ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۸۱ تا ۱٬۶۰۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۵۸۱.

ارزیابی زیست پذیری شهری در کلانشهر کرج با تاکید بر شاخص های کالبدی –زیرساختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۱
مقدمه:   شهرنشینی شتابان و رشد بیش از اندازه کلانشهرها منجر به نارسایی زیرساخت ها، کمبود مسکن، حاشیه نشینی، نابرابری های فضایی در برخورداری از زیرساخت ها و خدمات شهری و در نتیجه افت زیست پذیری وکاهش کیفیت زندگی می شود زیست پذیری به معنای توان و قابلیت یک مکان برای تامین نیازهای زیستی ساکنان اعم از مادی و غیرمادی در جهت ارتقای کیفیت زندگی و ایجاد بستر شکوفایی توانمندی های عموم شهروندان است. بنابراین ضرورت و اهمیت توجه به لزوم پاسخگویی به این نیازها در کلان شهری همچون کرج را دو چندان می کند. کلان شهر کرج، متشکل از 10 منطقه شهری با جمعیت بالا و اثرات مخرب آن مواجه می باشد. برخی از این مناطق شکوفا و پر رونق و برخی دیگر روبه زوال و کم توجه که در نتیجه باعث پایین آمدن رضایت از زیست پذیری در مناطق شده است. هدف:   مقاله حاضر در پی آن است که با هدف شناخت پایه ای از وضعیت زیست پذیری در مناطق کلانشهر کرج  بپردازد. روش شناسی:   از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی تحلیلی است. جمع آوری داده ها اسنادی و میدانی (پرسشنامه محقق ساخته) است. 384 پرسشنامه در مناطق 10 گانه تهیه و تکمیل شده است. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان می دهد که رضایتمندی از اکثر شاخص های کالبدی و زیرساختی در کلانشهر کرج پایین است. قلمرو جغرافیایی پژوهش:   قلمرو این پژوهش کلانشهر کرج می باشد. یافته ها و بحث : در نظر شهروندان وضعیت شاخص های کالبدی و زیرساختی در شهر کرج  مانند مانند تعداد اتاق های کافی در مسکن با میانگین 25 /3، استحکام مسکن با میانگین 26/3، شاخص برخورداری از سیستم گرمایش و سرمایش مناسب با میانگین21/3 شرایط زیست پذیری مناسب است اما شاخص برخی شاخص ها مانند مساحت مناسب و کافی در مسکن با میانگین 12/2، در دسترس بودن مسکن با کیفیت خوب با میانگین 65/2، میزان برخورداری از سیستم دفع بهداشتی و فاضلاب با میانگین 41/2، وضعیت برخورداری از کاربری های خدماتی با میانگین 35/2 ، دسترسی به امکانات فراغتی مطلوب با میانگین 95/2، کیفیت حمل ونقل عمومی با میانگین 35/2، رضایت از گذران اوقات فراغت با میانگین 93/2، دسترسى و نفوذپذیرى با میانگین 91/2، مبلمان شهرى با میانگین 14/2، وضعیت فضای سبز و درختکاری با میانگین35/2، سیما و نمای ساخت وسازها با میانگین 47/2 در کلانشهر کرج پایین تر از میانگین هستند و در نتیجه شرایط نامطلوبی دارند. رتبه بندی مناطق کلانشهر کرج با شاخص های کالبدی زیست پذیری نشان می دهد که منطقه 8 کرج با کمترین امتیاز ویکور(0) در جایگاه نخست و منطقه 10 با بیشترین امتیاز ویکور(1) در رتبه آخر قرار گرفته است. نتیجه گیری: شاخص های کالبدی از مهمترین عوامل تاثیر گذار در زیست پذیری کلانشهر کرج است و در بیشتر شاخص های کلانشهر کرج شرایط نامطلوبی دارد و در بین مناطق تفاوت های زیادی در سطح زیست پذیری با شاخص های کالبدی زیست پذیری دیده می شود.
۱۵۸۲.

نگاهی به آب جاینام های ایران (مطالعه موردی: جاینام های مرتبط با «چشمه»)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۳
مقدمه:   زبان مجموعه بزرگی است که دارای بخش های مختلفی است. در بخش واژگان هر زبانی، کلماتی برای نامگذاری مکان های جغرافیایی ساخته می شود. از آنجایی که نام مکان های جغرافیایی در بیشتر زبان ها از عناصر قدیمی زبان هستند، مطالعه نام مکان ها در هر زبان یا هر منطقه ای می تواند به شناخت آن زبان کمک زیادی کند. توپونیمی علم مطالعه اسامی جغرافیایی است که به نوعی زیر شاخه زبان شناسی است و اصول و قواعدی دارد. هدف:   هدف این مقاله بررسی نام مناطقی است که چشمه (و نام های دیگر آن در زبان های رایج ایران، مانند خانی، کانی، گانی و بلاغ/ بولاق) در آنها نقش اساسی دارد. سوال اصلی این تحقیق این است که چه قوانین و مکانیسم هایی در ساخت نام های مرتبط با آب در ایران وجود دارد؟ روش شناسی:   در این پژوهش نخست پیکره ای از اسامی جاینام هایی که برای اشاره به چشمه در ایران به کار می روند، از مرکز آمار پورتال ایران تهیه شده است. سپس این جاینام های دسته بندی شده بر حسب رنگ خاک، ابعاد چشمه، نام آباد کننده آن چشمه و یا موارد دیگر، تحلیل شده اند. قلمرو جغرافیایی پژوهش:   در این تحقیق از میان تمامی نام های مکان ایران، فقط نام هایی که در ایران برای اشاره به چشمه ایجاد شده و به عنوان نام روستا به کار می رود، بررسی شده است. مانند چهل ترمه (نام روستایی در بخش مرکزی دیوان دره کردستان). «گرما کاهانی» (نام روستایی در بخش مرکزی دلفان و نیز روستایی در بخش مرکزی خلخال). یافته ها و بحث : در نام گذاری ها، رنگ خاک یا چشمه، زمینه، طعم آب، نام سازنده چشمه، ابعاد و اندازه چشمه، موقعیت طبیعی چشمه، شرایط محیطی حاکم بر بهار، مانند وجود حیواناتی مانند کبک، آهو، عقاب، و وجود درختانی مانند توت، انجیر و بید نقش اساسی دارند. بررسی تطبیقی ​​نام های مکان های مختلف در ایران راهی برای شناخت بهتر و بیشتر نام مکان هاست. بررسی هر یک از نام ها به صورت جداگانه چنین فرصتی را در اختیار محقق قرار نمی دهد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که «چشمه» نقش اساسی در ساخت نام های مکان در ایران دارد.
۱۵۸۳.

تبیین شاخص های امنیت مناطق مرزی استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۹
مقدمه: یکی از مهمترین چالش هایی که در مناطق مرزی پیش روی مسئولان امور قرار دارد، مسئله امنیت مناطق مرزی است. مسئله حفظ و گسترش امنیت مناطق مرزی، به ویژه در کشورهایی که دارای مرزهای مشترک طولانی با همسایگان خود هستند، همواره مورد توجه و حساسیت مسئولان امور بوده است. چنانچه، در حال حاضر مسایل مرتبط با امنیت درمناطق مرزی بسیار حایز اهمیت است. زیرا در صورت وجود هرگونه اختلاف مرزی و ناامنی در این مناطق، امنیت ملی را مورد تهدید قرار می دهد. هدف: تحقیق حاضر با هدف بررسی و تبیین شاخص های امنیت مناطق مرزی استان اردبیل تدوین شده است. روش شناسی: از نظر هدف «کاربردی» و به لحاظ ماهیت و روش «توصیفی-تحلیلی» است. برای گردآوری داده ها و اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای-اسنادی و میدانی استفاده گردید. جامعه آماری نیز شامل؛ «ساکنین مناطق مرزی، متخصصان جغرافیای سیاسی و علوم سیاسی، مسئولین امنیتی و سیاسی شهرستان، کارشناسان فرمانداری های استان و سایر نهادهای مسئول در زمینه امنیت مناطق مرزی و پژوهشگران عرصه علوم سیاسی و ...» در شهرستان های مورد مطالعه هستند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه جهت پرسشگری انتخاب شدند. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو مکانی استان اردبیل و شهرستان های دارای مرز مشترک با کشورهای همسایه (شهرستان های اردبیل، مشگین شهر، پارس آباد، نمین، گرمی، بیله سوار و اصلاندوز) می باشد. یافته ها و بحث: شهرستان های پارس آباد با میانگین رتبه ای 35/204 و اصلاندوز با میانگین رتبه ای 95/230 از امنیت مرزی بالاتری از نظر شاخص های مورد بررسی، برخوردار هستند و در این میان نیز شهرستان بیله سوار با میانگین عددی 39/161 از نظر امینت مرزی پایین تری نسبت به سایر شهرستان های مورد مطالعه قرار دارد. همچنین، در این میان شاخص های امنیت اقتصادی با میزان بتای 578/0 و امنیت مورفولوژیکی با مقدار بتای 431/0 بیشترین نقش را در افزایش امنیت مناطق مرزی در محدوده مورد مطالعه دارند و امنیت زیست محیطی نیز با 184/0- نقش کمرنگی در این زمینه دارد. نتیجه گیری: در بین شاخص های تبیین امنیت مناطق مرزی، شاخص های امنیت اقتصادی و مورفولوژیکی تأثیر چشمگیری در افزایش امنیت مناطق مرزی دارند. چنانچه، افزایش امنیت مناطق مرزی می تواند از نظر اقتصادی زمینه ساز؛ افزایش و تشدید تعاملات مرزی؛ سطح رفاه و آسایش اجتماعی ساکنان این مناطق؛ وابستگی و همگرایی قومی و مذهبی مرزنشینان؛ وضعیت اجتماعی منطقه مرزی استان؛ افزایش سطح زیست پذیری سکونتگاه های روستایی مناطق مرزی؛ افزایش کیفیت مولفه های سرمایه اجتماعی؛ سهولت مهاجرت در دو سوی مرزها را ارتقا بخشد.
۱۵۸۴.

شناسایی مزارع سیب زمینی برمبنای شاخص فنولوژی و الگوریتم ماشین بردار پشتیبان با استفاده از سامانه رایانش ابری Google Earth Engine(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۹۳
سابقه و هدف: سیب زمینی چهارمین محصول کشت شده در جهان است. با توجه به اهمیت استراتژیک این محصول در تأمین امنیت غذایی، تهیه نقشه های دقیق از سطوح زیرکشت آن اطلاعات ضروری برای تخمین و پیش بینی میزان عملکرد محصول در مقیاس های متفاوت را فراهم می کند. اگرچه تا کنون رویکردهای متفاوت سنجش از دور، مبتنی بر سنجنده های اپتیکی یا مایکروویو، به طور گسترده برای پایش مزارع گوناگون (شامل سطح زیرکشت محصولات، شرایط و پیش بینی عملکرد آنها) به کار رفته، با استفاده از داده های سنجش از دور و یادگیری ماشین کمتر برای شناسایی مزارع سیب زمینی اقدام شده است. در این راستا، پژوهش حاضر به شناسایی و نگاشت محصول سیب زمینی در قطب تولید آن در کشور پرداخته است و سعی در مهیا سازی اطلاعات دقیق سطوح زیرکشت این محصول، برای حوزه مدیریت کلان کشاورزی را دارد. مواد و روش ها: ازآنجاکه بیشتر محصولات کشاورزی، در طول دوره کشت، ویژگی های طیفی زمانی منحصربه فردی دارند، این پژوهش با استفاده از تصاویر سری زمانی و بدون آستانه گذاری صریح، روشی را برای تمایز دادن مزارع سیب زمینی از سایر محصولات مطرح کرده است. طبق این روش، با استفاده از لایه های مبتنی بر فنولوژی محصول سیب زمینی و نیز یادگیری ماشین، به شناسایی این محصول روی آورده شد. به منظور بهینه سازی پارامترهای داخلی الگوریتم، براساس داده های زمینی نوع محصول در سایت مورد مطالعه که مجموعاً شامل 1648 نمونه از مزارع سیب زمینی و سایر محصولات می شود، آموزش و ارزیابی مدل انجام شد. این داده ها با استفاده از گیرنده GPS دستی نمونه برداری شد. در این پژوهش، نگاشت مزارع سیب زمینی با استفاده از تصاویر ماهواره سنتینل 2 و الگوریتم ماشین بردار پشتیبان انجام شد. با تهیه لایه های ورودی مناسب که شامل شاخص فنولوژیکی محصول سیب زمینی و شاخص آماری میانه NDVI (سری زمانی تصاویر ماهواره سنتینل 2) در بازه های مشخص می شود، مزارع سیب زمینی با دقت شناسایی شد. دراِدامه، این لایه ها به منزله ورودی های ماشین بردار پشتیبان به کار رفت. به منظور آموزش مدل بهینه برای ماشین بردار پشتیبان با استفاده از کرنل RBF، مقادیر gamma و C با روش 5-fold cross validation بهینه سازی شد. سپس این مقادیر، در فرایند اجرای الگوریتم، با استفاده از سامانه رایانش ابری گوگل ارث انجین به کار رفت. کارآیی روش پیشنهادی در شهرستان های همدان و بهار که بیشترین میزان کشت این محصول را در ایران دارند، ارزیابی شد. نتایج و بحث: براساس نتایج، مقادیر بهینه برای پارامترهای داخلی مدل C=70 و γ=0.3 محاسبه شد. این مقادیر در تابع RBF، به منظور شناسایی سطوح زیرکشت محصول سیب زمینی، در نظر گرفته شد. با اجرای الگوریتم طبقه بندی و سپس اعمال فیلتر Majority، نقشه سطوح زیرکشت سیب زمینی برای منطقه مورد مطالعه تهیه شد. این نقشه بیشترین تراکم کشت محصول سیب زمینی را در محدوده مرزی دو شهرستان (شمال غرب شهرستان همدان و شرق شهرستان بهار) نشان داد. سطح زیرکشت سیب زمینی برای سال زراعی 1399-1400، در شهرستان همدان، برابر 1/4527 هکتار و در شهرستان بهار، برابر 3/6088 هکتار به دست آمد. در ارزیابی نتایج، صحت کلی و ضریب کاپا به ترتیب برای همدان، 9/90% و 82/0 و برای بهار، 3/93% و 87/0 براساس ماتریس خطا برآورد شد. نتایج پژوهش حاضر به کارآیی الگوریتم ماشین بردار پشتیبان در شناسایی سطوح زیرکشت محصول سیب زمینی اشاره دارد و همچنین نشان داده است که شاخص های منطبق بر فنولوژی سیب زمینی را می توان، به منزله ویژگی های متمایزکننده در شناسایی بهتر مزارع این محصول، استفاده کرد. نتیجه گیری: شناسایی مزارع سیب زمینی، با استفاده از لایه های ورودی شاخص های منطبق بر فنولوژی محصول در الگوریتم ماشین بردار پشتیبان، نشان داد این روش می تواند صحت شناسایی سطوح زیرکشت این محصول را در سطح پایلوت بهبود ببخشد. ازاین رو می توان، برای شناسایی سایر محصولات مهم کشاورزی و نیز در دیگر مناطق، رویکردی مشابه را پیش گرفت و نتایج را ارزیابی کرد. همچنین پیشنهاد می شود کارآیی داده های مایکروویو و سایر الگوریتم های یادگیری ماشین در پژوهش های آینده مورد توجه قرار گیرد.
۱۵۸۵.

ادبیات پژوهشی پیرامون شهر سالم: روش شناسی مبتنی بر تحلیل شبکه ای دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۲
این پژوهش با هدف مرور تاریخی ادبیات علمی مرتبط با مفهوم "شهر سالم" انجام شده است. اطلاعات مورداستفاده در این مطالعه از تحلیل 1674 سند علمی به زبان انگلیسی، منتشرشده در بازه زمانی 1895 تا 2025، استخراج شده است. برای جمع آوری داده ها، از پایگاه علم سنجی اسکوپوس که یکی از معتبرترین و جامع ترین منابع علمی است، استفاده شده است. از نظر روش شناسی، این مطالعه از نوع مرور تاریخی مبتنی بر تحلیل شبکه ای دانش است. روش های به کاررفته شامل فنون نقشه کشی و بصری سازی داده های علم سنجی است که از سال 2010 وارد حوزه مطالعات علمی شده اند. این روش سه رویکرد اصلی شامل تحلیل شبکه، همپوشانی و چگالی را در برمی گیرد. در این پژوهش، واژگان کلیدی "شهر سالم"، "شهرهای سالم" و "شهر و سلامت" در عنوان، کلمات کلیدی و چکیده اسناد جست وجو شده اند. تحلیل ها در محورهای مختلفی شامل مناطق جغرافیایی، روندهای زمانی انتشار، همکاری نویسندگان، نوع اسناد، هم ارجاعی، هم واژگانی، رشته های علمی و مراکز پژوهشی فعال در حوزه "شهر سالم" انجام شده است. نرم افزار VOSviewer به عنوان ابزار اصلی برای بصری سازی و تحلیل شبکه ای دانش مورداستفاده قرارگرفته است. یافته ها نشان می دهند که دانش مرتبط با "شهر سالم" طی دوره بررسی، خوشه بندی های مشخصی از نظر زمانی و مکانی داشته است. به بیان دیگر، کشورها، نویسندگان و واژگان کلیدی مرتبط با این مفهوم، الگوهای معناداری را به نمایش گذاشته اند. شناخت این الگوها می تواند مسیرهای جدیدی را برای پژوهشگران این حوزه هموار سازد.
۱۵۸۶.

سناریوهای فراروی مناسبات هیدروپلیتیک ایران و افغانستان از منظر درهم تنیدگی مقیاس ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۸
مناسبات هیدروپلیتیک متاثر از درهم تندگی مقیاس ها و به تبع بازیگران و کنشگران با اهداف و منافع ناهمسان قرار دارد. امنیت آب شرق ایران به شدت در پیوند با رودهایی است که از افغانستان سرچشمه می گیرند. در چند دهه گذشته رویکرد دولت های حاکم بر افغانستان، محدودسازی آب رودهای این کشور بوده است. پژوهش کاربردیِ حاضر با هدف ارائه سناریوهای فراروی مناسبات هیدروپلیتیک ایران و افغانستان از منظر درهم تنیدگی مقیاس ها نگارش یافته است. داده های مورد نیاز پژوهش با استفاده از روش های کتابخانه ای و میدانی؛ گردآوری و با بهره گیری از نرم افزارهای Micmac و Scenario Wizard تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان دادند در بُعد بازیگران؛ مقیاس ملی و متغیر نقش دولت افغانستان در رعایت حقابه ایران و در بُعد عواملِ تاثیرگذار؛ مقیاس جهانی و متغیر تغییر اقلیم، تاثیرگذارترین مقیاس و متغیر هستند. نتایج پژوهش نشان دادند هر چند سناریو وضعیت بحرانی در مناسبات هیدروپلیتیک ایران و افغانستان بر دیگر سناریوهای ممکن از منظر در هم تنیدگی مقیاس ها برتری دارد، اما ظرفیت های لازم در هر دو دولت وجود دارند تا بتوانند از گسترش دامنه بحران بکاهند.
۱۵۸۷.

تبیین منظر در بافت تاریخی شهرها در ابعاد زیباشناختی، حس مکان و کارکردی (مطالعه موردی؛محله سنگ سیاه شهر شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۷۳
بافت های تاریخی شهرها از ثروت های فرهنگی و تاریخی مهمی برخوردار هستند. تبیین منظر در این بافت ها به معنای حفظ و حراست از تاریخ، فرهنگ و هویت مردم است. با توجه به تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، احتمال تغییر کارکردهای فضایی در بافت های تاریخی شهرها وجود دارد. تبیین منظر در ابعاد کارکردی، به بهینه سازی استفاده از فضاهای شهری، ارتقاء کیفیت زندگی ساکنین، و تضمین استفاده موثر از این فضاها کمک می کند. امروزه برنامه ریزی جهت بهبود کیفیت منظر شهری به یکی از مهمترین دغدغه های مدیران شهری تبدیل شده است. در این میان منظر بافت های تاریخی شهرها، به جهت حساسیت بالای آن ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این راستا هدف پژوهش حاضر، ارزیابی منظر در بافت تاریخی محله سنگ سیاه شهر شیراز می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است که جهت جمع آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز از مطالعات کتابخانه ای- اسنادی و توزیع پرسشنامه بهره گیری شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از نرم افزار SPSS و آزمون های آن بهره گیری شده است. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که ابعاد سه گانه (زیباشناختی، حس مکان و کارکردی) منظر شهری محله سنگ سیاه، از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. و به طور میانگین 4 متغییر (مقیاس و تناسبات فضا؛ رنگ بندی و مصالح به کار رفته؛ توجه به بناهای یادمانی و آرامگاهی در منظر و درختکاری ها) با میانگین های بین 5/2 تا 3 وضعیت به مراتب مناسب تری دارند و متغییرهای (تنوع و ریتم (مبلمان شهری و ...) و رضایت از فضای سبز محله) با میانگین 58/1 در وضعیت بسیار نامناسبی قرار دارند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که با توجه به اینکه میزان نامطلوبی منظر شهری محله سنگ سیاه شیراز به یک اندازه نبوده و بیشترین نارضایتی از ابتدا از بُعد کارکردی و سپس به ترتیب از ابعاد زیباشناختی و حس مکان بوده است، در برنامه ریزی های بهبود کیفیت منظر شهری، ضمن توجه به هر سه بُعد منظر شهری، باید به بعد کارکردی که در شرایط بحرانی تری نسبت به دو بُعد زیباشناختی و حس مکان قرار دارد، توجه ویژه تری نمود.
۱۵۸۸.

تحلیل تغییرات ائواستاتیک و ژئوستاتیک در پایداری جلگه ساحلی خزر (مطالعه موردی: منطقه ساحلی چالوس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۷۹
مجموعه ای از فرآیندهای محیطی بزرگ مقیاس و طولانی مدت، از جمله رخدادهای لرزه ای، فعالیت های ساختمانی، تغییرات کاربری و برداشت آب های زیرزمینی، به همراه تغییرات اقلیمی در مناطق ساحلی کم ارتفاع می تواند منجر به بروز ناپایداری های سطح زمین شود. دلتاهای ساحلی چشم اندازهایی هستند که به دلیل مجاورت دو محیط خشکی و آبی در برابر فعالیت های تکتونیکی آثار مهمی برجای می گذارند. از جمله تغییر الگو و مکان شکل گیری دلتاها، شکل گیری تراس های ساحلی نامتوازن در بخش هایی از ساحل و به وجود آمدن سواحل بریده شده به صورت دریابار می توان اشاره کرد. در این پژوهش به بررسی تغییرات ژئومورفیک جلگه ساحلی چالوس ناشی از فعالیتهای ائواستاتیک و ژئواستاتیک و آثار آنها در تغییرات جلگه و خط ساحلی در محدوده چالوس با استفاده از سنجش از دور راداری(مدلهای SBAS وPS) و داده های ژئودینامیک پرداخته شد که نتایج به دست آمده از پردازش راداری، داده های ژئودینامیک، تغییرات سطح تراز آبهای زیرزمینی، فعالیت های ژئوستاتیکی، تغییرات ائوستاتیکی دریای خزر و تغییرات کاربری زمین، نشان می دهد جلگه چالوس در دو دهه گذشته تحت تأثیر فعالیت ژئوستاتیکی دچار برخاستگی شده است. از طرف دیگر خط ساحلی چالوس در نتیجه تغییرات کاربری و افزایش بار رسوب رودخانه و کاهش تراز سطح دریای خزر به سمت دریا پیشروی قابل توجهی داشته است که نتیجه آن از نظر زیست محیطی و خسارت های اقتصادی قابل توجه است. بنابراین احیای پوشش گیاهی و جنگلی در حوضه آبریز چالوس جهت کاهش فرسایش و تولید رسوب و پیگیری دیپلماسی برای دادن حق آبه دریای خزر توسط کشورهای ذینفع به خصوص کشور روسیه می تواند مشکلات به وجود آمده را برطرف کند.
۱۵۸۹.

دلبستگی به مکان و تأثیر آن بر ادراک خطر سیلاب و رفتار پیشگیرانه: مقایسه میان فرهنگی بین ایتالیا (,ویبو والنتیا) و ایران (بابل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
با تغییرات سریع اقلیمی، خطر مخاطرات محیطی، از جمله سیل های ناگهانی و ویرانگر، به شدت افزایش یافته است. تغییرات آب وهوایی جهانی باعث ناپایداری الگوهای بارندگی، افزایش شدت طوفان ها و بالا رفتن سطح آب رودخانه ها شده که در نهایت منجر به بروز سیلاب های گسترده در مناطق مختلف می شود.در کنار عوامل طبیعی، نحوه واکنش جوامع انسانی به این خطرات نقش مهمی در میزان آسیب پذیری آن ها دارد. مفاهیم روان شناختی مانند دلبستگی به مکان به عنوان یکی از عوامل کلیدی در شکل گیری ارتباطات انسان و محیط مطرح می شوند. دلبستگی شامل پیوندهای عاطفی، شناختی و تجربی افراد با مکان زندگی شان است و می تواند بر میزان ادراک خطر و اقدامات پیشگیرانه تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر این فرضیه را مطرح می کند که رابطه بین دلبستگی به مکان، ادراک خطر محیطی و رفتار پیشگیرانه در کشورهای مختلف، بسته به زمینه های فرهنگی، متفاوت است. این مطالعه دو شهر ویبو والنتیا (ایتالیا) و بابل (ایران) را که احتمال وقوع سیل در آن ها بسیار بالا است، مقایسه کرده است. نتایج حاکی از آن است که افراد با دلبستگی بالا به مکان، ادراک بیشتری از خطر دارند و تمایل بیشتری به اتخاذ رفتارهای پیشگیرانه نشان می دهند. همچنین تأثیر دلبستگی به مکان بر ادراک خطر و رفتار پیشگیرانه در بابل بیشتر از ویبو والنتیا بود. پژوهش حاضر بر اهمیت عوامل روان شناختی در مدیریت مخاطرات محیطی تأکید دارد و نشان می دهد که توجه به دلبستگی به مکان می تواند به سیاست گذاری های مؤثرتر جهت کاهش خسارات ناشی از بلایای طبیعی کمک کند. با بررسی تفاوت های فرهنگی، نتایج این مطالعه می تواند در تدوین برنامه های مدیریت بحران بسیار مفید و کاربردی باشد.
۱۵۹۰.

تبیین عوامل موثر بر حس مکان در مکانهای مذهبی ایران (نمونه موردی: مساجد تاریخی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۴۲
مسجد به مثابه کانونی عباد ی -اجتماعی برای ادامه حیات پویا نیازمند ارتباطی قوی با حوزه کارکردی خود است. این ارتباط با زمینه از طریق پیوندی انسانی، کالبدی و طبیعی با محیط بیرونی محقق می شود. دین می تواند نقش مهمی در حس مکان داشته باشد و مفهومی از آن ارائه دهد. شکل و سازمان فضایی بنا بر میزان دلبستگی به بنا مؤثر بوده و هر گونه تغییری در ابعاد کالبدی و روانی بنا می تواند بر میزان حس مکان آن، مؤثر بوده است. هدف تحقیق حاضر تحلیل عوامل موثر بر حس مکان در امکان مذهبی شهر تبریز می باشد. تحقیق از نظر ماهیت بصورت توصیفی-تحلیلی و اکتشافی می باشد. که در اصل از روش کیفی و کمی استفاده شده است. حجم نمونه 20 نفر از خبرگان و حجم نمونه نمازگزاران 168 نفر می باشد. برای تحلیل داده های کیفی از روش داده بنیاد با نرم افزار  Maxqda استفاده شد برای تحلیل دادهای کمی  و سنجش رابطه میان متغیرها از روش همبستگی پیرسون و از آزمون های آماری رگرسیون خطی ساده و چندمتغیره برای تعیین رابطه و شدت و جهت رابط هی بین متغیرهای مستقل و وابسته استفاده شد. از تحلیل مسیر برای مشخص کردن تأثیر مستقیم و غیرمستقیم متغیرها بر حس مکان استفاده شد برای این تحلیل ها از نرم افزار Spss  و  Amosبهره گرفته شد. نتایج نشان داد عوامل ادراکی و کالبدی بیشترین تاثیر را در القای حس مکان در مساجد تاریخی شهر تبریز دارند و عوامل اجتماعی و عملکردی تاثیر کمتری دارند. در بین متغیرهای مورد بررسی سرزندگی بیشترین ضریب همبستگی و تاثیر در حس مکان دارد. همچنین در بین مساجد بررسی شده مسجد مقبره بیشترین حس مکان از نظر مراجعه کنندگان دارد. بنابراین همه عوامل  کالبدی، اداراکی، اجتماعی و عملکردی در ایجاد حس مکان در مکانهای مذهبی ایران بخصوص شهر تبریز موثر هستند.
۱۵۹۱.

شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر مزیت رقابتی و جذابیت اقامتگاه های بوم گردی (مطالعه موردی: شهرستان طرقبه و شاندیز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۷
اقامتگاه های بوم گردی به عنوان یکی از خدمات بومی با ماهیت نوستالوژیک گردشگری می باشد که تجربه جدید و متفاوتی از زنجیره اسکان و خدمات وابسته به آن را در اختیار گردشگران قرار می دهد و برای اغلب گردشگران شهری و جوانان جذابیت بسیاری دارد. لذا این پژوهش از منظر گردشگران، به شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر جذابیت و مزیت رقابتی اقامتگاه های بوم گردی در شهرستان طرقبه و شاندیز پرداخته است. پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت از نوع توصیفی- تحلیلی به شیوه پیمایشی است. جمع آوری اطلاعات به روش میدانی و اسنادی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، 384 نفر از گردشگران در هفت اقامتگاه بوم گردی شهرستان طرقبه و شاندیز می باشد. برای شناسایی مهم ترین عوامل جذابیت اقامتگاه های بومگردی ابتدا شاخص های مورد نظر با استفاده از نظر سنجی از کارشناسان و گردشگران شناسایی و برای دسته بندی آن از تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزار SPSS بهره گرفته شد. در نتایج به دست آمده در روش تحلیل عاملی اکتشافی، 42 متغیر شناسایی و در 7 عامل طبقه بندی گردید که سهم عامل اول تا سوم (احیای سنت ها، معماری بومی، و مدیریت خانوادگی اقامتگاه های بومگردی) نسبت به بقیه عامل ها بیشتر است و حدود 49 درصد واریانس را تبیین می کنند. همچنین نتایج بدست آمده نشان داد که مهمترین جذابیت اقامتگاه های بومگردی عبارتند از: استفاده از غذا های بومی و محلی در منو های غذایی (با میانگین 66/4)، زنده شدن ایده حصیر بافی، قالی بافی و ... (با میانگین 53/4) که از بیشترین امتیاز ممکن به لحاظ جذابیت اقامتگاه های بومگردی از دیدگاه گردشگران برخوردار بوده و این نشان می دهد، احیای سنت های محلی به عنوان جاذبه های نوستالوژیک و گردشگری خاص، ظرفیت بالایی را برای توسعه گردشگری روستایی ایجاد کرده و به عنوان مزیت رقابتی اقامتگاه های بومگردی نسبت به هتل ها از دیدگاه گردشگران بشمار می آید.
۱۵۹۲.

تغییرات کاربری اراضی وشبیه سازی رشد وتوسعه شهری (مطالعه موردی شهر اردبیل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۵۶
زمینه و هدف: مدل سازی تغییرات کاربری اراضی، ابزاری ضروری برای تجزیه و تحلیل های زیست محیطی، برنامه ریزی و مدیریت محسوب می گردد. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر اردبیل در بازه زمانی 23ساله (از سال1998 تا 2021) است که این هدف با استخراج نقشه های کاربری اراضی سال های 1998 و 2021 از طریق تصاویر ماهواره ای و به دست آوردن تغییراتی که در این مدت در کاربری های اراضی حاصل شده است. روش بررسی: مدل سازی تغییرات کاربری اراضی، ابزاری ضروری برای تجزیه و تحلیل های زیست محیطی، برنامه ریزی و مدیریت محسوب می گردد. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی شهر اردبیل در بازه زمانی 23ساله (از سال1998 تا 2021) است که این هدف با استخراج نقشه های کاربری اراضی سال های 1998 و 2021 از طریق تصاویر ماهواره ای و به دست آوردن تغییراتی که در این مدت در کاربری های اراضی حاصل شده است و در نهایت پیش بینی این تغییرات برای سال 2038 بااستفاده از مدل مارکوف انجام گرفته است. یافته ها و نتیجه گیری: این پژوهش با هدف بررسی تغییرات رخ داده در کاربری های شهر اردبیل صورت گرفت. در این پژوهش از تصاویر ماهواره ای مربوط به سال های 1998 سنجنده TM لندست و 2021 سنجنده OLI لندست برای بررسی کردن تغییرات کاربری اراضی مابین سال های 1998 تا 2021 استفاده شد سپس  پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با توجه به روند تغییرات موجود برای سال 2038 انجام شد. این پژوهش نشان داد که می توان با استفاده از ابزارهای مناسب مثل سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل ها و الگوریتم های موجود در این سیستم ها و ابزارها، مدل سازی مکانی و فضایی مناسبی را برای کاربری های اراضی و مسائل مربوط به آن داشته باشیم، همچنین این پژوهش نشان داد که اگر از تصاویر با دقت بالاتر و کیفیت بهتر استفاده شود و مدل های متعدد نیز به کار گرفته شود می توان شاهد بررسی دقیق تر موضوعاتی از این دست بود که قطعاً می تواند کمک شایانی به مدیران و مسئولان شهری و تصمیم گیران برای برنامه ریزی و تصمیم گیری بهتر، برساند. نتایج کلی نشان دهنده این بود که مناطق ساخته شده روند کاهشی داشته و این روند برای سال 2038 نیز ادامه خواهد داشت، همچنین کاربری راه روند رو به رشدی از گذشته تا سال 2021 داشته که برای سال 2038 نیز روند رو به رشد خود را حفظ می کند، فضای سبز نیز روند روبه رشدمناسبی داشته وبرای سال2038نیزادامه خواهدداشت.  
۱۵۹۳.

واکاوی شاخص های پایداری محلات با تأکید بر دیدگاه ساکنین، مطالعه موردی: محله اعتمادیه در زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۹
امروزه توجه به شاخص های پایدار محله نشان دهنده روند عمده در محیط اجتماعی، اقتصاد، رفاه انسان و کیفیت زندگی است که مورد توجه مدیران و برنامه ریزان شهری قرار گرفته است. لذا هدف اصلی پژوهش حاضر واکاوی شاخص های پایداری محله اعتمادیه زنجان است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع و ماهیت توصیفی – تحلیلی است. گردآوری اطلاعات و داده ها به روش های کتابخانه ای و میدانی بود. جامعه آماری پژوهش 6872 نفر بود که 370 نفر از ساکنین محله به عنوان نمونه انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل یافته ها از آمار توصیفی، آزمون پیرسون و t تک نمونه ای و با استفاده از نرم افزار SPSS 26 و Minitab انجام شد. برای سنجش پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد. مقدار کلی آلفا بالای 96/0 بود که مقدار بالایی است. نتایج آزمون پیرسون برای هفت شاخص پایداری محله از جمله شاخص کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، ارتباطی، خدماتی و سیاسی نشان داد که، در سطح معنی داری (000/0= sig)، شاخص های پایداری و پایداری محله اعتمادیه به ترتیب به میزان (928/0= r)، (819/0= r)، (932/0= r)، (900/0= r)، (904/0= r)، (896/0= r) و (879/0= r) با هم رابطه دارند؛ و نوع همبستگی در بین هفت شاخص و پایداری محله، از نوع مستقیم بوده، و نتایج آزمون تی نشان داد که P-value به دست آمده برای تمام شاخص ها (000/0) کوچک تر از سطح معناداری 05/0 است؛ لذا با اطمینان 95% اطمینان می توان نتیجه گرفت که از دید ساکنین محله اعتمادیه این محله دارای پایداری در شاخص های موردبررسی است.
۱۵۹۴.

سناریوهای جمهوری آذربایجان در توسعه کریدور میانی: تحولات و معادلات جدید در قفقاز جنوبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۳۳
علیرغم پایان یافتن جنگ قره باغ و رفع تصرف منطقه مورد مناقشه توسط جمهوری آذربایجان، خواست این کشور مبنی بر ایجاد یک دسترسی دائمی و فراسرزمینی به نخجوان و توسعه کریدور میانی، رسیدن به صلح پایدار را با دشواری هایی روبهرو کرده است. گشایش کریدور زنگزور و اشغال بخش جنوبی ارمنستان (استان سیونیک ) از جمله سناریوهای دولت آذربایجان، برای تحقق خواست خود است. پرسش اصلی پژوهش آن است که «تحقق طرح و برنامه های جمهوری آذربایجان در توسعه کریدور میانی، چه تاثیری بر روی معادلات ژئوپلیتیک منطقه قفقاز جنوبی می گذارد؟» پژوهش حاضر با استفاده از روش تبیینی - تحلیلی و انجام مطالعات کتابخانه ای، این فرضیه را بررسی می کند که جمهوری آذربایجان، به دنبال پایان دادن دهه ها تنگنای ژئوپلیتیک این کشور از طریق اتصال مستقیم به نخجوان و انتقال بار این محدودیت به ارمنستان است. همچنین، نتایج پژوهش نشان می دهد، با تکمیل آخرین حلقه اتصال میان ترکیه و کشورهای آسیای میانه، موضع این کشور در معادلات ژئوپلیتیک منطقه تقویت و در عوض موضع ایران به واسطه تضعیف حکمرانی ارمنستان بر قلمرو سرزمینی خود و کاهش مزیت کریدور شمال – جنوب تضعیف می شود.
۱۵۹۵.

تبیین سناریوهای بازآفرینی بافت تاریخی شهر تبریز از منظر عوامل تحقق پذیری نوآوری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱۴ تعداد دانلود : ۱۶۵
اهمیت نوآوری اجتماعی به عنوان یک رویکرد جدید در عرصه ی پژوهش های نظری و عملی برای رویارویی موفقیت آمیز با چالش های مختلف، آن را به خط مقدم توسعه شهری آورده است. نوآوری اجتماعی با یافتن بهترین راه ها برای حل چالش های موجود می تواند گام مؤثری در رابطه با حل مشکلات بافت های مسئله دار شهری بردارد. در همین راستا مهم ترین هدف پژوهش حاضر ارائه ی سناریوهای بازآفرینی بافت تاریخی شهر تبریز از منظر عوامل تحقق پذیری نوآوری اجتماعی می باشد. این پژوهش از نظر هدف در حیطه پژوهش های کاربردی- توسعه ای و از نظر روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. همچنین از مطالعات کتابخانه ای– اسنادی به منظور تدوین ادبیات پژوهش و از مطالعات میدانی به منظور بررسی و ارزیابی محدوده پژوهش بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش به این صورت است که چهار عامل «کیفیت حکمروایی شهری»، «کیفیت اقتصاد محلی»، «کیفیت پژوهش های شهری»، و «کیفیت روابط اجتماعی و قدرت» مهم ترین عوامل تحقق پذیری نوآوری اجتماعی در بازآفرینی شهری می باشند. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده از نرم افزار میک مک دو سناریوی «خوشبینانه و مطلوب» و «بدبینانه و بحرانی» در افق ده ساله برای بافت تاریخی شهر تبریز تدوین گردیدند. در سناریوی اول با بهره گیری از رویکرد نوآوری اجتماعی در افق ده ساله بسیاری از مشکلات و چالش های بافت تاریخی شهر تبریز حل شده است. رضایتمندی و کیفیت بالای زندگی از خروجی های مهم این سناریو است. در سناریوی دوم نیز بهره گیری دوباره از رویکردهای قدیمی و ناکارآمد بازآفرینی شهری در افق ده ساله باعث شده است که بسیاری از مشکلات و چالش های بافت تاریخی حل نشده باقی بمانند. نارضایتی و کیفیت پایین زندگی از خروجی های این سناریو می باشند. هر کدام از سناریوهای تدوین شده نشان دهنده ی مسیرهای پیش رو برای برنامه ریزی و مدیریت چالش های مختلف بافت تاریخی شهر تبریز می باشد.
۱۵۹۶.

بررسی احتمال تغییر اقلیم در شهرستان سپیدان با استفاده از آزمون ناپارامتری من – کندال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۳
تحقیقات علمی در زمینه ی روندهای اقلیمی حاکی از آن است که هم اکنون تغییرات سریع تر از دوره های گذشته در حال وقوع است. امروزه موضوع تغییرات آب و هوا از مسائل قابل توجه پژوهش های آب و هوایی است. پیش بینی روند تغییرات آب و هوا برای مدیریت محیط زیست و ادامه حیات جوامع انسانی بسیار مهم و ضروری  می باشد. در این پژوهش از آمار ایستگاه سپیدان در یک دوره آماری 19  ساله (2005-2023)  استفاده شده است. در این بررسی روند و نوع تغییرات دما و بارش بصورت ماهانه، فصلی و سالانه  مورد بررسی قرار گرفت نتایج نشان داد که میانگین دما، میانگین حداقل ذما و حداکثر دمای سالانه دارای روند کاهشی است و بیشترین کاهش با آماره 0.64- مربوط به حداکثر دماست. تغییرات فصلی میانگین دما نشان داد که فصل بهار دارای روند کاهشی است و سایرفصول بدون روند است. میانگین حداقل دما در فصول بهار و تابستان دارای روند کاهشی است. میانگین حداکثر دما در سه فصل بهار، تابستان و پاییزدارای روند کاهشی است. تغییرات ماهانه میانگین دما، فقط ماه های ژولای و سپتامبر دارای روند کاهشی است و بقیه ماه ها  فاقد روند است. میانگین حداقل دما در ماه های ژانویه، ژولای، آگوست، سپتامبر و اکتبر دارای روندکاهشی و بقیه ماه ها  فاقد روند است. میانگین حداکثر دما ماه های مارس،آوریل، می و نوامبر بدون روند و بقیه ماه ها دارای روند کاهشی است. نتایج بررسی تغییرات بارش حاکی از این است که میانگین سالانه و فصلی فاقد روند است و میانگین ماهانه بارش در ماه های گرم سال یعنی ماه های می، ژوئن، ژولای و سپتامبردارای روند کاهشی و بقیه ماه ها فاقد روند است.
۱۵۹۷.

پراگماتیسم و برنامه ریزی شهری: تحلیل تاریخی و مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۴۴
پیچیدگی و تکثر آرا در فلسفه پراگماتیسم موجب دشواری درک این رویکرد فلسفی و به طبع آن دشواری درک خوانش برنامه ریزی منتسب به آن می شود. درحالی که پراگماتیسم به ما کمک می کند در برابر آینده متکثر، و تغییرات سریع و غیرقابل پیش بینی جوامع شهری کشور منفعل نبوده و برنامه ریزی شهری کارآمد و مبتنی بر نیازهای واقعی را ارائه دهیم. به همین منظور این پژوهش با هدف توصیف ویژگی های برنامه ریزی پراگماتیسمی انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد، تجربه گرایی، عمل گرایی، فایده گرایی و ابزارگرایی مهم ترین مشخصه های پراگماتیسم و تأکید بر زبان، عمل گرایی، اعتقاد به حقیقت نسبی، تجربه گرایی، توجه به واژگان و اعتقاد به بازنمایی مهم ترین مشخصه های نئو پراگماتیسم می باشد. همچنین زمینه گرایی، یادگیری از تجربه، تأکید بر تداوم، پیوستگی، ارزیابی، صراحت و خطاپذیری نیز مهم ترین مشخصه های برنامه ریزی پراگماتیسمی می باشد. در نتیجه برنامه ریزی پراگماتیسمی با در نظر گرفتن هم زمان فرایند و فراورده برنامه ریزی به صورت کمی و کیفی، پذیرش کامل تضادها و تکثر امور اجتماعی و توجه به قدرت و زبان در کنار تجربه، اعتقاد به غیرقابل پیش بینی بودن آینده، زمینه مندی، تأکید بر سه شیوه بحث، برنامه ریزی مبتنی بر اجماع متکثر، توانا ساختن فرد برای برنامه ریزی، مشارکت و دموکراسی عملی نه به عنوان بخشی از پروژه بلکه به عنوان اساس آن و استفاده از تکنیک های متکثر می تواند مؤثرتر از سایر سنت های برنامه ریزی عمل کند
۱۵۹۸.

فضا و مکان، بنیاد فلسفی علم جغرافیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۵۷
هر رشته و نظام علمی نیازمند تبیین فلسفی است. بدین معنا که باید به چند پرسش بنیادی به شرح زیر پاسخ دهد: ماهیت آن رشته چیست؟ چه چیزی را مطالعه می کند؟ به دیگر سخن موضوع مورد مطالعه آن کدام است؟ و تا چه اندازه حقیقی، واقعی و پژوهش پذیر است؟ اعم از اینکه عینی یا ذهنی و آشکار، پنهان و یا مجازی باشد؟ چرا آن رشته علمی باید وجود داشته باشد؟ ضرورت های وجودی و هستی شناسی آن چیست؟ قلمرو معرفتی آن تا چه حد اختصاصی و منحصر بفرد است؟ و تا چه میزان با رشته های علمی دیگر همپوشی داشته و یا درهم تنیده است؟ سطوح اشتراک و افتراق آن با رشته های علمی دیگر چیست؟ جستارهای مورد مطالعه آن تا چه اندازه حقیقی و یا اعتباری است؟ هدف غایی آن رشته علمی چیست؟ و چه نیازهای شناختی و یا کاربردی از انسان ها را برآورده می کند؟ موضوع رشته علمی چگونه باید مطالعه شود؟ در انجام این کار از چه روش شناسی های فلسفی و شناختی، و چه روش ها و فنون پژوهشی استفاده می شود یا می توان استفاده کرد؟ اعتبار معرفت شناختی این روش ها چگونه است؟ پاسخ مشروح و منطقی به این پرسش ها در واقع تبیین چهار چوب نظری و فلسفه علمی رشته مورد نظر را شکل می دهد. از آنجا که علم جغرافیا به عنوان یکی از قلمروهای معرفتی و شناختی بشر از قدیم الایام شناخته می شود، تبیین فلسفی آن ضرورت دارد.
۱۵۹۹.

تحلیل روند تغییرات گذشته وآینده کاربری اراضی حوزه آبخیز زولاچای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۶۷
بررسی پیش بینی تغییرات کاربری و پوشش اراضی از جمله عوامل مهم برای درک تحولات محیطی در تمام مقیاس های زمانی و مکانی می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی روند تغییرات گذشته و پیش بینی وضعیت آتی کاربری اراضی حوضه آبخیز زولاچای واقع در استان آذربایجان غربی یکی از زیرحوضه های حوضه آبریز دریاچه ارومیه در 33 اخیر است. به همین منظور ابتدا تصاویر Sentinel2 و Lansat 5, 7، برای سال های 1990، 2020،2016،2010،2005،2000، 1995 و2023 دریافت گردید. سپس روش های پیش پردازش در محیط نرم افزارهای مختلف اعمال و تصاویر مربوطه به محیط نرم افزار eCognition ارسال گردید. در این محیط با استفاده از روش شیءگرا مدل طبقه بندی نزدیک ترین همسایگی اجرا و نقشه های کاربری و پوشش اراضی تولید شد. در نهایت با استفاده از روش CA مارکوف شبیه سازی تغییرات کاربری اراضی برای سال 2030 انجام شد. برای بررسی صحت مدل CA مارکوف، نقشه تغییرات پیش بینی شده سال 2023 با نقشه طبقه بندی 2023 صحت سنجی شد. نتایج پژوهش نشان داد که با کاربرد روش های دانش پایه به ویژه طبق ه بن دی نزدی ک ت رین همس ایگی امکان تولید نقشه های کاربری اراضی با دقت بالا ضریب کاپا91% امکان پذیر است. ضمنا با اعمال مدل مارکوف نقشه های تغییرات کاربری اراضی با دقت قابل قبول 87% امکان پذیر است. نتایج نهایی نشان می دهد تا سال 2030 میلادی کاربری اراضی کشاورزی 03/15% محدوده های مسکونی 9/0% و دیم حدود 14% افزایش خواهد داشت. کلاس کاربری خاک در حد 68/23% و مراتع به میزان 5/6% کاهش خواهند داشت. در مجموع، مدل های نهایی نشان دهنده دقت بالای روش های دانش پایه و شیءگرا، و همچنین کارایی مناسب مدل مارکوف در مطالعه تغییرات کاربری اراضی هستند. یافته های حاصل از پژوهش حاضر می توانند در روند برنامه ریزی های محیطی آتی، به ویژه با هدف توصیه پایدار و بهره برداری اصولی از اراضی، به عنوان مرجع مورد استفاده قرار گیرند.
۱۶۰۰.

پیش نگری دمای بیشینه دوره های آتی در شمال غرب ایران براساس برون داد مدل های اقلیمی CMIP6(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۷۱
یکی از مهم ترین چالش های پیش روی بشر، مسأله تغییر اقلیم و چگونگی رویارویی با مخاطرات ناشی از آن است. هدف از پژوهش حاضر، پیش بینی دمای حداکثر شمال غرب ایران بر اساس مدل های اقلیمی CMIP6 بود. بدین منظور داده های متغیر دمای حداکثر 12 ایستگاه منتخب شمال غرب ایران طی دوره آماری 2014-1985 از سازمان هواشناسی کشور اخذ گردید و پس از روندیابی با بهره گیری از آزمون من- کندال، تحت دو سناریوی متوسط (SSP 2-4.5) و بدبینانه (SSP 5-8.5) مدل های CanEsm5، MPI-ESMI-2HR، در نرم افزار SDSM6.1 شبیه سازی و برای 30 سال آتی پیش بینی گردید. جهت ارزیابی عملکرد مدل های CMIP6 و مقایسه مقادیر پایه و پیش بینی شده، از 3 سنجه آماری شامل: میانگین مربعات خطا (MSE)، ریشه میانگین مربع خطا (RMSE)  و میانگین خطای مطلق (MAE)  بهره گرفته شد. نتایج حاصل از روندیابی به روش من- کندال حاکی از روند صعودی معنادار در سطح اطمینان 99% در همه ایستگاه ها به جز ایستگاه تکاب بود که روند صعودی دما در آن معنادار نبود. نتایج مدل سازی دمای حداکثر نشان داد که مدل CanESM5 در مقایسه با مدل MPI-ESMI-2HR  در پیش بینی دمای حداکثر خطای کمتر و دقت بیشتری دارد. طبق پیش نگری انجام شده بر اساس سناریوهای دو مدل، طی دهه های آتی در همه ایستگاه ها و در کل ماه های سال افزایش دما تجربه خواهد شد که میزان این افزایش تحت سناریوی بدبینانه (SSP 5.8.5) بیشتر بود. در مجموع طبق یافته های پژوهش حاضر، بالاترین درصد افزایش دما در همه ایستگاه ها در ماه های سرد سال و اغلب در اواخر پاییز و زمستان رخ خواهد داد. بر اساس نتایج، دمای بیشینه در همه ایستگاه ها 2/0 الی 2 درجه سلسیوس افزایش خواهد داشت. ایستگاه های تکاب، ارومیه و مراغه با 12 الی 13 درصد افزایش، ماکو و جلفا با 6% افزایش به ترتیب بیشترین و کمترین میزان افزایش دمای بیشینه را در مقایسه با سایر ایستگاه ها تجربه خواهند کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان