ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۵٬۰۶۱ تا ۳۵٬۰۸۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۳۵۰۶۱.

بررسی شاخص های توسعه پایدار و طرح های مداخله گر شهری و بافت های فرسوده شهری، مطالعه موردی: محلات زینبیه، قائمیه و همت آباد اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۱
هدف این پژوهش ارزیابی و تببین میزان اثر بخشی شاخص های توسعه پایدار بر اجرای طرح های مداخله در بافت های فرسوده شهری می باشد. شاخص های توسعه پایدار دارای اولویت، بر روی تصمیم گیری و ارتقای اثر بخشی تصمیمات بر مداخله در بافت فرسوده است، که در نهایت میزان تحقق طرح های بعدی در این بافت ها را موجب می شود. این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و تبیین میزان اثربخشی شاخص های توسعه پایدار شامل (بهره وری، عدالت، انعطاف پذیری و ثبات)، در بافت های فرسوده و اولویت توجه به ارتقاء آن ها بر اجرای طرح ها و از طریق سنجش روایی و پایایی جهت بررسی پرسشنامه از ابزار تجزیه و تحلیل آماری (نرم افزار SPSS) و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از فنون آماری تصمیم گیری کیفی و کمی استفاده و در نهایت مدلی تحلیلی ارائه شده است. نتایج حاصل از طریق ضریب آلفای کرونباخ %88 به دست آمد، که بیان گر روایی و اعتبار بالای پرسشنامه هاست. برای تجزیه و تحلیل داده ها از فنون آماری پارامتری و ناپارامتری با توجه به مقیاس سنجش هر متغیر و با استفاده از نرم افزار spss انجام گرفت. برای انجام آزمون فرضیات و سنجش همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون و همبستگی رتبه ای اسپیرمن استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه پژوهش از بافت های حاشیه ای شهر می باشند. که با سه بافت جمعیتی متمایز (فرهنگی، قومی، کالبدی)، به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. نتایج این پژوهش نشان دهنده آن است، که  بین ارتقای شاخص های توسعه پایدار دارای اولویت، در بافت فرسوده و اثر بخشی طرح های مداخله در بافت فرسوده رابطه معنی داری وجود دارد. از آنجا که پایداری باید روی اهداف انسانی به عنوان هسته اصلی هر طرح مداخله ای تأکید نماید، بنابراین اثر بخشی نهایی در موضوع کارایی آن طرح ها، متوجه کیفیت سکونت گاه های انسانی آن محدوده خواهد بود. اطلاعات میدانی نشان می دهد، که میزان تمایلات 1/89 درصد از خانوارهای بافت محله همت آباد (با ساکنان مهاجر درون استانی) در ارتباط با مشارکت جمعی است. هم چنین متغیرهای اعتقاد به مشارکت با 83/40 و آگاهی و اطلاع از پروژه با 8/20 و درجه آزادی 6 و مقدار000/0= sig بیشترین تأثیر را در بین متغیرها بر شاخص توسعه پایدار اجتماعی در پروژه های بازآفرینی بافت های فرسوده داشته است.
۳۵۰۶۲.

مدل سازی و پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با استفاده از روش رگرسیون لجستیک در مدل LCM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۷
تغییرات کاربری اراضی یکی از آشکارترین اثرات مداخله انسان بر روی کره زمین است و می تواند بر سلامت انسان و سیستم های بوم شناختی تأثیرگذار باشد. مدل سازی مکانی تغییرات کاربری زمین، فنی برای درک فرایندهای تغییر کاربری زمین از نظر محل و مقدار تغییر است. ازاین رو، تحقیق حاضر با هدف بررسی تغییرات کاربری اراضی شهرستان خوسف در استان خراسان جنوبی با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک انجام شد. به این منظور، تصاویر ماهواره ای منطقه موردمطالعه در سه دوره 2008، 2013 و 2022 تهیه و نقشه کاربری اراضی آشکارسازی و صحت نقشه ها با روش ماتریس خطا ارزیابی شد. سپس سه زیر مدل؛ انتقال کاربری بایر به کشاورزی، بایر به مسکونی و کشاورزی به بایر و چهار متغیر شامل: مدل رقومی ارتفاع، فاصله از جاده، فاصله از مناطق مسکونی و فاصله از اراضی با کاربری کشاورزی برای یک دوره واسنجی 2013-2008 مورداستفاده قرار گرفت. سپس روش رگرسیون لجستیک در مدل LCM  برای مدل سازی تغییرات کاربری اراضی مورد استفاده قرار گرفت و با استفاده از زنجیره مارکوف تغییرات هر کاربری مشخص شد و درنهایت نقشه های کاربری اراضی برای سال 2022 با استفاده از مدل پیش بینی سخت پیش بینی شد. در این مدت بیشترین تغییرات در طی دوره موردمطالعه شامل تبدیل اراضی بایر به کاربری کشاورزی بوده است. بعد از اجرای مدل ها نتایج حاصل از شبیه سازی 2022 با نقشه واقعیت زمینی مورد مقایسه قرار گرفت و پس از اطمینان از دقت مدل و با توجه به صحت مدل سازی پیش بینی نقشه ی کاربری اراضی برای سال 2040 انجام شد. بر این اساس در سال 2040 مساحت پیش بینی شده برای کاربری کشاورزی 10488.18 هکتار، کاربری شهری 750.04 هکتار و کاربری بایر برابر با 1571932.14هکتار تعیین شد. بنابراین می توان گفت کارایی استفاده از روش رگرسون لجستیک در مدل LCM در مدل سازی تغییرات در منطقه مورد مطالعه تأیید شد.
۳۵۰۶۳.

امکان سنجی شاخص های حکمروایی هوشمند شهری در شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۴
شهر هوشمند به عنوان محور تحول و توسعه هزاره مطرح شده و به معنای گشایش مفاهیمی نو در برنامه ریزی شهری است که قابلیتهای جهان واقعی و مجازی را برای حل مشکلات شهری با هم ترکیب میکند. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و جامعه آماری کلیه ساکنین شهر مهاباد (پرسشنامه خانوار ) و کارشناسان خبره و آشنا به محدوده مورد مطالعه شهر مهاباد با زمینه تخصصی در زمینه شهر هوشمند ( پرسشنامه متخصصین) می باشد. هدف از این مطالعه بررسی و تحلیل ضرورتهای شهر مهاباد برای هوشمند شدن وضعیت شهر مهاباد از منظر شاخص های شهر هوشمند مبتنی بر حکمروایی و ارائه اقدامات و راهبردهای مقتضی برای هوشمند شدن شهر مهاباد و تبیین نتایج و دستاوردهای احتمالی ناشی از تحقق حکمروایی هوشمند و ارائه الگو در شهر مهاباد است. نتایج بررسی در زمینه شاخصهای شهر هوشمند مبتنی بر حکمروایی در شهر مهاباد نشان میدهد که دو بعد اساسی حکمروایی مشارکت شراکت و همکاری و نظام تصمیم گیری پایین تر از حد متوسط می باشند که حکایت از نقش و جایگاه ضعیف شهروندان در نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری دارد برای تحقق شهر هوشمند در مهاباد قانون گذاری تدوین سیاستهای یکپارچه و داشتن چشم انداز بلند مدت ضروری است. در صورت تحقق حکمروایی هوشمند میتوان شاهد بهبود ،شهر تغییر شرایط دولت در مقابل سایر بازیگران و تغییر سازمان یافته دولت بود.
۳۵۰۶۴.

تبیین علل تنش هیدروپلیتیک در روابط کشورها (مورد: تنش مصر و اتیوپی بر سر نیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۱
یکی از مسائل مهم در چارچوب موضوعات ژئوپلیتیک و هیدروپلیتیک، مبحث تنش و منازعه است. در میان تنش ها نیز تنش های هیدروپلیتیک از جمله انواع تنش های مهم و دامنه دار در روابط دولت ها و بازیگران از سطوح خرد تا کلان بین المللی هستند که حل آن ها به سختی انجام می شود و شناخت علل و ریشه های وقوع آن ها حائز اهمیت است. در سال های اخیر، یکی از تنش های هیدروپلیتیکی مطرح در عرصه بین الملل و در آفریقا، تنش مصر و اتیوپی بر سر ساخت سد رنسانس (النهضه) بر روی نیل توسط اتیوپی است که هیچ یک از دو کشور حاضر به صرف نظر از خواسته خود نیستند. مصر هر اقدامی مبنی بر ایجاد محدودیت در مسیر آب نیل از جمله ساخت سد را تهدیدی حیاتی برای سرزمین و کشور خود می داند و اتیوپی نیز با تأکید بر نیاز مبرم به منابع آب نیل برای مصارف خود، بر تصمیم برای احداث سد رنسانس اصرار دارد. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، علمی توصیفی و از نظر شیوه نگرش، توصیفی - تحلیلی است که با روش کیفی و رویکرد استنباطی و تحلیل محتوا به انجام رسیده است. گردآوری اطلاعات به روش اسنادی و کتابخانه ای و روش تحلیل نیز تبیینی (علَی) است. سوال اصلی پژوهش این است که مهمترین علل و ریشه های تنش هیدروپلیتیک در روابط کشورها و به طور خاص در روابط مصر و اتیوپی بر سر نیل کدامند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که مهمترین علل ریشه ای این تنش هیدروپلیتیک در چارچوب اهمیت حیاتی نیل، علل هویتی و تاریخی، عامل مداخله، مباحث اقلیمی و... مورد بحث و بررسی است.
۳۵۰۶۵.

روندیابی و پیش نمایی بارش در شهرهای منتخب نیمه شمالی ایران با بهره گیری از مدل های ACCESS و CNRM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۹
تغییر اقلیم، موجب تغییر در توزیع زمانی و مکانی بارش ها در سراسر جهان شده است. مطالعه ی حاضر، باهدف پیش نگری و روند یابی بارش شهرهای منتخب نیمه شمالی ایران انجام گرفت. در راستای هدف پژوهش، نخست، روند بارش 30 ساله (2023-1994) هریک از شهرها بر اساس آزمون من- کندال و تخمین گر Sen بررسی گردید. در مرحله دوم با بهره گیری از ریز گردان LARS- WG8 که به روزترین نسخه ی این نرم افزار است، بارش منطقه موردمطالعه تحت سناریوهای (SSP2-4.5) و (8.5-SSP5)، دو مدل ACCESS-ESM1-5 و CNRM-CM6-1 برای ۲۰ سال آینده (2060-2041) پیش نگری شد. سپس خروجی های دو مدل با استفاده از شاخص های اعتبار سنجی R2، MAPE ,RMSE جهت انتخاب مناسب ترین مدل، بررسی و مقایسه گردید. نتایج حاصل از آزمون شیب سن و من- کندال، نشان داد که طی 30 سال اخیر (2023-1994)، الگوی بارش در همه ی ایستگاه های منطقه، دستخوش تغییر شده و روند کاهشی معنادار در سطح اطمینان 99 درصد داشته است. این کاهش در شهرهای قزوین، اردبیل، زنجان بیشتر و در رشت و گرگان کمتر بوده است. طبق پیش نگری انجام شده بر اساس سناریوهای دو مدل ACCESS-ESM1-5 و CNRM-CM6-1 طی 20 سال آتی (2060-2040) کل منطقه مورد مطالعه در اغلب ماه های سال با کاهش بارش مواجه خواهند شد. میزان کاهش بارندگی در شمال غرب در برخی ماه های سال بیش از 60% خواهد بود. همچنین برخی شهرها در ماه های فصول گرم سال، افزایش بارش تجربه خواهند کرد. این افزایش در شهرهای کم بارش همچون سمنان، مشهودتر خواهد بود. در نهایت مقایسه مجموع بارش سالانه دوره مشاهداتی و پیش نگری شده، کاهش محسوس بارش را در کل منطقه مورد مطالعه نسبت به دوره پایه تأیید نمود. یافته های پژوهش، حاکی از ناهنجاری ها زمانی و مکانی بارش بوده، آثار تغییر اقلیم بر منطقه را تأیید می نماید و بر ضرورت اتخاذ سیاست های مدیریتی کارآمد جهت بهینه سازی مصرف منابع آب و توسعه روش های سازگاری با تغییرات اقلیمی تأکید دارد.
۳۵۰۶۶.

تحلیل کمّی توان ژئوتوریستی شیروان درّه سی (واقع در شهرستان مشکین شهر استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۵
ژئوتوریسم به توریسمی گفته می شود که دارای جاذبه های زمین شناسی، مورفولوژیکی و فرهنگی است. استفاده صحیح و بهینه از این جاذبه ها درمناطق مختلف، مستلزم شناخت از جنبه های مختلف می باشد. هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی و تحلیل پتانسیل ژئوتوریستی ژئوسایت های منطقه شیروان درّه سی است. این منطقه با پتانسیل های طبیعی عظیم، در شهرستان مشکین شهر، دارای ژئوسایت های طبیعی و بکر مختلفی می باشد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی-پیمایشی بوده و شیوه گردآوری داده ها، اسنادی و پیمایشی است که با استفاده از پرسش نامه از دو جامعه آماری کارشناسان و گردشگران، اطّلاعات لازم گردآوری شده است. همچنین جهت تحلیل داده ها از مدل دینامیکی هادزیک و آزمون های آماری با استفاده از SPSS.26 و PLS4 Smartاستفاده شده است. براساس نتایج بررسی ارزش علمی، مازاد و آسیب پذیری از نظر کارشناسان و گردشگران، مناطق ژئوتوریستی رودخانه شیروان چای، دریاچه آت گولی، دریاچه جیران گولی و آبشارها، به ترتیب؛ با مقادیر 45/32، 79/27، 63/27 و 85/22، دارای توان ژئوتوریسی متوسط هستند. همچنین براساس نتایج حاصله، توان ژئوتوریسی ژئوسایت های صخره ای و آبگرم شابیل، به ترتیب؛ برابر با 95/47 و 10/41 می باشد که این موضوع، توان خوب ژئوتوریسمی این دو سایت را نشان می دهد. با توجه به بررسی مدل معادلات ساختاری و بانظر به نتایج تحلیل عاملی تأییدی متغیرها، مقادیر پایایی سازه و روایی افتراقی، تمامی متغیرها و مولفه های مورد بررسی، تأیید شد. می توان اذعان داشت که علی رغم توان بالقوه و بالفعل کل منطقه مورد مطالعه جهت مقاصد ژئوتوریسم، تنها ژئومورفوسایت آبگرم شابیل، مورد توجه بیشتری قرار گرفته است و از توان و ظرفیت های سایر ژئومورفوسایت ها، به دلیل دوری از مراکز انسانی، نداشتن مسیر دسترسی مناسب، نبود امکانات اقامتی و نیز عدم معرفی کافی، استفاده حداکثری نشده است. لذا به نظر می رسد که رویکرد توجه به توسعه استراتژی ژئوتوریسم در این مناطق، می تواند بازخوردهای مثبت و رشد اقتصاد محلی را در پی داشته باشند.
۳۵۰۶۷.

تحلیل عوامل موثر بر آینده تاب آوری بوم شناسانه سکونت گاههای روستایی؛ مطالعه موردی: دهستان استرآباد جنوبی شهرستان گرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
تاب آوری سکونتگاههای روستایی به عنوان یک مؤلفه حیاتی ظاهر می شود، که نشان دهنده توانایی سیستم برای حفظ ثبات ساختاری و عملکردی در میان اختلالات خارجی یا تغییرات است. تقویت سکونتگاه های روستایی و بالا بردن سطح تاب آوری آنها به عنوان یک وظیفه حیاتی برای احیای سکونتگاههای روستایی است. با این حال سکونتگاههای روستایی در ایران با چالش های مختلفی از قبیل تخریب محیط زیست، کمبود خدمات عمومی، بیکاری، فقر و ... درگیر هستند که این موارد از موانع جدی دستیابی سکونتگاههای روستایی برای توسعه پایدار روستایی است. این پژوهش باهدف تحلیل عوامل موثر بر تاب آوری بوم شناسانه سکونت گاههای روستایی تدوین شد. پژوهش حاضر ازنظر نوع تحقیق کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی- تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی(پرسشنامه)؛ تجزیه وتحلیل اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی(میانگین و توزیع فراوانی) و آماری استنباطی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در محیط نرم افزارهای spss و pls صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر خانوارهای استرآباد جنوبی شهرستان گرگان است. تعداد نمونه لازم جهت تکمیل پرسشنامه با استفاده از فرمول کوکران 341 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شد. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که عوامل الگوها و عملکردهای بوم شناسانه با ضریب مسیر 299/0، الگوها و عملکردهای اقتصادی اجتماعی با ضریب مسیر 377/0، ساختار طبیعی با ضریب مسیر 268/0 و دانش و آگاهی ساکنان روستا با ضریب مسیر 238/0 بر تاب آوری بوم شناسانه سکونتگاههای روستایی تاثیر مثبت و معناداری دارد. از بین عوامل شناسایی شده عامل الگوهای اجتماعی و اقتصادی دارای بیشترین ضریب تاثیر بود و عامل دانش و آگاهی دارای کمترین میزان ضریب تاثیر بود.
۳۵۰۶۸.

انطباق جهت گیری ساختمان ها با کیفیت باد غالب و ارزیابی تأثیر آن بر آسایش حرارتی فضاهای باز شهری در اقلیم گرم و خشک سبزوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۸
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر جهت گیری های مختلف ساختمان ها بر اساس باد غالب بر آسایش حرارتی فضاهای باز در بخشی از شهر سبزوار است. این فرضیه نیز مطرح می گردد که قرارگیری عناصر سایت به صورت عمود بر باد غالب سبزوار، سبب جلوگیری از ورود گرد و غبار و کاهش سرعت جریان هوا در فضاهای باز بین بناها شده و شرایط آسایش حرارتی را برای کاربران بهینه می سازد. روش و داده: برای دستیابی به هدف، ابتدا یک قسمت از بافت شهر سبزوار، بازطراحی شده و سپس با توجه به جهت وزش بادهای غالب، مطلوب و نامطلوب، جهت گیری های مختلف بخشی از آن در گرم ترین و سردترین روزهای سال در تابستان و زمستان، به وسیله نرم افزار انوی مت شبیه سازی شده و شرایط آسایش حرارتی آن مقایسه و تحلیل می گردد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد، در تابستان، بیشتر پارامترهای آسایش حرارتی با چرخش عناصر سایت به اندازه ۲۰درجه به سمت شرق، وضعیت بهتری نسبت به سایر جهت گیری ها دارند؛ اما برای تعدیل شرایط سرمای هوا در زمستان، بهتر است از راهکارهای مناسبی استفاده گردد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، به دلیل آن که جهت گیری عناصر سایت به صورت عمود بر باد غالب مانع از تهویه فضاهای باز بین ساختمان ها می گردد، شاخص های آسایش حرارتی، بهینه ترین شرایط را ندارند و بنابراین، فرضیه پژوهش رد می شود. در حقیقت، با چرخش عناصر سایت به صورت ۲۰ درجه به سمت شرق، علاوه بر کاتالیزه شدن هوا و کاهش سرعت آن، شرایط تهویه برای فضاهای باز بین بناها ایجاد شده و شاخص های مورد نظر به محدوده آسایش نزدیک تر می گردد. نوآوری، کاربرد نتایج: نتایج این مطالعه می تواند به طراحان شهری کمک کند تا از مراحل اولیه طراحی جهت گیری مناسب (چرخش به اندازه ۲۰ درجه به سمت شرق) در اقلیم های مشابه سبزوار را مدنظر قرار داده و فضاهای شهری مطلوبی را از منظر آسایش اقلیمی برای شهروندان فراهم نمایند.
۳۵۰۶۹.

تحلیل سیاست های اقتصادی، کنترل جمعیت و خانواده و مذهبی- اعتقادی سبک زندگی و خانواده در ارتباط با توسعه متوازن جوانی جمعیت(مطالعه موردی: خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۸
رشد پایین جمعیت ایران در سال های اخیر، کشور را با خطرات زیادی در آینده روبرو کرده است. کشور ایران در چنددهه اخیر تحولات جمعیت شناختی چشمگیر را تجربه کرده است. این امر مسئولین و خط مشی گذاران کشور را به تکاپو واداشته که در راستای ایده های افزایش جمعیت سیاست هایی را اتخاذ نمایند. در این راستا هدف تحقیق حاضر تحلیل سیاست های اقتصادی، کنترل جمعیت و خانواده و مذهبی- اعتقادی سبک زندگی و خانواده در ارتباط با توسعه متوازن جوانی جمعیت در خراسان رضوی بود. روش تحقیق از نوع کاربردی و کیفی است. جامعه اماری تحقیق شامل خبرگان آشنا به موضوع هستند که با روش اشباع نظری حجم نمونه 50 نفر تعیین شد. جهت گرداوری داده ها از مصاحبه و پرسشنامه استفاده گردید. روایی با نظرات خبرگان و پایایی با آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت.جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوای کیفی و رگرسیون و نرم افزار spss استفاده شد. یافته ها نشان داد بین سیاست های اقتصادی، کنترل جمعیت و خانواده و مذهبی- اعتقادی سبک زندگی و خانواده در ارتباط با توسعه متوازن جوانی جمعیت رابطه وجود دارد و تمامی فرضیه های تحقیق مورد تایید قرار گرفتند.
۳۵۰۷۰.

واکاوی تجارب زیسته معلمان عشایری از جابجایی دانش آموزان کوچ رو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقدمه : جامعه عشایری به عنوان یکی از اقشار مهم و تأثیرگذار در ساختار اجتماعی ایران، با سبک زندگی خاص و تحرک پذیری بالا، همواره با چالش هایی در زمینه ی دسترسی پایدار به آموزش مواجه بوده است. جابجایی های مکرر ناشی از کوچ، وضعیت آموزشی دانش آموزان این جوامع را تحت تأثیر قرار می دهد و بر فرآیند یاددهی–یادگیری اثرات عمیقی بر جای می گذارد. شناخت عمیق تر از تجربیات معلمان فعال در این مناطق، می تواند راهگشای ارائه ی سیاست های آموزشی متناسب باشد. هدف پژوهش : هدف این پژوهش، واکاوی تجارب زیسته ی معلمان مدارس عشایری در زمینه ی تأثیرات جابجایی های دانش آموزان بر کیفیت آموزش است؛ با تمرکز بر ادراک، برداشت ها و چالش های معلمان در مواجهه با این پدیده. قلمرو جغرافیایی پژوهش : قلمرو مکانی این پژوهش شهرستان کرمانشاه است که دارای جمعیت قابل توجهی از خانوارهای عشایری می باشد. این منطقه با تنوع فرهنگی، پراکندگی جغرافیایی، و ویژگی های خاص زیست محیطی، بستری مناسب برای بررسی ابعاد مختلف آموزش در بستر کوچ نشینی فراهم ساخته است. روش شناسی : پژوهش با رویکرد کیفی و روش شناسی پدیدارشناسی طراحی شده و نمونه گیری به صورت هدفمند و با روش گلوله برفی انجام گرفته است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۸ نفر از معلمان عشایری گردآوری و با استفاده از کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) تحلیل شده اند. برای اطمینان از اعتبار یافته ها، روش هایی نظیر غوطه وری در داده ها، بازبینی مشارکت کنندگان و تأیید خبرگان به کار گرفته شد. یافته ها : نتایج تحلیل داده ها نشان داد که تجارب معلمان در سه مقوله ی اصلی شامل «نقاط ضعف »، «نقاط قوت » و «چالش ها» طبقه بندی می شود. مهم ترین چالش ها شامل گسست آموزشی ناشی از جابجایی، افت تحصیلی، ضعف در پیوستگی محتوای درسی، و عدم ثبات روانی دانش آموزان بود. با این حال، معلمان از ظرفیت هایی نظیر انسجام فرهنگی، فرصت های یادگیری تجربی و تقویت هویت بومی نیز نام بردند. نتیجه گیری : جابجایی مکرر دانش آموزان به عنوان مؤلفه ای ساختاری در زیست عشایری، پیامدهای گسترده ای بر نظام آموزشی این جوامع دارد. برای کاهش پیامدهای منفی آن، بازنگری در سیاست های آموزشی، طراحی راهبردهای محتوایی متناسب با زندگی کوچ نشینی، تقویت زیرساخت های حمایتی، و توجه به عدالت فضایی در آموزش ضروری است. یافته های این پژوهش می تواند زمینه ساز تدوین راهکارهای کلان برای ارتقاء کیفیت آموزشی و دستیابی به توسعه پایدار در مناطق عشایری کشور باشد.
۳۵۰۷۱.

ارائه الگوی تحقق پذیری زیست پذیری در محیط های شهری (مورد مطالعه: شهر همدان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
تحقق زیست پذیری شهری به ارتقای کیفیت زیست شهروندان، کاهش آلودگی، افزایش سلامت جسمی و روانی شهروندان، تسهیل مدیریت پایدار منابع و کاهش تأثیرات تغییرات اقلیمی منجر می شود. با توجه به رشد جمعیت، گسترش شهر، تغییرات اقلیمی و مسائل مرتبط با آب، آلودگی و فرونشست زمین، توجه به زیست پذیری شهری همدان، ضرورت دارد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی تحقق پذیری زیست پذیری شهری در شهر همدان است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش، کیفی است و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش گراندد تئوری کوربین و اشتراوس استفاده نموده است. جامعه آماری متشکل از نخبگان حوزه برنامه ریزی شهری، مدیریت شهری، شهرسازی، محیط زیست و توسعه پایدار است. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری هدفمند و تا سطح اشباع نظری ادامه یافته است. در مجموع از نظرات 15 نفر از نخبگان استفاده شده است. نتایج پژوهش بیانگر، 6 کد گزینشی، 34 کد محوری و 142 کد باز است. در نتیجه، تحقق پذیری زیست پذیری در شهر همدان نیازمند توجه به شرایط زمینه ای (پتانسیل و موقعیت جغرافیایی، شخصیت تاریخی و زیرساخت)، شرایط علّی (ابعاد محیطی، اجتماعی و اقتصادی) و شرایط مداخله گر است که با استفاده از اهرم های عملیاتی نظیر فضاهای باز، حمل و نقل پایدار، آموزش و سلامت و کاربری زمین موجب بهبود کیفیت زیستی و مکانی و تقویت احساس تعلق مکانی می شوند. سیاست گذاری و حکمروایی مبتنی بر نوآوری و فناوری نیز نقش مهمی در ارتقای زیرساخت ها، افزایش فضاهای باز و پاسداشت هویت تاریخی شهر همدان، هم افزایی میرات تاریخی فرهنگی و نیازهای شهری معاصر دارد. در نهایت، تحقق پذیری زیست پذیری در شهر همدان به ایجاد تعادل بین توسعه پایدار، هویت تاریخی و حکمروایی فناورانه منجر می گردد.
۳۵۰۷۲.

ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی مناطق کارستی جنوب غرب استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۳
منطقه جنوب غربی لرستان در پهنه ناهمواری زاگرس چین خورده واقع شده است و بخش زیادی از واحدهای سنگ شناسی این محدوده مطالعاتی دارای ساختار آهکی و انحلال پذیر است. به همین دلیل ژئومورفوسایت های کارستی متنوعی در جنوب غربی لرستان در دو حوضه آبریز کشکان (شهرستان های پلدختر و معمولان) و حوضه آبریز سیمره (شهرستان های کوهدشت و رومشکان) شکل گرفته است که تعداد زیادی از آنها می توانند مقصدهای گردشگری قلمداد شوند. هدف این پژوهش ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی سازندهای کارستیک در جنوب غربی استان لرستان با پیمایش و تحلیل نقشه ها و روابط فضایی آن ها با قلمروهای کارستی از طریق مدل کوبالیکوا و کیرچنر (2016) است. برای اجرای مدل، جامعه آماری پژوهش شامل 8 نفر از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی و 7 نفر از اساتید دانشگاه لرستان می باشد. بر اساس نتایج بدست آمده به ترتیب سه سازند آسماری- شهبازان (27) درصد، کواترنر (25) درصد، گچساران (20) درصد بیشترین لندفرم های کارست را دارند. کمترین محدوده با لندفرم های کارستی متعلق به سه سازند بختیاری (5/0) درصد، گورپی (2) درصد و آغاجاری (3) درصد است. شهرستان پلدختر که در حوضه رودخانه کشکان واقع شده است اشکال کارستی آن توسعه یافته و تنوع اشکال آن فراوان است. نتایج مدل کوبالیکوا و کیرچنر نشان داد سراب تنگ سیاب با 11/5 امتیاز بالاترین امتیاز را به دلائل ارزش علمی، آموزشی، اقتصادی و وضعیت دسترسی و زیرساخت های اولیه گردشگری، وجود ارزش های فرهنگی و زیست محیطی بدست آورد. بعد از آن نیز ژئوسایت های تنگه شیرز، تنگه هلت، چشمه شیرین ملاوی و غار پل خدا شیرز هر کدام با 10/5 امتیاز رتبه دوم، ژئوسایت-های غار کلماکره، چشمه سید سهل الدین، آبشار افرینه و دره خزینه هر کدام با 10 امتیاز رتبه سوم را به دلائل ارزش های علمی، آموزشی، اقتصادی و تنوع چشم انداز، نادر بودن در سطح منطقه، ملی، فراملی و وضعیت دسترسی و ارزش زیست-محیطی به خود اختصاص دادند.
۳۵۰۷۳.

Analysis of the Components of Physical Quality as the Missing Link of Social Sustainability in Residential Complexes(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۱
In recent decades, the design and construction of residential complexes in many cities have prioritized quantity over quality. This disregard for physical quality has reduced housing to a purely quantitative and market-driven commodity. This approach has, in turn, led to inefficiency in achieving social sustainability and has created a significant gap between the spatial structure and the real, diverse behavioral needs of residents. recent studies in the field of social sustainability in residential complexes have led to the identification of a key indicator called "physical desirability." This indicator, acting as the missing link between the physical and social dimensions of housing, can create a synergistic relationship between the quality of space and the collective behavior of residents. The current research aims to investigate and identify the components of physical desirability, with a focus on systematically analyzing previous studies. the research method for this study is descriptive-analytical, and data were collected through library and documentary sources. the findings show that three fundamental components—legibility, flexibility, and identity—can interact to create a foundation for sustainable housing. Legibility enhances the intelligibility and usability of a space, flexibility allows the environment to adapt to the changing needs of residents, and identity strengthens the emotional and cultural bond between people and their living environment. the results of the research indicate that physical desirability, through these components, acts as an active mediator between the spatial structure and social actions. It directly impacts the strengthening of collective security, the increase of social cohesion, and the sustainability of neighborhood interactions. Ultimately, enhancing physical desirability not only improves the quality of life for residents but can also become an effective strategy for the sustainable regeneration of contemporary residential fabrics.
۳۵۰۷۴.

عوامل مؤثر بر پذیرش طرح یکپارچه سازی اراضی (مطالعه موردی: کشاورزان شهرستان رامهرمز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۷
غیر کارآ بودن مدیریت مزرعه، عدم استفاده از تکنولوزی و ماشین آلات کشاورزی، پایین بودن بهره وری عوامل تولید و غیره همگی به نوعی در ارتباط با پراکندگی اراضی هستند. متخصصین برای رفع مشکلات و عوارض ناشی از پراکندگی اراضی، راه حل منطقی و قابل اجرای یکپارچه سازی اراضی را که راهبردی بنیادی در ارتباط با اندازه ی زمین است توصیه می کنند. هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش طرح یکپارچه سازی اراضی از دیدگاه کشاورزان شهرستان رامهرمز بوده است. روش پژوهش از لحاظ نحوه جمع آوری داده ها پیمایشی و از نظر هدف کاربردی می باشد و جامعه آماری آن را کشاورزان شهرستان رامهرمز به تعداد6000 نفر تشکیل می دهند که از این تعداد با استفاده از جدول مورگان تعداد 360 به عنوان نمونه ی آماری تعیین شدند که در سه گروه پذیرند گان (120)، عدم ادامه دهندگان (120) و غیرپذیرند گان (120) قرار دارند. در نمونه گیری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای غیر سهمیه ای استفاده گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای محقق ساخت بوده که روایی آن براساس نظر جمعی از اعضای هیات علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی تأیید وپایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای بخش های مختلف آن 69/0 تا 88/0 محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSv(20) صورت گرفت. نتایج نشان داد که هر سه مدل نشر، ساختار مزرعه و چند بعدی قادر به تفکیک پذیرند گان، عدم ادامه دهندگان و نپذیرندگان طرح یکپارچه سازی اراضی کشاوری هستند اما مدل چند بعدی بهتر از سه مدل دیگر قادر به تفکیک سه گروه است
۳۵۰۷۵.

بررسی نقش بازیگران مؤثر در مدیریت بلندمرتبه سازی مناطق شمالی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۴
امروزه بلندمرتبه سازی همگام با افزایش سریع جمعیت و به عنوان عامل پاسخ دهنده به نیاز مسکن، نقش مهمی در رفع نیازهای جمعیتی و توسعه فشرده شهری دارد. اما در کنار مزایای بلندمرتبه سازی، مشکلاتی مانند انزوای اجتماعی، ایمنی و امنیت، کاهش نورگیری و ...را به-وجود آورده است که به مدیریت هم جانبه نیاز دارد. در این راستا پژوهش حاضر به بررسی نقش بازیگران مؤثر بر مدیریت بلندمرتبه سازی در مناطق شمالی شهر اصفهان (مناطق 7، 8، 10، 12 و 14) می پردازد. تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش نیز توصیفی و تحلیلی می باشد. اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای (چارچوب نظری) و همچنین میدانی (پرسش نامه بازیگر-بازیگر و بازیگر-اهداف) گردآوری شده است. نمونه تحقیق را متخصصین حوزه مربوطه (شهرداری، راه و شهرسازی، نظام مهندسی، محیط زیست) با توجه به ماهیت تحقیق، 25 نفر تشکیل داده است. اطلاعات پرسش نامه از طریق نرم افزار Mactor (مکتور) (برای مشخص شدن بایگران و اهداف کلیدی در مدیریت بلندمرتبه سازی) تجزیه و تحلیل شده است. نتایج حاصل از تحقیق حاکی از آن است که شهرداری و راه و شهرسازی به عنوان بازیگران اثرگذار، نظام مهندسی و شهروندان به عنوان بازیگران اثر پذیر و نهایتاً محیط زیست به عنوان بازیگر دو وجهی شناسایی شده اند. با توجه به نقش سازنده شهرداری و راه و شهرسازی در مدیریت بلندمرتبه سازی مناطق شمالی شهر اصفهان، این دو سازمان با دنبال کردن اهدافی مانند نظارت بر ساخت و ساز و قانون مداری می توانند به نتیجه مطلوب دست یابند. بنابراین بایستی همگرایی بین شهروندان و شهرداری با سایر سازمان ها شکل گیرد تا اهداف آن مدیریت و برنامه ریزی شود
۳۵۰۷۶.

شکاف میان دانش و عمل برنامه ریزی شهری: یافته هایی از شرکت های مهندسین مشاور تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۳
مقدمه در سال های اخیر، فاصله چشمگیری میان دانشگاه و حرفه در عرصه برنامه ریزی شهری در ایران مطرح شده و تردیدهایی نسبت به کارایی دانش صریح (نظریه ها، مفاهیم و ...) در عمل حرفه ای شکل گرفته است. در این پژوهش مقصود از دانش، دسته بندی آن در دو نوع دانش صریح و دانش ضمنی (تجربه، جهان بینی و ...) بوده است. دانش ضمنی، در مقابل دانش صریح، غیرقابل به سخن درآوردن است. منابع دانش صریح دانشگاه ها، کنفرانس ها، مقالات و کتاب های علمی و حرفه ای، اوراق سفید دولتی و راهنماهای عمل هستند. منابع دانش ضمنی نیز بستر و شخص برنامه ریز دانسته می شود. مقصود از عمل نیز آنچه بوده است که در حرفه به وقوع می پیوندد و به تولید محصول که طرح های تهیه شده است، می انجامد. این پژوهش به پاسخ به چگونگی رابطه میان دانش و عمل برنامه ریزی شهری در شرکت های مهندسین مشاور با هدف شناسایی شکاف میان دانش و عمل برنامه ریزی شهری پرداخته است. مواد و روش ها در این پژوهش، واحد تحلیل، شرکت های مهندسین مشاور عضو جامعه مهندسین مشاور بوده است. در این بخش، نخست مدل مفهومی عملیاتی پژوهش ارائه شده است. از آنجا که عمده شرکت های مهندسین مشاور (86 درصد) در شهر تهران مستقر هستند، این شهر به مثابه مورد پژوهش اختیار شده است. رویکرد این پژوهش، کیفی و ماهیت آن، اکتشافی بوده است. راهبرد پژوهش نیز تحلیل مضمون و روش گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است. جامعه مورد نظر پژوهش، شرکت های مهندسین مشاور رتبه 1 شهرسازی مستقر در شهر تهران به مثابه بدنه اصلی تهیه برنامه های شهری در ایران اختیار شده است و بر اساس نمونه گیری تصادفی، به دلایل عدم امکان برقراری ارتباط و عدم پذیرش درخواست مصاحبه، هفت شرکت، نمونه مورد بررسی را تشکیل داده اند. مصاحبه ها در بازه زمانی خرداد تا شهریور 1403 انجام پذیرفته است و مصاحبه شوندگان، مدیران عامل یا مدیران بخش شهرسازی شرکت های یادشده بوده اند. پس از انجام مصاحبه ها، فرایند کدگذاری بر اساس معیارهای این پژوهش برای تحلیل مضمون که به ترتیب اهمیت، تناسب با پرسش و هدف پژوهش، اهمیت مفهومی و پشتیبانی نظری بوده است، با ابزار نرم افزاری ATLAS.ti و Word انجام شده و درنهایت، 72 کد حاصل شده است. این کدها، با تأکید بر مفاهیم پرتکرار و عمیق، پایه استخراج زیرمضامین و مضامین با رویکردی ترکیبی (قیاسی و استقرایی) بر اساس مبانی نظری و مدل مفهومی عملیاتی پژوهش (قیاسی) و داده ها (استقرایی) بوده اند. یافته ها در این بخش، مضامین و زیرمضامین رابطه تفصیلی دانش و عمل برنامه ریزی شهری در شرکت های مهندسین مشاور تهران ارائه شده است. مضامین شناسایی شده، پیوند دانش صریح و عمل، پیوند دانش ضمنی و عمل، و پیوند توأمان دانش صریح و ضمنی (ترکیبی) و عمل هستند. بر این اساس، رابطه دانش صریح و عمل در شرکت های یادشده، اغلب در قالب تهیه طرح های ویژه مبتنی بر دانش دانشگاهی و به کارگیری صریح نظریه در طرح های یادشده و نیز به صورت توأمان با دانش ضمنی در تهیه طرح های متنوع، اخذ آن ها از طریق مناقصات، آموزش به نیروها، به کارگیری نظریه و تجربه در عمل، تهیه طرح ها و حلّ پیچیدگی ها با دانش نیروهای شرکت و نیز در خصوص بخش تخصصی آن ها از طریق برون سپاری، تأمین نیرو با تأکید بر تجربه و شخصیت برنامه ریز علاوه بر دانش دانشگاهی و از طریق آگهی و معرفی و اخذ طرح های معمول و نوآورانه است. رابطه دانش ضمنی و عمل نیز اغلب از طریق یادگیری از اشتباهات و دیگران، داستان گویی، حلّ پیچیدگی ها با مشورت با اشخاص مجرب شرکت، تهیه طرح های معمول، مدیریت محدود دانش ضمنی در قالب استفاده از فرایند تهیه طرح های معمول پیشین و موارد یادشده توأم با دانش صریح است. نتیجه گیری در پاسخ به پرسش پژوهش، رابطه دانش و عمل برنامه ریزی شهری در شرکت های مهندسین مشاور مبتنی بر هر دو نوع دانش است. رابطه دانش صریح و عمل بر مبنای دانش صریح دانشگاهی است و رابطه دانش ضمنی و عمل مبتنی بر تجربه در سطح فردی با تأکید بر بستر به ویژه بستر پیچیده تصمیم گیری است. در رابطه دانش و عمل برنامه ریزی شهری شهر تهران، دانش ضمنی غالب است. این غلبه در سال های اخیر به موجب تضعیف توان مالی شرکت های مهندسین مشاور و مهارت محوری در آن ها، تشدید شده است. به منظور دستیابی به هدف پژوهش باید اظهار کرد که رابطه دانش و عمل برنامه ریزی شهری در شرکت های یادشده نشان دهنده شکاف میان دانش صریح و عمل و نیز دانش ضمنی و عمل است. مقایسه بستر این پژوهش با ادبیات جهانی نشان دهنده آن است که رابطه دانش و عمل برنامه ریزی شهری در کشورهایی که بستر این پژوهش ها هستند، به میزان بیشتری مبتنی بر دانش صریح است. در خصوص تفاوت های شکاف میان دانش صریح و عمل در آن ها، در حالی که شکاف یادشده در شرکت های مهندسین مشاور تهران عمدتاً ناشی از ضعف ساختاری از سوی نهادهای فرادست است، در بستر پژوهش های جهانی بیشتر نشئت گرفته از ارتباط غیرارگانیک (ولی سیستماتیک) میان دانشگاه و حرفه است. تفاوت دیگر آن است که ارتباط سیستماتیک میان دانشگاه و حرفه در بستر پژوهش های جهانی گسترده تر از ایران و شهر تهران است. تفاوت دیگر را نیز می توان عدم تسلط ورودی های حرفه بر فرایند تهیه طرح و ابزار سخت افزاری و نرم افزاری آن در شهر تهران که در ادبیات جهانی اشاره ای به آن ها نشده است، دانست. شباهت های شکاف میان دانش صریح و عمل در بسترهای یادشده را نیز می توان عدم مطابقت این دانش با بستر تصمیم گیری از حیث حقوقی و رویه ای و مشاهده انتظار پیش بینی کنندگی و تجویز موردی از نظریه ها در عمل برنامه ریزی میان حرفه مندان اظهار کرد. در خصوص شکاف میان دانش ضمنی و عمل در آن ها، به مثابه تفاوت می توان به رسمیت کمتر تجربه در عمل حرفه ای در شهر تهران اشاره کرد. از شباهت های مشاهده شده نیز سیستم مدیریت دانش ضمنی حداقلی در حرفه و اتصال محدود آن به بدنه دانش است. از جمله پیامدهای نظری شکاف میان دانش و عمل برنامه ریزی شهری در تهران، تضعیف اعتبار دانشگاه و پژوهش ها است و از پیامدهای حرفه ای آن، از دست رفتن نقش واسطه ای برنامه ریز میان دانش برنامه ریزی شهری و اقدام در شهر است. سهم دانشی این پژوهش به عرصه برنامه ریزی شهری را می توان اثبات شکاف میان دانش صریح و عمل برنامه ریزی شهری در شهر تهران و نیز شکاف میان دانش ضمنی و عمل برنامه ریزی در این شهر دانست. همچنین، این پژوهش رابطه نظریه و عمل برنامه ریزی در پژوهش های خارجی و رابطه دانشگاه و عمل برنامه ریزی با لحاظ تجربه در پژوهش های دیگر را با افزودن مفاهیمی دیگر همچون شخص برنامه ریز و مدیریت دانش ضمنی در خصوص شهر تهران یکپارچه کرده و به انجام رسانده است، و در واقع مفهومی گسترده تر از دانش صریح و دانش ضمنی را در رابطه دانش و عمل برنامه ریزی در مورد پژوهش ارائه کرده است.
۳۵۰۷۷.

پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۷
با تغییرات فناوری، عملکردها و فرم ها در طراحی فضاهای آموزشی دچار تغییرات معنادار شده و به عنوان یکی از چالش های آینده، مطابقت معماری این فضاها با نیازهای آموزشی نسل آتی را طلب می کند. این پژوهش به عنوان هدف اصلی خود، شناسایی پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده را مدنظر دارد. روش این پژوهش از نوع آینده پژوهی کیفی و در این چارچوب از نوع توصیفی - تحلیلی و از لحاظ هدف در دسته پژوهش های کاربردی است. با استفاده از روش کتابخانه ای، عوامل تأثیرگذار شناسایی و دسته بندی شدند. سپس دو مرحله پیمایش با استفاده از پرسش نامه و تشکیل پنل نخبگان انجام شد؛ در مرحله نخست، معلمان ابتدایی به عنوان متخصصان آموزش در مورد تغییرات احتمالی و عملکردهای موردنیاز آینده اظهارنظر کردند. در مرحله دوم، خبرگان معماری با تکمیل ماتریس اثر متقابل به تحلیل روابط عوامل پرداختند. تحلیل داده ها نیز با نرم افزار میک مک انجام شد. نتایج نشان داد که پیشران های مؤثر در معماری آینده فضاهای مذکور شامل ادغام با عناصر فرهنگی - هویتی ایرانی، طراحی یکپارچه با طبیعت، هندسه پیچیده و غیرمنتظم، نمای دیجیتال و مدولار، استفاده از بام و تراس، پلان ماژولار و انعطاف پذیر و عملکردهایی چون فضاهای حمایتی و مراقبتی است. تحلیل پیشران ها نشان می دهد که طراحی مدارس آینده باید با تأکید بر اصولی همچون استفاده از عناصر هویت ملی و فرهنگی ایرانی (معماری زمینه گرا)، ارتباط با طبیعت (معماری بیوفیلیک)، انعطاف پذیری فرمی و عملکردی و نوآوری در طراحی از طریق معماری تکرارپذیر و غیرمنتظم (طراحی پارامتریک) و تلفیق با فناوری روز طراحی گردند.
۳۵۰۷۸.

بررسی قابلیت های فضای مجازی در توسعه گردشگری شهرستان کنارک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۷
یکی از رویکردهای معاصر گردشگری، استفاده از فضای مجازی و فناوری اطلاعات در گردشگری است که نگرش جدیدی به گردشگری ایجاد کرده و مرزهای بین دنیای واقعی و فضای مجازی از میان برداشته است. در این راستا هدف پژوهش حاضر، بررسی قابلیت های فضای مجازی در توسعه گردشگری شهرستان کنارک می باشد. این پژوهش از نظر هدف، «کاربردی» و از نظر ماهیت و روش، «توصیفی- تحلیلی» می باشد همچنین شیوه گردآوری اطلاعات «اسنادی و پیمایشی (پرسشنامه)» است. جامعه آماری موردمطالعه در حوزه متخصصان می باشد که با استفاده از روش دلفی دو مرحله ای، 35 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. روایی محتوایی پرسشنامه توسط اساتید و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ در سطح 0.852 محاسبه و تأیید شد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل مسیر و تکنیک دیمتل (DEMATEL) استفاده شده است. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که فضای مجازی با میانگین 4.22 از حد مبنای (3) بیشتر می باشد بنابراین فضای مجازی بر توسعه گردشگری شهرستان کنارک تأثیر گذاشته است. نتایج حاصل از تحلیل مسیر حاکی از آن می باشد که زیرساخت فناوری اطلاعات با ضریب 608/ دارای بیشترین تأثیر و تجارت الکترونیکی با ضریب 250/ دارای کمترین تأثیر بر توسعه گردشگری شهرستان کنارک می باشد. نتایج حاصل از تکنیک DEMATEL نشان داد از بین شاخص های مؤثر بر گردشگری شهرستان کنارک، شاخص بستر مخابراتی با مقدار 5.971 بیشترین تعامل و شاخص اطلاع رسانی با مقدار 5.671 کمترین تعامل، شاخص شبکه اجتماعی با مقدار 1.402 مؤثرترین عامل و شاخص بستر مخابراتی با مقدار 2.088- تأثیرپذیرترین عامل هستند. با توجه به نتایج حاصله می توان نتیجه گرفت که با ایجاد زیرساخت های فناوری و معرفی جاذبه های شهرستان کنارک از طریق برنامه هایی مانند (تلویزیون، سایت های خبری و ...) توسعه این شهرستان محقق می شود.
۳۵۰۷۹.

بررسی اثرات توام تغییر اقلیم و عوامل انسانی بر تولید آب با بهره گیری از مدلسازی خدمات اکوسیستمی در حوضه آبریز فرامرزی رودخانه هیرمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۲
محدودیت منابع آب همواره بر برنامه ریزی های محیط زیستی تاثیرگذار بوده است. این مسئله به ویژه در مورد منابع آب فرامرزی، که برنامه ریزی و مدیریت آنها مربوط به دو یا چند کشور همسایه بوده و هر گونه تغییر و کنترل منابع آبی، بر شرایط محیط زیستی و رفاه و معیشت انسانی در کشور پائین دست تاثیر گذار است، بسیار حائز اهمیت می باشد. در پژوهش حاضر، مدل سازی تولید آب به عنوان یکی از خدمات حیاتی اکوسیستمی در حوضه آبریز فرامرزی هیرمند صورت گرفته است. بدین منظور ابتدا، اطلاعات مربوط به رودخانه هیرمند با استفاده از مرور منابع و پژوهش های صورت گرفته گردآوری و سپس مرز محدوده حوضه مطالعاتی مشخص گردید. اطلاعات مورد استفاده برای مدلسازی، تغییرات فاکتورهای اقلیمی سه دوره زمانی با فاصله 10 ساله شامل سال های 2002، 2012 و 2022 شامل دمای کمینه و بیشینه، بارندگی، تبخیر و تعرق بالقوه، ساعت آفتابی (تابش) و فاکتور های مرتبط با خاک و زمین شامل عمق محدود کننده ریشه و آب قابل دسترس گیاه در خاک و نقشه های کاربری اراضی و پوشش زمین می باشند. جهت برآورد میزان تولید آب در حوضه آبریز مورد بررسی، از مدل مربوط به تولید آب نرم افزارInVEST 3.3.2 بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از تفسیر تصاویر ماهواره ای مربوط به کاربری اراضی در سه بازه زمانی مختلف بیانگر وسعت کاهش پهنه های آبی است. علاوه بر آن تحلیل های مرتبط با تولید آب، نشان می دهند که حجم کل آب تولید شده در حوضه، در سال 2002، 5.14 میلیون مترمکعب بوده، این مقدار در سال های 2012 و 2022 به ترتیب به 4.23 میلیون مترمکعب و 3.87 میلیون مترمکعب رسیده است. این روند کاهشی تولید آب در حوضه آبریز هیرمند که به میزان تقریبی 2۵ درصد بوده است، تاثیرات منفی بر شرایط اقتصادی-اجتماعی مردم منطقه و همچنین شرایط محیط زیستی، به ویژه تالاب هامون، به جای می گذارد. از جمله پیشنهادات این تحقیق، لزوم تلاش جهت تامین حقابه رودخانه هیرمند و تالاب هامون از طریق همکاری و رایزنی با کشور افغانستان می باشد.
۳۵۰۸۰.

ارزیابی تحقق راهبرد شهر هوشمند با تأکید بر عوامل نوآوری و اقتصادی شهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۱
با گسترش شتابان فناوری های دیجیتال، مدیریت شهری با چالش های متعددی در تأمین خدمات کارآمد، ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و توسعه پایدار روبه رو است. در چنین شرایطی، راهبرد شهر هوشمند به عنوان یکی از رویکردهای کلیدی در مدیریت شهری مطرح شده، اما تحقق آن نیازمند شناسایی عوامل اثرگذار است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش عوامل نوآوری و اقتصادی در تحقق راهبرد شهر هوشمند در شهرهای ایران انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی است. جامعه آماری شامل متخصصان و کارشناسان شهری و اساتید دانشگاهی در سراسر کشور بود که 386 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد PLS و نرم افزار SmartPLS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عوامل نوآوری و اقتصادی نقش معناداری در موفقیت راهبرد شهر هوشمند دارند و هماهنگی آن ها با نیازهای شهرداری و اکوسیستم کسب وکار، اجرای طرح های شهری را تسهیل می کند. همچنین، نتایج بیانگر آن است که وجود یک استراتژی منسجم شهر هوشمند می تواند تولید ارزش، ارتقای خدمات عمومی و سودآوری شهری را تقویت کرده و نقش مؤثری در پایداری اقتصاد شهری ایفا نماید. این نتایج می تواند مبنای تصمیم گیری سیاست گذاران شهری در طراحی و ارزیابی ابتکارات شهر هوشمند در سطح محلی و ملی قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان