فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۲٬۰۱۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
تصویر از نظر تکوین تاریخی، بر تصور و تکلم حق تقدم دارد. زیرا انسان پیش از آن که به سخن گفتن آغاز کند چشمش به صورتِ عینیِ واقعیت ها باز شده است و پس از گذر از تجربه دیدن، تمرین تجسم بخشیدن و اندیشیدن وجود او را فرا گرفته است و آنگاه کشف زبان به واقعیت پیوسته است تا هم وسیله ای برای بازگویی این اندیشه ها باشد و هم ابزاری برای ایجاد ارتباط. از نظر سلسله مراتب تصویری و جایگزین کردن یک حقیقت و واقعیت به جای حقیقت و واقعیت دیگر، ابتدا تمثیل قرار گرفته است که در آن کلیت تصویری یک متن، واقعیتی مجازی است که جایگزین یک تصویر کلی از یک واقعیت عینی می شود. در مرتبه دوم و پایین تر، تصویرهای سمبولیستی قرار گرفته اند، و در مرتبه سوم، تصویرهای استعاری؛ البته از نوع شعری آن و نه استعاره در معنای کلی خود که شامل سمبول و مجاز هم می شود. در این مقاله از انواع تمثیل یک تقسیم بندی متفاوت تر عرضه شده است که عبارت است از: تمثیل های اندیشه ای ـ آموزشی، تمثیل های حیوانات، تمثیل های اسطوره ای، تمثیل های فانتزی ـ تخیلی، تمثیل های افسانه ای، تمثیل های رمزی، تمثیل های واقع نما، تمثیل های قصه وار، تمثیل های تصویری، و مثال آوری.
الگوبرداری یا خلاقیت در بازآفرینی کمدی الهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در راستای ادبیات تطبیقی کمدی الهی دانته و سیر العباد الی المعاد سنایی دو الگوی سفر معنوی و روحانی به درونی ترین لایه های نفس و عوالم پس از مرگ آدمی است. شناخت و معرفت فلسفی و دینی، قوه تخیل، مکاشفه عرفانی، توجه به واقعیت موجود و آنچه باید بعد از این تحقق یابد، در این دو اثر چنان با هم گره خورده اند، که اجازه داوری خردمندانه نسبت به حالت خواب یا بیداری، هوشیاری یا ناهوشیاری مولف را به مخاطب نمی دهد.کمدی الهی یک اثر ادبی،حکمی و فلسفی به زبان سمبولیک و حاصل سیر و سیاحت دانته در عالم تخیلات متعالی و متافیزیکی است. بدون شک وی اولین فرد مبتکر سفر به دنیای ارواح نیست، و به آثار ارزشمند پیشینیان تاسی جسته است. در آفرینش این اثر افزون بر عوامل بیرونی و محیطی چون تبعیض و بی عدالتی های اجتماعی و نوسانات سیاسی، مجموعه ای از عوامل درونی چون تخیل، مکاشفه، رویا و کمبودهای روحی و روانی زمینه ساز بوده اند.آیا سنایی پیشگام دانته در کمدی الهی است؟ چرا با وجودی که ارداویراف نامه، رساله الغفران معری از شرق و اودیسه هومر و بخش هایی از انجیل از غرب، متون الهام بخش دانته در شاهکار ادبی اش بوده است، ولی همسویی های سیرالعبادالی المعاد سنایی با کمدی الهی بیش از سایر متون است؟ صرف نظر از این که سنایی بیشتر آفریدگار تحول سبکی و دانته آفریدگار تحول زبانی است و شاید شهرت و محبوبیت جهانی دانته در کمدی الهی به عنوان یک شاهکار ادبی، مانع ارزیابی این اثر با سیر العباد الی المعاد سنایی گردد که چندان برجسته نیست. این جستار با تحلیل کمدی الهی به عنوان اثری که واقعیت وخیال را درآمیخته است، ضمن مقایسه آن با کتاب های همسان خود درگذشته، بیشتر تاکید بر بیان عوامل درونی زمینه ساز آن دارد.
مبانی و رویکردهای واقع نمایی در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع واقع¬نمایی قصّه در مثنوی کوششی ا ست در تبیین کارکرد اجتماعی قصّه و کیفیّت کاربست واقعیّات جامعه در دنیای قصّه ها. در این نوشتار، ابتدا به تحلیل بازتاب شیوة رفتار و گفتار تودة مردم در قصّه های مثنوی و بررسی میزان اختلاط قصّه پرداز با طبقات مختلف مردم پرداخته ایم. سپس نوع پرداخت قصّه هایی با موضوع دین و مبانی دینی را مطرح کرده ایم؛ بعد از آن، حضور شخصیّت های گونه نما بهعنوان الگوهای ملموس اشخاص خارج از قصّه و محوری شاخص و جدّی در بازنمایی ساختار واقعیّت زندگی تحلیل شده است. بخش پایانی مقاله نیز به بررسی حضور سه ریخت کلّی ضرب¬المثل در قصّه های مثنوی به عنوان نمودی از پیوند قصّـه¬پرداز با واقعیّت مردم و تأمل در نوع ارتباطات مردم - که بر بستری از ساختـــار فرازبانی ضرب¬المثل و تمثیل بنا نهاده شده است- میپردازد.
پایان عکس شروع
بررسی سیر تحول شیوه های روایت و زاویه ی دید در داستان های کوتاه سیمین دانشور(مقاله علمی وزارت علوم)
گرهی در داستان عاشق شدن پادشاه بر کنیزک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
عاشق شدن پادشاه بر کنیزک، نخستین داستانی است که مولانا آن را حسب حال ما خوانده، و بعد از عشق نامه مثنوی (سی و پنج بیت نخست) سروده است، طرح داستان به گونه ای است که مولوی توانسته پاره ای از اصول عرفانی و عقاید خود را، به مناسبت هایی در ضمن آن بیان کند جز آن که در فرجام آن، در دفاع از کار پادشاه و حکیم در کشتن زرگری بی گناه، گرهی در کارش افتاده، و ناگزیر برای تاویل آن به استفاده از تمثیل و استناد بر آیات و روایات چنگ زده و با شدت و حدت از آن دفاع کرده است، با این همه، حالت بهت و حیرت خواننده را از کار حکیم الهی ترک نمی کند؛ به همین مناسبت نگارنده برآن شد که مستندات مولوی را در آن مورد، از دیدگاه های مختلف بررسی کند تا شاید توفیقات حق- تعالی- دستگیرش شود و راه به جایی ببرد، و یا حداقل طرح مساله خود انگیزه ای گردد بر مثنوی پژوهان، برای تحقیقات بیشتر در این زمینه.
قاعده کاهی در نثر گلشیری
حوزههای تخصصی:
توجه به ادبیات داستانی معاصر و نقد و بررسی آن به کمک شیوه هایی به جز نقد سنتی که تا به امروز بیشتر مورد توجه بوده است، دریچه های تازه ای را بر روی ادب دوستان می گشاید. در این مقاله، نظریات مکتب فرمالیسم روس و لیچ، زبان شناس انگلیسی، مـورد توجـه قرار گرفته است، کـه از دیدگـاه ادبـی و زبان شناسی به آثار ادبی نگاه می کنند، چند اثر از هوشنگ گلشیری، نویسندهٔ معاصر، پژوهش و بررسی شده است.
اسطوره ی یحیی زکریا در تعزیه ی ایرانی و نمایشنامه ی سالومه ی اسکار وایلد(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی و تحلیل عناصر داستانی فرائد السلوک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی و تحلیل عناصر داستانی ِفرائدالسلوک می پردازد و مباحثی مانند اوصاف قصْه و داستان، نوع داستان، حجم، زبان، گفتگو، شخصیت، راوی و گویندگان، زاویه دید، کنش داستانی، زنجیره مشترک بن مایه داستان ها، نتایج اخلاقی و زمان و مکان مورد کنکاش قرار می گیرد. در داستان ها و قصه های فرائدالسلوک خصوصیاتی چون تاکید بر حوادث، محکم نبودن روابط علت و معلولی میان رویدادها، مطلق گرایی، ختم شدن به نتایج اخلاقی، تغییر ناپذیری شخصیت ها، کیفیت روایت، بن مایه های مشترک و فرضی بودن زمان و مکان دیده می شود. مجموعاً 58 داستان در فرائدالسلوک وجود دارد. داستان های اصلی ابواب، بلندتر از داستان های فرعی است. گفتگو بیشتر میان اشخاص اصلی ِداستان ها برقرار می شود. اختصاصات زبانی نثر فنی قرن 6 و7 در این اثر دیده می شود. در داستان های این اثر از 289 شخصیت استفاده شده است. بیشترین شخصیت ها از حیوانات (29 درصد)، مردان و پسران (5/19درصد) و صاحبان مشاغل(14درصد) استفاده شده است. گویندگان اصلی داستان ها عبارتند از:نویسنده کتاب که 31 درصد داستان ها را نقل می کند.17درصد داستان ها توسط بهروز از شخصیت های داستانی،9درصد توسط پسر بازرگان و 5 درصد توسط قصیر از شخصیت های دیگر داستانی، نقل می گردد. راویان اصلی اغلب ناشناخته اند و جز دو داستان که راویان معینی دارد، سایر داستان ها با عباراتی مانند «شنیدم، گویند، آورده اند و اصحاب تاریخ و ارباب حکایات»روایت می شود.زاویه دیدِ داستان ها اغلب سوم شخص است.45 درصد داستان ها دارای کنش و 55 درصد فاقد کنش است،بن مایه های مشترک (دو عنصر وابسته،یک عنصر متضاد و واسطه) در این کتاب بسامد زیادی دارد. همچنین 95 درصد داستان ها دارای نتایج و توصیه های اخلاقی است و 5 درصد فاقد این امر است. تنها در 7درصد داستان ها به حوادث خارق العاده اشاره شده، 38 درصد داستان ها دارای زمان و70 درصد دارای مکان است.