فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۱۰٬۹۴۴ مورد.
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
125 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر شناسایی و اولویت بندی فرصت های کسب و کار وابسته به محصولات کشاورزی در مناطق روستایی شهرستان ایذه است. متناسب با اهداف، پژوهش از سه مرحله تشکیل شده است. در مرحله نخست به منظور انتخاب روستاهای نمونه در محدوده مورد مطالعه از روش طبقه بندی فضایی استفاده شد. در مرحله دوم و در راستای شناسایی و اولویت بندی فرصت های کسب و کار کشاورزی از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و کارآفرینان حوزه های مرتبط بهره گرفته شد. نمونه گیری به صورت هدفمند و به روش گلوله برفی صورت گرفت. با توجه به چارچوب رویکرد اشباع نظری، فرایند پس از مصاحبه با 23 کارشناس خاتمه یافت. سپس با استفاده از روش کیفی و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، اطلاعات جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روایی و پایایی معیارها نیز با استفاده از ضریب کاپا بررسی شد. در مرحله سوم (بخش کمی تحقیق) نیز از نظرات 15 خبره دانشگاهی و سازمانی استفاده شد و اولویت بندی معیارها و کسب و کارهای شناسایی شده با استفاده از مدل تصمیم گیری کریتیک (Critic) و مارکوس (Marcos) صورت گرفت. بر اساس نتایج، 49 کسب و کار مرتبط در قالب چهار زیر بخش زراعی، باغی، دامی و آبزیان در روستاهای شهرستان ایذه شناسایی شد که بیشترین فراوانی مربوط به زیر بخش زراعی بود. بر اساس مدل تصمیم گیری مارکوس، احداث کارخانه روغن گیری کلزا، کارخانه تولید ماکارونی، کارگاه فراوری زیتون، کارخانه خوراک دام، شرکت تولید کیک و بیسکویت، بسته بندی عسل، شرکت تولید و ضدعفونی بذر، اصلاح نژاد دام، فراوری شیر و فراوری انار به ترتیب از بیشترین اولویت برخوردار بوده اند. متناسب با نتایج تحقیق، پیشنهادهایی نیز در راستای راه اندازی کسب و کارهای شناسایی شده در نواحی روستایی ارائه شد.
ارزیابی الگوی زیست پذیری حمل ونقل پاک با تأکید بر شاخص های دسترسی پذیری (مطالعه موردی: منطقه ۸ شهر تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
38 - 53
حوزههای تخصصی:
امروزه عوامل متعددی در زیست پذیری یک مکان تأثیر دارند که ازجمله آن ها می توان به سیستم حمل ونقل اشاره کرد. فقدان برنامه ریزی راهبردی در حوزه حمل ونقل شهری منجر به تکرار سرمایه گذاری های مشترک در بخش زیرساختی و ناهماهنگی و ناسازگاری سیستم حمل ونقل شهری شده است. هدف اصلی این پژوهش تبیین الگوی زیست پذیری حمل ونقل پاک منطقه ۸ شهر تهران با تأکید بر شاخص های دسترسی پذیری است. این پژوهش ازنظر روش انجام تحقیق، توصیفی – تحلیلی است که به دلیل کاربردپذیر بودن یافته ها در تدوین نقشه و رویکرد زیست پذیری در برنامه ریزی شهری، در هدف جنبه کاربردی است. در این تحقیق از تکنیک DEMATEL و نظرات 15 نفر از کارشناسان برای شناسایی روابط بین معیارها استفاده گردیده و از نتایج آن در تشکیل ساختار شبکه و روابط بین معیارها در مدل فرآیند تحلیل شبکه – فازی برای وزن دهی به معیارها و نرمال سازی در نرم افزار ArcGIS بهره گرفته شد. نتایج پهنه بندی الگوی زیست پذیری حمل ونقل پاک منطقه هشت شهر تهران نشان داد که محله های کرمان، دردشت و تهرانپارس به ترتیب با اختصاص ضرایب زیست پذیری حمل ونقل پاک 0.77، 0.55 و 0.52 بیشترین میزان پهنه های زیست پذیری حمل ونقل پاک را به خود اختصاص داده اند. محلات هفت حوض، فدک و مدائن هر یک به ترتیب با اختصاص ضرایب 0.48، 0.43 و 0.35 جایگاه دوم زیست پذیری حمل ونقل پاک را به خود اختصاص داده اند. ازاین رو می توان گفت که مناطق مذکور پتانسیل و قابلیت بیشتری در اجرای طرح حمل ونقل پاک را در میان سایر محلات به خود اختصاص داده اند. کمترین میزان زیست پذیری برای محله مجیدیه محاسبه شده است.
بررسی جاذبه های بوم شناسی مناطق حفاظت شده اطراف تهران با تأکید بر ظرفیت تحمل گردشگری، نمونه موردی: ورجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد سریع صنعت گردشگری و اولویت دادن به منافع اقتصادی در مناطق حفاظت شده اطراف تهران، اصول توسعه پایدار را به زیر پا نهاده و فشار روزافزونی را بر محیط زیست به دنبال دارد ازاین رو به منظور کاهش این فشار، محاسبه ظرفیت برد مناطق گردشگری به عنوان راهکار کلیدی توصیه می شود. هدف اصلی در این پژوهش تعیین ظرفیت برد گردشگری در منطقه حفاظت شده ورجین به جهت نزدیکی به پایتخت و با برخورداری از طبیعت کم نظیر از جاذبه های بوم شناسی است. روش انجام پژوهش در پژوهش حاضر، پیمایشی و از نوع توصیفی -تحلیلی است. داده های مورد نظر از طریق مصاحبه با محیط بانان، آمار آب و هوایی از ایستگاه سینوپتیک لواسان و با بهره گیری از نرم افزار GIS جهت نمایش موقعیت و توپوگرافی منطقه جمع آوری شد. تعیین ظرفیت برد، با روش TCC به عنوان ابزار کمی در سه سطح فیزیکی، واقعی و مؤثر محاسبه گردید. جهت تعیین ظرفیت برد گسترده، جاذبه های بومشناسی، نظیر بازدید از حیات وحش، منابع آب و همچنین کوهنوردی انتخاب و ظرفیت برد جاذبه های طبیعی مورد نظر بر اساس (نفر/هکتار/روز) تعیین و سپس با استاندارد جهانی Baud-Bovy مقایسه گردیدند. برآورد ظرفیت های برد مؤثر در هر سه جاذبه گردشگری مشخص کرد که محاسبات انجام شده، کم تر از 5 نفر در هر هکتار بوده و با استاندارد جهانی مرتبط با طبیعت (بادباوی و لاوسون) مطابقت دارد. نتایج حاصل از پژوهش مذکور بیانگر ظرفیت برد مناسب جهت توریسم گسترده و جذب گردشگر در منطقه حفاظت شده ورجین می باشد.
عوامل اجتماعی و روانشناختی اثرگذار بر بکارگیری عملیات مناسب کشاورزی توسط روستاییان شهرستان خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۰)
115 - 136
حوزههای تخصصی:
امروزه بحث حفظ محیط زیست، یکی از چالش های مهم بشر می باشد و تولید محصولات کشاورزی سالم همراه با رعایت استانداردهای جهانی همگام با حفظ محیط زیست در دستیابی به پایداری و کشاورزی پایدار مورد توجه قرار گرفته است. در راستای این مهم پژوهش حاضر با هدف کلی شناسایی عوامل تاثیرگذار بر بکارگیری عملیات مناسب کشاورزی در میان کشاورزان شهرستان خرم آباد انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کشاورزان شهرستان خرم آباد بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران 380 نفر از کشاورزان در مناطق روستایی با روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب برای مطالعه شدند. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه ای بود که روایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی توسط نرم افزارهای SPSS و Smart Pls انجام شد. در این پژوهش از مدل اعتقاد سلامت به عنوان چارچوب نظری تحقیق استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل مورد استفاده در این زمینه بسیار کارآمد بوده و قادر است 62 درصد از واریانس عملیات مناسب کشاورزی را تبیین نماید. نتایج بیانگر اثر معنی دار متغیرهای حساسیت و شدت درک شده، منافع و موانع درک شده، خودکارآمدی و راهنمای عمل بر بکارگیری عملیات مناسب کشاورزی دارد. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذارن عالی حوزه محیط زیست جهت حفظ محیط طبیعی و ترویج محصولات سالم در جامعه کمک شایایی نماید.
شناسایی و اولویت بندی مشکلات فرآیند مدیریت ادعا در پروژه های عمرانی (مورد مطالعه: شهرداری شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی شهری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۶
119 - 130
حوزههای تخصصی:
پروژه های عمرانی مهم ترین محرک توسعه زیربنایی جوامع هستند که پیشرفت و توسعه در جوامع بشری نیاز به ایجاد و بهره برداری از پروژه های عمرانی را روز افزون ساخته است. اجرای پروژه های عمرانی نیازمند صرف زمان، هزینه و سایر منابع از سوی عوامل ذیربط پروژه می باشد که صرف این منابع خود ایجاد حق و ادعا برای طرفین می نماید. در نتیجه موفقیت پروژه های عمرانی وابستگی شدیدی به حل موثر ادعاها دارد. هدف از انجام این پژوهش شناسایی مشکلات فرآیند مدیریت ادعا در پروژه های عمرانی و عوامل موثر بر آن و رتبه بندی این عوامل بر اساس تکنیک DANP می باشد. پژوهش حاضر در زمره تحقیقات کمی قرار می گیرد و از نظر هدف کاربردی و از منظر روش توصیفی است. به منظور جمع آوری داده های مورد نیاز از ابزار پرسش نامه و نظرات 8 خبره شاغل در پروژه های عمرانی شهر شیراز استفاده شده است. داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار Excel مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصل از پژوهش، اسناد ادعا با وزن 216/0 به عنوان مهم ترین مرحله از فرآیند مدیریت ادعا شناسایی شد. همچنین عدم نگهداری اطلاعات به صورت مکتوب و سیستم ثبت ناکارآمد هر دو از مرحله اسناد ادعا به ترتیب با وزن 0464/0 و 0439/0 و زمان ناکافی برای تهیه اسناد مربوطه از مرحله اعلان ادعا با وزن 0438/0، به عنوان 3 مشکل اساسی فرآیند مدیریت ادعا شناسایی شدند. بنابر نتایج به دست آمده و مشخص شدن اهمیت مرحله اسناد ادعا و همچنین اهمیت مشکلات این مرحله از فرآیند مدیریت ادعا؛ می بایست توجه بیشتری به این مرحله از فرآیند مدیریت ادعا جهت حل مؤثر ادعاهای مطرح شده در پروژه های عمرانی داشته باشیم. در عین حال نزدیک بودن اوزان به دست آمده نشان از اهمیت سایر مراحل فرآیند مدیریت ادعا در حل ادعا دارد که نباید از آن غافل شد.
تدوین راهکارهای آینده نگر در ارتقاء کیفیت کالبدی ساختمانهای مسکونی معماری شهری با نگاهی به ابعاد روانشناسانه (مورد پژوهی: منطقه 10 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
129 - 146
حوزههای تخصصی:
باتوجه به آنکه کیفیت کالبدی معماری شهری در منطقه 10 شهر تهران با مشکل مواجه است، تدوین راهبردهای ارتقاءکیفیت کالبدی معماری شهری از طریق تغییر مولفه های روانشناسانه محیط در این منطقه حائز اهمیت است. هدف اصلی تحقیق، تدوین راهبردهای ارتقای کیفیت کالبدی معماری شهری(ساختمان های مسکونی) از طریق تجزیه و تحلیل ابعاد روانشناسانه محیط در منطقه 10 شهر تهران در راستای بهبود معماری شهری برای استفاده کنندگان است و سوال مطرح این است که چگونه می توان با تجزیه و تحلیل ابعاد روانشناسانه محیط، راهبردهای ارتقای کیفیت کالبد معماری شهری (ساختمان های مسکونی) را برای استفاده کنندگان تدوین نمود؟ درراستای پاسخ به این سوال از روش کیفی- کمی استفاده شد. روش پژوهش به لحاظ هدف توصیفی- تحلیلی است و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و میدانی با ابزار پرسشنامه است. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با روش استدلال استقرائی و استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و رگرسیون انجام گرفت. نتایج نشان داد که اصلی ترین ابعاد در حیطه های عملکردی، محیطی، فرهنگی و انگیزشی دسته بندی می شوند و هر یک از این ابعاد دارای ریز مولفه های مختلفی است که بکارگیری تک تک این ریز مولفه ها در کنار یکدیگر موجب ارتقاء کیفیت کالبد ساختمان های مسکونی و به دنبال آن معماری شهری می شود. براین اساس راهبردهای ارتقاءکیفیت کالبدی معماری ساختمان های مسکونی از طریق تغییر مولفه های روانشناسانه محیط در شهر منطقه 10 تهران عبارتند از: فهم ماهیت مصالح ساختمانی که در سرشت خود پایدار باشند و به صورت هماهنگ با منطقه باشند. ضمن آنکه توجه به نقش نمادین رنگ و فرم در کالبد ساختمان های مسکونی، چه از منظر کیفیت کالبدی و چه از منظر بهبود و ارتقاء مولفه های انگیزشی ساکنین منطقه 10 شهر تهران و چه به مثابه عنصر معنادار در معماری شهری این منطقه که می تواند احساسات و ادراکات افراد را درگیر کند و ذهنیت ایشان را نسبت به کیفیت معماری شهری این منطقه بهبود بخشد.
توسعه اجتماعی روستایی با تمرکز بر نقش زنان کارآفرین (مورد مطالعه: روستاهای شهرستان صومعه سرا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: کارآفرینی روستایی، مفهومی است که تاکنون از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. باور بر این است که به عنوان راهبردی کارآمد برای توسعه اجتماعی روستا ضرورت دارد. کارآفرینی زنان در روستا پدیده ای چند بُعدی وتحت تأثیر عوامل مختلف است. در جامعه امروز ایران، زنان نقش قابل توجه ودر حال گسترشی در زمینه کسب کارها ایفا می کنند. روش پژوهش: پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش زنان کارآفرین در توسعه اجتماعی روستاهای شهرستان صومعه سرا انجام شد. روش پژوهش کاربردی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و میدانی است. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS ومدل های تلفیقی (FARAS+FCOPRAS) ومدل فازی WASTPAS، استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، بین توسعه اجتماعی روستاهای شهرستان صومعه سرا و زنان کارآفرین ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین شاخص های اجتماعی، به ترتیب شاخص مشارکت اجتماعی با مقدار امتیاز 44/71، بهبود کیفیت زندگی با مقدار امتیاز 31/71، تحول جمعیتی روستا با مقدار امتیاز 20/71، آموزش وآگاهی با مقدار امتیاز 15/71، تقویت ارتباط واعتماد اجتماعی با مقدار امتیاز 11/71، بیشترین وکمترین میزان تأثیرپذیری را از نقش زنان کارآفرین در روستاهای شهرستان صومعه سرا به خود اختصاص داده اند. در ادامه یافته های پژوهش نشان داد، به ترتیب بخش های مرکزی با مقدار وزن 891/3، بخش تولم با مقدار وزن 775/3، بخش میرزا کوچک با مقدار وزن 678/3، بیشترین وکمترین میزان توسعه اجتماعی را با تاکید بر نقش زنان کارآفرین به خود اختصاص داده است. نتیجه گیری: بر این اساس، با توجه به نتایج پژوهش، زنان کارآفرین روستایی به عنوان نیروهای خلاق، نوآور و متفکر در زمینه فعالیتی خود توانسته اند، تحولی در توسعه اجتماعی مناطق روستایی شهرستان صومعه سرا ایجاد کنند و به پویایی روستاهای این شهرستان کمک نمایند.
ارزیابی خطر زمین لغزش و مواجهه سکونتگاه های روستایی با آن در حوضه بازفت استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸۸
۱۳۱-۱۱۹
حوزههای تخصصی:
هدف: افزایش مخاطرات طبیعی و خسارت های ناشی از آن ها به ویژه با گسترش پراکندگی انسان در اقصی نقاط کره زمین، توجه به این مهم را به یک ضرورت بین المللی تبدیل کرده است. ازجمله این مخاطرات که معمولاً سکونتگاه های نواحی کوهستانی و به ویژه روستاها را تحت تأثیر قرار می دهد، زمین لغزش است. شناخت نواحی مستعد و پیش بینی آن در برنامه ها و تلاش برای تعیین، معرفی و لحاظ نمودن محدوده های در معرض خطر، لازمه برنامه ریزی و مدیریت سرزمین است و می تواند بخش عمده ای از تهدید این مخاطره را کاهش دهد. بنابراین هدف این پژوهش ارزیابی وضعیت زمین لغزش در حوضه بازفت با استفاده از مدل AHP و کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) است. روش پژوهش: نوع پژوهش کاربردی و رویکرد حاکم بر آن تحلیلی و کمی است. جهت ارزیابی خطر، شاخص های شیب، جهت شیب، زمین شناسی، گسل، کاربری اراضی، دما و بارش، فاصله از جاده، آبراهه و همچنین فاصله از سکونتگاه ها مورداستفاده قرار گرفت. به منظور ارزیابی خطر زمین لغزش ابتدا ساختار سلسله مراتب معیارها و زیرمعیارها ترسیم شد. پس از تهیه نقشه های موردنظر، بر اساس فرایند (AHP)، وزن هر یک از معیارها محاسبه شده است. لایه های عوامل با استفاده از منابع مختلف مانند نقشه توپوگرافی1:50000، نقشه زمین شناسی 1:100000 و تصاویر ماهواره ای لندست در محیط ArcGIS تهیه شده است. یافته ها: پهنه بندی حوضه ازلحاظ حساسیت به زمین لغزش در پنج کلاس از حساسیت «خیلی کم» تا «خیلی زیاد» در نقشه نهایی ممیزی شد. بیشترین حساسیت ها در بخش جنوبی، مرکزی و شمال شرقی حوضه دیده می شود. نتیجه گیری: به لحاظ وسعت 15/10 درصد حوضه با خطر «حساسیت خیلی زیاد»، 24/22 درصد «حساسیت زیاد»، 27 درصد «حساسیت متوسط»، 61/27 درصد «حساسیت کم» و تنها 13 درصد «حساسیت خیلی کم» است. همچنین نتایج نشان داد از تعداد 219 سکونتگاه مستقر در حوضه، حدود 23 درصد در محدوده «بسیار پرخطر» و فقط 19 درصد در محدوده با «خطر بسیار پایین» قرار دارند؛ که این تهدیدی جدی برای ساکنان تلقی می شود و اتخاذ تمهیداتی مرتبط با شرایط هرکدام از آن ها ضروری است.
واکاوی مؤلفه های شکوفایی شهری در ایجاد رضایتمندی سکونتی با رویکرد آینده پژوهی (مطالعه موردی: شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دهه های اخیر بررسی رضایتمندی سکونتی ساکنین از مهم ترین موضوعات پژوهشی در رشته های مختلف محسوب شده است. در این راستا آگاهی از رضایتمندی سکونتی در چهارچوب شکوفایی شهری نیازمند ارائه تحلیلی ساختاری از آن در آینده است، تا به وسیله آن بتوان رضایتمندی سکونتی در شهر را افزایش داد. هدف: هدف این پژوهش واکاوی مؤلفه های شکوفایی شهری در ایجاد رضایتمندی سکونتی با رویکرد آینده پژوهی در شهر رشت می باشد. روش شناسی تحقیق: پژوهش حاضر کاربردی و به لحاظ روش انجام، توصیفی-تحلیلی است. گردآوری داده ها در بخش نظری به روش اسنادی و در بخش عملی نیز با نظر خبرگان و متخصصان شهر رشت با استفاده از تکنیک دلفی و با بهرهگیری از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع، صورت پذیرفته است. همچنین با استفاده از نرمافزار میکمک و سناریو ویزارد به تحلیل رضایتمندی سکونتی در چارچوب شکوفایی شهری در شهر رشت پرداخته است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش، شهر رشت می باشد. یافته ها: در نهایت 12 عامل کلیدی شناسایی شد و تعداد 28 وضعیت احتمالی برای عوامل کلیدی در نظر گرفته شد. مسولیت پذیری مسئولین و مردم، تولید شهر به ازای هر نفر و دسترسی به خدمات عمومی بیشترین ارزش سازگاری را بین عوامل کلیدی در بهبود وضعیت رضایتمندی سکونتی شهر رشت در چهارچوب شکوفایی شهری دارند. نتایج: رضایتمندی سکونتی در شهر رشت به عوامل اقتصادی و اجتماعی مانند اشتغال، درآمد خانوار، و مشارکت مردم و بخش خصوصی وابسته است. به منظور بهبود این رضایتمندی، سناریوهای آینده پژوهی با تمرکز بر حکمروایی شهری و مشارکت مردمی، به پایداری و ارتقای شرایط سکونتی کمک می کنند.
شناسایی عوامل موثر در طراحی مطلوب مبلمان ورزشی پارک های تفریحی شهر اهواز
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
185 - 197
حوزههای تخصصی:
طراحی مناسب مبلمان ورزشی در پارک های تفریحی شهری تأثیر بسزایی در ارتقای سلامت جسمانی و اجتماعی شهروندان دارد. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر در طراحی مطلوب مبلمان ورزشی در پارک های تفریحی شهر اهواز، از روش تحقیق کیفی و تکنیک تحلیل مضمون استفاده کرده است. داده ها از طریق ۱۶ مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان حوزه طراحی شهری، ورزش و مدیریت شهری گردآوری و سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون کدگذاری و دسته بندی شده اند. نتایج پژوهش نشان داد که پنج مقوله اصلی شامل استانداردهای فنی و ایمنی، زیبایی شناسی و طراحی بصری، کاربردپذیری و قابلیت استفاده، پایداری و سازگاری محیطی، و جذب و تعامل اجتماعی در طراحی مطلوب مبلمان ورزشی نقش کلیدی دارند. در این میان، استانداردهای ایمنی و قابلیت استفاده برای گروه های مختلف کاربران (کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت) بیشترین اهمیت را داشتند. همچنین، یافته ها نشان داد که طراحی ارگونومیک، استفاده از متریال مقاوم در برابر شرایط آب وهوایی اهواز، هماهنگی با محیط پارک و توجه به تعاملات اجتماعی از عوامل مهم در افزایش کیفیت مبلمان ورزشی است. این پژوهش پیشنهاد می کند که در طراحی مبلمان ورزشی، ترکیبی از اصول فنی، زیبایی شناختی و اجتماعی به کار گرفته شود تا مشارکت شهروندان در فعالیت های ورزشی در فضاهای باز شهری افزایش یابد.
آسیب شناسی مدیریت شهری شهر سنندج با رویکرد حکمروایی خوب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصری که شاهد رشد شتابان و پیچیده تر شدن شهرها و گسترش بحران های شهری هستیم، اعمال حاکمیت و مدیریت به صورت یک سویه توسط حکومت برای مدیریت جامعه شهری، دیگر مطلوب و جواب گو نیست، لذا کاربست راهبردهای تعاملی با جلب همکاری و مشارکت شهروندان و نهادهای مدنی، بیش ازپیش ضرورت یافته اند. یکی از این کاربست های پیشنهادی الگوی حکمروایی خوب شهری می باشد. این الگو از سوی اغلب سازمان های بین المللی برای اداره شهروندمدارانه شهرهای جهان پیشنهاد شده است. این پژوهش با پی بردن به نیاز شهر سنندج به به کارگیری الگوی حکمروایی خوب شهری در این شهر، اقدام به بررسی وضعیت شاخص های حکمروایی خوب شهری در شهر سنندج نموده است. همچنین به این موضوع پرداخته شده است که عملکرد مدیریت شهری در نواحی مختلف بر اساس الگوی حکمروایی خوب به چه میزان از هم متفاوت می باشند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی می باشد. اطلاعات موردنیاز این پژوهش با استفاده از مطالعه کتابخانه ای و روش پرسشنامه ای به دست آمده است و برای تحلیل داده ها از آزمون های تی استیودنت، آنوا و توکی استفاده شده است. نتایج این پژوهش بیانگر وضعیت ضعیف شاخص های حکمروایی خوب شهری در شهر سنندج می باشد. با این حال وضعیت شاخص مشارکت نسبت به سایر شاخص ها در جایگاه بهتری قرار دارد و شاخص قانونمندی بصورت نسبی در وضعیت نامناسبی قرار گرفته است. همچنین تفاوت معنی داری بین عملکرد مدیریت شهری شهر سنندج در نواحی مختلف مشاهده شده است. بدین معنی که نواحی پیرامونی شهر و همچنین نواحی بخش شمالی شهر دارای جایگاه مطلوبی نمی باشند. در حالی که نواحی بخش جنوبی شهر دارای شرایط نسبتاً مناسبی می باشند.
قابلیت های محیطی مؤثر بر خودآگاهی در مجموعه های مسکونی منتخب شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به اعتقاد صاحبنظران، اگر قرار باشد نسخه ای جهت تغییر و بهبود کیفیت زندگی انسان نوشته شود، باید بر اساس خودآگاهی باشد که آشنایی با خویش و پیرامون خود را در پی دارد. یکی از منابع خودآگاهی، محیط است. محیط زندگی، توانایی به کارگیری مجموعه ای از قابلیت های محیطی جهت رسیدن به معیارهای خودآگاهی را دارد. از این حیث، مسکن که بیش از همه در ارتباط تنگاتنگ با زندگی درحال تحول انسان قرار دارد و متعاقبا مجموعه مسکونی، به علت ضرورت شناخت شیوه تفکر و تلقی از یک کل یکپارچه، با توجه به اجتماع پذیری بالای این گونه مسکونی مطرح می شود. این نوشتار به عنوان رویکردی علمی، به دنبال رابطه بین محیط مجموعه مسکونی و خودآگاهی، بر اساس ترکیبی از تحقیق بنیادی و اکتشافی است که در فرایند اجرا به صورت ترکیبی(کیفی وکمی) می باشد. تحقیق کیفی به صورت توصیفی-تحلیلی، به جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای پرداخته و سپس به صورت اکتشافی، از طریق مصاحبه است. توزیع پرسشنامه در میان ساکنین مجموعه های مسکونی شهر مشهد و تحلیل با استفاده از الگوسازی معادله های ساختاری و تحلیل عامل تاییدی مرتبه دوم با نرم افزار اسمارت پی ال اس، انجام گردیده است. نتایج حاکی از آن است که خودآگاهی در ارتباط با محیط، دارای پنج سطح (تمایز، موقعیت، شناسایی، ماندگاری و متا) بوده و گذر رازآلود، تداوم سناریوها، سازماندهی عملکردی، هویت پذیری و حضورطبیعت بترتیب بعنوان مؤثرترین قابلیت های محیطی در سطوح مذکور می باشند. در تعیین اهمیت سطوح، سطح ماندگاری که امکان تشخیص خود در شرایط و زمان های مختلف توسط محیط را فراهم می سازد، به عنوان مهمترین سطح خودآگاهی در مجموعه مسکونی تعیین گردید. در این میان، قابلیت های کالبدی بیش از سایر قابلیت ها در تامین سطوح خودآگاهی، مؤثر واقع شد و سایر قابلیت ها، به تنهایی امکان تامین سطوح خودآگاهی در مجموعه مسکونی را نداشتند.
تحلیلی بر بازآفرینی بافت محله تاریخی سنگ سیاه شهر شیراز با استفاده از تحلیل ترکیبی ALM-Gis(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی شهری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۶
27 - 40
حوزههای تخصصی:
بازآفرینی شهری به مفهوم احیاء، تجدید حیات و نوزایی ش هری و ب ه عب ارتی دوب اره زن ده ش دن ش هری اس ت. در بازآفرینی شهری، توسعه شهری به مفهوم رشد کمی عناصر کالبدی ش هر ب رای اسکان جمعیت و ارتقای کیفیت زندگی، در قالب طرحهای توسعه شهری رخ خواه د داد. هدف مقاله ی حاضر انجام تحلیل بر بازآفرینی بافت تاریخی محله سنگ سیاه شهر شیراز است لذا قلمرو پژوهش بافت محله سنگ سیاه شهر شیراز است. این محله دارای بافت تاریخی و جمعیت متراکم است که از وضعیت نامناسب کالبدی برخوردار است. این محله دارای 12 کوی با جمعیتی معادل 13755 نفر و 13663 ساختمان مسکونی با مساحت 2972 هکتار است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی تحلیلی است. متغیرهای های مورد مطالعه در آن اسکلت ساختمان، جنس مصالح،، تعداد طبقات، دانه بندی، قدمت ساختمان، نفوذپذیری، کیفیت ابنیه و تعداد واحد است. در این مقاله شاخص های باز آفرینی در 6 دسته و با ابزار پرسشنامه و نمونه گیری از 359 نفر تحلیل شدند. برای وزن دهی به لایه ها در داده های فضایی از روش خودهمبستگی فضایی موجود در نرم افزارGeoda استفاده شد. همچنین برای بررسی توزیع فضایی اولویت بندی باز آفرینی بافت محله سنگ سیاه از روش خودهمبستگی فضایی موران(Anselin local Morans) در نرم افزار ArcGIS استفاده شده است. نتایج نشان داد که در محدوده بافت؛ 9/9994 هکتار یعنی 63/33 در وضعیت مقاومت خیلی پایین قرار دارد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آزمون پارامتریک نشان داد که شاخص حکمروایی و شاخص برنامه ریزی با میانگین(41/3=Mean) و (55/2=Mean) به ترتیب بالاترین و پایین ترین شاخص هستند که این وضعیت نشان از وضعیت نامناسب بافت محله سنگ سیاه دارد.
تأثیر حکمروایی خوب شهری در ارتقاء خدمات رسانی به سکونتگاه های غیر رسمی نمونه موردی (محله شهید رجائی مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه فضای شهری سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۶)
177 - 197
حوزههای تخصصی:
یکی از وظایف مدیران شهری تأمین خدمات مورد نیاز شهروندان در سطح شهر و ارتقاء این خدمات در مناطق مختلف شهری است. از جمله مناطق شهری که دارای کمترین امکانات رفاهی و خدماتی هستند ،مناطق حاشیه نشین شهرها می باشند. یکی از رویکردهای اخیر در زمینه مدیریت شهری که رفاه عموم شهروندان را در نظر دارد ، حکمروایی خوب شهری می باشد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر ارائه راهکارهایی برای ارتقاء خدمات در بخش تجهیزات شهری (مراکز پلیس و ایستگاه های آتش نشانی) بر اساس حکمروایی خوب شهری در محله شهید رجائی مشهد است. روش اصلی پژوهش توصیفی – تحلیلی می باشد. جامعه آماری شهروندان محله شهید رجائی مشهد می باشند. که حجم نمونه بر اساس بلوک های آماری سال 1395 و فرمول کوکران 384 نفر تعیین گردید. از بین شاخص های حکمروایی خوب شهری 6 شاخص (مشارکت، قانون مندی، جهت گیری توافقی، بینش راهبردی، تمرکز زدایی، عدالت) به عنوان متغیر مستقل و خدمات تجهیزات شهری (مراکز پلیس و ایستگاه های آتش نشانی) به عنوان متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخت گردآوری شد. برای محاسبات آماری و تحلیل داده های پژوهش، از نرم افزار Smart PLS استفاده شد و اطلاعات پژوهش به دو شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد که شاخص های جهت گیری توافقی و بینش راهبردی و مشارکت به ترتیب بیشترین اثر را بر ارتقاء خدمات در بخش تجهیزات شهری (مراکز پلیس و ایستگاه های آتش نشانی) در سطح محله شهید رجائی مشهد دارند.
بررسی نقش سواد مالی در کارآفرینی بخش کشاورزی: مطالعه موردی استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
69 - 102
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل نقش سواد مالی کارآفرینانه در توسعه فعالیت های کشاورزی استان گلستان با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شد. داده ها و اطلاعات مورد نیاز تحقیق با رویکرد کیفی و از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از متخصصان دانشگاهی، کارشناسان مالی و کشاورزان کارآفرین در سال 1403-1402 گردآوری شد. یافته ها حاکی از آن است که شکاف های دانشی مالی شامل ضعف در تحلیل هزینه-فایده، مدیریت نقدینگی و پیش بینی ریسک های مالی منجر به تصمیم گیری های ناکارآمد در سرمایه گذاری و توسعه کسب و کار می شود. عوامل فرهنگی و بومی ازجمله نقش سنت های محلی نظیر همیاری خانوادگی و گرایش به اجتناب از ریسک های مالی خارج از چارچوب های شناخته شده نیز تأثیر بسزایی در رفتار مالی کشاورزان دارند. علاوه بر این، الگوی استفاده از ابزارهای مالی نشان داد که کشاورزان بیشتر به روش های سنتی تأمین مالی مانند وام های غیررسمی متکی هستند و علی رغم دسترسی به خدمات نوین بانکی، به آن ها بی اعتمادند. این سه مضمون در تعامل با یکدیگر چارچوبی یکپارچه را شکل می دهند که نشان می دهد سواد مالی کارآفرینانه تنها به دانش فنی محدود نمی شود، بلکه تحت تأثیر ابعاد فرهنگی، روانی و اجتماعی- اقتصادی نیز قرار دارد. به عنوان مثال، کشاورزانی که از شبکه های محلی برای تأمین سرمایه اولیه استفاده می کنند، اغلب در درک و بهره گیری از ابزارهای مالی پیچیده مانند بیمه محصولات کشاورزی دچار مشکل می شوند. مدل پیشنهادی بر ضرورت ترکیب آموزش های مالی استاندارد با سازوکارهای بومی تأکید دارد، به گونه ای که علاوه بر پوشش مفاهیم پایه ای مانند مدیریت بدهی، با ارزش های جمع گرایانه جوامع روستایی نیز همخوانی داشته باشد. این مطالعه در بعد نظری، بیانگر ضرورت بازتعریف سواد مالی در بخش کشاورزی به عنوان پدیده ای چندبعدی (فنی-فرهنگی-روانی) است. از منظر کاربردی نیز پیشنهاد می شود نهادهای مالی و سیاست گذاران با طراحی محصولات مالی ترکیبی- که وام های بانکی را با سازوکارهای همیاری محلی تلفیق می کنند- و همچنین کارگاه های آموزشی متناسب با نیازهای واقعی کشاورزان، به بهبود تاب آوری اقتصادی و پایداری کارآفرینی در مناطق روستایی کمک کنند.
تعیین کننده های انتشار دی اکسیدکربن در ایران با تأکید بر بخش کشاورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
103 - 124
حوزههای تخصصی:
گرم شدن کره زمین یک موضوع مهم در چند دهه اخیر بوده و انتشار گازهای گلخان ه ای به ویژه دی اکسیدکربن یکی از مهم ترین دلایل تغییرات اقلیمی است. با توجه به نقش مهم دی اکسیدکربن در تغییرات اقلیمی، شناسایی عوامل مؤثر بر انتشار آن می تواند به طراحی راهبردهای مؤثر برای کاهش گازهای گلخانه ای و مقابله با گرم شدن زمین کمک کند. در این راستا هدف از انجام این مطالعه تعیین عوامل مؤثر بر انتشار دی اکسیدکربن با تأکید بر بخش کشاورزی است. برای این منظور اطلاعات مورد نیاز طی سال های 1990 تا 2022 جمع آوری شد. بعد از بررسی ایستایی متغیرها، با استفاده از مدلARDL الگوی کوتاه مدت و بلندمدت برآورد شد. نتایج این مطالعه نشان داد که در کوتاه مدت و بلندمدت، تولیدات زراعی، دامی و جنگل، به همراه مصرف انرژی و رشد جمعیت تأثیر مثبت و معنی داری بر انتشار دی اکسیدکربن دارند. همچنین اگر چه دما در کوتاه مدت تأثیری بر انتشار دی اکسیدکربن ندارد؛ اما در بلندمدت افزایش آن می تواند منجر به کاهش انتشار شود. زیرا در بلندمدت، افزایش دما با تحریک سیاست های زیست محیطی، بهبود فناوری و تغییر رفتار مصرفی می تواند موجب کاهش انتشار دی اکسیدکربن شود، درحالی که در کوتاه مدت چنین تأثیری مشاهده نمی شود. همچنین افزایش بارندگی هم در کوتاه مدت و هم بلندمدت منجر به کاهش میزان انتشار دی اکسیدکربن خواهد شد. این یافته ها بیانگر نقش مهم اقلیم و منابع آب در مدیریت انتشار گازهای گلخانه ای و توسعه پایدار در ایران است. با توجه به تأثیر مثبت تولیدات زراعی، دامی و جنگلی بر انتشار دی اکسیدکربن، پیشنهاد می شود بهره وری تولید در این بخش ها با استفاده از فناوری های نوین و کم کربن افزایش یابد و شیوه های کشاورزی پایدار ترویج شود. با توجه به تأثیر مثبت مصرف انرژی و رشد جمعیت بر انتشار CO₂، بهینه سازی مصرف انرژی، گسترش انرژی های تجدیدپذیر و مدیریت مصرف در کنار برنامه ریزی جمعیتی می تواند در کاهش انتشار مؤثر باشد. همچنین با توجه به نقش بلندمدت دما در کاهش انتشار، حمایت از سیاست های زیست محیطی و ارتقای آگاهی عمومی برای انطباق با تغییرات اقلیمی توصیه می شود. در نهایت، با توجه به نقش کاهنده بارندگی بر انتشار، حفاظت از منابع آب و توسعه کشاورزی مبتنی بر بهره گیری بهینه از نزولات جوی باید مورد توجه قرار گیرد.
بررسی تأثیر عملکرد گسل کوشک بر رخداد زمین لغزش در روستای علی آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: زمین لغزش یکی از مخاطرات زمین شناختی مهم است که سالانه خسارت های قابل توجهی را در سکونتگاه های روستایی و شهری سرتاسر جهان به بار می آورد. یکی از عوامل تأثیرگذار در رخداد زمین لغزش فعالیت های زمین ساختی، از جمله گسل خوردگی است که با ایجاد سطوح ضعف در مناطق کوهستانی و در دامنه ارتفاعات باعث کاهش مقاومت توده سنگ و خاک شده و منجر به حرکات دامنه ای می شود. روستای علی آباد بر روی دامنه ای با شیب متوسط 20 الی 30 درصد، در منطقه برشی گسل کوشک و بر روی مصالح یک زمین لغزش قدیمی واقع شده است. بستر سنگی روستا کنگلومرا و مارن همراه با لنزهای گچی است. در حدود یک سال پس از رخداد زلزله سال 1369 رودبار-منجیل، حرکات دامنه ای به صورت خزشی در محدوده روستای علی آباد شروع به فعالیت کرد. حرکات خزشی در دامنه روستای علی آباد پیرو کم آب شدن چشمه ها و قنات قدیمی روستا اتفاق افتاد. در دوره های ترسالی شدت حرکت در دامنه بیشتر شده و توأم با خسارت بوده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی ارتباط زمین لغزش رخ داده در محدوده روستا با فعالیت گسل کوشک است. روش پژوهش: در این راستا، با بررسی نقشه های زمین شناسی، تصاویر ماهواره ای، شواهد به دست آمده از بازدیدهای میدانی و انجام مطالعات ژئوفیزیکی موقعیت گسل کوشک در محدوده روستای علی آباد ترسیم و تدقیق شد. دو چشمه و مادرچاه یک قنات قدیمی در امتداد گسل کوشک وجود دارد که پس از رخداد زلزله سال 1369 رودبار-منجیل کاهش آبدهی داشته و یا خشک شده اند. یافته ها: پیرو مطالعات انجام شده گسل دیگری در فاصله 600 متری جنوب گسل کوشک و در دامنه های پایین دست روستا با سازوکار کششی شناسایی شد. در امتداد این گسل نیز چشمه های متعددی وجود دارد که هم زمان با رخداد زلزله سال 1369 رودبار-منجیل دچار کاهش آبدهی شده است. نتیجه گیری: نتایج مطالعات ژئوالکتریک اشباع بودن لایه های خاک دامنه تا عمق 25 متری را نشان می دهد، این موضوع گویای این مطلب است که جنبایی گسل کوشک و گسل F2 (گسل شناسایی شده در دامنه های جنوبی روستا) هم زمان با رخداد زمین زلزله رودبار-منجیل موجب کاهش آبدهی چشمه ها و متعاقباً اشباع دامنه شده است.
ارائه الگوی رقابت پذیری پایدار در جهان پسا کرونا با رویکرد توسعه گردشگری خلاق (مطالعه موردی: شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی شهری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۶
53 - 68
حوزههای تخصصی:
کرونا ویروس از هر نظر دنیا را برای همیشه تغییر داده و نقش بسزایی در توقف این تحرک اجتماعی بزرگ(گردشگری)، سفرهای بین المللی، تقاضای گردشگری و صنعت مهمان نوازی داشته است. چنانکه حتی اقتصادهای توس عه یافته و مس تحکم هم از اثرات مخرب ناش ی از مبارزه با این ویروس در امان نمانده اند وآنها نیز به خصوص در بخش های مربوط به خدمات دچار بحران جدی ش ده اند. با این ضرورت، تحقیق حاضر درصدد بازشناسی محرک های موثر بر رقابت پذیری سفر وگردشگری برای دوران پساکرونا خواهد بود. بر این اساس تحقیق حاضر سعی دارد با تلفیق روش مورفول و متاسوات الگوهای رقابت پذیری گردشگری خلاق را در شهر زنجان مشخص سازد. برای این منظور نیز براساس مطالعات اسنادی، کتابخانه ای، میدانی نه عامل در 27 وضعیت شناسایی شده اند که جهت تحلیل وضعیت های آینده از نرم افزار مورفول و متاسوات و برای تعیین الگوهای رقابت پذیری گردشگری خلاق از متاسوات استفاده شده اند. لازم به ذکر است که نمونه مورد استفاده در تحقیق حاضر خبره محور و به میزان (تعداد 15) نفر بوده است. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که وضعیت آینده گردشگری خلاق در شهر زنجان وضعیت نامطلوب داشته است، در این راستا الگوهای توان یابی رقابت پذیری گردشگری خلاق در این شهر در جهان پسا کرونا به شرح زیر بوده اند: اهتمام به امکانات ارتباط شهر با دیگر استان ها و بهبود خدمات الکتریکی- برقی شهر به عنوان عامل تقلیدناپذیر، توجه به نیروی متخصص و قیمت گذاری مناسب محصولات برای عرضه به گردشگران به عنوان الگوهای متناسب با استراتژی گردشگری، و در نهایت شیوع ویروس کرونا، تحریم های آمریکا و بی توجهی به ذینفعان گردشگری به عنوان تهدید شناسایی شده اند.
اثرات توسعه مراکز تجاری بزرگ مقیاس با رویکرد رشد هوشمند شهری، مطالعه موردی: شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
63 - 78
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این پژوهش، ارزیابی اثرات توسعه مراکز تجاری بزرگ مقیاس با رویکرد رشد هوشمند شهری در تبریز است. برای دست یازی به این هدف، با بهره گیری از روش کتابخانه ای- پیمایشی و ابزار پرسش نامه محقق ساخته؛ 65 نفر از کارشناسان، متخصصین و خبرگان می باشد. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند بوده (با استفاده از روش گلوله برفی) مورد ارزیابی قرارگرفته و اطلاعات گردآوری شده با استفاده از تحلیل های عاملی، رگرسیون و تحلیل مسیر در محیط نرم افزار smart pls مورد تجزیه وتحلیل آماری قرار گرفتند. برای سنجش متغیر «تأثیرات مگا پروژه های شهری» از پرسش نامه محقق ساخته با پنج بعد با 14 مؤلفه و 47 گویه و هم چنین، برای سنجش متغیر «رشد هوشمند شهری» از پرسش نامه محقق ساخته با پنج معیار اصلی و تعداد 15 گویه بهره گیری شد. نتایج نشان داد که تمام بارهای عاملی مربوط به ارتباط بین ابعاد و مؤلفه های دو متغیر پژوهش بزرگ تر از 3/0 بوده و مدل ارتباط بین دو متغیر توسعه مراکز تجاری بزرگ مقیاس و رشد هوشمند شهری در کلان شهر تبریز معنی دار بوده و از برازش نکوئی مناسب برخوردار بود. هم چنین، نتایج نشان داد بین پنج مؤلفه اصلی تحقیق با متغیر رشد هوشمند شهری در تبریز، ارتباط معنی دار وجود دارد. مؤلفه تغییر کاربری مرتبط با بعد کالبدی با ضریب 887/0 و نیز مؤلفه آلودگی ها و آلاینده ها بیش ترین تأثیر را در رشد هوشمند شهری تبریز دارند
تحلیل قانونمندی های حاکم بر فرآیند شکل گیری و گسترش اسکان غیر رسمی در محدوده های روستایی واقع در حریم کلان شهرها، مطالعه موردی: روستاهای حریم کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
87 - 107
حوزههای تخصصی:
طی چند دهه اخیر روند جمعیت پذیری سکونتگاه های انسانی واقع در فضای حریم کلان شهرهای کشور، تأثیرپذیری فراوانی از فرآیندها و روندهای حاکم بر کلان شهرها داشته اند. در این میان اسکان جمعیت در نقاط روستایی واقع در این فضا در اشکال مختلف، از جمله به صورت سکونتگاه های غیررسمی و محدوده های فقیرنشین از چالش های عمده ای است که در این عرصه ها رخ داده است. این موضوع به سبب ماهیت پدیده، شیوه ساماندهی و مدیریت و بسیاری ابعاد دیگر و نو بودن برای مدیریت های محلی و روستایی و عدم تجربه لازم در این زمینه، نیازمند توجه در سطوح مختلف پژوهشی، حقوقی - قانونی، سیاست گذاری، برنامه ریزی و مدیریتی– اجرایی می باشد. هدف از این پژوهش، تحلیل قانونمندی های حاکم از جمله واکاوی ابعاد، مؤلفه ها و عوامل مختلف نهادی، اقتصادی و مکانی بر فرآیند شکل گیری و گسترش سکونتگاه های غیررسمی در محدوده روستاهای واقع در حریم کلان شهرها با تأکید بر شهر تهران است. روش شناسی پژوهش کیفی بوده که با استفاده از تکنیک های پژوهشی مختلف از جمله تحلیل محتوا، کدگذاری و طبقه بندی بر روی 26 مصاحبه انجام شده در نرم افزار MAXQDA تا رسیدن به مرحله اشباع نظری نسبت به مقوله بندی نظرات اقدام شد. بر اساس یافته های پژوهش 39 مقوله اصلی در قالب 5 مضمون شامل؛ «دافعه ها و جاذبه های جغرافیایی- محیطی- زیستی»، «انگیزه ها و محرک های اجتماعی- اقتصادی»، «فقدان و عدم اجرای طرح ها و برنامه ها»، «خلأ و ناکارآمدی قوانین، ضوابط و مقررات» و «ناتوانی و ضعف ساختارهای مدیریتی- اجرایی» به عنوان مهم ترین عوامل مؤثر بر شکل گیری و گسترش سکونتگاه های غیررسمی در محدوده روستاهای واقع در حریم کلان شهر تهران شناسایی و مورد تأکید قرار گرفتند.