزایش توان تاب آوری آن ها نسبت به تغییرات اقلیم.
سنجش مطلوبیت توسعه اقتصاد کشاورزی در فضاهای روستایی پیراشهری، مورد: استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشاورزی هسته اصلی پایه اقتصاد فضا را تشکیل می دهد به گونه ای که کشاورزی به عنوان بزرگ ترین جذب کننده نیروی کار در نواحی بوده و بیشترین درآمد و توسعه را ایجاد می کند.از آنجا که توسعه مفهومی چند بعدی است که در خود، تجدید سازمان نظام اجتماعی-اقتصادی را به همراه دارد، بررسی سطوح و ابعاد مختلف توسعه و آگاهی از میزان برخورداری مناطق مختلف می تواند گامی موثر و اساسی در این تجدید سازمان و برنامه ریزی باشد. در این راستا هدف از پژوهش حاضر، سنجش و ارزیابی مطلوبیت فضاهای پیراشهری از منظر شاخص های توسعه کشاورزی جهت توسعه سکونتگاه های روستایی در استان گلستان می باشد. بدین منظور شاخص های منتخب پژوهش در قالب 20 شاخص قابل سنجش در بین 14 پهنه فضایی اقتصاد(شهرستان) با بهره گیری از مدل تصمیم گیری ترکیبی WASPAS مورد تحلیل قرار گرفته است. در نهایت با تعیین میزان توسعه شاخص ها، مطلوبیت مناطق چهارده گانه بر اساس برخورداری از شاخص های مطلوبیت فضاهای پیراشهری مبتنی بر توسعه پایدار کشاورزی، پراکندگی و نابرابری در شاخص های توسعه اقتصاد سبز منطقه ای سنجیده شده است. برای وزن دهی شاخص ها از روش آنتروپی شانون استفاده گردید. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار EXCEL و SPSS استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بر اساس تحلیل داده ها سکونت گاه های پیراشهری(روستایی) استان دارای وضعیت پراکنش نابرابری می باشند. اولویت بندی فضاهای پیراشهری استان با مدل واسپاس حکایت از شکاف در امر برخورداری از شاخص های توسعه کشاورزی دارد که صورت واضح آن را می توان بین پهنه فضایی شهرستان گنبد با مجموع برخورداری (464/0)مطلوب ترین فضای پیراشهری نسبت به میزان مطلوبیت فضای پیراشهری شهرستان آق قلا با میزان برخورداری (264/0) که فاصله تقریباً دو برابری را نشان می دهد ملاحظه کرد. با توجه به نتایج بدست آمده، مسئولین و برنامه ریزان باید راهبردها، اهداف و سیاست گذاری ها را در راستای بهبود مطلوبیت فضاهای پیراشهری علی الخصوص شاخص های کشاورزی پایدار در سکونتگاه های روستایی جهت دار نماید.
نقش سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار اقتصادی در نواحی روستایی شهرستان سیرجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی به عنوان مکمل سایر صورت های سرمایه، یکی از پیش نیازهای مهم دستیابی به توسعه پایدار به خصوص در جوامع روستایی است. توسعه و پیشرفت در روستاها مستلزم گسترش اعتماد، مشارکت و ارتباطات و انسجام در بین کشاورزان است. در این مطالعه به دلیل نقش سرمایه اجتماعی در تسهیل و تسریع توسعه پایدار، در ابتدا ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار با استفاده از گویه های مختلف در طیف 5 گزینه ای لیکرت ارزش گذاری شدند. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه ای که روایی و پایایی آن مورد بررسی قرار گرفت، در بین نمونه ای از کشاورزان ساکن در روستاهای شمال شهرستان سیرجان جمع آوری شدند. پس از محاسبه شاخص سرمایه اجتماعی و شاخص توسعه پایدار، با استفاده از روش رگرسیون های به ظاهر نامرتبط، تأثیر سرمایه اجتماعی در کنار ویژگی های حرفه ای-اجتماعی روستاییان بر ابعاد مختلف پایداری بررسی شدند. بر طبق نتایج تحقیق شاخص سرمایه اجتماعی 57/0 و ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و نهادی توسعه پایدار به ترتیب 44/0، 51/0، 49/0 و 40/0 به دست آمدند. هم چنین نتایج نشان داد متغیر سرمایه اجتماعی بر هر چهار بعد پایداری تأثیر مثبتی دارد، اما تأثیر آن بر پایداری نهادی به لحاظ آماری معنی دار نمی باشد. از آن جایی که سرمایه اجتماعی محاسبه شده در بین کشاورزان در سطح بالایی نمی باشد، اما سبب بهبود پایداری می شود، لازم است با دقت در اجزای تشکیل دهنده ابعاد گوناگون سرمایه اجتماعی و برنامه ریزی صحیح جهت ارتقای آن و رفع نواقص موجود سطوح بالاتری از پایداری را به دست آورد و زندگی با کیفیت و توأم با رفاه بالاتری را برای کشاورزان به ارمغان آورد و جلوی مهاجرت آنان به شهرها را گرفت.
Unproductive Activities and Their Affecting Factors in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
P urpose- Unproductive activities refer to economic activities which do not have a positive effect on GDP, but have high profit and returns, which can eliminate productive activities. This is a phenomenon that has occurred in Iran in the last three decades. The aim of the present study is to analyze the factors causing and spreading unproductive activities using Fumanat area as the context. Design/methodology/approach- The study area is Fumanat, one of the historical regions of Gilan. The type of research is qualitative. In order to collect the required data and information, we conducted the various steps: First, using secondary data, the study illustrated changes in the share of employment in the economic sectors of the region, changes in the area of agricultural land use, as well as changes in the level of built land use. Second, conducting interviews with different business owners of each household, the common activities of households were studied to determine the evolution of productive activities in the sample villages. The common activities of households and among them unproductive activities were identified by inductive method. In order to understand the factors affecting the creation and expansion of unproductive activities, the qualitative approach of grounded theory was used. Findings- The study indicates that in the mountain zone, 39.1 percent of jobs, in the foothill zone, 32.3 percent of jobs, in the plain zone, 41.9 percent of jobs and in the coastal zone, 30.2 percent of jobs, can be categorized as unproductive activities. The existence of uncertainty, lack of support for productive activities, the property rights issue, inadequate privatization and dysfunctional institution system affect the expansion of unproductive activities in the region. Originality/value- Various studies have examined productive and unproductive sides in economic endeavors, most of which considered them with a macro point of view. The present study tries to investigate the contextually of the factors underlying these changes in a rural space and community.
ارزیابی تأثیر سیاست های جمعیتی دولت بر پایداری سکونتگاه های روستایی (مطالعه موردی: شهرستان کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پایداری جمعیتی حاصل رشد آگاهی در سطوح جهانی در مورد مسائل و موضوعات محیطی، اجتماعی، اقتصادی، فقر و نابرابری و نگرانی ها درباره یک آینده سالم برای بشر است. بنابراین، پژوهش حاضر به بررسی تاثیر سیاست های جمعیتی دولت بر پایداری جمعیتی سکونتگاه های روستایی شهرستان کرمان پرداخته است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته و نرم افزار excel می باشد. جمع آوری اطلاعات به صورت پیمایشی و اسنادی بوده است. و با استفاده از تحلیل رگرسیون و کاربرد مدل های FAHP و FVICOR، به تحلیل داده های پژوهش پرداخته شد. بنا بر نتایج به دست آمده در تحلیل رگرسیون پایداری جمعیتی به مقدار 20 درصد توسط سیاست های جمعیتی به عنوان متغیر پیش بینی تبیین شده است. بنابراین رابطه بین سیاست های جمعیتی با پایداری جمعیتی در سطح 99 درصد معنادار می باشد. در مدل های مورد استفاده در بین شاخص های مورد بررسی، بیشترین وزن، به شاخص اجتماعی با دارا بودن وزن 562/0 و کمترین وزن به شاخص اقتصادی با وزن 190/0 اختصاص داده شد. براین اساس، می توان چنین بیان نمود که معیار اجتماعی مهمترین تأثیر را در بین عوامل تأثیر گذار داشته است. و در اولویت بندی که در بین روستاها انجام گرفته: بالاترین رتبه از لحاظ شاخص های سه گانه در بین روستائیان به قناتغستان و عرب آباد و کمترین رتبه به سکنج اختصاص یافت. لذا شرایط موجود نشان از آن است که: سیاست های جمعیتی دولت در راستای پایداری جمعیت در دو روستای فوق موثر بوده ولی در دیگر روستاها چنین روندی محقق نشده است.
واکاوی آثار اجرای طرح ساماندهی خروج دام از جنگل بر جوامع روستایی با استفاده از روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره سیزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
734 - 749
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین برنامه های دولت برای حفظ عرصه های جنگلی کشور اجرای طرح خروج دام از جنگل و ساماندهی جنگل نشینان بوده که در سال ۱۳۶۸ آغاز شد اما بعد از گذشت سه دهه از اجرایی شدن آن همچنان با چالش های متعددی به ویژه برای ساکنان روستاهای جنگلی همراه بوده است. هدف تحقیق حاضر بررسی آثار اجرای طرح خروج دام بر ساکنین پنج روستای جابه جا و ملحق شده به شهر رامیان استان گلستان است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ رویکرد کلی و منطق پژوهش از نوع پژوهش های کیفی است که با رویکرد اکتشافی و در چهارچوب روش پدیدارشناسی به روش تحلیل مضمون انجام شده است. مصاحبه ها در بازه زمانی تیرماه 1398 تا اسفندماه 1398 انجام شد. مشارکت کنندگان افراد دارای تجربه زیسته در خصوص طرح خروج دام از جنگل بوده اند. پس از انجام 23 مصاحبه، از فرایند تحلیل مضمون سه مرحله ای استفاده گردید. در مرحله اول به منظور انجام کدگذاری باز، اقدام به پیاده سازی محتوای کلیه مصاحبه ها و سپس کدگذاری آن ها گردید. در این مرحله از متن مصاحبه ها 296 کد اولیه که قدرت مفهومی بیشتری داشتند استخراج شد. سپس با تعیین شباهت ها و تفاوت ها، 21 مقوله فرعی شناسایی شدند. مقوله های فرعی که دارای بیشترین قرابت معنایی و مفهومی کنار یکدیگر قرار گرفتند و مضامین سازمان دهنده (اصلی) از آن ها احصا شد، که دربرگیرنده مضامین اقتصادی (6 مضمون فرعی)، اجتماعی (6 مضمون فرعی)، نهادهای - مدیریتی (5 مضمون فرعی) و کالبدی (4 مضمون فرعی) بود. نتایج نشان داد طرح ساماندهی خروج دام از جنگل در منطقه رامیان از دیدگاه مشمولین موفق نبوده و مشمولین طرح نیاز به حمایت و هدایت به سمت خودکفایی اقتصادی و بازیابی فرهنگ اجتماعی خود دارند.
الزامات به کارگیری فناوری های نوین دیجیتال در راستای بهبود معیشت پایدار کشاورزان (موردمطالعه: استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۵۱)
452 - 467
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی الزامات بکارگیری فناوری های نوین دیجیتال برای بهبود معیشت پایدار کشاورزان است. این پژوهش از نوع تحقیقات پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه کشاورزان استان تهران بود که از فناوری های نوین دیجیتالی در مزارع خود استفاده نموده اند و تعداد آنان 112 نفر است. با توجه به محدود بودن تعداد کشاورزانی که از فناوری های نوین دیجیتالی استفاده نموده اند، همه آن ها به صورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری (SEM) به کمک نرم افزار Smart PLS3 صورت گرفت. یافته های تحقیق نشان دهنده آن است که الزامات آموزشی بکارگیری فناوری های نوین دیجیتال با ضریب مسیر 236/0 تأثیر مثبت و معناداری بر بهبود معیشت پایدار کشاورزان دارد، همچنین الزامات اقتصادی با ضریب مسیر 234/0، الزامات ساختاری با ضریب مسیر 146/0، الزامات نهادی با ضریب مسیر 135/0، الزامات سیاست گذاری با ضریب مسیر 118/0، الزامات مدیریتی با ضریب مسیر 114/0 و الزمات مهارتی به کارگیری فناوری های دیجیتال با ضریب مسیر 104/0 بر معیشت پایدار تأثیر مثبت و معناداری دارند.
واکاوی مشکلات ارائه خدمات دولت الکترونیک در سکونتگاه های روستایی استان همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره سوم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۱)
102 - 126
حوزههای تخصصی:
با قدم نهادن به دهکده جهانی و ظهور تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات، جوامع دچار دستخوش تغییرات بنیادین و اساسی شده است. با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از جمعیت جهان در روستاها سکونت دارند، بدینسان ایجاد و گسترش دولت الکترونیک در مناطق روستایی بسیار حائز اهمیت بوده و می تواند چشم انداز های مثبتی را برای این سکونتگاه ها در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در پی داشته باشد و موجب توانمندی جمعیت روستایی گردد؛ با این وجود به دلایل متعدد، برخی از کشور ها در تحقق اهداف دولت الکترونیک موفق نبوده اند. در ایران نیز، این مسئله به خریداری سخت افزار ها محدود و در بهترین حالت، اطلاعات محدودی در وب سایت سازمان ها یا وزارتخانه ها قرار داده شده است و در عمل با مشکلات متعددی به خصوص در مناطق روستایی مواجه بوده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی مشکلات ارائه خدمات دولت الکترونیک در مناطق روستایی استان همدان (شهرستان های همدان، بهار و فامنین) از دید گاه کار گزاران دفاتر فاوای روستایی است. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی با بهره گیری از ابزار پرسشنامه است. جامعه آماری پژوهش شامل 91 نفر از کار گزاران دفاتر بوده که با روش تمام شماری به عنوان نمونه مورد بررسی انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمارهای توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، ضریب تغییرات) و استنباطی (تی تک نمونه ای، فریدمن) در نرم افزار SPSS و تحلیل عاملی تاییدی در نرم افزار LISREL استفاده شد. نتایج بیانگر شناسایی و اولویت بندی موانع و مشکلات ارائه خدمات دولت الکترونیک در پنج حوزه جداگانه بود که به ترتیب موانع حوزه سازمانی و مدیریتی، اقتصادی- مالی، اجتماعی- فرهنگی، فنی- مخابراتی و قانونی- حقوقی، مهمترین اولویت های اثرگذار بر ارائه خدمات دولت الکترونیک در مناطق روستایی بوده است. درنهایت مدل مفهومی مشکلات و موانع گسترش دولت الکترونیک در دفاتر فاوای روستایی از برازش نسبتا خوبی برخوردار بوده و در جامعه آماری تحقیق، صحیح به کار گرفته شده است.
تحلیل تاب آوری مناطق روستایی دربرابر مخاطرات طبیعی (مطالعه موردی: شهرستان گلپایگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناطق روستایی امروزه با مشکلات و معضلات فراوانی روبرو است که یکی از این مشکلات مخاطرات طبیعی است که در روستاها به طور ناگهانی رخ می دهد. چگونگی برخورد با این مخاطرات موجب شده تا امروزه بحث تاب آوری دربرابر مخاطرات در جوامع مورد توجه بسیاری قرار گیرد. بنابراین هدف این پژوهش بررسی میزان تاب آوری مناطق روستایی دربرابر مخاطرات طبیعی در شهرستان گلپایگان است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی-توسعه ای و به لحاظ روش انجام کار، توصیفی- تحلیلی است. در فرآیند پژوهش، ابتدا مبانی نظری تاب آوری و سوابق مطالعاتی آن موردمطالعه قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش را سرپرستان خانوار روستایی شهرستان گلپایگان تشکیل می دهند که براساس سرشماری سال 1395 برابر با 15235 نفر برابر با 5451 خانوار بوده است. برای انتخاب حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است که به وسیله آن تعداد 379 نفر به عنوان حجم نمونه به صورت تصادفی انتخاب شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از آزمون تی تک نمونه ای و تحلیل رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که تاب آوری اجتماعی با میانگین 831/2 در وضعیت نامطلوب، تاب آوری اقتصادی با میانگین 779/2 در وضعیت نامطلوب، تاب-آوری کالبدی- محیطی با میانگین 109/3 در وضعیت مطلوب و تاب آوری نهادی با میانگین 101/3 در وضعیت مطلوب قرار دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون خطی نشان داد که مخاطرات طبیعی بیشترین تاثیر را با مقدار ضریب بتای 476/0 بر شاخص اقتصادی داشته است و کم ترین تاثیر را با مقدار بتای 187/0 بر شاخص نهادی داشته است. همچنین مخاطرات طبیعی بر شاخص اجتماعی با ضریب بتای347/0 و شاخص کالبدی- محیطی با ضریب بتای 299/0 نیز تاثیر گذار بوده است.
طراحی الگویی برای توسعه کارآفرینی اجتماعی در بین زنان روستایی: کاربرد نظریه داده بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال بیست و پنجم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
115 - 138
حوزههای تخصصی:
اگرچه زنان به ویژه زنان روستایی نقش مهمی در پیشرفت کشورهای در حال توسعه دارند؛ ولی متاسفانه به مسائل، مشکلات و فعالیت های اقتصادی آنان توجه چندانی نمی شود. در این راستا، نظر به اینکه صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی می تواند بستری را برای توسعه کارآفرینی اجتماعی و در نتیجه حل مسائل و مشکلات زنان روستایی فراهم کند؛ بنابراین، توجه به توسعه فعالیت های کارآفرینی اجتماعی در قالب صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی از اهمیت و ضرورت بالایی برخوردار است. هدف کلی پژوهش حاضر، طراحی الگویی برای توسعه کارآفرینی اجتماعی در بین زنان روستایی عضو صندوق های اعتبارات خرد شهرستان ایوان (استان ایلام) بود. این پژوهش از لحاظ پارادایم، کیفی و به لحاظ هدف، کاربردی بود که با بهره گیری از روش نظریه داده بنیان انجام شد. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش شامل متخصصان حوزه کارآفرینی اجتماعی و زنان عضو صندوق های اعتبارات خرد روستایی در شهرستان ایوان بودند. نمونه های مورد مطالعه ابتدا به صورت هدفمند و در ادامه به صورت نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش مصاحبه های عمیق انفرادی بود. پس از انجام 19 مصاحبه، اشباع نظری حاصل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک های کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که دانش و اطلاعات، تلاطم های فردی، سرمایه اجتماعی، مسئولیت پذیری اجتماعی، داشتن الگوی نقش، خصیصه های روانشناختی، آگاهی اجتماعی، ماهیت صندوق های اعتبارات خرد و ویژگی های جمعیت شناختی، مؤلفه های تبیین کننده الگوی توسعه کارآفرینی اجتماعی در بین زنان روستایی بودند. بر اساس یافته های پژوهش، راهکارهایی نظیر حمایت اقتصادی، حمایت آموزشی، سیاست های مالی- حمایتی، الگوسازی و تیم سازی اثربخش برای توسعه کارآفرینی اجتماعی در بین زنان روستایی پیشنهاد داده شد.
بررسی ظرفیت ها و تنگناهای توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی روستاهای پیرامون دریاچه ارومیه با تأکید بر معیشت های جایگزین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال بیست و پنجم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
71 - 96
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به منظور بررسی ظرفیت ها و تنگناهای روستاهای پیرامون دریاچه ارومیه از الگوهای SWOT و QSPM استفاده و در مجموع 40 عامل درونی (نقاط قوت و ضعف) و 30 عامل بیرونی (فرصت ها و تهدیدها) مطالعه شد. نتایج نشان داد که نهال و بذور گواهی شده، نظام نوین ترویج و توانمندسازی زنان و صنایع تبدیلی چهار نقطه برتر اقدامات انجام یافته و در دست اجرا در روستاهای پیرامون دریاچه ارومیه بوده و از میان محصولات معرفی شده به عنوان کشت های جایگزین، کشت زعفران و گیاهان دارویی از جایگاه برتری برخوردار هستند. بر اساس یافته های پژوهش، سنتی بودن فرآیند تولید، اتلاف منابع آب، برداشت آب از سفره های زیرزمینی و وجود باغ های درجه 2 و 3 مهم ترین نقاط ضعف موجود هستند. رتبه بندی فرصت ها بیانگر آن بود که وجود تقاضا برای محصولات کشاورزی، تنوع تولیدات باغی، دانش آموختگان کشاورزی و اراضی مستعد، برترین فرصت های موجود در روستاهای حاشیه دریاچه ارومیه می باشند. طبق یافته های مطالعه عواملی چون فرسایش خاک، کمبود آب، کاهش حاصلخیزی خاک و پائین رفتن سطح آب های زیرزمینی از جمله عواملی هستند که معیشت را در روستاهای پیرامون دریاچه ارومیه مورد تهدید جدی قرار داده اند. با توجه یافته های پژوهش و برتری عوامل داخلی در مقایسه با عوامل بیرونی و همچنین برتری نقاط قوت به نقاط ضعف و فرصت ها در مقایسه با تهدیدها استراتژی کلی بخش کشاورزی در روستاهای پیرامون دریاچه ارومیه برای بهبود معیشت، رویکردی تهاجمی می باشد.