فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۰۱ تا ۳٬۱۲۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، ارزیابی تغییرات زمانی پوشش گیاهی جوامع حاشیه رودخانه قره سو استان اردبیل با استفاده از سنجه های سیمای سرزمین در یک بازه زمانی 8 ساله است که برای برنامه ریزی های حفظ اکوسیستم رودخانه و مطالعه مورفولوژی آن اهمیت است. تهیه نقشه پوشش حاشیه رودخانه قرسو از تصاویر GoogleEarth برای سال های 2011، 2016، 2019 به دلیل وضوح تصاویر استفاده شد. به منظور ارزیابی ارتباط بین سنجه های سیمای سرزمین در دوره های زمانی مورد بررسی از تحلیل همبستگی در محیط برنامه نویسی R استفاده شد. نمقدار سنجه پیوستگی سیمای سرزمین 52/91 درصد به 49/95 درصد در این منطقه طی دوره مورد مطالعه که نشان دهنده افزایش یکپارچگی و بهبود پیوستگی در سیمای سرزمین می باشد. ارزیابی تعداد لکه در تحقیق حاضر روند افزایشی را نشان داد که بیش ترین مقدار برای بازه زمانی 2019 بوده است. هم چنین نتایج تغییرات عرض رودخانه قره سو نشان داد که عرض رودخانه در سال 2019 به ترتیب با حداکتر و حداقل 43/27 و 97/3 است. مقایسه مقادیر عرض رودخانه در سه دوره مطالعاتی نشان دهنده روند افزایشی در عرض رودخانه می تواند ناشی از محدود شدن عرض رودخانه توسط فعالیت های انسانی و یا حفاظت کناره ها برای حفاظت از اراضی کشاورزی در برابر تعریض کناره ها باشد. هم چنین همبستگی عرض رودخانه نشان داد که بین دوره زمانی 2019 و 2016 همبستگی 63/0 و در سطح 001/0 معنی دار می باشد. کم ترین همبستگی بین دوره زمانی 2019 و 2011 با مقدار عددی 30/0 در سطح 5 درصد محاسبه شد. در حالت کلی نتایج تغییرات در جوامع حاشیه رودخانه را می توان با پیشروی عملیات کشاورزی تا نزدیک حریم رودخانه مرتبط دانست.
تحلیل دریافت تابش خورشید در گنبد آب انبارهای اقلیم گرم خشک و سرد با استفاده از پلاگین های Honeybee & ladybug(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
۳۲۵-۳۰۵
حوزههای تخصصی:
معماران گذشته در اکثر نقاط کشورمان آب انبارها را برای نگهداری و خنک نگه داشتن آب، جهت استفاده مردم در بیشتر نقاط اقلیمی کشورمان مخصوصا (گرم خشک، سرد) بنا می کردند. برای انجام این تحقیق دو نمونه گنبد آب انبار با طاق و قوس مختلف از شهر یزد و دو نمونه از شهر قزوین انتخاب گردید، سپس گنبدها بر اساس نقشه های واقعی در نرم افزار رویت 2017 مدلسازی شد. تا میزان دریافت تابش خورشید بر سطوح گنبدها در گرم ترین روز سال در ساعات 14، 16، 18 برای اقلیم گرم خشک و در سردترین روز سال در ساعات 13، 14، 16 برای اقلیم سرد قزوین با استفاده از پلاگین های انرژی پلاس هانی بی و لیدی باگ بدست آید.نتایج نشان دادند میزان دریافت تابش در سطوح گنبدها متفاوت است. گنبدهای خیز بلند در ساعت 14 تقریبا 78% و گنبدهای خیز کم 93%، در ساعت 16 گنبدهای خیز بلند 71% و گنبدهای خیز کم 81%، در ساعت 18 بعد از ظهر که زاویه تابش خورشید تقریبا 80 درجه تغییر می کند، گنبدهای خیز بلند 67% و گنبد خیز کم 64% از سطوح شان در معرش تابش خورشید قرار می دهند. گنبدهای خیز بلند مناسب برای اقلیم گرم خشک و گنبدهای خیز کم مناسب برای آب انبارهای اقلیم سرد می باشند
تدوین استراتژی تأمین مسکن محرومان بر اساس مدل های SWOT و QSPM(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ارتباط با مسکن محرومین امکان دسترسی به مسکن مناسب برای هر خانوار ایرانی در حد نیاز خانوار به گونه ای که دغدغه ی مسکن فراتر از سایر عرصه های زندگی خانوار نباشد و دسترسی پایدار و ایمن به مسکن خانوار نیز تضمین گردد، مبین چشم انداز آرمانی بخش مسکن در مطالعات اسنادی، در ارتباط با گروه های محروم است. هدف از این مطالعه دستیابی به مجموعه ی راهبردها و شاکله ی عمومی برنامه های واقع نگر و اثربخش در زمینه حمایت از مسکن محرومین و اقشار کم درآمد است که ضمن تعیین حدود و نوع مداخله دولت در ارتباط با مسکن و گروه های اقتصادی مختلف، موجب برخورداری سریع تر گروه های هدف از برنامه های حمایتی گردد. این پژوهش که بر اساس مدل ترکیبی تحلیل استراتژیک SWOT و مدل برنامه ریزی استراتژیک QSPM است و به بررسی یافته های مطالعات و نتایج حاصل از بررسی مصاحبه با کارشناسان حوزه جغرافیا و برنامه ریزی شهری پرداخته است. تحلیل های حاصل از SWOT نشان داد که 1- بی توجهی به عدم استفاده توامان فرایند مدیریت و بهره برداری مسکن اقشار کم درآمد مبتنی بر مشارکت نهادهای اجتماعی محلی و تشکل های غیردولتی 2- عدم شناخت لازم و یا بی توجهی به تنوع نیازهای اقشار محروم و بی توجهی به ویژگی های خاص گروه های هدف 3- عدم تعادل میان بهره مندی افراد مختلف در گروه های مختلف، در قبال برنامه های حمایتی منجر به ناکارآمدی سیاست های محرومین و بر خورداری این گروه از مسکن حمایتی گردیده است. دو محور دسته بندی گروه های هدف و سیاست های کلان اعم از «برنامه های توانمندسازی» و «جلب مشارکت با بهره بره برداری از توان محلی و ظرفیت های درونی با توسعه و تنوع بخشی به توانمندسازی»، همراه با سیاست عام تعادل بخشی در راستای افزایش ظرفیت در بخش های غیردولتی مبتنی بر مشارکت خانوار برخورداری سریع تر خانوارها از برنامه های حمایتی مسکن و مشارکت همه ذینفعان در برنامه ریزی را فراهم می آورد. واژگان کلیدی: برنامه های توسعه، مسکن محرومین، گروه های هدف، تحلیل SWOT، مدل .QSPM [1] . نویسنده مسئول: pakparvar_mohsen@yahoo.com
بررسی اثرات تغییرات کاربری اراضی بر تغییر پوشش گیاهی (مطالعه موردی: حوضه میان آب شوشتر در بازه زمانی ۲۰۲۰-۲۰۰۰)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۵
147 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات تغییرات کاربری اراضی بر تغییر پوشش گیاهی در حوضه میان آب شوشتر در بازه ی زمانی ۲۰۰۰ و ۲۰۲۰ است.
روش و داده: در این پژوهش تصاویر ماهواره ای لندست ۵ و ۸ به ترتیب برای بازه های ۲۰۰۰ و ۲۰۲۰ از سایت اداره زمین شناسی آمریکا (USGS) دانلود گردید. بعد از استخراج تصاویر پیش پردازش های لازم شامل تصحیحات اتمسفری، رادیومتریکی و هندسی در محیط نرم افزار Envi-5.3 بر روی آن ها انجام گرفت. جهت تهیه نقشه کاربری اراضی، از با استفاده از الگوریتم های طبقه بندی نظارت شده شامل روش های طبقه بندی حداکثر احتمال، حداقل فاصله از میانگین، سطوح موازی، فاصله ماهالانویی استفاده گردید.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد، در بازه ی زمانی ۲۰۲۰ تغییرات شاخص های کشاورزی (۱/۴۶%)، اراضی مراتع (۱/۱۴%)، پهنه های آبی (۱/۵۴ %) روند کاهشی و اراضی دیم (۱/۹۴ %) و مناطق مسکونی (۳/۶۳ %) روند افزایشی نسبت به سال ۲۰۰۰ دارند. سدها، مراکز صنعتی، کارگاه های آلاینده و افزایش دما باعث تبدیل بیشتر مساحت وضعیت خوب شاخص های پوشش گیاهی به متوسط شده است.
نتیجه گیری: بر مبنای یافته های تحقیق در مناطقی که حوضه دارای شیب تند و لغزنده (۱۵ تا ۳۰ درصد) به دلیل این که عملیات تسطیح در آن ها انجام نمی گیرد، مناطق مسکونی به ندرت مشاهده می گردد. موقعیت طبیعی و نوسانات ارتفاع حوضه میان آب شوشتر گیاهان متنوعی را پدید آورده است. به گونه ای که، در بازه ی زمانی ۲۰۰۰ نسبت به سال ۲۰۲۰ تراکم پوشش گیاهی (NDVI، SAVI)، در نواحی شمال و شمال شرق، جنوب و جنوب شرق حوضه میان آب بیشتر بوده در صورتی که در بازه ی زمانی ۲۰۲۰ از تراکم متوسطی برخوردارند و هرچه به سمت نواحی خشک حوضه پیش برویم از پوشش گیاهی کاسته می شود.
نوآوری، کاربرد نتایج: تبدیل زمین های کشاورزی و بایر و اراضی که جزء محدوده ی بستر رودخانه هستند و درصد تغییرات مساحت شاخص (SAVI) نسبت به شاخص های دیگر کمتر است که دلیل آن رطوبت سطحی خاک این شاخص متأثر از آبیاری محصولات زراعی است.
ارزیابی عوامل کیفیت محیطی ایستگاه های مترو بر مبنای نقد مخاطب محور، مطالعه موردی: ایستگاه های خط ۴ متروی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جابجایی درون شهری تبدیل به پدیده ای در حال گسترش،برای جامعه متمدن امروزی شده است،که علاوه بر جابجایی مسافران ویژگی مطلوب ایستگاه ها باید مورداستفاده قرار بگیرد.با توجه به حجم بالای استفاده کنندگان از مترو و مدت زمان توقف مسافران،ایستگاه ها به کانون هایی مؤثر در فعالیت های روزانه شهری تبدیل شده اند وبا در نظر گرفتن روند رو به رشد گسترش شبکه مترو در کلان شهر تهران و نیاز روزافزون به آن، توجه ویژه به اهمیت کیفیت محیط ایستگاه های مترو به عنوان یک محیط پرتردد شهری بر تعاملات اجتماعی شهروندان میبایست موردتوجه قرار گیرد.هدف ازاین نوشتار بررسی و ارزیابی معیارهای کالبدی، عملکردی و روانشناختی درطراحی ایستگاههای مترو وتأثیراین مؤلفه ها بر کیفیت ایستگاه ها از دیدگاه استفاده کنندگان از مترو و همچنین ارائه راهکار درجهت افزایش کیفیت فضایی ایستگاه ها می باشد. روش تحقیق این پژوهش توصیفی تحلیلی بر پایه پیمایش بوده و از تکنیک مصاحبه، پرسشنامه و مشاهده استفاده شده که داده های بدست آمده ازروش میدانی شامل داده های کمی و کیفی است.داده های کیفی حاصل مشاهده در محل یا عکس های موجود و داده های کمی که حاصل پرسشنامه می باشد و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرارگرفته است. نتایج نهایی حاصل از این تحقیق نشان می دهد که میانگین کیفیت در معیار روانشناختی با مقدار 3.48 بالاترازسایر معیارها بوده و کمترین میزان رضایت از معیار کالبدی،وزیرمعیار آن درساختمان و سازه با مقدار 2.26 بوده است، به همین واسطه مناسب سازی فضای ایستگاههای مترو برای افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی مانند معلولین و جانبازان عزیز از مهمترین اولویتها در طراحی نحوه دسترسی و همچنین مبلمان شهری است که مناسب برای این عزیزان طراحی نشده است.
رویکرد نوین در اصلاح و ارائه سامانه طبقه بندی هوای شرجی برای ایران (با معرفی برنامه کامپیوتری طراحی شده تعیین هوای شرجی ایران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
48 - 67
حوزههای تخصصی:
تغییر در وضعیت آب و هوا تاثیر معنی داری برسلامت انسان دارد. هرچندکه نظرات متفاوتی درمورد میزان دمای مناسب برای راحتی انسان وجود دارد، اما اکثریت پژوهشگران، درجه حرارت های بین 18 الی 21 درجه سلسیوس را برای آسایش اقلیمی مطرح می کنند. در دو حالت این آسایش بهم می خورد، حالت اول رخداد دمای پائین همراه با باد شدید و حالت دوم همزمانی شرایط جوی گرم ومرطوب سبب هوای شرجی (Humidex) می شود. پدیده شرجی در کشور با شاخص های برگرفته از منابع خارجی با محاسبه فشار بخارآب جزئی انجام می شود. این در حالی است که پژوهشگران، به دشواری به آمار فشار بخارآب جزئی روزانه ایستگاه هواشناسی کشور دسترسی دارند و براین اساس لازم است فرمول جدیدی برای محاسبه هوای شرجی به صورت ماهیانه معرفی گردد. این پژوهش با هدف ارائه یک روش بومی شده برای تمامی نواحی اقلیمی ایران انجام و در آن هوای شرجی با کمترین داده های هواشناسی، در قالب یک فرمول کوتاه و آسان تعیین می گردد. برای درک بهتر، اقلیم نما و نمودار تخصصی شدت هوای شرجی درکنار یک نرم افزار، طراحی و از سایت (weather5.ir) قابل دسترسی می باشد دراین تحقیق با محاسبه همبستگی بین دما و رطوبت نسبی در 325 ایستگاه سینوپتیک کشور طی دوره آماری30 ساله (1370-1399)، هوای شرجی در یک فرمول تجربی برآورد و سپس نقشه شرجی با شدت ضیف، متوسط و شدید برای ایران ترسیم گردید. نتایج این تحقیق جدید و بومی شده نشان داد پدیده شرجی به دلیل عامل ارتفاع، اختلاف دما، رطوبت و نزدیکی به منبع رطوبی در سواحل جنوب و سپس سواحل شمال کشور از بیشترین فراوانی، شدت و تداوم برخوردار است. این مناطق باتوجه به تمرکز بالای جمعیتی، نیازمند مطالعات جامع در زمینه شرایط محدودکننده شرجی هستند، اما در سایر نقاط کشور شرایط هوای شرجی وجود ندارد و حتی چنانچه شرایط همزمانی رطوبی و دمائی بالائی نیز داشته باشند، صرفاً در آستانه شرجی ضعیف قرار می گیرند.
بررسی و مقایسه عملکردی بهداشت محیط بر اساس شاخص المری و سیستم اطلاعات جغرافیایی (Gis) در فضاهای روباز بزرگ مقیاس مجموعه ورزشی انقلاب تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
7 - 21
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی و مقایسه عملکردی بهداشت محیط بر اساس شاخص المری و سیستم اطلاعات جغرافیایی (Gis) در فضاهای روباز بزرگ مقیاس مجموعه ورزشی انقلاب تهران بود. روش: مطالعه حاضر از نوع توصیفی و به صورت مقطعی و به صورت کمی و کیفی بود که به منظور ارزیابی عملکرد بهداشت محیط با استفاده از روش پرسشنامه ELMERI و سیستم اطلاعات جغرافیایی (Gis) در مجموعه ورزشی انقلاب تهران انجام شد. در روش المری از دو مولفه بهداشت محیط شامل: نظافت، نظم، ترتیب و بهداشت صنعتی توسط کارشناسان HSE و پژوهشگر در فضاهای مذکور بررسی و ارزیابی شدند مبنای سنجش میزان آلاینده ها، براساس شاخص کیفیت هوا (AQI)، تنظیم گردیده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از طریق دستگاه GPS و نقشه های کاربری اراضی شهر تهران از ابزار GIS 10 استفاده شد. یافته ها: در مناطق شمالی مجموعه ورزشی انقلاب غلظت آلاینده pm10 , No2 بیش از سایر مناطق بود. پراکنش آلودگی هوا با آلاینده O3 در قسمت شرق مجموعه انقلاب بیش از سایر ایستگاه ها بود و در غرب ورزشگاه که زمین های گلف و تنیس قرار دارد کمترین میزان را داشت. در روش المری نیز مولفه نظافت، نظم و ترتیب زمین های تنیس شاخص کل 5/83 درصد و در مولفه بهداشت صنعتی شاخص کل 8/78 درصد در وضعیت خوبی قرار گرفته بود. در مولفه نظافت، نظم و ترتیب زمین های گلف شاخص کل 5/82 درصد و در مولفه بهداشت صنعتی زمین های گلف شاخص کل 6/77 درصد و در وضعیت خوبی قرار گرفته بود. نتیجه گیری: میزان بهداشت و شاخص آلایندگی هوای فضاهای بزرگ مقیاس مجموعه انقلاب شامل زمین های تنیس و گلف برای پرسنل و افرادی که در این فضاها فعالیت ورزشی دارند مناسب شناخته شد.
ارزیابی ابعاد تاب آوری شهری در برابر مخاطره سیلاب (مطالعه موردی: شهر فلاورجان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۱
80 - 92
حوزههای تخصصی:
مخاطره سیلاب همواره زندگی انسانها را تهدید می کند و یکی از ویرانگرترین مخاطرات طبیعی می باشد. هر چند مدیریت صحیح آن می تواند منبع بزرگی جهت تأمین نیازهای آبی یک منطقه باشد. سنجش تاب آوری شهرها در برابر این مخاطره به برنامه ریزان شهری برای مقابله با این مخاطره کمک شایانی می کند. هدف این پژوهش بررسی ابعاد تاب آوری شهر فلاورجان در برابر مخاطره سیلاب می باشد. در این راستا پرسشنامه ای طراحی و توسط 59 نفر از کارشناسان تکمیل شد. سپس از آزمون t تک نمونه ای استفاده گردید. در نهایت به منظور مقایسه بین معیارهای مورد بررسی از آزمون ریپیت میجر استفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده آن است که در بعد اجتماعی با توجه به شرایط متوسط، اهمیت بعد اجتماعی در تاب آوری شهر فلاورجان در برابر سیلاب های شهری در حد قابل قبول و با توجه به شرایط مطلوب، از حد مطلوب فاصله دارد. در بعد نهادی- مدیریتی و همچنین بعد کالبدی از نظر کارشناسان و با توجه به شرایط متوسط، اهمیت این دو بعد در تاب آوری شهرستان فلاورجان در برابر سیلاب های شهری از حد قابل قبول بالاتر و با توجه به شرایط مطلوب، از حد مطلوب فاصله دارد. مقایسه بین معیارهای مورد مطالعه توسط آزمون ریپیت میجر نیز نشان دهنده آن است که با وجود اینکه میانگین های به دست آمده از هر سه بعد اجتماعی، نهادی- مدیریتی و کالبدی به یکدیگر نزدیک می باشند ولی این سه بعد با یکدیگر تفاوت معنادار دارند.
نقش آب در مسکن روستایی مازندران و امکان سنجی بازآفرینی کالبدی ساختارهای مدیریت منابع آب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۸۵
133 - 146
حوزههای تخصصی:
تغییرات اقلیمی لزوم توجه به موضوع آب در حوزه های مختلف ازجمله معماری را بیش ازپیش نمایان ساخته است. روش های مدیریت مصرف آب در اقلیم های خشک و نیمه خشک ایران مدتی است که موردتوجه جامعه علمی و اجرایی کشور قرار گرفته است، اما این ملاحظات در مناطق مرطوب به ویژه مناطق حاشیه دریای خزر در نظر گرفته نمی شود. این بی توجهی به موضوع آب در مطالعات مربوط به معماری روستایی منطقه مازندران در شرایطی است که کالبد بناهای با بیشترین تأثیر از آب شکل گرفته اند. هدف این مقاله تحلیل امکان سنجی توسعه سامانه های استحصال آب باران در مسکن روستایی استان مازندران با توجه به سازگاری در سه بعد اجتماعی، کالبدی و نهادی است.
این مقاله پژوهشی کاربردی و کمی است. داده های پژوهش در سه گروه کالبدی، اجتماعی و فنی طبقه بندی شدند. روش گردآوری فراخور هر گروه از داده ها اسنادی، مشاهده و پرسش نامه بوده است. تحلیل داده های کمی از طریق روش دلفی و آزمون کلموگروف-اسمیرنوف توسط نرم افزار SPSS.24 انجام شده است. محدوده مطالعه روستاهای استان مازندران (روستاهای پارسی، شانه تراش، دیوا، کبریاکلا، کوتنا و ورکی) است که در سه گروه «کوهستانی»، «کوهپایه ای» و «جلگه ای» تقسیم شده اند.
یافته های پژوهش نشان می دهد، میزان مشارکت در توسعه سامانه استحصال آب باران در روستاهای کوهستانی و کوهپایه ای استان نزدیک به یکدیگر است اما در روستاهای جلگه ای سازگاری اجتماعی پایین تر از متوسط ارزیابی شده است. در بعد کالبدی نیز سازگاری معماری روستایی بالاتر از متوسط است و این سازگاری در هر سه نوع روستا تقریباً به یکدیگر نزدیک هستند.
ازاین رو، ساختار کالبدی و معماری مسکن روستایی مازندران امکان توسعه سامانه های استحصال آب باران را دارا است. اما در بعد نهادی، ظرفیت های مدیریت روستایی کمتر از متوسط است و می تواند مانع توسعه سامانه های استحصال آب باران در روستاهای مازندران باشد.
تحلیل جامعه شناختی مصرف در میان گردشگران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در وضعیت مصرف مسئولانه، گردشگر تاثیر رفتار مصرف را بر محیط زیست، اقتصاد، جامعه و فرهنگ مقصد در نظر می گیرد؛ و بطورهوشیارانه تاثیرات مثبت را به حداکثر و تاثیرات منفی را به حداقل می رساند. با توجه به اهمیت مصرف مسئولانه به خصوص اهمیت این نوع رفتار در میان گردشگران این تحقیق تلاش داشته است تا تحلیلی جامعه شناختی از مصرف مسئولانه با تاکید بر نظریه بوردیو ارائه کند.روش شناسی: این تحقیق با تاکید بر رویکرد کمی و با تمرکز بر راهبرد پیمایش صورت گرفته است. جامعه آماری این تحقیق گردشگران مراجعه کننده به اماکن گردشگری استان مازندران بوده است. اطلاعات تحقیق از طریق پرسشنامه از میان 385 نفر از گردشگران با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای گردآوری گردید.یافته ها: نتایج تحقیق بیانگر تاثیر انواع سرمایه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و نمادین بر رفتار مصرف مسئولانه گردشگران بوده است. سازه سرمایه ( با 4 بعد) تاثیر مستقیم و مثبت (Beta= 0/76) بر رفتار مسئولانه گردشگران داشته است. در واقع با افزایش سطح سرمایه گردشگران مصرف آنها نیز مسئولانه تر خواهد شد. همچنین سازه سرمایه (با 4 بعد) توانسته است 57 درصد متغیر وابسته ( مصرف مسئولانه) را تبیین کند.نتیجه گیری و پیشنهادات: در میان ابعاد سرمایه، سرمایه فرهنگی بیشترین نقش را در مصرف مسئولانه در میان گردشگران داشته است. نوآوری و اصالت: براساس یافته های تحقیق، واقع فرهنگ علاوه بر تاثیرگذاری بر ویژگی های شخصی و روان شناختی خریدار بر نحوه تصمیم گیری خریدار نیز تاثیر دارد.
نقش آفرینی سازمان های مردم نهاد در مقابله با بزه دیدگی گردشگران بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گردشگران بین المللی به دلایل مختلفی نظیر قابل شناسایی بودن، داشتن اموال ارزشمند، رفتن به اماکن مساعد بزهکاری، نداشتنِ احتیاط کافی در سفر، نداشتن حامی، عدم آشنایی با مقررات و رسوم جامعه میزبان، نداشتنِ فرصت کافی برای تعقیب از گروه های آسیب پذیر نسبت به بزهکاری هستند؛ لذا تضمین امنیت گردشگری در این راستا ضروری بوده که تحقق آن مستلزم همکاری جامعه مدنی، و به ویژه سازمان های مردم نهاد در قالب یک الگوی مشارکتی است.روش شناسی: در پژوهش حاضر به روشی توصیفی تحلیلی نقش سمن ها در پاسخ دهی به بزه دیدگی گردشگران خارجی بررسی شده است.یافته ها: یافته ها حاکی است این سازمان ها هم در مرحله ی پیشگیری و هم واکنش نسبت بزه-دیدگی گردشگران می توانند نقش آفرینی نمایند.نتیجه گیری و پیشنهادات: از جهت پاسخ های کنشی، با ارائه اطلاعات به گردشگران و تعامل با آژانس های گردشگری و پلیس محلی می توانند در برنامه ریزی جهت حفظ امنیت گردشگران مشارکت نمایند و با ایجاد فضای تفاهم می توانند به به سازی محیط گردشگری از جهت امنیت کمک نمایند. در ارتباط با پاسخ های واکنشی نیز به عنوان دوست دادگاه در اعلام جرم، مشارکت فعالانه در فرآیند دادرسی، ارائه ادله و اعتراض به آرا در جهت حمایت ازحقوق گردشگران بزه دیده ای که امکان اقامت طولانی در کشور میزبان را ندارند می توانند ایفای نقش کنند که مقررات کشور ما در این زمینه خلأ دارند.نوآوری و اصالت: این پژوهش، تلاشی به منظور پوشش نظری خلأ قانون آیین دادرسی کیفری در به رسمیت شناختنِ جایگاه سازمان های مردم نهاد در جهت مشارکت در فرآیند کیفری مربوط به حقوق گردشگران بزه دیده می باشد.
ارزیابی توزیع فضایی و سطح دسترسی ایستگاه های آتش نشانی شهر نیشابور با استفاده از تحلیل شبکه در GIS(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۷
100 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به حیاتی بودن سرعت عملکرد مراکز آتش نشانی در رسیدن به محل حادثه و نیاز به بررسی توزیع فضایی این مراکز برای مشخص کردن مناطق دور از سطح پوشش استاندارد، هدف اصلی از مقاله حاضر، مشخص نمودن توزیع فضایی - زمانی ایستگاه های آتش نشانی شهر نیشابور و تعیین مناطق خارج از سطح پوشش است تا در نتیجه مناطق نیازمند به ساخت این مراکز مشخص گردد.
روش و داده: روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است و روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی بوده است. داده های مورد استفاده در این تحقیق، داده راه ها، ایستگاه های آتش نشانی و محدوده شهر نیشابور است. سپس برای تحلیل توزیع فضایی – زمانی ایستگاه های آتش نشانی در مسیرها، از افزونه تحلیل شبکه در نرم افزار arcgis 10.8 استفاده گردید.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که توزیع فضایی – زمانی ایستگاه های آتش نشانی شهر نیشابور، در زمان استاندارد (۴ دقیقه) رسیدن به محل وقوع حادثه، فقط در مرکز شهر مطلوب است؛ اما حاشیه غرب، شمال، شمال غربی، جنوب و جنوب غربی شهر، تحت پوشش این مراکز، در محدوده زمانی استاندارد نیستند.
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده و تحلیل فضایی سطح شهر نیشابور، بیانگر این مطلب است که حدود ۲۵ کیلومترمربع از محدوده حاشیه شهر نیشابور، در محدوده عدم دسترسی مراکز آتش نشانی و ۱۴ کیلومترمربع از مرکز شهر، در محدوده دسترسی قرار دارند؛ بنابراین اولویت ساخت مراکز آتش نشانی جدید، در مناطق حاشیه شهر به خوبی نمایان است. بر اساس یافته های این تحقیق، می توان به این نتیجه رسید که به دنبال گسترش افقی شهر، تأسیس کاربری های ضروری بسیار حائز اهمیت است؛ بنابراین می توان با استفاده از روش های نوین چون سیستم اطلاعات جغرافیایی و ابزارها و افزونه های پرکاربرد آن، در زمینه بررسی و تجزیه و تحلیل کاربری های شهری، قدم برداشت.
نوآوری: بررسی توزیع فضایی ایستگاه های آتش نشانی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و ارزیابی سطح دسترسی به محل حادثه با در نظر گرفتن محدودیت ها. همچنین نتایج این تحقیق، می تواند مدیران شهری را در منطقه مورد مطالعه، در شناسایی و تأسیس ایستگاه های آتش نشانی بیشتر و منطقی تر، کمک کند.
نقش جابه جاگری و دسترسی روستایی در تنوع بخشی فعالیت های اقتصادی (مورد مطالعه: شهرستان اسدآباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای اقتصادی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶
31 - 45
حوزههای تخصصی:
جابه جاگری با آسان نمودن دسترسی ها باعث تنوع بخشی به فعالیت های اقتصادی می شود؛ با این وجود هنوز روستاها چالش های بسیاری در این زمینه دارند. در پژوهش حاضر برای تبیین دقیق موضوع، ارتباط میان نظام جابه جاگری و تنوع بخشی به فعالیت های اقتصادی نواحی روستایی بر اساس روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر ابزار پرسش نامه و در قالب 9 شاخص در سطح 30 روستا و 368 خانوار نمونه روستاهای شهرستان اسدآباد در افق زمانی 1401 سنجیده شد. روایی گویه های پرسش نامه با بهره گیری از نظر متخصصان و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده برای هر یک از متغیرهای جابه جاگری و دسترسی روستایی و تنوع بخشی به فعالیت های اقتصادی به ترتیب برابر 0/816 و 0/781 محاسبه شده است. یافته ها نشان داد که همه شاخص های جابه جاگری بر روی تنوع بخشی فعالیت های اقتصادی نواحی روستایی شهرستان اسدآباد اثرگذار بوده اند. جابه جاگری و دسترسی آسان از طریق گسترش زیرساخت های جابه جاگری، بهبود خدمات جابه جاگری، کیفیت جابه جاگری، هزینه جابه جاگری، بر شاخص های تنوع بخشی فعالیت های اقتصادی اثرگذار بوده است. بر اساس یافته های حاصل از مدل معادلات ساختاری پژوهش آشکار شد برازش ضرایب مسیر جابه جاگری روستایی به میزان 0/94 بر تنوع بخشی فعالیت های اقتصادی تأثیر داشته و مدل معادلات ساختاری پژوهش از برازش مناسب و قابل قبولی برخوردار است و میان شاخص های جابه جاگری و دسترسی روستایی و تنوع بخشی فعالیت های اقتصادی رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. بدین ترتیب بهبود شاخص های جابه جاگری و دسترسی روستایی تضمین کننده تنوع بخشی به فعالیت های اقتصادی در نواحی روستایی شهرستان اسدآباد بوده است.
چالش های مسئولیت مدنی راهنمای گردشگری و مدیر فنی دفتر خدمات گردشگری در حقوق ایران و مطالعهٔ تطبیقی با حقوق فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
19 - 32
حوزههای تخصصی:
متناسب با پیشرفت صنعت گردشگری در جهان لازم است مباحث حقوقی مرتبط با صنعت گردشگری مخصوصاً بحث مسئولیت مدنی نیز بررسی شوند. هدف این مقاله پژوهش درخصوص چالش های مسئولیت مدنی راهنمای گردشگری و مدیر فنی دفتر خدمات گردشگری و مطالعهٔ تطبیقی با حقوق فرانسه است. روش کار در این مقاله توصیفی، تحلیلی و تطبیقی بود. روش گردآوری اطلاعات نیز در این مقاله کتابخانه ای و ابزار گردآوری اطلاعات فیش برداری و ترجمه بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز از روش تطبیقی و مقایسه ای استفاده شد. در قانون گردشگری فرانسه مسئولیت مدنی بر دوش دفتر خدمات گردشگری نهاده شده و، با تمرکز بر قرارداد بین گردشگر و دفتر خدمات، مسئولیت پرداخت هر نوع خسارتی را که ناشی از عدم اجرای قرارداد باشد بر عهدهٔ دفتر خدمات گردشگری نهاده است. در فرانسه، راهنمای گردشگری در قبال خسارات وارده به مسافر مستقیماً مسئول نیست و سِمتی با عنوان مدیر فنی به شکلی که در ایران مقرر شده است وجود ندارد و مسئولیت های فنی با دفتر خدمات گردشگری است. در حقوق ایران، امکان استقرار مسئولیت مدنی ورود خسارت به گردشگر بر عهدهٔ مدیر فنی و راهنمای گردشگری وجود دارد که خود چالشی حقوقی برای این دو حرفه به شمار می آید. نتیجهٔ این پژوهش آن است که استقرار مسئولیت مدنی بر عهدهٔ مدیر فنی و راهنمای گردشگری از موانع حقوقی ایجاد ارزش در زنجیرهٔ تأمین خدمات گردشگری است. مهم ترین پیشنهاد این پژوهش حذف جایگاه مدیر فنی و انتقال مسئولیت های حقوقی این جایگاه به دفتر خدمات گردشگری و نیز قانونگذاری درخصوص مسئولیت مستقیم دفتر خدمات در مقابل گردشگر و عدم مسئولیت راهنمای گردشگری در قبال گردشگر و درنتیجه ایجاد ارزش در زنجیرهٔ تأمین خدمات گردشگری است.
بررسی تأثیر آگاهی از پیامد و مسئولیت انتسابی در نیات رفتاری متمدنانه گردشگران ساحلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
149 - 160
حوزههای تخصصی:
گردشگری همواره به منزلهٔ یکی از روش های گذران اوقات فراغت مطرح بوده است و تأثیر چشمگیری در محیط زیست انسانی، اقتصاد و معیشت مردم و جامعه بر جای گذاشته است. اطمینان از اینکه گردشگران رفتار متمدنانه ای از خود بروز می دهند و مسئول پیامدهای منفی رفتار خود هستند، که از آن به منزلهٔ مسئولیت انتسابی یاد می شود، برای حفظ رقابت پذیری مقصد های گردشگری حائز اهمیت است و در این میان نقش سواحل، به مثابهٔ یکی از مهم ترین مقصدهای گردشگری، اهمیتی روزافزون یافته است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آگاهی از پیامد و مسئولیت انتسابی در نیات رفتاری متمدنانهٔ گردشگران ساحلی است. روش پژوهش تحلیلی است و جامعهٔ آماری این پژوهش مسافران و گردشگران مقیم تهران و کرج هستند که حداقل یک بار به سواحل دریای خزر سفر کرده اند. برای گردآوری اطلاعات از ابزار پرسش نامه استفاده شد و داده ها به روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart Pls تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان داد هنجارهای شخصی و آگاهی از پیامد در نیات رفتاری متمدنانهٔ گردشگری در زمینهٔ گردشگری ساحلی تأثیر مثبتی دارد و آگاهی از پیامدها در مسئولیت انتسابی، نگرش به رفتار، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده در زمینهٔ رفتار متمدنانهٔ گردشگری ساحلی تأثیر مثبت و معناداری می گذارد. بنابراین، می توان نتیجه گرفت، هرچه گردشگر مطلوبیت بیشتری از انجام رفتارهای متمدنانهٔ گردشگری درک کند، میزان تعهد احساسی او به بروز رفتار متمدنانه افزایش می یابد. شکل گیری نگرش رفتاری متمدنانهٔ گردشگری نتیجهٔ عامل واحدی همچون هنجارهای ذهنی نیست، بلکه ترکیبی از عواملی مانند هنجار شخصی است.
آسیب شناسی رابطه مذهب و دولت در عربستان سعودی با تاکید بر چارچوب نظریه ژان گاتمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۱
175 - 195
حوزههای تخصصی:
بیش از سیصد سال است که مذهب و دولت در عربستان سعودی با یکدیگر ادغام شده و حکومت می کنند. پس از تشکیل این کشور در سال 1932 نیز با تلاش برای شکل گیری دولت مدرن، وهابیت به عنوان مذهب همواره سعی در تسهیل امور برای دولت بوده است. دولت نیز، ترویج مذهب را از وظایف اصلی خود می دانست. هر دو در کنار یکدیگر سعی در ایجاد قدرت و مشروعیت بودند و توان خود را برای حکومت کردن بر مردم استفاده می کردند. اهمیت عربستان سعودی از این بابت است که دو شهر مکه و مدینه از مهمترین شهرهای جهان اسلام در آن واقع شده است. از این رو هر گونه تغییر در این کشور در جهان اسلام نیز تاثیر گذار است. اکنون با توجه به تغییراتی که در عربستان رخ می دهد، به نظر می رسد روابط دولت و مذهب در این کشور در حال تغییر است. این پژوهش با استفاده از نظریه سیرکولاسیون و آیکنوگرافی سعی دارد به بررسی این موضوع بپردازد. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیل و تاریخی به دنبال پاسخ گویی به این سوال است که «رابطه مذهب و دولت در عربستان چگونه است». همچنین روش گردآوری منابع اسنادی کتابخانه ای است. در نهایت پژوهش مولفه های آیکنوگرافی را وهابیت، نظام عشیره ای و نفت می داند. همچنین مولفه های سیرکولاسیون به عنوان نیروهای گریزنده از مرکز را تغییرات، افول پلیس مذهبی (مطوع)، ترویج اسلام میانه رو و اقتدارگرایی بن سلمان می داند. لازم به توجه است که دولت، تغییر نقش زنان، تغییر نهاد دانشگاه و همچنین مجموعه جشنواره های موسم ریاض را به عنوان ابزاری برای تغییر رابطه دولت و مذهب استفاده می کند.
A Comparative Study of Groundwater Recharge Mapping Using Analytical Hierarchy Process, Fuzzy- Analytical Hierarchy Process, and Frequency Ratio Models: A Case Study from Quetta Region, Pakistan(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
86 - 58
حوزههای تخصصی:
This study aimed to delineate groundwater recharge zones using a combination of analytical hierarchy process (AHP), fuzzy-AHP, and frequency ratio (FR) models. Additionally, it aimed to compare the effectiveness of these models in groundwater recharge potential zone mapping. To achieve these objectives, nine groundwater influencing factors were considered, including geology, soil types, lineament density, elevation, slope, topographic wetness index, drainage density, land use land cover, and rainfall. Thematic maps for all these factors were generated using satellite and conventional data in the ArcGIS environment. Weight was assigned to each thematic layer based on its significance to recharge. All thematic layers were combined using AHP model-l (WLC), AHP model-ll (Weighted sum), fuzzy-AHP overlay, and FR-based model using ArcGIS. The findings revealed that 15% and 39% of the study area have high recharge potentials according to AHP-based model-l and model-ll, respectively. The FAHP model demarcated 43% of the area as high recharge zones while the FR model demarcated 42% of the area as high recharge zones. The majority of high groundwater recharge areas were found in the central part of the study area, while the southern part was demarcated as a moderate recharge zone. The eastern and western parts were demarcated as low recharge potentials zones. To validate the accuracy of these models, the study used receiver operating characteristic (ROC) validation curves. The ROC curves revealed that AHP model-ll had the highest accuracy (AUC=89%) followed by the FAHP model (AUC=88%), AHP model-l (AUC=84%), and FR (AUC=81%)...
ردیابی و شبیه سازی توفان گرد وغبار شهر کرمانشاه با استفاده از مدلهای HYSPLIT و WRF-chem(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف شناسایی کانون و عوامل همدید موج توفان گرد وغبار 1 تا 3 نوامبر 2017 در شهر کرمانشاه انجام گرفت. جهت بررسی شرایط همدیدی علل وقوع این پدیده، از مجموعه داده های پیش بینی میان مدت جوی مرکز اروپایی (ESMWF ) با قدرت تفکیک 125/0 درجه قوسی شامل، ارتفاع ژئوپتانسیل، امگا، فشار تراز دریا، مؤلفه های مداری و نصف النهاری، رطوبت ویژه ، رطوبت خاک تا عمق 10 سانتی متری و عمق اُپتیکی گرد وغبار استفاده گردید. جهت مسیر یابی منشأ ذرات گرد وغبار از روش لاگرانژی مدلHYSPLIT مورد استفاده شد. همچنین با استفاده از مدل جفت شده پیش بینی عددی وضع هوا WRF-chem توفان گرد وغبار شبیه سازی شد. و در نهایت از طریق پردازش تصاویر ماهواره ای MODIS قلمرو گسترش آن مشخص شد. بررسی نقشه های ردیابی HYSPLIT نشان می دهد که دو مسیر کلی برای انتقال گرد وغبار به منطقه قابل تشخیص است: 1- مسیر شمال غرب- جنوب شرقی که با عبور از روی هسته های گرد وغبار شکل گرفته در بیابان های عراق و سوریه عمل انتقال گرد وغبار به نیمه غربی ایران را انجام می دهد. 2- مسیر جنوب غرب به غرب ایران و شهرکرمانشاه که سرچشمه اصلی گرد وغبار در روز 2 و 3 نوامبر بوده و منبع ذرات کویت، شمال عربستان و بخشی از عراق می باشد. توزیع مکانی گرد وغبار تفسیر شده توسط تصاویر سنجنده MODIS با توزیع مکانی غلظت گرد وغبار شبیه سازی شده توسط مدل WRF-chem انطباق دارد.
سنجش کیفیت زندگی در سکونتگاه های غیررسمی شهر میاندوآب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت و سنجش کیفیت زندگی در نواحی شهری که معلول اقدامات مدیریت شهری و سایر نهادهای دولتی و خصوصی است، موضوع بسیار حیاتی است. با توجه به عدم سنجش کیفیت زندگی شهری در سکونتگاه های غیررسمی شهری، می توان زمینه ای برای ترسیم نقشه راه جهت مدیریت شهری و آگاهی نهادهای مسوول از وضعیت موجود و اقدام برای تحقق صورت وضعیت مطلوب فراهم نمود. هدف این تحقیق سنجش کیفیت زندگی در سکونتگاه های غیررسمی شهر میاندوآب است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها به صورت میدانی از طریق ابزار پرسش نامه است. روایی ابزار مشخص و پایایی آن نیز با آلفای کرونباخ بیشتر از 70/0 تایید شد. جامعه آماری تحقیق را شهروندان ساکن در سکونتگاه های غیررسمی شهر میاندوآب، 11545 نفر تشکیل داده اند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران، 313 نفر تعیین شد. نتیجه آزمون نشان می دهد که چهار شاخص اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست محیطی کیفیت زندگی در سکونتگاه های غیررسمی شهر میاندوآب در سطح کمتر از 05/0 معنادار بوده اند. بررسی جهت معناداری گویای نامناسب بودن وضعیت شاخص ها است. همچنین آزمون آنووا تایید کرد که 10 محله مورد مطالعه از نظر شاخص های اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی در سطح کمتر از 05/0 تفاوت معناداری دارند اما در زمینه شاخص اقتصادی(سطح معناداری برابر با 094/0) شرایط یکسانی وجود دارد. سنجش اثر مدیریت شهری بر بهبود کیفیت زندگی از طریق معادلات ساختاری نیز تایید نمود که میزان تبیین برای شاخص اجتماعی برابر با 97/0؛ برای شاخص اقتصادی برابر با 48/0 ؛ برای شاخص کالبدی برابر با 93/0 و برای شاخص زیست محیطی برابر با 55/0 است. بنابراین بیشترین اثر مدیریت شهری بر شاخص اجتماعی و سپس کالبدی است.
تاثیر تحولات ساختاری نامنظم بر توسعه نیافتگی سکونتگاه های روستایی (مورد: بخش مرکزی شهرستان منوجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: نظام فضایی سکونتگاه های روستایی از دو جزء اصلی ساختارها و کارکردها تشکیل شده است. افزون بر این دو جزء، بحث عوامل و نیروهای دورنی نیز مطرح است که بر قابلیت ها و محدودیت های نظام سکونتگاهی اثرگذار می باشند، یعنی عوامل و نیروهای که در شکل دهی و تحول نظام سکونتگاهی دخالت دارند ولی در کنار نیرو های درونی، نیروهای بیرونی نیز مطرح است که به نوبه خود در فرآیند شکل پذیری و تحول نظام فضایی سکونتگاه های روستایی دخالت دارند؛ لذا در پژوهش سعی شده است، تاثیر تحولات ساختاری- کارکردی نامطلوب و بدون قاعده در عدم توسعه سکونتگاه های روستایی بخش مرکزی شهرستان منوجان در استان کرمان، مورد ارزیابی قرار گیرد. روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، تعداد 66 روستای بخش مرکزی شهرستان منوجان با جمعیت 49428 نفر است. جهت نمونه گیری؛ با استفاده از فرمول کوکران، 379 نفر از روستاییان منطقه، محاسبه و بین آنها، پرسشنامه تکمیل شده است. روایی پرسشنامه تحقیق به شیوه صوری و محتوایی و نیز پایایی آن بر اساس آلفای کرونباخ به میزان83/0 تایید شد. برای تجزیه و تحلیل از آزمون های آماری با بهره گیری از نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر آن است که بین نظام سکونتگاهی با رویکرد ساختاری-کارکردی و توسعه یافتگی سکونتگاه های روستایی بخش مرکزی منوجان رابطه معنادار وجود ندارد. بیشتر سکونتگاه های روستایی از حداقل خدمات و امکانات برخوردار نبوده و اکثر آنها طبق آزمون همبستگی پیرسون جزء روستاهای ناپایدار محسوب می شوند. همچنین بین مولفه های تحولات ساختاری-کارکردی و شاخص های عدم توسعه یافتگی رابطه معناداری وجود دارد. نتایج آزمون رگرسیون چندگانه توام با میزان 361/0 درصد، نشان دهنده تاثیرگذاری مولفه های ساختاری-کارکردی (متغیر مستقل) بر سطح توسعه سکونتگاهی (متغیر وابسته) روستاهای بخش مرکزی شهرستان منوجان می باشد و بیانگر آن است که این مولفه ها، 6/41 درصد تغییرات در سطح توسعه سکونتگاهی روستاهای شهرستان منوجان را تبیین می نمایند. نتیجه گیری: طبق یافته های پژوهش سکونتگاه های روستایی بخش مرکزی منوجان به لحاظ توسعه یافتگی، ناپایدار به لحاظ پویش ساختاری-کارکردی، نامنظم و پراکنده و فاقد برخورداری از خدمات و امکانات می باشد.